💬جلسات پرسش و پاسخ

پرسش‌وپاسخ‌های اخلاقی، تربیتی و سیاسی

۲ بازدید
پست

مجموعه‌رهنمودها و پرسش‌وپاسخ‌های اخلاقی، تربیتی و سیاسی استاد در باب تقوا، بصیرت و سبک زندگی اسلامی

 

  1. ⏰ ۱. آیا به تأخیر انداختن نماز صبح، به نحوی که قضا نشود، مصداق آیه «الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» است؟

  2. ⚖️ ۲. منظور از «الشر» و «فتنة» در آیه «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً» چیست؟

  3. 🎓 ۳. اگر کسی در مسیر تقوا محکم نشده باشد، آیا صلاح است معمم شود؟

  4. 🔄 ۴. آیا روش جبران و تدارک هر گناه با گناه دیگر متفاوت است؟

  5. ⏳ ۵. تا چه حدی باید به گذشته و فرصت‌های از دست‌رفته توجه کرد که دچار افراط نشویم؟

  6. 📿 ۶. نقش اذکار و یاد خدا در درمان رذائل اخلاقی و ترک گناه چیست؟

  7. 🎯 ۷. برای تقویت اراده در مسیر ترک گناه چه باید کرد؟

  8. 💼 ۸. آیا تضعیف اراده در امور دنیوی و درسی هم اثر می‌گذارد؟

  9. 🛡️ ۹. برخورد مناسب با طلاب غیرمعممی که متهم به بی‌سوادی می‌شوند چیست؟

  10. 🤝 ۱۰. وظیفه ما در قبال اصلاح عیوب فردی و حوزوی چیست؟

  11. 👁️ ۱۱. چگونه می‌توان بصیرت مورد تأکید مقام معظم رهبری را در خود افزایش داد؟

  12. 📜 ۱۲. ریشه‌ها و اهداف فتنه‌های سیاسی (مانند فتنه ۹۸) چیست؟

  13. 📄 ۱۳. نگاه و تحلیل صحیح نسبت به اخبار استعفای برخی وزرا چیست؟

  14. 📰 ۱۴. آیا آگاهی از اخبار و جناح‌های سیاسی برای مجتهدین و حوزویان لازم است؟

  15. 🤲 ۱۵. آیا خواندن دعاهایی نظیر مکارم‌الاخلاق یا خطبه متقین در عمل تأثیر دارد؟

  16. 👥 ۱۶. منظور از دوست در روایت «عاجزترین مردم کسی است که نتواند دوست پیدا کند» چیست؟

  17. 🏛️ ۱۷. اگر انسان به صورت فردی حال گریه و معنویت نداشته باشد چه باید کند؟

  18. 💧 ۱۸. علت اصلی قساوت قلب و خشکی چشم از دیدگاه روایات چیست؟

  19. 🤐 ۱۹. با دوستانی که از سکوت و مراعات زبان انسان سوءاستفاده می‌کنند چگونه برخورد کنیم؟

  20. 🔄 ۲۰. منظور از لزوم کنار گذاشتن «رفقای کاسه‌کوزه» چیست؟

  21. 🧗‍♂️ ۲۱. چرا برخی افراد با وجود انجام کارهای مختلف، در ترک گناه موفق نمی‌شوند؟

  22. 🕊️ ۲۲. چرا زلیخا با وجود کافر بودن گفت: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي»؟

  23. 🔍 ۲۳. مقصود زلیخا از کلمه «رب» در این آیه چه بوده است؟

  24. 😊 ۲۴. حد و مرز شوخی چقدر است و آیا مشهور شدن به شوخ‌طبعی خوب است؟

  25. ⚖️ ۲۵. رفتار امام زمان (عج) با افرادی که «نه با تقوا هستند و نه بی‌تقوا» چگونه است؟

  26. 🛑 ۲۶. آیا کسانی که گاهی اطاعت و گاهی گناه می‌کنند در زمره بی‌تقواها هستند؟

  27. 👑 ۲۷. معیار پذیرش و بکارگیری یاران در حکومت امام زمان (عج) چیست؟

  28. 🤝 ۲۸. آیا عدم صمیمیت شدید در جمع‌های مؤمنانه یک آسیب است؟

  29. 📺 ۲۹. تماشای فیلم و ورزش از تلویزیون برای رفع خستگی چه حکمی دارد؟

  30. 📚 ۳۰. آیا تحصیلات حوزوی برای خانم‌ها (به‌ویژه با داشتن فرزند کوچک) مناسب است؟

  31. 🏡 ۳۱. آیا ارزش عبادی خانه‌داری، بانوان را از عبادات مستحبی بی‌نیاز می‌کند؟

  32. 🌇 ۳۲. زمان فضیلت و مناسب برای قرائت زیارت ندبه چه زمانی است؟

  33. 🗓️ ۳۳. هماهنگی برای شرکت در جلسات بعدی چگونه است؟

پرسش‌وپاسخ‌های اخلاقی، تربیتی و سیاسی

مجموعه‌رهنمودها و پرسش‌وپاسخ‌های اخلاقی، تربیتی و سیاسی استاد در باب تقوا، بصیرت و سبک زندگی اسلامی

 

  1. ⏰ ۱. آیا به تأخیر انداختن نماز صبح، به نحوی که قضا نشود، مصداق آیه «الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» است؟

  2. ⚖️ ۲. منظور از «الشر» و «فتنة» در آیه «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً» چیست؟

  3. 🎓 ۳. اگر کسی در مسیر تقوا محکم نشده باشد، آیا صلاح است معمم شود؟

  4. 🔄 ۴. آیا روش جبران و تدارک هر گناه با گناه دیگر متفاوت است؟

  5. ⏳ ۵. تا چه حدی باید به گذشته و فرصت‌های از دست‌رفته توجه کرد که دچار افراط نشویم؟

  6. 📿 ۶. نقش اذکار و یاد خدا در درمان رذائل اخلاقی و ترک گناه چیست؟

  7. 🎯 ۷. برای تقویت اراده در مسیر ترک گناه چه باید کرد؟

  8. 💼 ۸. آیا تضعیف اراده در امور دنیوی و درسی هم اثر می‌گذارد؟

  9. 🛡️ ۹. برخورد مناسب با طلاب غیرمعممی که متهم به بی‌سوادی می‌شوند چیست؟

  10. 🤝 ۱۰. وظیفه ما در قبال اصلاح عیوب فردی و حوزوی چیست؟

  11. 👁️ ۱۱. چگونه می‌توان بصیرت مورد تأکید مقام معظم رهبری را در خود افزایش داد؟

  12. 📜 ۱۲. ریشه‌ها و اهداف فتنه‌های سیاسی (مانند فتنه ۹۸) چیست؟

  13. 📄 ۱۳. نگاه و تحلیل صحیح نسبت به اخبار استعفای برخی وزرا چیست؟

  14. 📰 ۱۴. آیا آگاهی از اخبار و جناح‌های سیاسی برای مجتهدین و حوزویان لازم است؟

  15. 🤲 ۱۵. آیا خواندن دعاهایی نظیر مکارم‌الاخلاق یا خطبه متقین در عمل تأثیر دارد؟

  16. 👥 ۱۶. منظور از دوست در روایت «عاجزترین مردم کسی است که نتواند دوست پیدا کند» چیست؟

  17. 🏛️ ۱۷. اگر انسان به صورت فردی حال گریه و معنویت نداشته باشد چه باید کند؟

  18. 💧 ۱۸. علت اصلی قساوت قلب و خشکی چشم از دیدگاه روایات چیست؟

  19. 🤐 ۱۹. با دوستانی که از سکوت و مراعات زبان انسان سوءاستفاده می‌کنند چگونه برخورد کنیم؟

  20. 🔄 ۲۰. منظور از لزوم کنار گذاشتن «رفقای کاسه‌کوزه» چیست؟

  21. 🧗‍♂️ ۲۱. چرا برخی افراد با وجود انجام کارهای مختلف، در ترک گناه موفق نمی‌شوند؟

  22. 🕊️ ۲۲. چرا زلیخا با وجود کافر بودن گفت: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي»؟

  23. 🔍 ۲۳. مقصود زلیخا از کلمه «رب» در این آیه چه بوده است؟

  24. 😊 ۲۴. حد و مرز شوخی چقدر است و آیا مشهور شدن به شوخ‌طبعی خوب است؟

  25. ⚖️ ۲۵. رفتار امام زمان (عج) با افرادی که «نه با تقوا هستند و نه بی‌تقوا» چگونه است؟

  26. 🛑 ۲۶. آیا کسانی که گاهی اطاعت و گاهی گناه می‌کنند در زمره بی‌تقواها هستند؟

  27. 👑 ۲۷. معیار پذیرش و بکارگیری یاران در حکومت امام زمان (عج) چیست؟

  28. 🤝 ۲۸. آیا عدم صمیمیت شدید در جمع‌های مؤمنانه یک آسیب است؟

  29. 📺 ۲۹. تماشای فیلم و ورزش از تلویزیون برای رفع خستگی چه حکمی دارد؟

  30. 📚 ۳۰. آیا تحصیلات حوزوی برای خانم‌ها (به‌ویژه با داشتن فرزند کوچک) مناسب است؟

  31. 🏡 ۳۱. آیا ارزش عبادی خانه‌داری، بانوان را از عبادات مستحبی بی‌نیاز می‌کند؟

  32. 🌇 ۳۲. زمان فضیلت و مناسب برای قرائت زیارت ندبه چه زمانی است؟

  33. 🗓️ ۳۳. هماهنگی برای شرکت در جلسات بعدی چگونه است؟

متن

تأخیر در نماز صبح و مصداق استخفاف به نماز

1- سوال: آیا به تأخیر انداختن نماز صبح، به نحوی که قضا نشه، مصداق این آیه شریفه که «الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» هست؟

بله، هست. نماز وقتی بی‌جهت تأخیر می‌افته، مصداق استخفاف به صلاة هست، بله. چون تأخیر افتادنش که فقط در حد تأخیر نمی‌مونه که. یه وقتایی هم قضا می‌شه. از همه مهم‌تر نماز صبح. از همه اهمیتش بیشتره، بله. هرچه اول وقت بره عقب‌تر، انسان داره از دست می‌ده یه خیراتی رو.

