بررسی ابعاد نفس اماره، ضرورت محاسبه‌ی خویشتن و برکات تقوا در دنیا و آخرت
صوت کامل سخنرانی
1397/10/14
پست

1️⃣ ویژگی‌های اساسی نفس اماره و گرایش آن به بدی

2️⃣ اهمیت محاسبه‌ی نفس و عواقب رها کردن آن

3️⃣ ضرورت خودارزیابی پیش از حساب‌رسی قیامت

4️⃣ ایستگاه‌های پنجاه‌گانه قیامت و دشواری حساب‌رسی

5️⃣ اهمیت داشتن واعظ درونی و خودتنبیهی

6️⃣ مکر شیطان و شیوه‌های نفوذ او در مؤمنان

7️⃣ لزوم اندوه بر سرمایه‌های از دست رفته و عبرت‌آموزی

8️⃣ حتمیت مرگ و لزوم آماده کردن پاسخ در محکمه الهی

9️⃣ تقوا؛ تنها ترازوی واقعی برای اصلاح نفس

🔟 مفهوم تقوا و لزوم مواظبت بر واجبات و محرمات

📜 نامه امیرالمؤمنین (ع) به اهل مصر و برکات تقوا

💎 بهره‌مندی متقین از خیرات دنیا و همسایگی حق در آخرت

بررسی ابعاد نفس اماره، ضرورت محاسبه‌ی خویشتن و برکات تقوا در دنیا و آخرت

1️⃣ ویژگی‌های اساسی نفس اماره و گرایش آن به بدی

2️⃣ اهمیت محاسبه‌ی نفس و عواقب رها کردن آن

3️⃣ ضرورت خودارزیابی پیش از حساب‌رسی قیامت

4️⃣ ایستگاه‌های پنجاه‌گانه قیامت و دشواری حساب‌رسی

5️⃣ اهمیت داشتن واعظ درونی و خودتنبیهی

6️⃣ مکر شیطان و شیوه‌های نفوذ او در مؤمنان

7️⃣ لزوم اندوه بر سرمایه‌های از دست رفته و عبرت‌آموزی

8️⃣ حتمیت مرگ و لزوم آماده کردن پاسخ در محکمه الهی

9️⃣ تقوا؛ تنها ترازوی واقعی برای اصلاح نفس

🔟 مفهوم تقوا و لزوم مواظبت بر واجبات و محرمات

📜 نامه امیرالمؤمنین (ع) به اهل مصر و برکات تقوا

💎 بهره‌مندی متقین از خیرات دنیا و همسایگی حق در آخرت

متن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ وَ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ

ویژگی‌های اساسی نفس اماره و گرایش آن به بدی

صحبت درباره‌ی نفس انسان بود که نفس اماره به سوء است. یکی از ویژگی‌های اساسی انسان، این مسئله است که مطابق قرآن کریم، مبدأ و منشأ شر و سوء در انسان است. نفس انسان نسبت به سوء، شر و بدی، متمایل‌تر است تا نسبت به خیر. گرایش به اخلاق بد و رفتار بد برایش راحت‌تر است؛ چون اماره است و آدم را به آن سمت می‌برد، تا این‌که به سمت کار خیر، کار درست و کار صحیح راهنمایی کند.

لذا فرمودند این [نفس] دشمنی است که اگر رهایش کنی، او تو را رها نمی‌کند و ول‌کنِ شما نیست. اگر آدم به حال خودش واگذار بشود، این‌طور نیست که بدون مشکل و راحت پیش برود؛ حتماً گرفتار می‌شود و مبدأ و منشأ این گرفتاری‌ها هم خودِ انسان است. این گرفتاری‌ها هم دنیای آدم را به هم می‌زند، هم رزق و روزی آدم را عقب می‌اندازد و کم می‌کند، و هم در کار آدم گره ایجاد می‌کند. کارهایی که می‌توانست راحت‌تر حل بشود، با خراب‌کاری‌های نفس اماره بدتر می‌شود و در کار آدم گره می‌افتد؛ به‌طوری که هرچه می‌خواهد آن را باز کند، بدترش می‌کند. لذا فرمودند به این نفس باید به چشم یک دشمن نگاه کنید که سرمایه‌هایتان را از بین می‌برد.

اهمیت محاسبه‌ی نفس و عواقب رها کردن آن

یکی از مسائلی که در ادامه مطرح فرمودند، مسئله‌ی «محاسبه» است؛ این‌که آدم چطور در مال دنیا و در مسائل دنیایی اهمیت قائل است و خودش را محاسبه می‌کند، کارش را حساب‌کتاب می‌کند و اگر با کسی شریک باشد حساب‌وکتاب می‌کند؛ فرمودند این نفس را هم اگر رها کنی و از آن حساب‌کتاب نکشی، در آخر کار چیزی برای آدم باقی نمی‌گذارد.

انسان تا وقتی در مسیر خیر در حرکت است که محاسبه و حساب‌کتاب کشیدن از نفس در او، بیشتر و شدیدتر از محاسبه در کارهای دنیوی باشد. فرمودند این محاسبه باید بیشتر از رفتار تاجری باشد که می‌نشیند و اموالش را حساب‌کتاب می‌کند، یا شریکی که نسبت به شریک دیگرش حساب‌کتاب می‌کشد، یا استادی که نسبت به زیردستش حساب‌کتاب دارد و از او می‌پرسد: «چه‌کار کردی؟ چی را کجا خرج کردی؟»؛ انسان باید شدیدتر و مهم‌تر از این‌ها، نسبت به خودش محاسبه داشته باشد، و الا همین‌جور روزها می‌گذرد و عمر از انسان عبور می‌کند و آدم عقب می‌افتد. این نفس، سرمایه‌هایی را که خدای متعال به انسان داده است، تباه می‌کند.

ضرورت خودارزیابی پیش از حساب‌رسی قیامت

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «أَلَا فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا». بالاخره شما را محاسبه می‌کنند؛ یا شما خودتان الان خودتان را محاسبه می‌کنید، یا اگر نکردید، فردا [در قیامت] سر جایش هست و حساب‌رسی دقیق وجود دارد. اگر الان محاسبه و اصلاح کردید، فردا نیازی به آن ایستگاه‌ها نیست، اما اگر الان این کار را نکردید، فردا حتماً شما را محاسبه می‌کنند.

