آثار گناه و راه رهایی از آن -  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۳ دیماه ۱۴۰۰
صوت کامل سخنرانی
1400/09/06
پست

🎧  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۳ دیماه ۱۴۰۰

#صوت_کامل_سخنرانی
#آثارـگناه

🗓 ۱۴۰۰/۱۰/۳




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

آثار گناه و راه رهایی از آن -  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۳ دیماه ۱۴۰۰

🎧  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۳ دیماه ۱۴۰۰

#صوت_کامل_سخنرانی
#آثارـگناه

🗓 ۱۴۰۰/۱۰/۳




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا و ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

آثار و عواقب گناه بر عقل و قلب انسان

صحبت درباره آثار بد گناه و معصیت بود بر اساس روایاتی؛ آثاری از گناه رو ذکر کردن و شمردن. یکیش این بود که قلب انسان رو، عقل انسان رو و فهم انسان رو زیر و رو میکنه و آسیب میزنه. یعنی اون‌جایی که انسان باید واقعیات رو بتونه خوب تشخیص بده و بر اساس اونا بتونه خوب و درست تصمیم بگیره و عمل بکنه، گناه قلب و فهم رو زیر و رو میکنه؛ اون‌طور که باید بفهمه، نمیفهمه، اون‌طور که باید تشخیص بده چیکار بکنه، تشخیص نمیده و اون‌طور هم که باید عمل بکنه، عمل نمیکنه.

لذا کار این انسانی که اهل معصیت هست، خرابکاریه؛ فساد بیشتر ازش ناشی میشه تا صلاح. کارش بیشتر تو این حیطه پیش میره. بیش از اون که بتونه مشکلات رو حل بکنه، گاهی بیشترش میکنه و از چاله میفته تو چاه. این خاصیت گناه است: «ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَالبَحرِ بِما کَسَبَت أَیدِی النّاسِ».

رابطه پیشرفت علم و سرمایه با غرور و دوری از خدا

مردم عاقلند، عقل دارند و نعمت بزرگ عقل رو دارند؛ اما چرا هرچی عقل پیشرفت میکنه و علم بشر پیشرفت میکنه، وضع بشر بهتر نمیشه؟ بلکه نعمت‌های طبیعی خداوند بیشتر آسیب می‌بینند. این جهان خلقت و این طبیعت بیشتر آسیب میبینه، زندگی خود انسان هم بیشتر آسیب میبینه. هرچه علم پیشرفت میکنه، هوا آلوده‌تر میشه، آب آلوده‌تر میشه، غذای انسان‌ها خراب‌تر میشه؛ همون چیزایی که داریم میبینیم. خب علم که پیشرفت کرده، چرا این‌جور میشه؟ چون علتش اینه که بشر فرمان خدا رو هم هرچی با علمش پیشرفت میکنه، بیشتر زیر پاش میذاره. این متاسفانه مشکل انسانه؛ بیشتر این‌طوریه. هرچه علم‌شون پیشرفت میکنه، بدتر میشن و میانه‌شون با خدا بیشتر به هم میخوره. این خاصیت علم نیست، این ضعف انسانه.

چرا آدم میبینه خیلیا که علم‌شون بیشتر جلو رفته، فاصله‌شون از دین و دینداری بیشتر شده؟ خیلیا. اونایی که علم‌شون کمتره و چه بسا سواد ندارند، فاصله‌شون با دینداری کمتره؛ فاصله ایجاد نمیکنند و به دینداری بیشتر متعبدند. این خاصیت گناهه که وقتی انسان علمش پیشرفت میکنه و بلکه هر سرمایه‌اش بیشتر میشه، تکبر و غرورش در پیشگاه خدای متعال بیشتر میشه. هرچه انسان این احساس سرمایه‌داری درش تقویت بشه، متاسفانه این‌جوری هست که فاصله‌اش با خدا بیشتر میشه؛ تکبر پیدا میکنه، غرور پیدا میکنه و کمتر زیر بار خدا میره. خودش رو صاحب فهم میدونه؛ هنوز خیلی به جایی نرسیده، اما خودش هرچه علمش بیشتر شده، اون قلدری انسان متاسفانه بیشتر میشه. یه مقداری که احساس میکنه یه چیزایی رو میفهمه که شاید میبینه بقیه نمیفهمن، متوجه نمیشن و نمیدونند، شاخ و شونه میکشه جلو دستور خدا. خدا چی دستور داده؟ میگه حالا این خیلی قابل قبول نیست و زیر بار نمیره. این متاسفانه ضعف انسانه.

لذا فرمودند خاصیت گناه یکیش همینه؛ دل زیر و رو میشه. اون سمت و جانب حقش کم‌کم ضعیف میشه و بیشتر به سمت و جانب باطل میل پیدا میکنه. بیشتر گرایشش به سمت چیزای بد، با کارای بد و حال بد بیشتر سازگاره. با آدمای ناصالح و بد بیشتر سازگاره تا آدمای صالح و خوب. خوب بودن و درست راه رفتن و زندگی کردن براش سخت‌تر میشه و میخواد فاصله بگیره. «فَیُسَیِّرَ اَعلَاهُ اَسفَلَه» فرمودند؛ گناه کاری میکنه که دل اون جانب حق‌طلبی و فهم حقش که جانب غالب و اعلا بوده براش، او کم‌کم ضعیف میشه و سمت باطل و ناحق بیشتر پیش میره. سمت ظلم گرایشش بیشتر میشه، سمت اخلاق بد گرایشش بیشتر میشه. از تو خونه شروع میشه، ارتباط انسان با زن و بچه، تا بیرون؛ اینا همه شروع میکنه آسیب میبینه. علمش رو داره که باید خوش‌اخلاق باشه، اما چون همتش رو روی این مسئله صرف نمیکنه، او علم رو سر جاش میبوسه میذاره کنار و او کاری که خودش میخواد انجام میده.

