💬جلسات پرسش و پاسخ

پرسش‌های اخلاقی و معرفتی در مسیر اصلاح نفس

۱ بازدید
پست
  1. 🧭 شروع مسیر: برای اصلاح خودمون باید از کجا شروع بکنیم؟

  2. 🔄 امید به تغییر: آیا کسانی که برای مدت طولانی توی گناه بودن و شرایط متفاوتی داشتند، اصلاً امید اصلاحشون هست؟

  3. 🚀 پرواز یک‌شبه: چه عاملی باعث میشه که برخی مثل شهدا در جوانی ره صد ساله رو یک‌شبه میرند، ولی خیلی‌ها بعد از چهل پنجاه سال عبادت، رشد چندانی پیدا نمی‌کنند؟

  4. 📚 رفع بی‌رغبتی به درس: کسی که مدتیه نسبت به درس بی‌رغبت شده و مشغول کارهای دیگه میشه، چیکار باید بکنه که دوباره این اشتیاق توش بیشتر بشه؟

  5. ⏳ انگیزه طلبگی: کسی که بعد از چند سال طلبگی تو حوزه، نسبت به ادامه مسیر کم‌انگیزه شده، باید چیکار کنه؟

  6. 🔥 ابدیت جهنم: آیا جهنم ابدیه یا اینکه فقط بهشت ابدیه و جهنم بعد از مدتی از بین میره؟

  7. 💤 مصادیق سستی در نماز: مصادیقی که کاهلی در نماز محسوب میشه چیه؟

  8. 😥 بزرگ‌ترین حسرت مرگ: هنگام مرگ بیشترین چیزی که به خاطرش حسرت می‌خوریم چیه؟

  9. 📖 زمان قرائت سوره واقعه: خوندن سوره واقعه که سفارش شده هر روز انسان بخونه، بین‌الطلوعین هم محسوب میشه و جزو روز حساب میشه؟

  10. 🍎 بهره‌مندی از علمای مختلف: این حرف درسته که عالم‌های دینی مثل گل‌ها و میوه‌های مختلفی هستند که هر کدوم خاصیت خاصی دارند و آدم خوبه به همه سر بزنه تا از خاصیتشون استفاده کنه؟

  11. ⚖️ توجیه خطای بزرگان: چه مقدار این توجیهات قابل قبوله که می‌گویند برخی کارهای اشتباهی که بعضی مشاهیر و علما انجام میدن، شاید معذور بودند یا جهتی در ذهنشان بوده؟

  12. 🚫 مجالس خاص و حواشی آن: این مجالسی که توی این ایام خاص (مثل نهم ربیع) گرفته میشه و درش کارهایی با کیفیت خاص انجام میشه، آیا فی‌نفسه اصلاً چنین مجالسی مطلوب هست؟

  13. 🗣️ شکستن ابهت دشمنان: آیا برگزاری این مجالس به شکل سبک، برای شکستن ابهت دشمنان در ذهن‌ها توجیه‌پذیره؟

  14. ✨ بخشایش و اثر گناه: فرمودید که آمرزش گناه غیر از برطرف شدن اثر گناهه؟

  15. 💧 پاکی از آثار معنوی: آثار معنوی گناه چگونه از بین میره؟

  16. 🤐 نقش سکوت در بندگی: سکوت در تقوا چه مقدار تاثیر داره؟

پرسش‌های اخلاقی و معرفتی در مسیر اصلاح نفس

  1. 🧭 شروع مسیر: برای اصلاح خودمون باید از کجا شروع بکنیم؟

  2. 🔄 امید به تغییر: آیا کسانی که برای مدت طولانی توی گناه بودن و شرایط متفاوتی داشتند، اصلاً امید اصلاحشون هست؟

  3. 🚀 پرواز یک‌شبه: چه عاملی باعث میشه که برخی مثل شهدا در جوانی ره صد ساله رو یک‌شبه میرند، ولی خیلی‌ها بعد از چهل پنجاه سال عبادت، رشد چندانی پیدا نمی‌کنند؟

  4. 📚 رفع بی‌رغبتی به درس: کسی که مدتیه نسبت به درس بی‌رغبت شده و مشغول کارهای دیگه میشه، چیکار باید بکنه که دوباره این اشتیاق توش بیشتر بشه؟

  5. ⏳ انگیزه طلبگی: کسی که بعد از چند سال طلبگی تو حوزه، نسبت به ادامه مسیر کم‌انگیزه شده، باید چیکار کنه؟

  6. 🔥 ابدیت جهنم: آیا جهنم ابدیه یا اینکه فقط بهشت ابدیه و جهنم بعد از مدتی از بین میره؟

  7. 💤 مصادیق سستی در نماز: مصادیقی که کاهلی در نماز محسوب میشه چیه؟

  8. 😥 بزرگ‌ترین حسرت مرگ: هنگام مرگ بیشترین چیزی که به خاطرش حسرت می‌خوریم چیه؟

  9. 📖 زمان قرائت سوره واقعه: خوندن سوره واقعه که سفارش شده هر روز انسان بخونه، بین‌الطلوعین هم محسوب میشه و جزو روز حساب میشه؟

  10. 🍎 بهره‌مندی از علمای مختلف: این حرف درسته که عالم‌های دینی مثل گل‌ها و میوه‌های مختلفی هستند که هر کدوم خاصیت خاصی دارند و آدم خوبه به همه سر بزنه تا از خاصیتشون استفاده کنه؟

  11. ⚖️ توجیه خطای بزرگان: چه مقدار این توجیهات قابل قبوله که می‌گویند برخی کارهای اشتباهی که بعضی مشاهیر و علما انجام میدن، شاید معذور بودند یا جهتی در ذهنشان بوده؟

  12. 🚫 مجالس خاص و حواشی آن: این مجالسی که توی این ایام خاص (مثل نهم ربیع) گرفته میشه و درش کارهایی با کیفیت خاص انجام میشه، آیا فی‌نفسه اصلاً چنین مجالسی مطلوب هست؟

  13. 🗣️ شکستن ابهت دشمنان: آیا برگزاری این مجالس به شکل سبک، برای شکستن ابهت دشمنان در ذهن‌ها توجیه‌پذیره؟

  14. ✨ بخشایش و اثر گناه: فرمودید که آمرزش گناه غیر از برطرف شدن اثر گناهه؟

  15. 💧 پاکی از آثار معنوی: آثار معنوی گناه چگونه از بین میره؟

  16. 🤐 نقش سکوت در بندگی: سکوت در تقوا چه مقدار تاثیر داره؟

متن

تأثیر وسوسه‌ها و حیله‌های شیطان بر تصمیمات انسان و اهمیت شکستن عادت‌ها

1- سوال: 

