رأس العقل: ایمان به خدا و تحبّب به مردم
صوت کامل سخنرانی
1397/10/25
پست
  • 🧠 «سرِ عقل» در روایات و جایگاه آن

  • 🕋 ایمان به خدا؛ اولین رکن عقلانیت

  • 🤝 اظهار محبت و دوستی با مردم (تحبب)

  • 👥 تقسیم‌بندی انسان‌ها: مؤمن و جاهل

  • 🕊️ نحوه برخورد با مؤمنین

  • 🛡️ نحوه برخورد با رفتار جاهلانه

  • 💎 حلم و رفتار والای صحابه (ماجرای سلمان فارسی)

  •  

رأس العقل: ایمان به خدا و تحبّب به مردم

  • 🧠 «سرِ عقل» در روایات و جایگاه آن

  • 🕋 ایمان به خدا؛ اولین رکن عقلانیت

  • 🤝 اظهار محبت و دوستی با مردم (تحبب)

  • 👥 تقسیم‌بندی انسان‌ها: مؤمن و جاهل

  • 🕊️ نحوه برخورد با مؤمنین

  • 🛡️ نحوه برخورد با رفتار جاهلانه

  • 💎 حلم و رفتار والای صحابه (ماجرای سلمان فارسی)

  •  

متن

«رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عز و جل، التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ.»

امثال این روایات هست؛ مواردی که تعبیر کرده‌اند به «سرِ عقل». سر وقتی هر جا تو روایات میاد، عضو اصلیه دیگه. بزنی، هیچ عضو دیگه هیچ فایده‌ای نداره. عضوهای دیگه بی‌سر، دوام میاره مثلاً؛ آدم زنده‌ست، سرپاست؛ اما سر بره، دیگه هیچ عضوی سالم هم که باشه به درد نمی‌خوره. لذا صبر رو تو روایات می‌گن، صبر برای ایمانِ انسان مثل سره؛ صبر، این‌قدر جایگاه داره. هیچ چیزی رو نگفتند سر، نسبت به این. یعنی صبر بره، بی‌صبری کنه آدم، در مورد صبر زحمت نکشیده باشه و نکشه و صبرشو بیشتر کنه، ایمان هم می‌پره. هزینهٔ سنگین برای انسان می‌ذاره.

حالا اینجا پیغمبر اکرم در مورد عقل فرمودند. دو تا چیز رو اگر آدم نداشته باشه، سرِ عقلو نداره؛ یعنی دیگه عقل نداره.

ایمان به خدا؛ اولین رکن عقلانیت

یکی ایمان به خدا؛ اگه ایمان نباشه، آدم خدا رو بذاره کنار، عقلش اون عقلی که خدا می‌خواد نیست؛ عقلش عقل حیوانیه. هر چی تو تأمینِ بُعد حیوانیتِ آدمه کار می‌کنه فقط؛ منفعت‌طلب می‌شه فقط. فقط منفعت خودش و لاغیر. اما اگه ایمان به خدا بیاد، پشت‌بند ایمان به خدا، خدا راهکار میده. یه جاهایی منفعت خودِ آدمه، یه جاهایی منفعت بقیه‌ست؛ تنظیمش می‌کنه خدا.

لذا اولین چیزی که عقل رو برای آدم درست می‌کنه، ایمان به خداست.

اظهار محبت و دوستی با مردم (تحبب)

بعدش فرمودند: «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ.» تحبب یعنی چی؟ یعنی اظهار محبت و دوستی به مردم. یعنی جوری باشی که با مردم این‌جوری باشی.

