صوت کامل سخنرانی

اهتمام به قبولی عمل و نقش بنیادین تقوا

۶ بازدید
پست


⚖️ تفاوت ثواب عمل و قبولی عمل
🌱 معنای قبولی اعمال و نشانه رشد ایمان
🛡️ جایگاه تقوا و ارزش خواب فرد باتقوا
🛑 مانعیت گناه و رذایل اخلاقی در پذیرش عمل
🏗️ تمثیل ساخت بنا و تخریب آن با گناه
⚔️ نقش گناه در نابودی اجر و کمین شیطان در صراط مستقیم
✨ ثمره تقوا و دوری از گناه: آرامش و صفای باطن

سوره : المائدة
آیه : ۲۷
#۷۳۵
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ
و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!
سوره : الأعراف
آیه : ۱۶
#۱۰۰۹
قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ
گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم!
سوره : الفاتحة
آیه : ۶
#۵۲
ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ
ما را به راه راست هدایت کن...
سوره : فاطر
آیه : ۶
#۳۶۹۳
إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُوا۟ حِزْبَهُۥ لِيَكُونُوا۟ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ
البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت می‌کند که اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!

اهتمام به قبولی عمل و نقش بنیادین تقوا


⚖️ تفاوت ثواب عمل و قبولی عمل
🌱 معنای قبولی اعمال و نشانه رشد ایمان
🛡️ جایگاه تقوا و ارزش خواب فرد باتقوا
🛑 مانعیت گناه و رذایل اخلاقی در پذیرش عمل
🏗️ تمثیل ساخت بنا و تخریب آن با گناه
⚔️ نقش گناه در نابودی اجر و کمین شیطان در صراط مستقیم
✨ ثمره تقوا و دوری از گناه: آرامش و صفای باطن

متن

 

تفاوت ثواب عمل و قبولی عمل

عرض شد جلسه قبلی که یکی از مطالب مهمی که اکثر مؤمنین به آن توجه ندارند و نمی‌دانند، این مسئله است که در دین، بیش از آنکه انسان را هُل بدهند، تشویق کنند و بکشانند به سمت انجام اعمال عبادی، قبل از آن و بیش از آن، انسان‌ها را توجه می‌دهند به انجام کاری یا فراهم کردن مقدماتی که آن اعمالی که آدم انجام می‌دهد، قبول بشود.

عرض کردیم دو تا چیز ما داریم؛ در همه این عبادات و اعمال و زیارات و قرائت قرآن و دعاهای مفاتیح و نمازها و مستحبات و همه این‌ها، دو مسئله هست. یکی مسئله ثواب است؛ که خب همه‌شان این‌قدر ثواب دارند؛ این نماز را امشب هر کسی بخواند، این‌قدر ثواب می‌برد، آن کار را انجام بدهد، این‌قدر ثواب می‌برد. خب این هست. این ثواب‌ها را برای این گذاشته‌اند که آدم‌ها اگر ثواب نبود، انجام نمی‌دادند.

یعنی اگر به آن‌ها می‌گفتند: «شما این نماز را امشب بخوانی خیلی خوب است، ولی هیچ ثوابی هم نداری»، کسی انجام نمی‌داد. آن چیزی که آدم را می‌کشاند به سمت اینکه آن کارها را انجام بدهد، ثواب عمل است. ثواب هم خیلی مهم است؛ اجر، مزد. در قرآن هم خدا تشویق کرده به سمت اینکه آدم برود دنبال ثواب عمل، دنبال اینکه کار انجام بدهد، خب ثوابش را هم ببرد. اما این، ته مسئله و اصل مسئله نبود.

معنای قبولی اعمال و نشانه رشد ایمان

اصل مسئله این بوده که هرکدام از این عبادات و کارهایی که آدم‌ها انجام می‌دهند، مهم در آن این است که قبول بشود؛ این کار قبول بشود. حالا قبول بشود یعنی چه؟ اینکه می‌گوییم نمازم قبول بشود، یعنی چه؟ عرض شد یعنی آن نمازی که ما می‌خوانیم، این عباداتی که ما می‌کنیم، تأثیر داشته باشد در رشد ایمان ما؛ یعنی ایمانمان با این کارها رشد کند. مثلاً من با چند سال پیشم خیلی فرق کرده باشم از لحاظ ایمان؛ ایمان حالای من از ایمان قبلم خیلی بیشتر باشد.

