صوت کامل سخنرانی

مراتب عقل، تلازم آن با حیا و دین و نقش آن در سنجش پاداش و عروج عبادات

۲ بازدید
پست
  • 📖 مقدمه و معنای خاص عقل
  • ⚖️ تفاوت عقل عام و عقل خاص در برابر جهل
  • 🌙 ارزش عقل و برتری خواب عاقل بر بیداری جاهل
  • 🕊️ نقش عقل به عنوان مرکب پرواز عبادات
  • 📜 روایت پیامبر اکرم (ص) درباره حسن عقل و پاداش اعمال
  • 🎯 اولویت کیفیت بر کمیت در اعمال عبادی
  • 🤲 محفوظ ماندن ثواب با ترمیم عقل و دعای پایانی

مراتب عقل، تلازم آن با حیا و دین و نقش آن در سنجش پاداش و عروج عبادات

  • 📖 مقدمه و معنای خاص عقل
  • ⚖️ تفاوت عقل عام و عقل خاص در برابر جهل
  • 🌙 ارزش عقل و برتری خواب عاقل بر بیداری جاهل
  • 🕊️ نقش عقل به عنوان مرکب پرواز عبادات
  • 📜 روایت پیامبر اکرم (ص) درباره حسن عقل و پاداش اعمال
  • 🎯 اولویت کیفیت بر کمیت در اعمال عبادی
  • 🤲 محفوظ ماندن ثواب با ترمیم عقل و دعای پایانی

متن

مقدمه و معنای خاص عقل

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

خب، تا اینجا مسائلی که منوط به عقل شد، حیا بود، دین بود، که ارتباط دارد با عقل به آن معنای خاصش، نه معنای عامش. آن‌جور که به حضرت آدم عرضه شد که عقل و حیا و دین، کدام را می‌خواهی؟ خب، حضرت آدم عاقل بود دیگر؛ تُهی از عقل نبود که. به این حضرت آدمِ عاقل، عقل عرضه شد، [و] حیا [و] دین؛ گفتند: «اختیار کن یکی را» با همان عقل، عقل را اختیار کرد. و آن معنای خاص و مرتبه خاصی از عقل است که ملازم شده با حیا و دین.

تفاوت عقل عام و عقل خاص در برابر جهل

آن‌که حالا جلسات قبل هم عرض کردیم، عقل یک مرتبه‌ای [دارد که] اصطلاحاً عاقل در مقابل کیست؟ مجنون مثلاً. در مقابل عاقل، مجنون قرار دارد. اما خب، به هر کسی که عقل دارد و مجنون نیست، می‌گویند عاقل؛ به ترامپ هم می‌گویند عاقل، به صدام هم می‌گویند عاقل. خب، یک عقل را خدا به همه داده؛ این مناط و معیار اصل تکلیف است، اصل این مسائل است. ولی این‌که ملازم با حیا و دین و اینها نیست.

مرتبه خاص و بالاتری هست که وقتی عقل به آن مرتبه می‌رسد، در مقابل جهل قرار می‌گیرد؛ و عاقل وقتی مقابلش می‌شود جاهل، آن جاهل هم عاقل است، منتها عاقل به آن معنای عامش. آن عقل را که دارد؛ از آن عقل که تهی نیست. اتفاقاً چون آن عقل را دارد و به کار نمی‌گیرد، به او می‌گویند جاهل؛ آدم جاهل. یعنی آدم نفهم، آدم فلان. چون آن عقل را دارد، ولی وقتی به کار نمی‌گیرد، می‌شود جاهل.

این رتبه از عقل که در مقابلش جهل است، خب، این رتبه دیگر به‌طور نسبی و تصاعدی ملازم است با حیا و دین. هرچه بیشتر، حیا بیشتر، دین بیشتر؛ هرچه کمتر، حیا کمتر، دین کمتر.

ارزش عقل و برتری خواب عاقل بر بیداری جاهل

بله، حالا عقلی داریم [که] ملازم است با حیا و دین. این آن نعمت بزرگ است؛ این همان است که فرمود: «مَا قَسَمَ اللهُ لِلْعِبَادِ شَیئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ، فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ». آن عاقلی که نومش، خوابش، از بیداری جاهل، بالاتر است. اقامتش از شخوص آن جاهل برتر است. همه عابدین، عباداتشان را بریزی روی هم، به ارزش عبادت این عاقل نمی‌رسد. خب، این یک ارتفاعی گرفته، رفته بالا.