تداوم گناه و عاقبت به شری

و نهایتا ادامه دادن گناه باعث میشه آدم عاقبت به شر بشه. «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوئَی»؛ عاقبت معصیت‌کار، بد و شر میشه. «أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ»؛ کم‌کم همون چیزایی که خدا واجب کرده، دستور داده، گفته باید این باشه، اون باشه، این صحیحه و این غلطه، اینا نباید باشه، همینا رو زیر سوال میبره. چرا؟ کی گفته باید حجاب باشه؟ کی گفته باید فلان باشه؟ خیلی مسائلی که ما متاسفانه مواجه هم هستیم باهاش. خیلی افرادی که چه بسا گاهی قبلاً سابقه‌شون نسبت به دیانت بهتر بود، اما حالا کم‌کم چنان به سمتی پیش میرن که معاصی واضح و تظاهر به فسق و اینا رو حق رو به جانب اینا میدن؛ اگر کسی بخواد این‌ها رو زیر سوال ببره، این رو ناحق جلوه میدن. کسی حق نداره این تظاهر به معاصی رو محکوم کنه متاسفانه. چرا این‌جور میشه؟ این گناه کم‌کم گرایش آدم رو این‌جوری میکنه. گرایش؛ اون بدی گناه رو آدم کم‌کم دیگه درک نمیکنه. میلش و گرایشش میره سمت اون حالت غلط و بد و حق رو میده به جانب معصیت‌کار.

خب معصیت‌کار و آدم گناه‌کار نمیفهمه گناه یعنی چی، خدا کیه، معصیت خدا یعنی چی؛ اینا رو خیلی پایین میدونه و برا خدا ارزشی قائل نیست. آدم برا کسی که ارزش قائل نباشه، نافرمانیش هم براش مهم نیست. امام سجاد (علیه‌السلام) چطور گناه رو معرفی میکنه در صحیفه سجادیه؟ به چه بیاناتی سنگینی یک معصیت رو ایشون معرفی میکنه؟ بیانات خیلی سنگینه، حالا ان‌شاءالله فرصت شد عرض میکنم. بیانات خیلی سنگینه؛ میفرماید با اون همه کار من اگه بکنم، اون کارای خیلی سخت و سنگینی که هیچ وقت هیچ کسی نمیتونه به این راحتی انجام بده و نمیکنه، ایشون میفرماید برا تدارک یک گناهم همه اون کارا رو من به عمرم انجام بدم، نمیتونم تدارک یک دونه از گناهام رو بکنم. خب اونا از خدای متعال چه ایمانی، چه درکی و چه فهمی داشتند که یک دونه گناه رو این‌قدر براش هزینه قائل بودند و سنگین میدونستند.

ضرورت مراقبت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

خب هرچه آدم نسبت به ترک معصیت اهمیت بیشتر بده، مراقبتش رو بیشتر بکنه و بیشتر جلو بره، خدا توفیق میده ایمان آدم بیشتر میشه. ایمان و باور انسان وقتی به خدا بیشتر شد، عظمت خدای متعال بیشتر برا انسان واضح میشه و بیشتر میفهمه که یک گناه چنین خدایی چقدر سنگینه و چقدر آسیب میزنه. به خدا که آسیب نمیزنه، به ما داره آسیب میزنه. یک گناهِ گناه‌کار دامن خیلیا رو میگیره. اون وقت آدم به این راحتی زیر بار گناه کردن نسبت به خودش و اطرافیانش نمیره. «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا»؛ خودتون و اطرافیانتون، اهلتون، عیالتون، زن و بچه، همه موظفید؛ موظفید کاری بکنید که اینا دچار معصیت و گناه نشن. و بعدش هم در دایره وسیع‌تر و بیشتری که جامعه میشه. امر به معروف و نهی از منکر که خدای متعال قرار داده از مهم‌ترین واجباتِ، چون پایه اقامه همه واجبات و زنده موندن همه واجبات و از بین رفتن محرمات همین مسئله است. این مسئله است؛ این نباید ضعیف بشه، اگر این ضعیف شد محرمات درشت میشه، برجسته میشه. محرمات کم‌کم عادی میشه در جامعه. یک معصیت نباید در جامعه عادی بشه، چون خیلیا آماده معصیتند. اگر یک معصیتی، یک کم‌حجابی، کشف حجابی در جامعه رفت به سمت انجامش و عادی شدنش، خیلیا دیگه‌ای هم که آماده هستند، اونا هم به همون سمت حرکت میکنند؛ منتظرند ببینند اوضاع چیه، اونا هم همین کارو بکنند. در فتنه‌ها همین‌جوره، در گناهان اجتماعی و جمعی هم همین مسئله است.

لذا اینکه خدای متعال در مراتب نهی از منکر، مراتب سنگین قرار داده، به خاطر اینه که گناه خیلی آثار اجتماعیِ جمعی بزرگی داره، که مراتب رو سنگین قرار دادند که مبادا کسی جرئت بکنه گناه بکنه؛ چون این گناه فقط صرفاً یک مسئله مربوط به خود این شخص نیست، بقیه رو هم آماده میکنه به انجامش. لذا خطرناکه. خیلیا زمینه دارند و دوست میدارند آزاد باشند؛ چون خاصیت انسان آزادی‌خواهیه، آزاد میخواد باشه و چیزی محدودش نکنه. دلش میخواد آزاد باشه. هرچه این آزادی رو بخواد محدود بکنه، بدش میاد؛ این یک. دو؛ منتظر شرایطیه‌ که مهیا بشه که این شرایط به این سمت آزادی پیش بره؛ یه عده‌ای راه بیفتند جلو، کشف حجاب بکنند، مابقی هم که جرئت نداشتند و جسارت نداشتند، اونا هم به دنبال‌شون جلو بروند. لذا برخورد رو تو اسلام محکم قرار دادند نسبت به اینکه مبادا وضع جامعه اسلامی به سمتی بره که کسانی با تظاهر به معصیت و گناه عمومی، راه رو برا بقیه باز بکنند. حکومت اسلامی میتونه و موظفه که راه برخورد جدی رو پیش بگیره که مبادا این مثل یک ویروسی هی گسترش پیدا بکنه؛ محکم جلوش رو بگیره. چطور تو این قضیه این ویروس [کرونا] بنا بر این شد که همه جلوش رو محکم بگیرند، چون حق بقیه اومد وسط؛ اگه یه کسی میگفت من نمیخوام، میخوام آزاد باشم، من نمیخوام مراعات کنم، حرفی که بهش زده میشد این بود که فقط صرف حق شما نیست این وسط. شما حالا خودت نمیخوای، مشکلی نداری، میخوای آزاد باشی، راحت باشی، هر جوری میخوای رفتار کنی، اما همه‌اش هم خود شما نیستی؛ بقیه‌ای هم هستند که اگه شما بخواهید مراعات نکنید، اونا هم گرفتار میشن و حق اونا هم وسطه. لذا حکومت اسلامی میتونه از ابزارهای محکمی استفاده بکنه برا اینکه مبادا این حق عمومی در جامعه از بین بره و ضایع بشه؛ چه در مسائل مادی و بهداشتی و اینا، چه در مسائل معنوی و دینی که مهم‌تر هم هست. معصیت خیلی آسیب میزنه.

