صوت کامل سخنرانی

العقل دلیل المؤمن؛ نقش عقل در تدبیر دنیا و آبادانی آخرت

۴ بازدید
پست
  • 📖 متن حدیث و جایگاه عقل در نگاه مؤمن
  • ⚖️ دو نوع مواجهه با دنیا
  • 🛡️ نعمت حیات و ضرورت حفظ جان
  • 🚦 رعایت قوانین و پرهیز از خسارت به خود و جامعه
  • 🧠 عقل؛ بازدارنده از اهمال‌کاری و ضایع کردن نعمت‌ها
  • 🏠 حفظ و رسیدگی به امور و اموال دنیوی
  • 🧭 معنای واژه «دلیل» و نقش راهنمایی عقل
  • 🎯 عقل در سنجش اهم و مهم و دعای پایانی

العقل دلیل المؤمن؛ نقش عقل در تدبیر دنیا و آبادانی آخرت

  • 📖 متن حدیث و جایگاه عقل در نگاه مؤمن
  • ⚖️ دو نوع مواجهه با دنیا
  • 🛡️ نعمت حیات و ضرورت حفظ جان
  • 🚦 رعایت قوانین و پرهیز از خسارت به خود و جامعه
  • 🧠 عقل؛ بازدارنده از اهمال‌کاری و ضایع کردن نعمت‌ها
  • 🏠 حفظ و رسیدگی به امور و اموال دنیوی
  • 🧭 معنای واژه «دلیل» و نقش راهنمایی عقل
  • 🎯 عقل در سنجش اهم و مهم و دعای پایانی

متن

متن حدیث و جایگاه عقل در نگاه مؤمن

بسم الله الرحمن الرحیم.

علی بن محمد، عن سهل بن زیاد، عن اسماعیل بن مهران، عن بعض رجاله، عن ابی عبد الله علیه السلام قال: «العقل دلیل المؤمن».

در این روایت شریفه یکی از «امتیازات عقل» را می‌فرماید: برای انسان مؤمن، آن چیزی که برای انسان، ویژگی هدایت‌گری، ارشاد و مستمسک، به شکلی که انسان می‌تواند به آن تکیه کند، «عقل» است. برای کی؟ برای مؤمن، بالخصوص.

عقل به مؤمن کمک می کند که در مسائل دنیایی خود (که البته دنیا هم مسئله مهمی است)،‌ از جمله حفظ شئون دنیا،‌ نعممت های دنیایی که خدا به او داده،‌ درست برخورد می کند و آخرتش را هم تأمین می کند.

دو نوع مواجهه با دنیا

چطور با دنیا برخورد می‌کند؟ مواجهه انسان‌ها با دنیا دو حالت دارد: یکی مواجهه اهل هوای نفس و گناه که آنها استفادشان از دنیا طور دیگری است، قالب و حالت دیگری بر ایشان حاکم است. حالت افراط، حالت تجمل‌گرایی، حالت طعنه زدن به آن چیزی که خدا از انسان خواسته، زیر پا گذاشتن [آنچه که خدا دستور داده]؛ [که این حالت] انسان را از بین می‌برد.

اما خُب خدای متعال، نعمت دنیا را به انسان داده که با استفاده درست از آن، آخرتش را آباد کند. یعنی توقف‌گاهی که اسمش دنیاست؛ موقتاً می‌آیید، بعد دیر یا زود، شمایی که اینجا نشستی پا می‌شوی می‌روی. این توقف‌گاه رو خب خدا داده [که] استفاده خیلی خوبی از آن بشود، بار انسان برای آخرت پر شود.

آن مثالی که می‌زدیم،(استراحت‌گاه‌های بین‌راهی)؛ گفتیم فرقش این هست که در استراحت‌گاه‌های بین‌راهی شما آنجا می‌روی تا چند دقیقه استراحت کنی، چایی می‌خوری و... ؛ اما دنیا اینطور نیست. در دنیا شما را از اتوبوس پیاده‌ می‌کنند و می گویند: «برو جمع کن! تا می‌تونی بکار، مشغول باش. باید جمع کنی.» دوباره سوار اتوبوس می‌شوی؛ دیگر باید باروبنه سنگینی جمع کرده باشی که ببری مقصد، ببری آنجایی که باید بروی.

