

متن
حدیث امام باقر (علیهالسلام) در مواجهه با شخص مبتلا
روایت از امام باقر (علیهالسلام) است که فرمودند:
«تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَيْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ، وَلَوْ شَاءَ فَعَلَ»؛ سه مرتبه زمانی که به شخص مبتلا و گرفتاری نگاه میکنی، بدون آنکه به گوش او برسانی، بگو: حمد و سپاس خدایی را که مرا از آنچه تو را بدان مبتلا ساخته، عافیت بخشید و اگر میخواست، [با من نیز] چنین میکرد.
در ادامه روایت آمده است:
«قَالَ: مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً»؛ فرمودند: هر کس این کلمات را بگوید، آن بلا هرگز به او نخواهد رسید.
امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند وقتی نگاهت به کسی افتاد که به گرفتاری و بلایی مبتلا شده است، [این ذکر را بگویید]. بالاخره در دنیا گرفتاری وجود دارد و هر کسی به نحوی گرفتار چیزی است. آدم تا زمانی که گرفتار نیست، راحتی دارد و مشکل خاصی حس نمیکند؛ یا اگر مشکل خاصی هم داشته باشد، از جهات دیگری که ممکن بود به آن دچار شود، مشکلی ندارد، در حالی که دیگران با آن دستبهگریبان هستند. یکی در زندگیاش مشکل ازدواج دارد، یکی خانه پیدا نمیکند، یکی بچهدار نمیشود، یکی مریضی دارد و خلاصه هر کسی به گونهای گرفتاری دارد.
مفهوم نعمت و شکرگزاری در ابعاد مختلف زندگی
در آن جهاتی که انسان گرفتار نیست، همین گرفتار نبودن، خود نعمت و رحمت خداست که شامل حال انسان شده است؛ چرا که اگر این رحمت نباشد، آدم گرفتار میشود. لذا سفارش شده است که از همین جهت که خداوند این نعمت را به شما بخشیده و از جهات متعددی که قاعدتاً ممکن بود گرفتارشان شوی و اکنون معاف هستی، خدا را شکر و سپاس گویی.
گاهی اوقات حالت نعمت این نیست که حتماً چیزی را به انسان بدهند؛ بلکه همین که آسیب و امر بدی را از انسان دور نگه میدارند، خود نعمتی بزرگ است. خداوند به یکی عطا میکند و از دیگری بازمیدارد.
آداب پنهان شکرگزاری هنگام دیدن بلا
لذا ایشان فرمودند وقتی دیدی کسی به گرفتاری مبتلا شده است، بدون آنکه خودش بشنود، سه مرتبه بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ»؛ خدا را حمد میکنم از اینکه مرا در امان داشت و عافیت داد از این گرفتاری که اکنون تو به آن دچار هستی. او اکنون گرفتار است و من نیستم. وقتی گرفتاری او را میبینی، این مقدار عبرت برای انسان دارد که بداند این بلا میتوانست برای من هم باشد؛ پس باید خدا را حمد کرد. «وَلَوْ شَاءَ فَعَلَ»؛ یعنی اگر خدا میخواست، میشد که این گرفتاری شامل حال من هم بشود.
سپس فرمودند: «مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً»؛ یعنی دیگر به آن بلا مبتلا نمیشود. اگر انسان خدا را بر این نعمت عافیت حمد کند، خداوند آن گرفتاری را شامل حال او نمیگرداند.
در روایت دیگری نیز شبیه به همین معنی آمده است که اگر خدا را حمد کردی، مثلاً وقتی به عیادت مریضی میروی [خدا را بر سلامتت سپاس بگو]. انسان وقتی به عیادت مریض میرود، جدا از آداب عیادت، باید در باور و ذهن خودش اینگونه خدا را حمد کند که: «خدا را شکر که اکنون من به این مریضی و گرفتاری دچار نیستم».
به هر حال، خداوند به هر کسی به گونهای گرفتاریهایی میدهد و در مقابل، چیزهایی را هم نمیدهد؛ اینطور نیست که همه بلاها را بر سر یک نفر خراب کند. انسانها نیز در این زمینه با هم تفاوت دارند؛ بعضیها یک گرفتاری کوچک برایشان بسیار بزرگ و سنگین جلوه میکند و به ناسپاسی میافتند، اما در مقابل، کسانی هم هستند که با وجود گرفتاریهای زیاد و از جهات متعدد، هیچگاه به ناسپاسی دچار نمیشوند.
