شکر، مصادیق حمد و اهمیت ابراز زبانی نعمت‌ها
صوت کامل سخنرانی
1397/08/10
پست

  شکر، مصادیق حمد و اهمیت ابراز زبانی نعمت‌ها

  • مصادیق حمد در قرآن کریم (سوره زخرف)

  • شکر زبانی در کلام امام صادق (علیه‌السلام) و سیره ابویه

  • دستورات الهی به حضرت نوح (علیه‌السلام) و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

  • اهمیت و جایگاه حمد زبانی (افضلیت حمد بر نعمت)

  • رابطه شکر زبانی با شکر قلبی و عملی

  • لزوم اظهار و ابراز نعمت‌های الهی

شکر، مصادیق حمد و اهمیت ابراز زبانی نعمت‌ها

  شکر، مصادیق حمد و اهمیت ابراز زبانی نعمت‌ها

  • مصادیق حمد در قرآن کریم (سوره زخرف)

  • شکر زبانی در کلام امام صادق (علیه‌السلام) و سیره ابویه

  • دستورات الهی به حضرت نوح (علیه‌السلام) و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

  • اهمیت و جایگاه حمد زبانی (افضلیت حمد بر نعمت)

  • رابطه شکر زبانی با شکر قلبی و عملی

  • لزوم اظهار و ابراز نعمت‌های الهی

متن

 شکر و حمد الهی

قلت لأبی‌عبدالله (علیه‌السلام)، أبی بصیر. در ادامه روایات درباره [شکر]، روش به چه صورت بوده؟ قلت لأبی‌عبدالله (علیه‌السلام) [می‌فرماید]: «هل الشکر حدٌ إذا فعله العبد کان شاکراً؟» معلوم است دیگر؛ آیا شکر حدی دارد که اگر بنده به آن حد برسد، شاکر محسوب شود؟ «قال: نعم.» فرمودند: بله. «قلت: ما هو؟» گفتم: آن حد چیست؟ «قال: یحمد الله علی کل نعمة علیه فی أهل و مال.»

هر نعمتی که شما ملتفتش می‌شوید و خدا به شما داده است — حالا چه مربوط به زندگی‌تان باشد، چه مربوط به مال‌تان — [شامل این حد می‌شود]. به زن و بچه است؛ زن مؤمن داده، نمازخوان و باحجاب. بچه سالم داده مثلاً. یا پولی داده و دارید زندگی می‌کنید و به حد کفاف‌مان داده است. نمی‌توانیم همه قوم و [خویش] را غذا بدهیم، اما در حد خودمان غذا داریم. یکی [از مصادیقش این است که] «یحمد الله علی کل نعمة علیه»؛ هر نعمتی را که ملتفت شدید، خدا را حمد کنید.

«و إن کان فی ما أنعم علیه فی ماله حقٌ أداه.» بعد از این، هر اموالی هم که خدا به شما داده و حقی در آن هست، آن حق را ادا کنید. نگذارید یک وقت آن حقش بر گردن شما باقی بماند. خمس باید بدهی، خمسش را بده؛ باید انفاقی بکنی، [انجام بده].

مصادیق حمد در قرآن کریم (سوره زخرف)

بعد، ایشان چند نمونه از این مصادیق حمد را فرمودند؛ که مثلاً نعمتی خدا به تو داده، حمد کردنش یعنی چه؟ چند تا آیه شریفه آوردند.

یکی [از آن‌ها] را ایشان فرمودند: «و منه قول الله عزوجل: سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ.» بله، در سوره زخرف هست که خدای متعال وقتی صفات و نعمت‌هایش را معرفی می‌کند، می‌فرماید: «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ.» در دریا کشتی و در خشکی از این چهارپایان را [قرار داد] تا سوارشان بشوید. «لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ.»

سوار بر این انعام بشوید و وقتی سوار شدید — خدای متعال در قرآن می‌فرماید — «لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ»؛ وقتی نشستید و سوارش شدید، متذکر شوید نعمت خدا را به خودتان، که همین را خدا به شما داده است. «وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا»؛ پاک و منزه است خدایی که این [مرکب] را مسخر ما کرد. این همین چهارپا را که سوارش می‌شوی، جوری در تسخیر ما قرار داده است [که رام باشد]؛ می‌توانست هم این‌طور نباشد.

