صوت کامل سخنرانی

نقش تقوا و آثار گناه در عاقبت‌به‌شری با استناد به خطبه حضرت زینب (س)

۶ بازدید
پست

🤲 مقدمه و ذکر صلوات

📜 مقام علمی حضرت زینب (س) و انواع علم

🦁 صلابت و بلاغت علوی حضرت زینب (س) پس از واقعه کربلا

⚖️ استدلال نادرست یزید در مجلس شام

⚡ خطبه حضرت زینب (س) و تبیین آیه عاقبت‌به‌شری

⚠️ آثار سوء تداوم گناه: عدم قبولی عمل و عاقبت‌به‌شری

🛡️ اهمیت مراقبت و تقوا در حفظ ایمان

🔑 راه‌های عاقبت‌به‌خیری و حفظ اعضا و جوارح

 

سوره : الروم
آیه : ۱۰
#۴۶
ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ
سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!
سوره : المائدة
آیه : ۲۷
#۷۳۵
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ
و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!
سوره : الشورى
آیه : ۳۰
#۴۳۲۹
وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍ
هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند!

نقش تقوا و آثار گناه در عاقبت‌به‌شری با استناد به خطبه حضرت زینب (س)

🤲 مقدمه و ذکر صلوات

📜 مقام علمی حضرت زینب (س) و انواع علم

🦁 صلابت و بلاغت علوی حضرت زینب (س) پس از واقعه کربلا

⚖️ استدلال نادرست یزید در مجلس شام

⚡ خطبه حضرت زینب (س) و تبیین آیه عاقبت‌به‌شری

⚠️ آثار سوء تداوم گناه: عدم قبولی عمل و عاقبت‌به‌شری

🛡️ اهمیت مراقبت و تقوا در حفظ ایمان

🔑 راه‌های عاقبت‌به‌خیری و حفظ اعضا و جوارح

 

متن

 

مقدمه و ذکر صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أبی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الأرضین، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

مقام علمی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و انواع علم

خطبه‌هایی که حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) انشا فرمودند، در آن مطالب عمیقی هست. با اینکه ایشان در رتبهٔ امامان معصوم ما نبودند، ولی در اثر آن طهارت روحی که داشتند، خدای متعال از علم الهی به ایشان افاضه فرموده بود.

چون علمی که انسان‌ها دارند دو دسته است؛ یک دسته‌اش اکتسابی است؛ یعنی انسان باید برود درس بخواند، زحمت بکشد، این علم را به دست بیاورد. اما یک دسته‌اش الهی است؛ یعنی راهش دست انسان‌های عادی نیست، برای انسان‌های عادی راهش باز نیست.

باید انسان زحمت بکشد، عبادت کند، بندگی کند خدای متعال را. و در اثر این بندگی، خدای متعال در مراحلی که انسان طی می‌کند، نعمت‌های خاصی به انسان می‌دهد. یکی از آن نعمت‌ها علم خاصی است که به انسان‌ها به‌طور معمول داده نمی‌شود؛ به آن می‌گویند علم لَدُنّی، علم الهی؛ یا حکمت به انسان داده می‌شود.

یعنی ممکن است طرف به آن معنا، از لحاظ سواد علمی و مدرک علمی خیلی درجهٔ بالایی هم شاید نداشته باشد، اما حرف‌هایی بر دلش و عقلش جاری می‌شود، واقعیات را درک می‌کند که معمولاً آدم‌ها چنین درکی را ندارند، چنین چیزی را متوجه نمی‌شوند.

امام سجاد (علیه‌السلام) این مطلب را دربارهٔ ایشان تأیید کردند که ایشان به‌عنوان یک زن، در اثر طهارت روح و پاکی و صفای نفس، به جایی رسیده بود که خدای متعال علم به عقل و روح ایشان القا می‌کرد.

صلابت و بلاغت علوی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) پس از واقعهٔ کربلا

لذا ایشان در این مسیر، بعد از کربلا و جریان بعد از کربلا، خب یکی از کارهای مهمی که انجام دادند، علی‌رغم اینکه این مصیبت‌های سنگین را دیدند... یک آرامش نفسی خدای متعال به ایشان الهام کرده بود و القا کرده بود که می‌توانستند خطبه بخوانند؛ و طوری خطبه بخوانند که انسان‌ها صدای امیرالمؤمنین را از ایشان می‌شنیدند.