سلب امنیت و نفی نعمت‌ها در اثر معصیت

یکی از آثار معصیت که عرض شد، امنیت گرفته میشه؛ آدمِ معصیت‌کار امنیت نداره. هر آنی ممکنه خدای متعال تاوان گناه و معصیتش رو بده بهش، بالاخره؛ گوش‌مالیش بده که بدترش نکنه، گرهی تو کارش بیفته، مصیبتی، مشکلی. و فرمودند در امان نباش؛ «وَ لَا تَأْمَنِ الْبَیَاتَ وَ قَدْ عَمِلْتَ السَّیِّئَاتِ». و اگر مرتکب معاصی کبیره هستی، مرتکب گناه هستی، در امان نباش؛ از شبیخون خدا در امان نباش. از اینکه خدا یک وقت ورق برگردونه و زندگی آدم زیر و رو بشه به خاطر مشکلی، از این در امان نباش. خدا میخواد آدما راه درست رو پیش بروند که خودشون آسیب نبینند. این تنبیه خدا مثل تنبیه همون معلمه که باید باشه تا یه جاهایی که جاشه، تا این شاگرد نره به سمت تنبلی، نره به سمت آسیب دیدن.

لذا فرمود امیرالمومنین (علیه‌السلام): «لَا تَأْمَنِ الْبَیَاتَ وَ قَدْ عَمِلْتَ السَّیِّئَاتِ»؛ هیچ در امان نباش، راحت نباش. تضمینی نیست که کار آدم خوب پیش بره. خدا وعده داده برا اهل تقوا، برا اونا وعده داده: «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». شما تقوا داشته باشید، بله خدا وعده داده، پای حرفش هم هست و درست میکنه؛ هیچ بن‌بستی جلوی آدمِ با تقوا باقی نمیمونه. اگه پیش بیاد، راهش رو خدا باز میکنه. هیچ گرهی لاینحل نیست؛ گره میفته تو کار، مشکل پیش میاد، بن‌بست پیش میاد، اما خدا بازش میکنه؛ «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». از جایی که فکر نمیکنه خدا روزی میرسونه، چون امیدش از این و او بریده میشه. چشم امیدش رو نمیبنده به این و او که این و او کاری بکنند؛ میدونه این و او هم بنده به کس دیگه‌ای هستند. به این و او چشم نمیبنده، امید نمیبنده و خدا نجاتش میده: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ». اون وقت در اثر ایمان، ایمان که تقویت بشه بره بالا، باور انسان نسبت به خدای متعال و وعده‌هاش وقتی بره بالا و بیشتر بشه و تقویت بشه، اون وقت میفهمه: «فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ تو کار میفهمه اینجا خود خدا هست و میدونه از چه راهی و چطوری این کار آدم رو پیش ببره و این مشکل آدم رو حل بکنه. مادام خودش میخواد خودش یه‌تنه منهای خدا کارش رو انجام بده، نمیشه و گاهی خراب‌ترش هم میکنه.

یکی دیگه از آثار معصیت، فرمودند نعمت رو، نعمت‌های خوب رو از انسان میگیره. حالا همه غرق در نعمت‌های خدایند، خوب و بد، کافر و مسلمان. یه وقت یه نعمت خوب و بزرگ و مهمی خدا به آدم میده، مادی یا معنوی؛ یه وقتم میگیردش، یه وقتم بناست بده، جلوش رو میگیره. فرمودند قاعده خداست؛ «إنَّ الله قَضَی قَضاءً حَتماً أَن لا یُنعِمَ عَلَی العَبدِ بِنِعمَةٍ فَیَسلُبَها إِیّاهُ حَتّی یُحدِثَ العَبدُ ذَنباً یَستَحِقُّ بِذلِکَ النِّقمَة». قاعده خدای متعال اینه که اون نعمتی که یه وقت از کسی میگیره، نعمت مهم و خوبی که داشته و از انسان میگیردش، این به خاطر معصیتیه که مرتکب شده.