مفهوم امتحان الهی با خیر و شر

2- سوال: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ * وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً»؛ منظور از «الشر» و منظور از «فتنة» در این آیه چیست؟

خب با چیزهای بد، خدا وسایلی که برای امتحان داره، هم از چیزهای خوب استفاده می‌شه هم از چیزهای بد. فرق نمی‌کنه. از همه‌اش استفاده می‌کنه. 

شرط معمم شدن و ارتکاب گناهان کبیره

3- سوال: کسی که هنوز در مسیر تقوا محکم نشده، آیا اگر درسش به اون مقداری هست که توی حوزه معمم بشه، ولی تو این جهت هنوز کامل محکم نشده...؟

اگه مرتکب گناهان کبیره است، نه، معمم نشه، بله، آسیب می‌زنه.

تفاوت روش‌های جبران گناهان مختلف

4- سوال: آیا هر گناهی جبرانش با گناه دیگه متفاوت هست؟

بله، فرق داره. آبروی یکی رو ریخته، باید بره اصلاحش کنه. ظلم کرده، باید اونایی که بهشون ظلم کرده پیدا‌شون کنه، اصلاح‌شون کنه. نماز نخونده، نماز قضا می‌کنه، اما اون‌ها گاهی کار سخت‌تر می‌شه. لذا تدارک و جبران گناهان مختلفه.

میزان توجه به گذشته و جلوگیری از افراط

5- سوال: تا چه حدی باید به گذشته و وضعیتی که از دست دادیم توجه بکنیم که افراط نباشه؟

عرض شد، بله.

نقش اذکار و یاد خدا در درمان رذائل اخلاقی

6- سوال: برخی از فقهای اهل تقوا در علاج برخی از رذائل اخلاقی توصیه به برخی از اذکار داشتند. این اذکار رو تا چه حد مفید می‌دونید؟

خب یکی از چیزایی که انسان رو، زمینه در انسان ایجاد می‌کنه که از گناه دور بشه، یاد خداست. زمینه‌اش فراهمه، اما ممکن بازم گناه بکنه. غفلت، عامل اصلی گناه در بیشتر انسان‌ها و در بیشتر گناه‌هاست. یعنی بعضی وقت‌ها آدم ملتفت بشه، یاد خدا، ملتفت بشه که این گناهه، دست می‌کشه؛ چون غفلت می‌کنه. اون که ذکر می‌دن البته برای این مسئله، جهتش اینه که این غفلته از بین بره. اما ذکر جلوی گناه رو نمی‌گیره. اگه بخواد با ذکر، انسان گناه نکنه، موفق نمی‌شه. بله. اون چیزی که آدم رو کمک می‌کنه که گناه نکنه، اون تصمیمی که خدا به انسان داده که می‌تونه کوه رو جابه‌جا کنه، حالا می‌خواد یه گناه رو نکنه، می‌تونه. با ذکر تنها نه. ذکر اون زمینه ایجاد می‌شه که آدم به یاد خدا می‌افته، اما دست و پای آدم رو نمی‌بنده تو گناه. طرف ذکر می‌گه و گناه می‌کنه. کاری نداره. ذکر می‌گه و گناه می‌کنه. مقتضی هست اما بله، باعث اصلی نیست که دست و پای آدم رو در گناه ببنده. اون چیزی که دست و پای آدم رو تو گناه می‌بنده، مخزنش رو خدا گذاشته تو دل انسان. اون هم همون نیته، تصمیم، اراده است.

راهکارهای تقویت اراده در ترک گناه

7- سوال: در همین رابطه برای تقویت اراده پرسیدند چه‌کار باید کرد؟

خب آدم اراده داره، الان پا شه کارشو بکنه، می‌شینه تنبلی می‌کنه، اراده‌اش ضعیف می‌شه. اون اراده‌ای که انسان داره، وقتی به جاش تو اون کاری که پیش میاد براش به کار نگیره ضعیفش می‌کنه. مثلاً با تنبلی و سستی و اهمال‌کاری و فردا فردا کردن عقب بندازه، اراده رو ضعیف می‌کنه. کاری الان وقتشه، الان بکنید. اگر همین الان که وقتشه کردید، اراده تقویت می‌شه. دفعه بعدی می‌بینی کار جدی‌تر و سخت‌تری هم می‌تونه آدم بکنه سر وقت. راه دیگه‌ای هم نداره. بله. مخزنیه که هرچی ازش استفاده بکنه انسان، بیشتر می‌شه.

شمول تقویت اراده در امور دنیوی و درسی

8- سوال: تو همه مسائل این‌جوریه؟ حتی تو مسائل دنیوی؟

فرق نمی‌کنه. آدم‌هایی که دنیای‌شون خرابه، تو دنیا گرفتارند، یک بخشیش همینه‌. خود اون دنیا رو که باید درست، محکم، باقاعده انجام بدن، نمی‌دن. تنبلی می‌کنه، از دست می‌ده، خراب می‌شه کار. به وقت نمی‌کنه. خود دنیا رو به ما گفتن درست و خوب و محکم انجام بدید. کاری که بهتون معطل می‌شه، یا کاری که دارید. اون هم ضعیف می‌شه، فرق نمی‌کنه. تو درس هم ضعیف می‌شه، تو هر شغل و کاری داره، وقتی به کار نگیره سر وقتش، کمک می‌کنه به ضعیف شدن اراده.

برخورد با طلاب غیرمعمم و حفظ حرمت مؤمن

9- سوال: گفتند که بعضی از کسانی هستند که توی حوزه هستند و جزء طلاب هستند اما معمم نیستند، ولی حرف‌های خوب و مفیدی می‌زنند. بعضی وقت‌ها بعضی از بزرگان به اون‌ها نسبت بی‌سوادی می‌دن و اون‌ها رو نفی می‌کنند.

باید امتحان کنند. از امتحان کردن معلومه بی‌سواده، خب. امتحان نکرده که نمی‌شه گفت، تهمت می‌زنه بله. حالا شاید عذری دارند که معمم نیستند. واجب نیست، بله. باید حفظ کرد آبروی مؤمن رو. همین‌طور نمی‌شه یکی رو زد، زیرآبش رو زد و... بله. آبرو خیلی پیش خدا مهمه. تهمت خیلی سنگینه. «مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً... ذَوَبَانَ الْمِلْحِ فِي الْمَاءِ» تهمت بزنی به برادر مؤمنت، چطور نمک تو آب حل می‌شه، ایمانت هم همین‌جوری تو قلبت از بین می‌ره. چیز نمی‌مونه. خیلی بده، بله. باید تحقیق بشه. اگه تحقیق کردند، ثابت شد که سواد نداره، خب طوری نیست. اما تحقیق نکرده حرف زده بشه، گناه کبیره است، بله.

وظیفه ما در اصلاح عیوب فردی و حوزوی

10- سوال: ما وظیفه‌مون چیه در این جور مسائل؟

ما باید حق رو همیشه بفهمیم درست و صحیح تو هر شرایطی چیه. نسبت به هرجایی چیه. ایرادهایی هست، در همه‌جا هست، در حوزه هم هست، در بیرون حوزه هم هست. این‌ها رو باید اصلاح کرد. یه بخشیش برمی‌گرده به فردفرد ما. چون فردفرد ماها می‌شیم حوزه، طلاب. خود ما وقتی نسبت به اصلاح خودمون همت نمی‌کنیم، چه انتظاری داریم بقیه خودشون رو اصلاح کنند؟ عیب‌های رفتاری تو کارهای من می‌بینند مردم، چه انتظاری هست بقیه خودشون رو اصلاح کنند؟ خب من خودم یکی. همه یکی‌یکی‌ها می‌شه حوزه.

