صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۵ آذر ۱۴۰۰
صوت کامل سخنرانی
1400/09/06
پست

🎧  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۵ آذر ۱۴۰۰

 

🗓 ۱۴۰۰/۹/۵




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۵ آذر ۱۴۰۰

🎧  صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۵ آذر ۱۴۰۰

 

🗓 ۱۴۰۰/۹/۵




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد، و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

اهمیت و ارزش کلام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در یکی از کلماتی که در نهج‌البلاغه ذکر و نقل شده، پنج مطلب را فرمودند که من سفارش می‌کنم به شما این پنج مطلب رو به دست بیارید، یاد بگیرید و انجام بدید. ایشون فرمودند این‌قدر اهمیت داره که اگر شما برای به دست آوردن این پنج [خصلت]، رنج و سختی سفر رو تحمل بکنید ارزشش رو داره. اگر بناست با سفر کردن و با سختی و رنج به اونا برسید می‌ارزه، جاش هست.

اون روزها سفر کردن سخت و مشکل بود، مثل حالا نبود که وسایل راحت فراهم باشه. یکی از سخت‌ترین کارهایی که برای آدم‌ها پیش می‌اومد مسافرت بود. با شرایط اون روزها مسافرت سخت بود. تو راه ممکن بود [مسافر] آسیب ببینه، تلف بشه، یا اموالش از بین بره. گرفتاری‌های زیادی بود و راه طولانی بود. از اینجا کسی می‌خواست بره حج یک سال طول می‌کشید؛ پنج، شش ماه رفت، پنج، شش ماه برگشت. مشکلات بود، امیدی نبود برگردن. یکی از سخت‌ترین و پرمشقت‌ترین کارها بود.

ایشون فرمودند این پنج تا از اون چیزهاییه که ارزشش رو داره برای این‌که به دست بیارید چنین سفری برید؛ البته اگر راهش همین بود. ولی راهش سفر نیست. ایشون اهمیت و ارزشش رو بیان می‌کنن، وگرنه همین جا قابل حصوله و می‌شه به دست آورد.

اولین سفارش: قطع امید از غیر خدا

فرمودند: «أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا». پنج چیز رو سفارش می‌کنم به شما که اگر به خاطرش و برای رسیدن به اونا رنج سفر رو تحمل بکنید اهلیتش رو داره و ارزشش رو داره.

اولین مسئله؛ همه این مسائلی هم که مطرح می‌کنن با تأکید شدید مطرح می‌کنن. یکی نون تأکید ثقیله می‌آورند، یکی هم محصور می‌کنن و به صورت حصر می‌آورند. اولیش رو فرمودند که: «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ». احدی از شما در هیچ کاری، در هیچ شرایطی، هیچ وقتی، هیچ زمانی و در هیچ مشکلی امیدش رو به غیر از خدا به کسی نبنده.

پرهیز از امید بستن به اسباب دنیوی

حالا این مصادیقش در زندگی زیاده. اون‌جایی که امید ما به انجام اون کار، به رفع اون مشکل، باز کردن اون گره، رسیدن به اون خیر و برکت و... اگه امید ببندیم جایی [جز خدا]، کار اشتباهی کردیم؛ ناامید می‌شیم. از اون چیزهاییه که حتماً خودمون یا تجربه کردیم یا خواهیم کرد، یا تجربه تجربه‌کنندگان رو دیدیم و شنیدیم. یه جاهایی آدم امید می‌بنده به یه کسی. مشکلی پیدا می‌کنه، می‌گه می‌رم سراغ فلانی حلش می‌کنه. توجهش به عنوان یه «سبب تام» به فلانیه که اون کار، کار اونه؛ اون حلش می‌کنه و اون درستش می‌کنه. دیدیم وقتی این حالِ درونمون نسبت به کسی در چیزی باشه، ناامید می‌شیم و این آثار دیگه‌ای هم داره.

