صوت کامل سخنرانی

حقیقت قبولی اعمال و جایگاه محوری تقوا در رشد ایمان

۹ بازدید
پست

⚖️ دو مسئله در عبادات: ثواب و مسئله‌ای مهم‌تر

🎯 ناکافی بودن پاداش و افق بالاتر عبادات

🔍 تفاوت صحت ظاهری عمل با حقیقت قبولی

🛡️ تقوا؛ تنها شرط پذیرش اعمال

🏹 کیاست مؤمن و اولویت اهتمام به قبولی عمل

🌳 ثمرهٔ قبولی عمل: تقرب الهی و کمال اخلاقی

⚔️ حقیقت تقوا و ضرورت مراقبهٔ مستمر

🤲 چرایی بی‌بهره ماندن از عبادات و لزوم مراقبه قبل و بعد از نماز

🌟 آثار و برکات تقوا در آیات و روایات

 

سوره : المائدة
آیه : ۲۷
#۷۳۵
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ
و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!
سوره : الأنفال
آیه : ۲۹
#۱۲۲۷
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد؛ (روشن‌بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت؛) و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می‌زمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!
سوره : يونس
آیه : ۶۲
#۱۴۶۰
أَلَآ إِنَّ أَوْلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند!
سوره : يونس
آیه : ۶۳
#۱۴۶۱
ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ يَتَّقُونَ
همانها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می‌کردند.
سوره : الكهف
آیه : ۳۰
#۲۲۰۲
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
مسلّماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد!
سوره : العنكبوت
آیه : ۴۵
#۳۴۱۴
ٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنْهَىٰ عَنِ ٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ ٱللَّهِ أَكْبَرُ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی‌دارد، و یاد خدا بزرگتر است؛ و خداوند می‌داند شما چه کارهایی انجام می‌دهید!
سوره : الطلاق
آیه : ۲
#۵۲۴۰
فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًا
و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شایسته‌ای نگه دارید یا بطرز شایسته‌ای از آنان جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید؛ این چیزی است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،
سوره : الطلاق
آیه : ۳
#۲۴
وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمْرِهِۦ قَدْ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْرًا
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!
سوره : الطلاق
آیه : ۴
#۵۲۴۱
وَٱلَّٰٓـِٔى يَئِسْنَ مِنَ ٱلْمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمْ إِنِ ٱرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشْهُرٍ وَٱلَّٰٓـِٔى لَمْ يَحِضْنَ وَأُو۟لَٰتُ ٱلْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مِنْ أَمْرِهِۦ يُسْرًا
و از زنانتان، آنان که از عادت ماهانه مأیوسند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) شک کنید، عده آنان سه ماه است، و همچنین آنها که عادت ماهانه ندیده‌اند؛ و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می‌سازد!
سوره : الطلاق
آیه : ۵
#۵۲۴۲
ذَٰلِكَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيْكُمْ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَٔاتِهِۦ وَيُعْظِمْ لَهُۥٓ أَجْرًا
این فرمان خداست که بر شما نازل کرده؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد و پاداش او را بزرگ می‌دارد!
سوره : البقرة
آیه : ۱۸۳
#۲۳۴
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.
سوره : العصر
آیه : ۲
#۶۱۹۵
إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَفِى خُسْرٍ
که انسانها همه در زیانند؛

حقیقت قبولی اعمال و جایگاه محوری تقوا در رشد ایمان

⚖️ دو مسئله در عبادات: ثواب و مسئله‌ای مهم‌تر

🎯 ناکافی بودن پاداش و افق بالاتر عبادات

🔍 تفاوت صحت ظاهری عمل با حقیقت قبولی

🛡️ تقوا؛ تنها شرط پذیرش اعمال

🏹 کیاست مؤمن و اولویت اهتمام به قبولی عمل

🌳 ثمرهٔ قبولی عمل: تقرب الهی و کمال اخلاقی

⚔️ حقیقت تقوا و ضرورت مراقبهٔ مستمر

🤲 چرایی بی‌بهره ماندن از عبادات و لزوم مراقبه قبل و بعد از نماز

🌟 آثار و برکات تقوا در آیات و روایات

 

متن

قبولی عمل و نقش تقوا در رشد ایمان

خطبه و مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا أبی‌القاسم المصطفی محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد

و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین

سیما بقیة الله فی الأرضین

و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین

دو مسئله در عبادات: ثواب و مسئله‌ای مهم‌تر

در عباداتی که مجموعاً انسان انجام می‌دهد، دو مسئله مطرح است:

یک مسئله، ثواب آن اعمالی است که آدم انجام می‌دهد، که برای هرکدام از اعمال خیر، ثواب و اجری نوشته‌اند. این، خب واضح و بدیهی است.

علت این‌که اجر و ثواب هم گذاشته‌اند، یکی از جهاتش همین است که انسان بالاخره درش انگیزه ایجاد بشود نسبت به انجام عمل؛ چون انسان‌ها طوری‌اند که نوعاً کاری را بدون مزد و بدون نتیجه و اثر انجام نمی‌دهند.