خودتان را محاسبه کنید؛ ببینید خودتان الان (هرکسی خودش) در چه وضعیتی قرار دارد؟ نسبت به دستورات خدا، نسبت به واجبات و محرمات (این یک)، و نسبت به اخلاق حسنه و اخلاق سیئه (این هم دو)، در چه فاصله‌ای قرار گرفته است؟ واجبات مشخص است؛ آدم باید یاد بگیرد و خودش را با واجبات دنیایی و آخرتی تطبیق بدهد. محرماتی هم هست که آدم باید خودش را [از آن‌ها دور نگه دارد]. اگر فاصله دارد، باید اصلاح کند؛ و الا از همان نقطه‌ای که انسان در واجبات و محرمات کم می‌گذارد، از همان نقطه نفس اماره وارد می‌شود و آدم را گرفتار می‌کند؛ دقیقاً از همان‌جا. نفس رها نمی‌کند.

اگر یک کسی نمازخوان باشد، ممکن است نفس نتواند نماز را از او بگیرد، اما از راه دیگری یک چیز دیگر را از او می‌گیرد. اگر خلق انسان بد باشد و در حلم و صبر نقطه ضعف داشته باشد، نفس از همان در وارد می‌شود و از همان‌جا آدم را گرفتار می‌کند. لذا نباید آدم همین‌جور بی‌حساب‌کتاب از دستورات خدا بگذرد و پیش برود. باید خودش را محاسبه کند، مال و اموالش را محاسبه بکند.

تاجرهای موفق چطور هستند؟ دفتر حساب‌کتاب دارند. آخرت ما هم اگر بخواهد اصلاح بشود و به تبع آن دنیایمان هم اصلاح بشود، خمسِ ما هم یک دفتر حساب‌کتاب می‌خواهد؛ اموال ما یک دفتر حساب‌کتاب دینی و الهی می‌خواهد. و الا سر سال خمسی که می‌رسد، آدم همین‌جور می‌گوید: «خب، حالا یک چیزی می‌دهیم دیگر!»؛ اما سر حساب مادی و دنیایی‌اش خیلی محکم و مصر است و مو را از ماست می‌کشد. محاسبه‌ی نفس باید از این هم شدیدتر باشد.

ایستگاه‌های پنجاه‌گانه قیامت و دشواری حساب‌رسی

«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا فَإِنَّ فِي الْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً». در قیامت (که مرحله‌ی قبل از رفتن به بهشت یا جهنم است) خودش بساطی دارد. وقتی آدم‌ها زنده می‌شوند، یک‌سری عذاب‌ها و گرفتاری‌های شدید و سختی آن‌جا هست و تا زمانی که مشغول حساب‌رسی هستند، خود این معطلی عذاب است. در قرآن کریم، خداوند در خیلی جاها همین روز را توصیف می‌کند که چه روزی است؛ جدا از اوصاف جهنم که بناست عده‌ای بعداً به آن‌جا بروند، خود این روز چنین اوصافی دارد: «يَوْمَ تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَىٰ وَمَا هُمْ بِسُكَارَىٰ». همان روز یک جوری است که آدم‌ها از شدت گرفتاری و عذابی که پشت سر این مسئله می‌بینند، از خود بی‌خود هستند. این وضعیت هست و بناست عده‌ای به آن‌جا بروند؛ همه اوضاعشان به هم می‌ریزد و آن‌جا دیگر عقل کار نمی‌کند.

حالا می‌فرماید در قیامت پنجاه موقف (یعنی پنجاه ایستگاه) هست. یک مسیری است که همین‌جور قسمت به قسمت که پیش می‌روی، ایست و بازرسی گذاشته‌اند. یکی نماز را می‌پرسد، یکی روزه را می‌پرسد، یکی حق‌الناس را می‌پرسد، یکی حج را می‌پرسد، یکی غیبت را می‌پرسد؛ همین‌طور ایستگاه هست. «كُلُّ مَوْقِفٍ مَقَامُ أَلْفِ سَنَةٍ»؛ که هر کدام از این ایست و بازرسی‌ها، اندازه‌ی مثلاً هزار سال دنیایی معطلی دارد.

«فِي يَوْمٍ»، سپس این آیه را تلاوت فرمودند. امام صادق (علیه‌السلام) این آیه را تلاوت فرمودند: «فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ». ایشان فرمودند هر موقفش این‌قدر معطلی دارد و هر ایست و بازرسی‌اش این‌قدر معطل می‌کند. پس فرمودند خودتان از خودتان حساب بکشید. اگر خودتان حساب کشیدید و صاف کردید—به همان طریقی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در روایتی که عرض شد، فرمودند که چطور خودتان را محاسبه کنید—اگر آدم این کار را کرد، خب از این ایستگاه‌ها رد می‌شود. چون اهل تقوا در قیامت این معطلی‌ها را ندارند. برای اهل تقوا یک جاده آن گوشه باز می‌کنند و می‌گویند: «بفرمایید، شما معطل نشوید». خط ویژه دارند برای رفتن به بهشت. این‌ها چه کسانی هستند؟ خب همین‌هایی هستند که این حساب‌کتاب‌ها را کرده و صاف کرده‌اند. لذا وقتی آدم حسابش پاک باشد، به تبع آن از مرگ نمی‌ترسد؛ حالا چه الان بیاید چه صد سال دیگر. هر وقت بیاید آدم حاضر است، چون حساب‌کتابش صاف است و به چیزی گرفتار و بدهکار نیست. خودتان به حساب خودتان برسید و الا به حسابتان می‌رسند؛ و آن‌وقت، خودِ آن حساب‌رسی عذاب است. شما الان حساب‌رسی می‌کنید و عذاب نمی‌کشید، اما آن‌جا خودِ حساب‌رسی عذاب دارد و خودش گرفتاری است.