سخنور بودند، سخنران بودند. جملات را بر همان سبکی که امیرالمؤمنین از بلاغت انشا می‌کردند، ایشان هم همین‌طور؛ که گاهی راوی می‌گوید وقتی ایشان در کوفه شروع کردند خطبه بخوانند، گویی امیرالمؤمنین داشت خطبه می‌خواند؛ از تن صدا و از آن بلاغت و فصاحت عظیمی که بر کلام ایشان حاکم بود.

خب خیلی مسئله است؛ کسی که تا پریروز مصیبت‌های سنگین را دیده، امروز چنان سر پا هست و چنان بر نفسش مسلط است که می‌تواند چنین خطبه‌ای را انشا کند.

این خطبه‌ها را گاهی شنیدید؛ مطالعه کنید و تصور کنید یک زن را با آن مصائب که شاید دو روز، سه روز بیشتر از آن مصیبت‌ها نگذشته. آن‌همه مصیبت و فشار، و این مصیبت و فشار به یک نحو دیگری همچنان روی دوش ایشان اضافه هم شده که اهل‌بیت را دارد ایشان سرپرستی می‌کند؛ ولی چنان بر نفسش و روحش مسلط است و آرامش دارد ایشان که می‌تواند این‌طور خطبه انشا کند.

بعداً در جلوی یزید در شام هم به همین منوال.

استدلال نادرست یزید در مجلس شام

حالا آن چیزی که مرتبط با بحث جلسات قبلی ما باشد، این است که ایشان در شام، وقتی یزید... یک جریانی پیش آمد، حالا یک مقدار مفصل است؛ آیه‌ای از قرآن را در نهایت تلاوت کرد که: «این بلایی که سر شماها آمده، خواست خدا بوده و خدا خواسته و خدا شما را ذلیل کرد، خدا به ما عزت داد.»

اینجا را برای اینکه آن خباثت‌ها و جنایت‌ها را توجیه کند، بست به خدا؛ که این یک خصلتی است که گاهی بعضی انسان‌ها هم دارند. آنجایی که کار را خراب می‌کنند، دیگر می‌گویند: «خب حالا خدا خواسته، این‌جوری بوده.» این هم همین کار را کرد.

خطبهٔ حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و تبیین آیهٔ عاقبت‌به‌شری

حضرت زینب خیلی عصبانی شدند و پا شدند و شروع کردند خطبه بخوانند. سرآغاز خطبه‌شان هم تمسک به این آیهٔ شریفه بود؛ فرمودند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ؛ ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ».

در این آیهٔ شریفه خدا می‌فرماید: یکی از آثار بد گناهکاری و گناهکار بودن و گناه، اگر ادامه پیدا بکند در زندگی انسان، این است که انسان عاقبت‌به‌شر می‌شود. «كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا، السُّوأَىٰ»؛ عاقبت‌به‌شری.

در قرآن خدا صریح این را بیان کرده. وقتی همه دعا می‌کنیم، خیلی هم دعای مهمی است، می‌گوییم: «خدایا، آخر و عاقبت ما را ختم به خیر بفرما»؛ این را خدا در قرآن کریم صریح بیان کرده که چه چیزی عاقبت آدم را شر می‌کند. فرموده: گناه این خاصیت و این اثر بد را دارد که انسان را در معرض عاقبت‌به‌شری قرار می‌دهد.

آثار سوء تداوم گناه؛ عدم قبولی عمل و عاقبت‌به‌شری

هفته‌های قبل توضیح دادیم یکی از آثار بد گناه این بود که نمی‌گذاشت عمل آدم مقبول بشود. این نماز و این کارهایی که آدم می‌کند، می‌خواند، مقبول واقع نمی‌شود، رشد نمی‌کند. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ صَلَاةٍ لَا تُرْفَعُ»؛ «مِنْ صَلَاةٍ لَا تُرْفَعُ». نمازی که بالا نمی‌رود، یعنی آن نمازی است که قبول نمی‌شود، انسان با آن رشد نمی‌کند. این به خاطر چیست؟ به خاطر گناه.