نعمت حیات و ضرورت حفظ جان

لذا مؤمن، چون [باور دارد که] همین دنیا وسیله استفاده درست، وسیله جمع کردن عمل صالح برای آخرت، وسیله آباد کردن آن مقصد اصلی، وسیله آباد کردن خانه اصلی‌مان هست، با همین دنیا درست و خوب و قاعده‌مند [برخورد می‌کند]. اولاً نعمت‌هایی که خدا به او داده را قدر می داند، حفظش می‌کند؛ هر نعمتی.

بزرگ‌ترین نعمتی که خدا در این دنیا به انسان داده ، همین حیات و زندگی است. مؤمن مواظب است جانش از بین نرود، آن را محفوظ نگه‌دارد. حواسمان باید باشد. قوانین راهنمایی‌رانندگی که می گویند شما باید اطاعت کنی، به همین جهت است. بعضاً وقتی همین قوانین اطاعت نمی‌شود، عمل نمی‌شود، به آن بی‌توجهی می‌شود، یک لحظه اتفاقی می‌افتد و حیات از شما گرفته می‌شود. یک لحظه اتفاق می‌افتد.

 شما حق نداری این حیات، این نعمت بزرگی که خدا به آدم داده که با این زندگی و حیات، عمل صالح جمع کند را به باد دهی. حق نداری. باید حفظش کنی. حالا حساب بحث جهاد و شهادت چیز دیگری است که که خدای متعال خودش فراهم کرده، جهاد و شهادت تجارت و سود است که بحث دیگری است. بلکه بحث، روال معمول انسان‌هاست که دارن زندگی می‌کنند.

باید آدم حواسش باشد. بزرگ‌ترین نعمت خدا از جهاتی، همین نعمت حیات است.  من الان زنده باشم، نفس بکشم و هرچه می گذرد آخرتم را آبادتر کنم. نه خدای‌نکرده، زود دستم از دنیا کوتاه شود، محروم شوم. مگر آخرتم را چه‌قدر توانستم تأمین کنم؟! خب می‌شد یک سال، دو سال، ده سال، بیست سال، سی سال، پنجاه سال دیگر مثلاً همین‌طور به این کارهای خیر اضافه کنم، [آخرتم را] آباد کنم.

رعایت قوانین و پرهیز از خسارت به خود و جامعه

لذا مهمه این مراعات؛ این مسائلی که اگه انسان مراعات نکرد، یه لحظه می‌بینی...؛ افرادی که تصادف می‌کنند، افرادی که در اثر اهمال‌کاری—حالا چه اهمال خودشان، چه اهمال بقیه؛ (مگر تصادف همه‌ش به تقصیر ماست؟ گاهی هم تصادف تقصیر بقیه‌ است، پیش می‌آید) اما مهم این است که انسان جانب احتیاط و جانب مراعات قانونی که با حیات انسان سروکار دارد را مراعات کند، رعایت کند تا معذور باشد. 

آنجا که می‌نویسند : «شمای عابر پیاده حق نداری بری وسط»، خب نباید بره وسط؛ باید حریم را حفظ بکند. آنجاکه مثلا در جاده یا هر جای دیگر می گوید: «کمربندت را ببند»، خب دارد برای خودت می گوید. یک لحظه با آن شتاب، اگر آدم تصادف کند، چطور سرش ضربه می‌خورد؟ می خورد به شیشه جلوی ماشین. چه آسیبی به مغز و سر انسان [وارد می شود.] این ها نعمت‌های خداست؛ آدم حق ندارد مفت و مجانی از دست بدهد یا ضایعش کند. این حق را به ما نداده اند. مال تو نیست؛ خدا به تو امانت داده، باید حفظش کنی.

حیات مهمه. طول عمر از دعاهای اولیای خداست: خدایا، «أَنْ تُطيلَ عُمري في طاعَتِكَ». من ناگهان جوان‌مرگ نشوم مثلاً. طول عمر داشته باشم، عبادت کنم، بیشتر عمل صالح انجام دهم، از عبادت تو بهره‌مند شوم،از عبادت تو استفاده کنم. حالا به‌محض این‌که انسان می‌میرد و دستش از عبادت و استفاده از عبادت کوتاه شد، و این راه دیگر درش بسته شد؛ دیگر من‌الابد تمام شد.

لذا باید نعمت‌های خدا را قدر بدانیم. مؤمن، «عقل» دلیلش است. عقل می‌گوید: «خب این را مراعات کن، یک ذره این سختی را تحمل کن.» حالا باید کمربند ببندی، ببند دیگر؛ سخته؟ [با این حال] عقل می‌گوید ببند.