حالا از کجا بفهمیم ایمانمان بیشتر شده؟ فرمودند: خب نگاه کنید به اعمالتان، به اخلاقتان. اگر در اعمال و اخلاقتان مشکلات اخلاقی دارید، کم‌صبرید، تندید، بدفکرید، بددلید، بدحالید، بدحرفید، این‌هایید، یعنی آن اثری که عبادات باید در شما می‌گذاشته، صفر! قبول هم نشده. آن عبادت را خب انجام دادید، زحمت هم کشیدید، خدا هم فردا مزدش را می‌دهد؛ آن‌طرف ان‌شاءالله در بهشت بالاخره یک چیزهایی می‌دهد، ولی مقبول نشد.

لذا روایت خواندیم، فرمود پیغمبر اکرم، امیرالمؤمنین فرمودند: «کُونُوا بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَى أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْکُمْ بِالْعَمَلِ بِغَیْرِهِ». بیش از آنکه دنبال باشی امشب چه عملی مستحب است، فرداشب چه عملی مستحب است، چقدر قرآن بخوانم، چقدر زیارت، که این‌ها خیلی خوب است، باید هم باشد؛ بیش از آن و پیش از آن، دنبال این باش که چه‌کار کنم حالا این کارها که می‌کنم قبول بشود. اهتمامت بیشتر بر قبول عملت باشد تا اصل عملت. این کم است، بازارش کساد است.

در مستحبات و کارهای خیر و این چیزها، که خیلی هم مهم و لازم است، بازار هست؛ بالاخره عده‌ای هستند، بازارش بی‌رونق هم نیست. حالا پررونق هم نیست، ولی بدون رونق هم نیست. اما در این مسئله نه، این بازار کساد است. کم کسی است که دنبال این باشد که کارهایم را چه‌کار کنم قبول بشود. برو دنبال قبول عملت باش، نه دنبال اصل عمل. «کُونُوا بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَى أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْکُمْ بِالْعَمَلِ بِغَیْرِهِ، فَإِنَّهُ لَا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوَى».

جایگاه تقوا و ارزش خواب فرد باتقوا

شما اگر اعمالت در یک حدی باشد که حالا کم است، شرایطم، امکاناتم، پولم، سرمایه‌ام این‌قدر نیست که کارهای خیر زیاد انجام بدهم؛ اما یک هنر بزرگ دارم، تقوا دارم، هیچ‌وقت گناه نمی‌کنم. بدفکری و بددلی و بدذهنی و بدحرفی و این‌ها در من نیست؛ زلال و شفاف و پاک و تمیز و این‌ها. از این گناه‌ها دورم، از این اخلاقیات بد دورم. این‌طور باشی، حضرت می‌فرمود: این آدم خیلی پرپیمانه است اعمالش و کفه عملش؛ چون این به آن کار اصلی پرداخت. وقتی عملش کم [است]، دیگر به حساب نمی‌آید.

خدا این کار را خیلی باارزش می‌داند؛ که این ولو الآن خوابیده، اما تقوا دارد. خدا خواب این آدم باتقوا را از بیداری آن آدم بی‌تقوا بیشتر دوست دارد.

امیرالمؤمنین می‌فرمود: خیلی‌ها هستند روزه می‌گیرند، اما از روزه‌های مستحبی که می‌گیرند، فقط رنجش را می‌کشند؛ تشنگی و گرسنگی‌اش را می‌کشند. خیلی‌ها هم هستند نماز شب می‌خوانند، اما از این نماز شب خواندن، فقط بیداری و شب‌بیداری و خستگی بیداری‌اش را می‌کشند. بعد می‌فرمایند: «حَبَّذَا نَوْمُ الْأَکْیَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ»؛ خوش به حال آن کیّس‌ها، آن زیرک‌ها! خوش به حالشان، خوابشان را هم خدا دوست دارد، افطارشان را هم خدا دوست دارد.