یک چیز دیگر، یک اثر بد دیگر گناه هم این است که آدم را عاقبت‌به‌شر می‌کند اگر ادامه بدهد. ایشان هم در ابتدای این خطبه همین آیه را فرمودند؛ که کسانی که اهل گناه و معصیت هستند و نسبت به گناه حساسیتی ندارند، در ارتکابش جسورند، بی‌خیال‌اند، این‌ها باید بترسند، این‌ها در معرض عاقبت‌به‌شری قرار دارند.

عاقبت‌به‌خیری در سایهٔ ادامهٔ تقواست، عاقبت‌به‌شری هم به‌وسیلهٔ ادامهٔ گناه است. گناه، هر گناهی، فرق نمی‌کند؛ گناه این مسئله را دارد: ضربهٔ عمیقی به ایمان انسان می‌زند.

و خدای متعال می‌فرماید ممکن است به آنجا برسد: «أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ»؛ یکی‌یکی آیات خدا، حرف‌های خدا، مطالبی که خدا گفته را تکذیب می‌کند.

می‌آید می‌گوید: «آقا، این پدر من، این برادر من، این فرزند من تا یک چند وقت پیش نماز می‌خواند، حالا محکم ایستاده، جلویش، نمی‌خواند. این تا چند وقت پیش زیارت امام حسین می‌رفت، برای امام حسین (علیه‌السلام) عزاداری می‌کرد، اربعین می‌رفت؛ حالا آمده یک حرف‌هایی می‌زند و دیگر این‌ها را زیر سؤال می‌برد. این فلان بود تا چند وقت پیش، الان این‌طوری شده.»

اهمیت مراقبت و تقوا در حفظ ایمان

این چیست؟ انسان آن مراقبتی که باید نسبت به گناه و معصیت داشته باشد را ندارد؛ مواظبتی که باید نسبت به چشمش، گوشش، دست و پایش، چیزهایی که می‌شنود، رفقایی که با آن‌ها رابطه می‌گیرد، داشته باشد، آن‌ها را مراقبت نمی‌کند. از طریق همان‌ها، از طریق فضای مجازی، از طریق فضای حقیقی، رفقا، دوستان این‌طوری، کم‌کم این‌ها را از دست می‌دهد.

بعد خدا می‌فرماید اگر گناه ادامه پیدا بکند، آدم را در معرض چه قرار می‌دهد؟ یک: تکذیب؛[دو:] «وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ»؛ استهزا و مسخره کردن مسائل الهی، خدایی، هرچه. نماز را مسخره می‌کند، روزه را مسخره می‌کند، حجاب را مسخره می‌کند، احکام دین را مسخره می‌کند، همه را زیر سؤال می‌برد، با همه این‌طوری برخورد می‌کند، از باب مسخرگی.

یک وقت کسی سؤال می‌کند که دلیلش را درست بفهمد، آن اشکال ندارد، راه سؤال را برای کسی نبسته‌اند؛ اما یک وقت کسی سؤال می‌کند، نه از باب اینکه مطلب را بفهمد، از بابی که می‌خواهد مسخره بکند، از بابی که می‌خواهد تحقیر کند، توهین کند؛ این گناه است.

لذا خیلی باید مواظب باشیم. مهم‌ترین چیزی، جلسهٔ قبل عرض شد، فرمود: «قبل از اینکه حواست به عمل صالحت باشد، حواست به قبول عمل باشد.» قبول عمل هم با تقوا بود، با ترک گناه بود، با مواظبتی که آدم باید روی خودش و اطرافیانش داشته باشد که هرچه می‌شود زمینهٔ گناه را از بین ببرد، به گناه مبتلا نشوند.

آن مسئلهٔ قبل بود، مسئلهٔ الان هم همین است. حضرت زینب این آیه را آوردند؛ گفتند: «چرا شما این‌قدر قلب‌هایتان سیاه شده؟» چون گناه کردید، گناه می‌کنید و نسبت به گناه، آن‌طور که باید حساس باشید، مهم باشد برایتان نکردنش و مراقبت داشته باشید، ندارید؛ کار به جایی می‌رسد که انسان یواش‌یواش این چیزهایی که خدا فرموده، از سر رحمتش به انسان یاد داده، این‌ها را مسخره می‌کند؛ «كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ».