اینجا باید یک‌کم یواش‌تر بری، یواش‌تر برو؛ عقل می‌گوید، [خوب اگر عمل نکنی]خسارت وارد می‌شود. تصادف می‌کنی، هم به خودت خسارت می‌زنی، به روحت، فکرت، به مالت؛ هم به دولت و بیت‌المال خسارت می‌زنی. خب هر تصادفی، هر اتفاقی، یه خسارت سنگینی داره برای بیت‌المال از همه جهت. چرا آدم این خسارت ها را ایجاد کند؟!

عقل؛ بازدارنده از اهمال‌کاری و ضایع کردن نعمت‌ها

آدم که باتقوا باشد، این خسارت‌ها هم کم می‌شود، پایین می آید. جاهایی که باید مراعات کند، آن‌جایی که باید احتیاط کند، آن‌جایی که باید توجه کند، انجام می دهد؛ چون عقل دارد. عقل هم که «دلیلُ المؤمن» است. خدا عقل داده که انسان استفاده کند. عقل می‌گوید: «خب اینجا نه ایست، فلان کار را نکن و...؛ این چیز را مراعات کن، آن کار رو نکن.» بله سختی هایی هم دارد،‌ ولی بپذیر.

شما داری موتورسواری می کنی، چرا بی‌کلاه؟ مگه ندیدید چه‌قدر موتورسواران بدون کلاه، زمین خوردند، سرشان به جدول خورد و فوت کردند؟! یا ضربه مغزی شد، مغزش آسیب شدید دید، یا چطور شد یا چطور شد. چرا آدم...؟! حق ندارد این نعمت‌های خدا را ضایع کند. مگر این را خدای متعال به آدم مفت داده؟!

چه‌قدر مقدمات فراهم شده تا یک انسان به وجود بیاید. مغز داده، عقل داده، بدن داده، همه‌چیز را سالم و مفت داده. حالا انسان حال ندارد، نمی‌خواهد کلاه سرش بگذارد، پشت موتور بدون کلاه می نشیند! خب چرا این‌ کار ار می‌کنی؟! جواب باید بدهی که چرا نعمت خدا را ضایع کردی.

حفظ و رسیدگی به امور و اموال دنیوی

لذا دنیا هم هست. مؤمن دنیایش را هم خوب حفظ می‌کند. نعمت‌ها را خدا به شما داده؛ نگذارید ضایع شود. مثلا ماشینت، نیاز به رسیدگی دارد، وقتی رسیدگی نشود، آسیب می‌بیند، خسارت می‌بیند، مشکلی پیش می‌آید. خب آن رسیدگی را انجام بده. حالا کسی نگفته هر روز برو تمام سر تا پای ماشین را واکس بزن، اما بالاخره رسیدگی‌هایی دارد.

خدای متعال به تو خانه داده،‌ سهل‌انگاری می‌کنی؛ فلان جاش دارد آسیب می‌بیند، همین‌جور ول کرده، بی‌حال، بیکار افتاده گوشه... نمی‌رود درستش کند. اما مؤمن این‌جوری نیست. مؤمن، دنیایش هم به‌خاطر حفظ نعمتی که خدا به او داده، آباد است. لذا متقین آن چیزهایی که خدای متعال از مادیات به آنها داده را خوب حفظ می‌کنند؛ در حد توانشان خوب حفظ می‌کنند.

مراقبند [و می دانند] که آقا، این خانه را خدا به تو داده؛ مثلا پشت‌بامش که فلان مشکل را دارد که اگر فردا باران ببارد سقف نم می کشد، خب برو درستش کن! یا آن وسیله‌ات فلان خرابی را دارد، خب درستش کن، حفظش کن. جانت، نعمت‌هایی که خدا به تو داده، (در بدن یا پیرامونت) این ها را حفظ کن، نگه‌دار، مراقبت کن. نگذار تلف شود، نگذار آسیب ببیند.

هم دنیاست و هم آخرت. آخرتت هم همین است دیگر. همه اینا مقدمه برای آخرت است. عقلش اجازه نمی‌دهد آخرت فدای این دنیا شود. [اصلا]همه این‌ها [مراعات‌ها و نعمات] را دارد که مشغولیت فکری و ذهنی و مالی پیدا نکند تا باعث نشود از عبادت باز بماند. همه این‌ها برای همین است. فردا اگر تصادف کنی، خسارت ببینی یا بزنی، چه‌قدر ذهن و فکرت مشغول می‌شود؟ دادگاه بروی، مقصری باید بدهی، نیستی باید بگویی؛ هر کاری، بالاخره دستت بند می‌شود. خب تا جایی که ممکن است کاری کن تا اینطور نشود؛ خانه‌ات اگر مشکل پیدا می‌کند هم همین‌طور.