اگر صرفاً به ما می‌گفتند که این نماز را بخوانید و هیچ مزد و ثوابی هم در کار نیست، هیچ مسئلهٔ دیگری در کار نیست غیر از این‌که خود همین نماز خوانده بشود، والسلام؛ خب شاید دیگر کسی در میدان نمی‌ماند. در میدان عمل کسی باقی نمی‌ماند. خب مزد و ثواب و اجر از این جهت هست، بله.

ناکافی بودن پاداش و افق بالاتر عبادات

اما این همهٔ مسئله نیست؛ یعنی این نماز، این روزه، این‌همه عبادات، انواع و اقسام عبادات، فقط بحث مزد و ثواب و اجر مطرح نیست که ما انجام می‌دهیم که مزد ببریم، ثواب ببریم؛ نماز می‌خوانیم که این‌قدر مثلاً به ما پاداش بدهند. این پاداش‌ها، پاداش آخرت است، خانهٔ آخرت را آباد می‌کند. این همهٔ مسئله نیست؛ شاید هدف بلندی به حساب نیاید.

مسئلهٔ دیگری نسبت به همهٔ عبادات مطرح است که در قرآن کریم هم مطرح شده، در روایات هم مطرح شده. آن مسئله، مسئلهٔ مهمی است که ما باید به آن توجه کنیم.

اگر به آن مسئله توجه نشود، ممکن است یک عمر ذهن و فکر آدم در عبادات دنبال همین اجر و ثواب و مزد برود، اما دنبال یک مسئلهٔ مهم‌تر نرود.

مسئلهٔ دیگری در عبادات قرار داده شده؛ هرکدام از عبادات را که می‌بینیم، آثار خاص خودشان را هم دارند. مثلاً در مورد نماز خدای متعال می‌فرماید: «تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»، در مورد روزه می‌فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».

یک ویژگی‌های خاصی هم خود عبادات دارند. یک اثر مهم و بلندی هم برای عبادات گذاشته شده؛ آن هم رشد ایمان انسان است. این مسئله خیلی مهم است.

تفاوت صحت ظاهری عمل با حقیقت قبولی

حالا در قرآن کریم وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم غیر از—در روایات هم هست، هر دو یکی‌اند—غیر از این‌که یک دسته مثلاً از روایات یا آیاتی عمل خیری را بیان می‌کنند و بعد به تفصیل یا به هر حالت دیگری یک‌سری مزد و ثواب برایش قرار می‌دهند، یک مسئلهٔ دیگری هم مطرح کرده‌اند؛ و آن مسئله، مسئلهٔ قبول شدن عمل انسان است؛ قبول شدن، مقبول واقع شدن. این دیگر یک مسئلهٔ خاصی است؛ به صرف انجام عمل درست نمی‌شود.

ما اینجا دو مسئله پیدا می‌کنیم: یکی این‌که مثلاً نمازمان، عباداتمان، انجام بشود طبق همان قاعده‌ای که گفته‌اند؛ این نمازمان طبق آنچه که در رسالهٔ توضیح‌المسائل گفته‌اند درست باشد، روزه‌مان درست باشد، خمس‌مان درست باشد؛ همهٔ این‌ها باید درست باشد طبق آن چیزی که در رساله هست. وقتی این‌ها درست طبق رساله انجام شد، نهایتش به انسان چه داده می‌شود؟ مزد و ثواب و اجری که خدای متعال می‌دهد؛ خب از گردن انسان هم این واجب ساقط می‌شود.

اما این، همهٔ مسئله نیست؛ یعنی اینجا بنا نبوده صرفاً کاسبی راه بیفتد که آقا، ما یک عبادتی انجام بدهیم، یک مزدی هم بگیریم و برویم دنبال کارمان؛ دوباره یک عبادتی انجام بدهیم، مزدی بگیریم، برویم دنبال کارمان. اصلاً وقتی یک مقدار عبادات را که نگاه می‌کنیم، فراتر از این، انگار خدای متعال هدفی داشته.

همین نماز را که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در پنج وعده از مهم‌ترین اوقات انسان، اوقات شبانه‌روز، خدا مکلف کرده آدم باید بلند بشود نماز بخواند. بلند بشود نماز بخواند که من مثلاً این‌قدر ثواب ببرم؟ صبح زود بلند بشوم نماز بخوانم، این‌قدر ثواب ببرم؟ ظهر دست از کار بکشم، نماز بخوانم، این‌قدر ثواب ببرم؟ عصر این‌قدر ثواب ببرم؟ روزه، یک ماه از سال خدا واجب کرده، این‌قدر ثواب ببرم؟ خمس را واجب کرده، یک بخشی از مالم را بدهم، باید بدهم، این‌قدر ثواب ببرم؟ خب این شاید یک مسئلهٔ پایین‌تری باشد.