داستان ملاقات حضرت عیسی (علیهالسلام) با مرد بیمار
در روایت آمده است که حضرت عیسی مسیح (علیهالصلاة والسلام) از جایی گذر میکردند و به مردی رسیدند که هم نابینا بود، هم به بیماری جذام و برص (پیسی) مبتلا بود و هم فلج شده بود؛ یعنی دیگر چیزی از بلاها نمانده بود که به آن دچار نشده باشد و بدترین شرایطی که بتوان تصور کرد را داشت.
در آن زمان، کسانی که مثلاً به جذام مبتلا میشدند، از سوی جامعه طرد میشدند؛ مردم آنها را به خاطر واگیردار بودن بیماری از خود دور میکردند. این طرد شدن هم به خاطر خود بیماری بود و هم به دلیل شکل و شمایل خاصی که پیدا میکردند، چرا که ظاهر بیماران جذامی بسیار صدمه میدید و همه از آنها میترسیدند. خود این افراد نیز وضع خود را میدیدند و همین امر مایه انزوا و گوشهگیریشان میشد. گاهی مقدار زیادی از بینی فرد یا بافتهای صورت و گوشت بدنش از بین میرفت و در بعضی جاها استخوانها نمایان میشد. این شخص علاوه بر برص و فلج بودن، این شرایط را هم داشت.
بزرگترین بلای دنیا از نظر مرد بیمار
حضرت عیسی (علیهالسلام) شنیدند که این مرد با وجود تمام این سختیها، در حال شکرگزاری و سپاس خداست و اینگونه میگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِنْ بَلَاءٍ ابْتَلَى بِهِ أَكْثَرَ الْخَلْقِ»؛ حمد و سپاس خدایی را که مرا از بلایی که بیشتر مردم به آن مبتلا هستند، عافیت بخشید. من با وجود این گرفتاریها، بلایی را که اکثر خلق به آن گرفتارند، ندارم و به خاطر آن خدا را حمد میکنم.
حضرت عیسی (علیهالسلام) به او فرمودند: «مَا بَقِيَ مِنْ بَلَاءٍ لَمْ يُصِبْكَ؟»؛ دیگر چه بلایی مانده که به تو نرسیده باشد؟ چیزی باقی نمانده و بدترین بلاها به تو رسیده است. آن مرد در پاسخ گفت: «عَافَانِي مِنْ بَلَاءٍ هُوَ أَعْظَمُ الْبَلَايَا»؛ خداوند مرا از بلایی معاف کرده که بزرگترینِ بلاهاست. این سختیها را به من داده اما آن بدترین بلا را از من دور کرده است و بابت آن شکر میکنم؛ «وَ هُوَ الْكُفْرُ»؛ و آن بلا، کفر و ناسپاسی است. من ناسپاسی نمیکنم، در حالی که بیشتر مردم با وجود اینکه این بیماریها را ندارند، به ناسپاسی دچار میشوند. من [سرفه speaker] این سختیها را دارم، اما خدا را حمد میکنم که در این حال، ناسپاس نیستم.
عاقبت شکرگزاری مرد شاکر و ملازمان حضرت عیسی (علیهالسلام)
«فَمَسَحَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَشَفَاهُ اللَّهُ مِنْ تِلْكَ الْأَمْرَاضِ»؛ پس حضرت عیسی (علیهالسلام) دست مبارکشان را بر او کشیدند و خداوند او را از تمام آن بیماریها شفا داد. وضعیت او بهبود یافت، «وَ حَسُنَ وَجْهُهُ»؛ و ظاهر و صورتش از آن حالتِ بیماری خارج و نیکو شد. «فَصَاحَبَهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ مَعَهُ»؛ پس از آن، او همنشین و همراه حضرت عیسی (علیهالصلاة والسلام) شد و در کنار ایشان مشغول عبادت گشت و در زمره همراهان و ملازمان حضرت درآمد.
خداوند به برکت این شکرگزاری و سپاس که در عین سختیها از او سر زد، اینگونه نجاتش داد و مسیر عافیت و همراهی با پیامبرش را به روی او گشود.