چرا آن‌وقت کیّس را در روایت فرمودند: [کیّس] آن کسی است که کاری کرده که عملش مقبول خدا واقع شده؛ یعنی تقوا دارد، یعنی گناه نمی‌کند، یعنی با گناه ارزش کار را، اثر کار را از بین نبرده. «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا فقط از متقین قبول می‌کند. وقتی هم تقوا نداشته باشی، دیگر قطعاً قبول نمی‌کند، حالا هرچقدر آدم زحمت بکشد. مزد و پاداش به او می‌دهند، اما این رشد ندارد؛ یعنی همان حال بدی که ده سال پیش داشته، الآن هم دارد. بدحالی؛ حال نه یعنی کسی از مریضی مثلاً حالش بد است، نه؛ کسی که از لحاظ روحی حالش خوش نیست؛ بددلی، بدفکری، بدذهنی، سوءظن، گناهان کلاً.

مانعیت گناه و رذایل اخلاقی در قبولی اعمال

«فَإِنَّهُ لَا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوَى»؛ آدم تقوا داشته باشد، هیچ کارش کم پیش خدا به حساب نمی‌آید. «وَ کَیْفَ یَقِلُّ عَمَلٌ یُتَقَبَّلُ؟» چه‌جوری عملی که خدا قبولش کرده، کم است؟ آن که گاهی گناه می‌کند، خیلی هم عمل دارد، اما خدا از او قبول نمی‌کند. این ارزشی ندارد پیش خدا؛ چون آن اثری که باید این عمل داشته باشد، در او نیست.

اما این، خیلی عمل زیادی هم ندارد، اما یک هنر دارد؛ آن هنرش چیست؟ این است که گناه نمی‌آید کنار کارهایش. گناه نمی‌کند، غیبت نمی‌کند، حرف بد نمی‌زند، بدجویی... بدگویی، عیب‌جویی، بدگویی. همش بدِ هم را بگوییم، همش عیب هم را بگوییم، همش بددلی می‌کنیم، همش بدفکری می‌کنیم. این بد، بد، بد، بدها که در ذهن و فکر و زبان و روح ما رسوخ کرده، این‌ها نمی‌گذارد عمل ما قبول بشود.

نماز می‌رویم می‌خوانیم، مسجد می‌رویم، اول وقت می‌رویم، این کارها را می‌کنیم، اما آن رشدی که باید آدم داشته باشد، ندارد. این که همان است؛ نماز می‌خواند، این کارها را هم می‌کند، ولی همان حال بد را هم که دارد! رشد نکرده. یعنی چه؟ قبول نشده. پس عمل صحیح است، اما قبول نشده؛ یعنی آن تأثیری که باید می‌داشت در رشد انسان، که قبول عمل یعنی این؛ تأثیر باید می‌داشت در رشد ایمان انسان. و رشد ایمان انسان کجا خودش را نشان می‌دهد؟ در رشد اخلاق انسان، کارهای انسان.

تمثیل ساخت بنا و تخریب آن با گناه

باز فرمودند: «جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا»؛ جدیت به خرج بدهید در عبادات، عبادت کنید. «وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلُوا فَلَا تَعْصُوا»؛ اگر هم "[شرایط] خیلی مهیا نیست برای اینکه که کارهای خیر انجام بدهید، حداقل کفِ کار، معصیت نکنید. بعد می‌فرمایند، یک مثالی می‌زند حضرت؛ می‌فرمایند: کسی که عملش کم است، ولی تقوا را خوب مراعات می‌کند، مثل کسی است که دارد آرام‌آرام یک بنایی را می‌سازد. این بنا بالاخره یک روزی ساخته می‌شود، به نتیجه می‌رسد.

ولی کسی که شروع می‌کند یک بنایی را بسازد، کسی که کارهای خیر زیاد می‌کند، عبادت زیاد می‌کند، اما گناه هم گاهی کنارش می‌کند، می‌فرمایند: این مثل آن کسی است که شروع می‌کند یک بنایی را بسازد، یک مقدار از دیوار را می‌سازد، می‌زند خراب می‌کند؛ دوباره یک مقدار از بنا را می‌سازد، می‌زند خراب می‌کند.