با مردم... حالا مردم از قوم‌وهویش و رفیق و هم‌حجره و این‌ها شروع می‌شه تا هر کسی که آدم به نحوی باهاش مصاحب می‌شه؛ در هر حدی که کنار هم قرار می‌گیرن. دو تا مسجدی‌اند، دو تا معاشرند؛ تو مسیر می‌ری، داری با یکی کنار هم می‌شینی؛ تو کلاس با هم کنار هم می‌شید. آدابی داره اسلام در همین مقداری که آدم با یک کسی هم‌نشین می‌شه. حتی تو یک ماشین می‌ری، بغل‌دستیشه؛ سر کلاس، بغل‌دستیشه؛ سر کار، هم‌کارشه، رفیقشه، هم‌بحثشه، هم‌حجره‌یشه، همسرشه، رفیقشه، هر چی هست. بالاخره اونی که به نحوی با آدم از کم تا زیاد... این‌ها هر کدوم آدابی دارند، مسائلی دارند. حالا ان‌شاءالله یه زمانی در حقوقی که امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند و در روایاتِ امثالِ اون، یه حقوقی رو گفتند که هر کسی که حقی داره به گردن شما، در این حد؛ اونی که بغلت قرار می‌گیره، در این مقدارِ کم حقی داره برای شما.

و این‌ها سرجمعش، سرِ همینه؛ شاید خلاصه می‌شه در «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ». یعنی کاری بکنی که اظهار محبت و دوستی با مردم بکنی. فعلت اینو نشان بده، قولت اینو نشان بده، حرف زدنت، برخوردت. میاد، جا براش باز می‌کنی مثلاً. دو نفر که با هم رفیق‌اند، می‌بینی هوای همو دارند؛ از اون‌جا اشاره می‌کنه: «بیا اینجا، جا برات باز کنم.» خب این مال همه‌ست، نه مال رفیقت، مال همه‌ست. شما مثلاً نشستید تو مجلس، جا دارید؛ حالا یکی هم میاد [داخل]، کافر هم نیستند دیگه، همه الحمدلله مؤمن‌اند. تازه کافرشم دیشب خواندید که امیرالمؤمنین چه‌جوری باهاش معاشرت کرد؛ اون هم کافر!

میاد، آدم جا داره، یه ذره جمع بکنه خودش رو. این حالتی که در انسان هست، این حالتِ خوب، این خیلی مطلوبه به خدا. به تبعش هم حالتِ خوبی و احساسِ خوبی در اون فرد ایجاد می‌کنه؛ این هم مطلوبه به خدا. خدا می‌خواد این‌جور حالت‌ها رو مؤمنین نسبت به هم داشته باشند. جا نداره، جا باز کن. پا شو اصلاً، طوری نیست؛ به جایی برنمی‌خوره، کمرمون نمی‌شکنه. خیلی مسائل دیگه [هست که] به نحوی آدم اظهار بکنه این مسئله رو. این رو فرمودند: «رَأْسُ الْعَقْلِ». اون آدمی که موفقه در این مسئله و خوب بلده چه‌کار بکنه با هر کسی که به نحوی باهاش مرتبط می‌شه، اون مقدار عقلش تکمیل می‌شه.

تقسیم‌بندی انسان‌ها: مؤمن و جاهل

«النَّاسُ رَجُلَانِ: مُؤْمِنٌ وَ جَاهِلٌ؛ فَلَا تُؤْذِ الْمُؤْمِنَ.» آدم‌ها دو دسته‌اند بالاخره؛ آدم‌های تو کوچه که شما پاتو می‌ذاری بیرون، دو دسته بیشتر نیستند: یا آدم‌های خوبی‌اند، مؤمن‌اند، خوب‌اند، مقیدند، مسائلی رو مراعات می‌کنند، باهاشون به مشکل برنمی‌خوری؛ بعضی‌ها هستند نه، باهاشون به مشکل برمی‌خوری بالاخره. مشکل می‌خوری؛ از اینجا که بخوای بری بیرون، تا رانندگی کنی، یا تا بری خریدوفروش بکنی، خب با بعضی آدم‌ها زمینه دارند که با مشکل بهشون برمی‌خوری. با همون مصداقِ بلد بودن که چه‌جوری آدم با مردم برخورد بکنه، دو دسته هستند.