در واقع یکی از زحمت‌هایی که شیطان می‌کشه نسبت به آدمی‌زاد، همینه. که اونایی که می‌خوان تصمیم بگیرن برن تو خط بندگی خدا و حرف خدا گوش دادن، به اصلاح خودشون، از یه چیزایی می‌ترسونَدِشون. حالا شیاطین جِنّی و اِنسِی. حالا یا آدمی‌زادند، آدمو می‌ترسونند. می‌خواد آدم اصلاح کنه، می‌ترسونند. یه حرفایی می‌زنند، هی هول و هراس تو دل آدم می‌اندازند. که آدم بخواد راه درستو بره، اینا می‌بینند می‌خواد این تصمیم بگیره درستش کنه، نمی‌ذارند. حتماً مواجه می‌شه آدم با این افراد. و شیاطین اِنسِی؛ همون شیطانی اصطلاح خودمون که می‌گیم شیطان، که نمی‌بینیمش، یعنی آدمی‌زاد نیست، همون جن. میاد بغل گوش آدم هی می‌خونه که آخه سخته، مثلاً. نمی‌دونم همین. یه روضه‌هایی برا در گوش آدم می‌خونه؛ از این که نمی‌تونی خودتو اصلاح کنی، سخته، سنگینه، بعد حالا چی میشه، حالا نتیجه‌اش که چی. خیلی حرفا میاد کنار گوش آدم می‌زنند. یکیش همینه؛ این سخت نشون میده. میگه آخه این سخته مثلاً، نمی‌تونی. در حالی که سختیش منشأش عادته. هر عادتی رو وقتی خلافش عمل کنی، می‌شکنه دیگه. بار اولش خیلی سخته، بار دوم راحت‌تر میشه، تا بعد همین جور راحت میشه. همون طور که یه زمانی آدم عادتش بوده راست می‌گفته، دروغ گفتن براش سخت شده، سخت بوده، بعد به عکس شد؛ دروغ گفتن براش راحت شد، راست گفتن براش سخت میشه، بازم می‌تونه اینا به عکسش کنه. این همیشه در همه شئون زندگی آدمی‌زاد این حالت هست. اونی که بوده، هست و می‌تونه عوضش کنه. چیه منشأش؟ عادته. عادت چیز اون‌چنان ریشه‌داری نیست که به هیچ وجه نشه کاریش کرد. یه مقدار اولش سخته. شروع که می‌کنه، راحت میشه بعد.

ضرورت آگاهی از احکام الهی و نقش رساله و مرجعیت در اصلاح نفس

2- سوال: گفتن که برای اصلاح خودمون از کجا باید شروع بکنیم؟

خب ما که خودمون بلد نیستیم که چی بده، چی خوبه. این اول کاره دیگه. اولش آدم بفهمه من دکتر خودم نیستم؛ دکتر یکی دیگه‌ست. من چی به صلاحمه؟ یکی میگه اینه، یکی میگه اونه؛ اختلاف هست. عقلا فرق دارند. اگه بخوایم با عقل پیش بریم، یکی میگه این کار درسته، یکی میگه اون کار درسته. چی به ضررمونه؟ یکی میگه این کار به ضررمونه، یکی میگه اون کار به ضررمونه. می‌بینی کارهای این دنیا که میفته دست آدمی‌زاد، دست عقلا، چقدر اختلاف دارند؟ جمع نمیشند که روی یه چیزی. لذا خدا چون می‌دونست این مشکل هست، خودش تعیین کرد؛ چیا اصلاح می‌کنه آدم رو، چی در آدم بده، فاسده و چی خوبه، چی آدم رو به فساد می‌کشونه و چی آدم رو اصلاح می‌کنه. اون چیزا چیه؟ مراحل داره. یه مرحله‌اش مربوط به چیزایی‌ست که خدا واجب کرده و چیزایی که خدا حرام کرده. این یه مرتبه‌شه. اونایی که واجب کرده چیزاییه که نقش اساسی داره در اصلاح انسان. اون چیزایی که حرام کرده، نقش اساسی دارند در فساد انسان. اونا رو خدا مشخص کرده. اونایی رو کجا باید فهمید؟ باید رفت یاد گرفت. تو کتابایی، تو رساله، که واجبات و محرماتی رو مرجع تقلید می‌نویسه، خب برا ما می‌نویسند دیگه. واجبات و محرماتش، اون مقداریش که در رساله هست یاد بگیره، اون مقداریشم که نیست، از خود مرجع باید بپرسه، یاد بگیره. این قدم اوله؛ یعنی قدم اول، آشتی کردن با رساله و مرجع تقلیده. با این دو تا حداقل آدم باید آشتی کنه. خیلی سر و کار داشته باشه با این دو تا. این دو تا اصلاح می‌کنند آدم رو، وقتی که قدم اول اصلاح رو اینا به آدم کمک می‌کنند. بعدش مسائل دیگه‌ای هست، اضافه بر اینا. اونام گاهی کمک می‌کنه به همینا؛ از مستحبات و رذایل و فضایل اخلاقی که ذکر شده. فضایلی هست از خلقیات که واجب نیست، انجامم نداده باشی هم حرام نیست، اما نبودش یه نقصی هست دیگه، بله. گاهی تنه می‌زنه به همون واجبات و حرام. اونا رم باید زود آدم شروع کنه درستش کنه و الا عقب میفته. همونا، بله. لذا اول رساله، دوم مَفاسِد و رذایل اخلاقی و مکارم اخلاقی که امام سجاد علیه‌السلام یاد دادند. اینا رو باید یاد بگیره، ببینه امام سجاد علیه‌السلام چی گفتند. هر روز یه مقدار رساله بخونه، هر روز یه مقداری هم با امام سجاد علیه‌السلام؛ این برنامه باشه، بله. اینا رو به تدریج بخونه، عمل بکنه، اصلاح میشه، بله.

اهمیت اراده و اختیار انسان در فرآیند اصلاح نفس و سرعت رشد در شرایط سخت

3- سوال: گفتن کسانی که برای مدت طولانی توی گناه بودن و شرایط و صفات متفاوتی با دیگران، شرایط متفاوتی با دیگران داشتند، این افراد اصلاً امید اصلاحشون هست؟

خب اینا وقتی بخوان اصلاح شند، خیلی سرعت می‌گیرند. اونی که شرایطش سخت‌تر بوده، بالاخره آدم تو هر شرایطی که باشه، اختیار ازش سلب نمیشه مگر دست و پاش ببندند دیگه، چاقو بذارند بغل گردنش، بگن خب مثلاً نماز نخون. و الا هر کی باشه، هر جا باشه، می‌تونه. اختیار از آدم سلب نمیشه. حالا اونایی که شرایطشون نامساعده، اینا عرض شد دیگه؛ رشد ایمان تو اون شرایط نامناسب و سختی‌های اخلاقی و ایناست که آدم باهاش درگیره. اونا وقتی اصلاح کنه، با اختیارش راه درستو انتخاب کنه، درست کنه، خیلی بیشتر رشد می‌کنند از اونایی که در شرایط خیلی مطلوب و خوب به سر می‌برند. تندتر میشه سرعتشون، بله. این چیزایی‌ست مواجهند اینا، اونا مواجه نیستند. اونا لاک‌پشتی میرند، این یه دفعه‌ای می‌پره بالا. واسه بعضیا یه دفعه‌ای عوض میشند، آخه خیلی جلو میرند، به خاطر همینه. این تصمیمی که این می‌گیره، اون هیچ وقت تو زندگیش نگرفته. این تصمیم این‌قدر پرمایه و محتواست که خیلی می‌بردش بالا.

رمز موفقیت و سرعت سیر معنوی شهدا در گسستن از تعلقات دنیوی

4- سوال: چه عاملی باعث میشه که برخی مثل شهدا در جوانی ره صد ساله رو یک شب میرند، ولی خیلی‌ها بعد از چهل پنجاه سال عبادت، بعد که به خودشون مراجعه می‌کنند، می‌بینند که ایمانشون رشد چندانی پیدا نکرده؟

عاملش همینه، عرض شد؛ در اختیار انسان، خدا به آدم اختیار داده. این اختیار رو آدما هر جور که دوست دارند خرجش می‌کنند دیگه. گاهی کسی از این اختیار و از این همتی که خدا به آدم داده بیشتر استفاده می‌کنه، بعضی کم استفاده می‌کنند. شهدا تصمیم مهمی می‌گیرند در زندگیشون، که این تصمیمو در حال عادی کسی نمیگیره. تصمیمشون هم اینه که کلاً قطع ارتباط کنند با عالم ماده. کلاً از زن و بچه و پدر و مادر و این دنیا خداحافظ، تموم، قطع شند. جونشون در راه خدا بدن؛ سخته، ترس داره، سنگینه، بله. اینو اینا تصمیم می‌گیرند بدن. این همونیه که عرض شد. چون خیلی مشکله، سخته تو اون شرایط چنین تصمیمی. آدم یادش به بچه‌اش میاد، یادش به زنش میاد، یادش به چیزایی که دوست داشته از دنیا میاد، یادش به این مسائل میاد. اینا جلو آدم خیلی رژه میرند. خیلی اذیت میشه. لذا همینا دست و پای آدمو می‌بندند. شهدا این‌جوری‌اند، می‌ذارند کنار. اون تصمیمه رو محکم می‌گیره تو اون شرایط سخت؛ تصمیمش سخته دیگه. چون تصمیم سخته، همت زیاد می‌خواد، این همت زیادو خرج می‌کنند، می‌پرند، بله. میرند بالا.