مانعیت گناه در استجابت دعا

یکی دیگه از آثار گناه، فرمودند جلوی استجابت دعا رو میگیره. در چه حد؟ در این حد که آدم کاری میکنه، دعایی میکنه، از خدا میخواد چیزی رو بهش بده، مشکلش رو حل بکنه و خدای متعال اجابت میکنه این دعا رو. خب، بناست فردا ان‌شاءالله مقدماتش فراهم بشه، این مشکلش حل بشه و این حاجتش پیش بره؛ تو این فاصله یه گناهی میکنه و برمیگرده. این تعبیر روایت خیلی مهمه، فرمودند که: «إِنَّ الْعَبْدَ یَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ»؛ گاهی پیش میاد بنده حاجتی رو از خدا میخواد. «فَیَکُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا»؛ این قسمت روایت مهم [است]. شأنیت قضا هم هست، یعنی اینکه این رو بهش بدند؛ کار خیری کرده، نذر و نیازی کرده، بالاخره این مشکلش حل بشه و این حاجت رو خدا بهش بده. «فَیَکُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ أَوْ إِلَی وَقْتٍ بَطِی‌ءٍ»؛ دیر یا زود بناست بهش بدند ان‌شاءالله. «فَیُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً»؛ این وسط یه گناهی میکنه. «فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَکِ لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ»؛ نده بهش. اجابت شده بودها، اجابت شده بود و بنا بود بهش بدند، اما اون‌جا دم در میاد میگن نده. «فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِی»؛ گناه کرد و خشم و غضب من رو برانگیخت. دعا میکنی، منتظر اجابتی؟ خب خدای متعال خیلیش رو میده، به همه هم میده، این در رو کلاً نمیبنده، اما باید یه نگاه به زمینه خودمون بکنیم چقدر در ترک معصیت و رعایت تقوا اهمیت قائلیم. اون وقت اگه انتظار داشته باشیم خدای متعال بهمون بده، بیجا نیست. اما اگر ما در معصیت گاهی خدای نکرده جسوریم، راحتیم، هر حرفی رو میزنیم، هر نگاهی رو میکنیم، خب نباید انتظار داشته باشیم اون هم هرچی گفتیم بگه چشم. چه انتظاریه؟ دعای آدم رو از اجابت میندازه.

محرومیت از توفیق نماز شب و عبادات بزرگ

عبادات بزرگ مثل عبادت در شب را از انسان میگیره. از مهم‌ترین عوامل نشاط روحی و جسمی انسان عبادت در شبه؛ نشاط حتی مادی و جسمی انسان. نشاط؛ گاهی آدما دنبال نشاط میگردند، از تو خرابه. حالا میره این‌ور و اون‌ور و پارک و چپ و راست، با اونا نشاط حاصل بشه؛ نمیشه در واقع. انگار سطحی و زودگذره، این از تو خرابه. اون‌جا هم که بره حالش جا نیست، اگر هم یه مقدار بهش خوش بگذره، خیلی موقت و زودگذر و سطحیه‌. از تو، از درون انسان، قلب آدم باید مطمئن باشد و شاد باشد و حالش باحال باشد. اون قلبه که باید درست بشود؛ قلب با این کارا درست نمیشه. اینو بشر باور نمیکنه، شاید به فهمش هم نمیرسه که شما هر راهی پیدا میکنی برا اینکه نشاطی پیدا بکنی، اینا موقته؛ اشکال نداره، تو اسلام هم توصیه کردند به این کار که آدم بره شرایط نشاط روحیش رو هم فراهم بکنه، تو کارایی که تو اسلام دستور دادند؛ اونا سر جای خود هست، اما مشکل رو حل نمیکنند اونا. از درون وقتی آدم پوسیده است و آسیب دیده، این میمونه. لذا هر چی هم میره باغ و بر و دشت و کوه و سبزه و اینا، مشکل باقیه. همون‌جا اصلاً بعضی‌ها مشکل پیدا میکنند و به هم می‌ریزند؛ همون‌جا دعواشون میشه، همون‌جا داغونه. اون‌جا هم خوش بگذره، برگشته هنوز اومده نیومده تموم شد رفت. از تو درست باید کرد. راهش چیه؟ با خداست؛ با خدا میانه‌اش رو آدم بسازه.

اون وقت این عبادات، یکی از اینایی که خیلی در نشاط و آرامش قلبی و روحی انسان و سلامت جسمی انسان و نشاط جسمی انسان اثر داره، عبادت در شبه؛ مثل نماز شب، مثل اینا. خب این نماز شب پایه‌اش استواره رو ترک معصیت. هر چی به یکی بگی نماز شب بخون، تا این پایه‌اش خرابه که فایده نداره که؛ وقت وقتش بهترین خوابش همین موقع است، از این خواب چطور آدم بگذره؟ خب یه مقداری یه ایمانی میخواد که اینو بکنه از رختخواب، جداش کنه و بتونه غلبه کنه بر لذت خواب اون وقت. گاهی بعضی وقت‌ها خدای متعال یه توفیقی میده به افراد، این رو درک میکنند که در اون موقع بتونند بلند شن. یه حالی و شرایطی ایجاد میشه در انسان و خدا توفیق میده که بتونه پاشه؛ منتها این موقتیه، زودگذره و دائمی نیست. همه از این رنج میبرند؛ یا نیست یا دائمی نیست. لذا فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ»؛ گناه این عبادت رو از آدم میگیره. چرا؟ «إِنَّ الْعَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِی صَاحِبِهِ مِنَ السِّکِّینِ فِی اللَّحْمِ»؛ معصیت رو نباید کم حساب کرد. معصیت در ایمان آدم و در اطمینان قلبی آدم اثرش بدتر و بیشتر از یک چاقوی تیز در گوشته؛ چاقوی تیز تیز چطور گوشت رو میبره؟ یک معصیت این‌جوری ایمان آدم رو درب و داغونش میکنه و چیزی نمیذاره.

لذا پایه صلاة الیل ترک معصیته. علمای ربانی وقتی ازشون توصیه میخوان نسبت به این مسائل، اونا نسبت به این مسئله مهم تاکید دارند، چون میدونند پایه خود نماز شب بر این استواره. وقتی معصیت رو آدم ترک کرد، یه باور و ایمانی به خدا پیدا میکنه، اون هم حل میشه، اون هم حل میشه؛ خیلی چیزا دیگه حل میشه، پایه‌اش درست بشه. والا هر چی من بیام، منِ گوینده و شما شنونده بیام به هم بگیم نماز شب بخون، تا پایه درست نباشه، اون پایه تقوایی انسان، این استوار نمیشه روش.