نحوه برخورد با مؤمنین

خب، نسبت به مؤمنین «فَلَا تُؤْذِ الْمُؤْمِنَ»؛ مواظب باش نسبت به اون که کاری بهت نداره، خوبه، آرومه، تو اذیتش نکن. تو خودت اون جاهل و نادانه نباش که اسباب ناراحتی و مشکل و اذیت برای یک کسی درست کنی. داری رانندگی می‌کنی، تو دیگه شیطانِ یکیو بیدار نکن. اون داره راحت از کنارت می‌ره، شما هم برو. یه جایی لازمه یه ذره از حقت بگذری؛ حالا اینجا قانون می‌گه فلان، «طبق قانون او باید صبر می‌کرد من می‌رفتم»، این‌جوری هم نمی‌شه با آدم‌ها زندگی کرد. به هر حال، یه جاهایی باید آدم اونی که کاری بهت نداره، تو هم اسباب اذیتشو فراهم نکن؛ تو اون جاهله نباش خب، تازه شیطانِ اینو بیدار کنی.

نحوه برخورد با رفتار جاهلانه

«وَ لَا تُجَاهِلِ الْجَاهِلَ، فَتَکُونَ مِثْلَهُ.» خب، این مال آدمی بود که مشکل برای آدم درست [نمی‌کرد]. اما اون آدمی که جاهله، یعنی یه بلایی سر آدم میاره، یه مشکلی درست می‌کنه، یه اصطکاکی درست می‌شه، به هر دلیلی بهش می‌گن جاهل: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا.» هر کسی که ایرادی تو اخلاقش، رفتارش، تو برخوردش با مردم و این‌ها هست، در اسلام بهش می‌گن جاهل؛ خلافِ عاقل. جهل داره، یعنی احمقی چیزیه! عقلشو درست به کار نمی‌گیره، مشکل‌سازه تو روابطش با مردم. آدم‌ها دیگه خیلی‌ها برمی‌خورند، این زمینه رو دارند. قرآن کریم دستور داده در مقابل جاهلین، یک کسی که باهاش اصطکاک پیدا شد، حالا به هر دلیل مشکلی پیدا شد، شما باید درست از کنارش رد بشی؛ نه تو با اون درگیر بشی، خودتو سبکش کنی: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا.» یه حرف درستی، خوبی می‌زنند، با یه سلام‌علیکی، با یه لبخندی، با یه چیز ساده‌ای، زود تمومش می‌کنند، جمعش می‌کنند، رد می‌شن می‌رند؛ نه اینکه وایسی باهاش دهن‌به‌دهن بشی، آدم خودشو سبک بکنه.

لذا می‌فرمایند با جاهل مثل خودش نشو، تو هم جاهل نشو در مقابل آدم جاهل. اون از جهلش یه غلطی رو می‌کنه، تو هم نکن مثل اون بشی. اون بددهنی می‌کنه، اون حرف بد می‌زنه، اون تهمت می‌زنه، اون نمی‌دونم چه‌کار می‌کنه، اون دست بلند کرد زد، شما دیگه مثل اون جاهل نشو: «وَ لَا تُجَاهِلِ الْجَاهِلَ»؛ تو خودت در مقابل جاهل، جاهل نشو، «فَتَکُونَ مِثْلَهُ»؛ وگرنه نتیجه‌اش اینه مثل خودِ اون می‌شی دیگه. اون یکی بود، حالا تو هم شدی؛ دوتایی مثل اون نباش. تو عاقل باش، تو خوب رفتار کن، درست رفتار کن. مانعی نداره؛ حلمِ آدم، صبرِ آدمو می‌طلبه که آدم بتونه در مواجهه با جهل مردم، در مواجهه با مردم چه‌کار بکنه. این «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ» یعنی همین، تحبب به الناس. ولی مردم یا مؤمن‌اند یا جاهل؛ یا باهاشون مشکلی نداری، خودت مشکل‌ساز نشو، یا مشکل برات ایجاد می‌کنند، تو مثل اون‌ها نشو. با مردم این تحبب، اظهار محبت و علاقه، همین. جاهایی که حالا چی بشه، کمه، این‌قدرها نیست؛ یه حرفی به آدم می‌زنند، متلکی می‌اندازند، برخوردی می‌کنند. اون سبک‌کاری می‌کنه؛ شما داری حرف می‌زنی، سخنرانی می‌کنی، اون گوش نمی‌ده مثلاً...  باید تمرین کنه حالا از خود، آدم از خودش. فردا می‌ری بالای منبر نشستی، دلت می‌خواد همه توجه کنند؛ یکی داره با بغل‌دستیش حرف می‌زنه، یکی داره به موبایلش هی می‌ره پایین و بالا می‌کنه، یکی داره نمی‌دونم چه‌کار... هر کی یه کار داره می‌کنه بالاخره. حواست نیست، اینجا شیتونِ آدم گل می‌کنه! فشار میاره یه چیزی بگه، یه فشاری، یه حرفی بزنه، یه طعنه‌ای، این‌جوری کنایه‌ای، یه برخورد بدی، یه چیز بدی آدم می‌گه و ارزش کارو از بین می‌بره.