تقوا؛ شرط پذیرش اعمال

اما مسئلهٔ بالاتر، آن مسئله‌ای است که به‌طور خاص بعضی جاها اشاره شده، و آن مسئلهٔ قبول شدن اعمال انسان است، یا تعبیرهای دیگری که به کار می‌رود.

این مسئلهٔ قبول شدن خب شرط دارد. صحیح بودن عمل همان است که مطابق با رساله باشد. این مقدار که باشد، آدم اجر و مزدش را می‌برد: «إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا». هر کسی کار خیری انجام داد، کار درستی انجام داد، ما اجرش را ضایع نمی‌کنیم.

اما یک مسئلهٔ دیگر در قرآن کریم مطرح شده، شرط گذاشته؛ شرط خاصی است و آن همین مسئلهٔ قبول است. می‌بینیم وقتی خدای متعال به این مسئله می‌رسد، اینجا شرط می‌گذارد، می‌فرماید: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ». اعمال یک چیز دیگری درشان مطرح است و آن، قبول شدن عمل است؛ همینی هم که با آن آشنا هستید. همه به هم می‌گوییم: «ان‌شاءالله نماز قبول باشد.» زیارت می‌آیید، می‌گوییم: «قبول باشد ان‌شاءالله.» عید: «روزه‌تان قبول باشد.» قبول باشد.

خب این قبول شدن را خدا در قرآن کریم صریح بیان می‌کند که یک شرط دارد؛ اگر باشد قطعاً قبول است، اگر هم نباشد قطعاً قبول نیست و لاغیر.

شرطش چیست؟ «مِنَ الْمُتَّقِينَ». وصف، مشعر به علیت است دیگر. خدا اعمال را از متقین قبول می‌کند لِتقواهم؛ به‌خاطر همین تقوایشان، همین صفت و ویژگی‌ای که این‌ها به آن متصف شده‌اند، به متقین بودن. چون تقوا دارند، خدا ازشان قبول می‌کند.

«إِنَّمَا»، فقط هم همین است؛ غیر از این هم نیست. اگر تقوا باشد، آدم عملش قبول می‌شود، بی‌بروبرگرد. حالا ادامه‌اش، عاقبت‌به‌خیری هم یک مسئلهٔ دیگری است. اما اگر تقوا نباشد، همین عمل، مقبولِ درگاه الهی واقع نمی‌شود. این یک مسئلهٔ مهم است.

خب در این داستانی که خدای متعال از پسران آدم نقل می‌کند، ذیل همین داستان اینجا می‌آورد. آن‌ها مکلف شدند به یک قربانی؛ از یکی خدای متعال قبول کرد، از یکی قبول نکرد. آن چرا قبول شد؟ چون تقوا داشت. آن چرا قبول نشد؟ چون تقوا نداشت.

حالا ما هم همین است؛ نمازهایی که می‌خوانیم قطعاً منوط به این شرط است. اگر من تقوا دارم، مقبول است؛ و الا اگر نداشته باشم، قطعاً مقبول نیست.

کیاست مؤمن و اهتمام به قبولی عمل

خب مسئلهٔ قبول یک مسئلهٔ خاصی شد اینجا که این شرط را دارد، مال همه هم نیست. صرف انجام عملِ مطابق با رساله آدم را به این درجه نمی‌رساند. مزد به انسان می‌دهند، اما این مزدها و اجرها و این بنایی که آدم برای آخرتش می‌سازد، ممکن است کارخرابی پیش بیاید، بزند همه‌چیز خراب بشود. آن چیزی که ما باید دنبالش باشیم، دنبال قبول عمل باید باشیم.

فرمودند: دنبال قبول باشید؛ اعمال را انجام بدهید، مواظب باشید، اهتمام‌تان به اصل قبول عمل باشد: «كُنْ بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَى أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْكَ بِالْعَمَلِ».

بیش از آنی که اهتمام داشته باشی به اعمال صالح، بیش از آن و پیش از آن و قبل از آن دنبال این باش که چه‌کار کنم حالا این عملی که دارم زحمت می‌کشم، نماز می‌خوانم، مسجد می‌آیم، اول وقت می‌خوانم، روزه می‌گیرم، نماز شب می‌خوانم، قرآن می‌خوانم، این‌همه زحمت می‌کشم، مشهد زیارت می‌روم، قبول بشود.

اینکه مؤمن می‌گویند زرنگ است، کیاست دارد. یکی از وجوه کیاستش هم همین است که دنبال این است که با یک تیر دو نشان بزند: یکی اجر و مزد ببرد، یکی هم قبول بشود.

خب این خسارت است برای ما، و خدا در قرآن کریم خسارت دانسته که آدم در این جایگاهِ تقوا و عمل صالح به این شکل قرار نگرفته باشد. «لَفِي خُسْرٍ» می‌شوند؛ وقتی عمل به مرحلهٔ قبول نرسد، انسان در آن منطقهٔ خسارت و خسران قرار دارد. یعنی چه می‌سازد؟ در روایت فرمودند: خب عمل صالح انجام بده، ولی مواظب باش با معصیت خراب نشود؛ با معصیت خرابش نکن.