علل بی‌انگیزگی در تحصیل و راه‌کارهای ایجاد رغبت از طریق برنامه‌ریزی و مراقبت

5- سوال: کسی که نسبت به درس مدتیه که بی‌رغبت شده و بیشتر مشغول کارهای دیگه میشه، چیکار باید بکنه که دوباره این رغبت و اشتیاق نسبت به درس خوندن توش بیشتر بشه؟

خب یه مشکلی که طلاب دارند در حوزه، مواجهم باهاش، همین مسئله‌ست که وقتی میاند تو حوزه و هستند همین جور پایه به پایه و سال به سال طی می‌کنند، سرگردانند. نمی‌دونند چیکار بکنند، نمی‌رند از این کسایی از علما، از کسایی که بلدند برنامه بگیرند. همین جور نشستند که با همون روالی که دارند همون طی کنند، با همون مشکلاتی که عرض شد هستند دیگه با همون. می‌خواد با همون همت ضعیف و همون تنبلی و اینا خب درس بخونه، نمیشه که. باید برنامه بریزه آدم، برنامه داشته باشه، بفهمه چیکار بکنه، چه درسی رو بخونه، چه چیزی رو نخونه. کنارش هم باید حتماً هم‌بحث خوب و مباحثه خوب داشته باشد. و الا نداشته باشه آسیب می‌بینه. کنارش هم باید خوب گناه نکنه، تقوا رو خوب مراعات بکنه. اینا همه‌اش یه چیزایی آدم رو حتی در درس سرد می‌کنه. اگه طلبه مخصوصاً به طور خاص گناه کنه، اهل گناه باشه، اون تعبد لازم رو در رعایت تقوا نداشته باشه، این به درسش هم آسیب می‌زنه. به درسش هم کم می‌ذاره. تقوا یکی از شئونش همینه دیگه؛ میگه کارتو درست انجام بده. شما که فردا می‌خوای دین به مردم یاد بدی، باید درست یاد بگیری که درستش رو یاد بدی. بخوای درستو یاد بگیری، باید زحمت بکشی، باید کم نذاری از درست. خود تقوا می‌کشونه آدم رو به این، اینو به آدم نشون میده، جلو آدم می‌نویسه. یه بخشش به خاطر گناهه که آدم سرد میشه؛ چه تو درس، چه تو کارهای دیگه، چه تو بندگی خدا، چه تو عبادت. گناه عامل اصلیه آدم رو سرد می‌کنه. آدم میلش به چیزایی بد و مادیات هی بیشتر میشه تا بره سمت مسائلی که به حالش مفیده. این یکیش. یکیشم این عیباییه که آدم داره؛ یکی برنامه نداره، مضاف بر اینکه همنشین خوب هم نداره، هم‌بحث خوب هم نداره، هم‌حجره خوب هم نداره. با کسانی گاهی آدم هم‌حجره میشه، همنشین میشه، هم‌بحث میشه که اینا آدم رو سرد می‌کنند. شما با هر کسی همنشین بشید، اون سعی می‌کنه شما رو مثل خودش بکنه. حالا چه جوریه، هر جور هست. لذا این‌قدر تو اسلام به طور خاص، هم در قرآن کریم، هم در روایات نسبت به همنشین توصیه شده که در انتخاب همنشین خیلی دقت بکنید. حواستون جمع باشد، با هر کسی خودتونو تلف نکنید پای هر کسی. هر چی باشه شما مثل همونشید. همتش، هدفش، فکرش، رفتارش، هر چی باشه شمام همونی، مثل همون شی. لذا باید آدم حواسش جمع کنه، همنشین خوب داشته باشد. خیلی‌ها که سرد میشوند تو درسشون سر همینه؛ همنشین خوب ندارند، هم‌بحث خوب ندارند، هم‌حجره خوب ندارند. این تلف می‌کنه وقتو، همین طور حرف می‌زنه به گعده، خب شمام گعده‌نشین میشید دیگه. آدم گاهی این‌قدر همت نمی‌کنه تو شرایط بد و در همنشینی با آدمای بد خودشو حفظ کنه. می‌خواد کم نیاره گاهی، مثل اون میشه. باید جدی باشه آدم در همنشین. «یا لیتنا... لیتنی لم اتخذ فلاناً خلیلاً». در قیامت یکی از افسوسای آدم اینه که ای کاش با فلانی رفیق نمی‌شدم، با این همنشین نمی‌شدم، با این مصاحبتمو خرج این نمی‌کردم. عکسش هم هست، «یا لیتنا... یا ویلتا لیتنی اتخذ فلاناً خلیلاً»، آره در قرآن کریم نیست، ولی عکسش در روایات صادقه. از اون ور هم آدم به همنشین خوب غصه می‌خوره، اگه در قیامت ببینه که همنشین خوب بود براش و نرفت باهاش همنشینی کنه، غصه می‌خوره که چرا با اون همنشین نشده بودم، چرا رفتم با این همنشین شدم. «لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جائنی»، وقتی اومد با من رفیق شد و همنشین شد، اولین کاری که کرد منو از یاد خدا، از حرفای خدا، از هر چی مربوط به خداست دور کرد، گمراهم کرد، منو کشوند مثل خودش. لذا این‌قدر می‌بینید گاهی روایتی داریم راجع به رفیق و همنشین، به خاطر همینه. این مسائل رو باید مراعات کنه آدم. وقتی این مسائل رو مراعات نکنه، خب تو درس باشه ضعیف میشه، تو هر کاری هم باشه فرق نمی‌کنه، همین میشید. از خدا و بندگیش فاصله می‌گیرد با... بله.

لزوم مشورت با کارشناسان و مدیریت گذشته و آینده در مواجهه با کاهش انگیزه تحصیلی

6- سوال: یه سوال دیگه در همین راستا پرسیدن که کسی که بعد از چند سال طلبگی تو حوزه، نسبت به ادامه طلبگی کم انگیزه شده، این همین مسائلی که فرمودید...

همیناست دیگه عرض کردیم. باید شروع کنه یه مقداری برنامه مناسب باید بریزه. بخشی از برنامه‌اش باید اختصاص پیدا کنه به اصلاح قبل از راه درستش، نه دوباره خودش سرخود بگه خب پس می‌خوام قبل و قبلی‌ها رو درست کنم، حالا از حالا شروع می‌کنم فلان کارو بکنم. همین تصمیم شاید اشتباه باشه. باید آدم با اونایی که بلدند، این‌جور کارا رو بلدند، این چیزا تخصص دارند بره مشورت کنه. یه بخشی از برنامه‌اش باید باشد مال اصلاح قبل، یه بخشی از برنامه‌اش باید باشد مال از حالا به بعد. از حالا به بعدش رو اصلاح کنه با مشورت. از قبلش رو هم همین جور. لذا اول آدم احتیاج داره به یه کسی که آدمو ارشاد کنه، هدایت کنه. این که در روایت فرمودند: «هلک من لیس له حکیمٌ یرشده»، همینه دیگه. چون آدم عمرش تباه میشه، همه عمرشو به تجربه می‌گذرونه. خب عمر این‌قدر کشش نداره که آدم همه رو تجربه کنه. چقدر آدم همه رو تجربه کنه؟ همه‌اش با عقل و تجربه خودش. باید یه مقداری اهل مراجعه باشه، اهل مشورت باشه به کسایی که این کار بلدند، اون وقت راه کمتر میشه، سریع‌تر میشه.