پرهیز از مسخره کردن و فخرفروشی به اهل بلا
«إِذَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ قَدِ ابْتَلَى وَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ فَقُلْ: اللَّهُمَّ إِنِّي لَا أَسْخَرُ وَ لَا أَفْخَرُ وَ لَكِنْ أَحْمَدُكَ عَلَى عَظِيمِ نَعْمَائِكَ عَلَيَّ»؛ هرگاه کسی را دیدی که گرفتار بلایی شده و خداوند به تو نعمت عافیت داده است، بگو: خدایا، من نه مسخره میکنم و نه فخر میفروشم، بلکه تو را بر بزرگترین نعمتهایت که به من ارزانی داشتی، حمد میگویم.
نباید آن کسی را که گرفتار است مسخره کنیم، و نه اینکه دچار فخرفروشی شویم و بگوییم: «خب، الحمدلله که ما گرفتار نشدیم». گاهی اوقات آدمها این جملات را از روی فخرفروشی میگویند. بلکه باید گفت: «خدایا، تو را بر نعمتهای عظیمی که به من دادی حمد میکنم». پس نه مسخره کن و نه به خاطر معاف بودن از بلا، خود را برتر بدان؛ بلکه فقط خدا را بر این موهبت سپاس بگو.
«إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ يَحْزُنُهُمْ»؛ هرگاه اهل بلا و گرفتاری را دیدید، خدا را حمد کنید، اما به گوش آنها نرسانید؛ چرا که این کار دل آنها را غمگین و محزون میکند. شما این ذکر را زیر لب و به آرامی بگویید. اینگونه نباشد که وقتی به عیادت بیماری میروی یا کسی را در بیرون با مشکلی میبینی، حمد خدا را به گونهای بگویی که او بشنود و دلشکسته شود.
سیره رسول اکرم (صلیالله علیه و آله) در مواجهه با خوشیها و ناخوشیها
سیره رسول خدا (صلیالله علیه و آله) اینگونه بود که: «إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرٌ يَسُرُّهُ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هَذِهِ النِّعْمَةِ»؛ هرگاه امر مسرتبخش و خوشایندی برایشان پیش میآمد که مایه خشنودی بود، میفرمودند: حمد و سپاس خدایی را بر این نعمت. و در مقابل، «و اگر چیزی پیش میآمد که مایه اندوه و غم بود»، میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ»؛ سپاس خدایی را در هر حال.
انسان باید خداوند را در همه حال، چه در هنگام شادی و آسایش و چه در زمان سختی و اندوه، حمد و ستایش کند؛ چرا که در هر دو حال، تدبیر الهی جاری است.
گزیده
۱. عافیت؛ رحمتی پنهان در تاروپود زندگی
وقتی نگاه انسان به کسی میافتد که به گرفتاری و بلایی مبتلا شده است، باید بداند که در دنیا گرفتاریهای گوناگونی وجود دارد و هر کسی به نحوی گرفتار چیزی است. انسان تا زمانی که خود گرفتار نیست، آسودگی دارد و مشکل خاصی را حس نمیکند؛ یا اگر مشکلی هم داشته باشد، از جهات دیگری که ممکن بود به آن دچار شود، معاف است. در حالی که دیگران با همان مسائل دستبهگریبان هستند؛ یکی در زندگیاش مشکل ازدواج دارد، دیگری خانه پیدا نمیکند، یکی فرزند ندارد و دیگری با بیماری سختی روبهرو است. خلاصه اینکه هر کسی به گونهای در زندگی خود گرفتاری دارد.
۲. حقیقتِ نعمت؛ بلاهایی که از ما دور میشوند
در آن جهاتی که انسان گرفتار نیست، همین گرفتار نبودن، خود نعمت و رحمت بزرگی از جانب خداوند است که شامل حال انسان شده است؛ چرا که اگر این رحمت الهی نباشد، آدم به سرعت گرفتار میشود. لذا سفارش شده است از همین جهت که خداوند نعمت عافیت را به شما بخشیده و از جهات متعددی که قاعدتاً ممکن بود گرفتارشان شوی و اکنون معاف هستی، خدا را شکر و سپاس گویی. گاهی اوقات حالت نعمت این نیست که حتماً چیزی را به انسان عطا کنند؛ بلکه همین که آسیب، سختی و امر بدی را از انسان دور نگه میدارند، خود نعمتی بزرگ است.