مسخره می‌کند، تکذیب می‌کند، می‌گوید: «این‌ها همه‌اش چرت است، این‌ها همه‌اش دروغ است، این‌ها گول زدند ما را، این‌ها نمی‌دانم چه‌کار کردند»؛ به این نقطه انسان را می‌رساند.

راه عاقبت‌به‌خیری؛ مراقبت از اعضا و جوارح و استمرار تقوا

پس یکی از مسائلی که خیلی باید نسبت به خودمان، فرزندانمان، اطرافیانمان و در هر محیطی که هستیم به آن توجه کنیم، مسئلهٔ همین تقواست.

خیلی باید مواظب باشیم؛ زبانمان را مواظب باشیم، آبروی مؤمنی را نبریم، به مؤمنی تهمت نزنیم، مؤمنی را اذیت نکنیم، اسرار کسی را فاش نکنیم، حریم برای همدیگر قائل باشیم، زبان را از دروغ، از هر چیز بد دور نگه داریم؛ چشم را همین‌جور.

این مراقبت وقتی حاکم باشد، هم عمل آدم قبول می‌شود، هم نماز آدم قبول می‌شود، هم در معرض عاقبت‌به‌خیری قرار می‌گیرد. راه عاقبت‌به‌خیری یک کلمه بیشتر نیست: تقوا و ادامهٔ تقوا.

به این نیست که من فقط بگویم: «خدایا، خودت دیگر عاقبتم را ختم به خیر کن.» خدا فرموده شما باید از ایمانتان مراقبت کنید تا به عاقبت‌به‌شری مبتلا نشوید.

ما هم باید این دستور خدا را، همین‌طور که حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) اینجا در اول مطلبشان بیان کردند و توجه دادند به این نکته که گناه شما را به این حال و روز انداخت که این مصائب سنگین را بار کردید بر عالم؛ خدای‌نکرده ما به آن سمت حرکت نکنیم.

دعای پایانی مجلس در شب جمعه

ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توفیق مرحمت کند؛ در این شب جمعه که شب استجابت دعاست، اسباب عاقبت‌به‌خیری و اسباب رعایت تقوا را در ما فراهم بفرماید.

پروردگارا، به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده.

ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

ما را در صراط مستقیم بمیران.

مشکلات ما، مشکلات مردم ما، مشکلات جوانان ما را برطرف بفرما.

اسباب حل این مشکلات فراهم بفرما.

اموات ما، گذشتگان، حق‌داران، پدران، مادران، شهدا، علما، هر کسی گردن ما حقی دارد، دستش از این دنیا کوتاه است؛ امشب شب جمعه است، همه محتاج‌اند، همه ابراز احتیاج می‌کنند به بازماندگانشان. خدایا، همه را مشمول رحمت خاص خودت قرار بده.

از تقصیرات ما، امواتمان، همه بگذر. قلم عفو بر گناهان ما بکش. مریض‌های ما شفا عنایت بفرما.

خدمتگزاران به مردم، به دین، به مملکت، همه را یاری کن.

مقام معظم رهبری را محافظت بفرما.

شر دشمنانمان را به خودشان برگردان.

امر فرج امام عصر را تعجیل بفرما.

ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

۱. حقیقت علم الهی و لدنّی

علمی که انسان‌ها دارند دو دسته‌است؛ یک دسته آن اکتسابی است، یعنی انسان باید درس بخواند و زحمت بکشد تا آن علم را به دست آورد. اما یک دستهٔ دیگر، الهی است؛ یعنی راهش برای انسان‌های عادی باز نیست. انسان باید زحمت بکشد، عبادت کند و خدای متعال را بندگی نماید تا در اثر این بندگی، در مراحلی که طی می‌کند، خداوند نعمت‌های خاصی به او اعطا کند. یکی از آن نعمت‌ها، علم خاصی است که به طور معمول به انسان‌ها داده نمی‌شود و به آن «علم لدنّی»، علم الهی یا «حکمت» می‌گویند. در این حالت، ممکن است شخص سواد یا مدرک علمی بالایی نداشته باشد، اما حقایقی بر دل و عقلش جاری می‌شود که معمولاً افراد عادی چنین درکی از آن ندارند.