تقوا به عنوان پایه و سرچشمه بصیرت

11- سوال: این بصیرتی که مقام معظم رهبری می‌فرمایند رو چطور در خودمون افزایش بدیم؟

پایه اصلیش تقواست. گناه، بصیرت رو از آدم می‌گیره. بصیرت تو قرآن کریم به فرقان تعبیر شد. همون فرقان. «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا» گوش رو به حرف خدا بدید تا خدا بصیرت بهتون بده. اونایی که بصیرت رو از دست می‌دن چون تقوا ندارند. یه جای کار می‌لنگه. نتیجه غلط، یعنی مقدماتش خرابه، غلطه. مقدمه خراب تو این مسئله، بی‌تقواییه. بعد آدم بصیرتش رو از دست می‌ده، حواسش نیست، درست و غلط قاطی می‌شه، خوب و بد مخلوط می‌شه، مشتبه می‌شه، نمی‌تونه درست تشخیص بده. اما اگر گناه نمی‌کرد، تو مسائل سیاسی چشم و گوشش به دهن ولی فقیه بود، نفر دوم و سومی نمی‌آورد وسط، خب کار حل بود دیگه. اما تو همین ما مشکل داریم. مشکل اصلی‌مون الان تو همین مساله‌ست. همین یک کلمه ساده. هرکسی هرجایی مشکلی داره از مسئولین، یا مشکلی درست می‌کنه، یا فتنه درست کردن یا می‌کنند، همینه. این‌ها چشم و گوش‌شون به ولی فقیه نیست. می‌گن او به درد نمی‌خوره، او این‌کاره نیست، ما اونو قبولش نداریم. تقوا همینه دیگه، اون‌جا هم به درد بخوره. هرجا باشه، تو هر منصبی باشه به درد... می‌گه تو اگه علمت، سنت، همه چیزت از آدم بیشتر از ولی فقیهه، باید به او بگی چشم. نمی‌شه جلو او اظهار وجود کنی. اگه ولی فقیه شاگرد آدم بوده، اگه ولی فقیه رفیق آدم بوده، همسایه آدم بوده، هم‌مباحثه آدم بوده، هرچیت بوده، بوده. الان تو باید بگی چشم. شاگردت بوده، باشه، بگو چشم. این امتحان‌ها فردا برای ما هم پیش میاد. یه وقت یکی از زیردست‌ ما می‌ره بالا رو دست، بالا سر ما. اگر حالا تقوا نداشته باشیم، فردا ما هم همیناییم. همه‌اش نباید فکر کنیم بدهامون و فتنه‌گرها یکی دیگن، ما خوبیم. و ما اونایی که نیستیم و اگه جای اونا بودیم راه درست رو می‌رفتیم. معلوم نیست! اونا خیلی‌‌هاشون شکنجه‌دیده و زندان‌رفته و گرفتاری‌کشیده بودند در راه اسلام. خیلی بیش از ما زحمت کشیدند، ما کاری نکردیم که. اونا با اون چیزها این گرفتاری‌ها دچارش می‌شدند و می‌شن. لذا آدم باید بترسه؛ چون این مال بقیه نیست، این بقیه خود ماییم. اونایی که این‌جور می‌شن خود ماییم. فردا می‌ریم بالا، نمی‌تونیم بپذیریم که یک کسی دیگه بخواد به ما دستور بده. زمان مرحوم امام هم همین بود. اونایی که جلو مرحوم امام ایستادند به‌خاطر چی بود؟ همین احساس درشون بود، بعضی‌هاشون. حالا شاگرد هم بودند، شاگرد مرحوم امام هم بودند. اما می‌گفتند من با مردم بیشتر سر و کار دارم، آشناترم تا او، و بیشتر مسائل رو می‌فهمم تا او. او اشتباه می‌کنه. این‌ها اگه تقوا نباشه، آدم یواش‌یواش ساده می‌گه این‌ها رو. تا این حد! که شاگرد هم باشه همینه. این از این‌ور. مرجع بود، قائم‌مقام بود، هرچی بود، همه اون عزت دنیا رو از دست داد. با این حرف‌ها بله، با این بی‌تقوایی‌ها. همه رو از دست داد. از اون‌ور، مرحوم آیت‌الله‌العظمی اراکی، خب ایشون وقتی مقام معظم رهبری به رهبری رسیدند، ایشون ۵۰ سال‌شون بود، حضرت آقای اراکی حدود ۱۰۰ سال‌شون بود. پدربزرگ حساب می‌شدند! مرجع تقلید بود تو حوزه، کسی بود، ریشش تو این راه سفید شده بود، تو این خط بود. همه چیزش جلوتر بود، اما یکی رو نیامد علم کنه بگه من. ابراز کرد، اظهار کرد. خود مرحوم امام ظاهراً یه درسی پیش ایشون مقداری خوانده بودند. سنش از مرحوم امام بیشتر بود، بزرگ‌تر بود از مرحوم امام. اما برای اظهار ارادت به مرحوم امام پا شدند رفتند جماران. تقوا باشه، اون علم به درد می‌خوره. اون علم آدم رو به تواضع وامی‌داره. تقوا نباشه، می‌شینه می‌گه که آره ما بیشتر می‌فهمیم. همه چیزش رو از دست می‌ده. اون چیز که داد خدا، ازش گرفته می‌شه. و مرحوم آقای اراکی طوری تنظیم شد که سال آخر عمرشون مرجع کل شدند، مرجع علی‌الاطلاق شدند. همه مراجعی که بودند اون زمان مثل مرحوم آقای گلپایگانی و مرعشی و این‌ها همه فوت شدند. ایشون تک ماندند. یک سال بلا منازع ایشون بودند. هیچ‌کسی جرأت اظهار وجود مقابل ایشون نداشت. همه سر تعظیم آوردند. یک سال خدا به ایشون جبران کرد، یه عزتی داد در این حد. اون هم خدا بهش داده بود، ازش نگرفت؟ بله. تقوا عزیز می‌کنه انسان رو، معصیت ذلیل می‌کنه انسان رو.

تحلیل ریشه‌ها و اهداف فتنه‌های سیاسی

12- سوال: در مورد فتنه ۹۸ که مقام معظم رهبری متذکر شدند، سوالاتی پرسیدند که مثلاً چطوریه و آیا کار خاصی مثلاً حالا ما باید انجام...؟

به هر حال جهت اصلیش همینه که این‌ها همه سرمایه‌هاشون رو ریختند پایین. بله. رو جام، یا برجام! بله! همه سرمایه‌ها اون‌جا ریخته شد، همه آبروشون رو پاش خرج کردند. همه توان و قدرت و پول و کارشناسی و همه چیزشون رو اون‌جا خرج کردند. هیچ‌چی. کسی که به خدا دل نمی‌بنده، می‌بنده به جام، جام هم وارونه می‌شه، بله. برگشت. فکر نمی‌کردند. فکر می‌کردند همه کارها با اراده این‌ها پیش می‌ره. اگر این‌جا رو درست بکنند، آمریکا خودش درست می‌شه! نه اون خرتوآمریکاییه، خدا میاره رو کار که هیچ‌چی سرش نمی‌شه به اصطلاح خودی. رو جام و زیر جام و برجام سرش نمی‌شه که! فکر این‌اش رو دیگه نمی‌کردند، بله. خدا از یه جایی که فکرش رو نمی‌کنند، بله، مچ‌شون رو می‌گیره گرفتارشون می‌کنه. و دیگه خب می‌بینند اوضاع اقتصادی خرابه، مردم ناراحتند، دنبال اینند که این... جهت مطالبات مردم رو ببرند به یه سری... به سمت ولی فقیه. چون هرکسی تو این انقلاب و در ادامه زاویه‌ای پیدا می‌کنه، حالا تو هر گروه و جناحی باشه، با ایشون مشکل پیدا می‌کنه. همه با هم سر یه سفره جمع می‌شن. همه، هرکس از صراط مستقیم پاش رو می‌ذاره اون‌ور با ایشون مشکل پیدا می‌کنه. حالا چپ باشه، راست باشه، خبردار باشه، هرچی می‌خواد باشه! فرق نمی‌کنه. هرچی باشند، در ادامه هم همینه، با ایشون مشکل پیدا می‌کنند. لذا این‌ها هرچی پیش می‌ره، جمعیت‌شون و تجارب‌شون بیشتر می‌شه. تجربه می‌کنند از قبل، اختلافات‌شون کم کنند، مثلاً کنار بگذارند، متحد بشند، یک‌جور پیش بروند. یک برنامه‌ای داشته باشند که هرچی تیر هست بخوره به ایشون. الان بیشتر مسئولین ما، که عرض می‌کنیم حالا بیشتر یا کمتر، کاری نداریم اما ظاهرش همین برمیاد، که متأسفانه در خیلی مسائل، که مثل این مسئله مشکل پیش میاد، جاخالی می‌دن تیر بخوره به ایشون. می‌گن ایشون کرد، ایشون درستش کنه، ایشون امضا کرد، ایشون اصلاحش کنه، ایشون مشکلات رو حل کنه. می‌خوان ببرند اون سمت تا هر دسته و هر گروهی فردا بتونند این‌ها رو، مردم رو بیارند تو خیابون و کار خودشون رو بکنند، بله. شبیه اون چیزی که ۸۸ انجام دادند، منتها با تجربه بیشتری و از تجارب‌شون استفاده می‌کنند، بله. پارسال همین موقع‌ها یه مقدار تمرین کردند، حالا دنبال تجهیز نیرو هستند برای در فرصت بعدی که دیگه درست انجام بدند. خود بعضی مسئولین هم متأسفانه تو همین فکرها هستند. بله، چون می‌بینند اگر این سمت مطالبات و این مسائل رو نبرند اون‌جا، به خودشون می‌خوره، خودشون بدنام می‌شن تو تاریخ. دوست دارند یک‌جوری بشه اصلاً از اساس یک مسئله دیگه بشه. ان‌شاءالله خدا یاری می‌کنه و تیرشون به سنگ می‌خوره. ما باید مردم رو هدایت کرد که مردم خوب رأی بدند، بد رأی می‌دند. بله.