اصلاً هیچ حیوانی [اگر خودش می‌خواست] قابلیت این را نداشت که آدم سوارش بشود. [اگر این تسخیر نبود] انسان هر کاری داشت و هر سفری داشت، همه را باید با همین زور خودش انجام می‌داد. خدا یک‌جور تنظیم کرده بود که این‌ها با همین چهارپاها سفر می‌رفتند؛ راه‌های طولانی را سوار می‌شدند و می‌رفتند یا متاع و وسایل‌شان را می‌گذاشتند رویش. حالا خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید وقتی سوار می‌شوید، این نعمت خدا را متذکر شوید. حالا چهارپایان ما هم همین‌هایی است که داریم، [یا] وسایل [نقلیه جدید]. متذکر بشوید و بگویید: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ»؛ خدایی که این را برای ما مسخر کرد و اگر به خود ما بود، ما نمی‌توانستیم کاری بکنیم. او ابزارش را داد و او این را این‌طور مهیا کرد که از آن استفاده بکنیم.

شکر زبانی در کلام امام صادق (علیه‌السلام) و سیره ابویه

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند این یک مصداق از همان شکر است؛ یعنی این را بگویی. این را بگو؛ وقتی سوار ماشینت شدی، وقتی الآن سوار وسیله‌ات شدی این را بگو. بسم‌الله بگویید و این را بگویید. این را در قرآن کریم خدا فرموده است که این کار را بکنید. ایشان هم فرمودند این‌ها مصداق شکر است. مصداق شکر همین بود دیگر؛ آدم به زبان بیاورد، ابراز کند و این مسئله را بگوید. و گاهی مردم عوام — یعنی غیر طلاب — بعضی وقت‌ها این چیزها را می‌فهمند، مقید می‌شوند و انجام می‌دهند.

خدا حفظش کند ابویه ما را؛ من یادم است از بچگی، ایشان هر وقت سوار ماشین می‌شد — هنوز هم همین‌جور است — این آیه را می‌خواند. ما بچه بودیم و یاد گرفته بودیم. پدر یک چیزی را بخواند، یواش‌یواش بچه‌ها هم یاد می‌گیرند. شما سوار شوی و آیه‌الکرسی بخوانی، دعایی بخوانی، روی بچه اثر دارد. نه فقط به خاطر بچه؛ ولی آدم وقتی خودش مقید باشد و — عرض کردیم — به حرف خدا گوش بدهد، همه چیزش روی همه زندگی‌اش اثر می‌گذارد دیگر، یکی‌اش هم بچه است. این بچه وقتی این‌ها هی در گوشش خوانده می‌شود و گفته می‌شود، اثر دارد برایش. ایشان همیشه این کار را می‌کرد، بله؛ می‌رسید و می‌نشست در ماشین، این آیه را می‌خواند.

دستورات الهی به حضرت نوح (علیه‌السلام) و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

آیه بعدی: «و منه قوله تعالی: رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ.» این مال حضرت نوح است. خدای متعال به او دستور داد وقتی نشستی و سوار کشتی شدی، این‌ها را بگو: «فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.» این حمد و شکر خدا آن‌قدر مهم است که در هر حالی، در آن موقعیت، خدا دارد به نوح دستور می‌دهد که سوار شدید حمد کنید. حالا [به جای اینکه] آن وسط بیاید بگوید سوار شدید چه‌کار کنید و آن کار را بکنید و این کار را بکنید، خدا این را یاد می‌دهد؛ وقتی رفتید و عذاب شروع شد، آب آمد بالا و این اتفاقات افتاد، سوار شدی حمد می‌کنی خدا را. این‌قدر این حمد و شکر مهم است.

خدا به انبیاء در گیرودار و در آن وضعیت [دستور حمد می‌دهد]. ما به هم چه می‌گوییم؟ [اما] خدا به انبیاء چه یاد می‌دهد: سوار شدی حمد می‌کنی؛ «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ.» بعد هم بگو خدایا من را یک جایی خوبی، مثلاً مبارکی، فرود بیاور؛ به یک نحوه‌ی مبارکی، یک جای مبارکی فرود بیاور، «وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ.»

یا دوباره فرمودند: «و قوله: رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا.» این را خدای متعال به پیغمبر اکرم یاد داد. وقتی می‌خواهی داخل در یک کاری بشوی و وارد بشوی، یا در یک مکان و شهری وارد بشوی — فرق نمی‌کند — یا می‌خواهی خارج بشوی، این آیه را بخوان.

این‌ها را ایشان فرمودند؛ این‌ها مصداق حمد و شکر خداست، اظهار نعمت خداست (یک)، و (دو) یاد می‌دهد و شما را ملتفت می‌کند که آن نعمت خدا را چطور خرجش بکنید. در کاری که می‌خواهی وارد بشوی و خارج بشوی، چه‌جور کاری باشد؟ چطور کار را پیش ببری که به شر و بدی تمام نشود؟ به خیر شروع بشود و به خیر هم تمام بشود؛ منتهی به شر نشود.