شفاعت رو ممکنه آسیب بزنه معصیت. امیرالمومنین (علیه‌السلام) فرمودند به شفاعت ما یه وقت دلتون رو خوش نکنید که حله. گاهی برخی گناهان طوریه که صاحبش سیصد سال معطل میشه تا شفاعت ما شامل حالش بشه. «إِنَّ الْعَبْدَ لَیُحْبَسُ عَلَی ذَنْبٍ مِنْ ذُنُوبِهِ مِائَةَ عَامٍ»؛ گاهی گناهی از گناهان عبد باعث میشه صد سال در حبس قرار میگیره در عرصات قیامت. «...وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَی أَزْوَاجِهِ فِی الْجَنَّةِ یَتَنَعَّمْنَ»؛ در عین حال اون نعمت‌هایی که خدا براش فراهم کرده تو بهشت رو میبینه و اون جاش رو بهش نشون میدن. اون جاش رو بهش نشون میدن، چشمش به اونه که باید بره اون‌جا؛ عذابه، معطله. صد سال معطله؛ چشمش به اونه که باید بره اون‌جا، عذابه و معطله.

ضرورت فرار از معصیت و آثار آن بر نسل انسان

معصیت عاقبت به شر میکنه. فرمودند وقتی معصیت پیش اومد، فرار کن، نکن. لذا «مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ فَلَا یَعْمَلْهَا»؛ «فَلَا یَعْمَلْهَا». یه وقت خدای نکرده زمینه گناهی پیش اومد، فرار کن؛ این رو در ذهنت داشته باش از امام صادق (علیه‌السلام). حالا فرار کن، چرا؟ «فَإِنَّهُ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَبْدُ السَّیِّئَةَ فَیَرَاهُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی»؛ گناه رو میره میکنه، خدا هم در این حالِ گناه نظر میکنه، «فَیَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أَغْفِرُ لکَ بَعْدَ ذَلِکَ أَبَداً». دیگه باب غفران بسته میشه برا آدم. در یه شرایطی این معصیته و یک جسارتیه که انسان داره میکنه که این همه رو از بین میبره؛ دیگه بعداً نمیخواد و دیگه برنمیگرده. با این گناه دیگه برنمیگرده بیاد سمت خدا. میبوسه میذاره کنار؛ میخواست و میتونست، اما دیگه نمیخواد، چی رو بخواد؟ نميخواد، اون‌جور آسیب میزنه.

عن الرضا (علیه‌السلام) قال: «اوحی الله عزوجل الی نبی من الانبیاء اذا اطعت رضیت»؛ خدای متعال به یکی از انبیا وحی کرد که «اذا اطعت رضیت»؛ وقتی گوش به حرف من بدید، من راضی میشم از شما. «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ». پایه‌اش اطاعته. اگه آدم گناه میکنه حتماً بدونه خدا ناراضیه، ناراضیه. میانه‌اش با خدا خوب نیست، قطعاً حضرات خداییان هم با آدم میانه‌شون خوب نیست. لطف‌شون رو میکنند، نعمت‌شون رو میدن، فلان، این کارا رو هم میکنند، اما بدشون میاد. «مَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ»؛ آدم معصیت‌کار دشمن ماست. اعلام دشمنی کردند، اعلام کردند؛ میدن، اون چیز، حاجت میدن، چی میدن، فلان، این کارا رو هم میکنند، اما بدشون هم میاد. زحمت میکشه آدم زیارت میره، اما چون اینو درست نکرده، لذا وقتی از علمای ربانی میپرسیدند ما میخوایم بریم زیارت چیکار کنیم، میفرمودند معصیت نکنید؛ از حالا که میخوای بری لااقل تصمیم بگیر دیگه معصیت نکنی. چون این معصیت، آدم رو نامحرم میکنه. این همه آدم زحمت میکشه پا میشه زیارت میره، مشهد میره، کربلا میره، اربعین میره، این همه هم زحمت میکشه، اما ثواب هم بهش میدندها، اما همه رو به باد میده با یه گناه. نامحرمه بالاخره، حجاب هم هست، حجاب هست.

معصیت حجاب ایجاد میکنه. «اذا اطعت رضیت و اذا رضیت بارکت»؛ وقتی من از کسی راضی شدم، برکت میدم. برکت میاد تو زندگی، برکت در همه شئون زندگی، در همه شئون انسان؛ ماديش، زندگیش برکت پیدا میکنه، وقتش برکت پیدا میکنه، حرفش برکت پیدا میکنه، عقلش برکت پیدا میکنه؛ همه‌اش برکت میشه. دور و بریاش ازش استفاده میکنند، خودش زندگیش، خودش چشمش پر آب میشه. «اذا رضیت بارکت»؛ برکت میدم. چه حدی برکت میدی؟ «و لیس لبرکتی نهایة»؛ حدی نداره، هر چی بخوای نیاز داشته باشی بهت میدم.

معیّت الهی با متقین و نمونه قرآنی آن (حضرت یوسف)

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ بدانید که خدای متعال قطعاً با اهل تقواست، با ایناست؛ یعنی چی؟ یعنی یه آدم با تقوا یه آدمه دیگه، هیچی از خودش نداره، ضعیف، بی‌چیز، فقیر، هیچی از خودش نداره، همه جا هم کم داره و کم میاره. اما وقتی خدا با کسی شد، ماباته؛ «إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَی»؛ خدای متعال به حضرت موسی و برادرش هارون فرمودند شما برید من باهاتونم. مابقی‌ام یعنی هواتو دارم، هر جا کم آوردی من هستم، کم آوردی من هستم. مادی کم آوردی هستم؛ «یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». تو تصمیم نمیتونی، کم آوردی هستم؛ قدرتت ضعیفه، کم آوردی هستم؛ هر چی کم بیاری من هستم. همه چیز دنیا هم که با آدم باشه ولی خدا نباشه، هیچ فایده نداره و درست نمیشه کار آدم. اون خدا با آدم باشه، تنها کار آدم رو راه میندازه.