هر گناهی این‌طوری است. شما زحمت می‌کشی، مسجد می‌روی، نماز می‌خوانی، اول وقت می‌خوانی، عبادت می‌کنی، نماز شب می‌خوانی، روزه مستحب می‌گیری، این نماز اول ماه را می‌خوانی، این کار را می‌کنی؛ دارید بنای رفیع آخرتتان را می‌سازید. یک دیوارش را زحمت کشیدید امشب ساختید، باید حواستان باشد کلنگ نخورد به ریشه‌اش، این آجرها بریزد. آن کلنگی که شیطان سریع می‌دهد دست آدم بزند از ریشه این دیوار را بریزد زمین، گناه است. لذا خیلی تلاش می‌کند با گناه از آدم بگیرد.

می‌فرمایند: «فَإِنَّ مَنْ یَبْنِی وَ لَا یَهْدِمُ یَرْتَفِعُ بِنَاؤُهُ»؛ کسی که مشغول ساخت و بنایی است، ولی نمی‌زند خراب کند، خب این بالاخره بنایش می‌رود بالا دیگر؛ امروز این دیوار را، فردا آن دیوار را، پس‌فردا آن دیوار... پس‌فردا طبقه بعدی، آرام‌آرام می‌رود بالا، بنایش ساخته می‌شود. فرمود: این، حالِ کسی است که تقوا دارد؛ ولو آرام‌آرام آجر را روی همدیگر می‌چیند، ولی این آجرها بالاخره یک روزی به بنای رفیعِ درستش خواهد رسید. «وَ إِنْ کَانَ یَسِیراً»؛ هرچند کم، آجرآجر می‌چیند، بالاخره به نتیجه می‌رسد.

... ولی کسی که خیلی هم حتی عبادت می‌کند، اما یک‌گاهی هم یک گناه می‌کند، آن حرفی که نباید بزند را می‌زند بالاخره، طاقت نمی‌آورد، فشار به او می‌آید، می‌زند؛ آن کاری که نباید بکند، می‌کند. «إِنَّمَا یَبْنِی»؛ می‌سازد، «وَ یَهْدِمُ»؛ با گناه منهدمش می‌کند، دیوار را می‌ریزد. «یُوشِکُ أَنْ لَا یَرْتَفِعَ بِنَاؤُهُ»؛ آخه این بنا نمی‌رود بالا که!

نقش گناه در نابودی اجر و کمین شیطان در صراط مستقیم

گناه این‌طوری است؛ یعنی یک‌وقت هم مانع قبول عمل می‌شود، یعنی ایمان هیچ، اخلاق هیچ، حال خوش هیچ. آن مزد و اجری هم که آدم می‌برد، گاهی می‌زند خراب می‌کند.

یعنی امشب یک چیز اضافه شد به مباحثمان؛ جلسه قبل گفتیم یک اجر و مزد است که به آدم می‌دهند؛ آن هم این است که کار آدم صحیح باشد طبق رساله، درست باشد، غلط نباشد، خب مزدی به او می‌دهند، ثوابی به او می‌دهند. اما یک قبول عمل داریم که با گناه نکردن است، با تقواست به دست می‌آید. الآن حضرت می‌فرماید این گناه نه‌فقط مانع قبول عمل می‌شود، که آن اجر و مزدتان را هم می‌زنید خراب می‌کنید؛ آن را هم از دست آدم می‌گیرد. گناه این است.

شیطان تمام تلاشش به همین است که آدم به گناه بیفتد. با عبادات ما خیلی کاری ندارد. او خیلی قسم خورده؛ اینکه در قرآن می‌بینید: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ صراط مستقیم یعنی واجبات و گناهان. صراط مستقیم، «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»، یعنی راه عبودیت خدا که در واجبات و محرمات الهی است؛ این دوتاست.