این رو تأکید کردند که اول این رو باور کنید. هر جایی که پیش میاد شما امید داری الان از لحاظ مسائل مالی، اقتصادی، رزق و روزی و این مسائل، بری سراغ فلانی تا بهت برسه و یه کاری برات بکنه... معلوم نیست! فلانی خودش چی‌کار می‌تونه برای شما بکنه؟ معلوم نیست بتونه کاری بکنه یا اصلاً دلش بخواد. رجا و امید به غیر خدا در هیچ جایی جا نداره.

خداوند؛ مسبب‌الاسباب حقیقی

حالا آدم از اسبابی استفاده می‌کنه، خدا یه راهی قرار داده؛ ممکنه حالا من گرفتارم، قرض می‌خوام می‌رم پیش فلانی شاید بتونه قرض بده. اما راه خدا منحصر به این فلانی نیست. خدای متعال بخواد، قبل از این‌که شما بری سراغ فلانی، همون شخص یا غیر او رو می‌فرسته سراغ شما. اونایی که بنده خدا هستند و گوش به حرف خدا می‌دن، گاهی قبل از این‌که برای اون احتیاجشون کاری بکنند [روزی‌شان] میاد. در می‌زنن در خونه می‌گن آقا این پول، این چیزی که می‌خوای. اینا شرط داره. شرطش هم اینه که آدم گوش به حرف خدا بده، گناه نکنه و تقوا رو مراعات کنه. کسی که تقوا رو مراعات بکنه به این باور می‌رسه.

ما فعلاً می‌دونیم یه همچین چیزی هست که به غیر خدا نباید دل ببندیم. شاید شنیدیم و می‌دونیم، اما در عمل چنین باوری نداریم. واقعیت در درونمون چنین چیزی رو خبر نمی‌ده، یه چیز دیگه‌ست. تو وقتش بهمون ثابت می‌شه که به جای دیگه دل بستیم نه به خدا. اما اگه گوش به حرف خدا بدیم، یکی از آثار تقوا اینه که این مسئله رو باور می‌کنیم؛ باور می‌کنیم که این و اون کاره‌ای نیستند و هر چی هست کار خداست. اینا وسایل و ابزارند که خدا فراهم می‌کنه. این نشد، یکی دیگه.

او مسبب‌الاسبابه؛ سببیت اسباب رو خدا بهشون داده. آتیش می‌سوزونه، این سوزوندن رو خدا بهش داده و می‌تونه ازش بگیره. همون‌طور که درباره ابراهیم خلیل (علیه‌الصلاةوالسلام) همین اتفاق افتاد. سببیت رو خدا از آتیش گرفت: «قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ». تو آتیش بود اما سرد بود. سببیت سوزوندن، حرارت و داغی رو ازش گرفت.

نقل هم می‌کنند که اون‌جا وقتی ایشون بنا بود بره در آتش یا حتی در مسیری که داشتند پرتاب می‌شدند، خیلی‌ها اومدن سراغ ایشون که یه کاری برات بکنیم، [مثلاً] باد بیاد خاموشش بکنه. وقتی اومدن، ایشون همه رو رد کرد. گفت اونی که این بساط رو برای من درست کرده و کار من تا این‌جا کشیده شده، از این به بعدش رو هم می‌دونه و می‌تونه. اون چیزی که صلاحم هست انجام می‌ده. نمی‌پذیرفت. باور انبیا این بود. در اون شرایط سخت تو اون لحظات خاص هم این‌طوری بودند.

امیدشون به خدا بود. خدای متعال وقتی آدم این‌جور باوری بهش داشته باشه و امید داشته باشه، کار رو راه می‌ندازه و مشکل رو حل می‌کنه. اگر نداشته باشیم، در دعای ماه رجب هست: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَىٰ غَیْرِکَ». هر کسی سر کج کرد و رفت سراغ یکی دیگه و دل به دیگری بست، پشیمون شد و ضرر کرد. «وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَکَ». ناامید شد و ناامید برگشت.