عمل کنید؛ فرمودند عمل کنید، ولی مواظب باشید این بنایی که با عمل می‌سازید، خب مواظب باشید با خلاف تقوا، با معصیت، با تین چیزها خراب نشود.

مسئلهٔ قبول خیلی مسئلهٔ مهمی است. ما صرف این‌که مزد‌مان را بدهند، اجرمان را بدهند، خب یک مرحله است، اما همهٔ هدف نبوده [بلکه] برای این‌که به این نقطه برسد.

ثمرهٔ قبولی عمل: تقرب الهی و کمال اخلاقی

این نقطه کدام نقطه است؟ همان نقطه است که آن آثار خاصی که خدای متعال از این عمل می‌خواهد، بر آن بار می‌شود. به یک نقطه‌ای می‌رسد که این آثار بار می‌شود. یکی از آثاری که بر همهٔ اعمال خواستند بار بشود و در انسان ظهور و تجلی پیدا بکند، رشد ایمان انسان است؛ که خیلی مهم است، اصلی‌ترین مسئله است.

که انسان همین‌طور که مشغول زندگی است و عمرش سپری می‌شود و مشغول این عبادات است، ایمانش رشد کند. یعنی وقتی نگاه می‌کند به گذشته‌اش و الانش، الان ایمانش به آنچه که خدا خواسته، ایمان به آن چیزها، بیشتر شده باشد؛ مخصوصاً به ذات وجود مقدس پروردگار متعال. این ایمان و باور در انسان افزایش پیدا کرده باشد.

وقتی آثار رشد ایمان را فرمودند، در عمل و رفتار و گفتار آدم خودش را نشان می‌دهد. آن کسی که ایمانش رشد می‌کند، این ایمان مثل یک درختی است که وقتی خوب رشد بکند، تناور بشود و ثمرده بشود، ثمره‌اش همهٔ این صفات خوب است. صفات بد هم در انسان خشک می‌شود.

هرچه ایمان رشد بکند، صفات بد و مذموم در انسان ضعیف می‌شود، صفات خوب در انسان، صفات کمال، مکارم اخلاق در انسان رشد می‌کند؛ چون انسان باورش و ایمانش به منبع همهٔ این صفاتِ خوب بالا می‌رود، تقرب پیدا می‌کند.

نتیجهٔ قبول عمل، تقرب است، قرب الهی است. این قرب، قرب مادی که نیست؛ قرب معنوی است. یعنی خدای متعال منبع و مبدأ همهٔ صفات خوب است، کمالات است؛ انسان تقرب پیدا می‌کند به این منبع. هرچه جلوتر می‌رود، با این اعمالش، با این عباداتش، اخلاقش درست‌تر بشود، کامل‌تر بشود، آن اخلاق بد در انسان خشک بشود، از بین برود. این آن مسئلهٔ مهمی است که در ایمان مطرح است، در عبادات مطرح است.

«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»؛ این نماز این قابلیت را دارد، این قدرت را دارد، این‌قدر زور دارد، می‌تواند جلوی فحشا و منکر را بگیرد. اما یک وقت شرایط و آن فاعلیت و آن زمینه و اقتضا در ما نیست؛ این نمازمان آن نمازی نشده که بتواند این اثر را بگذارد.

ما در روایات یک‌سری معانی و مفاهیمی داریم -و در آیات، فرق نمی‌کند- که این‌ها در یک مرحله‌ای آن آثار بزرگ بر آن بار است، نه در کفِ آن. مثل ایمان؛ یک کفی از ایمان داریم که هر کسی مؤمن و شیعهٔ امیرالمؤمنین و اولاد معصومینش باشد و آنچه را که آن‌ها گفته‌اند باور داشته باشد، می‌شود مؤمن. اما این کف ایمان است؛ این هنوز آن نقطهٔ مطلوب نیست، باید بیاید بالاتر. برسد به آنجا که می‌گویند: «المؤمن فلان، المؤمن فلان»؛ مؤمن این صفت خوب را دارد، مؤمن آن صفت خوب را دارد. برسد به یک نقطه‌ای در ایمان که این صفات خوب درش ظهور و تجلی پیدا بکند، خودش را نشان بدهد.

مسئلهٔ قبول عمل هم همین است. ثواب یک چیز است، قبول عمل یک چیز دیگر. برسد به قبول؛ وقتی مقبول درگاه الهی واقع می‌شود، یعنی این عمل اسباب قرب انسان به خدای متعال است. این عمل دیگر آن آثار بر آن بار است.

من، ایمانم که رشد کرده، یواش‌یواش دارم از آن اخلاق بدم، از آن تندی‌ها، از آن بداخلاقی‌ها، از آن کم‌صبری‌ها، از آن لجاجت‌ها، از آن تکبرها فاصله می‌گیرم. بزرگان دین ما بر اساس همین، ریشهٔ اصلاح همهٔ انسان‌ها را در همین می‌دیدند.