اهمیت داشتن واعظ درونی و خودتنبیهی

کان علی بن الحسین (علیه‌السلام) یقول، امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمودند: «ابْنَ آدَمَ لَا تَزَالُ بِخَيْرٍ مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ». مطابق آن صحبتی که عرض شد، اگر می‌خواهید از این حالتی که نفس اماره‌ی به سوء، آدم را در متن بدی، سوء و شر قرار می‌دهد و زندگی و آخرت را خراب می‌کند، دربیایید و همه‌اش در ظرف خیر باشید و مادیات و دنیایتان به خیر پیش برود و آخرتتان به خیر باشد، اولاً باید: «مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ»؛ یعنی خودتان باید به فکر خودتان باشید، خودتان باید خودتان را موعظه کنید و خودِ آدم باید به خودش هشدار بدهد. اگر مرتکب گناهی هست، خدا تا یک جایی در مقابل گناه انسان صبر و حلم دارد، اما یک جایی پرده پس می‌رود و آدم را گرفتار می‌کند. آدم نباید منتظر باشد که یک کسی بیاید و او را موعظه کند. مواعظ بقیه، تا وقتی که خودِ آدم نشیند و خودش را مخاطب قرار ندهد و خودش را موعظه نکند و یک مقدار در فکر این کارهایش فرو نرود و به خودش نیاید، این موعظه‌ها به هیچ درد آدم نمی‌خورد؛ «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُ شَيْئاً». چون از یک گوش وارد می‌شود و از گوش دیگر درمی‌رود و همین‌طور می‌گذرد.

«مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ وَ مَا كَانَتِ الْمُحَاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ»؛ دوم این‌که همت داشته باشی و محاسبه کردن را مهم بدانی؛ این حساب‌کتاب کشیدن از خودت را مهم بدانی. این‌که بگوییم حالا فعلاً در چه وضعی هستیم یا چطور تا حالا گذرانده‌ایم و آدم خودش را رها کند، درست نیست. خودِ آدم هم نمی‌داند دقیقاً در چه وضعیتی است. آیا سرجمع کارهایش صاف شده؟ نماز قضا دارد؟ روزه دارد؟ آبروی مردم را ریخته و گرفتاری درست کرده؟ حق کسی را خورده؟ بالاخره چه‌کار کرده است و الان در چه حالی است؟ باید حساب بکند.

مکر شیطان و شیوه‌های نفوذ او در مؤمنان

«... وَ مَا كَانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً»؛ و آدم باید از نفس اماره و به تبع آن از شیطان بترسد؛ چون شیطان از همین زمینه‌ای که در انسان به خاطر نفس اماره وجود دارد، سوءاستفاده می‌کند. او نشسته و قسم هم خورده است و سفت و سخت پای قسمش هست که هر کس هر وقت تصمیم بگیرد آدم بشود، عبد صالحی بشود و به این سمت بیاید، نگذارد که بیاید. آن‌هایی هم که آمده‌اند و با زور جلو رفته‌اند، باز هم شیطان تلاشش را می‌کند. مابقی را رها می‌کند؛ مثلاً برادران اهل سنت را رها می‌کند و کاری به کارشان ندارد، چون آن‌ها راه خودشان را بلدند که بروند؛ نماز بخوانند یا نخوانند، روزه بگیرند یا نگیرند. وقتی از ریشه خراب باشد، نماز خواندن یا نخواندنشان فرقی به حال شیطان نمی‌کند. او احتیاجی ندارد که نماز آن‌ها یا نماز اول وقتشان را از آن‌ها بگیرد؛ احتیاجی ندارد گریه و بکاء را از آن‌ها بگیرد؛ احتیاجی ندارد اهتمامشان به عبادات را از آن‌ها بگیرد. آن‌ها عبادت کنند و اصلاً با این عبادات خوش باشند، شیطان با آن‌ها کاری ندارد.

شیطان با کی کار دارد؟ با آن کسی که آمده در خط امیرالمؤمنین؛ این را نمی‌گذارد. می‌گوید: «آمدی؟ باید برگردی!». با این کار دارد. می‌گوید: «نمازت را بگذار عقب، برو عقب‌تر بخوان، وقتش وسیع است»؛ همین‌جور هی عقب می‌اندازد، یک‌دفعه چشم باز می‌کند و می‌بیند قضا شد. گناه را برای انسان سبک می‌کند، توجه به نفس و محاسبه‌ی نفس را نمی‌گذارد که انسان به سمتش برود و موانع ایجاد می‌کند. به محض این‌که آدم می‌خواهد به سمت خیر و بندگی برود، همان‌جا یک چیزی درست می‌کند تا انسان را سرد کند. همان‌جا که آدم تصمیم می‌گیرد در خط تقوا برود، هنوز از این در بیرون نرفته، یک مسئله‌ای پیش می‌آورد تا به آدم ثابت کند تو اهل این نیستی که بخواهی در مسیر بندگی خدا بروی. خب آدم گرفتار می‌شود و هنوز چیزی نگذشته، یک روز دو روز نگذشته، می‌بیند گناه می‌کند. تا گناه می‌کند، دل‌سرد می‌شود و می‌گوید: «ما اهل این نیستیم که بیاییم در خط خدا»؛ آدم را سرد می‌کند و این حالت پیش می‌آید.

شیطان با این‌ها کار دارد که می‌خواهند در خط بندگی بروند؛ چون بعد از ولایت امیرالمؤمنین، باید در خط بندگی رفت. «يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ شما شیعیان من، شما مشغول به تقوا باشید. شیعه بودن به تنهایی کافی نیست. «أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؟»؛ به همین صرف که بگویید ما را دوست دارید، اکتفا نکنید، این براتون کافی نیست. شما باید مشغول به بندگی و گوش دادن به حرف خدا بشوید تا ایمانتان بالا برود.