مثل مرحوم امام؛ اون وقتی که تشخیص دادند ایشون باید کاری را انجام بدند، رفتند جلو. هیچ کسی را هم نداشتند. از این‌جا میرفتند فرانسه به ایشون میگفتند آقا، یه کلام ما به شما بگیم کسی با شما نیست، به زحمت انداختی خودتو؛ گفتند اینا رو به ایشون. قم خیلی با شما نیست، علما خیلی، دیگه قلباً هم باشن عملاً کاری نمیتونن بکنن و نیستن؛ چه برسه به اینکه حالا خیلیاشون هم قلباً هم نیستند. هیچی نیست، هیشکی نیست. اما اون باور و ایمان به خدا این‌جوریه؛ دیگه وظیفه تشخیص میده و براش مهم نیست. یعنی اون وقت که ایشون را از عراق بیرون کردند و رسیدند مرز کویت، خب بنا بود برن اون‌جا، اون‌جا هم اعلام شد که نیست. کجا بریم؟ اصلاً کشورهای اسلامی اعلام کردند که نمیشه؛ شما اصلاً پات نباید به کشور ما باز بشه. یه لحظه جا نبود ایشون باشه، یه جا نداشت ایشون بتونه روش مستقر بشه؛ اون‌جا برو بیرون، اون‌جا برو بیرون، اون‌جا نیا. خدا خودش مقدمات رو فراهم کرد، به عقل و ذهنشون انداخت برن کجا؛ از اون‌جا مقدماتش فراهم شد که بیان با اون عزت. نترسید؛ «اننی معکما». شما وظیفه رو تشخیص میدی انجام بده، خدا با آدمه، با تقواست؛ «مع المتقین»؛ ماباتونم، هواتونو دارم، کم نمیاری. برو جلو، از معصیت فرار کن.

یوسف نبی راه فرارش از معصیت چی بود؟ درا که بسته بود که، درا که بسته بود. این فقط یه کار میتونست بکنه و اینکه بدوه به سمت در بسته؛ این کار رو هم کرد، این کار رو انجام داد. ننشست بگه خب دیگه ساقط شد از گردن ما، ما که دیگه راهی نیست که، درام که بسته‌است، معذوریم؛ جا نبود. رفت چیکار کرد؟ دوید به سمت در بسته و خدای متعال معیتش رو این‌جوری نشون داد که طوری تنظیم بشه که این وقتی به در بسته میرسه، این فاصله‌ای که حاکم مصر راه میفته بیاد تا بیاد پشت در قرار بگیره، زودتر و دیرتر نشه، در یه فرصتی او برسه پشت در، که صحنه بی‌گناهی ایشون ثبت بشه؛ اون صحنه بی‌گناهی ثبت بشه عملاً توسط خود فرد گناه‌کار. چه جوری این درست شد؟ با دویدن ایشون؛ این صحنه درست شد. شاهد احتیاج داشت؟ شاهدش هم خدا تامین کرد، تامین کرد. اون گفت تو برو، فرار کن از معصیت.

برو خدا کمک میکنه. لذا همه گرفتاری‌ها رو ایشون تحمل کرد؛ ته خط داستان حضرت یوسف، داستان ایشون بالاترین داستان و مهم‌ترین داستان و احسن القصص در قرآن کریم، برا همینه؛ ته خطش ایشون همه اینا رو خلاصه کردند در یه جمله: «إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ». اینو بدونید، اگر شما تقوا داشته باشید و گناه نکنید؛ چقدر تو مراحل مختلفی از زندگی ایشون چیزای مختلفی پیش اومد، ته خطش همین برادرا بود. تقوا رو مراعات کرد، از انصاف خارج نشد و صبرم کرد. خب تقوا که همون آن که آدم به خدا میگه چشم که؛ خب ایشون به خدا گفت چشم، هفت سالم زندانم رفت؛ اوناشم صبر کرد، صبر کرد. «من یتق و یصبر»، گم نمیشه اینا؛ «فان الله لا یضیع اجر المحسنین». شما کار خیر بکن، گناه نکن، گم نمیشه؛ پیش خدا محفوظه، به جاش با علم و حکمتش میدونه کجا و چطور به آدم بده، شما لازم نیست بری خودت دست و پا بزنی جورش بکنی؛ از یه جا هم خودت بخوای دست و پا بزنی، مثل خود ایشون میشه که یه جا، یه دست و پایی زد عقب افتاد. خودش بلده، باور کن؛ میدونه که این ترک معصیت آدم، این گوش به حرف خدا دادن رو چطور جبران بکنه. خود خدا بلده، احتیاج نیست ما یادش بدیم، بگیم چیکار بکن، اسبابش رو، زمینه‌هاش رو بریم مهیا کنیم؛ خودش بلده. شما درس بخون، شما تقوا رو مراعات بکن، خدا خودش راه رو هموار میکنه برا اینکه هر جایی به درد دین بخوری، همون جا به کارت بگیره و راه رو باز کنه برات؛ چیزی که آدم فکرش هم نمیکرد هیچ وقت.

خیلی طلاب عجله میکنند، زود میخوان برن راه رو باز بکنند برا حالا اون چیزایی که تو ذهنشون هست؛ عجله میکنند. و خودش همین‌طور باید دست و پا بزنه تا یه راهی باز بکنه. باید به این و او رو بزنه، این‌ور، اون‌ور، که نباید بره بره، یه حرفایی و کارایی که گاهی نباید بکنه میکنه و میخواد حالا یه راهی باز کنه برا جایی و چیزی. نه، شما اون چیزی که وظیفته انجام بده، خدا خودش میدونه چیکار بکنه، نمیخواد معلم باشی برا خدا. اون متوجه هست، انبیا رو تنظیم میکرد زندگیشون رو، خودشون نقشه‌کشی نمیکردند. نقشه‌کش خود خدا بود، اونا فقط اطاعت میکردند، گفتند چشم. «و لیس لبرکتی نهایة»؛ و برکت من حدی نداره. «و اذا عصیت غضبت»؛ و اگر معصیت کردید غضب میکنم؛ «و اذا غضبت لعنت»؛ غضب خدا، معصیت غضب داره، غضب خدا لعنت خدا رو داره و آدم رو از رحمت خدا دور میکنه. «و لعنتی تبلغ السابع من الوری»؛ و لعنت خدا اگه شامل حال آدم شد، تا هفت نسل بعد آدم ممکنه گرفتار شه.