شیطان آنجا که از دست آدم و امتحان مربوط به حضرت آدم زمین خورد، قسم خورد، گفت: «من با صراط مستقیمت کار دارم. می‌نشینم دم صراط مستقیم، اجازه نمی‌دهم این‌ها بیایند تو.» این صراط مستقیم چیست؟ گناهان، واجبات، محرمات. با این دوتای بنی‌آدم من کار دارم؛ با بقیه‌اش هم کار ندارم، خوش باشند. اما با این دوتاست.

تلاش می‌کنم با گناه این زحمت‌هایشان را [از بین ببرم]، چون دشمنم؛ اینکه خدا در قرآن می‌فرماید: شیطان عدو شماست، عدو مبین شماست، واضح هم هست، «فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»؛ این را دشمن به حسابش بیاورید. این پدر شما را می‌خواهد دربیاورد. با گناه، همه‌چیز را می‌خواهد از شما بگیرد.

آنجا هم قسم خورد، گفت: «من با کارهای دیگرشان کار ندارم. لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ. من دم صراط مستقیم نشسته‌ام؛ هر کسی بخواهد بیاید تویش، من با او کار دارم، نمی‌گذارم بیاید.»

ثمره تقوا و دوری از گناه: آرامش و صفای باطن

صراط مستقیم چیست؟ واجبات الهی، که آدم نسبت به آن سهل‌انگار بشود؛ بعضی‌اش، بیشترش، کمترش. گناهان الهی، که آدم نسبت به آن بی‌قید بشود، بی‌قیدوبند بشود، حالا کم یا زیاد. این، انسان را از تقوا جدا می‌کند؛ از تقوا که جدا شد، دیگر عملش قبول نخواهد شد. این عمل که قبول نشد، کم‌کم آن مزد و ثواب را هم از آدم می‌گیرد.

لذا اینجا حکمت این کلام پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین معلوم می‌شود که بیش از آنکه به دنبال اعمال باشی و انجام عمل صالح باشی، که باید هم باشی، دنبال قبول عملت باش. دنبال این باش که من چه‌کار کنم این عمل که دارم می‌دهم قبول بشود، بپذیرد خدای متعال.

پذیرش خدا هم یعنی همین؛ ایمان من به خدا بیشتر بشود، تقرب من به خدا بیشتر بشود. نشانه‌اش چیست؟ نشانه‌اش هم در اخلاق و رفتار و کارهای آدم است. یک آدم چقدر این تقیدات را دارد؛ نشانه نهایی‌اش هم در اطمینان و آرامش قلبی انسان است. که انسان از گناه و معصیت که دور بشود، بعد خدا به او آرامش می‌دهد؛ به او دل و روح زلال و شفاف و پاک و تمیز و بدون خرده‌شیشه و بدون بددلی و بدون بدفکری و بدون این حرف‌ها [می‌دهد]؛ تمیز می‌شود.

ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توفیق مرحمت کند که این حرف‌ها را که کمتر می‌زنند، کمتر به ما می‌گویند، و اصل و اساس دین همین چیزهاست، این‌ها را خوب باور کنیم، این‌ها را خوب به آن توجه کنیم؛ که مبادا یک عمر بگذرد، این‌همه زحمت بکشیم در کارهای خیر و عبادت، ولی ببینیم اثرش، فایده‌اش، مزد و اجرش کم بوده. ان‌شاءالله که این‌طور نشویم. 

گزیده

۱. تفاوت ثواب با قبولی عمل

در دین، بیش از آنکه انسان را به سمت انجام اعمال عبادی تشویق کنند، انسان‌ها را متوجه انجام کاری یا فراهم کردن مقدماتی می‌کنند تا آن اعمال قبول بشود. ما دو مسئله داریم: یکی ثواب است که می‌گویند اگر این نماز یا عمل را بخوانید این‌قدر پاداش دارد. این پاداش‌ها را برای این گذاشته‌اند که مردم اعمال را انجام دهند؛ زیرا اگر نبود انجام نمی‌دادند. آنچه انسان را به انجام کار سوق می‌دهد، پاداش آن است و اجر هم مهم است. اما اصل مسئله این است که اعمال پذیرفته شود. قبولی عمل یعنی آن نماز و عبادتی که به‌جا می‌آوریم، در رشد ایمان و ارتقای روحی ما اثرگذار باشد.