یکی‌یکی صفات خوب را نمی‌شود به زحمت رویش کار کرد؛ باید روی همه‌اش کار کرد، ولی آن چیزی که آن زمینهٔ اصلی را فراهم می‌کند که این بذر درش خوب رشد کند، آن زمینهٔ وجودی انسان است که متصف شده باشد به تقوا.

حقیقت تقوا و ضرورت مراقبهٔ مستمر

«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»؛ آن‌ها به‌خاطر مراقبتی که از خودشان دارند، سپری جلوی خودشان گرفته‌اند که مبادا مخالفت فرمان خدا را بکنند. متقین از وقایه می‌آید؛ سپری در مقابل خودش نگه داشته که تیر مخالفت فرمان خدا بهش نخورد. به این نحو است. از دل این، انسان رشد می‌کند.

با همین مراقبت به تقوا؛ مراقبت به اصل تقوا، بعد مسئلهٔ دوم، استمرار تقوا: «كَانُوا يَتَّقُونَ»؛ «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ»؛ «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ». اولیای خدا این خوف و حزنی که بقیه به آن مبتلا می‌شوند، آن صفت خوف و حزن را ندارند. چه کسانی؟ «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ». استمرار دارد این مسئله درشان؛ نه یک هفته و دو هفته و یک ماه و دو ماه. این استمرار، می‌شود متقی؛ به این می‌گویند متقی، نه به یک روز و دو روز.

اینی که می‌شود متقی، حالا قبول می‌شوند. این یعنی چه؟ یعنی همین؛ یعنی در یک جایگاه و نقطه‌ای قرار می‌گیرد که این عمل درش اثر دارد.

نه[مثل کسانی که] نمازهای حالایش مثل ده سال پیش است، اصلاً خودش[هم] مثل ده سال پیش است، اگر بدتر نشده باشد!

نه؛ بعضی‌ها، معدودی، بهتر می‌شوند، رشد می‌کنند؛ خیلی‌ها عقب‌گرد می‌کنند یا توقف می‌کنند، چون عبادت آنی که خدا می‌خواسته نبوده.

چه شده؟ با این‌که نماز می‌خوانده، نمازش هم صحیح بوده، مطابق رساله بوده؛ خب چرا به آن نقطه نرسیده؟ چون کنارش گاهی ترک واجبی، فعل حرامی، گاهی بالاخره کم یا بیش در این امتحاناتی که پیش می‌آمد، از آدم صادر می‌شود خدای نکرده.

لذا این است که توصیه می‌کنند، تأکید می‌کنند روی مراقبت. این نفس مثل یک متهمی می‌ماند، مثل یک مجرمی می‌ماند که مراقبت می‌خواهد. اگر رها بشود، به حال خودش واگذار بشود، خیلی زود می‌گزد انسان را، به انسان آسیب می‌زند. این مراقبت می‌خواهد که در هرچه از امتحانات که پیش می‌آید، مبتلا نشود به خلاف فرمان خدا. این مراقبت که باشد، این است که می‌شود باتقوا؛ حالا عملش آن نتیجه را می‌دهد.

حالا نماز که می‌خواند، مسجد که می‌رود، اول وقتی که بهش مقید است، زیارت که می‌خواند، قرآن که می‌خواند، دعایی که می‌خواند، نتیجه می‌دهد.

چرایی بی‌بهره ماندن از عبادات و لزوم مراقبه قبل و بعد از نماز

چرا اکثر امثال ما، امثال بنده، در یک شرایطی هستیم که از ایمانمان خیلی بهره‌ای نمی‌بریم، از عباداتمان هم بهره‌ای نمی‌بریم؟

عبادات تکلّفی است گردن ما؛ واجب است دیگر، باید انجام داد، ندهیم جهنم می‌رویم، گرفتار می‌شویم؛ در این فضا سیر می‌کنیم.

اما رشد که یک مسئلهٔ اصل بوده در عبادات، که انسان را رشد بدهد. روزه یک قسمتی از کار را به عهده دارد، نماز یک قسمتی از کار را به عهده دارد، هرکدام از این واجبات یک قسمتی از کار را به عهده دارند که انسان را برسانند به یک انسان درست و کاملی که آن آثار ایمان درست درش ظهور پیدا بکند. چرا نمی‌رسد؟ چون اینجاست؛ نقطهٔ اصلی‌اش اینجاست.

من که می‌خواهم مسجد بروم، من که می‌خواهم نماز بخوانم، قبل نمازم را باید مواظب باشم، بعد نمازم را باید مواظب باشم تا از ثمره‌اش داخل نماز استفاده کنم. من اگر قبل نماز و بعد نماز رها باشم، در نمازم نباید انتظار داشته باشم که حضور قلب داشته باشم. از نمازم هم نباید انتظار داشته باشم که من را رشد بدهد، پرواز بدهد، ببرد بالا؛ همان پایین که بودم، می‌مانم!