پناه بردن به خدا از واگذاری به خلق (آموزه‌ای از صحیفه سجادیه)

در صحیفه سجادیه، امام سجاد (علیه‌السلام) در یکی از دعاها به همین موضوع اشاره دارند. می‌فرمایند: «اللَّهُمَّ لا تَکِلْنِی إِلَىٰ خَلْقِکَ». خدایا من رو به خلقت واگذار نکن. یه کاری نکن من به اونا تکیه بکنم و امیدم به اونا باشه که بگم پدرم اینو بهم می‌ده، رفیقم فلانیه و... خدا نخواد، نه اون می‌تونه کاری کنه نه این یکی. «بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِی». خودت جوری شرایط رو فراهم کن که خودت این حاجت من رو برآورده کنی و این واسطه‌ها نیان وسط. می‌شه آدم در این شرایط قرار بگیره. «وَتَوَلَّ کِفَایَتِی». و هر چی که احتیاج دارم، خودت عهده‌دار انجام و اداش باش. «وَانْظُرْ إِلَیَّ». خودت نظر رحمتت رو شامل حالم بکن. «وَانْظُرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی». تو همه کارهام بنده این و اون نباشم.

چرا؟ چون می‌فرمایند: «فَإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَىٰ نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا، وَلَمْ أُقِمْ مَا فِیهِ مَصْلَحَتُهَا». چون اگر تو [کمک] نکنی و من رو به خودم واگذار کنی که خودم دست‌به‌کار بشم عاجز می‌شم. یه وقت‌هایی خدا آدم رو رها می‌کنه به حال خودش؛ آدمی که زیاد معصیت می‌کنه، گوش به حرف نمی‌ده و زیاد می‌ره تو وادی معصیت، یکی از بدی‌هاش اینه که خدا رهاش می‌کنه به حال خودش و می‌گه خودت کارهاتو پیش ببر. عملاً این‌جوری می‌شه که دیگه همه‌چیزش رو باید خودش تنظیم کنه و در نهایت نمی‌شه. اگر واگذاشته بشیم به خودمون جز خراب‌کاری، عیب و نقص چیزی از توش در نمیاد. می‌فرمایند اگر رها کردی من رو به حال خودم عاجز می‌شم و از عهده‌اش برنمیام. و اون‌چه که خیر و مصلحت هست رو نمی‌تونم به طور کامل ادا کنم.

این رو ما تجربه هم می‌کنیم. وقتی معصومین این‌ها رو می‌فرمایند، یعنی علت و سببی پشتشه و ممکنه پیش بیاد که ما دچار این وضع بشیم که خدا ما رو به حال خودمون رها بکنه. رها شدن به حال خودمون از بدترین چیزهاییه که انبیا از اون به خدا پناه می‌بردن.

سیره پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولیای الهی

یکی از همسران پیغمبر می‌گه من نصف شبی دیدم ایشون تو بستر نیست. پا شدم رفتم دیدم یه گوشه مشغول نماز و دعاست. دست به دعا بلند کردند، گریه می‌کنند و چیزهایی رو از خدا می‌خوان. یکیش این بود که: «لَا تَکِلْنِی إِلَىٰ نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَدًا». یه جوری نشه اوضاع و شرایطم که همه‌ش کارم به عهده خودم بیفته. تنظیم امورم رو رها کنی به حال خودم که خودم تصمیم بگیرم و سراغ هر کسی برم. یه وقت‌هایی زندگی ما به این سمت می‌ره و شاید خودمون هم متوجه نیستیم.