یا حالا این در مورد مکان‌ها هم هست؛ باز من بچه بودم می‌دیدم ایشان — الآن هم هست — مثلاً به شهری وارد می‌شدیم، ایشان این آیه شریفه را می‌خواند. مثلاً می‌رسیدیم به شهر ما، یا می‌خواستیم خارج بشویم، ایشان وقتی می‌رسیدیم این آیه شریفه را می‌خواند؛ یا وقتی خارج می‌شدیم این آیه شریفه را می‌خواند. این‌ها مسائلی است که تقیدش، غیر از اینکه اثر دارد بر خود انسان، اثر دارد بر زن و بچه انسان. در دلت نه، بلند بگو. انبیاء هم بلند می‌گفتند، حضرات بلند [می‌خواندند]. یک‌جور می‌گفتند که بقیه می‌شنیدند؛ واضح بود.

اهمیت و جایگاه حمد زبانی (افضلیت حمد بر نعمت)

این‌ها مثلاً چند نمونه از شکر بود. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند که حد شکر همین‌هاست. قبلاً هم عرض کردیم که شکر چه‌کار می‌کند و چه فوایدی برای انسان دارد. «سمعت أباالحسن (صلوات‌الله‌علیه) یقول: من حمد الله علی النعمة فقد شکره.»

بهترین مصداق شکر — یکی از بهترین مصادیقش — شکر زبانی است، که بهترین مصداقش حمد است. حمد بهترین مصداق شکر لسانی است. همین «الحمدلله»؛ که برای اهمیتش همین بس که خدا یک سوره را به عنوان حمد و به اسم حمد قرار داد و شروع کتابش را خدای متعال با حمد آغاز کرد. امیرالمؤمنین خدا را سپاس می‌گوید که: «الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاح ذکره.» که همین حمد و شکر و سپاس خودش را به عنوان یک سوره‌ای و به عنوان اولین آیه‌ای بعد از بسم‌الله، حمد خودش قرار داد؛ تا اهمیتش را آن‌هایی که اولی‌الالباب هستند و توجه و تحمل دارند بفهمند که چقدر مهم است. اینکه در صدر آمده، این سوره به این اسم است و اولین آیه‌اش هم حمد است، برای رساندن اهمیت این مسئله همین کافی است که آدم بفهمد.

بله، ایشان هم فرمودند اگر کسی خدا را بر نعمتش حمد بکند، شکر را به جا آورده است؛ «و کان الحمد أفضل من تلک النعمة.» این حمدی که شما می‌کنی، از آن نعمتی که خدا به تو داد و به واسطه‌اش حمد می‌کنی، افضل است دیگر. آن نعمت یک نعمتی است؛ حالا یک چیزی هست و دارد استفاده می‌کند، اما این حمد خیلی فرق دارد آثارش نسبت به آن نعمتی که داری خدا را براش حمد می‌کنی. که باز فرمودند: «ما أنعم الله علی عبد بنعمة صغرت أو کبرت فقال: الحمد لله، إلا أدی شکرها.» خدا هر نعمتی به آدم داد — چه کوچک و چه بزرگ — اگر شما حمدش را بکنی، شکرش را به جا آورده‌ای. این قدم اول است، این همین مسأله لسانی است. این مسأله لسانی است؛ حالا تا بعداً به عملی‌اش هم ان‌شاءالله برسیم.

رابطه شکر زبانی با شکر قلبی و عملی

از زبان که شروع بشود — روی زبان هم به طور خاص اهمیت داده‌اند — زبان مقدمه شکر قلبی و بعد هم شکر عملی را در انسان باز می‌کند. وقتی آدم به زبان بیاورد، در عملش بیشتر تأثیر دارد. آن‌کسی که شکر نعمت را به زبان می‌آورد، آن‌کسی که در مقام سپاسگزاری، اظهار سپاسگزاری می‌کند با زبان، بهتر از آن‌کسی است که همین‌جور فقط قبول دارد و در قلبش است.

شب عاشورا که امام حسین (علیه‌السلام) آن خطبه را خواندند — حالا نقل شده است — وقتی ایشان صحبت‌هایی کردند و گفتند هر کس می‌خواهد برود، برود؛ بعضی‌ها شروع کردند به اظهار وفاداری کردن، اظهار بکنند؛ [اظهارِ] نعمتِ [وجود] ایشان و وفاداری به ایشون را. حالا تاریخ است دیگر، درست و کامل معلوم نیست؛ بعضی‌ها را اسم‌هایشان را آورده‌اند که این را اظهار کردند. حالا شاید کسانی دیگر هم بوده‌اند، معلوم نیست؛ ولی آن‌هایی که اظهار کردند بهتر از آن‌هایی بودند که ساکت بودند. در آن موقعیت، سکوتِ بیجا [خطاست و] یکی‌اش آنجاست.