نگاه کلی به اخبار سیاسی و استعفاها

13- سوال: این استعفای بعضی از وزرا هم...؟

اون‌ها رو کاری نداشته باشید، بله. مسائل کلیه، مسائل مهمه که آدم حواسش باشه تو جهت کلان این مسائل دنبال یک‌چیزی هستند. بله، اگر هم گاهی اختلافی هست، این‌ها بعضاً صوریه، واقعی نیست، بله.

لزوم آگاهی سیاسی مجتهدین و حوزویان

14- سوال: گفتند که مقام معظم رهبری در جایی فرمودند که بنده شانزده هفده تا روزنامه رو لااقل تیترشون رو نگاه می‌کنم روزانه هر روز. آیا برای مجتهد هم‌چین کاری لازم هست برای این‌که مسائل جامعه و جناح‌ها دستش بیاد؟

مجتهد اگه کسی هست که مردم بهش خب رجوع می‌کنند، نظرش اعتبار داره برای مردم، نگاهش می‌کنند این با کی دیدار کرد، با کی نکرد، به کی رای داد، به کی رای نداد، چی گفت امروز تو صحبت‌هاش؛ اگه یک هم‌چین منصبی داره، جزء تقواش اینه که تو این مسائل هم حواسشو جمع بکنه درست تشخیص بده، که ازش سوءاستفاده نکنند. تو یک بخشی از این فتنه‌ای که دنبالش هستند رو می‌خوان از راه حوزه پیگیری کنند. از بصیرت نداشتن و نداشتنِ بعضی سوءاستفاده دارند می‌کنند. برنامه ریختند این‌ها. یک‌دفعه یک دامی پهن می‌کنند یکی رو می‌اندازند توش، حالا طرف میاد می‌گه من مثلاً خبر نداشتم. اون‌ها اون مقصود حاصل می‌شه براشون. اون‌ها همین رو می‌خوان که تو دام بیفتند این‌ها. که بعد هم فردا از همین... راهش در این دیدند که این انقلاب از راه حوزه درست شد، بتونند از راه خود حوزه از بینش ببرند. از راه خود حوزه این وسایل ولایت فقیه و جمعش کنند، بله. دنبال اینند. لذا دارند به هر حال کار می‌کنند از این جهت، بله.

اهمیت و نقش دعا در حل مشکلات

15- سوال: زیاد خواندن دعاهایی مثل دعای مكارم الأخلاق یا خطبه متقین می‌تونه در عمل به انسان کمک کنه؟

دعاها خیلی مفیده و مهمه. تا دعا نباشه آدم نمی‌تونه چه‌کار کنه، خدا هم با انسان کاری نداره. «قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» تا دعا اهل دعا نباشید، دعا نکنید، از خدا نخواید، مشکلات‌تون حل نمی‌کنه. کاری بهتون نداره، مال خودتون، هرکار خواستید بکنید. بله.

عجز در انتخاب و حفظ دوست با تقوا

16- سوال: روایتی هست که مضمونش اینه که عاجزترین افراد کسیه که نتونه دوست پیدا کنه و عاجزتر از اون کسیه که نتونه دوست خودش رو حفظ بکنه. منظور از دوست تو این روایت، دوست با تقواست؟

بله، دوستی که می‌گن اون‌ها منظورشون دوست خوبه. صدیق، با تقوا. می‌گه عاجز اونیه که نمی‌تونه از این کسب پیدا کنه. عاجزه بله، این عاجز به این می‌گن، نه به او که نمی‌تونه راه بره. تو رفیقِ با تقوا نداره! عاجزتر از او اونیه که داره ولی از دست میده! اون رفیقِ با تقوا می‌بینه این تقوا رو زیرپا گذاشت، می‌گه خداحافظ، شما نیای دیگه خانه من! این عاجزتر از اون اولیه‌است. که آدم گناه می‌کنه، از دست میده.

تأثیر حضور در مجالس عمومی بر قساوت قلب و گریه

17- سوال: این‌که انسان به صورت فردی نمی‌تونه این حالتی که به حال خودش گریه بکنه و برای خودش تحصیل بکنه، علتش چیه‌ و چه‌کار باید بکنه؟

اگر فردی نمی‌تونه، جمعی بکنه. تو مجامع عمومی که مثلاً اهل دعایی می‌کنند تو، همه دعایی می‌خوانند، توجه دارند به خدا، جمعاً، جماعتاً، از اون که می‌تونه استفاده کنه، از اون استفاده کنه. بره اون‌جا، از اون حال و فضا و معنویتی که حاکم شده استفاده کنه، این هم هست. بله.

علل قساوت قلب و خشکی چشم

18- سوال: گفتند متوجه شدم که بیشترین...

«جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ» چشم‌ها چرا خشک می‌شه؟ به‌خاطر قساوت قلب. «وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوبِ» قلب‌ها چرا قساوت پیدا می‌کنند؟ چون زیاد گناه می‌کنند. این گناه زیاد نمی‌ذاره اشکِ آدم جاری شه. سنگینی می‌کنه، بله. نمی‌ذاره.

اصلاح زبان و کنترل روابط با دوستان غیرمتقین

19- سوال: گفتند این‌طور متوجه شدند که بیشترین ضربه‌ای که به تقواشون می‌خوره به‌خاطر زبان‌شون هست. تصمیم به سکوت می‌گیرند ولی به‌خاطر دوستانی که باهاشون در ارتباط هستند، اون دوستان استفاده بد می‌کنند از این سکوت‌شون، برداشت‌های بدی می‌کنند. چه‌کار باید بکنه که این راه اون سکوته...؟

سکوت مطلق که نیست، یک حرف‌هایی که معمول و لازم و ضروریه آدم می‌زنه، سکوت مطلق که نداریم که. بله. ولی اگر بی‌جهت شما رعایت می‌کنید عیب نداره، شما ادامه بده، یک مقداری اون‌ها ممکن بعضی‌شون اذیت کنند، بعداً یواش‌یواش دیگه دلسرد می‌شن. رها می‌کنند. بالاخره آدم بخواد بره تو تا مسیر تقوا، باید رفقای کاسه‌کوزه رو بگذاره کنار. نه این‌که باهاشون دشمنه، همه مؤمنند، مریض شده عیادتش می‌ره، احوالش رو می‌پرسه، کمکش می‌کنه؛ اما بخواد معاشرت کنه، رفاقت کنه، زیاد ارتباط داشته باشه، نمی‌شه. چوب می‌خوره، آسیب می‌بینه. فردا هم با هم دشمن می‌شید! «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ» هرکی با هرکی رفیقه فردا با هم دشمنند، غیر از اهل تقوا. این‌ها نه، آسیب به هم نزدند. «يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا» می‌زنه آدم تو سر خودش می‌گه چرا با فلانی رفیق نشده بودم؟ خب می‌ارزه این‌جا یک مقداری حواسشو جمع کنه آدم.

تعریف رفقای «کاسه‌کوزه» و ضرورت تغییر آن‌ها

20- سوال: این رفقای کاسه‌کوزه که فرمودید، یعنی رفقای سابق قبل از...؟

همون‌هایی که نمی‌خوان تقوا رو مراعات کنند، مراعات نمی‌کنند. گناه می‌کنند راحت. آدم خودش هم این‌جوری بوده، با این‌ها رفیق شده. بالاخره هم‌جنس با هم‌جنس کند پرواز. بالاخره آدم با تقوا نمی‌ره که با بی‌تقوا رفیق شه که. ما مثل اونا بودیم با اونا بودیم. حالا الان می‌خوای مراعات کنی، خب عوضش کنی، جایگزین کنه آدم معاشرت‌هاشو. با کسی که اهل مراعاته معاشرت کنه. با بقیه فقط همون مسائلی که در اسلام به عنوان اخلاق اسلامی گفته شده رو انجام می‌ده، بیش از اون، نه.

تصمیم قطعی؛ تنها راه ترک گناه و تقویت همت

21- سوال: گفتند در اعمال‌شون گناه زیاد وجود داره، کارهایی هم کردند که حالا این، جلوی این رو بگیرند ولی موفق نشدند. گفتند چطور می‌تونم این رو حل بکنم؟

شما همه کار می‌کنی، آقا رضا همه کار می‌کنه عرض شد، جز این‌که تصمیم بگیره گناه نکنه. چون تصمیم نمی‌گیره، اگر هم تصمیم می‌گیره، تصمیم تا دمِ گناه می‌گیره! به گناه که رسید می‌کنه، تصمیمشو می‌ذاره کنار! اگه یک تصمیم می‌گرفت که وقتی رسید نکنه و نمی‌کرد، درست می‌شد، بله. همینه. بیش از این و غیر از این هم راهی نیست. هرکی هم رفته از همین راه رفته. اگه دنبال یک چیز دیگرست انسان که او بیاد کمک کنه، اصلاح کنه، اون نمیاد، بله. زورش نمی‌رسه. در خود انسان اون نیرو رو خدا قرار داده. بله. اهل تقوا به‌خاطر به‌کارگیری تصمیم و اراده، صاحب همت‌های بلندند. چون همین‌جوری همت رو به کار گرفته. همت بلند می‌شه، بعد تو مسائل دیگه هم موفق می‌شن. خب با همت محکم و بلند، آدم به هر خیری می‌رسه، از دنیا و آخرت. نمی‌رسه.

