صوت کامل سخنرانی

جایگاه عقل در دین‌داری، پاداش اعمال و تدبیر معیشت

۴ بازدید
پست
  • 📜 سند و متن روایت امام رضا (ع) درباره جایگاه عقل در دین
  • 🚫 معنای عدم اعتنا به دین‌داران بی‌بهره از عقل
  • 🕊️ عقل؛ معیار سنجش کمال و سکوی پرواز معنوی
  • ⚖️ نسبت میزان عقل با ثواب اعمال و عبادات
  • 🎯 تعیین پاداش بر اساس ظرفیت عقلانی انسان
  • 📉 جهل در برابر عقل؛ سخت‌ترین فقر و خسران دو سرا
  • 💰 عقل؛ سودمندترین سرمایه و نقش آن در تدبیر معاش
  • 🧭 لزوم انطباق تدبیر و شیوه زندگی با شرایط زمانه
سوره : الحج
آیه : ۱۱
#۲۶۳۶
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعْبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُۥ خَيْرٌ ٱطْمَأَنَّ بِهِۦ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ
بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می‌پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است)؛ همین که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می‌کنند؛ اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنها برسد، دگرگون می‌شوند (و به کفر رومی‌آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده‌اند، و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!

جایگاه عقل در دین‌داری، پاداش اعمال و تدبیر معیشت

  • 📜 سند و متن روایت امام رضا (ع) درباره جایگاه عقل در دین
  • 🚫 معنای عدم اعتنا به دین‌داران بی‌بهره از عقل
  • 🕊️ عقل؛ معیار سنجش کمال و سکوی پرواز معنوی
  • ⚖️ نسبت میزان عقل با ثواب اعمال و عبادات
  • 🎯 تعیین پاداش بر اساس ظرفیت عقلانی انسان
  • 📉 جهل در برابر عقل؛ سخت‌ترین فقر و خسران دو سرا
  • 💰 عقل؛ سودمندترین سرمایه و نقش آن در تدبیر معاش
  • 🧭 لزوم انطباق تدبیر و شیوه زندگی با شرایط زمانه

متن

سند و متن روایت امام رضا (ع) درباره جایگاه عقل در دین

بسم الله الرحمن الرحیم

ابوعبدالله العاصمی عن علی بن الحسن عن علی بن اسباط عن الحسن بن الجهم عن ابی‌الحسن الرضا علیه‌السلام قال: «ذُکِرَ عِندَهُ أَصحَابُنَا وَذُکِرَ العَقلُ، فَقَالَ علیه‌السلام: لَا یُعبَأُ بِأَهلِ الدِّینِ مِمَّن لَا عَقلَ لَهُ».

معنای عدم اعتنا به دین‌داران بی‌بهره از عقل

امام رضا علیه‌الصلاةوالسلام بحث عقل بود خدمت ایشون؛ فرمودند که: «لا یُعبَأُ». لا یُعبَأ یعنی اعتنا نمی‌شه، به حساب نمی‌آد، به خرج برداشته نمی‌شه از اهل دین، کسانی که «لا عقلَ له»، کسانی که عقل ندارند.

خب، مشخصه که حدی از عقل هست که قاعدتاً انسان داره، باید داشته باشه، ولی خب، باید استفاده کنه و نمی‌کنه. یه درجه‌ش خب عرض شد، اون درجه‌ای بود که انسان در مقابل مجنون بود و این‌ها خب اون که اهل دین حساب نمی‌شه، اما در بین دین‌داران این‌هایی هم که عقل ندارند، یعنی همون ویژگی‌هایی که در روایات قبل گفته شد، راجع بهش حرف زده شد، این‌ها نه، این‌ها چیزی به حساب نمی‌آن، این‌ها بهره‌ای از دین و عبادت نمی‌برند.

عقل؛ معیار سنجش کمال و سکوی پرواز معنوی

خب، قبلاً بود، یعنی وقتی صحبت می‌شد از فضل و کمال و دین و این صفات این‌طوری انسانی، سیره و روش اهل‌بیت سر این بود که توجه می‌دادند به میزان عقل و پختگی عقلش. کیفیت عقلش چطوریه؟ این معقوله، انسان عاقلیه در تصمیماتش، در گفتارش؟ از عقل بهره کافی می‌بره یا نمی‌بره؟ این ویژگی درش نیست، این ضعف بزرگ درش هست.