زبان هم از پرحرفی چوب می‌خورد، هم از یک جاهایی حرف نزدن و چیزی نگفتن چوب می‌خورد و چوب می‌زند به انسان. حالا آن‌جا [یاران امام] چوب نخوردند و الحمدلله رفتند همه [و شهید شدند]. ولی در این موقعیت‌ها آن‌هایی که به زبان می‌آیند و حرف می‌زنند، آن‌ها افضلند؛ از این جهت، از آن‌هایی که ساکتند [بهترند].

لزوم اظهار و ابراز نعمت‌های الهی

کسی که شکر خدا را با زبان به جا می‌آورد و اظهار می‌کند و ابراز می‌کند بین مردم — نعمت‌های خدا را اظهار می‌کند، ابراز می‌کند — او افضل است؛ او پایه اصلی و یکی از پایه‌های اصلی شکر را ادا کرده است. اما آن‌کسی که همین‌جور دهانش بسته است و هیچ تراوشی ندارد از نعمت، از خدا، از لطف خدا، از رحمت خدا، از خود خدا؛ هیچی.

حدیث قبلی را خواندیم دیگر؛ خدای متعال در آن آیه [می‌فرماید]: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»؛ نعمت‌های خدا را بگو. نه فقط بدانی و در ذهنت تشکر کنی؛ بگو. امام صادق (علیه‌السلام) هم فرمودند: «حدث بما أعطاک الله و فضلک و رزقک و أحسن إلیک و هداک.» بگو، به زبان بیاور؛ همه نعمت‌هایی که خدا به آدم داده است. نعمت داده، روزی داده، مادی داده، معنوی داده؛ هداک، أحسن إلیک، رزقک. همه این‌ها را باید بگویی. این گفتن، آثاری دارد. آن‌که انجام بدهد، طبیعتاً به آثارش می‌رسد؛ آن‌که انجام ندهد، به آن آثار نمی‌رسد و شکر خدا را هم به جا نیاورده است.

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند در زمینه شکر نعمت، زبان‌بسته و گنگ نباشیم. و صلی الله علی محمد و آله محمد.

گزیده

۱. معیار و حد شکر الهی چیست؟

روایت است از امام صادق (علیه‌السلام) که از ایشان پرسیدند: آیا شکر حدی دارد که اگر بنده به آن حد برسد، شاکر محسوب شود؟ فرمودند: بله. گفتم: آن حد چیست؟ فرمودند: این است که در برابر هر نعمتی که خدا در اهل و مال به او داده است، خدا را حمد کند. هر نعمتی که شما ملتفت آن می‌شوید و خدا به شما داده است — چه مربوط به زندگی‌تان باشد و چه مربوط به مال‌تان — شامل این حد می‌شود؛ مانند همسر مؤمن، فرزند سالم یا مالی در حد کفاف. حد شکر این است که هر نعمتی را که ملتفت شدید، خدا را بر آن حمد کنید و اگر در آن مال حقی هست، آن حق را ادا کنید.

۲. فلسفه تسخیر چهارپایان و مرکب‌ها

در سوره زخرف، خدای متعال وقتی نعمت‌هایش را معرفی می‌کند، می‌فرماید کشتی را در دریا و چهارپایان را در خشکی قرار داد تا سوارشان بشوید و وقتی سوار شدید، نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید: پاک و منزه است خدایی که این مرکب را مسخر ما کرد. این چهارپایان و مرکب‌ها را خدا جوری در تسخیر ما قرار داده است که رام باشند؛ در حالی که می‌توانست این‌طور نباشد. اگر این تسخیر الهی نبود، انسان هر سفری که داشت را باید با زور خودش انجام می‌داد. وقتی سوار بر وسایل نقلیه و مرکب‌ها می‌شوید، متذکر شوید که اگر به خود ما بود، نمی‌توانستیم کاری بکنیم و این خداست که ابزارش را مهیا کرده است.