معصیت گاهی فقط خود دامن آدم رو نمیگیره؛ من که بداخلاقم تو خونه، داد میزنم سر زن و بچه، زود عصبانی میشم، زود از کوره در میرم، خب طبیعتاً هم زنم از بین میره و آسیب میبینه از لحاظ روحی و تربیتی، هم بچه. اون وقت این بچه هم فردا یه آدم دادزن میشه، یه آدم عصبانی میشه؛ اون هم بچه‌اش همین‌جور میشه، بچه اون هم همین‌جور میشه. بعضی از صفات بد اخلاقی که تو بعضی هست، خب این باعث میشه نسلشون این‌جوری میشن، چون این پدر داره عملاً یاد میده به بچه‌اش، بچه‌اش هم بعداً به بچه‌اش عملاً یاد میده. معصیت دامن خود آدم رو نمیگیره، نسل آدم رو از بین میبره، نسل رو از بین میبره. لذا ما خیلی باید مراقبت کنیم؛ فقط تو معصیت پای خودمان مطرح نیست. تو کنترل خشم و غضب نکنیم، فقط این نیست که پای خودمون فقط وسط باشه، خب بچه هم آسیب میبینه. این آسیبش بعد به بچه‌اش میرسه، ادامه. «و لعنتی تبلغ السابع من الوری»؛ دامن بقیه رم میگیره.

دعای پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه هرچه زودتر حرف‌های خدا رو باور کنیم و عمل کنیم ان‌شاءالله.

پروردگارا! به محمد و آل محمد توفیق عبادت و بندگی، ترک معصیت، شناخت وظیفه، شناخت حقوقی که گردن ما هست و ادا و انجام آنها عنایت بفرمای. مشکلات مسلمین برطرف بفرمای. مشکلات حکومت اسلامی برطرف بفرمای. خدمت‌گزاران به اسلام، نظام اسلامی، مخصوصاً رهبر معظم انقلاب محافظت بفرمای. علما، مراجع، کسانی که به دین خدمت میکنند، در راه خدمت به دین موفق بدار. اموات، گذشته‌گان، ارواح طیبه علمای ربانی، روح مطهر حضرت امام، ارواح طیبه شهدا مشمول رحمت بفرمای. کسانی که گردن ما حق دارند، مشمول رحمت خودت بفرمای. امر فرج ولیت تسریع بفرمای. ما را در غیبت و حضور از اعوان و انصار ایشان قرار بده؛ ما را مرضی نظر ایشان قرار بده. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرمای.

صلی الله علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم؛ السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته.

گزیده

۱. اثر گناه بر عقل و تشخیص انسان

صحبت درباره آثار بد گناه بر اساس روایات است. یکی از این آثار این است که قلب، عقل و فهم انسان را زیر و رو می‌کند و به آن آسیب می‌زند. یعنی در آن‌جایی که انسان باید واقعیات را درست تشخیص دهد و بر اساس آن‌ها تصمیم‌گیری و عمل کند، گناه مانع فهم صحیح می‌شود. آن‌طور که باید بفهمد، نمی‌فهمد و در تشخیص وظیفه و عمل به آن ناتوان می‌شود. لذا کار انسانی که اهل معصیت است، به خرابکاری و فساد منجر می‌شود و این فساد بیشتر از صلاح از او ناشی خواهد شد. بیش از آن که بتواند مشکلی را حل کند، گاهی آن را بیشتر می‌کند و از چاله به چاه می‌افتد. این خاصیت معصیت است.

۲. تقابل علم بشری با نافرمانی خدا

بشر عاقل است و نعمت بزرگ عقل را دارد؛ اما چرا هرچه علم پیشرفت می‌کند، وضع او بهتر نمی‌شود و طبیعت و زندگی خودش آسیب بیشتری می‌بینند؟ هرچه علم پیشرفت می‌کند، هوا، آب و غذای انسان‌ها آلوده‌تر و خراب‌تر می‌شود. علت این است که بشر هرچه با علمش پیشرفت می‌کند، فرمان خدا را بیشتر زیر پا می‌گذارد. این ضعف متاسفانه در انسان وجود دارد که هرچه علمش پیشرفت می‌کند، میانه‌اش با خدا بیشتر به هم می‌خورد. این خاصیت علم نیست، بلکه ضعف انسان است. متاسفانه هرچه سرمایه و احساس بی‌نیازی در او تقویت شود، تکبر و غرورش در پیشگاه خدای متعال بیشتر شده و کمتر زیر بار فرمان خدا می‌رود.

۳. عاقبت‌به‌شری و انکار حقایق دین

نهایتاً ادامه دادن گناه باعث می‌شود آدم عاقبت به شر شود؛ همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوئَی أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ». انسان گناه‌کار کم‌کم همان چیزهایی را که خدا واجب کرده و دستور داده، زیر سوال می‌برد. خیلی از افرادی که چه بسا قبلاً سابقه‌ خوبی در دیانت داشتند، کم‌کم چنان به سمتی پیش می‌روند که به معاصی واضح و تظاهر به فسق، حق می‌دهند و اگر کسی بخواهد این‌ها را زیر سوال ببرد، او را ناحق جلوه می‌دهند. گناه کم‌کم گرایش آدم را این‌گونه می‌کند که بدی معصیت را درک نکرده و میلش به سمت حالت غلط و بد می‌رود.