در نمازم همه‌جا هستم الا نماز! چرا؟ چون قبل نماز، بعد نماز آن مراقبت‌ها نیست، گاهی کم یا زیاد. این باعث می‌شود ایمان انسان آسیب ببیند؛ ایمان که آسیب می‌بیند، چیزی نمی‌ماند برای نماز ما، توجهی نمی‌ماند، حضور قلبی نمی‌ماند در نماز؛ آن بهره‌ای که باید ببرد، نمی‌برد.

از وجوه کیاست مؤمن همین است که مؤمن با یک تیر دو نشان می‌زند در این مسئله: هم ثوابش را می‌برد، هم کاری می‌کند عملش مقبول بشود در درگاه الهی؛ یعنی تأثیر اصلی و مهم داشته باشد در رشد ایمان و باور انسان به خدا، که این باعث تقرب انسان به خداست. تقرب انسان هم به خدا، انسان را خدایی می‌کند. صفات کمال الهی در حد قابلیت انسان در انسان تجلی پیدا می‌کند، صفات شیطانی از انسان دور می‌شود. این، نسخهٔ شفابخشی است که خدای متعال داده.

آثار و برکات تقوا در آیات و روایات

لذا مسئلهٔ تقوا به‌خاطر همین است که این‌قدر در قرآن تأکید شده. یک جایگاه ممتاز و خاصی دارد که هیچ‌چیزی این جایگاه را ندارد.

در قرآن کریم همین‌طور است؛ این‌همه آیات که به نحوی مسئلهٔ تقوا را پیش کشیده، خدای متعال با چه آثاری، با چه برکاتی، با چه نشانه هایی[از تقوا حرف میزند] همان چیزهایی که ما دنبالش هستیم، در آیات و روایات که نگاه می‌کنیم، همه‌اش جمع شده در این کلمه، همه‌اش جمع شده در این کلمه.

روزیِ مادی و معنوی بخواهی، «مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» بخواهی، به در بسته می‌خوریم دوست داریم باز بشود، گره کور می‌افتد در کارمان دلمان می‌خواهد باز بشود، کارمان سخت می‌شود:

«مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛

«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا»؛

«يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا»؛

«مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا».

کار سخت بقیه را، آنچه که برای بقیه سخت می‌نمود، سهل می‌کند. همین را امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرمود: در تراکم امواجِ متراکمِ سختی‌ها و مشکلات، کسی که شروع می‌کند به رعایت و ادامهٔ تقوا، برایش سهل می‌شود: «أَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعَابَ بَعْدَ تَرَاكُمِهَا»، و امثال ذلک.

این‌ها تجلی... ما بصیرت می‌خواهیم: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا». شما این شرط را داشته باشید، با خودتان هم نیست؛ با من است که به شما بصیرت بدهم، من به شما می‌دهم. من می‌دهم؛ شما یک قدم بیا جلو، بقیه‌اش با من: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ». آن «جعل»، کار خدای متعال است.

من هرچه به این در و آن در بزنم، از راه‌های دیگری بروم، بخواهم بصیرت پیدا کنم، نمی‌رسم بهش. راهش چیست؟ می‌فرماید شما این را مواظب باش، روی خطوط قرمز الهی محکم باش، خدا نجاتت می‌دهد.

«يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»، امیرالمؤمنین فرمود: «مِنَ الْفِتَنِ». در فتنه‌ها باید آدم سالم بیرون بیاید؛ شرطش؟ همین تقواست.

«وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ»؛ کسی که تقوا داشته باشد، خدا در ظلمت‌هایی که بقیه مبتلا می‌شوند به گرفتاری و آن ظلمت، نمی‌تواند تشخیص بدهد: من الان در این دوراهی این‌ور بروم یا از این‌ور بروم؟ چه‌جوری بروم؟ چطور حرکت کنم؟ «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ». یک چنین خاصیت‌هایی را خدا بهش می‌دهد.

یک مسئله است؛ اصل و اساس اینجاست، قبول عمل اینجاست، آثاری که بر عمل بار است، بر این متوقف و مشروط است تا انسان ان‌شاءالله بتواند به آن نقطهٔ مطلوب، به آن چیزی که رضای خدای متعال درش هست [برسد]. امیرالمؤمنین فرمود: خدا «جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ»؛ خدای متعال این تقوا را نهایت رضایت خودش قرار داده. این است؛ این باشد، خدا راضی است. این نباشد، هرچه هم عمل زیاد باشد، نه.

لذا فرمود: کُونوا یا کُن «بِقَبُولِ الْعَمَلِ» یا «بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَى أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْكَ بِالْعَمَلِ». اهتمام بیشتر داشته باش ببین چه‌کار کنم عملم قبول بشود، تا اصل این‌که ببینم امشب چندتا عمل انجام بدهم، فرداشب چندتا عمل انجام بدهم. این‌ها خوب است، به شرطی که انسان بیش از این‌ها دنبال آن هم باشد؛ آن وقت از این اعمالش آن اثر مهم‌تری که خدای متعال خواسته، بار می‌شود.