حلم و رفتار والای صحابه (ماجرای سلمان فارسی)

یکی رسید به سلمان فارسی، گفت که: «ریش تو بهتره یا دم سگ؟» این‌جوری تحقیرش کرد. مقایسه رو گذاشت بین این ریش سلمان و دمِ سگ! این دو تا رو گذاشت تو میزان مقایسه. از این می‌خورند، از این جاهل‌ها آدم! به ایشونم می‌خوردند، به بقیه ائمه هم می‌خوردند، از خوب‌ها هم می‌خوردند. چی گفت؟ چه‌جور جواب داد؟ ما بودیم چی جواب می‌دادیم؟ ما بودیم چه‌جور برخورد می‌کردیم؟ گفت که: «اگر ریش من از پل صراط بگذره، ریش من بهتره. اگه دم سگ از پل صراط بگذره، دم سگ بهتره.»بسته به او داره؛ به او گفت: من نمی‌تونم اینجا بگم ریش من بهتره یا دم سگ؛ ممکنه، دم سگ از ریشی که از صراط نمی‌گذره بهتره: «کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»؛ اما ریشی که از صراط بگذره، بهتره.

نتیجه‌گیری

لذا این مسائل مهمه در ارتباطات با انسان‌ها؛ عقل آدم وقتی توجه کنه به این مسائل، عقل در انسان رشد می‌کنه. با زندگی، بلد باشه آدم تو هر موقعیتی چه‌جور برخورد بکنه که این جوانب، هر چه شد، مراعات بشه. ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کنه.

 

گزیده

۱. جایگاه ایمان به خدا در عقلانیت انسان

«رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عز و جل، التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ.» پیغمبر اکرم (ص) در مورد عقل فرمودند اگر انسان دو چیز را نداشته باشد، «سرِ عقل» را ندارد؛ یعنی دیگر عقل ندارد. اولین رکن، ایمان به خداست. اگر ایمان نباشد و انسان خدا را کنار بگذارد، عقل او آن عقلی که خدا می‌خواهد نیست، بلکه عقل حیوانی است که فقط در تأمینِ بُعد حیوانیت انسان کار می‌کند و فرد، کاملاً منفعت‌طلب می‌شود؛ یعنی فقط منفعت خود و لاغیر. اما اگر ایمان به خدا بیاید، پشت‌بند آن خدا راهکار می‌دهد؛ یک‌جاهایی منفعت خودِ انسان است و یک‌جاهایی منفعت بقیه، که خدا آن را تنظیم می‌کند. لذا اولین چیزی که عقل را برای انسان درست می‌کند، ایمان به خداست.