در روایت هست که این همسر پیغمبر اکرم، ام‌سلمه بود. گریه‌ش می‌گیره و این حال پیغمبر رو می‌بینه. پیغمبر متوجه می‌شن. می‌رن سراغش می‌پرسن چی شده؟ می‌گه شما با این مقامت این چیزها رو از خدا می‌خوای و این‌جوری حرف می‌زنی؟ پس ما چی‌کار کنیم؟ ما چه اوضاعی داریم؟ شما که گناهی نداری، همه رو خدا بخشیده و برات صاف کرده، ما چی‌کار کنیم؟

پیغمبر فرمودند: «وَمَا یُؤْمِنُنِی». چیزی که من به خاطرش در امان باشم و خیالم راحت بشه نیست. من ندارم. این‌که خیالم آسوده باشه مشکلی تو کار نیست، نداریم. بعد مثال یونس نبی رو می‌زنند که ایشون یه لحظه [به خودش واگذار شد]. امام صادق (علیه‌السلام) هم شبیه همین وضعیت رو داشتند، فرمودند «أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ» (کمتر از یک چشم بر هم زدن). خدا او رو رهاش کرد، به حال خودش گذاشت و اون بلا سرش اومد.

همین رو راجع به امام صادق (علیه‌السلام) هم نقل کردند که ایشون هم گریه می‌کرد و از خدا می‌خواست: منو به حال خودم رها نکن که خودم عهده‌دار همه چیز و تصمیم‌گیر باشم. ول کنی تدبیر همه چیز با خودم باشه نمی‌شه، خودت بیا کارمو بساز. «إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَىٰ نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِیهَا مَصْلَحَتُهَا»، نمی‌تونم.

پیامدهای تکیه بر مردم و منت خلق

خب حالا یا [خدا ما را] به خودمون واگذار می‌کنه یا به بقیه. اگه بنا بشه بقیه برای آدم یه کاری بکنند چه اتفاقی می‌افته؟

«وَإِنْ وَکَلْتَنِی إِلَىٰ خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی». اولاً از برخورد و قیافه‌شون می‌فهمم سختشونه. اوناییشون هم که خوبن، دیگه با تعارف و رودربایستی ظاهر رو حفظ می‌کنند. میل قلبی و اشتیاق ندارند. «تَجَهَّمُونِی» یعنی با چهره گرفته باهام برخورد می‌کنند. آدم می‌فهمه طرف سختشه. تو روایت دیگه‌ای هست که «یَرْفُضُونِی» (مرا طرد می‌کنند).

«وَإِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِدًا». اگر هم بدن، یه چیز کمی می‌دن که هیچ گرفتاری‌ای از من رو حل نمی‌کنه و خیری از توش در نمیاد. اونی که من می‌خواستم نیست. اگه امید ببندیم به بقیه که برامون مال و ثروت جور کنند یا مشکلمون رو حل کنند، همه‌ش سرمون به سنگ می‌خوره.

«وَمَنُّوا عَلَیَّ طَوِیلًا». از اون‌ور منت زیاد سرمون می‌ذارن. یه عده‌ای می‌دن، اما مدام به رخ می‌کشن: من کردم، من تدبیری کردم، من اینو دادم. «وَذَمُّوا کَثِیرًا». خیلی هم مذمتم می‌کنند که چرا پس فلان کار رو کردی؟ چرا اون کار رو نکردی؟ هم مذمت می‌کنند، هم منت می‌ذارند، معلوم هم نیست آخرش چی بهم بدن!

لذا آدم عاقل وقتی اینا رو می‌بینه، متوجه می‌شه منبع و منشأ همه چیز خداست. او بخواد، همون‌طور که برای انبیا و عباد صالحش درست می‌کرد، برای اهل تقوا هم درست می‌کنه و نمی‌ذاره تو بن‌بست بمونند. خب ما هم باید جزو اونا بشیم. اینا شرط داره. همین‌جور نیست ما فقط بگیم خدایا تو بده؛ به خدا باید بگیم بده، اما تو مسیر هم باید راه بیفتیم.