لزوم اندوه بر سرمایه‌های از دست رفته و عبرت‌آموزی

«... وَ مَا كَانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً وَ الْحُزْنُ لَكَ دِثَاراً»؛ یک مقدار باید آدم خوف این را داشته باشد که او را رها نمی‌کنند، و محزون باشد از سرمایه‌هایی که از دست داده است. چون اگر آدم یک مقداری بهش برنخورد و در این مسائل فکر نکند، به فکر نمی‌افتد که از حالا به بعد را اصلاح بکند. یک وقت‌هایی هم خوب است که آدم نسبت به گذشته‌اش یک تأملی بکند؛ که چه وضعی داشته که تا الان این وضعیت و این مقدار از ایمان برایش هست؟ چه چیزهایی، چه فرصت‌هایی و چه سرمایه‌هایی را از دست داده است؟ فرصت‌هایی بوده که آدم خیلی می‌توانسته از آن‌ها خوب استفاده کند، زمینه‌هایی مهیا شده بود که خیلی می‌توانست استفاده کند، اما از دست داده است. این تأمل در یک حدی (البته افراط هم نه)، آدم را هل می‌دهد به این‌که: «از حالا به بعد را درست کن». بالاخره از حالا به بعد هم یک‌وقت خدا بخواهد فرصتی پیش می‌آید؛ اگر از قبل عبرت نگرفته باشد، این فرصت‌های از حالا به بعد را هم از دست می‌دهد؛ مهیا می‌شود، اما از دست می‌رود. بهترین راه خیر و سعادت را خدا جلویش می‌گذارد، ولی ول می‌کند؛ اما اگر این مسئله برایش مهم باشد که فرصت را از دست ندهد و از قبل عبرت گرفته باشد، تا مهیا شد، زود می‌چسبد.

حتمیت مرگ و لزوم آماده کردن پاسخ در محکمه الهی

«ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ»؛ حتماً خواهی مرد و حتماً برانگیخته خواهی شد. «... وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ در پیشگاه خدای متعال آدم را می‌آورند و محاکمه می‌کنند و از شما سؤال می‌کنند. «فَأَعِدَّ جَوَاباً»؛ یک جوابی داشته باشید. با محاسبه، این جواب فراهم می‌شود و الا آدم درمانده می‌شود. اگر آدم محاسبه نکند، باید یکی‌یکی هی جواب بدهد: «نماز را چه‌کار کردی؟ جواب بده. چرا عقب انداختی؟ جواب بده. چرا قضا کردی؟ جواب بده». اما وقتی این کارها [محاسبه] را بکند، دیگر احتیاجی به این مسائل ندارد.

لذا نسبت به محاسبه، روایات زیادی هست و زیاد به گوش انسان خورده است. در مسیر اصلاح نفس، از چیزهایی که می‌تواند خیلی کمک کند نفس اصلاح بشود، محاسبه است. اما معیار در محاسبه چیست؟ با چی باید تطبیق داد؟ معیار چیست؟ معیار، دستورات خدای متعال است؛ دستوراتی که خدای متعال کلاً برای ما انسان‌ها فراهم کرده و فرستاده است؛ از واجبات و محرمات، و بعد از آن هم در مرتبه‌ی بعد، مسائل دیگر.

تقوا؛ تنها ترازوی واقعی برای اصلاح نفس

سه تا چیز برای انسان مهم است؛ اگر این سه تا را فراهم کند، زمینه‌ی رشد ایمانش را فراهم می‌کند، و اگر فراهم نکند، نه. ایمان همین‌جور گرفتار می‌ماند؛ مستقر نیست، بلکه مستودع است؛ یعنی جایگیر نشده است، هنوز می‌لرزد و می‌لغزد، آماده است که بریزد و از دست برود. می‌گویند ایمانِ مستودع، ودیعه‌ای و امانتی است؛ چیزی که به آدم امانت می‌دهند مال خودش نیست و باید پس بدهد. ایمان ما یک‌وقت این‌جوری است؛ در اثر یک شرایطی به ما داده‌اند، اما در اثر یک شرایطی هم از ما می‌گیرند و از دست می‌رود.

باید آدم حواسش را جمع بکند؛ اگر می‌خواهد از شر این نفس اماره نجات پیدا کند، خدا آن تراز و معیاری را که قرار داده تا نفس اصلاح بشود، مسئله‌ی تقوا و بندگی است. هیچ چیزی نمی‌تواند نفس اماره را اصلاح کند و هیچ چیزی این قدرت را ندارد. خودِ آدم هم وقتی تصمیم می‌گیرد—مشکل آدم‌ها هم همین است—یک جاهایی سرش به سنگ می‌خورد، خب یک تصمیمی آن‌جا می‌گیرد و می‌گوید: «حالا از این به بعد من دیگر فلان کار را نمی‌کنم». اشکال کار انسان این است که در این جاها که عبرت برایش حاصل می‌شود و سرش به سنگ می‌خورد، برنمی‌گردد تا از راه درست خودش را اصلاح کند؛ دوباره برمی‌گردد و با عقل و فکر خودش، برای خودش راه درست می‌کند. سرش به سنگ خورد، اما حالا که می‌خواهد اصلاح کند، یک تصمیم غلط دیگر می‌گیرد؛ خودش معیار می‌شود و به تنهایی به عقلش اتکا می‌کند.

تا زمانی که انسان در این حالت است و خودش معیار است، اگر در چاه و چاله هم بیفتد، بعد که برمی‌گردد دوباره خودش می‌خواهد یک راه دیگری جلو پای خودش بگذارد و همین بساط است؛ «یک‌صد چراغ دارد و همین‌جور بی‌راهه می‌رود». خب تا آدم به این نتیجه نرسد که عقل ما به تنهایی برای این‌که راه جلو پای آدم بگذارد کافی نیست، وضعیت همین است و فقط به خودش تکیه می‌کند. یک وقت‌هایی هم آدم باید ببیند خدا چه گفته و حرف خدا چیست؛ لذا خدای متعال مسئله‌ی تقوا را مطرح کرد.

مفهوم تقوا و لزوم مواظبت بر واجبات و محرمات

امیرالمؤمنین فرمودند: «إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي»، من هم نفس دارم، «أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى»؛ این نفس را من ریاضت می‌دهم، و باید هم ریاضتش داد؛ چون نفس آن ویژگی‌هایی را که عرض شد دارد و هی آدم را به سمت شر می‌کشاند و آن را زینت هم می‌دهد. کار غلط و تصمیم غلط را در ذهن انسان موجه جلوه می‌دهد؛ حالتش این است. یعنی در مشکلات و گرفتاری‌ها، خیلی توجهش به سمت خودش نمی‌رود، بلکه کار خودش و تصمیم خودش را موجه می‌کند و این‌جا راهش بسته است. کمتر آدم‌هایی هستند که در گرفتاری‌ها، مشکلات، موانع و سختی‌هایی که به آن‌ها می‌خورند، وقتی می‌خواهند اصلاح کنند، به طرف [اصلاح] خودشان بروند؛ این علتش این است که نفسِ انسان نمی‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که به سمت خودش برگردد. با این نفس چه‌کار باید کرد؟ فرمودند هرچه‌ام بخواهی زور بزنی و آن را به طرف خودت برگردانی، تا تصمیم نگیری این نفس را با دستورات خدا مطابقت بدهی، درست نمی‌شوی.