۲. حقیقتِ «تحبّب» و ابراز محبت به مردم

پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ». تحبب یعنی اظهار محبت و دوستی به مردم؛ یعنی انسان به‌گونه‌ای رفتار کند که با همه مردم خیرخواهانه برخورد نماید. این مردم از اقوام، خویشان، دوستان، هم‌حجره‌ای‌ها و همکاران شروع می‌شود تا هر کسی که انسان به نحوی با او همراه می‌شود؛ مانند دو نفر مسجدی، دو هم‌مسیر یا دو هم‌کلاسی. اسلام حتی برای همین مقداری که انسان با کسی هم‌نشین می‌شود آدابی قرار داده است. سرجمع همه این آداب در «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ» خلاصه می‌شود؛ یعنی کاری بکنید که اظهار محبت و دوستی با مردم باشد و رفتار، گفتار و نوع برخورد شما این محبت را نشان دهد.

۳. ایثار و گشایش برای دیگران در رفتارهای روزمره

در رفتارهای روزمره، وقتی کسی وارد مجلسی می‌شود و انسان جا دارد، باید خودش را جمع کند و برای او جا باز نماید. این حالتِ خوب و گشایش ایجاد کردن برای دیگران، بسیار مطلوب خداوند است و احساس خوبی هم در طرف مقابل ایجاد می‌کند. خدا می‌خواهد مؤمنین چنین حالت‌هایی نسبت به هم داشته باشند. اگر جا نیست، جا باز کنید؛ حتی اگر لازم شد برخیزید. به جایی برنمی‌خورد و کمر انسان نمی‌شکند! آن کسی در عقلانیت موفق است و «رَأْسُ الْعَقْلِ» دارد که خوب بداند با هر کس به تناسب ارتباطش چگونه رفتار کند. این ابراز محبت و ایثار، مقدار عقل انسان را کامل می‌کند.

۴. تقسیم‌بندی انسان‌ها و نحوه برخورد با مؤمنین

«النَّاسُ رَجُلَانِ: مُؤْمِنٌ وَ جَاهِلٌ؛ فَلَا تُؤْذِ الْمُؤْمِنَ.» مردم در جامعه دو دسته‌اند: یا انسان‌های خوبی هستند که مؤمن، مقید و مراعات‌کننده‌اند و با آن‌ها به مشکلی برنمی‌خورید؛ یا کسانی هستند که به هر دلیلی با آن‌ها دچار مشکل و اصطکاک می‌شوید. نسبت به مؤمنین وظیفه این است: «فَلَا تُؤْذِ الْمُؤْمِنَ». مواظب باشید نسبت به کسی که با شما کاری ندارد، آرام است و خوب رفتار می‌کند، اذیت و آزاری نداشته باشید. خودتان آن فردِ نادانی نباشید که اسباب ناراحتی و مشکل برای دیگران درست می‌کند. در رانندگی و مواجهات روزمره، شما بیدارکننده شیطنت و ناراحتی در دیگران نباشید و از حق خود بگذرید.

۵. مواجهه عاقلانه با رفتار جاهلانه دیگران

«وَ لَا تُجَاهِلِ الْجَاهِلَ، فَتَکُونَ مِثْلَهُ.» اگر با فردی جاهل و بی‌اخلاق مواجه شدید که مشکلی درست کرد، نباید مثل او رفتار کنید. قرآن می‌فرماید: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا.» هر کس در اخلاق و برخوردش با مردم ایراد دارد، در ادبیات اسلامی جاهل (در مقابل عاقل) نامیده می‌شود؛ چون عقلش را درست به کار نمی‌گیرد. دستور قرآن این است که در مواجهه با جاهلان، با وقار و درستی از کنار موضوع رد شوید؛ با یک سلام، لبخند یا برخوردی ساده مسئله را جمع کنید. نایستید تا دهن‌به‌دهن شوید و خود را سبک کنید؛ بلکه با حلم و رفتار درست، عقلانیت خود را نشان دهید.