این‌هایی که ندارند، ضعیف‌اند، گفت نمازش، حجش، صدقه‌ش، این‌ها باهاش رشدی نمی‌کنه. یعنی دین، انسان رو اومده به ارتفاع ببره، رشد بده. وقتی این رشد و ارتفاع سکوی پروازش، عقله. عقل درست‌حسابی، عقلی که کار می‌کنه. حالا بازدهی‌هاش چیه، هنوز گفته نشده. نتایجش چیه، آثارش چیه، هنوز پرداخته نشده، خیلی نگفتیم، ولی به هر حال اصل صحبت راجع به اصل عقله، به این نعمت بزرگ.

نسبت میزان عقل با ثواب اعمال و عبادات

پس جهت دیگری که در این مسئله هست، که هم‌رنگ سایر روایاتیه که متدینینی که از عقل بهره کافی نبردند رو چیزی به حساب نمی‌آره، حتی ثواب هم، این‌ها مشکل دارند. یعنی یه وقت بین مردم بحث ثواب مطرحه، مثل همیشه، که فلان عمل این‌قدر ثواب داره، این‌قدر چی داره، این‌ها، ولی این‌هایی که این ضعف رو دارند، این بهره از ثواب رو هم ندارند.

حالا یکی از جهات عبادت بحث ثوابش هست، جهات دیگر هم درش هست. یکیش ثواب هست. ولی وقتی حتی از عقل بهره نبره، حتی اون ثواب رو هم خدا بهش نمی‌ده، بهره‌ای نمی‌بره. این خیلی مهمه. خیلیا تو این باغ و فضایند، فکر می‌کنند عمل، اون ثواب رو داره، اون ثواب موعود رو داره، خب این‌جوریا نیست.

می‌بینی عملی که قاعدتاً این‌قدر ثواب داشت، وقتی یه آدمی که از لحاظ عقلی و فهم این‌قدر ضعیفه انجام داده، اون‌قدر نیست، اون تناسبه نیست. اون نکته‌ای که تو اون روایت بود که زیاد عرض کردیم، این خیلی مهمه. تناسب ظاهری وجود نداره. یعنی این عمل، بار و وزنش این‌قدر ثواب بود، ولی چون این انسان این مشکل رو داره در جهت بهره‌وری عقلش، این، اون ثواب رو بهش نمی‌دن. لذا آدم‌هایی که تو این وادی نیستند و اینو ندارند، اون ثواب‌ها رو هم ندارند.

یه وقت می‌گه خب حالا این نخواسته آدم با تقوایی باشه، نخواسته آدم عاقلی باشه، بنا نداره اصلاً خلاصه هیچ دست به خودش نمی‌زنه، هیچ تغییری در خودش تو این جهات نداره، همونی که بوده هست، می‌گه حالا عبادات و اعمالی که انجام می‌ده یه ثوابی براش هست. ولی خب، به حسب همین روایات اون ثوابه هم نیست. صفر نیست، یه چیزی براش هست، مختصری، اما قلیلی از اون ثواب‌ها بهره‌مند می‌شه، نه عمده‌ش.

تعیین پاداش بر اساس ظرفیت عقلانی انسان

لذا تو ثواب‌هایی که تو اعمال و عبادات بیان می‌شه، این مسئله برش حاکمه در همه‌ش. این‌ها مال اون متدین عاقله، نه مال هر متدینی که یه عمل رو انجام بده. اون متدین عاقلی که از عقلش بهره برده، با این ویژگی‌هایی که بعداً خواهیم گفت، این آثار و مسائل درش تجلی پیدا کرده، این بله. این از اون عمل عبادی هم این‌قدر ثوابی که اومده تو روایت وعده دادند می‌بره، مابقی نه.

 تو روایت قاعده اون عمل رو می‌گن، وزن اون عمل رو می‌گند. وزنش اینه: این عمل، این‌قدر ثواب دارد. وزنش از جهت ثواب، ثوابی که خدا به عامل اون عمل می‌ده این‌قدره. ولی به این معنا نیست که در مورد هر فردی این صادق باشه. در مورد هر فردی صادق نیست. اینجا اون چیزی که حاکمه و تعیین می‌کنه که به این چه‌قدر بدیم، به اون چه‌قدر بدیم، میزان عقل آدم‌هاست. این کار ده هزار تا ثواب دارد؛ وزنش برای عامل این مقدار از ثواب هست، خب، ممکنه این عامل مانعی داره که از اون ثواب کم می‌کنه. اما اون موانع نباشه، اونو بهش می‌دن.