صحبت از ارتفاع بود در آن روایت؛ دیدید، یادتان هست؟ گفت: «لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْهُ». وقتی عقل درست‌وحسابی ندارد، خب، گفت کثیرالحجّ است، کثیرالصلاة است؛ یک آدم مجنون که نیست، عاقل است. عقل دارد، ولی عقلی دارد در حدی که با آن بالا نمی‌رود. لذا حضرت می‌فرمود: «کَیْفَ عَقْلُهُ؟»

این عقلی که حضرت می‌پرسد، نه آن عقلی است که در مقابل جنون است، که اصلاً آدم عاقل یا مجنون [باشد]. خب، این حرف‌ها می‌آید وسط که معلوم شود این عاقل، کدام عاقل است؛ عاقلی است که آن کفِ عقل را دارد، ولی خب با این بالا نمی‌رود. اگر بخواهد بالا برود، باید این کارخانه به کار افتاده باشد، باید رشد کرده باشد، باید بکشد بالا.

نقش عقل به‌عنوان مرکب پرواز عبادات

آن‌وقت وقتی نماز بر این عقل بار می‌شود، سوار می‌شود، بالا می‌رود؛ می‌بردش بالا، پرواز [می‌کند]. مرکب پروازِ نماز انسان است، مرکب پرواز عبادات انسان است؛ «لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْهُ». این تا این وضع را دارد، با این مقدار از عقل، با نماز و حج و صدقه و اینها بالا نمی‌رود؛ با اینها نمی‌تواند رشد کند.

روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره حُسن عقل و پاداش اعمال

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِذَا بَلَغَکُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِی حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا یُجَازَى بِعَقْلِهِ».

دوباره این یک روایت دیگر؛ وقتی از انسانی راجع به حال خوشش، ویژگی‌های خوبش، به شما گفتند، شما چه‌کار کنید؟ «فَانْظُرُوا فِی حُسْنِ عَقْلِهِ»؛ حُسن عقلش [را ببینید]. شما ببینید این عقلش چقدر [موجب شده] امور حَسَن از او صادر شود، چقدر حُسن بر این عقل بار است، از این عقل چقدر استفاده کرده، چقدر این عقل برایش نتیجه داده، استفاده‌اش از این عقل چقدر است.

چرا؟ چون جزا و پاداش و هرچه که بناست در مقابل این عمل بدهند، به مقدار عقلش هست. ممکن است عمل کثیر باشد، اما ثواب قلیل؛ مثل همان داستان آن مَلَک. این دیگر علی‌الظاهر تناسب ندارد که اگر عمل یکی کثیر باشد، باید ثوابش هم کثیر باشد.

اولویت کیفیت بر کمیت در اعمال عبادی

به خاطر همین است که در دین توصیه می‌کنند و هُل می‌دهند انسان‌ها را به کیفیت عمل. در قدم اول، کیفیت؛ در قدم بعدی، کمیت. اول می‌گوید شما کیفیت را درست کن، اول شما تقوا را درست کن. بعد، برای این‌که عقب نمانی، ضعیف نمانی، پایین نمانی، عقب‌گرد نکنی، برو سراغ کمیت. دیگر سوار بر این کیفیت، باید کمیت را سوار کنی؛ حالا نمازت را ببر بالا، زیادش کن، حالا روزه‌ات را زیاد کن، حالا کارهایت را زیاد کن، کارهای خیرت را زیاد کن.

این مرکب را اول هموارش کن، درستش کن، فراهمش کن، مهیا [کن]؛ آن را داشته باش. مرکب که درست بشود، آن‌وقت با آن نه فقط روی زمین، که در آسمان پرواز می‌کنی. اما اگر مرکب درست نباشد، خیلی هنر کنی روی زمین چند قدم برمی‌داری، زندگی مادیت را با آن می‌گذرانی، اما پرواز نمی‌کنی. نماز را خدا گذاشته که آدم با آن ارتفاع بگیرد، برود بالا. این نمی‌رود بالا، قدرت پرواز ندارد.

پس اول کیفیت را درست می‌کنند؛ سوار بر این کیفیت خوب، حالا کمیتِ بالا [می‌آید] تا هر آنچه از نتیجه هست، بر آن بار بشود. شما نگاه کنید به آن؛ پس میزان ظاهری با هم تناسب ندارد. آن مَلَک دید آن بنده خدا چقدر کثرت عبادت [دارد]؛ در ذهنش آمد: «خب، این کثرت عبادت، کثرت ثواب هم دارد؛ بگذار ببینم چقدر جمع کرده.» ولی خب، به نسبت که نگاه کرد، دید تناسب ندارد دیگر؛ «فَاسْتَقَلَّهُ الْمَلَکُ». این ثواب به آن عمل نمی‌خورد؛ این‌جور است.