ان‌شاءالله خدای متعال به همه توفیق مرحمت کند، به همهٔ ما توفیق مرحمت کند، کمک کند که در راه بندگی خودش و در راه تحصیل تقوا و قبول عمل، ان‌شاءالله موفق باشیم.

دعای پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد، صل علی محمد و آل محمد، پروردگارا، توفیق عبادت، بندگی، ترک معصیت به ما عنایت بفرما.

ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده.

در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

در صراط مستقیم بمیران.

اموات، گذشتگان، حق‌داران، علما، شهدا، پدران، مادران، روح مطهر حضرت امام، روح مطهر امام شهید، غریق رحمت بفرما.

خدمتگزاران به اسلام، مخصوصاً مقام معظم رهبری، محافظت بفرما.

امر فرج امام عصر تعجیل بفرما.

ما را از بهترین اعوان و انصار ایشان قرار بده.

بالنبی و آله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. فراتر از ثواب و پاداش؛ هدف اصلی عبادات

در عبادات فقط بحث مزد و ثواب مطرح نیست که انسان صرفاً برای ثواب عبادت کند یا نماز بخواند تا در آخرت پاداش بگیرد. این پاداش‌ها خانهٔ آخرت را آباد می‌کند، اما همهٔ مسئله این نیست و شاید هدف بلندی به حساب نیاید. مسئلهٔ مهم‌تری در عبادات مطرح است که در قرآن کریم و روایات نیز بیان شده و باید به آن توجه ویژه داشت. اگر به این حقیقت توجه نشود، ممکن است یک عمر ذهن و فکر انسان در عبادات فقط دنبال اجر و مزد باشد و از مقصود اصلی غافل بماند. هرکدام از عبادات آثار و ویژگی‌های خاصی دارند، اما اثر بلند و بنیادین عبادات، رشد ایمان انسان است.

---

۲. تفاوت صحت ظاهری عمل با حقیقت قبولی

صحیح بودن عمل این است که مطابق دستورات و احکام رساله باشد. اگر عمل این‌گونه انجام شد، تکلیف از گردن انسان ساقط می‌شود و خدای متعال اجر و ثواب آن را نیز عطا می‌کند؛ همان‌طور که می‌فرماید: «إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا». اما همهٔ مسئله این نیست و قرار نبوده صرفاً رابطه‌ای کاسب‌کارانه باشد که عملی انجام شود و مزدی گرفته شود. مسئلهٔ بسیار بالاتری وجود دارد که در قرآن و روایات مطرح است و آن، حقیقت «قبول شدن عمل» است. قبولی عمل با صرفِ انجام ظاهری آن محقق نمی‌شود، بلکه شرایط و ضوابط خاصی دارد.

---

۳. تقوا؛ تنها شرط پذیرش اعمال در درگاه الهی

خداوند در قرآن کریم دربارهٔ قبولی اعمال شرطی صریح قرار داده و می‌فرماید: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ». اعمال ویژگی مهم دیگری دارند که همان مقبول درگاه الهی واقع شدن است. خداوند صریحاً بیان می‌کند که قبولی عمل فقط یک شرط دارد؛ اگر تقوا باشد، عمل قطعاً و بدون تردید قبول می‌شود و اگر تقوا نباشد، عمل در درگاه الهی مقبول واقع نخواهد شد. کلمهٔ «إِنَّمَا» انحصار را می‌رساند؛ یعنی پذیرش عمل تنها و تنها از اهل تقوا و به‌خاطر وصف تقوای آنان است. اگر انسان تقوا داشته باشد، عملش پذیرفته است و اگر نداشته باشد، قطعاً مقبول نیست.

---

۴. کیاست مؤمن؛ اهتمام به قبولی بیش از کثرت عمل

مؤمن زیرک و اهل کیاست است و یکی از وجوه کیاست او این است که با یک تیر دو نشان می‌زند؛ یعنی هم به دنبال پاداش است و هم کاری می‌کند که عملش قبول شود. بزرگان فرموده‌اند: «کُن بِالعَمَلِ بِالتَّقوَی أَشَدَّ اهتِمَاماً مِنکَ بِالعَمَلِ»؛ یعنی بیش و پیش از آنکه به انجام خود اعمال صالح توجه داشته باشی، اهتمام خود را بر اصل قبولی عمل متمرکز کن. این‌که انسان زحمت بکشد، نماز بخواند، روزه بگیرد و به زیارت برود، ولی این اعمال به مرحلهٔ قبولی نرسد، مصداق خسران است. انسان باید بسیار مراقبت کند تا بنایی را که با عمل صالح می‌سازد، با معصیت و خلافِ تقوا ویران نسازد.