معرفت فطری و اضطراری به ربوبیت خدا

22- سوال: «وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي» گفتند که زلیخا با این‌که کافر بود چطور این، این‌طوری از نفس خبر میده و می‌گه که «مَا رَحِمَ رَبِّي»؟

اون‌ها هم رب داشتند، فرق نمی‌کنه. کمونیست نبودند که، بله. هرکی رب داره، داشتند، خیلی از... کمونیست‌ها هم رب دارند، بله! سقوط می‌کنه هواپیمای‌شون خدا خدا می‌کنند! بله. وقتی نجات پیدا می‌کنند می‌گن نه، یکی دیگه بود، بله! دارند بله، اون هم داره، بله. وقتی انسان مضطر می‌شه، اون کسی که مشکلش رو حل می‌کنه ربه، بله. همون خداست. بعد دیگه راه دیگه نمانده بود براش. واضح شد که حق باهاش نیست. بله.

مراد زلیخا از لفظ «رب»

23- سوال: مقصود از رب این‌جا همون خدای...؟

خداش دیگه، هرکسی خدا می‌دونه ازش، بله.

حد و مرز شوخی و مزاح شایسته

24- سوال: خنده و شوخی در چه حدی باید باشه و این‌که انسان مشهور بشه در بین فامیل و رفقا که انسان شوخ‌طبعیه، خوب هست یا نه؟

اگه گناه نمی‌کنه، باشه. اما اگه گناه می‌کنه، نه. شرطش اینه، بله. یه ذره باید مذمت کردند، منع کردند از مزاح، در اینه که تو مزاح، انسان با زبان خیلی به گناه می‌افته، بله. از این زبان اصلاح شد، چشم! اون وقت مزاحش هم عبادته. بلده کجا چه مزاحی بکنه، یه مزاحی بکنه که کسی سبک نشه مثلاً، خرد نشه. خودش سبک نشه. امیرالمؤمنین علیه‌السلام کثیرالمزاح بودند، بله. امام‌المتقین بود، بله. این هم بود، کثیرالمزاح. یک‌جوری بود که اصحاب می‌گن تا ایشون حرف نمی‌زد و اجازه نمی‌داد ما جرأت نمی‌کردیم حرف... اما در عین حال چنان مزاح بود که... بله. زیاد گفتند این مسائل رو.

تقسیم‌بندی انسان‌ها در حوزه تقوا

25- سوال: امام زمان علیه‌السلام رفتارشون با انسان‌هایی که نه با تقوان، نه بی‌تقوا...؟

نداریم آخه! از کجا یک کسی...؟ تو مریخه اون؟ تو این زمین هرچی هست یا اونه[باتقوا] یا اونه[بی تقوا]. تو دستور دین رسیده به ما مکلفه، یا اونه یا اون. وسط نداریم بله. نه با تقوا یعنی نه به حرف خدا گوش می‌دهم نه نمی‌دم! پس چه‌کار می‌کنه؟! یا می‌ده یا نمی‌ده! بله.

مرز شمول بی‌تقوایی

26- سوال: این‌که گاهی گوش می‌دن و گاهی گوش نمی‌دن می‌رن تو زمره بی‌تقواها؟

نمی‌شه این که، با تقوا نیست که بله. متقین به اون می‌گن که در بست، بله.

معیار کارگزاران و یاران در حکومت امام زمان (عج)

27- سوال: بعد گفتند که وقتی که ایشون ظهور کنند، در حکومت‌شون با این‌جور افراد چطوری برخورد می‌کنند؟

هیچ‌چی، با مردم ایشون اداره می‌کنند جامعه رو، مملکت رو. ولی اونایی که تو دست و پای ایشونند و کمک ایشونند، شرط اول و اصلی و اساسیشون، تقوای صددرصده. با اون‌ها کار داره ایشون. «أَيْنَمَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا... عَلَى التَّقْوَى» وقتی میاد همه معیارش اینه. به اون‌ها کار میده، بقیه خراب می‌کنند. این‌ها نمی‌کنند. همین الان هم که تو غیبتند همین‌جورند. همین الان هم که تو غیبتند همین‌جورند، با این‌ها کار دارند. به این‌ها توجه خاص دارند. وگرنه نه! خودشون فرمودند: «یک کارهایی می‌کنید ما ناراحت... ما رو ناراحت می‌کنید. اگر نبود این ذنوب و گناهان‌تون، دیدار ما براتون لحظه‌ای به تأخیر نمی‌افتاد. اما یک کارهایی می‌کنید هی پرده می‌اندازید جلوی ما.»

ضرورت انس و ملاقات با اهل تقوا

28- سوال: بعضی از جمع‌های خوب و کسانی هستند که دغدغه این رو دارند که دنبال تقوا باشند و این‌ها، این‌ها هستند، انسان‌های این‌جوری هستند، رفقای این‌جوری هستند، ولی خیلی با هم رابطه محکم و صمیمی ندارند. آیا هم‌چین چیزی طبیعیه یا نه، این آسیب هست و باید درستش کرد؟

خب تقوا احتیاج داره، آدم با اهل تقوا رفت و آمد هم داشته باشه. یکی از چیزهایی که فرمودند مؤمن احتیاج داره «لَذَّةً فِي غَيْرِ حَرَامٍ»‌ه. خب باید لذت غیرحرام داشته باشه تو کارهاش. یکی از مصادیقش همینه: دیدار مؤمنینه که اهل تقوان، بره، بیاد. فرمودند برید دیدن همدیگه، بله. گاهی حالا طول هفته درس هست، آخر هفته وقت می‌ذاره آدم. ساده و سبک، بله. دوست داره خدا، حضرات هم خوشحال می‌شن. خصوصاً لقاء المتقین. بله.

مدیریت رسانه و تماشای فیلم و ورزش در خانواده

29- سوال: گفتند مثلاً برای همین تفریح و برای این که حالا فرمودید «لَذَّةً فِي غَيْرِ حَرَامٍ»، بعضی وقت‌ها هستش تو منزل که اصلاً مثلاً به‌خاطر این‌که خستگی‌شون در بره بعضی از فیلم‌ها یا بعضی از ورزش‌ها رو مثلاً بخوان نگاه بکنند از تلویزیون.

بعضی چیزها حرام نیست، اما یواش‌یواش شما می‌شینی پاش می‌بینی ای! وقت رفت! درست موند؟ فردا خراب شد درست. بله، یا می‌بینی این فیلمه یک چیزهای بدی یاد می‌ده. می‌گه خب فیلم‌ها حالا کیا می‌نویسند و می‌سازند؟ فکرشون که به این نیست که بیان اصلاح کنند جامعه رو، ببرند سمت مسائل خوب اخلاقی. فکرها غربیه، غرب توش چیز نوشته، بله. این‌ها متناسب با همون فیلم می‌سازند. یک فیلم می‌سازه زنه به مرده بد و بیراه می‌گه، فحش میده، چی‌کار می‌کنه. خب زن می‌بینه یاد می‌گیره! می‌گه مگه می‌شه این‌جوری هم به مرد حرف زد؟! بچه می‌بینه یاد می‌گیره! خود آدم می‌بینه، بله، کدورت پیدا می‌کنه. بله! بعضی چیزها این‌جوری آدم رو گرفتار می‌کنه یواش‌یواش. حرام نیست، اما یواش‌یواش همین چیزهایی که آدم داره از معنویت هم یواش‌یواش می‌گیره از آدم. خب بهتره جاشو با کارهای دیگه پر کنه، کارهای بهتری.

اولویت‌بندی وظایف خانوادگی و تحصیل بانوان در حوزه

30- سوال: برای خانم‌ها رفتن به حوزه، تحصیلات حوزوی رو مناسب می‌دونید؟ و کسانی که فرزند مثلاً کوچک دارند اون‌ها چطور؟

خانم‌ها اولویت اول‌شون به هر حال زندگی‌شونه. اگر درس و هر کار دیگری داره آسیب می‌خواد بزنه به زندگی‌شون، اعصاب‌شون رو به هم بریزه و زندگی آسیب ببینه، نه. اساس اینه، به وظایف‌شون، به واجبات‌شون، به چون اونی که در زندگی مربوط به ایشون هست برسند. یکیش مربوط به تربیت فرزنده. اگه بخواد بره حوزه درس بخونه، باز بچه رو می‌خواد بگذاره مهد، اون‌جا بچه‌ها تو سر و کله هم بزنند، این فقط ساعت یک بار بره شیر بده و برگرده بیاد، این بچه‌ها آسیب می‌بینند. بچه احتیاج داره به محبت و آغوش و ارتباط با مادر. تا یک سنی خیلی احتیاج داره شدید. بخواد به این‌ها منتهی بشه، نه. نه اون درس برکت داره، نه اون کار. اما اگر در این شرایط نیست، خیلی هم خوبه. بتونه یک چیزهایی از حوزه یاد بگیره، مسائل که بتونه فرضاً آیه، حدیثی، چیزی، یک مقدار بتونه معنی کنه بفهمه، فردا که آقاشون می‌ره تبلیغ، این هم باهاش بره، اون تو آقایون اداره کنه، اون هم تو خانم‌ها مثلاً. خیلی هم خوبه، کمک خوبیه‌. اما به شرطی که سر جاش و وقتش باشه. بی‌جا نباشه، بله. آسیب نبینه حق شوهر پایمال نشه، تربیت فرزند هم پایمال نشه.