۳. ذکر عافیت؛ سپاس پنهان برای ماندگاری سلامت
طبق روایات، وقتی دیدی کسی به گرفتاری مبتلا شده است، بدون آنکه خودش بشنود و دلشکسته شود، سه مرتبه بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ». یعنی خدا را حمد میکنم از اینکه مرا در امان داشت و عافیت داد از این گرفتاری که اکنون تو به آن دچار هستی. او اکنون گرفتار است و من نیستم. وقتی گرفتاری دیگران را میبینی، این امر مایه عبرت است تا بدانی این بلا میتوانست برای من هم باشد؛ پس باید خدا را حمد کرد و گفت: «وَلَوْ شَاءَ فَعَلَ»؛ یعنی اگر خدا میخواست، این گرفتاری شامل حال من نیز میشد.
۴. پاداش شکر پنهان؛ مصونیت ابدی از بلا
در احادیث شریف آمده است هر کس در مواجهه با شخص مبتلا، ذکر عافیت را پنهانی بگوید، آن بلا هرگز در طول زندگی به او نخواهد رسید. اگر انسان خداوند را بر این نعمتِ عافیت شکر کند، پروردگار آن گرفتاری را شامل حال او نمیگرداند. در روایات دیگر نیز آمده است که وقتی به عیادت مریضی میروی، جدا از آداب عیادت، باید در باور و ذهن خودت اینگونه خدا را حمد کنی که: «خدا را شکر که اکنون من به این مریضی و گرفتاری دچار نیستم». خداوند بلاها را بر سر یک نفر خراب نمیکند؛ به هر کس گرفتاری خاصی میدهد و از گرفتاری دیگر معافش میسازد.
۵. تفاوت انسانها در برابر آزمونهای الهی
انسانها در زمینه مواجهه با بلاها با یکدیگر تفاوتهای بسیاری دارند. بعضی از افراد یک گرفتاری کوچک و کم را برای خودشان بسیار بزرگ، سنگین و طاقتفرسا جلوه میدهند و به سرعت به وادی ناسپاسی و کفر میافتند. اما در مقابل، کسانی هم یافت میشوند که با وجود داشتن گرفتاریهای بسیار زیاد، سخت و ابتلا از جهات متعدد، هیچگاه ایمان خود را از دست نداده و به ناسپاسی دچار نمیشوند. معیار سنجش انسانها، صبر و نوع نگاه آنها به داشتهها و نداشتههایشان در این عالم و در برابر آزمونهای گوناگون الهی است.
۶. انزوای اجتماعی؛ رنج مضاعفِ اهل بلا
در گذشته، کسانی که به بیماریهای سختی مثل جذام مبتلا میشدند، از سوی جامعه و مردم طرد میشدند. مردم آنها را به خاطر واگیردار بودن بیماری یا ترس از سرایت، از خود دور میکردند. این طرد شدن هم به خاطر خود بیماری و دردهای عمیق آن بود و هم به دلیل شکل و شمایل خاص و هولناکی که ظاهر بیمار پیدا میکرد. ظاهر این بیماران صدمه شدیدی میدید و همه از دیدن آنها وحشت داشتند. خود این افراد نیز وضع خود را میدیدند و همین امر مایه انزوا، گوشهگیری و رنجِ روحی مضاف بر درد جسمی آنها میشد.
۷. کفر و ناسپاسی؛ بزرگترین بلای جهان
حضرت عیسی (ع) مریضی را دیدند که به بلایای سختی مبتلا بود اما خدا را شکر میکرد و میگفت حمد خدایی را که مرا از بلایی که بیشتر مردم به آن مبتلان، عافیت بخشید. حضرت فرمودند دیگر چه بلایی مانده که به تو نرسیده باشد؟ آن مرد در پاسخ گفت: خداوند مرا از بلایی معاف کرده که بزرگترینِ بلاهاست و بابت آن شکر میکنم؛ و آن بلا، کفر و ناسپاسی است. من ناسپاسی نمیکنم، در حالی که بیشتر مردم با وجود داشتن سلامت، به ناسپاسی دچار میشوند. من این سختیهای جسمی را دارم، اما خدا را حمد میکنم که در این حال، ناسپاس نیستم.