لذا امیرالمؤمنین فرمودند من ریاضت می‌کشم و نفسم را ریاضت می‌دهم، اما با تقوا؛ چون تقوا سخت است. تقوا می‌گوید چی؟ می‌گوید شما در کنار این کارهای خیری که می‌کنی، باید حواستان باشد گناه به هیچ وجه و ابداً وارد نشود. شما کلی زحمت می‌کشی، روزه می‌گیری، نماز می‌خوانی، نماز اول وقت می‌خوانی، اما یک گناهی می‌آید کنارش و همه‌چیز را به هم می‌زند و چیزی برای آدم نگه نمی‌دارد. لذا ایشان فرمودند ریاضت، همان تقوا در اسلام است. اگر آدم این را گم کند و بعد برود دنبال ریاضت‌های دیگر، ذهنش به جای این‌که اول برود سراغ این‌که با گوش دادن به حرف خدا خودت را اصلاح کن (چون آن است که نفس اماره را سرکوب می‌کند و نمی‌گذارد هر کاری خواستی بکنی و هر جوری خواستی تصمیم بگیری)، تا آدم به این نتیجه نرسد، همان روال و همان گرفتاری سر جای خودش هست. باید با تقوا ریاضت داد.

تقوا یعنی چه؟ یعنی حالا که تصمیم می‌گیرد، بسم‌الله؛ مواظبت کند بر واجباتی که خدا قرار داده است: نمازش، روزه‌اش، خمسش، حجش، حجابش و مقدار واجب از این‌ها. از گناهان مواظبت کند؛ تهمت نزند، سوءظن نداشته باشد و کار مؤمن را حمل بر احسن بکند. چقدر گرفتاری‌ها داریم سر این مسائل! چقدر به خاطر شرایطی که در جامعه به خاطر فضای مجازی مهیا شده، گناهان هی سبک‌تر شده است؛ آبروی آدم‌ها را ریختن هی سبک شده و مثل آب خوردن شده است و همین‌جور آبروها دارد ریخته می‌شود. کار هر کسی به بدترین شکل حمل می‌شود و محمل خیری نیست؛ همه‌اش سوءظن، همه‌اش تهمت، همه‌اش غیبت، و هی هم اوضاع بدتر می‌شود. با این‌هاست که اوضاع خراب می‌شود؛ «أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى».

نامه امیرالمؤمنین (ع) به اهل مصر و برکات تقوا

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) وقتی محمد بن ابی‌بکر را به مصر فرستادند، به خودِ اهل مصر نامه‌ای نوشتند که در آن‌جا مطالب مهمی می‌فرمودند. فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم. «عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ مردم، حواستان باشد و تقوا را مواظبت کنید؛ «فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَيْرَ وَ لَا خَيْرَ غَيْرُهَا»؛ هرچه خیر بخواهید در این تقواست. خیر یک معنای وسیعی دارد؛ از دنیایی‌اش هست (هر چیزی که آدم‌ها دوست می‌دارند و خوب و مفید به حالشان است)، هم دنیایی است و هم آخرتی، که در مقابل شر به آن می‌گویند خیر. «فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَيْرَ»؛ هرچه خیر بخواهید در تقواست. روزی می‌خواهید، با تقواست؛ باز شدن گره از مشکلاتستان را می‌خواهید، تقواست؛ شفای خیلی از مریضی‌ها را می‌خواهید، تقواست؛ عاقبت‌به‌خیری می‌خواهید، تقواست؛ قبول عمل می‌خواهید، تقواست؛ بن‌بست‌ها باز بشود به روتان، تقواست. هرچه بخواهید در این یک کلمه جمع شده است؛ «وَ لَا خَيْرَ غَيْرُهَا»؛ غیر از این هم هیچ خیری نیست و جای دیگر خبری نیست. اگر یک‌وقت خیر را در چیز دیگری دنبالش هستید، به آن نخواهید رسید. «... وَ يُدْرَكُ بِهَا مِنَ الْخَيْرِ مَا لَا يُدْرَكُ بِغَيْرِهَا مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»؛ با تقوا به خیری می‌رسید که از راه غیر تقوا به هیچ خیری نخواهید رسید، و به خیری می‌رسید که هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند جایگزینش بشود؛ خیر دنیا و آخرت. دنیا می‌خواهید، تقوا؛ آخرت می‌خواهید، تقوا. هرچه می‌خواهید در این یک کلمه است. تقوا چیست؟ یعنی خوب به حرف خدا گوش دادن؛ خوب به حرف خدا گوش دادن و سرکوب کردن نفس اماره با حرف خدا.

قال الله عز و جل: «وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ ۚ قَالُوا خَيْرًا»؛ در قیامت وقتی به متقین می‌گویند: «خب، چه خبر؟ اوضاع چطور بود؟»، می‌گویند: «همه‌اش خیر؛ همه‌اش خیر». «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ ۚ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ ۚ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ»؛ این‌هایی که در این دنیا گوش به حرف خدا بدهند، در همین دنیا خیر می‌بینند؛ تازه در آخرت بهتر خیر می‌بینند، چون آخرت خیلی سرای خوبی برای متقین است.