لذا می‌فرماید: «فَبِفَضْلِکَ اللَّهُمَّ فَأَغْنِنِی». خدایا خودت به فضلت منو از این و اون بی‌نیاز کن. «وَبِعَظَمَتِکَ فَانْعَشْنِی». به عظمتت خودت منو از این گرفتاری‌ها بالا بیار که تو این چیزا نیفتم، خودت نجاتم بده. «وَبِسَعَتِکَ فَابْسُطْ یَدِی». خودت می‌تونی دست من رو باز بکنی و نعمتت رو بر من زیاد بکنی. «وَبِمَا عِنْدَکَ فَاکْفِنِی». خودت اون‌قدر داری که بدی تا محتاج این و اون نشم.

راه داره؛ «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». خدا راه رو باز می‌کنه و نمی‌ذاره تو بن‌بست مشکلات بخوره. خدا یه عقلی بهش می‌ده، یه توانی می‌ده و راه‌هایی جلوش می‌ذاره که بتونه با عنایت خدا کارش انجام بشه. پس اولین مطلب این شد که کسی از شما به غیر از خدای متعال امید نبنده: «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ». اگه به غیر خدا بستید: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَىٰ غَیْرِکَ».

دعای پایانی

موارد دیگه‌ای هم فرمودند که فرصت زیاد نیست و همین مقدار کافیه. ان‌شاءالله بقیه‌اش برای جلسه بعد.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه تا بتونیم وظایفمون رو خوب بشناسیم، واقعیات رو درک بکنیم و به وظیفه عمل بکنیم. پروردگارا! به محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) توفیق عبادت، بندگی، ترک معصیت و شناخت وظایف و حقوقی که بر گردن ماست به ما عنایت بفرما. اموات، گذشتگان، ذوی‌الحقوق، ارواح طیبه علمای ربانی، شهدا و روح مطهر حضرت امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) را غریق رحمت بفرما.

خدمتگزاران به اسلام و نظام اسلامی، خصوصاً رهبر معظم انقلاب، مراجع معظم تقلید و علمای اعلام، همه را در راه شناخت وظیفه و عمل به آن موفق و سلامت بدار. مشکلات همگان را برطرف بفرما. مریضان مسلمین را شفا عنایت بفرما. قرض مقروضان را ادا بفرما. سلام و تحیت ما را خدمت حضرت بقیة‌الله (ارواحنافداه) برسان و در امر فرج ایشان تسریع بفرما. ما را در غیبت و حضور، جزء اعوان و انصار ایشان قرار بده و عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته.

اللهم صل علی محمد و آل محمد. [صداى صلوات حاضرين]

#توکل_به_خدا, #امید_به_خدا, #قطع_امید_از_خلق, #نهج_البلاغه, #امیرالمومنین, #صحیفه_سجادیه, #امام_سجاد, #مسبب_الاسباب, #بی_نیازی_از_مردم, #تقوا, #شرح_نهج_البلاغه, #موعظه_اخلاقی

گزیده

۱. ارزشمندترین تجارت زندگی

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در یکی از کلماتی که در نهج‌البلاغه نقل شده، پنج مطلب را فرمودند و سفارش کردند این پنج مطلب را به دست بیاورید، یاد بگیرید و انجام دهید. ایشان فرمودند این کلمات آن‌قدر اهمیت دارد که اگر برای به دست آوردن آن‌ها، رنج و سختی سفر را تحمل بکنید ارزشش را دارد. در گذشته سفر کردن بسیار سخت و پرمشقت بود و خطرات جانی و مالی فراوانی داشت. ایشان فرمودند این پنج ویژگی از آن چیزهایی است که ارزشش را دارد برای به دست آوردنش چنین سفر سختی بروید. ایشان اهمیت و ارزش آن را بیان می‌کنند، وگرنه همین جا نیز قابل حصول است و می‌توان آن‌ها را به دست آورد.