۶. نهی از شباهت یافتن به افراد جاهل و بداخلاق

در روایات آمده است که در مقابل آدم جاهل، خودت جاهل نشو: «وَ لَا تُجَاهِلِ الْجَاهِلَ»، وگرنه نتیجه‌اش این می‌شود که مثل خود او خواهی شد: «فَتَکُونَ مِثْلَهُ». اگر او از روی جهلش اشتباهی می‌کند، بددهنی می‌کند، حرف بد می‌زند یا تهمت می‌زند، شما مثل او نشوید. اگر او جاهلانه رفتار کرد و شما هم تلافی کردید، می‌شوید دو نفر مثل هم! شما عاقل باشید و درست و خوب رفتار کنید. حلم و صبر انسان می‌طلبد که در مواجهه با جهلِ مردم، برخورد منطقی داشته باشد. با مردم اظهار محبت و علاقه داشته باشید و اگر متلکی گفتند یا برخورد بدی کردند، ارزش کار خود را با واکنشِ بد از بین نبرید.

۷. کرامت اخلاقی و حلم جناب سلمان فارسی

در تاریخ آمده است که شخصی به قصد تحقیر به سلمان فارسی گفت: «ریش تو بهتر است یا دم سگ؟!» و این دو را در ترازو مقایسه گذاشت! از این‌گونه برخوردهای جاهلانه با اولیا و بزرگان زیاد می‌شد. اما سلمان چگونه پاسخ داد؟ فرمود: «اگر ریش من از پل صراط بگذرد، ریش من بهتر است؛ اما اگر دم سگ از پل صراط بگذرد، دم سگ بهتر است!» یعنی دم سگ از ریشی که نتواند از صراط بگذرد بهتر است («کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»)؛ اما اگر ریش از صراط بگذرد، ارزش دارد. عقل انسان وقتی به این نکات توجه کند، در ارتباطات رشد می‌کند و می‌آموزد در هر موقعیتی چگونه برخورد نماید.

فهرست

1️⃣ مفهوم «سرِ عقل» در روایات

◽️ رکن اصلی بودن عقل در وجود انسان

◽️ شباهت جایگاه صبر برای ایمان با جایگاه سر برای بدن

2️⃣ ایمان به خدا؛ نخستین پایه عقلانیت

◽️ خروج از عقل حیوانی و منفعت‌طلبیِ محض

◽️ تنظیم منافع فردی و جمعی با راهکار الهی

3️⃣ «التَّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ»؛ ابراز محبت به مردم

◽️ ضرورت اظهار دوستی در تمام سطوح معاشرت

◽️ رعایت آداب اسلامی با نزدیکان، هم‌دیداران و هم‌مسیران

4️⃣ ایثار و گشایش در رفتارهای روزمره

◽️ جابازکردن و احترام به دیگران در مجالس

◽️ تکمیل عقلانیت با حسن‌برخورد و گذشت از حق خویش

5️⃣ تقسیم‌بندی انسان‌ها: مؤمن و جاهل

◽️ «فَلَا تُؤْذِ الْمُؤْمِنَ»؛ پرهیز از ایجاد اذیت برای انسان‌های آرام

◽️ خودداری از بیدارکردن فتنه و شیطنت در دیگران

6️⃣ مواجهه عاقلانه با رفتار افراد جاهل

◽️ «وَ لَا تُجَاهِلِ الْجَاهِلَ»؛ پرهیز از رفتار مشابه و دهن‌به‌دهن شدن

◽️ پاسخ با سلام، لبخند و حلم بر اساس آیه «قَالُوا سَلَامًا»

7️⃣ حلم در برابر بی‌احترامی (درس اخلاقی از سلمان فارسی)

◽️ پاسخ هوشمندانه و باکلامِ والا به تحقیر جاهلان

◽️ سنجش ارزش واقعی انسان با ملاک «عبور از پل صراط»

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

رأس العقل: ایمان به خدا و تحبّب به مردم

موضوع: صوت کامل سخنرانی