۴. عظمت گناه در نگاه اولیای الهی

هرچه آدم نسبت به ترک معصیت اهمیت بیشتری بدهد و مراقبت کند، خدا توفیق می‌دهد و ایمانش بیشتر می‌شود. وقتی باور انسان به خدا بیشتر شد، عظمت خدای متعال واضح‌تر شده و می‌فهمد که یک گناه در پیشگاه چنین خدایی چقدر سنگین است و آسیب می‌زند. گناه به خدا آسیب نمی‌زند، بلکه به خود ما آسیب می‌رساند. امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه سجادیه با بیاناتی سنگین، معصیت را معرفی می‌کند؛ ایشان می‌فرماید اگر سخت‌ترین کارها را در تمام عمرم برای تدارک یک گناه انجام دهم، نمی‌توانم تدارک یک دونه از گناهانم را بکنم. اولیای الهی چنین درک و فهمی از سنگینی گناه داشتند.

۵. اهمیت اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از مهم‌ترین واجبات است، چون پایه اقامه همه واجبات و از بین رفتن محرمات است. این اصل نباید ضعیف شود؛ اگر ضعیف شد محرمات در جامعه عادی می‌شود. یک معصیت نباید در جامعه عادی شود، چون خیلی‌ها آماده معصیت هستند و منتظرند ببینند اوضاع چگونه است تا همان کار را بکنند. در فتنه‌ها و گناهان اجتماعی نیز همین‌گونه است. لذا خطرناک است؛ حکومت اسلامی موظف است برخورد جدی پیش بگیرد تا مبادا وضع جامعه به سمتی برود که کسانی با تظاهر به معصیت عمومی، راه را برای بقیه باز کنند و این خطا مثل ویروس گسترش یابد.

۶. گناه؛ مانع اصلی استجابت دعا

یکی از آثار گناه این است که جلوی استجابت دعا را می‌گیرد. در روایت آمده است که گاهی بنده حاجتی را از خدا می‌خواهد و شأنیت قضا و اجابت آن نیز فراهم است تا دیر یا زود به او داده شود؛ اما این وسط بنده گناهی مرتکب می‌شود. آن‌گاه خدای تبارک و تعالی به فرشته می‌فرماید حاجتش را نده، چرا که او با گناهش خشم و غضب من را برانگیخت. اگر دعا می‌کنیم و منتظر اجابت هستیم، باید نگاهی به زمینه خودمان بینوزیم که چقدر در ترک معصیت و رعایت تقوا مصمم هستیم. اگر در معصیت جسور باشیم، نباید انتظار داشته باشیم هرچه گفتیم اجابت شود.

۷. محرومیت از نماز شب و نشاط روحی

از مهم‌ترین عوامل نشاط روحی و سلامت جسمی انسان، عبادت در شب و نماز شب است. اما این عبادت پایه‌اش بر ترک معصیت استوار است. در روایت آمده است: «إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ»؛ گناه این توفیق را از آدم می‌گیرد. اثر معصیت در ایمان و اطمینان قلبی انسان، بدتر و سریع‌تر از حرکت یک چاقوی تیز در گوشت است. یک معصیت، ایمان را دگرگون می‌کند و چیزی باقی نمی‌گذارد. پایه صلاةاللیل تقواست؛ وقتی معصیت ترک شد و باور به خدا بالا رفت، توفیق این عبادات بزرگ نیز حاصل می‌شود. والا تا پایه تقوایی انسان درست نباشد، این بنا استوار نمی‌شود.

۸. معیّت الهی و گشایش در بن‌بست‌ها

بدانید که خدای متعال قطعاً با اهل تقواست: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ». وقتی خدا با کسی شد، هوای او را دارد و هرجا کم بیاورد، یاری‌اش می‌کند. قرآن وعده داده است: «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». هیچ بن‌بستی جلوی آدم با تقوا باقی نمی‌ماند و هیچ گرهی لاینحل نیست؛ اگر مشکلی پیش بیاد، راهش را خدا باز می‌کند و از جایی که فکرش را نمی‌کند روزی می‌رساند. همه چیز دنیا هم که با آدم باشد ولی خدا نباشد، فایده‌ای ندارد. اما اگر خدا با انسان باشد، به تنهایی کار او را راه می‌اندازد.

فهرست

1️⃣ آثار گناه بر نظام ادراکی و رفتاری انسان

◽️ دگرگونی قلب، عقل و فهم در تشخیص واقعیات

◽️ ناتوانی در تصمیم‌گیری صحیح و بروز خرابکاری و فساد

2️⃣ رابطه پیشرفت علمی و ثروت با طغیان بشر

◽️ آسیب به طبیعت و زندگی در اثر زیر پا گذاشتن فرمان خدا

◽️ افزایش تکبر، غرور و دوری از دین به دلیل احساس بی‌نیازی

3️⃣ تداوم معصیت و سقوط در عاقبت‌به‌شری

◽️ تکذیب آیات الهی و انکار واجبات دینی همچون حجاب

◽️ دگرگونی گرایش‌ها و حق دادن به تظاهرکنندگان به فسق

4️⃣ عظمت معصیت از دیدگاه اولیای الهی

◽️ افزایش ایمان و درک سنگینی گناه در اثر رعایت تقوا

◽️ ناتوانی از تدارک یک گناه با تمام اعمال عمر در نگاه امام سجاد (ع)

5️⃣ ابعاد اجتماعی گناه و جایگاه امر به معروف

◽️ امر به معروف و نهی از منکر به عنوان پایه اقامه واجبات

◽️ خطر عادی‌سازی گناهان عمومی و نقش حکومت در مقابله با آن

6️⃣ محرومیت‌های وضعی گناه در دنیا و آخرت

◽️ سلب امنیت، نزول نقمات و حبس صدساله در عرصات قیامت

◽️ مانعیت معصیت در استجابت دعا و غضب و لعنت هفت نسل بعد

7️⃣ معیّت الهی با متقین و گشایش در بن‌بست‌ها

◽️ تحقق وعده «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» و روزیِ بی‌محاسبه برای اهل تقوا

◽️ الگوهای قرآنی و تاریخیِ خدامحوری؛ از حضرت یوسف (ع) تا امام خمینی (ره)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

آثار گناه و راه رهایی از آن - صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۳ دیماه ۱۴۰۰

موضوع: صوت کامل سخنرانی