صوت کامل سخنرانی

حقیقت عقل؛ از بندگی و انضباط عملی تا آمادگی برای ابدیت

۵ بازدید
پست
☀️ جنبه عملی عقل در تصمیمات روزمره
🧎 عقل؛ موتور محرک بندگی و انجام واجبات
🕌 تجلی عقل در کیفیت و قیود عبادات
⚡ عقل در مقام عمل و رفع موانع
⏳ یاد مرگ و خواندن نماز وداع
🧭 معیار عقلانیت: ما عُبِدَ بهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بهِ الجِنان
📒 تعریف ماهیت عقل و انضباط در حساب‌وکتاب
🕊️ آمادگی کامل برای دیدار حق
سوره : القصص
آیه : ۷۷
#۳۳۵۹
وَٱبْتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ
و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب؛ و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن؛ و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن؛ و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!

حقیقت عقل؛ از بندگی و انضباط عملی تا آمادگی برای ابدیت

☀️ جنبه عملی عقل در تصمیمات روزمره
🧎 عقل؛ موتور محرک بندگی و انجام واجبات
🕌 تجلی عقل در کیفیت و قیود عبادات
⚡ عقل در مقام عمل و رفع موانع
⏳ یاد مرگ و خواندن نماز وداع
🧭 معیار عقلانیت: ما عُبِدَ بهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بهِ الجِنان
📒 تعریف ماهیت عقل و انضباط در حساب‌وکتاب
🕊️ آمادگی کامل برای دیدار حق

متن

جنبه عملی عقل در تصمیمات روزمره

جنبه عملی‌ عقل در تک‌تک کارهاست؛ آن عقل خودش را نشان می‌دهد دیگر. صبح نمازت را اول وقت بخوانی یا نه؛ مسجد بخوانی یا نه. از همان اول صبح که می‌خواهی بیدار شوی، عقل خودش را نشان می‌دهد که راه افتاده یا نه. چون در هر کاری که انجام می‌دهی، منشأش عقل آدم است دیگر. چه چیزی را ترجیح می‌دهی؟ الان به چه کاری مشغولی؟ همین الان داری چه‌کار می‌کنی؟ خوابی؟ نشسته‌ای؟ عمر و وقتت را الان به چه چیزی داری سپری می‌کنی؟

در تک‌تک کارها و ترجیحاتی که آدم می‌دهد و انتخاب‌هایی که می‌کند، خودش را نشان می‌دهد؛ ظهور و بروز دارد در همه‌اش. چون عقل یعنی به‌کار بیفتد دیگر؛ یعنی چیزی که خدا به آدم داده، به‌کار بیفتد. آثار و علائمش هم [همین‌هاست]. از اول صبح که می‌خواهی پا شوی، خودش را نشان می‌دهد.

عقل؛ موتور محرک بندگی و انجام واجبات

نماز را می‌شود اول وقت خواند، و هر چیزی و هر کاری که با آن بندگی خدا انجام می‌شود، این عقل است. اینجا این عقل، عقل است. عقل تو را در بندگی نگه می‌دارد، وادارت می‌کند، تکانت می‌دهد، حرکتت می‌دهد. این عقل است؛ وقتی هست، عقل اینجا کار کرده. نماز که می‌خوانی، عقل این‌قدر کار کرده که نماز را بخوانی. روزه که می‌گیری، عقل این‌قدر کار کرده که روزه را بگیری؛ حالا به هر دلیلی، از دلایل درست.

بالاخره چرا نماز می‌خوانی؟ می‌گویی: «چون واجب است.» عقل است دیگر. چرا روزه می‌گیری؟ چون واجب است، نکنیم عذاب دارد. این‌ها عقل است دیگر. یک چرایی پشتش هست، یک دلیلی پشتش هست، یک جهتی پشتش هست که آدم را وامی‌دارد.

خب، یکی هم نماز نمی‌خواند، روزه نمی‌گیرد، خمس نمی‌دهد. اینجا خب، این عقل نرسیده، به هر دلیلی. به هر دلیلی که می‌گوییم، یعنی هر دلیلی؛ حالا یا علم و سوادش را نداشته، یا ضرورتش را نفهمیده، یا شبهه شده برایش، یا هرچیزی؛ بالاخره عقل اینجا از کار افتاده.

تجلی عقل در کیفیت و قیود عبادات

هر چیزی که به آن می‌گویند بندگی خدا، آن کار؛ هر عبادتی-به معنای عامش- که قالب و حالتی دارد که بهش عبادت می‌گویند، وقتی انجامش می‌دهی، عقله؛ یعنی اینجا عقل است که شما را واداشته به انجام آن عبادت؛ اصل نماز، قیود نماز، مسائل مربوط به نماز.