جهل در برابر عقل؛ سخت‌ترین فقر و خسران دو سرا

لذا آدمی که عقل نداره، یا عقلش به این معنی که داریم می‌گیم ضعیفه، و پیداست، و این آثاری که حالا تو روایات مخصوصاً اشاره می‌کنند درش نیست، خَسِرَ الدُّنیَا وَ الآخِرَة. نه دنیا داره، نه آخرت. همونه که می‌گن: اونکه عقل نداره، چی داره؟ هیچی نداره. اونکه عقل داره، هیچی هم نداشته باشه، همه‌چی داره. بُرد با این‌هاست.

لذاست که در روایت می‌فرماید: «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ»، در مقابل عقل. سخت‌ترین، سنگین‌ترین و بدترین فقر چیه؟ جهل. جهلِ مقابل عقل، نه جهل مقابل علم؛ که انسان نقاطی از عقلش کارایی نداره، جهاتی از عقلش بهره‌وری نداره، جواب نمی‌ده. این اگه عقل داشت این‌طوری حرف نمی‌زد، این اگه عقل داشت این‌قدر حرف نمی‌زد، این اگه عقل داشت این کلمات و جمله‌ها رو به کار نمی‌برد، این اگه عقل داشت این رفتار ازش صادر نمی‌شد. این اگه عقل داشت این‌طور نبود خلاصه‌ش، حالا، و هر جایی که این ضعف عقلی نشون بده و به چشم عقلا، خب واضحه این ضعف عقل. اگه عقل داشت خب این مشکلات و خلاها نبود درش.

این فقره. بدترین فقر برای آدم، عقلیه که نداره و میزانی از عقله که بهره نبرده. خسارت می‌زنه. این، دنیا برا آدم نمی‌ذاره، می‌بینی این‌ها که این‌جوری‌اند دنیاشون هم زیاد آسیب می‌بینه؛ دچار مشکلات جدی دنیایی، مادی، اقتصادی هم زیاد می‌شن. حالا تلازم برقرار نمی‌کنیم از اون طرف که حالا هر کی این‌جوره پس فلان، ولی این‌ها نوعاً این‌جور هم هستند. مشکل دنیاشون هم حتی نوعاً این‌طوری هست. آخرت هم خیلی چیزی ندارند؛ نه از اون بهره‌هایی که متقین و انسان‌های عاقل دارند دارند، نه حتی از ثواب چیزی بهره دارند، خیلی کمه، بهره‌وریشون بسیار پایینه.

لذاست که می‌فرماد که: «لَا غِنَى أَخْصَبُ مِنَ الْعَقْلِ»، از اون طرف هیچ ثروتی به اندازه عقل نیست. «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ».

عقل؛ سودمندترین سرمایه و نقش آن در تدبیر معاش

عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام، عن الحسین بن محمد، عن معلی بن محمد، عن الوشاء، عن حماد بن عثمان، عن السری بن خالد، عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: یَا عَلِیُّ، لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَلَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ». هیچ مالی، سرمایه‌ای، مال یعنی سرمایه، هیچ سرمایه‌ای نافع‌تر و به دردبخورتر از عقل نیست. عقل باشه دنیا هم درست تنظیمه، حتی آدم ممکنه درآمد آن‌چنانی هم نداره، ولی عقل که داره این عقل در خرج و تدبیر و مسائل مادی زندگیش هم  به دردش می‌خوره. همه‌ش مال آخرت که نیست که. دنیا رو هم تأمین داره، با همون میزان چیزی که خدا به انسان داده، «مَا عال امروء اقْتَصَدَ»، آدمی که بلد باشه چطور تو هر موقعیتی اقتصاد رو و اعتدال رو رعایت کنه دچار این فقر و تنگ‌دستی و بسته شدن دست نیست، نمی‌شه.