خلود در جهنم و تبیین وضعیت مؤمنان خطاکار بر اساس باورهای شیعی

7- سوال: آیا جهنم ابدیه و یا اینکه فقط بهشت ابدیه و جهنم بعد از مدتی از بین میره؟

در قرآن کریم هست دیگه، «خالدین فیها»، «خالدین فیها». دسته‌هایی در قرآن کریم خدا فرموده اینا خالدند در جهنم، خب هستند یعنی دیگه ابدیه. بعضیا هم نه، ابدی نیستند. به مقدار گناهانشون، اون مقداری که تا اون مرحله درست نشد، صاف نشد، تو جهنم هستند، بعد ان‌شاءالله میاند بیرون، میرند بهشت، بله. مثلاً کفار ابدیه، بله. ولی شیعیان حضرات معصومین علیهم‌الصلوة والسلام که همه این دوازده امام رو به امامت قبول دارند، اینا بله، اگه با همین اعتقاد بمیرند و این اعتقاد و با گناه از دست ندند، اینا بله، جهنم به میزان گناهانشون ممکنه برند اگه مشمول شفاعت نشند، اما بعدش درمیاند، بله.

مصادیق استخفاف و کاهلی در نماز و پیامدهای اخروی آن در کلام اهل بیت

8- سوال: مصادیقی که کاهلی در نماز محسوب میشه چیه؟

کاهلی چیز سختی نیست. اول وقت همین‌جور بی‌جهت عقب می‌اندازه. همین‌جور تنبلی می‌کنه، گاهی هر از گاهی یه نمازشم قضا میشه. شب می‌دونه که من شب وقتی دیر می‌خوابم، می‌شینم پا تلویزیون، صبح نمازم قضا میشه، با این وجود می‌کنه این کارو. اینا مصادیق کاهلی نمازه. امام صادق علیه‌السلام فرمودند، در آخرین جمله‌ای که در آخر حیات مبارکه‌شون فرمودند همین بود، که اینو شیعیان ما بدونند، که اونایی که به نمازشون کاهلند، ما شفاعت نمی‌کنیم. ما اهل‌بیت در قیامت که احتیاج دارید جلو جهنم رفتنتونو بگیریم، نمی‌گیریم. یه شفیع دیگه پیدا کنید، بله. «لن تنال... تنال شفاعتنا مستخفاً بالصلاة». بی‌جهت همین‌جور نمازه عقب می‌ره، بی‌جهت قضا میشه.

حسرت‌های هنگام مرگ و محوریت تقوا در حیات برزخی و اخروی

9- سوال: هنگام مرگ بیشترین چیزی که به خاطرش حسرت می‌خوریم چیه؟

رعایت نکردن تقوا. از هنگام مرگ تا قیامت، تا اون ور، همه افسوس تقوا رو می‌خورند. اونایی که تقوا دارند، نه، اونا افسوس اینو نمی‌خورند. اونا تا در قیامت افسوس اینو می‌خورند که چرا بیشتر زحمت نکشیدند، یه مقدار بیشتر عبادت می‌کردند، عمل می‌کردند. اما اونایی که اهل تقوا نبودند افسوس می‌خورند. لذا امیرالمؤمنین وقتی رسیدند به قبرستانی، جملات و مواعظ بلیغی فرمودند اونجا. صحبت کردند با اهل قبور. مطالب مهمی می‌گفتند اونجا، بلند که همه بشنوند. بعد انتهاش فرمودند که اینا اگه اجازه داشتند با شما حرف بزنند این اموات، «لأخبروکم بأن خیر الزاد التقوی». اینا الان بهتون می‌گفتند زود تقوا رو بپایید، تقوا رو مراعات کنید، گناه نکنید. بهتون می‌گفتند بهترین زادی که اینجا به درد می‌خوره و ما الان نداشتنشو خوب احساس می‌کنیم گرفتاری، تقواست. هر مقدار تو بندگی خدا کم گذاشتیم الان گرفتاریم، بله. چون اکثراً این‌جوری‌اند دیگه. «لأخبروکم بأن خیر الزاد التقوی».

آثار، برکات و ابعاد تربیتی تلاوت روزانه سوره مبارکه واقعه

10- سوال: خوندن سوره واقعه که سفارش شده هر روز انسان بخونه، بین‌الطلوعین هم محسوب میشه، جزو روز حساب میشه؟

طوری نیست، بله. حالا بعضی وقتام گفتند شب بخونید. دیگه می‌تونه هم آدم بذاره به عنوان اون قرائت قرآنش، بعد نماز صبح بخونه، بله. سوره‌ای‌ست که خیلی خب مضامین خوبی داره؛ آدم دسته‌بندی کرده افراد رو، که اینا چه‌جورند، اونا چه‌جورند، چه وضعیتی دارند. آدم تشویق میشه بره تو زمره اصحاب یمین، بعد بره تو سابقون، جلو بزنه، بله. خدا توصیفشون می‌کنه، عذاب‌های بد جهنمی‌ها رو میگه. گفتند اینا رو هر روز بخونید یادتون نره. دور شید از اونا، به اینا نزدیک شید. روزی آدمم زیاد می‌کنه، بله. یکی از روزی زیاد کن‌ها همین، همین مسئله‌ست، بله. آدم مداومت داشته باشه بر قرائت این سوره مبارکه، بله.

لزوم همراهی علم با تقوا در بهره‌مندی از محضر عالمان دینی

11- سوال: این حرف درسته که عالم‌های دینی مثل گل‌ها و میوه‌های مختلفی هستند که هر کدام خاصیت خاصی دارند و آدم خوبه که به همه سر بزنه تا از خاصیت هر کدام استفاده بکنه؟

اگه اهل تقوا باشند بله، چه عیبی داره. به شرط که عالم با تقوا باشه. اگه عالم تقوا نداره، شما برید بهش سر بزنید بی‌تقوا میشی، شما رو می‌کشونه تو خط‌های بد، غلط. درست، تصمیم درست، کار درست انجام نمیده، تصمیماتش خرابه، آسیب می‌زنه، بله. بری اونجا مثل اون میشی، بله. لذا باید آدم حواسش جمع کنه؛ عالم خالی کافی نیست، آیت‌الله کافی خالی نیست، مشهوره کافی نیست، باید ببینیم آدم چقدر تقوا داره. میشه عالم باشه اما با تقوا نباشه. یه گاهی کم یا زیاد یه گناهی می‌کنه، یه تصمیمای غلطی می‌گیره، اون وقت آدم هی بره اونجا، مثل همون میشه، بله.