ارزش و اهمیت عبادی امور خانه‌داری و تربیتی

31- سوال: این‌که خانه‌داری و بچه‌داری برای خانم‌ها عبادت هست، آیا یعنی به این معناست که از انجام عبادات مستحبی اون‌ها رو بی‌نیاز می‌کنه؟

از خیلی چیزها گفتند بله. از زن‌ها احتیاج نیست خیلی کارها رو بکنند. بله، همونو خدا ازشون قبول می‌کنه. چون سخته، مشکله. زحمت می‌خواد، فکر می‌خواد، توان می‌خواد. اون مهم‌تره، او داره فردا یک آدم تحویل جامعه میده. این آدم‌ها همینان دیگه، یک آدم می‌ره یک‌دفعه می‌شه رئیس جمهور یک مملکت خراب می‌کنه! مثلاً! این‌جوری تأثیر داره، بله. باورش نمی‌شد. یعنی همین بچه فردا شده یک کاره‌ای. یک رئیسی که می‌شه کسر بودجه...! [خنده استاد و حاضران]. هرجا برسه زیر دستش زور می‌گه. تربیت خرابه، بله.

زمان فضیلت قرائت زیارت ندبه

32- سوال: این وقت خواندن زیارت ندبه نوشته‌اند نزدیک غروب جمعه هست، نزدیک عصر؟

عصر جمعه فرصت هست، بله. عصر جمعه.

 

گزیده

۱. تأخیر نماز، از دست‌دادن خیرات است

نماز وقتی بی‌جهت به تأخیر می‌افتد، مصداق استخفاف به صلات است؛ چون تأخیر آن فقط در حد تأخیر باقی نمی‌ماند و گاهی نیز قضا می‌شود. از همه مهم‌تر، نماز صبح است و اهمیت آن از همه بیشتر است. هرچه نماز از اول وقت عقب‌تر برود، انسان خیراتی را از دست می‌دهد. بنابراین، اینکه نماز صبح را به تأخیر بیندازیم، هرچند هنوز قضا نشده باشد، کار درستی نیست. انسان نباید به این مقدار اکتفا کند که نمازش پیش از قضا شدن خوانده شده است؛ بلکه باید توجه داشته باشد که با عقب‌انداختن نماز از اول وقت، بخشی از خیر و برکتی را که برای او قرار داده شده، از دست می‌دهد.


۲. جبران هر گناه، متناسب با آن است

جبران گناهان مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. اگر کسی آبروی فردی را ریخته است، باید برای اصلاح آن اقدام کند. اگر به دیگران ظلم کرده است، باید کسانی را که به آن‌ها ظلم کرده پیدا کند و ظلم خود را جبران نماید. اگر نماز نخوانده است، باید نمازهای خود را قضا کند. البته جبران برخی گناهان گاهی بسیار سخت‌تر می‌شود؛ به‌خصوص گناهانی که به حقوق و آبروی دیگران مربوط است. بنابراین، نمی‌توان برای همه گناهان یک راه جبران واحد در نظر گرفت. تدارک و جبران هر گناه، متناسب با نوع همان گناه است و انسان باید ببیند چه چیزی را ضایع کرده و از چه راهی می‌تواند آن را اصلاح و جبران کند.


۳. ذکر، زمینه ترک گناه است؛ نه جایگزین اراده

یکی از چیزهایی که در انسان زمینه دورشدن از گناه را ایجاد می‌کند، یاد خداست. غفلت، عامل اصلی گناه در بیشتر انسان‌ها و بیشتر گناهان است. گاهی اگر انسان متوجه شود که کاری گناه است و به یاد خدا بیفتد، دست می‌کشد. ذکر برای ازبین‌بردن همین غفلت است؛ اما ذکر به‌تنهایی جلوی گناه را نمی‌گیرد. ممکن است کسی ذکر بگوید و باز هم گناه کند. آن چیزی که دست‌وپای انسان را در برابر گناه می‌بندد، تصمیم، نیت و اراده‌ای است که خداوند در دل او قرار داده است. ذکر زمینه توجه را فراهم می‌کند؛ اما انسان باید با تصمیم و اراده خود، گناه را ترک کند.


۴. اراده با انجام به‌موقع کارها قوی می‌شود

انسان اراده دارد؛ اما وقتی باید برخیزد و کارش را انجام دهد، می‌نشیند و تنبلی می‌کند و در نتیجه اراده‌اش ضعیف می‌شود. هرگاه انسان اراده‌ای را که دارد، در کاری که پیش آمده به کار نگیرد، آن را ضعیف می‌کند. تنبلی، سستی، اهمال‌کاری و امروز و فردا کردن، اراده را از بین می‌برد. کاری که اکنون وقت انجام آن است، باید همین اکنون انجام شود. اگر انسان کار را در وقت خودش انجام داد، اراده‌اش تقویت می‌شود و دفعه بعد می‌تواند کارهای جدی‌تر و سخت‌تری را نیز به‌موقع انجام دهد. راه دیگری وجود ندارد؛ اراده مخزنی است که هرچه انسان بیشتر از آن استفاده کند، بیشتر و قوی‌تر می‌شود.


۵. سستی در کارهای روزمره، اراده را ضعیف می‌کند

تقویت یا تضعیف اراده فقط به مسائل عبادی مربوط نیست. در مسائل دنیوی، درس، شغل و همه کارهای زندگی نیز همین‌گونه است. بخشی از گرفتاری کسانی که دنیای آن‌ها آشفته است، به این برمی‌گردد که کارهای خود را درست، محکم و باقاعده انجام نمی‌دهند. انسان تنبلی می‌کند، کار را در وقت خودش انجام نمی‌دهد و فرصت را از دست می‌دهد؛ در نتیجه کار خراب می‌شود. به ما گفته‌اند کارهای دنیا را نیز درست، خوب و محکم انجام دهید. وقتی انسان کار خود را در زمان مناسب انجام ندهد، اراده‌اش ضعیف می‌شود؛ چه در درس باشد، چه در شغل و چه در هر کار دیگری که بر عهده او قرار گرفته است.


۶. آبروی مؤمن را بدون تحقیق نبریم

اگر کسی سخنان خوب و مفیدی می‌گوید، نمی‌توان بدون امتحان و تحقیق او را بی‌سواد دانست. ممکن است برای معمم‌نشدن خود عذری داشته باشد؛ زیرا معمم‌شدن واجب نیست. باید آبروی مؤمن را حفظ کرد و نمی‌شود همین‌طور کسی را زد و زیرآب او را زد. آبرو نزد خداوند بسیار مهم و تهمت بسیار سنگین است. در روایت آمده است که اگر کسی به مرد یا زن مؤمنی تهمت بزند، ایمانش همان‌گونه که نمک در آب حل می‌شود، از بین می‌رود. بنابراین، باید تحقیق کرد. اگر پس از تحقیق ثابت شد که کسی سواد ندارد، بیان آن با رعایت شرایط مسئله دیگری است؛ اما سخن‌گفتن بدون تحقیق و نسبت‌دادن امور نادرست، گناه کبیره است.


۷. اصلاح حوزه از اصلاح خود ما آغاز می‌شود

ما باید در هر شرایطی حق را درست و صحیح بشناسیم. ایراد و اشکال در همه‌جا وجود دارد؛ هم در حوزه و هم بیرون از حوزه. این ایرادها باید اصلاح شود؛ اما بخشی از اصلاح به فردفرد ما برمی‌گردد. فردفرد ما در کنار یکدیگر حوزه و مجموعه طلاب را تشکیل می‌دهیم. وقتی خودمان برای اصلاح رفتار و اعمالمان همت نمی‌کنیم، چگونه انتظار داریم دیگران خود را اصلاح کنند؟ وقتی مردم عیب‌های رفتاری را در کارهای من می‌بینند، چه انتظاری هست که دیگران اصلاح شوند؟ هرکدام از ما یک نفر هستیم، اما همین افراد در کنار یکدیگر یک مجموعه را می‌سازند. بنابراین، اصلاح عمومی بدون توجه جدی هر فرد به اصلاح خودش امکان‌پذیر نیست.