این نماز را اول وقت بخوانی، عقل است؛ چیز دیگری را ترجیح بدهی، اینجا عقل کار نکرده! ولو بروی آخر وقت یا وسط وقت هم بخوانی.

اصل نماز عقل است، اول وقتش و ترجیحش به کارهای دیگر عقل است؛ 

می‌توانی بروی مسجد بخوانی! نروی، عقل کار نکرده؛ بروی، عقل [کار کرده] است. می‌توانی بروی پشت سر یک عالِم بخوانی که ارزش نمازت برود بالا، عقل است؛ نخوانی؛ نروی، عقل نیست. این‌جوری است دیگر.

مرحوم آقای بهجت که زنده بود، خب یک فرصتی بود دیگر؛ [اگر میرفتی] می‌شود عقل. شما نماز که بخوانی، فرق می‌کند که حمد و سوره و نمازت را خودت داری تحویل خدا می‌دهی، یا یکی را گذاشتی جلو، او تحویل بدهد به خدا! نماز شماست؛ حمد و سوره‌ات را خودت بدهی به خدا یا یکی دیگر بدهد به خدا؟ این‌ها عقل است.

عقل در مقام عمل و رفع موانع

عقل فکر می‌کند و بعد انجام می‌دهد دیگر؛ نه اینکه [فقط درک کند و] بفهمد [بعد در عمل ضعیف باشد و صرفاً] بگوید: «[نمازپشت سر عالِم] خوب چیزی است، خب خدا حفظش کند! اگر بشود انجام میدهیم! اگر هم نشد، [نشد] ان‌شاءالله خدا توفیق بدهد!!» این که عقل نیست!

عقل یعنی بروی انجامش بدهی؛ تا آنجایی که شرایطت اجازه می‌دهد انجام بدهی! مگر اینکه مانعی داری. یکی مانع دارد، مریض است، مشکلی دارد.

آن کسی هم که مانع دارد، باز دوباره عقل می‌گوید: «تلاش کن مانعت را برطرف کنی.» خب، شد شد؛ نشد هم دیگر حالا ممکن نیست. بالاخره برای همه این موانع هست. هیچ‌کسی به توفیق صددرصد که نمی‌رسد.

ولی عقل است؛ این فرصت‌ها هست.

از یک نماز شما ببین چقدر در آن عقل حاکم است، با همه مسائلش. این نماز که می‌خوانی، این‌طوری بخوان؛ این نماز را این‌جوری کن؛ قبلش این، بعدش این، حینش این. اینها همه عقل است که می‌گوید: «خب، این فرصت را دریاب، درست انجام بده.»

یاد مرگ و خواندن نماز وداع

عقل می‌گوید شاید نماز آخرت باشد.[همین دوستتون که تازه از دنیا رفته؛ مرحوم] آقای بیرامی اگر آن نماز مغرب‌ و عشا را می‌دانست آخرین مغرب‌ و عشایش است که دو ساعت بعدش دیگر از دنیا می‌رود، آدم چه‌جوری نماز می‌خواند؟

حضرت فرمود: «صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ»؛ نماز را یک جوری بخوان که... چون واقعاً عقل است دیگر، تأیید می‌کند. من معلوم نیست الان صبح که نمازم را خواندم، دیگر به ظهر بکشد؛ چه کسی تضمین دارد؟ این‌ها عقل است. آره، یکی از نمازهای شما نماز آخرتان است دیگر. نماز آخری است! بالاخره بعدش دیگر نیست.

این‌ها همه چیزهایی است که عقل چه بدواً خودش تشخیص بده چه دین و شرع گفته و حالا عقل می‌گیرد و به‌کار می‌گیرد. خب، عقل خودش که نمی‌فهمید نماز چیست؛ خودش این قید و شرط‌ها و تأکیدها را که نمی‌فهمید. ولی وقتی به او یاد می‌دهند، فرصت‌ها را درمی‌یابد: «خب، حالا خدا به من این‌ها را یاد داد، خدا به من لطف کرده، این چیزهای مهم و مفید را به من یاد داده؛ این‌ها را دریابم، وقتش را، فرصتش را، شرایطش را.»

معیار عقلانیت: «ما عُبِدَ بهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بهِ الجَنان»

«ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنانُ»؛ هر کاری که آخرتت را آباد می‌کند، آن را درست کن. ببین این حرفی که می‌زنی و این کاری که داری انجام می‌دهی، «عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ» است، «اکتُسِبَ بِهِ الجِنانُ» است، یا همین‌جور معلق در هواست؟ چه رسد به غلط! حالا کاری نداریم!

همین‌ جور معلق در هواست. چیست مثلاً می‌گویی؟ اضافات، اشتغالاتی که فراهم کرده‌ای، اون حدی که وقت می‌گذاری؛ عقل است دیگر.

بیشتر وقتت با گوشی می‌رود یا بیشتر وقتت با قرآن می‌رود؟ عقل است!

چقدر از این چیزهایی که در گوشی داری ضروری است، لازم است، مهم است؟ حالا شما یک خبری را فوری نفهمی، آسمان‌ به زمین نمی‌آید که! چه رسد به مسائل دیگر.

«ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ» دو تا چیز برایش حاکم است و دو جهت: یک جهتِ عبادت به معنای عامش، منتها رنگ و شکل عبادی داشته باشد؛ 

خیلی چیزها را می‌گویند عبادت، اما خب آدم قاطی‌اش چیزهایی می‌زند که شکل و قالبش را یک جوری می‌کند که دیگر به آن عبادت نمی‌گویند.

«وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنانُ»؛ همه‌اش حواسش به آخرت است: «وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ». هر چه که خدا بهت داده، جنّت را با آن تأمین کن، بهشتت را با آن تأمین کن. این هم می‌شود عقل.

ماهیت عقل و انضباط در حساب‌وکتاب

برخی سوال میپرسند ماهیت عقل چیست؟ باید به آنها گفت ماهیت که می‌گویی مقصودت تعریف منطق و فلسفه از عقل است؟! اینها خواندی که میپرسی ماهیتش چیست؟!!

عقل همین است دیگر؛ اینجا که خدا را بنده‌ای و آن چیزهایی که خدا دستور داده؛ واجب کرده، یاد گرفتی، می‌خوانی، بلدی [و عمل کردی اینجا عقل است؛ عقل کار کرده] 

[ولی مسائل شرعیشون رو بلد نیستند] خیلی ها؛حتی از طلابش! مثلاً خمسش را هنوز درست بلد نیست؛ ندارد، بعد می‌گوید: «چرا مالم فلان است، برکت توش نیست؟» خب نداری آخر، خودت هم نداری.

عقل یعنی این. اینجا عقل نیست. عقل باشد، می‌رود حساب‌ و کتابش را پاک [می‌کند]، سریع؛ یک دفتر حساب‌وکتاب دارد مال خمس. آن‌ها که باتقوا هستند و بودند، معمولاً یکی از اصول ثابتشان همین است دیگر؛ اصلاً نمی‌شود.

مرحوم آقای خوشوقت هم همین‌جور بود؛ یک دفتر داشت، قشنگ نوشته بود چیزهایش را: دونه، دونه، برنج ده کیلو، نمی‌دانم چی چهار کیلو، پولِ چی، فلان؛ این‌ها همه! [آدم] دقیق بنشیند خمس را حساب کند.

ما این کارها را نمی‌کنیم که! خیلی اهلش باشیم، تهش می‌گوییم: «خب، من همین‌جوری می‌روم...» خیلی اهلش باشیم، می‌گوییم:«همین‌جور می‌روم یک پولی به‌عنوان خمس می‌دهم.»

این‌جوری نیست راهش؛ این‌طوری است راهش. منتها ما همه را زیرآبی می‌رویم، بعد می‌خواهیم تربیت شویم. خب تربیت نمی‌شویم! این راهش است؛ از این راه تربیت می‌شوی، نه از آن راهِ زیرآبی. زیرآبی نمی‌شود. این کار را باید بکنی.

آمادگی برای دیدار حق

عقل یعنی این؛ صاف کرد، عزرائیل هر وقت بیاید دیگر راحت باشی. فرقی نکند دیگر، تفاوتی نمی‌کند؛ آمادهٔ آماده! 

ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توفیق مرحمت کند.

گزیده

۱. تجلی عقل در تصمیمات و ترجیحات روزمره

جنبه عملی عقل در تک‌تک کارهای انسان خودش را نشان می‌دهد. از همان ابتدای صبح که انسان بیدار می‌شود، عقل نمایان است که آیا به کار افتاده یا نه؛ چراکه منشأ تمام افعال آدمی عقل اوست. انسان باید ببیند در لحظه چه چیزی را ترجیح می‌دهد و اکنون به چه کاری مشغول است؟ آیا نشسته، در خواب است یا وقت و عمرش را به چه چیزی می‌گذراند؟ عقل در تک‌تک انتخاب‌ها و ترجیحاتی که انسان برمی‌گزیند، ظهور و بروز کامل دارد. عقل واقعی آن نعمتی است که خداوند به انسان عطا فرموده تا عملاً به کار بیفتد و نشانه‌ها و آثارش در متن رفتار و زندگی پدیدار شود.

۲. حقیقت عقلانیت؛ نیروی محرک بندگی

هر کاری که بندگی خداوند متعال با آن محقق شود، حقیقت عقل است. عقل همان عنصری است که انسان را در مسیر طاعت نگه می‌دارد، به حرکت وا‌می‌دارد و محرک اوست. وقتی انسان نماز می‌خواند یا روزه می‌گیرد، عقل او به اندازه‌ای کار کرده که به ادای این فرایض اقدام کند. اینکه انسان می‌گوید: «نماز می‌خوانم یا روزه می‌گیرم چون واجب است و ترک آن عقوبت دارد»، این عین عقلانیت است؛ چراکه برهانی پشت این تصمیم وجود دارد. اگر کسی فرایض را کنار می‌گذارد، عقل در آنجا به هر دلیلی از کار افتاده و متوقف شده است.

۳. عقل و اهمیت رعایت قیود و شروط عبادت

عقل صرفاً به اصل ادای عبادت محدود نمی‌شود، بلکه به قیود، شرایط و کیفیت آن نیز وابسته است. اینکه انسان نماز را در اول وقت بخواند، نشانه حاکمیت عقل است؛ اما اگر امور دیگر را ترجیح دهد، عقل به درستی عمل نکرده، حتی اگر آن فریضه را در آخر وقت به جا آورد. همچنین اینکه فرد به مسجد برود یا در پی عالمی شایسته باشد تا بر ارزش و مرتبه عبادتی که به محضر حق عرضه می‌دارد افزوده شود، تماماً ریشه در عقلانیت دارد. عقل هوشمندانه می‌کوشد بهترین کیفیت و شرایط را برای بندگی برگزیند.

۴. مرز عقل نظری و عقل عملی در رفع موانع

عقل فقط این نیست که انسان موضوعی را بفهمد و به زیبایی آن اعتراف کند و بگوید: «ان‌شاءالله خداوند توفیق دهد!»؛ عقل واقعی یعنی ورود به میدان عمل و انجام دادن تا نهایت ظرفیت و شرایط ممکن. اگر انسان با مانع یا بیماری روبه‌رو است، باز هم عقل حکم می‌کند که تمام تلاش خود را برای رفع موانع به کار بندد. فرصت‌های بندگی همواره پیش روی انسان قرار دارند و هر اندازه عقل حاکم‌تر باشد، جزئیات، آداب و شرایط پیش، حین و پس از عمل را بیشتر و دقیق‌تر دریابیده و عملی می‌سازد.

۵. خواندن نماز وداع؛ نشانه‌ای از عقل بیدار

عقل همواره این تذکر را می‌دهد که شاید این فریضه، آخرین فریضه تو باشد. حضرت رسول فرمودند: «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ»؛ نمازی به‌جا آور همانند کسی که در حال وداع است و دیگر فرصتی نخواهد داشت. عقل این حقیقت را تصدیق می‌کند، زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد نمازی که صبح خوانده شده، فرصت اقامه‌اش تا ظهر امتداد یابد. سرانجام یکی از این نمازها، نماز پایانی عمر خواهد بود و پس از آن فرصت دیگری نیست. دریافتن این شرایط و جدی گرفتن لحظات بندگی، میوه مستقیم عقل و ادراک عمیق انسان است.

۶. عقل در آیینه شرع؛ غنیمت شمردن الطاف الهی

عقل به تنهایی تمام احکام، قیود و شروط جزئی عبادات را درنمی‌یابد، اما زمانی که دین و شریعت حقایق را تبیین می‌کنند، عقل سلیم این پیام را دریافت کرده و به کار می‌بندد. خداوند متعال بر انسان منت نهاده و حقایق سودمند و اساسی را به او آموخته است؛ از این رو وظیفه عقل است که شرایط، اوقات و این فرصت‌های ارزشمند را غنیمت شمارد. عقل اجازه نمی‌دهد آموزه‌های وحیانی در سطح دانسته‌ها باقی بمانند، بلکه آنها را به برنامه‌ای منسجم و عملی برای حرکت در صراط مستقیم بندگی تبدیل می‌کند.