 [اگر رسیدگی نکنی] وقتت خرج چیزی می‌شود که نباید بشود، لزومی نداشته. اگر از قبل پیشگیری می‌کردی، این اتفاق نمی‌افتاد. الان که افتاد، دارد وقتت را می‌گیرد، داره فکرت را می‌گیرد، دارد ثروت و سرمایه‌تو را می‌گیرد (در این گرانی و اوضاع). خب نکن! حواست را جمع کن.

معنای واژه «دلیل» و نقش راهنمایی عقل

لذا روایت سه کلمه‌ست، اما خیلی پرمحتواست: «العقل دلیل المؤمن». بله، «العقل دلیل المؤمن». مؤمن برای حفظ ایمانش، برای ثبات ایمانش و برای رشد ایمانش، آن چیزی را که به‌عنوان دلیل... البته «دلیل» اینجا به معنای «علت» نیست. ما در فارسی وقتی می‌گوییم «دلیلت چیست؟»، یعنی چرا این کار را انجام دادی. ولی «دلیل» در عربی، آن چیزی است که به آن تکیه می‌کنی، تو را هدایت می‌کند، راهنمایی می‌کند؛دستت را میگیرد میرسونه مانند این معانی. چنین چیزی را در عربی «دلیل» می گویند. آن کسی که راه‌بلد است، شما را می‌برد و به مقصد می‌رساند، کسی که دست شما را می‌گیرد تا یک وقت پایت نلغزد، پیش بری، آن می‌شود «دلیل».

عقل برای مؤمن این ویژگی را دارد؛ هم از جهت مادی— یعنی دنیایی—هم از جهت آخرتش؛ هم دنیای مومن تأمین، درست و محفوظ است و هم آخرتش. همان عقل به مؤمن می‌گوید: «تجمل‌گرایی نباید بکنی؛ داری آخرتت را از بین می‌بری، داری خودت ، سرمایه‌هایت را بیش از حد خرج دنیا می‌کنی.» دنیا که هدف نبود. تجمل‌گرایی وقتی پیش می‌آید که دنیا هدف می‌شود.

همان عقل آدم را هدایت می‌کند؛ یعنی خودش آنجایی که باید آدم توقف کند، توقف می زند. خودش آنجایی که باید آدم پیگیری کند، آدم را راه می‌‌اندازد و می گوید: «این را برو دنبالش، ولی این را ولش کن.»

عقل در سنجش اهم و مهم و دعای پایانی

و خیلی وقت‌ها ما برعکس؛ آن چیزی که باید دنبالش برویم، آن مراقبتی که باید داشته باشیم، آن کاری که باید زود انجام بدیم، انجام نمی دهیم؛ تنبلی می‌کنیم، حال نداریم. آقا همین‌جور نشسته ، حال ندارد رود فلان مشکل خانه‌اش را حل کند؛ که خیلی خانم‌ها از دست شوهرانشان به خاطر این ایرادها و مشکلاتی که درخانه‌هایشان هست شاکی‌اند. مثلا یک چیزی خراب است یا مشکل دارد، اصلاً بی‌خیال، انگار نه انگار. خب چرا تو این‌جوری هستی؟ عقلت را درست کن.

یه جاهایی که باید برود، نمی‌رود؛ جایی که نباید برود، می‌رود. جایی که نباید خودش را خرج کند، نباید کاری داشته باشد، مهم نیست، آنجا خرج می‌کند.

«العقل دلیل المؤمن»؛ در خوب و بد، در خوب و خوب‌تر، اهم و مهم، بد و بدتر، در همه شرایط؛ چه مربوط به این بُعد دنیایی انسان باشد، چه بُعد آخرتی.

 چی را فدای چی بکنیم؟ یک وقت اهم را فدای مهم نکنیم، یا یک چیز مهم‌تری را به‌خاطر یه چیز خوبی از دست ندهیم. همه‌جا عقل هدایت‌گر انسان هست.