لزوم انطباق تدبیر و شیوه زندگی با شرایط زمانه

این‌ها منشأش خیلی وقت‌ها اینه که آدم جاهایی، خرج‌هایی، چیزهایی رو که باید مدیریت می‌کرد، فکر می‌کرد، تدبیر می‌کرد، جلوشو می‌گرفت، تنظیم می‌کرد، کم می‌کرد، اصلاح می‌کرد، این‌ها رو نکرده، با همون دست‌فرمون پیش می‌ره. خب دست‌فرمون یه دهه پیش با دست‌فرمون الان فرق می‌کنه. اون وقت اوضاع اقتصاد طور دیگه‌ای بود، حالا طور دیگه‌ایه. خب آدم عاقل بر اساس همین‌ها پیش می‌ره، دست‌فرمونو تنظیم می‌کنه. شما یه وقت جاده‌ت صاف و اتوبانیه، یه وقت پر پیچ و خم و گردنه و لیز و تنگ و سخته، خب آدم عاقل همه‌جا با یه دست‌فرمون نمی‌ره که. تو اتوبان یه جور می‌ری، تو اون جاده‌ای با اون ویژگی هم یه طور می‌ری. عقله دیگه. حالا در اوضاع اقتصادی هم همین‌طور. دست‌فرمون فرق می‌کنه. اون چیزی از شرایط اقتصادی که حاکمه تعیین می‌کنه عقل، حکم می‌کنه خواه این‌جا چی‌کار کن. شما نمی‌شه مثل قبلت حرکت کنی، با همون روال و عادات و رفتاری که سابق داشتی حالا بخوای همون‌جوری پیش بری؛ باید یه طور دیگه‌ای تنظیم کنید، تدبیر کنید، تا دچار این مشکلات نشی. دنیا خراب، آخرت هم خراب.

جمع‌بندی و دعای پایانی

لذا «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ». چه فقری بدتر از جهل و نداشتن عقل، و چه مالی و سرمایه‌ای نافع‌تر و به دردبخورتر از عقل، که هر که دارد همه‌چی دارد، که ندارد هیچی ندارد، ولو خیلی چیز دارد.

ان‌شاءالله خدا به همه‌مون این عقل رو مرحمت بفرماید. نثار روح مطهر خاتم انبیا و حضرات معصومین و همه حق‌داران و علما و شهدا صلوات بفرستید.

(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

گزیده

عقل؛ معیار حقیقی سنجش کمال در سیره اهل‌بیت (ع)

در سیره و روش اهل‌بیت علیهم‌السلام، وقتی سخن از فضل، کمال، دین‌داری و صفات انسانی به میان می‌آمد، توجه اصلی به میزان عقل و پختگی آن معطوف می‌شد. کیفیت عقل چگونه است؟ آیا این شخص در تصمیمات و گفتار خود عاقلانه عمل می‌کند؟ آیا از عقل بهره کافی می‌برد یا خیر؟ کسانی که بهره‌ای از عقل ندارند یا عقل ضعیفی دارند، نماز، حج و صدقه‌شان باعث رشد آن‌ها نمی‌شود. دین آمده است تا انسان را به ارتفاع برساند و رشد دهد، اما سکوی پرواز این رشد و تعالی، عقل درست و کارآمد است. به هر حال، اصل مبنا بر این نعمت بزرگ الهی استوار است.

توهم پاداش؛ چرا اعمال متدینینِ بی‌بهره از عقل بی‌نتیجه است؟

بسیاری از مردم بر این باورند که هر عمل عبادی، لزوماً همان ثواب موعود و معهود را برای هر فاعل به همراه دارد؛ اما حقیقت این‌گونه نیست. متدینینی که از عقل بهره کافی نبرده‌اند، در مسئله ثواب نیز با مشکل مواجه می‌شوند. عملی که قاعدتاً ثواب فراوانی دارد، اگر توسط فردی با ضعف عقل و فهم انجام شود، آن پاداش کامل را نخواهد داشت؛ چراکه تناسب ظاهری ملاک نیست. عمل، ظرفیت پاداش را دارد، اما چون فرد در بهره‌گیری از عقلش ناتوان است، از ثواب عمده محروم می‌گردد و تنها بهره‌ای بسیار اندک می‌برد؛ زیرا عقل شرط اصلی درک پاداش است.

میزان عقل؛ تعیین‌کننده اصلی پاداش اعمال در روایات

در روایات دینی وقتی از ثواب عبادات سخن گفته می‌شود، در واقع «وزن و قاعده کلی عمل» بیان می‌گردد، نه آن‌که برای هر فردی صدق کند. وزنش از جهت ثواب این مقدار است، اما حاکم و تعیین‌کننده نهایی این‌که به هر کس چه میزان پاداش تعلق گیرد، میزان عقل آدم‌هاست. عمل فی‌نفسه پاداش معینی دارد، اما ضعف عقلانی فرد می‌تواند مانعی بزرگ باشد که از آن پاداش بکاهد. بنابراین ثواب‌های وعده‌داده‌شده برای عبادات، مخصوص متدین عاقلی است که آثار و کارکردهای عقل در وجودش تجلی یافته باشد؛ وگرنه هر دین‌داری به آن دست نخواهد یافت.