بهره‌مندی متقین از خیرات دنیا و همسایگی حق در آخرت

«وَ اعْلَمُوا يَا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُتَّقِينَ حَازُوا عَاجِلَ الْخَيْرِ وَ آجِلَهُ»؛ بدانید متقین چه‌کار کردند؟ خیر را چسبیدند و نگذاشتند خیر از دستشان برود. گوش به حرف خدا دادن را محکم چسبیدند و نگذاشتند از دست برود؛ به بعد هم موکولش نکردند، همین نقداً و همین فوراً. «شَارَكُوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ»؛ متقین با اهل دنیا در دنیاشان شریک هستند؛ آن‌ها از دنیا استفاده می‌کنند، متقین هم استفاده می‌کنند. آن‌ها دنیا را به خودشان حرام نمی‌کنند (جز دنیایی که حرام است)، غیر از آن را حرام نمی‌کنند و استفاده می‌کنند و لذتش را هم می‌برند. این‌ها شریک هستند با اهل دنیا در دنیاشان؛ «... وَ لَمْ يُشَارِكْهُمْ أَهْلُ الدُّنْيَا فِي آخِرَتِهِمْ»، اما اهل دنیا در آخرتِ این‌ها، دیگر با این‌ها شریک نیستند. این‌ها هم دنیا را دارند و هم آخرت را، اما اهل دنیا فقط دنیا را دارند؛ آن‌وقت این‌ها برده‌اند؛ این‌ها دنیا را دارند، آخرت را هم دارند.

«أَبَاحَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا مَا كَفَاهُمْ بِهِ»؛ خدا کفایتشان کرده و در دنیا تأمینشان می‌کند؛ متکفل تأمین دنیاشان شده خدای متعال. «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ خودِ خدا از جایی که حساب نمی‌کنند روزی‌شان می‌دهد. خدا متکفل روزی متقین است. این‌ها چه‌کاره‌اند؟ «سَكَنُوا الدُّنْيَا بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَتْ»؛ چون در جاهای خوبی ساکن شدند؛ نرفتند آلونک درست کنند و زیر آلونک زندگی کنند. همان‌طور که اهل دنیا خانه دارند، این‌ها هم خانه دارند و گاهی خانه‌های بدی هم ندارند؛ «بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَتْ وَ أَكَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُكِلَتْ»؛ آن‌ها هم از دنیا می‌خورند و استفاده می‌کنند و خوب هم استفاده می‌کنند.

«شَارَكُوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ فَأَكَلُوا مَعَهُمْ مِنْ طَيِّبَاتِ مَا يَأْكُلُونَ»؛ این‌ها هم از طیبات استفاده می‌کنند؛ هر چیزی که خدا حلال کرده و طیب و طاهر قرار داده است، می‌خورند. «... وَ شَرِبُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا يَشْرَبُونَ وَ لَبِسُوا مِنْ أَفْضَلِ مَا يَلْبَسُونَ. وَ سَكَنُوا مِنْ أَفْضَلِ مَا يَسْكُنُونَ وَ تَزَوَّجُوا مِنْ أَفْضَلِ مَا يَتَزَوَّجُونَ. ... وَ رَكِبُوا مِنْ أَفْضَلِ مَا يَرْكَبُونَ»؛ این‌ها هم مرکب دارند و استفاده می‌کنند و خوب هم استفاده می‌کنند. «أَصَابُوا لَذَّةَ الدُّنْيَا مَعَ أَهْلِ الدُّنْيَا»؛ تا اهل دنیا از لذت دنیا بهره‌مند می‌شوند، این‌ها هم از لذت دنیا استفاده می‌کنند. فرمودند خدا همان‌طور که دوست می‌دارد محرماتش را ترک بکنی و از حرام‌ها نخوری، همین‌طور دوست می‌دارد از حلالش استفاده کنی و بخوری و استفاده کنی؛ دنیا دارد، آخرت هم دارد.

«أَصَابُوا لَذَّةَ الدُّنْيَا مَعَ أَهْلِ الدُّنْيَا وَ هُمْ غَداً جِيرَانُ اللَّهِ يَتَمَنَّوْنَ عَلَيْهِ فَيُعْطِيهِمْ مَا يَتَمَنَّوْنَ»؛ در دنیا از لذت دنیا استفاده می‌کنند، فردا هم همسایه‌ی خدا هستند و خدا خوب تأمینشان می‌کند؛ چیزهای خوب از خدا می‌خواهند و خدا هم در آن‌ور به آن‌ها می‌دهد. «لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ»؛ هیچ خواسته‌شان رد نمی‌شود در آن‌ور و هرچه بخواهند هست. «... وَ لَا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ اللَّذَّةِ»؛ هرچه بخواهند خلاصه‌اش از لذات فراهم است. «فَإِلَى هَذَا يَا عِبَادَ اللَّهِ يَشْتَاقُ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ لَهُ عَقْلٌ»؛ ای کسانی که عقل دارید، بروید به همین سمت؛ گوش به حرف خدا بدهید، بندگی کنید و تقوا را مراعات کنید. تقوا دنیا را از شما نمی‌گیرد، بلکه خوبش را هم به انسان می‌دهد و انسان را تأمین می‌کند؛ منتها آخرت را هم می‌دهد، رضایت خدا را هم می‌دهد، رضایت حضرات را هم می‌دهد. یک آدم وقتی با تقواست، پا می‌شود می‌رود مشهد، مکه و این‌ور و آن‌ور، استفاده‌اش فرق دارد با آدم‌هایی که تقوا ندارند اما مفاتیح ورق می‌زنند؛ استفاده‌ی انسان فرق می‌کند. «فَإِلَى هَذَا يَا عِبَادَ اللَّهِ يَشْتَاقُ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ لَهُ عَقْلٌ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ».

این بخشی از نامه‌ی امیرالمؤمنین بود به اهل مصر؛ که مواظبت کنید و با تقواست که هم دنیایتان آباد می‌شود و هم آخرتتان؛ هم از دنیا خوب استفاده می‌کنید و هم از آخرت؛ هم از لذت حلال دنیا آدم استفاده می‌کند و هم از آخرت؛ همه‌اش را دارد. خیری که در تقوا هست در هیچ‌چیزی نیست و جز این هم نمی‌تواند نفس انسان را اصلاح بکند. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند باور کنیم این مسائل را، و اهمیت تقوا و بندگی خدا در عمل هیچ‌وقت و در باورمان هیچ‌وقت پایین نیاید و کم نگیریم. نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی متقین، مخصوصاً ارواح مطهر همه‌ی حضرات معصومین (علیهم الصلوة و السلام) و همه‌ی شهدای خط تشیع و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. منشأ درونی بدی‌ها و ضرورت مراقبت از نفس

عنوان: ریشه‌ی تمام بدی‌ها در درون ماست؛ از دشمن خانگی غافل نشویم!