ان‌شاءالله خدای متعال به همه ما این عقل مفید را عنایت بفرماید. نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، مخصوصاً خاتم‌الانبیاء، صلواتی عنایت بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

گزیده

۱. عقل؛ تکیه‌گاه و راهنمای مؤمن

یکی از امتیازات عقل در این روایت شریفه این است که برای انسان مؤمن، ویژگی هدایت‌گری، ارشاد و مستمسک دارد؛ چیزی که انسان می‌تواند به آن تکیه کند عقل است، به‌ویژه برای مؤمن. مؤمن چه در دنیایش—که مسئله مهمی است و پای حفظ شئون و نعمت‌های الهی در میان است—و چه در آخرت، به کمک عقل مسیر درست را پیش می‌گیرد. مؤمن با بهره‌گیری از هدایت عقل، هم با دنیا به شیوه‌ای درست برخورد می‌کند و هم آخرتش را به بهترین نحو تأمین می‌نماید تا هیچ‌یک فدای دیگری نشود.

۲. دنیا؛ ایستگاه توشه‌گیری نه اقامت دائم

خداوند متعال نعمت دنیا را به انسان داده است تا با استفاده درست از آن، آخرتش را آباد کند. دنیا توقف‌گاهی موقت است که دیر یا زود باید از آن گذشت. تفاوت آن با استراحت‌گاه‌های بین‌راهی در این است که در استراحت‌گاه پیاده می‌شوید تا دمی بیاسایید، اما در دنیا پیاده‌تان کرده‌اند تا بگویند: «تا می‌توانی عمل صالح جمع کن و بکار!» باید در این توقف‌گاه باروبنه سنگینی از اعمال نیک فراهم آورد تا هنگام حرکت به سوی مقصد ابدی، دست خالی نباشیم.

۳. حفظ جان؛ شکرانه بزرگ‌ترین نعمت الهی

بزرگ‌ترین نعمتی که خداوند در این جهان به انسان ارزانی داشته، نعمت حیات و زندگی است. انسان مؤمن همواره مواظب است جانش تلف نشود و آن را محفوظ نگه دارد. رعایت قوانینی نظیر راهنمایی و رانندگی برای همین حفظ حیات است؛ چراکه با یک بی‌توجهی یا اهمال، ناگهان زندگی از دست می‌رود. انسان حق ندارد این نعمت بزرگی را که خداوند برای جمع‌آوری عمل صالح به او امانت داده است، مفت و مجانی ضایع کند و به باد دهد.

۴. طول عمر؛ فرصتی برای آبادانی ابدیت

طلب طول عمر از دعاهای برجسته اولیای الهی است: «أن تُطیلَ عُمری فی طاعتِک». انسان مؤمن مشتاق حیات است تا بیشتر توفیق بندگی، عبادت و انجام کارهای نیک داشته باشد و هرچه بیشتر خانه آخرتش را آباد سازد؛ زیرا به‌محض فرارسیدن مرگ، دست انسان از عمل، عبادت و کسب ثواب برای همیشه کوتاه می‌شود. انسان عاقل می‌کوشد با حفظ سلامت خویش، سال‌های بیشتری را به انجام کارهای خیر اختصاص دهد و توشه ابدی خود را بیفزاید.

۵. تقوا و عقلانیت؛ سد راه خسارت‌های فردی و اجتماعی

هنگامی که انسان دچار غفلت و حادثه می‌شود، نه‌تنها به جان، روح، فکر و مال خود آسیب می‌زند، بلکه خسارت‌های سنگینی نیز به جامعه و بیت‌المال وارد می‌سازد. انسان باتقوا با به‌کارگیری عقل، این خسارت‌ها را به حداقل می‌رساند. عقل همان راهنمایی است که فرمان احتیاط، رعایت قوانین و مراقبت می‌دهد. تحمل سختیِ کوتاهی مانند بستن کمربند یا استفاده از کلاه ایمنی، مانع از هدررفت سرمایه‌ها و از دست رفتن سلامت انسان می‌شود.

۶. مراقبت از اموال و نعمت‌های مادی

انسان مؤمن دنیایش را نیز به‌خوبی حفظ و مدیریت می‌کند. اگر خداوند نعمتی چون خودرو، خانه یا هر وسیله دیگری به شما داده است، نباید با سهل‌انگاری و تنبلی بگذارید آسیب ببیند و ضایع شود. رسیدگی به‌موقع به وسایل و تعمیر ایرادات زندگی، مانع از هدررفت وقت، هزینه و درگیری‌های فکری بیهوده در آینده می‌شود. اهل تقوا آنچه را از مادیات در اختیار دارند، در حد توان به‌درستی نگهداری و محافظت می‌کنند.