---

۲. تجلی بلاغت علوی در خطبه‌های حضرت زینب (س)

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در مسیر بعد از کربلا، علی‌رغم دیدن آن مصائب سنگین، به لطف آرامشِ نفسی که خدای متعال به ایشان الهام کرده بود، خطبه‌های عظیمی انشاء فرمودند. ایشان چنان سخن می‌گفتند که شنوندگان، صدای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را از ایشون می‌شنیدند. جملات و کلام ایشان دقیقاً بر همان سبک بلاغت و فصاحت امیرالمؤمنین (ع) جاری می‌شد؛ تا جایی که وقتی در کوفه شروع به خطبه‌خوانی کردند، راوی می‌گوید گویی خودِ امیرالمؤمنین داشت خطبه می‌خواند. بسیار شگفت‌انگیز است کسی که تا چند روز قبل، آن مصائب و فشارهای سنگین را دیده و سرپرستی اهل‌بیت را بر عهده دارد، چنان بر روح و نفس خود مسلط باشد که چنین خطبه‌های شیوایی انشاء کند.

---

۳. خطر گناه و پیامد آن در عاقبت‌به‌شری انسان

بر اساس آیه شریفه «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَیٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ»، یکی از آثار بدِ گناه و مداومت بر آن در زندگی، این است که انسان در معرض عاقبت‌به‌شری قرار می‌گیرد. خداوند متعال در قرآن کریم صریحاً بیان فرموده است که چه چیزی عاقبت انسان را شر می‌کند. گناه این خاصیت و اثر سوء را دارد که به ایمان انسان ضربهٔ عمیقی می‌زند. کسانی که اهل گناه و معصیت هستند و نسبت به ارتکاب آن حساسیتی ندارند و بی خیال و جسورند، باید بترسند؛ چرا که عاقبت‌به‌خیری در سایهٔ تداوم تقواست و عاقبت‌به‌شری نتیجهٔ ادامه دادن گناه است.

---

۴. تأثیر گناه در عدم قبولی اعمال و نماز

یکی از آثار سوء و مخرب گناه این است که مانع از قبول شدن اعمال انسان می‌شود. با وجود گناه، نماز و کارهای خیری که انسان انجام می‌دهد، مقبول واقع نمی‌شود و باعث رشد معنوی او نمی‌گردد. همان‌طور که در دعا می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ صَلَاةٍ لَا تُرْفَعُ»؛ یعنی خدایا به تو پناه می‌برم از نمازی که بالا نمی‌رود و پذیرفته نمی‌شود. نمازی که بالا نمی‌رود، انسانی را که آن را می‌خواند رشد نمی‌دهد. علت اصلی این عدم صعود و عدم پذیرش اعمال در بارگاه الهی، مبتلا بودن انسان به گناه و عدم مواظبت از رفتار و اعمال خویش است.

---

۵. سقوط تدریجی انسان در اثر بی‌توجهی به گناه

وقتی انسان مراقبتی را که باید نسبت به گناه و معصیت داشته باشد رها کند و مواظب چشم، گوش، دست و پا، شنیده‌ها و روابط خود نباشد، کم‌کم ایمان خود را از دست می‌دهد. مداومت بر گناه، انسان را به جایی می‌رساند که یکی‌یکی آیات، حرف‌ها و احکام الهی را تکذیب می‌کند. انسان‌هایی بوده اند که تا مدتی قبل اهل نماز، زیارت و عزاداری بودند، اما به دلیل عدم مراقبت و تأثیرپذیری از دوستان نامناسب و فضاهای انحرافی، کم‌کم عقاید خود را زیر سؤال برده و تغییر کرده‌اند. این سقوط تدریجی، حاصل بی‌توجهی به گناه و از دست دادن مراقبت‌های معنوی است.