۲. تنها تکیه‌گاه مطمئن

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با تأکید شدید می‌فرمایند: «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ». احدی از شما در هیچ کاری، در هیچ شرایطی، هیچ وقتی و در هیچ مشکلی امیدش را به غیر از خدا به کسی نبندد. مصادیق این موضوع در زندگی ما بسیار زیاد است. آن‌جایی که برای انجام کاری، رفع مشکلی، باز کردن گره‌ای و رسیدن به خیر و برکتی، امیدمان را به جایی جز خدا ببندیم، کار اشتباهی کرده‌ایم و قطعاً ناامید می‌شویم. وقتی توجه ما به عنوان یک «سبب تام» به شخص دیگری باشد که گمان کنیم او کار را درست می‌کند، در نهایت ناامید خواهیم شد. رجا و امید به غیر خدا در هیچ جای زندگی انسان جا ندارد.

۳. اسباب در دست مسبب‌الاسباب

انسان در زندگی از اسبابی استفاده می‌کند؛ مثلاً گرفتاری مالی دارد و پیش شخصی می‌رود تا شاید قرض بگیرد. اما راه خدا منحصر به این اشخاص نیست. خدای متعال بخواهد، قبل از اینکه شما بروید سراغ آن شخص، همان فرد یا دیگری را سراغ شما می‌فرستد. افرادی که بنده خدا هستند و گوش به فرمان پروردگار می‌دهند، گاهی پیش از آنکه برای احتیاجشان کاری بکنند، روزی‌شان می‌رسد. خداوند مسبب‌الاسباب است؛ او می‌تواند خاصیت سوزاندن را از آتش بگیرد، همان‌طور که برای ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) چنین کرد: «قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ». آتش بود اما برای او سرد و بی‌اثر شد، زیرا سببیت همه‌چیز تنها در دست خداست.

۴. خطر واگذاری انسان به خویشتن

امام سجاد (علیه‌السلام) در مناجات با پروردگار می‌فرمایند: «فَإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَىٰ نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا». خداوندا اگر تو کمک نکنی و مرا به خودم واگذار کنی که خودم دست‌به‌کار شوم، عاجز می‌شوم. گاهی خداوند انسان را به حال خودش رها می‌کند؛ انسانی که زیاد معصیت می‌کند و گوش به حرف خدا نمی‌دهد، بزرگ‌ترین مجازاتش این است که خدا او را رها می‌کند تا خودش کارهایش را پیش ببرد. اگر انسان به خودش واگذار شود، چون باید همه‌چیز را خودش تنظیم کند، جز خراب‌کاری، عیب و نقص چیزی از آن بیرون نمی‌آید. رها شدن به حال خود، از بدترین وضعیت‌هایی است که انبیای الهی همواره از آن به خدا پناه می‌بردند.

۵. پناهگاه پیامبران در تاریکی‌ها

یکی از همسران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیمه‌شبی ایشان را در حال نماز و گریه دید که با التماس می‌فرمودند: «لَا تَکِلْنِی إِلَىٰ نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَدًا». خدایا شرایطم طوری نشود که کارم به عهده خودم بیفتد و تنظیم امورم را به خودم رها کنی. وقتی همسرشان با تعجب پرسید شما با این مقام چرا چنین دعایی می‌کنید؟ فرمودند: چیزی که من به خاطرش خیالم کاملاً راحت باشد وجود ندارد. ایشان مثال یونس نبی را زدند که برای کمتر از یک چشم بر هم زدن به حال خود رها شد و آن بلا سرش آمد. امام صادق (علیه‌السلام) نیز پیوسته می‌گریستند و از خدا می‌خواستند که حتی برای لحظه‌ای تدبیر امورشان را به خودشان واگذار نکند.

۶. سراب امید به بندگان

امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه سجادیه می‌فرمایند: «اللَّهُمَّ لا تَکِلْنِی إِلَىٰ خَلْقِکَ». خدایا مرا به خلقت واگذار نکن و کاری نکن که امید و تکیه‌ام به آن‌ها باشد. ایشان عواقب تکیه بر مردم را چنین بیان می‌کنند: «وَإِنْ وَکَلْتَنِی إِلَىٰ خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی». اگر به بندگانت واگذار شوم، با چهره‌ای گرفته با من برخورد می‌کنند و از روی رودربایستی ظاهر را حفظ می‌کنند. «وَإِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِدًا». اگر هم کمکی کنند، آن‌قدر ناچیز است که گره‌ای از من باز نمی‌کند؛ اما در عوض منت فراوان می‌گذارند، مدام به رخ می‌کشند و بسیار سرزنش می‌کنند. امید بستن به خلق، جز خواری و سرزنش ثمری ندارد.