---

۲. نشانه قبولی اعمال در اخلاق

اگر می‌خواهید بدانید ایمانتان رشد کرده است، باید به رفتار و اخلاقتان نگاه کنید. اگر در اعمال و خلقیات خود دچار مشکل هستید، کم‌صبرید، تندخو هستید، بدفکرید، بددلید یا گفتار نامناسب دارید، یعنی آن اثری که عبادت‌ها باید می‌گذاشتند صفر بوده و عمل قبول نشده است. چنین عبادتی را البته انجام داده‌اید و زحمت کشیده‌اید و خداوند نیز پاداش آن را خواهد داد، اما مقبول واقع نشده است. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «کُونُوا بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَى أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْکُمْ بِالْعَمَلِ بِغَیْرِهِ». بیش از آنکه پیگیر اعمال مستحبی متعدد باشید، به دنبال این بروید که چه کاری انجام دهید تا اعمالتان نزد پروردگار پذیرفته گردد.

---

۳. هنر بزرگ تقوا در برابر اعمال زیاد

اگر شرایط، امکانات و سرمایه‌تان به اندازه‌ای نیست که کارهای خیر زیادی انجام دهید، اما هنر بزرگی به نام تقوا دارید و گناه نمی‌کنید، بسیار ارزشمند است. اگر بدفکری، بددلی، بدذهنی و گفتار نامناسب در شما نیست و از اخلاقیات بد دورید، کفه ترازوی عمل شما پربار خواهد بود؛ زیرا به کار اصلی پرداخته‌اید. خداوند این روش را بسیار گران‌بها می‌داند، به طوری که حتی خواب این شخص باتقوا، از بیداری و عبادت فرد بی‌تقوا نزد خداوند محبوب‌تر است. کسی که تقوا دارد، کارهای کم او نیز به حساب می‌آید و عمل او با گناهان نابود نمی‌شود.

---

۴. رنج بی‌حاصل و خواب زیرکان

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند بسیاری هستند که روزه می‌گیرند، اما از روزه‌های مستحبی تنها رنج، تشنگی و گرسنگی نصیبشان می‌شود. بسیاری نیز نماز شب می‌خوانند، اما بهره آنان فقط بیداری و خستگی شب‌زنده‌داری است. سپس حضرت می‌فرمایند: «حَبَّذَا نَوْمُ الْأَکْیَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ»؛ خوشا به حال زیرکان که حتی خواب و افطارشان نیز نزد خدا محبوب است! زیرک کسی است که کاری می‌کند عملش مقبول واقع شود؛ یعنی تقوا پیشه می‌کند، مرتکب گناه نمی‌شود و با نافرمانی، ارزش و اثر کار خود را هدر نمی‌دهد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خداوند اعمال را تنها از اهل تقوا قبول می‌کند.

---

۵. رذایل اخلاقی؛ موانع اصلی رشد باطنی

«فَإِنَّهُ لَا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوَى»؛ اگر انسان تقوا داشته باشد، هیچ کار او نزد خدا کم به شمار نمی‌آید. اما کسی که در کنار عبادات مرتکب گناه می‌شود، خداوند عملش را نمی‌پذیرد. غیبت، بدگویی، عیب‌جویی، بددلی و بدفکری‌هایی که در ذهن، زبان و روح ما رسوخ کرده، مانع قبولی طاعات است. انسان به مسجد می‌رود و نماز اول وقت می‌خواند، اما چون اخلاقش تغییری نکرده، آن رشد لازم را نیافته است. در این حالت، صورت عمل درست است، اما مقبول نیفتاده؛ چراکه نتوانسته در تقویت ایمان و ساماندهی اخلاق و کارکردهای رفتاری فرد اثری عمیق و پایدار بگذارد.