۷. آبادانی آخرت؛ قطب‌نمای تشخیص عقلانیت

بر اساس روایت شریف، عقل معیاری روشن دارد: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَن وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان». انسان باید با ترازوی عقل بسنجد که سخنان و اقداماتش آیا مصداق عبادت خدای رحمان و اسباب آبادانی بهشت و سرای واپسین است، یا کارهایی رها و معلق در هوا؟ اشتغالات زائدی که انسان در زندگی پیرامون خود فراهم آورده و وقتی که می‌گذارد، عقلانیت او را محک می‌زند. عقل می‌پرسد: چه میزان از آنچه وقت انسان را پر کرده، به‌راستی ضروری و نافع است و چه اندازه آخرت او را آباد می‌سازد؟

۸. جهت‌گیری الهی در تمامی شئون و فرصت‌ها

معیار عقل بر دو اصل استوار است: شکل و روح عبادی داشتن، و پیوسته چشم‌انتظار آخرت بودن؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ». انسان خردمند با بهره‌گیری از تمامی سرمایه‌ها و نعمت‌هایی که خداوند به او عطا فرموده، بهشت و عاقبت خود را تضمین می‌کند. بسیارند اموری که عنوان عبادت به خود می‌گیرند، اما به دلیل اغراض و اضافات از صورت اصیل تهی می‌شوند. عقل انسان را هوشیار می‌دارد تا گوهر اعمالش مصفا بماند و از مدار تحصیل رضوان الهی و سرای جاوید خارج نگردد.

۹. تقید و انضباط در حقوق مالی و حساب شرعی

ماهیت عقل در این است که انسان حق بندگی را در آنچه خداوند واجب کرده به تمام و کمال ادا کند. در امور مالی شرعی مانند خمس، عقل اقتضا می‌کند فرد با دقت، نظم و دفتری مشخص، حساب‌وکتاب مالش را پاک سازد. اینکه فرد بی‌حساب و تقریبی مبلغی بپردازد، انضباط لازم را ندارد. انسان‌های باتقوا همواره حساب مالی دقیقی برای حقوق الهی داشتند. برای تربیت معنوی نمی‌توان راه‌های سطحی و گریزپا را برگزید؛ رشد واقعی تنها از مسیر عمل به احکام دقیق شریعت حاصل می‌آید.

۱۰. آمادگی دائم برای فرجام؛ میوه غایی عقل

نتیجه و ثمره نهایی حاکمیت عقل در وجود انسان، رسیدن به آرامش و آمادگی کامل برای مواجهه با مرگ است. وقتی انسان حساب‌وکتاب دنیایی، حقوق الهی و وظایف عبادی خود را شفاف و تصفیه کرده باشد، هرزمان که فرشته مرگ فرا برسد، دچار اضطراب و هراس نمی‌شود؛ زیرا از پیش آماده است. عقل واقعی آن است که زندگی را به گونه‌ای سامان دهد که انسان در هر لحظه، مهیای دیدار حق باشد و میان رفتن در این ساعت یا ساعتی دیگر، تفاوتی در پاکی پرونده او وجود نداشته باشد.

فهرست

1️⃣ جنبه عملی عقل در تصمیمات روزمره
◽️ تجلی عقل در ترجیحات، اولویت‌بندی عمر و بیداری صبحگاه
◽️ منشأ بودن عقل در تک‌تک رفتارها و گزینش‌های آدمی

2️⃣ حقیقت عقلانیت؛ نیروی محرک بندگی
◽️ عقل به مثابه عامل بازدارنده و سوق‌دهنده به سوی طاعت
◽️ پیوند برهان واجبات با عمل و آسیب‌شناسی تعطیلی عقل

3️⃣ رعایت قیود، شروط و کیفیت در عبادات
◽️ ارزش‌گذاری عقلی بر اول وقت، حضور در مسجد و نماز جماعت
◽️ عبور از تحسین ذهنی و لزوم تلاش برای رفع موانع عملی

4️⃣ یاد مرگ و التزام به نماز وداع
◽️ نگاه عقل به ناپایداری حیات با تمسک به قاعده «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ»
◽️ هوشیاری نسبت به آخرین فرصت‌ها در ادای فرایض

5️⃣ میزان عقلانیت: ما عُبِدَ بهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بهِ الجِنان
◽️ سنجش اشتغالات روزمره، اضافات فضای مجازی و جهت‌گیری اخروی
◽️ تطبیق اعمال با حقیقت بندگی و تمسک به «وَابتَغِ فیما آتاکَ الله»

6️⃣ ماهیت عقل؛ دقت در حساب شرعی و آمادگی نهایی
◽️ انضباط در حقوق مالی و ثبت دقیق حساب خمس
◽️ پرهیز از روش‌های سطحی و تحصیل آرامش حقیقی برای دیدار حق