---

۵. نشانهٔ ایمان راستین؛ رشد مکارم اخلاق و زوال رذایل

نتیجهٔ قبولی عمل، تقرب و قرب معنوی به درگاه الهی است. رشد ایمان انسان باید در رفتار، کردار و گفتار او نمایان شود. ایمانی که در حال بالندگی است مانند درختی تناور و پرثمر است که میوهٔ آن، ظهور صفات کمالیه و مکارم اخلاق در وجود انسان است. از سویی دیگر، با رشد ایمان، رذایل اخلاقی نظیر تندخویی، کم‌صبری، لجاجت و تکبر رو به زوال می‌رود. بزرگان دین ریشهٔ اصلاح همهٔ انسان‌ها را در همین می‌‌دیدند؛ زمینهٔ وجودی انسان باید با گوهر تقوا آراسته گردد تا فضایل اخلاقی در جان او جوانه زده و صفات ناپسند بخشکد.

---

۶. حقیقت تقوا؛ سپر مراقبت در برابر گناه

خداوند می‌فرماید: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ». واژهٔ تقوا از «وقایه» به معنای سپر گرفته شده است. متقین کسانی هستند که به سبب مراقبت مستمر از خویش، سپری در برابر تیرهای وسوسه و معصیت قرار داده‌اند تا مبادا مرتکب مخالفت با فرمان خداوند شوند. رشد و تعالی واقعی انسان از دل همین مراقبت به بار می‌نشیند. علاوه بر اصل تقوا، استمرار آن نیز شرط است؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ». متقی کسی است که این مراقبت را تداوم بخشد، نه آن‌که تنها چند روز یا چند هفته مراقب باشد و سپس آن را رها سازد.

---

۷. ضرورت مراقبت از نفس در فراز و نشیب امتحانات

نفس آدمی مانند متهم و مجرمی است که نیاز به مراقبت همیشگی دارد. اگر نفس به حال خود رها شود، طولی نمی‌کشد که به انسان آسیب می‌زند و او را به گناه می‌کشاند. برای دستیابی به گوهر تقوا باید نفس را مدام پایید تا در کوران ابتلائات و امتحانات روزگار، خلاف فرمان الهی از انسان سر نزند. اگر این مراقبت وجود داشته باشد، عبادات و اعمال به بار می‌نشینند؛ آن‌گاه است که نماز اول وقت، حضور در مسجد، قرائت قرآن و ادعیه ثمر می‌دهند و ایمان آدمی را رشد می‌بخشند. بدون این مراقبه، اعمال صرفاً تکلیفی سنگین و بی‌ثمر بر دوش خواهند بود.

---

۸. راز حضور قلب؛ پیوند مراقبهٔ قبل و بعد با حقیقت نماز

اگر انسان در عبادات رشد نکند، به این دلیل است که قبل و بعد از عمل مراقب اعمال خویش نبوده است. کسی که می‌خواهد نماز بخواند، باید قبل از نماز و بعد از آن اهل مراقبت باشد تا بتواند از ثمرهٔ آن در هنگام نماز بهره ببرد. اگر مراقبت‌های لازم رعایت نشود، نباید انتظار حضور قلب در نماز را داشت. وقتی انسان در طول روز رها باشد، به هنگام نماز ذهنش در همه‌جا سیر می‌کند مگر در حقیقت نماز؛ چرا که بی‌توجهی قبل و بعد از نماز، به گوهر ایمان ضربه می‌زند و با آسیب دیدن ایمان، دیگر حضور قلبی برای راز و نیاز باقی نخواهد ماند.

---

۹. برکات و گشایش‌های شگفت‌انگیز تقوا در قرآن

مسئلهٔ تقوا جایگاه بسیار ممتازی در قرآن دارد و منشأ برکات بی‌شماری است. خداوند می‌فرماید: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» و «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا». تقوا درهای بسته را می‌گشاید، کارها و گره‌های سخت را آسان می‌سازد و روزی مادی و معنوی را از جایی که گمان نمی‌رود می‌رساند. به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، کسی که بر مسیر تقوا پایداری کند، در تراکم امواج مشکلات و سختی‌ها، دشواری‌ها برایش هموار می‌گردد: «أَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعَابَ بَعْدَ تَرَاكُمِهَا».

---

۱۰. بصیرت و نجات از فتنه‌ها در پرتو تقوای الهی

خداوند می‌فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»؛ یعنی شما شرط تقوا را رعایت کنید، اعطای بصیرت و نیروی تشخیص حق از باطل با خداوند است. با راه‌های دیگر نمی‌توان به حقیقت بصیرت رسید، مگر آن‌که انسان بر خطوط قرمز الهی ایستادگی کند. امیرالمؤمنین علی (ع) در ذیل آیه فرمودند: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ». انسان با تقوا در فتنه‌ها سالم می‌ماند و در تاریکی‌ها و دوراهی‌های دشوار زندگی که دیگران دچار سردرگمی می‌شوند، خداوند نوری برای تشخیص مسیر به او عنایت می‌‌فرماید.