۷. بن‌بست‌شکنی با تقوا و توکل

انسان عاقل وقتی عواقب تکیه بر خلق را می‌بیند، متوجه می‌شود که منبع و منشأ همه‌چیز تنها خداوند است. او اگر بخواهد، همان‌طور که برای انبیا و عباد صالحش راه‌گشا بود، برای اهل تقوا نیز شرایط را درست می‌کند و نمی‌گذارد در بن‌بست مشکلات بمانند. خداوند می‌فرماید: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». خداوند راه را باز می‌کند. او عقل و توانی به انسان می‌دهد و راه‌هایی پیش پایش می‌گذارد که با عنایت الهی کارش انجام شود. پس هرگز نباید به غیر از خدای متعال امید بست. هر کسی مسیرش را کج کرد، به سراغ دیگران رفت و دل به غیر خدا بست، در نهایت پشیمان شد و با دست خالی و ناامید بازگشت.

۸. بی‌نیازی در پناه غنای الهی

برای رهایی از منت خلق، باید خالصانه به درگاه الهی پناه برد و گفت: «فَبِفَضْلِکَ اللَّهُمَّ فَأَغْنِنِی». خدایا خودت با فضل و کرمت مرا از این و آن بی‌نیاز کن. «وَبِعَظَمَتِکَ فَانْعَشْنِی». به عظمتت مرا از این گرفتاری‌ها نجات بده و بالا بیاور تا در این مشکلات نیفتم. «وَبِسَعَتِکَ فَابْسُطْ یَدِی». خدایا تو می‌توانی دست مرا باز بکنی و نعمتت را بر من فزونی بخشی. «وَبِمَا عِنْدَکَ فَاکْفِنِی». پروردگارا، تو آن‌قدر از خزانه‌ات داری که به من ببخشی تا دیگر محتاج هیچ‌کس نشوم. این گشایش‌ها یک شرط اساسی دارد و آن گوش سپردن به فرمان پروردگار و رعایت تقواست تا خداوند نیاز انسان را به بهترین شکل برآورده سازد.

فهرست

1️⃣ ارزش و اهمیت کلام امیرالمؤمنین (ع)

◽️ پنج سفارش ارزشمندتر از رنج سفرهای طولانی

◽️ گنجینه‌ای ناب از نهج‌البلاغه برای سعادت بشر

2️⃣ قطع امید از غیر خدا؛ نخستین سفارش

◽️ پرهیز از دل‌بستن به اسباب دنیوی و خلق خدا

◽️ پروردگار؛ مسبب‌الاسباب حقیقی (ماجرای آتش و ابراهیم خلیل)

3️⃣ خطر واگذاری انسان به خویشتن

◽️ پناه بردن به خدا از واگذاری به تدبیر خود (آموزه‌های صحیفه سجادیه)

◽️ سیره پیامبر اعظم (ص) در پرهیز از تکیه بر نفس حتی برای یک لحظه

4️⃣ پیامدهای تلخ تکیه بر خلق

◽️ مواجهه با چهره‌های گرفته و یاریِ ناچیز آدمیان

◽️ گرفتاری در دام منّت‌های طولانی و سرزنش‌های بسیار

5️⃣ تقوا و توکل؛ راهگشای بن‌بست‌های زندگی

◽️ درخواست غنا و بی‌نیازی مطلق از فضل و عظمت الهی

◽️ گشایش امور و خروج از مشکلات با رعایت تقوا و بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

صوت کامل سخنرانی در جلسه ختم صلوات - ۵ آذر ۱۴۰۰

موضوع: صوت کامل سخنرانی