محفوظ ماندن ثواب با ترمیم عقل و دعای پایانی

لذا وقتی عقل آدم ضعیف باشد، ثواب‌های آدم هم آب می‌رود، کم می‌شود. اینها هم از بین می‌رود؛ اینها هم در معرض زوال و کم شدن است. وقتی آدم این را ترمیم می‌کند و [وقتی] می‌خواهند این را ترمیم کنند، آن‌وقت ثواب‌ها هم محفوظ می‌شود.

لذا انسان‌ها در قیامت که می‌آیند، آنهایی که خیلی هم این کارها را کردند، ولی پاداشی که با آن مواجه می‌شوند، معلوم نیست؛ بستگی به عقلشان دارد، [که] تناسب داشته باشد یا نداشته باشد؛ «فَإِنَّمَا یُجَازَى بِعَقْلِهِ». مرتبه‌بندی هم دارند. هرچه عقل بیشتر، جزایش هم بیشتر؛ هرچه کمتر، جزا و ثوابش هم کمتر.

ان‌شاءالله خدا این نعمت بزرگ را در ما بیش از پیش عنایت بفرماید. نثار روح مطهر پیغمبر اکرم و همه سایر حضرات معصومین علیهم‌السلام، همه علما، شهدا و همه حق‌داران، صلوات بفرستید.

گزیده

۱. تفاوت عقل عام با عقل حقیقی ملازم با دین

عقل در معنای عام، در برابر جنون قرار دارد و خداوند آن را به همه داده که معیار اصل تکلیف است. اما مرتبه خاص و بالاتری از عقل وجود دارد که در مقابل جهل قرار می‌گیرد. اگر کسی آن عقل را داشته باشد ولی به کار نگیرد، جاهل نامیده می‌شود. این رتبه از عقل، به‌طور نسبی و تصاعدی ملازم با حیا و دین است؛ به این معنا که هرچه عقل در این مرتبه بیشتر باشد، حیا و دین نیز بیشتر خواهد بود و هرچه کمتر باشد، حیا و دین نیز کمتر خواهد شد. در حقیقت، این مرتبه خاص از عقل است که همراه با حیا و دین رشد می‌کند.

۲. ارزش بیداریِ عقل در برابر عبادت جاهل

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «مَا قَسَمَ اللهُ لِلْعِبَادِ شَیئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ». خواب فرد عاقل از شب‌زنده‌داری و بیداری جاهل برتر و بالاتر است و حتی اقامت او از حرکت و تکاپوی فرد جاهل ارزش بیشتری دارد. اگر عبادات تمام عابدان را روی هم بگذارید، به ارزش عبادت انسانی که از عقل حقیقی بهره‌مند است نمی‌رسد؛ زیرا عقل به انسان ارتفاع و تعالی می‌بخشد و ارزش واقعی اعمال در پیشگاه الهی، وابسته به میزان بهره‌مندی وجودی انسان از نور عقل است، نه صرفاً کثرت اعمال ظاهری.

۳. نماز و عقل؛ بال‌های پرواز انسان

در روایات آمده است که بدون عقل درست و حسابی، انسان بالا نمی‌رود؛ حتی اگر فرد کثیرالحج و کثیرالصلاه باشد. عقل پایه و سطحی دارد، اما اگر این کارخانه درونی فعال نشود و رشد نکند، انسان اوج نمی‌گیرد. عقل مانند مرکب و مرکز پرواز برای نماز و عبادات انسان است. وقتی نماز و سایر عبادات بر بستری از عقلِ رشدیافته سوار می‌شوند، انسان را بالا می‌برند و به پرواز درمی‌آورند. انسانی که با مقدار اندکی از عقل پیش می‌رود، نمی‌تواند تنها با اتکا به ظاهر نماز، حج و صدقه اوج بگیرد و رشد حقیقی را تجربه کند.

۴. میزان پاداش اعمال در گرو سنجش عقل

امام صادق (ع) از رسول گرامی اسلام (ص) نقل فرمودند: «إِذَا بَلَغَکُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِی حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا یُجَازَى بِعَقْلِهِ». هرگاه از حال خوش و ویژگی‌های خوب فردی نزد شما سخن گفتند، به میزان عقل او بنگرید؛ بررسی کنید که عقل او چقدر ثمره داده و تا چه اندازه امور نیکو از آن صادر شده است. علت آن است که جزا، پاداش و ثواب اعمال، دقیقاً به اندازه عقل انسان داده می‌شود. چه بسا عملی در ظاهر بسیار زیاد باشد اما پاداش آن اندک باشد، چراکه مبنای سنجش، عقل فرد است.