مطابق قرآن کریم، مبدأ و منشأ شر و سوء، درون خود انسان است. نفس انسان نسبت به بدی و شر، متمایل‌تر است تا نسبت به خیر. گرایش به اخلاق بد و رفتار بد برای او راحت‌تر است؛ چون اماره است و آدم را به آن سمت می‌برد، تا این‌که به سمت کار درست راهنمایی کند. لذا فرموده‌اند این نفس، دشمنی است که اگر رهایش کنی، او تو را رها نمی‌کند و ول‌کنِ شما نیست. اگر آدم به حال خودش واگذار بشود، این‌طور نیست که بدون مشکل و راحت پیش برود؛ حتماً گرفتار می‌شود. پس به این نفس باید به چشم یک دشمن نگاه کنید که سرمایه‌هایتان را از بین می‌برد.

۲. اهمیت محاسبه‌ی نفس در مقایسه با حساب‌وکتاب مادی

عنوان: آیا همان‌قدر که حساب مال دنیا را داریم، حساب نفس خود را هم نگه می‌داریم؟

انسان چطور در مال دنیا و مسائل دنیایی اهمیت قائل است، خودش را محاسبه می‌کند و کارش را حساب‌کتاب می‌نماید؛ فرموده‌اند این نفس را هم اگر رها کنی و از آن حساب‌کتاب نکشی، در آخر کار چیزی برای آدم باقی نمی‌گذارد. انسان تا وقتی در مسیر خیر در حرکت است که محاسبه و حساب‌کتاب کشیدن از نفس در او، بیشتر و شدیدتر از محاسبه در کارهای دنیوی باشد. انسان باید شدیدتر و مهم‌تر از حساب‌وکتاب مادی، نسبت به خودش محاسبه داشته باشد، و الا همین‌جور روزها می‌گذرد و عمر از انسان عبور می‌کند و آدم عقب می‌افتد. این نفس، سرمایه‌های الهی را تباه می‌کند.

۳. لزوم حساب‌رسی داوطلبانه پیش از دادگاه قیامت

عنوان: خود را محاسبه کنید، پیش از آن‌که به حسابتان رسیدگی کنند!

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا». بالاخره شما را محاسبه می‌کنند؛ یا شما خودتان الان خودتان را محاسبه می‌کنید، یا اگر نکردید، فردا در قیامت حساب‌رسی دقیق وجود دارد. اگر الان محاسبه و اصلاح کردید، فردا نیازی به آن ایستگاه‌ها نیست، اما اگر الان این کار را نکردید، فردا حتماً شما را محاسبه می‌کنند. خودتان را محاسبه کنید؛ ببینید خودتان الان در چه وضعیتی قرار دارید؟ نسبت به دستورات خدا، نسبت به واجبات و محرمات، و نسبت به اخلاق حسنه و اخلاق سیئه، در چه فاصله‌ای قرار گرفته‌اید؟ اگر فاصله دارید، باید پیش از دادگاه قیامت آن را اصلاح کنید.

۴. نفوذ نفس اماره از روزنه‌های سستی در واجبات

عنوان: نفس اماره از همان نقطه‌ای وارد می‌شود که در آن کم می‌گذاریم!

واجبات مشخص است؛ آدم باید یاد بگیرد و خودش را با واجبات دنیایی و آخرتی تطبیق بدهد. محرماتی هم هست که آدم باید خودش را از آن‌ها دور نگه دارد. اگر فاصله دارید، باید اصلاح کنید؛ و الا از همان نقطه‌ای که انسان در واجبات و محرمات کم می‌گذارد، از همان نقطه نفس اماره وارد می‌شود و آدم را گرفتار می‌کند؛ دقیقاً از همان‌جا. نفس رها نمی‌کند. اگر کسی نمازخوان باشد، ممکن است نفس نتواند نماز را از او بگیرد، اما از راه دیگری یک چیز دیگر را از او می‌گیرد. اگر در حلم و صبر نقطه ضعف داشته باشد، نفس از همان در وارد می‌شود.

۵. ضرورت داشتن نظم و دفتر محاسباتی برای آخرت

عنوان: آخرت ما هم مثل تجارت‌های موفق، نیاز به دفتر حساب‌وکتاب دارد

نباید آدم همین‌جور بی‌حساب‌کتاب از دستورات خدا بگذرد و پیش برود. باید خودش را محاسبه کند. تاجرهای موفق چطور هستند؟ دفتر حساب‌کتاب دارند. آخرت ما هم اگر بخواهد اصلاح بشود و به تبع آن دنیایمان هم اصلاح بشود، خمسِ ما هم یک دفتر حساب‌کتاب می‌خواهد؛ اموال ما یک دفتر حساب‌کتاب دینی و الهی می‌خواهد. و الا سر سال خمسی که می‌رسد، آدم همین‌جور می‌گوید: «خب، حالا یک چیزی می‌دهیم دیگر!»؛ اما سر حساب مادی و دنیایی‌اش خیلی محکم و مصر است و مو را از ماست می‌کشد. محاسبه‌ی نفس باید از حساب مادی هم شدیدتر باشد.

۶. ایستگاه‌های پنجاه‌گانه‌ی قیامت و حقیقت معطلی در محشر

عنوان: پنجاه ایستگاه بازرسی در قیامت؛ هر موقف به اندازه‌ی هزار سال معطلی!

در قیامت، تا زمانی که انسان‌ها مشغول حساب‌رسی هستند، خود این معطلی عذاب است. در قیامت پنجاه موقف، یعنی پنجاه ایستگاه هست. یک مسیری است که همین‌جور قسمت به قسمت که پیش می‌روی، ایست و بازرسی گذاشته‌اند. یکی نماز را می‌پرسد، یکی روزه را، یکی حق‌الناس را، یکی حج را، و یکی غیبت را می‌پرسد؛ هر کدام از این ایست و بازرسی‌ها، اندازه‌ی هزار سال دنیایی معطلی دارد. اما برای اهل تقوا یک جاده آن گوشه باز می‌کنند و می‌گویند بفرمایید، شما معطل نشوید. خط ویژه دارند برای رفتن به بهشت؛ چون این‌ها در دنیا حسابشان را صاف کرده‌اند.