ملاک‌های ارزیابی عملکرد عالمان و لزوم جبران و اصلاح خطاهای تأثیرگذار بر جامعه

12- سوال: اینکه توی برخی که توی جامعه معروف هستند و عالم هستند، بعضی کارهایی که اشتباه انجام میدن و اشتباه هست رو برخی براش توجیه درست می‌کنند که ممکنه جهتی داشته این که این کار رو کرده و ولو ظاهرش کار خوبی نیست، ولی خب میگن شاید مثلاً معذور بوده یا جهتی در ذهنش بوده. چه مقدار این توجیه‌هات قابل قبول هست؟

کاری که انجام میشه، مهمه که این کار چه آثاری داره، چه برداشت‌هایی ازش میشه. بله. اینکه علت و انگیزه اون کار چی بوده، خود داند و خدا. اما اون علت و انگیزه باعث نمیشه اگر آثار بدی اون کار داره، اینا اصلاح بشه. راهش چیه؟ ممکنه آدم انگیزه خوبی داشته، رفته یه کاری کرده، این کار بد دراومد. باید چیکار بکنه؟ پشت اون کار اگه بد دراومد، اصلاحش کنه. این راه هست هنوز. کسایی بودند، مثلاً فرض بگیر یه وقتایی تصمیمای غلطی گرفتند. حالا قصد نداشت، عمد نداشت تصمیم غلطی بگیره، کار غلطی انجام بده، اما خب بعد فهمید اه این کارش غلط بود. این بعدش گفتند باید بیاد اظهار کنه، ابراز کنه، اصلاح کنه این مسئله رو. بله. مثل مثلاً فرضاً سال ۸۸ عده‌ای در اون فتنه‌ها گرفتار شدند. اونایی که گرفتار شدند دو دسته بودند؛ بعضی می‌فهمیدند چه خبره و رفتند، تصمیمای غلط و کارهای غلط انجام دادند و گرفتار شدند، خب اونا هیچی دیگه اونا می‌دونستند، عمدی هم کرده بودند. یه عده‌ای درست نمی‌فهمیدند، نفهمیدند، گول خوردند. قصد بد نداشت، گول خورد، رفت. بعدش یه خورده صباحی که آب‌ها از آسیاب‌ها افتاد و گرد و خاک‌ها نشست، فهمیدند بعضی اه این چه خبر بوده و چی بوده. بعضی اندکی توبه کردند، اومدند اعلام کردند ما غلط بود، اشتباه بود. بعضی هم نه، موندند. حالا اون کسی که اون وقت تصمیم غلط گرفت، مثلاً آدم خوبی بود، شما حملش کردی به خوب، طوری نیست، باید حملش کنی به خوب. اما پشتش باید ببینیم اصلاحش می‌کنه یا نه. وقتی فهمید کار غلط بوده از جهتی و جهاتی، اصلاحش باید بکنه از راهی. اگه اصلاح کرد، خب، خدا می‌بخشه، بله. اون تبعات ان‌شاءالله اصلاح میشند؛ در سایه اون اشتباه عده‌ای تصمیم غلط نمی‌گیرند، عده‌ای باور غلط پیدا نمی‌کنند. چون وقتی تصمیم اشتباهی کسی که تأثیرگذاره رو عده‌ای می‌گیره، این تأثیر می‌ذاره رو بقیه، اونا هم دچار تصمیم غلطی میشند، دچار فکر غلطی میشند. بله، باید اصلاح کنه. اگه اصلاح کرد، خب، شما همچنان حمل بر احسنش می‌کنی. اگر فهمید خرابه و اصلاح نمی‌کنه، نه. نمیشه، بله. همچنان این مسئله خراب باقی می‌مونه تا یه روزی بفهمه آدم اصلاح کرد ان‌شاءالله. هر چی دیرتر بدتر. زودتر باید اصلاح بشه، بله. فرقی نمی‌کنه، بله. آدم باید اگه همیشه تو زندگی سعی کنه، مخصوصاً اگه یه زمانی تأثیرگذار هست رو عده‌ای، باید دقیق باشه رو کاراش، حساب‌شده کار بکنه، درست تصمیم بگیره، جوانب کارو خوب بسنجه، چون کارهای شخصی آدم هم عمومی میشه. نیست که فقط شخصی بمونه، عمومی میشه. عموم ازش استفاده‌هایی می‌کنند، برداشت‌هایی می‌کنند. آدماهای بدم به سمت بد سوق میدند اون برداشت‌ها رو. لذا باید آدم زود جلوشو بگیره. اگر گرفتند، خب، اگر نه، نه. اون وقت نمیشه شما بخوای به هر کسی سر بزنی و استفاده کنید، بله.

ضرورت آموختن فقه معاملات و احکام مبتلابه در روابط اقتصادی و اجتماعی

13- سوال: گفتن با توجه به اینکه بیشتر رساله عملیه مبتلا بهه، یعنی باید برای با تقوا شدن یک دور رساله را هر کس...

نه، بیشترش مبتلا به نیست. بله، خیلی مسائل و ابواب مختلفی داره. مثلاً شما مشغول خرید فروش نیستی، فرضاً مضاربه نداری، نمی‌دونم چیکار نداری اینا. اونا که مبتلا بهتون میشه. بله، فردا می‌خوای بری بانک پول بزنی، مسائلشو باید یاد بگیری، و الا همین‌جور میری میگی بسم الله بفرمایید من می‌خوام پولامو بذارم تو بانک، اونم می‌گیره و میره. چیکار کردی؟ قرض دادی؟ مضاربه بود؟ چی بود این؟ خب ربا از توش درمیاد. «من اتجر بغیر فقهٍ»، امیرالمؤمنین چندین بار این مسئله رو فرمودند. تو بازار اعلام کردند، هی «یا معشر التجار»، بازاری‌ها، کاسبا، «من اتجر بغیر فقه فقد ارتطم فی الربا». اگر کسی مسائلشو ندونه، یاد نگیره، بره مشغول به کاسبی بشه، حتماً تو ربا فرو می‌ره، بعد جورم فرو می‌ره. اگه دچارش شدید، قبل اینکه برید اقدام بکنید مسائلش بخونید. بعضی هاشم خب دچار هست آدم؛ نمازه، روزه است، خمسه، نمی‌دونم امر به معروفه، خیلی از این بعضی از این ابوابش اینا خب پیش میاد برات، اینا باید آدم مسائلشو بخونه، گاهی هم چون یادش می‌ره، باید باز دوره کنه و از استفتاءات هم کمک بگیره که این مسائل در ذهنش تثبیت بشه، بله.

لزوم همیاری زوجین و تبیین ساده احکام برای یادگیری مؤثر مسائل فقهی

14- سوال: از سمت خانم‌ها پرسیدن که میلی به خوندن رساله ندارم چون وقتی که می‌خونم خیلی متوجه نمیشم. چطور میل پیدا بکنند و آیا لازمه کلاس...

اگه می‌تونند با شوهرشون بخونند؛ وقت بذارند با هم. خب مسائل گاهی وقت‌ها متوجه نمیشند، اونا اذیت میشند. آقایون از ابوابی که در قرآن کریم خدا دستور میده «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً»، ما موظفیم نه فقط خودمون رو، بلکه اهل و عیالمون هم اسباب دوزخشونو دور کنیم دیگه. اسباب بهشتو براشون فراهم کنیم. لذا باید اگه می‌تونیم، بشینیم کنارش، با هم مباحثه کنیم؛ مباحثه یعنی که بخونیم، بهش یاد بدیم، حالا نه مباحثه به اون معنا. یادش بدیم؛ این درست نمیفهمه، راحت و ساده براش بگیم بفهمه. این باید کمک بگیره، تنها بخونه مشکل پیدا می‌کنه، بله.