۷. پیشگیری از اتلاف وقت، فکر و سرمایه

هر بی‌احتیاطی و اهمال‌کاری، بعداً وقت، تمرکز ذهنی و سرمایه انسان را در دادگاه‌ها و پیگیری خسارت‌ها می‌بلعد. مؤمن مراقبت می‌کند تا با پیشگیریِ به‌موقع، مانع از بروز گرفتاری‌هایی شود که روح و روان او را فرسوده می‌سازد؛ چراکه هدف اصلی، فراغت دل برای بندگی و آبادانی آخرت است و نباید اجازه داد گرفتاری‌های خودساخته دنیوی، انسان را از امور اساسی و معنوی بازدارد و نیرویش را هدر دهد.

۸. معنای حقیقی «دلیل» در کلام معصوم

در عبارت شریف «العقل دلیل المؤمن»، واژه «دلیل» به معنای علت نیست، بلکه به مفهوم راهنما، دستگیر و تکیه‌گاه است؛ همانند راه‌بلدی که دست انسان را می‌گیرد تا پایش نلغزد و او را به مقصد برساند. عقل برای مؤمن در تمام ابعاد مادی و اخروی چنین نقشی ایفا می‌کند؛ راه را نشان می‌دهد، به‌موقع ترمز می‌زند و در جایی که باید حرکت کرد، انگیزه و شتاب لازم را فراهم می‌آورد.

۹. مرزبندی عقل میان استفاده درست و تجمل‌گرایی

همان عقلی که انسان را به مدیریت امور دنیا فرمان می‌دهد، از تجمل‌گرایی افراطی و هدف قرار دادن دنیا نیز نهی می‌کند. تجمل‌گرایی زمانی رخ می‌دهد که دنیا به‌جای وسیله بودن، به هدف تبدیل شود و آخرت را بسوزاند. عقل سلیم انسان را هدایت می‌کند تا بداند کجا باید پیش برود و امور زندگی را سامان دهد و در چه نقطه‌ای توقف کند تا گرفتار دنیازدگی و تباهی نشود.

۱۰. تشخیص اولویت‌ها؛ سنجش اهم و مهم

عقل، قطب‌نمای سنجش در موقعیت‌های گوناگون است: تشخیص خوب از بد، خوب از خوب‌تر، و بد از بدتر. هنر بزرگ عقل این است که مانع از فدا شدن امر «اهم» پیش پای امر «مهم» شود. انسان مؤمن با هدایت عقل اجازه نمی‌دهد سرمایه‌ای ارزشمندتر به خاطر منفعتی زودگذر تباه شود. در تمامی ابعاد زندگی، عقل مطمئن‌ترین چراغ برای اولویت‌بندی صحیح و تصمیم‌گیری درست است.

فهرست

1️⃣ شرح حدیث شریف «العقل دلیل المؤمن»

◽️ مفهوم‌شناسی واژه «دلیل» به معنای راهنما و تکیه‌گاه

◽️ نقش عقل در هدایت هم‌زمان امور دنیوی و اخروی

2️⃣ جایگاه دنیا؛ گذرگاه توشه‌گیری برای آخرت

◽️ تفاوت نگاه اهل تقوا با اهل هوا و تجمل‌گرایی

◽️ فرصت دنیا برای کاشتن و جمع‌آوری عمل صالح

3️⃣ حفظ جان؛ پاسداری از بزرگ‌ترین نعمت الهی

◽️ مسئولیت انسان در قبال سلامت تن و امانت حیات

◽️ وجوب عقلی رعایت قوانین و پیشگیری از حوادث

4️⃣ ارزش طول عمر و بهره‌مندی از فرصت بندگی

◽️ دعای اولیا برای طول عمر در مسیر طاعت حق

◽️ بسته شدن پرونده عمل و عبادت با فرارسیدن مرگ

5️⃣ مدیریت عقلانی اموال و پیشگیری از خسارت‌ها

◽️ رسیدگی به‌موقع به وسایل و جلوگیری از ضایع شدن نعمت‌ها

◽️ کاهش درگیری‌های ذهنی و مالی ناشی از اهمال‌کاری

6️⃣ عقل و هنر تشخیص اولویت‌ها (اهم و مهم)

◽️ مرزبندی عقل میان استفاده درست و دنیازدگی

◽️ سنجش موقعیت‌ها و فدا نکردن امر اهم پیش پای مهم