۷. بیداری درونی؛ چرا به موعظه‌های دیگران دل خوش می‌کنیم؟

عنوان: تا خودت واعظ خودت نباشی، تمام موعظه‌های دنیا بی‌فایده است!

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ابْنَ آدَمَ لَا تَزَالُ بِخَيْرٍ مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ». اگر می‌خواهید در ظرف خیر باشید و دنیاتان به خیر پیش برود، اولاً باید خودتان به فکر خودتان باشید، خودتان باید خودتان را موعظه کنید و خودِ آدم باید به خودش هشدار بدهد. آدم نباید منتظر باشد که یک کسی بیاید و او را موعظه کند. مواعظ بقیه، تا وقتی که خودِ آدم نشیند و خودش را مخاطب قرار ندهد و خودش را موعظه نکند و در فکر کارهایش فرو نرود، به هیچ درد آدم نمی‌خورد؛ چون از یک گوش وارد می‌شود و از گوش دیگر درمی‌رود.

۸. مکر شیطان در سبک نشان دادن گناهان

عنوان: شیطان با سبک جلوه دادن گناه، قدم‌به‌قدم ما را به عقب می‌راند

شیطان سفت و سخت پای قسمش هست که هر کس تصمیم بگیرد آدم بشود و به این سمت بیاید، نگذارد که بیاید. او گناه را برای انسان سبک می‌کند، توجه به نفس و محاسبه‌ی نفس را نمی‌گذارد که انسان به سمتش برود و موانع ایجاد می‌کند. به محض این‌که آدم می‌خواهد به سمت خیر و بندگی برود، همان‌جا یک چیزی درست می‌کند تا انسان را سرد کند. همان‌جا که آدم تصمیم می‌گیرد در خط تقوا برود، هنوز بیرون نرفته، یک مسئله‌ای پیش می‌آورد تا به آدم ثابت کند تو اهل این نیستی. شیعه بودن به تنهایی کافی نیست؛ باید مشغول به بندگی بشوید.

۹. جامعیت تقوا؛ کلید گشایش تمام خیرات دنیا و آخرت

عنوان: تقوا همان کلمه‌ی رمزی است که تمام خیرهای عالم را یک‌جا جمع می‌کند

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامه‌ای به اهل مصر فرمودند: «عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَيْرَ وَ لَا خَيْرَ غَيْرُهَا». هرچه خیر بخواهید در این تقواست؛ روزی می‌خواهید، باز شدن گره از مشکلاتستان را می‌خواهید، شفای مریضی‌ها را می‌خواهید، عاقبت‌به‌خیری می‌خواهید، قبول عمل می‌خواهید، بن‌بست‌ها باز بشود به روتان، همه با تقواست. هرچه بخواهید در این یک کلمه جمع شده است و غیر از این هم هیچ خیری نیست. با تقوا به خیری می‌رسید که از راه غیر تقوا به هیچ خیری نخواهید رسید و هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند جایگزینش بشود؛ یعنی خیر دنیا و آخرت.

۱۰. تفاوت متقین و اهل دنیا در تجارت سودآور ابدی

عنوان: متقین هم دنیا را دارند و هم آخرت را؛ اما اهل دنیا فقط یک نیمه را دارند!

متقین با اهل دنیا در دنیاشان شریک هستند؛ آن‌ها از دنیا استفاده می‌کنند، متقین هم استفاده می‌کنند. آن‌ها از طیبات استفاده می‌کنند، خوب می‌پوشند، خوب مسکن می‌گزینند و خدا در دنیا تأمینشان می‌کند. اما اهل دنیا در آخرتِ این‌ها، دیگر با این‌ها شریک نیستند. متقین هم دنیا را دارند و هم آخرت را، اما اهل دنیا فقط دنیا را دارند. خدا متکفل روزی متقین است؛ «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ». در دنیا از لذت حلال دنیا استفاده می‌کنند، فردا هم در پیشگاه حق همسایه‌ی خدا و بیمه‌شده‌ی لطف او هستند.

فهرست

1️⃣ ویژگی‌های اساسی نفس اماره

◽️ منشأ درونی بدی‌ها و سوء در انسان

◽️ تمایل طبیعی نفس به شر و رفتارهای بد

2️⃣ ضرورت و اهمیت محاسبه‌ی نفس

◽️ مقایسه‌ی حساب‌وکتاب مادی با سنجش معنوی

◽️ عواقب تباهی سرمایه‌های الهی با رها کردن نفس

3️⃣ خودارزیابی پیش از حساب‌رسی قیامت

◽️ سنجش میزان فاصله با واجبات، محرمات و اخلاق حسنه

◽️ نفوذ نفس اماره از روزنه‌های سستی در بندگی

4️⃣ حقیقت ایستگاه‌های حساب‌رسی در محشر

◽️ معطلی در مواقف پنجاه‌گانه‌ی قیامت برای هر عمل

◽️ خط ویژه‌ی اهل تقوا و عبور آسان از ایست و بازرسی‌ها

5️⃣ بیداری درونی و تکیه بر واعظ مَنی

◽️ بی‌فایده بودن مواعظ دیگران بدون پذیرش درونی

◽️ لزوم اندوه بر فرصت‌ها و سرمایه‌های از دست رفته

6️⃣ جامعیت تقوا در گشایش امور عالم

◽️ تقوا به عنوان کلید جمع‌کننده‌ی تمام خیرات دنیا و آخرت

◽️ ریاضتِ حقیقی نفس در پرتو دستورات الهی

7️⃣ تجارت سودآور متقین در مقایسه با اهل دنیا

◽️ بهره‌مندی هم‌زمان متقین از لذات حلال دنیا و پاداش آخرت

◽️ تکفل رزق متقین و همسایگی با حق در سرای ابدی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

بررسی ابعاد نفس اماره، ضرورت محاسبه‌ی خویشتن و برکات تقوا در دنیا و آخرت

موضوع: صوت کامل سخنرانی