۸. عاقبتِ شکر در سختی؛ عافیت و تقرب الهی
مرد بیمار به برکت این شکرگزاری و سپاس که در عین سختیها و بیماریهای شدید از او سر زد، مورد لطف الهی قرار گرفت. حضرت عیسی (ع) دست مبارکشان را بر او کشیدند و خداوند او را از تمام آن بیماریها شفا داد. وضعیت او کاملاً بهبود یافت و ظاهر و صورتش نیکو شد. پس از آن، او همنشین و همراه حضرت عیسی (ع) شد و در کنار ایشان مشغول عبادت گشت و در زمره ملازمان پیامبر خدا درآمد. خداوند به واسطه شکر، مسیر عافیت و همراهی با اولیای خود را به روی او گشود.
۹. اخلاق در مواجهه با بلا؛ نه مسخره کن، نه فخر بفروش
هرگاه کسی را دیدی که گرفتار بلایی شده و خداوند به تو نعمت عافیت داده، بگو: خدایا، من نه مسخره میکنم و نه فخر میفروشم، بلکه تو را بر بزرگترین نعمتهایت حمد میگویم. نباید کسی را که گرفتار است مسخره کنیم، و نه اینکه دچار فخرفروشی شویم و بگوییم: «الحمدلله که ما گرفتار نشدیم». گاهی آدمها این جملات را از روی فخرفروشی میگویند. نه مسخره کن و نه به خاطر معاف بودن از بلا، خود را برتر بدان؛ بلکه فقط خدا را سپاس بگو. هرگاه اهل بلا را دیدید، خدا را حمد کنید، اما به گونهای که آنها نشنوند و دلشکسته و محزون نشوند.
۱۰. سیره نبوی؛ حمد خدا در تمام فراز و نشیبها
سیره رسول خدا (ص) اینگونه بود که هرگاه امر مسرتبخش و خوشایندی برایشان پیش میآمد که مایه خشنودی بود، میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هَذِهِ النِّعْمَةِ»؛ حمد و سپاس خدایی را بر این نعمت. و در مقابل، اگر چیزی پیش میآمد که مایه اندوه، غم و ناخوشی بود، میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ»؛ سپاس خدایی را در هر حال. انسان باید آموخته باشد که خداوند را در همه حال، چه در هنگام شادی و آسایش و چه در زمان سختی و اندوه، حمد و ستایش کند؛ چرا که در هر دو حال، تدبیر الهی جاری است.
فهرست
1️⃣ روایت امام باقر (ع) و ذکر عافیت
◽️ روش مواجهه پنهان و همدلانه با شخص مبتلا
◽️ اثرات و برکات ابدی ذکر عافیت در امان ماندن از بلا
2️⃣ حقیقتِ نعمت و ابعاد شکرگزاری
◽️ تبیین عافیت به عنوان رحمت و نعمتی پنهان
◽️ دفع بلا و بدیها؛ وجهِ دیگر نعمتهای الهی
3️⃣ آداب اخلاقی در مواجهه با اهل بلا
◽️ پرهیز از فخرفروشی، مسخره کردن و برتربینی
◽️ ضرورت پنهان داشتن شکر برای پیشگیری از اندوه مبتلایان
4️⃣ حکایت حضرت عیسی (ع) و مرد بیمار
◽️ توصیف اوج ابتلا به بیماریهای جسمی و انزوای اجتماعی
◽️ شکرگزاری شگفتانگیز در میان انبوه سختیها
5️⃣ کفر و ناسپاسی؛ بزرگترین بلای عالم
◽️ عافیت از کفر به عنوان برترینِ مواهب الهی
◽️ تفاوت تودههای مردم با صابران در آزمونهای الهی
6️⃣ عاقبت شکر و پاداش تقرب
◽️ شفا و دگرگونی ظاهر بیمار به برکت سپاسگزاری
◽️ دستیابی به مقام ملازمت و عبادت در کنار پیامبر خدا
7️⃣ سیره نبوی در فراز و نشیب زندگی
◽️ حمد الهی هنگام مواجهه با امور مسرتبخش
◽️ ذکر «الحمدلله علی کل حال» در زمان اندوه و ناخوشی
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
- 🔸اخلاق فردی
- 🔸اخلاق اجتماعی
- 🔸خانواده
📲 شناسه در شبکههای اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir
سیره معصومین (ع) در مواجهه با بلا و حقیقت شکرگزاری بر نعمت عافیت
موضوع: صوت کامل سخنرانی