جهل در برابر عقل؛ بزرگ‌ترین فقر و تباهی دو سرا

انسانی که از عقل بی‌بهره است یا عقلش ضعیف بوده و آثار خردورزی در وجودش دیده نمی‌شود، مصداق «خَسِرَ الدُّنیَا وَ الآخِرَة» خواهد بود؛ نه دنیا دارد و نه آخرت. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ». سخت‌ترین و سنگین‌ترین فقر، جهل در مقابل عقل است؛ یعنی انسان در نقاطی از زندگی‌اش عقلش کارایی نداشته باشد و بهره‌وری ندهد. اگر عقل داشت، سخنان و رفتارش این‌گونه نبود. بدترین فقر برای انسان، عقلی است که از آن استفاده نکرده؛ این ضعف، دنیا و آخرت را ویران می‌کند، درحالی‌که عاقل، حتی اگر چیزی نداشته باشد، همه‌چیز دارد.

عقل؛ برترین سرمایه برای تنظیم دنیا و معاش

پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند: «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَلَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ»؛ هیچ سرمایه‌ای سودمندتر و به‌دردبخورتر از عقل نیست. اگر عقل در زندگی حاکم باشد، امور دنیایی و مادی نیز به شایستگی تنظیم می‌گردد. حتی اگر فرد درآمد هنگفتی نداشته باشد، عقل در خرج، تدبیر و مدیریت مسائل مادی به کارش می‌آید و امورش را اصلاح می‌کند. عقل تنها برای آخرت نیست، بلکه دنیا را هم تأمین می‌کند. چنان‌که گفته شده است: «مَا عَالَ مَنِ اقْتَصَدَ»؛ کسی که اقتصاد و اعتدال را رعایت کند، دچار فقر، تنگ‌دستی و بسته شدن دست نخواهد شد.

ضرورت تدبیر اقتصادی و همگام‌سازی شیوه زندگی با شرایط

منشأ بسیاری از تنگ‌دستی‌ها این است که فرد، خرج‌ها و مسائلی را که باید مدیریت، تدبیر و اصلاح می‌کرد، به حال خود رها کرده و با همان روش سابق پیش می‌رود. بدیهی است شیوه زندگی و شرایط اقتصادی گذشته با امروز تفاوت دارد. انسان عاقل بر اساس واقعیت‌های موجود پیش رفته و روش خود را تنظیم می‌کند. در جاده صاف اتوبانی یک‌گونه رانندگی می‌کنند و در گردنه‌های سخت و لغزنده به‌گونه‌ای دیگر. شرایط اقتصادی حاکم نشان می‌دهد که عقل چه حکمی دارد؛ نمی‌توان با عادات سابق زندگی کرد، بلکه تدبیر و اصلاح شیوه زندگی برای جلوگیری از خسارت ضروری است.

فهرست

1️⃣ روایت امام رضا (ع) و عقل‌ورزی در دین

◽️ عدم اعتنا و ارزش‌گذاری به دین‌داری افراد بی‌بهره از عقل

◽️ تمایز میان عقل تکلیفی و مراتب عقلانیت در متدینین

2️⃣ عقل؛ سکوی پرواز و مدار کمال انسان

◽️ سیره اهل‌بیت (ع) در توجه به میزان پختگی و کیفیت عقل

◽️ بی‌اثر ماندن عبادات بدون رشد و کارآمدی عقل

3️⃣ نسبت مستقیم عقل با پاداش و ثواب اعمال

◽️ اصلاح نگاه عمومی به ثواب‌های موعود در روایات

◽️ تفاوت «وزن ذاتی عمل» با «استحقاق فردی بر اساس عقل»

4️⃣ جهل؛ سخت‌ترین فقر و عامل خسران دو سرا

◽️ معنای جهل در برابر عقل، نه در برابر علم

◽️ تجلی ضعف عقل در گفتار، رفتار و خسران دنیا و آخرت

5️⃣ عقل؛ سودمندترین سرمایه و نقش آن در تدبیر معاش

◽️ تنظیم امور مادی و معیشت در پرتو عقل و اعتدال

◽️ پرهیز از فقر و تنگ‌دستی با تدبیر اقتصادی («ما عالَ مَنِ اقتَصَد»)

6️⃣ ضرورت انطباق شیوه زندگی و تدبیر با شرایط زمانه

◽️ لزوم تغییر «دست‌فرمان» زندگی بر اساس واقعیت‌های روز

◽️ تنظیم خرج‌ها و پیشگیری از آسیب‌های دنیایی و اخروی