۸. تقوا، سرچشمه بصیرت است

پایه اصلی بصیرت، تقواست. گناه، بصیرت را از انسان می‌گیرد. بصیرت در قرآن کریم به «فرقان» تعبیر شده است: «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا». به سخن خدا گوش دهید تا خداوند به شما بصیرت عطا کند. کسانی که بصیرت خود را از دست می‌دهند، در جایی از کارشان تقوا ندارند. نتیجه غلط نشان می‌دهد که مقدمات نیز خراب است و مقدمه خراب در این مسئله، بی‌تقوایی است. وقتی تقوا نباشد، انسان بصیرتش را از دست می‌دهد؛ درست و غلط برایش مخلوط، خوب و بد مشتبه و تشخیص راه صحیح دشوار می‌شود. تقوا به انسان قدرت تشخیص می‌دهد و گناه این روشن‌بینی را از او می‌گیرد.


۹. تقوا در اطاعت و تواضع آشکار می‌شود

تقوا باید در جایی به کار بیاید که اطاعت و تواضع برای انسان سخت است. ممکن است کسی از نظر علم، سن یا سابقه از دیگری بیشتر باشد؛ اما هنگامی که وظیفه‌اش اطاعت است، باید بگوید: «چشم». اگر کسی شاگرد، رفیق، همسایه یا هم‌مباحثه انسان بوده و بعد در جایگاهی قرار گرفته که اطاعت از او لازم است، انسان متقی نباید در برابر او اظهار وجود کند. این امتحان ممکن است برای هرکدام از ما پیش بیاید. شاید روزی کسی که زیردست ما بوده، بالاتر از ما قرار بگیرد. اگر تقوا نداشته باشیم، نمی‌توانیم بپذیریم که او به ما دستور دهد. تقوا در همین موقعیت‌ها معنا پیدا می‌کند؛ نه فقط در سخن‌گفتن درباره اطاعت و تواضع.


۱۰. هیچ‌کس از امتحان‌های سخت در امان نیست

نباید همیشه تصور کنیم کسانی که لغزیده‌اند و فتنه ایجاد کرده‌اند، دیگران‌اند و ما حتماً در همان موقعیت راه درست را انتخاب می‌کردیم. معلوم نیست چنین باشد. بسیاری از کسانی که دچار لغزش شدند، در راه اسلام شکنجه دیده، زندان رفته و گرفتاری کشیده بودند و حتی بسیار بیشتر از ما زحمت کشیده بودند. با وجود آن سوابق، گرفتار شدند. بنابراین، انسان باید بترسد و مراقب خودش باشد؛ زیرا این حوادث فقط برای دیگران نیست. کسانی که این‌گونه می‌شوند، ممکن است خود ما باشیم. ممکن است انسان به جایگاهی برسد و نتواند بپذیرد که فرد دیگری به او دستور بدهد. سابقه خوب به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که انسان در امتحان‌های بعدی نیز درست عمل کند.


۱۱. علم بدون تقوا، انسان را گرفتار می‌کند

اگر تقوا باشد، علم به درد انسان می‌خورد و او را به تواضع وامی‌دارد؛ اما اگر تقوا نباشد، انسان می‌نشیند و می‌گوید: «من بیشتر می‌فهمم» و در نتیجه همه‌چیز خود را از دست می‌دهد. نعمتی را که خداوند به او داده، ممکن است از او بگیرند. انسان متقی، با وجود سن، علم، سابقه و جایگاه، در برابر حق تواضع می‌کند و خود را مطرح نمی‌سازد. خداوند نیز چنین انسانی را عزیز می‌کند و به او عزت می‌دهد. تقوا باعث می‌شود علم و سابقه انسان وسیله رشد و سربلندی او شود؛ اما بی‌تقوایی همان علم و موقعیت را به عاملی برای غرور، سقوط و ازدست‌دادن عزت تبدیل می‌کند. تقوا انسان را عزیز و معصیت او را ذلیل می‌کند.


۱۲. آگاهی اجتماعی، بخشی از تقوای صاحبان نفوذ است

اگر مجتهد یا عالمی در جایگاهی قرار دارد که مردم به او رجوع می‌کنند، نظرش برای آنان اعتبار دارد و رفتار او را دنبال می‌کنند، بخشی از تقوای او این است که در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز حواس خود را جمع کند و درست تشخیص دهد. مردم نگاه می‌کنند که او با چه کسی دیدار کرده، به چه کسی رأی داده و در سخنانش چه گفته است. بنابراین، باید مراقب باشد دیگران از موقعیت و اعتبارش سوءاستفاده نکنند. گاهی دامی پهن می‌شود و فردی بدون اطلاع در آن می‌افتد؛ سپس می‌گوید خبر نداشتم، درحالی‌که هدف طراحان دام محقق شده است. صاحب نفوذ باید آگاهی لازم را به دست آورد تا ابزار اهداف دیگران نشود.


۱۳. دعا، راه درخواست کمک از خداست

دعاها بسیار مفید و مهم‌اند. بدون دعا، انسان نمی‌تواند مشکلات خود را حل کند و از کمک خداوند بهره‌مند شود. قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». تا زمانی که اهل دعا نباشید، دعا نکنید و از خداوند نخواهید، مشکلاتتان حل نمی‌شود. اگر انسان از خدا چیزی نخواهد و ارتباط دعایی با او نداشته باشد، به خودش واگذار می‌شود تا هر کاری می‌خواهد انجام دهد. خواندن دعاهایی مانند دعای مکارم‌الاخلاق و توجه به مضامین آن‌ها می‌تواند در عمل به انسان کمک کند. دعا فقط خواندن الفاظ نیست؛ اظهار نیاز، درخواست یاری و توجه به خداوند در مسیر اصلاح زندگی است.


۱۴. دوست خوب را پیداکردن و حفظ‌کردن

منظور از دوستی که در روایات بیان شده، دوست خوب، صدیق و باتقواست. عاجز کسی است که نمی‌تواند چنین دوستی پیدا کند؛ نه صرفاً کسی که توانایی انجام کاری جسمی را ندارد. عاجزتر از او کسی است که دوست باتقوایی دارد، اما او را از دست می‌دهد. ممکن است آن دوست ببیند که انسان تقوا را زیر پا گذاشته و در نتیجه رابطه خود را با او کاهش دهد یا قطع کند. گناه‌کردن می‌تواند دوستان خوب را از انسان بگیرد. یافتن رفیق باتقوا نعمت بزرگی است و حفظ این نعمت نیز به مراقبت از رفتار و تقوای خود انسان نیاز دارد. کسی که با اعمالش دوستان صالح را از خود دور می‌کند، از کسی که اصلاً چنین دوستی پیدا نکرده، عاجزتر است.


۱۵. از فضای معنوی جمع استفاده کنیم

اگر انسان به‌تنهایی نمی‌تواند حال دعا، توجه و گریه را در خود ایجاد کند، باید از فضای جمعی کمک بگیرد. می‌تواند در اجتماعات و مجالسی حضور پیدا کند که اهل دعا در آن گرد هم آمده‌اند، دعا می‌خوانند و به خداوند توجه دارند. انسان می‌تواند از حال معنوی جمع و فضایی که در آن مجلس حاکم شده استفاده کند. گاهی توجه دیگران، دعاخواندن جمعی و فضای معنوی یک مجلس، زمینه‌ای فراهم می‌کند که دل انسان نیز نرم شود و بتواند با خدا ارتباط پیدا کند. بنابراین، کسی که در خلوت خود موفق به ایجاد این حالت نمی‌شود، نباید اصل دعا و توجه را رها کند؛ بلکه می‌تواند از مجالس عمومی و جمع‌های معنوی برای رسیدن به این حال بهره ببرد.


۱۶. گناه زیاد، اشک را از انسان می‌گیرد

در روایت آمده است: «جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ»؛ چشم‌ها خشک نمی‌شوند مگر به‌سبب قساوت قلب. سپس می‌فرماید: «وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوبِ»؛ قلب‌ها قساوت پیدا نمی‌کنند مگر به‌خاطر فراوانی گناهان. اگر انسان نمی‌تواند اشک بریزد و دلش تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد، باید یکی از علت‌های مهم آن را در گناهان خود جست‌وجو کند. گناه فراوان بر دل سنگینی می‌کند و اجازه نمی‌دهد اشک انسان جاری شود. خشکی چشم فقط مسئله‌ای ظاهری نیست، بلکه ممکن است نشانه سنگینی و سخت‌شدن دل باشد. راه اصلاح آن نیز کاهش گناه و بازگشت جدی به تقواست.


۱۷. برای حفظ تقوا، معاشرت‌ها را مدیریت کنیم

سکوت به معنای سکوت مطلق نیست. انسان سخنان معمول، لازم و ضروری را می‌گوید؛ اما از حرف‌های بی‌جهت و آسیب‌زا دوری می‌کند. ممکن است بعضی دوستان از این رفتار ناراحت شوند یا مدتی انسان را اذیت کنند، ولی به‌تدریج دلسرد می‌شوند و او را رها می‌کنند. کسی که می‌خواهد در مسیر تقوا حرکت کند، باید رفاقت‌های ناسالم را کنار بگذارد. این به معنای دشمنی نیست؛ همچنان سلام می‌کند، هنگام بیماری به عیادت می‌رود، احوال می‌پرسد و کمک می‌کند؛ اما معاشرت و ارتباط زیاد با کسانی که تقوا را رعایت نمی‌کنند، به انسان آسیب می‌زند. ادامه چنین رفاقت‌هایی ممکن است در دنیا و آخرت به دشمنی منتهی شود.