---

۶. تمثیل ساخت و تخریب بنا

حضرت فرمودند: «جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا... وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلُوا فَلَا تَعْصُوا»؛ تلاش کنید عبادت نمایید، اما اگر زمینه کارهای خیر مهیا نبود، دست‌کم معصیت نکنید. فردی که عملش کم است اما تقوا را رعایت می‌کند، مانند کسی است که آرام‌آرام بنایی را می‌سازد و این بنا سرانجام برپا می‌شود. اما کسی که کار خیر و عبادت بسیار دارد ولی در کنار آن گناه نیز می‌کند، مانند بنّایی است که دیواری را می‌چیند و سپس آن را خراب می‌کند. او مدام می‌سازد و ویران می‌سازد؛ در نتیجه این بنا هیچ‌گاه بالا نخواهد رفت و اثری از آن باقی نمی‌ماند.

---

۷. کلنگ ویرانگر گناه

شما با عبادت، حضور در مسجد، نماز شب، روزه مستحبی و کارهای نیک، بنای رفیع آخرت خود را پی‌ریزی می‌کنید. وقتی دیواری را با زحمت بالا می‌برید، باید مراقب باشید که تیشه به ریشه آن نخورد و آجرها فرونریزد. آن کلنگی که شیطان برای تخریب این دیوار به دست انسان می‌دهد، دقیقاً همان ارتکاب گناه است. کسی که مشغول ساخت است و تخریب نمی‌کند، ساختمانش به مرور زمان بالا می‌رود، هرچند اندک باشد: «فَإِنَّ مَنْ یَبْنِی وَ لَا یَهْدِمُ یَرْتَفِعُ بِنَاؤُهُ وَ إِنْ کَانَ یَسِیراً». اما اگر انسان مدام بسازد و با نافرمانی ویران کند، هرگز بنایی مرتفع نخواهد داشت.

---

۸. اثر ویرانگر گناه بر اصل پاداش

گناه نه تنها مانع قبولی عمل می‌شود و صفای روحی و اخلاقی را از بین می‌برد، بلکه پاداش و مزد عمل را نیز تباه می‌کند. اگر کار طبق احکام شرعی درست باشد پاداشی دارد، اما قبولیِ کامل با تقوا به دست می‌آید. ارتکاب معصیت نه فقط مانع پذیرش عمل است، بلکه همان مزد و اجری را هم که انسان به دست آورده بود نابود می‌سازد. به همین سبب، تمام تمرکز شیطان بر این است که انسان را به ورطه نافرمانی بکشاند تا تمام اندوخته‌ها و دستاوردهای معنوی او را بسوزاند و فرد را دست‌خالی و بی‌بهره باقی بگذارد.

---

۹. کمین‌گاه شیطان در صراط مستقیم

شیطان سوگند یاد کرد که: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ بر سر راه مستقیم در کمین خواهم نشست. صراط مستقیم همان رعایت واجبات و پرهیز از محرمات الهی است. شیطان اعلام کرد که با این دو محور اساسی کار دارد تا نگذارد انسان‌ها در مسیر بندگی پیش بروند. تلاش او این است که با سهل‌انگاری در واجبات و بی‌قیدی نسبت به گناهان، انسان را از دایره تقوا خارج کند. قرآن هشدار می‌دهد: «فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»؛ او را به عنوان دشمنی آشکار بشناسید؛ چراکه هدف اصلی‌اش تهی‌دست کردن آدمی و تخریب نتایج زحمات معنوی اوست.

---

۱۰. آرامش قلبی؛ ثمره پاکی باطن

ثمره حقیقی دوری از گناه، تقرب به خداوند و دستیابی به آرامش و اطمینان درونی است. هنگامی که انسان از معصیت فاصله بگیرد، خداوند به او روحی زلال، شفاف، بدون بددلی و عاری از بدفکری و کینه‌توزی عطا می‌فرماید. نشانه نهایی قبولی اعمال، در تقیدات اخلاقی و استقرار سکینه و طمأنینه قلبی نهفته است. اساس دین بر همین حقایق استوار است؛ بنابراین پیش از آنکه عمری سپری شود و در پایان دربیابیم که دستاورد اندکی داشته‌ایم، باید بیش از تکثیر صورت اعمال، به حفظ تقوا، سلامت باطن و قبولی اعمال خود اهتمام بورزیم.