نقش محیط‌های مذهبی، همنشینی شایسته و هدایت والدین در تربیت فرزندان و دوری از شیطان

15- سوال: دختر خانم‌هایی که تازه به سن تکلیف رسیدن، پرسیدن که چطور میشه از شیطان دوری کرد؟

مسجد؛ باید پدر با پدر مادرش بیشتر بره، بله. مسجدهای خوب، اماکن خوب، جاهایی که برنامه‌های خوب، مفید، مذهبی، چه عبادی، چه درباره شهدا، هست، آدم باید سعی کنه این چیزا رو بره که به این سمت اینا گرایش پیدا کنه. تو اون محیط‌ها وقتی آدم قرار می‌گیره، خب یواش‌یواش زمینه درش ایجاد میشه که... اما بخواد نه مسجد بره، نه از این برنامه‌ها داشته باشه، بشینه گوشه خونه، همه‌اش تلویزیون می‌خواد روشن کنه، همه‌اش هم می‌خواد دعوا کنه و ناراحتی و تو خونه و این مسائل، کم‌کم میل آدم میره سمت چیزای بد، کارهای بد، چیزای بد می‌بینه، زود مجذوبش میشه، میره طرفش، بله. این باید پدر مادرش مسجد مسجد ببرند، برنامه‌های خوب ببرند، مدرسه خوب ببرند، رفیقاشو گاهی وقت‌ها ببینند کیه، بله. دعوت کنند منزل ببینند چه‌جوری‌اند رفیقاش. اصلاحش کنند، کمکش کنند، باهاش حرف بزنند گاهی خیلی خوب، مناسب، نه به صورت آمرانه و گیر دادن، نه. اینا باید یه همچین روابطی داشته باشند با بچه‌شون، ان‌شاءالله زمینه درش ایجاد بشه که خوب بمونه.

مفهوم واقعی غفران و رفع قلم در مناسبت‌های خاص و لزوم تقوای همیشگی

16- سوال: گفتن مراد از رفع قلم که در برخی از روایات برای ایام خاصی، مثلاً مثل نهم ربیع ذکر شده چیه؟ آیا منظور رفع اثر لغویات هست؟

ما هیچ وقتی نداریم که گناه جایز باشه. همه حضرات شعارشون تقواست دیگه، بندگی خدا. نگفتند تقوا داشته باشید الا در دو سه روز، در چند روز. تقوا مال هر روزه، بله. گاهی خب پیش میاد، ممکنه آدما گناه می‌کنند، گناه می‌کنند، اما خدا اون گناه را می‌آمرزه، می‌بخشه، بله. اما اثرش باقی می‌مونه. در کارهای دیگه‌ای هم ما داریم، جاهای دیگه. مثلاً میگن نمی‌دونم شما اگه فلان کارو بکنی آمرزیده میشی. خب آمرزیده میشی یعنی بسم الله گناه کن، چون خدا می‌آمرزه؟ کی همچنین معنایی داره؟ کی همچنین مجوزی داره؟ روز عید غدیر هم ایشون همین فرمودند، درباره همون روز غدیر فرمودند، تو همون خطبه ایشون فرمودند که مواظب باشید در این روزها مخصوصاً گناه نکنید، طرف گناه به هیچ وجه نرید. بله، شما نکنید این کارها رو. این کارو نکنید. از خواص اون روز فرمودند مثل همون ایام دیگه‌ای، یا کارهای دیگری که فرمودند خدا آدم را مشمول رحمتش قرار میده همینه، که مثلاً میگن آقا در فلان شب، شب‌های قدر، این‌قدر خدا می‌آمرزه، در ماه رمضون این‌قدر خدا می‌آمرزه. وقتی میگن می‌آمرزه یعنی بسم الله گناه کن، چون خدا می‌آمرزه؟ کی همچنین معنایی داره؟ کی همچنین مجوزی داره؟ روز عید غدیر هم ایشون همین فرمودند، گفتند اینا این مناسبت‌های خاص به خاطر یه اتفاقای مهمی که افتاده، خدا می‌آمرزه، اسباب غفران فراهمه. لذا دعا کنید از خدا بخواید خدا شما را بیامرزه. همین تعبیرو اونجا هم به کار بردند. این به معنای اینه؛ یعنی اون قلمی که گناه نوشته، نمی‌نویسه. می‌بخشند شما رو، مثل سایر ایامی که همین حرفا هست، بله. اما مجوز گناه نیست. خدا هیچ اجازه گناه نداده. هیچ کسی اجازه گناه نداده، نه حق داره بده، بله. خود اجازه گناه دادن خودش، گناه بزرگیه، بله. اون اثرش برای خود گناه‌کن که اجازه داره میده و سوق میده، هست بله. منتها اونا لطف کردند؛ خدا اگه خواست به عدلش رفتار کنه، همه ما جهنمیم، کس تو بهشت نمی‌مونه. گفتند شب قدره، عبادت کنید، خدا ببخشه. توبه کنید، خدا می‌بخشه. ماه رمضون هر شب خدا می‌بخشه خیلی‌ها رو. فلان وقته، خدا می‌بخشه. می‌بخشه، می‌بخشه. می‌بخشه، اما یعنی گناه کنید؟ نه، گناه پدر آدمو درمیاره. خدا می‌بخشه یعنی نمی‌بردت جهنم، اما ایمانت ضعیف میشه. هر چی اثر بد گناه داره دچارش میشدی. بله، وقتی اون ایمان ضعیف یه وقتی یه آدم رو کلاً از بین می‌بره. لذا هیچ وقت آدم نباید طرف گناه بره، هیچ مجوزی هم در هیچ زمانی نیست؛ از اول بلوغ تا آخر عمر یک لحظه، هیچ کسی مجوز گناه ندارد. حضرات باهاش بد میشند، بله. ما می‌خوایم اونا رو خوشحال کنیم، اونا با گناه هیچ وقت خوشحال نمیشند. اونا فقط با گوش به حرف خدا دادن خوشحال میشند، بله.

ضرورت تبیین منطقی فضایل اهل بیت و پرهیز از مجالس موهن و تفرقه‌افکن

17- سوال: این مجالس که توی این ایام خاص گرفته میشه و خب درش یه کارهایی انجام میشه، یه کیفیت خاصی داره، حالا غیر از اون بحث به هم خوردن وحدت و این‌ها، آیا فی‌نفسه اصلاً همچون مجالسی مطلوب هست؟

نه مطلوب نیست دیگه، بله. عوارض و مفاسدش زیاده، مضاف بر اینکه توش خب گناهام میشه دیگه، بله. چه کاری به این چیزاست؟ آدم باید بشینه فضایل ائمه، مناقبشونو بگه، با استدلال، با روایت، اثبات کنه ولایت امیرالمؤمنین رو، این مسائل رو. اینا که بهتره، شیعیان رو ریشه‌دار شیعه کنه آدم، نه با این کارها بخواد شیعه کنه اینا رو شیعه نگه داره. از فضایل اینا بگه، از مفاسد اونا بگه، روایت‌هایی هست طوری نیست. بگه، اینا رو بگه که اینا چیکار کردند. این‌جور کسایی بودند. آگاه کنه مردم رو. آگاه کردن نسبت به فضایل حضرات و رذایل دشمنانشون خودش خیلی خوبه، اما لازم نیست که آدم بپره بالا. بله.

لزوم ارائه مستند و ریشه‌دار مبانی تشیع برای تحکیم پایدار اعتقادات شیعیان

18- سوال: برخی برای توجیه این برخی از این کارها میگن که به خاطر اینکه ابهت اون دشمنان تو چشم‌ها و تو ذهن‌ها شکسته بشه مجلس باید مثلاً سبک باشه تا مثلاً اونا چون مجلس به نام... ابهت اون‌ها تو چشم‌ها و تو ذهن‌ها شکسته بشه چه مقدار این توجیهات قابل قبول هست؟

ابهت ندارند. شما همون چیزایی که حضرات راجع بهشون گفتند بگید، ابهت‌شون، چه ابهتی اصلاً ابهت کجاست. کی از خلیفه اول خوشش میاد در ذهنش ابهتی داره. کی از خلیفه ثانی خوشش میاد. هر چی بدبختی مسلمانان دارند زیر سر ایناست. کی خوش... منتها باید همین عرض شد، بله. دیگه ما از مرحوم آقای بهجت که جلوتر و بالاتر نیستیم که، ایشون همین ایام همینا رو فرمودند. چی گفتند؟ بشینید قشنگ به جای این کارها، اثبات کنید امامت امیرالمؤمنین، مناقب ایشون رو، مناقب حضرات رو، با ادله. هست دیگه. ایشون می‌فرمود بعضی‌اش این‌قدر واضح و متقن و محکمه که هی به دیوار بگی تصدیق می‌کنه. اینا رو بگید، اینا رو به شیعیان یاد بدید. شیعه متین باشه، شیعه پخته باشه، شیعه، شیعه بودنش ریشه‌دار باشه، نه یه آدم احساسی فقط اهل این کارها. خب این کم با گناه آماده میشه که یه روزی از خط بره بیرون. هر چی هم تو ذهنش ابهتش شکسته بشه، میره یه جا یه چیزای دیگه‌ای اون وقت یه وقت پیش میاد براش، یه حرفایی از اونا می‌شنوه، اون وقت میره اون‌وری میشه. ما الان داریم متأسفانه در مناطق سنی‌نشین که یه عده‌ای از شیعیان سنی میشند، یا حالا جاهای متعدد میگن. بعضاً از شیعیانی بودند که اهل همین برنامه‌ها بودند اصلاً. پس چی شد سنی شد؟ پس هر کی هر چی این کارها رو کرد که نشکست. الان اونایی که در جریان این کارام میگن. می‌گویند عده‌شون همینا هستند توشون. چرا؟ چون ریشه‌دار نیست. بله.

تمایز میان عفو الهی و بقای آثار تکوینی و معنوی گناهان بر نفس انسان

19- سوال: فرمودید که اثر گناه یعنی آموزش غیر از برطرف شدن اثر گناهه.

بله دیگه، گناه آثاری داره، یکیش آتش جهنمه. غضب خداست، که دچار آدم میشه، بله. حالا اونو خدا به علل و اسبابی می‌بخشه، میگه من در قیامت جهنم نمی‌بردت، اما آثار اینجاهاش هست، مگر اینکه بگن اینام رفت. همه‌اش از بین رفت، بله. تبعات در صحیفه سجادیه امام سجاد می‌فرمایند دیگه، گناه تبعاتی داره. تبعاتی داره که در انسان در بعد زندگی مادی انسان، جسمی انسان باقی می‌مونه. بله، مریضی می‌گیره، چطور میشه، اینا سر جای خودش هست. همون که میگن آثار وضعی گناه. و آثار معنوی بدش هم می‌مونه، ضعف ایمان سر جای خودشه. هر گناهی فرمودند مثل از کارد تیزتر، که گوشتو پاره می‌کنند، از کارد تیز کارد تیز تیزتر، ایمانو پاره می‌کنه. بله.

راه پاکسازی آثار معنوی معاصی از طریق توبه نصوح و استمرار مراقبت نفس

20- سوال: اون آثار معنوی چگونه از بین میره؟

اونا با توبه و ادامه تقوا، فقط. تصمیم بگیره آدم دیگه نکنه، اونام ان‌شاءالله از بین می‌ره، بله. عمده‌اش معنوی‌هاش از بین می‌ره ان‌شاءالله، بله.

نقش بنیادین حفظ زبان و صمت در قوام‌بخشی به تقوای الهی

21- سوال: سکوت در تقوا چه مقدار تأثیر داره؟

پایه اصلیه. سکوت مطلق که ما نداریم که آدم هیچ حرفی نزنه. از اون گناهایی که زیاده تو حرفا، از اونا بگذره. از حرفای بی‌فایده بگذره. حرف به جز فایده‌دار، لازم، مال زندگی‌شه، مال کارشه‌، برنامه‌هاشه، اینا. بیش از اون نه. امیرالمؤمنین مسئله کنترل زبان رو مستقیم به تقوا نسبت دادند، فرمودند من نمی‌بینم کسی موفق شه خوب تقوا رو مراعات بکنه، الا «و الله ما اری عبداً یتقی تقوی تنفعه حتی یخزن لسانه». یکی از پایه‌های اصلی تقوای مفید برا آدمی‌زاد، کنترل زبونه. از این گناهان زبون و از زیادی‌ها، از اینا اصلاح کنه. درست کنه ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کنه در بندگی خدا و اصلاحمون، اصلاح زبانمون، کم نگذاریم. خوب بندگی خدا رو بکنیم. نثار ارواح طیبه همه اهل تقوا و همه انبیا، همه اولیا، همه شهدا، همه حضرات معصومین علیهم‌السلام و همه شهدای خط تشیع و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. ریشه سختی‌ها در اصلاح نفس: قدرت عادت

یکی از زحمت‌هایی که شیطان نسبت به آدمی‌زاد می‌کشد، این است که افرادی را که می‌خواهند تصمیم بگیرند در مسیر بندگی خدا حرکت کنند و به اصلاح خود بپردازند، از چیزهایی می‌ترساند. این ترس افکنی از سوی شیاطین جنی و انسی صورت می‌گیرد و با ایجاد هول و هراس در دل انسان، مانع راه درست می‌شوند. در حالی که منشأ این سختی‌ها تنها «عادت» است؛ هر عادتی را که خلافش عمل کنید، شکسته می‌شود. بار اول خیلی سخته، بار دوم راحت‌تر می‌شود و به مرور زمان راحت‌تر خواهد شد. همان‌طور که دروغ گفتن بر اثر عادت برای راست‌گو سخت می‌شود، با تغییر عادت می‌توان کار درست را راحت و جایگزین کرد.

۲. قدم اول در اصلاح نفس: شناخت حلال و حرام

ما به تنهایی مصلحت و فساد خود را نمی‌شناسیم و در واقع پزشک خود نیستیم، بلکه پزشک ما خداوند است. نخستین قدم برای اصلاح نفس، آشتی کردن با رساله عملیه و مرجعیت تقلید است. مراحل اصلاح نفس با شناخت واجبات و محرمات الهی آغاز می‌شود. واجباتی که خدا تعیین کرده، نقش اساسی در اصلاح انسان دارند و چیزهایی که حرام نموده، نقش اساسی در فساد انسان ایفا می‌کنند. انسان باید واجبات و محرمات را از طریق رساله یاد بگیرد و هر آنچه را که در رساله نیست، از مرجع تقلید خود بپرسد تا مسیر بندگی و اصلاح نفس به درستی آغاز شود.

۳. امید به اصلاح در هر شرایط و سرعت رشد اراده

انسان در هر شرایطی که باشد، اختیار از او سلب نمی‌شود. حتی افرادی که برای مدتی طولانی در گناه بوده‌اند و شرایط نامساعدی داشته‌اند، در صورت تصمیم بر اصلاح، با سرعت بالایی رشد می‌کنند. رشد ایمان دقیقاً در همین شرایط نامناسب و در میان سختی‌های اخلاقی شکل می‌گیرد. زمانی که انسان با اراده و اختیار خود، راه درست را انتخاب کند، بسیار بیشتر از کسانی که در شرایط مطلوب به سر می‌برند رشد خواهد کرد و سرعت حرکت او تندتر می‌شود. اختیار آدمی‌زاد هیچ‌گاه سلب نمی‌شود و همواره امید به اصلاح نفس وجود دارد.

۴. رمز سیر معنوی شهدا: گسستن از تعلقات دنیا

راز موفقیت و سرعت سیر معنوی شهدا در این است که آن‌ها تصمیم مهمی در زندگی خود می‌گیرند که در حالت عادی کسی آن را انتخاب نمی‌کند. تصمیم آن‌ها این است که کلاً ارتباط خود را با عالم ماده قطع کنند و از تمام تعلقات دنیا، زن و فرزند و پدر و مادر خداحافظی نمایند. شهدا جان خود را در راه خدا فدا می‌کنند؛ کاری که بسیار سخت، سنگین و همراه با ترس است. یاد افکار دنیوی و وابستگی‌ها همواره مانع انسان می‌شوند، اما شهدا این موانع را کنار می‌زنند و با این همت بزرگ، یک‌شبه ره صد ساله را می‌پیمایند.

۵. نقش همنشین در سقوط یا صعود علمی و معنوی طلاب

یکی از مشکلات طلاب در حوزه، سرگردانی و عدم برنامه‌ریزی تحصیلی است. در کنار برنامه‌ریزی، داشتن هم‌بحث و همنشین خوب بسیار حیاتی است، چرا که انسان با هر کسی همنشین شود، آن شخص سعی می‌کند او را مثل خودش کند. به همین دلیل در اسلام نسبت به انتخاب همنشین سفارش زیادی شده است. همنشین نامناسب انسان را سرد می‌کند و وقت او را به بطالت می‌گذراند. انسان نباید خود را پای هر کسی تلف کند؛ چرا که در قیامت، یکی از بزرگ‌ترین افسوس‌های انسان این خواهد بود که ای کاش با فلانی رفیق و همنشین نمی‌شدم و خود را گمراه نمی‌کردم.

۶. گناه؛ عامل اصلی بی‌انگیزی و سردی در تحصیل

گناه عامل اصلی است که انسان را سرد و بی‌انگیزه می‌کند. وقتی طلبه در رعایت تقوا تعبد لازم را نداشته باشد، میل او به مادیات و چیزهای بد بیشتر شده و از مسیر علم و بندگی دور می‌شود. تقوا به انسان حکم می‌کند که کارش را درست انجام دهد؛ کسی که می‌خواهد دین را به مردم یاد دهد، باید خودش آن را درست آموخته باشد و این امر نیازمند زحمت و مراقبت است. گناه مانند کارد تیزی است که ایمان انسان را پاره می‌کند و حتی بر جنبه‌های مادی و جسمی زندگی نیز آثار وضعی منفی به جای می‌گذارد.

۷. لزوم مشورت با راهنمایان برای جبران گذشته

کسی که پس از چند سال تحصیل دچار کمبود انگیزه می‌شود، باید برنامه‌ای مناسب تنظیم کند که بخشی از آن به اصلاح گذشته و بخش دیگر به آینده اختصاص یابد. برای این کار، مشورت با کارشناسان و علمای باسابقه ضروری است؛ زیرا انسان نمی‌تواند تمام مسیر را شخصاً تجربه کند و عمر او تباه می‌شود. طبق روایات، کسی که راهنمایی نداشته باشد هلاک می‌گردد. انسان باید در مسائل فقهی مبتلابه، مانند احکام معاملات و بانک، پیش از اقدام، دانش لازم را کسب کند تا ناخواسته در مسیر حرام و ربا قرار نگیرد و مسیر بندگی را به درستی طی کند.

۸. حقیقت ابدیت جهنم و وضعیت مؤمنان خطاکار

بر اساس آیات قرآن کریم، خلود در جهنم برای دسته‌هایی از کفار قطعی و ابدی است. اما برای مؤمنان و شیعیانی که ائمه اطهار (ع) را قبول دارند، وضعیت متفاوت است. اگر آن‌ها با ایمان بمیرند، جهنم برایشان ابدی نخواهد بود. این افراد ممکن است به میزان گناهانشان و در صورت عدم مشمولیت شفاعت، مدتی را در جهنم بسوزند، اما سرانجام پاک شده و خارج می‌شوند. با این حال، عفو الهی به معنای جواز گناه نیست؛ چرا که گناه ایمان انسان را تضعیف کرده و او را گرفتار آثار وضعی و تکوینی سختی در دنیا و برزخ می‌کند.

۹. کاهلی در نماز؛ مانع اصلی شفاعت اهل بیت (ع)

کاهلی در نماز به معنای عقب انداختن بی‌جهت آن از اول وقت و تنبلی در انجام این فریضه الهی است. امام صادق (ع) در آخرین لحظات حیات مبارک خود فرمودند شیعیان ما بدانند کسی که نماز را سبک بشمارد و به آن کاهل باشد، مشمول شفاعت ما اهل بیت نخواهد شد. ما در قیامت جلو جهنم رفتن چنین افرادی را نمی‌گیریم. بیدار ماندن‌های بی‌هدف شبانه و قضا شدن نماز صبح از مصادیق استخفاف نماز است. هیچ‌کس در هیچ زمانی مجوز گناه و غفلت ندارد و سبک شمردن نماز، انسان را از رحمت و وساطت ائمه (ع) محروم می‌سازد.

۱۰. تقوا؛ بزرگ‌ترین حسرت انسان در مواجهه با مرگ

هنگام مرگ و در سراسر حیات برزخی، رعایت نکردن تقوا بزرگ‌ترین حسرت انسان‌ها خواهد بود. امیرالمؤمنین (ع) در قبرستان فرمودند اگر این اموات اجازه سخن گفتن داشتند، به شما می‌گفتند که بهترین توشه برای این سفر تقواست. انسان‌های بی‌تقوا همواره حسرت می‌خورند که چرا گناه کردند، و حتی انسان‌های باتقوا حسرت می‌خورند که چرا بیشتر عبادت و عمل صالح انجام ندادند. گناهان آثار معنوی بدی مانند ضعف ایمان به جا می‌گذارند که تنها با توبه نصوح و استمرار تقوا پاک می‌شوند. بنابراین، کنترل زبان و دوری از گناه، پایه‌های اصلی تقوای مفید هستند.

۱۱. ضرورت تبیین منطقی و ریشه‌دار فضایل اهل بیت (ع)

اصلاح و تحکیم باورهای شیعیان باید ریشه‌دار، متین و پخته باشد. در مجالس مذهبی، به جای رفتارهای سبک و احساسی که عوارض و مفاسد زیادی دارند، باید فضایل، مناقب و ولایت امیرالمؤمنین (ع) با استدلال و روایات محکم تبیین شود. آگاه کردن مردم نسبت به فضایل حضرات و رذایل دشمنانشان بسیار خوب است، اما باید با ادله روشن صورت گیرد. مرحوم آیت‌الله بهجت می‌فرمودند دلایل امامت امیرالمؤمنین (ع) آن‌قدر واضح و محکم است که اگر به دیوار بگویی تصدیق می‌کند. شیعه باید بر اساس معرفت عمیق تربیت شود تا اعتقاداتش در مواجهه با شبهات لرزان نگردد.

۱۲. نقش کنترل زبان در قوام‌بخشی به تقوای الهی

زبان و حفظ آن از گناهان، پایه اصلی تقوای الهی است. منظور از سکوت، خاموشی مطلق نیست، بلکه گذشتن از گناهان زبان و سخنان بی‌فایده است. انسان باید در حد نیاز زندگی و کار سخن بگوید. امیرالمؤمنین (ع) کنترل زبان را مستقیماً به تقوا نسبت داده و فرموده‌اند: «به خدا سوگند، تقوای بنده‌ای را سودمند نمی‌بینم مگر اینکه زبانش را حفظ کند.». گناهان زبان ایمان را تضعیف می‌کنند و کنترل آن از ارکان اصلی بندگی است. والدین نیز باید فرزندان خود را با همنشینان خوب، مساجد و محیط‌های مذهبی آشنا کنند تا زمینه‌های گرایش به پاکی در آن‌ها تقویت شود.