۱۸. دوستان خود را متناسب با مسیر جدید تغییر دهیم

رفقای ناسالم همان کسانی‌اند که نمی‌خواهند تقوا را رعایت کنند و به‌راحتی گناه می‌کنند. ممکن است انسان قبلاً خودش نیز مانند آن‌ها بوده و به همین دلیل با آنان رفاقت کرده باشد؛ زیرا هم‌جنس با هم‌جنس همراه می‌شود. وقتی انسان تصمیم می‌گیرد تقوا را رعایت کند، باید معاشرت‌های خود را نیز تغییر دهد و برای رفاقت‌های قبلی جایگزین مناسب پیدا کند. بهتر است با کسانی معاشرت کند که اهل مراقبت و رعایت‌اند. درباره دیگران نیز همان اخلاق اسلامی را انجام دهد؛ سلام کند، کمک کند و حقوق مؤمن را رعایت نماید، اما بیش از آن وارد ارتباط و رفاقتی نشود که تقوای او را به خطر می‌اندازد. تغییر مسیر، گاهی به تغییر محیط و دوستان نیز نیاز دارد.


۱۹. تنها راه ترک گناه، تصمیم در لحظه گناه است

گاهی انسان همه کارها را برای ترک گناه انجام می‌دهد، جز اینکه واقعاً تصمیم بگیرد گناه نکند. اگر هم تصمیم می‌گیرد، تصمیم او فقط تا لحظه رسیدن به گناه ادامه دارد؛ وقتی زمینه گناه فراهم می‌شود، تصمیمش را کنار می‌گذارد. اگر انسان تصمیم بگیرد که هنگام رسیدن به گناه، آن را انجام ندهد و واقعاً انجام ندهد، مسئله حل می‌شود. بیش از این و غیر از این راهی نیست و هرکس موفق شده، از همین مسیر رفته است. اگر انسان منتظر چیز دیگری باشد که بیاید و او را اصلاح کند، چنین چیزی نمی‌آید. خداوند نیروی لازم را در خود انسان قرار داده است. او باید همان تصمیم و اراده درونی را در لحظه امتحان به کار بگیرد.


۲۰. اراده، انسان را به همت‌های بلند می‌رساند

اهل تقوا به‌سبب به‌کارگیری تصمیم و اراده، صاحب همت‌های بلند می‌شوند. انسان وقتی بارها اراده خود را به کار می‌گیرد و در برابر گناه یا سستی می‌ایستد، همت او به‌تدریج قوی و بلند می‌شود. سپس با همین همت در مسائل دیگر زندگی نیز موفق خواهد شد. کسی که همت محکم و بلندی دارد، می‌تواند به خیرهای دنیا و آخرت دست پیدا کند. نیروی اراده در خود انسان قرار داده شده و نباید منتظر باشد عامل دیگری از بیرون بیاید و او را به حرکت وادارد. تصمیم‌گرفتن و عمل‌کردن به تصمیم، نه‌تنها یک گناه را از انسان دور می‌کند، بلکه شخصیت او را می‌سازد و توان رسیدن به موفقیت‌های بزرگ‌تر را در او افزایش می‌دهد.


۲۱. شوخی خوب، کسی را سبک و تحقیر نمی‌کند

اگر شوخی با گناه همراه نباشد، اشکالی ندارد. علت اینکه در برخی سخنان از مزاح منع شده، این است که انسان در شوخی با زبان خود بسیار در معرض گناه قرار می‌گیرد. اگر زبان اصلاح شود، مزاح نیز می‌تواند عبادت باشد. انسان باید بداند کجا و چگونه شوخی کند؛ شوخی او نباید باعث شود کسی سبک، خرد یا تحقیر شود و خود او نیز نباید با شوخی‌کردن شخصیتش را سبک کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عین اینکه امام‌المتقین بودند، زیاد مزاح می‌کردند؛ اما مزاح ایشان حساب‌شده و همراه با رعایت حدود بود. بنابراین، اصل شوخ‌طبعی بد نیست؛ مهم این است که گناه، توهین، تحقیر و سبک‌کردن خود یا دیگران در آن نباشد.


۲۲. تقوا مرز روشن دارد

در زمین و در میان انسان‌های مکلف، هرکس یا اهل تقواست یا نیست. نمی‌توان گفت کسی نه باتقواست و نه بی‌تقوا. انسان یا به سخن خداوند گوش می‌دهد یا گوش نمی‌دهد. کسی که گاهی گوش می‌دهد و گاهی گوش نمی‌دهد، در زمره متقین قرار نمی‌گیرد. متقین کسانی‌اند که دربست و به‌صورت جدی تصمیم گرفته‌اند فرمان خدا را رعایت کنند. ممکن است لغزشی برای آنان پیش بیاید، اما مسیر و بنای اصلی‌شان اطاعت است. تقوا یک حالت مبهم و بدون معیار نیست. معیار آن، گوش‌دادن به فرمان خداوند و رعایت دستورات او در موقعیت‌های مختلف زندگی است. نمی‌توان بی‌اعتنایی‌های مکرر به فرمان خدا را با عنوان حالتی میانه و میان تقوا و بی‌تقوایی توجیه کرد.


۲۳. شرط اصلی یاری امام زمان، تقوای کامل است

امام زمان علیه‌السلام جامعه و مردم را اداره می‌کنند؛ اما کسانی که در کنار ایشان قرار می‌گیرند و به ایشان کمک می‌کنند، باید از تقوای کامل برخوردار باشند. شرط اول، اصلی و اساسی یاران و کارگزاران ایشان، تقوای صددرصدی است. کار را به کسانی می‌سپارند که آن را خراب نمی‌کنند. همین اکنون نیز در دوران غیبت، توجه خاص حضرت به اهل تقواست. خود حضرت فرموده‌اند که برخی اعمال و گناهان شما موجب ناراحتی ما می‌شود. اگر این گناهان نبود، دیدار ما برای شما لحظه‌ای به تأخیر نمی‌افتاد؛ اما انسان با اعمال خود پیوسته پرده‌هایی میان خودش و امام ایجاد می‌کند. نزدیکی حقیقی به امام زمان از مسیر ترک گناه و تقوای جدی می‌گذرد.


۲۴. دیدار اهل تقوا، لذتی حلال و سازنده است

تقوا نیاز دارد که انسان با اهل تقوا رفت‌وآمد داشته باشد. یکی از چیزهایی که مؤمن به آن احتیاج دارد، «لَذَّةً فِي غَيْرِ حَرَامٍ»؛ یعنی بهره‌مندی از لذتی است که حرام نباشد. یکی از مصادیق این لذت، دیدار مؤمنانی است که اهل تقوا هستند. انسان باید برای دیدن آنان رفت‌وآمد داشته باشد. در روایات نیز به دیدار یکدیگر سفارش شده است. ممکن است انسان در طول هفته به درس و کار مشغول باشد؛ اما می‌تواند در پایان هفته وقتی را برای دیدار دوستان مؤمن خود قرار دهد. این دیدارها لازم نیست پرهزینه و سنگین باشد؛ می‌تواند ساده و سبک برگزار شود. خداوند این ارتباط را دوست دارد و حضرات نیز از ملاقات اهل تقوا خوشحال می‌شوند.


۲۵. سرگرمی‌های مباح نیز ممکن است معنویت را کم کنند

برخی فیلم‌ها و برنامه‌ها حرام نیستند، اما انسان به‌تدریج می‌بیند وقتش از دست رفته و کارهای مهمش باقی مانده است. گاهی یک فیلم مطالب نادرستی را آموزش می‌دهد. کسانی که فیلم‌ها را می‌نویسند و می‌سازند، همیشه به فکر اصلاح جامعه و حرکت‌دادن مردم به سمت اخلاق خوب نیستند. ممکن است در فیلم، زن و مرد با یکدیگر بد صحبت کنند و کودک یا بزرگسال با دیدن آن رفتار را یاد بگیرد. چنین محتواهایی به‌تدریج در انسان کدورت ایجاد می‌کنند. ممکن است حرام نباشند، اما همان معنویتی را که انسان به دست آورده، آرام‌آرام از او بگیرند. بهتر است انسان وقت خود را با فعالیت‌ها و سرگرمی‌های بهتر و سازنده‌تری پر کند.


۲۶. تحصیل نباید حق خانواده را پایمال کند

اولویت نخست خانم‌ها زندگی و وظایف خانوادگی آنان است. اگر درس یا هر کار دیگری به زندگی آسیب می‌زند، اعصاب را به هم می‌ریزد یا موجب پایمال‌شدن وظایف واجب می‌شود، نباید دنبال شود. یکی از وظایف مهم، تربیت فرزند است. کودک در سال‌های ابتدایی به محبت، آغوش و ارتباط با مادر نیاز شدیدی دارد. اگر تحصیل سبب شود کودک از این نیازها محروم و دچار آسیب شود، نه آن درس برکت دارد و نه آن کار. اما اگر شرایط مناسب باشد و حق همسر و فرزند پایمال نشود، تحصیل حوزوی بسیار خوب است. خانم می‌تواند آیات، روایات و معارف دینی را بیاموزد و در تبلیغ و آموزش زنان نیز به همسر خود کمک کند.