---

۶. از تکذیب تا استهزای احکام الهی

اگر روند گناه در زندگی انسان ادامه پیدا کند، او را در معرض دو خطر بزرگ قرار می‌دهد: اول «تکذیب آیات الهی» و دوم «استهزاء و مسخره کردن دین». در این مرحله، فرد شروع به مسخره کردن نماز، روزه، حجاب و احکام دینی می‌کند و همه را از باب تمسخر زیر سؤال می‌برد. البته اگر کسی برای فهمیدن حقیقت سؤال کند، راه پرسش بر او بسته نیست؛ اما پرسش از روی تحقیر، توهین و مسخره‌گی، خود گناهی بزرگ است. تداوم گناه، انسان را به نقطه‌ای می‌رساند که حقایقی را که خداوند از سر رحمت نازل کرده، چرت و دروغ می‌پندارد.

---

۷. اولویت قبولی عمل بر فراوانی آن

مهم‌تر از انجام دادن عمل صالح، حواس‌جمع بودن نسبت به «قبول شدن عمل» است. شرط اصلی پذیرفته شدن اعمال در پیشگاه خداوند، داشتن تقوا، ترک گناه و مواظبتی است که انسان باید نسبت به خود و اطرافیانش داشته باشد تا زمینهٔ گناه را از بین ببرد. انسان باید در وهلهٔ اول تمام تلاش خود را به کار گیرد تا مبتلا به معصیت نشود؛ زیرا تا زمانی که زمینهٔ گناه در زندگی برچیده نشود و تقوا حاکم نگردد، اعمال انسان به مرحلهٔ قبول و رشد معنوی نخواهد رسید. بنابراین، مراقبت بر ترک گناه بر هر کار دیگری مقدم است.

---

۸. کلید عاقبت‌به‌خیری: تقوا و مراقبت از زبان و جوارح

راه عاقبت‌به‌خیری تنها در یک کلمه خلاصه می‌شود: «تقوا و تداوم تقوا». این‌گونه نیست که انسان فقط بگوید «خدایا عاقبتم را خیر کن»، بلکه خود نیز باید از ایمانش مراقبت نماید. باید زبان خود را کنترل کنیم تا آبروی مؤمنی را نبریم، تهمت نزنیم، کسی را اذیت نکنیم، اسرار دیگران را فاش نسازیم و حریم‌ها را حفظ کنیم. همچنین باید زبان را از دروغ و چشم را از حرام دور نگه داریم. وقتی این مراقبت بر زندگی حاکم باشد، هم نماز و اعمال انسان قبول می‌شود و هم در مسیر عاقبت‌به‌خیری قرار می‌گیرد.

---

۹. درس اعظم خطبه حضرت زینب (س) به اهل ایمان

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در آغاز خطبهٔ خود با استشهاد به قرآن، به اهل مجلس توجه دادند که علت تیرگی قلوب و انحراف آنان، آلوده شدن به گناه و بی‌تفاوتی در برابر معصیت بوده است؛ همان گناهانی که باعث شد چنان جنایت و مصائب سنگینی را بر عالم بار کنند. این کلام حضرت، هشدار و درسی بزرگ برای ماست تا مراقب رفتار خود باشیم و نسبت به گناه حساسیت داشته باشیم. ما باید با الگوگیری از فرمایش ایشان و اجرای دستورات الهی، مراقب ایمان خود و خانواده‌مان باشیم تا خدای‌نکرده به سمت عاقبت‌به‌شری و انحراف حرکت نکنیم.

---

۱۰. دعا برای ثبات قدم در صراط مستقیم بندگی

در شب جمعه که شب استجابت دعاست، از درگاه خدای متعال مسئلت می‌نماییم که اسباب عاقبت‌به‌خیری و رعایت تقوا را برای ما فراهم بفرماید. پروردگارا! به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده، ما را در این راه ثابت‌قدم بدار و در صراط مستقیم بمیران. مشکلات مردم و جوانان ما را برطرف بفرما و اسباب حل آن را فراهم ساز. تمام اموات، گذشتگان و حق‌داران را مشمول رحمت خاصت قرار بده، قلم عفو بر گناهان ما بکش و عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما.