صوت کامل سخنرانی

عقل؛ زیربنا و معیار سنجش عبادات

۳ بازدید
پست
  • 📜 سند و متن روایت
  • ❓ پرسش امام از میزان عقل فرد
  • 📉 بی‌اثر بودن عبادات بدون پشتوانه عقل
  • 🎯 هدف‌مندی احکام الهی و لزوم رشد انسان
  • 🚀 عقل؛ سکوی پرواز در عبادات
  • ⚖️ تفاوت حجم ظاهری عمل با وزن و ارزش واقعی آن
  • 🌙 برتری خواب و سکون عاقل بر تلاش جاهل
  • 🔗 تلازم عقل و ایمان و درک حکمت عبادات
  • 🤲 دعا و جمع‌بندی

عقل؛ زیربنا و معیار سنجش عبادات

  • 📜 سند و متن روایت
  • ❓ پرسش امام از میزان عقل فرد
  • 📉 بی‌اثر بودن عبادات بدون پشتوانه عقل
  • 🎯 هدف‌مندی احکام الهی و لزوم رشد انسان
  • 🚀 عقل؛ سکوی پرواز در عبادات
  • ⚖️ تفاوت حجم ظاهری عمل با وزن و ارزش واقعی آن
  • 🌙 برتری خواب و سکون عاقل بر تلاش جاهل
  • 🔗 تلازم عقل و ایمان و درک حکمت عبادات
  • 🤲 دعا و جمع‌بندی

متن

سند و متن روایت

بسم الله الرحمن الرحیم

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَى بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ [عن] إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ لِی جَاراً...»

به هر حال راوی می‌گوید که (از همان مواردی است که خب، فرد از عبادات بهره‌مند هست.) 

پرسش امام از میزان عقل فرد

مثل همان روایت؛ طرف می‌آید می‌گوید که فلانی این‌همه عبادت دارد—روایت دیروز می‌گفت این‌همه دین دارد، عبادت دارد، فضل دارد—«فَقَالَ: یَا إِسْحَاقُ کَیْفَ عَقْلُهُ؟»

این مهم است که ببینی عقلش چطوری است. این را به‌عنوان یک آدم عاقل می‌شناسید یا یک آدم ضعیف‌العقل، معمولی؟

«قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ» این‌جورها نیست دیگر! به‌عنوان یک آدم پخته و عاقلی نیست.

بی‌اثر بودن عبادات بدون پشتوانه عقل

«قَالَ: لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْهُ».

این با این کارها بالا نمی‌رود، ارتفاع پیدا نمی‌کند، رشد نمی‌کند. این روایت تصریح به این دارد. یعنی از این حج و صلاة و صدقه و این عباداتی که دارد انجام می‌دهد، چون عقل ضعیف است[آن استفاده کامل را نمی‌برد] این عبادت را خدا گذاشته به‌خاطر یک اثر، یک نتایجی؛ یک چیزهایی در این عبادت هست.

همین‌طوری نیامده خدا، مثل بچه‌ها، مثل آدم‌هایی که بی‌همت و اراده‌اند، بی‌هدف‌اند، همین‌طور سرشان را به کاری، به یک چیزی بند کند؛ مثل بچه‌ها که همین‌طور یک چیزی می‌سازند. نه هدف خاصی نیست، هدفش همین ساختن است. مثل آدم‌بزرگ‌ها که گاهی به همین وضع، در سطح بزرگ‌تر خودشان، مبتلایند.

کار، هدف بلندی پشتش نیست. این کارهایی که انجام می‌دهد بیشتر وقت‌پرکنی است، اشتغال است، مشغولیت است؛ همین.

هدف‌مندی احکام الهی و لزوم رشد انسان

خب خدای متعال که این‌جوری نبوده که بگوید: «خب حالا این آدم‌ها را می‌خواهیم سرشان را بند کنیم؛ یک کاری بگذاریم اینها خم و راست شوند، یک کاری بگذاریم اینها چیزی نخورند، یک کاری بگذاریم دست در جیبشان کنند، یک کاری بگذاریم بروند، بیایند، چه‌کار کنند و...» این‌جوری که نبوده! هرکدام از این کارها یک نتایج و آثاری برایش هست.

اینجا حضرت تعبیر به «ارتفاع» می‌کند. یعنی با این حج، با این صلاة، با این صدقه، آدم رشد کند دیگر. مسئله رشد است. چون عقل را ندارد، رشد ندارد.

رشد ندارد، آن کار خیلی قابل تمجید و تعریف نیست. آن فرد قابل تعریف و تمجید نیست؛ چون ندارد دیگر. بنا بود با اینها... کار مفید، کاری است که اثر داشته باشد، نتیجه داشته باشد. این حالا تکلیفش رفع می‌شود، اما آن اثر مهم‌تری که خدا می‌خواست و اصلاً به‌خاطر آن مکلف کرده بود و به‌خاطر آن عذاب و عقاب گذاشته بود، به‌خاطر آن واجب کرده بود، آن نتیجه حاصل نمی‌شود. «لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْهُ». این تا این حالت را دارد که عقلش این‌طور است، با این نماز و حج و صدقه و... بالا نمی‌رود.

عقل؛ سکوی پرواز در عبادات

این هم یکی دیگر از آثار و نتایج عقل که باعث می‌شود انسان... زیربنای این است که انسان بتواند بر سکوی عقل، با صلاة پرواز کند و بر سکوی عقل، با صدقه و حج و این عبادات ارتفاع بگیرد، پرواز کند. سکوی پرواز انسان در عبادات و رسیدن به نتایج عبادات و آثار عبادات، عقل است.

همین چیز ساده؛ چیز پیچیده‌ای نمی‌گوید. آن می‌گوید این خیلی اهل این کارهاست، [حضرت] می‌فرماید: «عقلش چطوره؟» خب این قول حضرت است و سیره حضرت. تا حالا در چند تا از این روایات، با راوی‌های مختلف، برخورد کردیم؛ قول حضرت و سیره حضرت بود که وقتی می‌آمدند از فضائل، مناقب، عبادات، ویژگی‌های خاص و برجسته—ویژگی‌هایی که خب آدم‌ها هم خیلی ندارند و به‌ندرت پیدا می‌شود کسی اینها را هم داشته باشد—[سخن می‌گفتند]، ولی همین نادری که اینها را دارند، تازه حضرت اینها را هم نمی‌پذیرد. می‌گوید: «شما نگاه کن ببین عقلش چطوره.» اگر یک عقلی دارد، امید هست؛ اما اگر آن عقل نیست، نه. آن فایده‌ای که باید از کار ببرد، در آن نیست؛ خیلی اعتباری به آن نیست. 

تفاوت حجم ظاهری عمل با وزن و ارزش واقعی آن

مثل همان بنده خدایی که خب دیروز روایتش را خواندیم. آن مَلَک دید خیلی عبادت می‌کند. یک‌طوری بود که آن مَلَک «اسْتَکْثَرَهُ». حالا در روایت نمی‌گوید؛ خب پیداست دیگر. در ذهن خودش، در باور خودش، خب این خیلی است! به حدی که خواست ببیند آخر این چقدر پیش خدا ثواب دارد، چقدر از اینها بهره‌مند شده؛ مثلاً حجم و عظمت این ثواب‌هایش را ببیند. وقتی خدا نشان داد، «فَاسْتَقَلَّهُ». دید تناسب ندارد؛ این‌همه تلاش با این مقدار ثواب؟! این‌همه تلاش با این مقدار[ثواب]. 

این خیلی وقت‌ها ممکن است حکایت حال ما انسان‌ها بشود. تلاشمان ممکن است زیاد باشد؛ آنهایی که تازه اهل تلاش‌اند. نه اینکه خدا هیچ‌چیز نمی‌دهد؛ خب کم است دیگر. می‌دهد، اما به وزن عمل می‌دهد.

مقایسه می‌کنند یک کیلو آهن را با یک کیلو پنبه؛ درست است؟ کدام سنگین‌تر است؟ می‌پرسند این سنگین‌تر است یا آن سنگین‌تر؟ سنگین‌تر نیست که؛ وزنش یکی است! منتها آن به چه حجمی به این وزن رسیده، آن به چه حجمی به این وزن رسیده. این‌همه چیز، چکه‌چکه، آرام‌آرام، قطره‌قطره، عصاره‌اش شده چند قطره. اما آن، نه. آدم عاقل، نه؛ با کمی ارتفاع می‌گیرد، با کمترین، با مقدار ناچیز.

برای همین می‌گوید: دو رکعت نماز عاقل از چقدر نماز غیرعاقل‌ها [بهتر است].

برتری خواب و سکون عاقل بر تلاش جاهل

اینجاست که روایت می‌گوید: «خواب عاقل از بیداری جاهل...» «سَهَر» که اینجا می‌گوید، همان بیداری شب است که خیلی وقت‌ها در اینها منظور، همان بیداری برای عبادت هم هست. این دارد رنج بیداری را می‌کشد به عبادت، که باید هم بکشد؛ مثلاً نماز شب می‌خواند، خب این خیلی خوب است. روایت نمی‌خواهد آن را بی‌ارزش کند یا بگوید نکن. می‌گوید وقتی [عبادت] بر پایه عقل سوار باشد، آن عاقل، خوابش از عبادت این [جاهل] در بیداری [بهتر است]: «نَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ». یک عاقل که الان دراز کشیده خوابیده، این خوابش را خدا از عبادت آن جاهل بیشتر دوست دارد.

«إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ». جاهل می‌رود، می‌آید، تلاش می‌کند، این کار را می‌کند، آن کار را می‌کند؛ پرکار، فعال و... ولی چون از آن عقل بهره‌مند نیست، در مقابل یک عاقلی که آن‌طوری نیست، این اقامت این عاقل از شخوص [آن جاهل افضل است]. شخوص یعنی همین که اینهایی که خیلی برو و بیا دارند در کارهای مفید، کارهای دینی، عبادات، فعال‌اند، جهادی‌اند و... اقامت این عاقل از جهادیِ آن جاهل افضل است.

عاقل کارهایش یک‌جور دیگر چیده شده؛ استفاده‌اش هم از مسائل مختلف متفاوت است. نه اینکه بخواهد بگوید عاقل می‌خوابد و عبادت نمی‌کند؛ خب عاقل، همان عقل و آثار عقلش او را به عبادت وامی‌دارد، چه‌بسا بیشتر از بقیه هم عبادت می‌کند. اما دارد ارزش را می‌گوید؛ یک چرت خوابش از عبادت آن [جاهل]، ارزشش بیشتر است. نمی‌خواهد[این را بگوید] این‌جوری نباید از روایت فهمید که حالا برو بخواب! این را نمی‌گوید.

یا اقامت و شخوصی که دارد می‌گوید، باز هم همین است دیگر؛ نه اینکه عاقل در این چیزها کاری ندارد و مثلاً همه‌اش نشسته است، نه. ولی نشستن او از ایستادن او [جاهل]، قعود او از قیام او چطور است؟ افضل است. دارد همین جهات را [بیان می‌کند].

تلازم عقل و ایمان و درک حکمت عبادات

پس این هم از آثار دیگر عقل که اثری در عبادات دارد. حالا ضمن این روایت، در بحث آثار عبادات هم قابل استفاده است. یکی‌اش همین تعبیر «ارتفاع» است که دارد. حالا روایات گاهی وقت‌ها یک مطلب خیلی مهمی را همین‌جور گذرا، گوشه‌ای، اشاره‌ای، رد می‌شوند از آن. بعضی‌ها عمیق‌تر، بعضی‌ها ساده‌تر؛ اینها حالا متفاوت است. این رشد و ارتفاع حاصل نخواهد شد.

لذا دوباره این تلازم را می‌بینی؛ اگر توانست آدم تشخیص بدهد و دید یک کسی خیلی ایمانش خوب است، لاجرم خیلی هم عقلش خوب است.

نمی‌شود مثلاً بگویی خیلی ایمانش خوب است، اما خب آدم ساده‌ای است؛ به معنای ساده‌لوحی مثلاً، یا ناپختگی یا ضعف عقل.

یک تلازمی بین اینها وجود دارد. آن وقت می‌بینی به حکمت‌های عبادات هم همین عقلا بهتر پی می‌برند. عاقلِ اهل عبادت و بندگی، در حکمت عبادات هم همین‌طور عمق پیدا می‌کند و پیش می‌رود.

یعنی خیلی چیزها را ما هم انجام می‌دهیم، ولی عمراً هیچ‌وقت حکمتش را نمی‌فهمیم. اما اینها [می‌فهمند]. مثلاً می‌فهمد حکمت این کار چیست، حکمت این مسئله چیست، [حکمت] این عبادت چیست، حکمت جزئی از عبادت چیست. این را چرا خدا واجب کرده؟ آن را چرا ممنوع کرده؟ این جزء را چرا قرار داده؟ آن شرط را چرا قرار داده؟ آن مقدمه را چرا قرار داده؟

اینها همه چیزهایی است که پایه و ابزار اصلی‌اش عقل انسان است.

دعا و جمع‌بندی

ان‌شاءالله خدا به ما کمک مرحمت کند، عقل و ایمانمان به حدی که مطلوب است برسد، ان‌شاءالله.

گزیده

۱. عقل؛ میزان سنجش و ارزش عبادات
در روایت است که فردی خدمت امام معصوم (ع) آمد و از دین‌داری، فضل و کثرت عبادات شخصی تعریف کرد. حضرت بلافاصله پرسیدند: «کیف عقله؟» یعنی عقل او چگونه است؟ این مهم است که ببینیم عقل انسان چطور است؛ آیا او را به عنوان یک آدم عاقل می‌شناسید یا فردی معمولی و ضعیف‌العقل؟ اگر عقل نباشد، آن کارها موجب رشد و بالا رفتن انسان نمی‌شود و ارتفاعی برای او حاصل نخواهد شد. عبادت را خداوند به خاطر یک اثر و نتایجی قرار داده است؛ وقتی عقل ضعیف باشد، آن نتیجه و هدف اصلی که مدنظر پروردگار بوده حاصل نمی‌شود و آن اعمال خیلی قابل تمجید نیستند.

۲. اعمال بدون عقل؛ سرگرمی به‌جای رشد
خداوند متعال عبادات را قرار نداده است تا مانند کودکان یا افراد بی‌هدف، صرفاً انسان‌ها را به کاری سرگرم کند تا خم و راست شوند یا دست در جیب کنند و بروند و بیایند؛ بلکه هر کدام از این کارها نتایج و آثاری دارد. اعمالی که هدفی بلند پشت آن‌ها نباشد، صرفاً وقت‌پرکنی، اشتغال و مشغولیت هستند. در احادیث تعبیر به «ارتفاع» شده است؛ یعنی انسان با نماز، حج و صدقه باید رشد کند. وقتی انسان از عقل بی‌بهره باشد، رشد حقیقی اتفاق نمی‌افتد؛ گرچه تکلیف ظاهری رفع می‌شود، اما آن حقیقت و اثری که خداوند می‌خواست به دست نمی‌آید.

۳. عقل؛ سکوی پرواز اعمال الهی
عقل، زیربنا و سکوی پروازی است که انسان به وسیله آن می‌تواند با نماز پرواز کند و با صدقه، حج و سایر عبادات اوج و ارتفاع بگیرد. سکوی پرواز انسان در مسیر بندگی و رسیدن به نتایج و آثار حقیقی عبادات، عقل است. در سیره و کلام اهل‌بیت (ع) همواره چنین بوده است که وقتی از فضائل، مناقب و عبادات برجسته شخصی سخن به میان می‌آمد، می‌فرمودند ببینید عقل او چگونه است. اگر عقل وجود داشته باشد، امید به اثرگذاری هست؛ اما اگر آن عقل نباشد، فایده‌ای که باید حاصل شود وجود ندارد و اعتباری به آن اعمال نیست.

۴. معیار پاداش؛ وزن عمل نه حجم آن
پاداش الهی بر اساس وزن و کیفیت عمل داده می‌شود، نه حجم ظاهری آن. تلاش انسان ممکن است زیاد باشد، اما خداوند به تناسب وزن واقعی کار پاداش می‌دهد. درست مانند مقایسه یک کیلو آهن با یک کیلو پنبه؛ ممکن است ظاهر یکی بسیار بزرگ‌تر باشد، اما حقیقت و وزن تعیین‌کننده است. عباداتِ فرد بدون تعقل، مانند عصاره‌ای بسیار اندک از حجمی فراوان است؛ در حالی که انسان عاقل با کمترین عمل و با مقدار ناچیزی از کار، ارتفاع می‌گیرد و رشد می‌کند. به همین جهت است که دو رکعت نماز یک فرد عاقل، بسیار برتر از نمازهای پرحجم دیگران است.

۵. برتری خواب عاقل بر شب‌زنده‌داری جاهل
در روایت وارد شده است: «نَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ»؛ یعنی خواب انسان عاقل از بیداری و شب‌زنده‌داری فرد جاهل برتر است. جاهل رنج بیداری در دل شب را برای نماز و عبادت تحمل می‌کند، اما چون پایه‌اش بر عقل استوار نیست، ارزش کمتری دارد. در مقابل، فرد عاقل هنگامی که استراحت می‌کند و به خواب می‌رود، خواب او نزد خداوند از عبادت آن جاهل محبوب‌تر است. البته این به معنای نفی عبادت نیست، چرا که عقل انسان را به بندگی بیشتر سوق می‌دهد؛ بلکه این کلام بیانگر جایگاه و ارزش رتبه‌ای عقل در سنجش اعمال است.

۶. برتری آرامش عاقل بر تلاش بیهوده جاهل
بر اساس حدیث شریف: «إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ»؛ سکون و نشستن انسان عاقل از تکاپو و فعالیت‌های پرشور فرد جاهل بافضیلت‌تر است. شخص جاهل ممکن است در کارهای مفید، دینی، جهادی و عبادی بسیار فعال و اهل رفت‌وآمد باشد، اما از آنجا که از عقل بهره‌مند نیست، عمل او ارزش بالایی پیدا نمی‌کند. در مقابل، کارهای انسان عاقل ساختار دیگری دارد و نشستن او از ایستادن و جهاد فرد جاهل برتر شمرده می‌شود؛ زیرا جهت‌گیری و مبنای رفتار عاقل عمیق و متفاوت است.

۷. پیوند ناگسستنی میان ایمان و عقل
میان ایمان واقعی و عقل تلازمی ناگسستنی وجود دارد؛ اگر تشخیص داده شود که فردی ایمان بسیار خوبی دارد، لاجرم باید از عقل والایی نیز برخوردار باشد. نمی‌توان گفت شخصی دارای ایمان بالا است اما در عین حال ساده‌لوح، ناپخته یا دچار ضعف عقل است. این دو حقیقت همواره همراه یکدیگرند. انسان مؤمن و عاقل نه‌تنها اهل عبادت و بندگی است، بلکه روزبه‌روز در درک حقایق نیز عمیق‌تر می‌شود و عمل او از پشتوانه شناختی و عقلانی محکم برخوردار خواهد بود.

۸. عقل؛ کلید فهم حکمت احکام و عبادات
انسان‌های عاقل بیش از دیگران به حکمت‌ها و اسرار عبادات پی می‌برند. انسان عاقل و اهل بندگی، در باطن و حقیقت عبادات عمق پیدا می‌کند و به پیش می‌رود. بسیاری از ما کارها و تکالیف دینی را انجام می‌دهیم اما هیچ‌گاه حکمت آن‌ها را درک نمی‌کنیم؛ اما عاقل می‌داند حکمت این حکم، این جزء از عبادت و چرایی واجب یا ممنوع شدن یک عمل چیست. او می‌فهمد چرا شرط یا مقدمه‌ای برای عبادت قرار داده شده است. پایه و ابزار اصلی برای درک این حقایق، عقل انسان است.

فهرست

1️⃣ پرسش امام (ع) از عقل؛ معیار سنجش مؤمن
◽️ توصیف راوی از کثرت عبادات و دین‌داری افراد
◽️ سؤال اساسی امام (ع): «کیف عقله؟»

2️⃣ رشد و ارتفاع حقیقی؛ پیوند عقل و عبادت
◽️ بی‌اثر بودن حج، صلاة و صدقه در صورت ضعف عقل
◽️ تفاوت عبادت هدفمند و تعالی‌بخش با وقت‌پرکنی و مشغولیت

3️⃣ عقل؛ سکوی پرواز اعمال و میزان سنجش پاداش
◽️ عقل به عنوان زیربنای اوج‌گرفتن و پرواز با عبادات
◽️ سنجش پاداش الهی بر اساس وزن عمل، نه حجم ظاهری آن

4️⃣ برتری سکون و خواب عاقل بر تلاش جاهل
◽️ «نَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ»؛ ارزش شب‌زنده‌داری بر پایه تعقل
◽️ «إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ»؛ تقدم درنگ عاقلانه بر تکاپوی بی‌بصیرت

5️⃣ تلازم ایمان و عقل در درک حکمت‌های دین
◽️ پیوند ناگسستنی میان ایمان راستین و خردورزی
◽️ عقل به عنوان ابزار شناخت اسرار، اجزاء، شروط و مقدمات عبادات