۵. اولویت کیفیت بر کمیت در مسیر بندگی

در آموزه‌های دینی، همواره انسان‌ها را در گام نخست به سمت کیفیت عمل و سپس به سمت کمیت آن هدایت می‌کنند. اصل اولیه این است که انسان کیفیت و تقوا را سامان دهد و اصلاح کند. پس از تثبیت کیفیت، برای اینکه فرد عقب نماند و ضعیف نشود، باید سراغ افزایش کمیت برود و نماز، روزه و کارهای خیر خود را بیشتر کند. کمیت باید سوار بر کیفیتِ درست شود تا نتیجه حقیقی حاصل آید؛ چراکه عمل بسیار، اگر از کیفیت و تعقل لازم برخوردار نباشد، به تناسب ظاهرش پاداش به همراه نخواهد داشت.

۶. آماده‌سازی مرکب عبادت برای عروج

انسان باید پیش از هر چیز، مَرکب بندگی خود را هموار، درست و مهیا سازد. وقتی این مرکب به درستی آماده شود، انسان نه فقط در زندگی زمینی، بلکه در آسمان‌های معنویت به پرواز درمی‌آید. اما اگر مرکب باطن درست نباشد، فرد حداکثر بتواند چند گامی در امور مادی حرکت کند و توان پرواز معنوی نخواهد داشت. خداوند نماز را قرار داده است تا انسان با آن ارتفاع بگیرد و بالا برود. کیفیت‌بخشی به عقل و جان، همان مهیا کردن مرکب است که امکان اوج‌گیری و پرواز را برای عبادات فراهم می‌آورد.

۷. ارتباط ضعف عقل با کاهش و زوال ثواب‌ها

هنگامی که عقل انسان ضعیف باشد، پاداش‌ها و ثواب‌های او نیز کاهش می‌یابد و رو به زوال می‌رود. اما وقتی انسان ساختار عقلانی خود را ترمیم و اصلاح کند، ثواب‌های اعمال او نیز محفوظ و پایدار خواهد ماند. در صحنه قیامت، انسان‌هایی حاضر می‌شوند که اعمال بسیار زیادی انجام داده‌اند، اما مواجهه آن‌ها با پاداش‌ها بسته به میزان عقلشان خواهد بود. طبق قاعده «فَإِنَّمَا یُجَازَى بِعَقْلِهِ»، پاداش‌ها مرتبه‌بندی دارد؛ هرچه عقل بیشتر باشد جزا بیشتر است و هرچه عقل کمتر باشد، ثواب نیز کمتر خواهد بود.

فهرست

1️⃣ مراتب عقل و تلازم آن با حیا و دین
◽️ تمایز عقل عام (معیار تکلیف) از عقل خاص و رشدیافته
◽️ نسبت تصاعدی و مستقیم رشد عقل با حیا و دیانت

2️⃣ عقل در برابر جهل و جایگاه خواب عاقل
◽️ تقابل عقل با جهل و مفهوم فرد جاهل
◽️ برتری خواب و اقامت عاقل بر بیداری و عبادات جاهل

3️⃣ عقل به مثابه مرکب پرواز و عروج عبادات
◽️ ناتوانی عبادات کثیر در غیاب عقل کافی برای اوج‌گیری
◽️ نقش بنیادین عقل در عروج نماز و ارتقای معنوی انسان

4️⃣ سنجش پاداش بر مبنای حُسن عقل
◽️ ملاک ارزیابی انسان‌ها بر اساس حسن عقل در روایات
◽️ وابستگی قطعی میزان ثواب و جزا به ظرفیت عقلانی انسان

5️⃣ تقدم کیفیت بر کمیت در مسیر بندگی
◽️ اولویت تقوا و کیفیت عمل در گام نخست
◽️ سوار کردن کمیتِ اعمال بر بستر کیفیت و مرکب مهیا

6️⃣ حفظ و زوال ثواب‌ها در پرتو ترمیم عقل
◽️ زوال و کاهش پاداش‌ها به علت ضعف عقل
◽️ صیانت از اعمال و مرتبه‌بندی جزا در قیامت با ترمیم عقل