۳. ذکرِ زمانِ سوار شدن بر مرکب

امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند که گفتنِ آیه «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ» یک مصداق از همان شکر است. یعنی وقتی سوار مرکب یا ماشین خود شدید، این آیه را بخوانید. در قرآن کریم خدا فرموده است که این کار را بکنید؛ چرا که مصداق شکر این است که آدم نعمت را به زبان بیاورد، ابراز کند و این مسئله را بگوید. گاهی حتی مردم عوام هم این چیزها را می‌فهمند، مقید می‌شوند و انجام می‌دهند. اگر انسان خودش مقید باشد و به حرف خدا گوش بدهد، این رفتارها یواش‌یواش روی زندگی و روی فرزندان او نیز اثر مثبت پایدار می‌گذارد.

۴. شکر و حمد در سخت‌ترین شرایط (سیره حضرت نوح)

حمد و شکر خدا آن‌قدر مهم است که در سخت‌ترین شرایط نیز خدا به انبیاء دستورِ آن را می‌دهد. خدای متعال به حضرت نوح (علیه‌السلام) دستور داد وقتی سوار کشتی شدی بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ». در آن موقعیت که عذاب شروع شده بود و آب بالا می‌آمد، خدا به جای دستورهای فرعی، یاد می‌دهد که سوار شدی خدا را حمد کن. خدا به انبیاء در گیرودارِ سخت‌ترین وضعیت‌ها، حمد را یاد می‌دهد. بعد از آن هم فرمود بگو: پروردگارا مرا در جایگاهی مبارک فرود آور که تو بهترین فرودآورندگانی. این نشان می‌دهد که در کوران مشکلات هم قدم اول، حمد الهی است.

۵. دعای ورود و خروجِ خیر در کارها

خدای متعال به پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یاد داد که در شروع کارها بگوید: «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مَخْرَجَ صِدْقٍ». این مصداق حمد و شکر خدا و اظهار نعمت اوست. این آیه به شما یاد می‌دهد و ملتفت‌تان می‌کند که نعمت خدا را چطور خرج کنید. در کاری که می‌خواهید وارد یا از آن خارج شوید، چطور کار را پیش ببرید که به شر و بدی تمام نشود؟ کار باید به خیر شروع بشود و به خیر هم تمام بشود و منتهی به شر نگردد. تقید به این دعاها در ورود و خروج از مکان‌ها یا کارها، بر خود انسان و روی خانواده او اثرگذار است.

۶. چرا «الحمدلله» مفتاح و کلید ذکرهاست؟

بهترین مصداق شکر زبانی و لسانی، «حمد» است. برای اهمیت حمد همین بس که خدا یک سوره را به نام حمد قرار داد و شروع کتابش را با حمد آغاز کرد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاح ذکره»؛ خدا حمد را کلید ذکر خود قرار داده است. اینکه حمد در صدر قرآن آمده و اولین آیه کتاب است، برای رساندن اهمیت این مسئله به اولی‌الالباب کافی است. اگر کسی خدا را بر نعمتش حمد کند، شکر را به جا آورده و خودِ این حمد، از آن نعمتی که خدا به او داده و به واسطه‌اش حمد می‌کند، برتر و افضل است.

۷. زبان، مقدمه شکر قلبی و عملی

زبان مقدمه شکر قلبی و شکر عملی را در انسان باز می‌کند؛ وقتی آدم نعمت را به زبان بیاورد، در عملش بیشتر تأثیر دارد. آن‌کسی که در مقام سپاسگزاری، اظهارِ زبانی می‌کند، بهتر از آن‌کسی است که فقط در قلبش قبول دارد. در موقعیت‌های حساس، سکوتِ بیجا خطا است؛ زبان هم از پرحرفی چوب می‌خورد و هم از جاهایی که باید حرف زد و حرف نزدن. کسی که شکر خدا را با زبان به جا می‌آورد و نعمت‌های خدا را بین مردم ابراز می‌کند، پایه اصلی شکر را ادا کرده است. نباید در زمینه شکرِ نعمت، زبان‌بسته و گنگ باشیم.

فهرست

1️⃣ معیار و حد شکر الهی

◽️ پرسش از حد شکر و پاسخ امام صادق (علیه‌السلام)

◽️ حمد در برابر نعمت‌های اهل، مال و حد کفاف

2️⃣ فلسفه و نعمت تسخیر مرکب‌ها

◽️ آیه ۱۲ و ۱۳ سوره زخرف و تسخیر انعام و کشتی‌ها

◽️ متذکر شدن نعمت الهی در زمان سوار شدن بر مرکب

3️⃣ سیره عملی و تربیتی در شکر زبانی

◽️ یادآوری ذکر «سبحان الذی سخر لنا هذا» در هنگام حرکت

◽️ اثرات تربیتی و پایدار تقید به شکر در کلام و خانواده

4️⃣ حمد الهی در سختی‌ها و کوران حوادث

◽️ سیره حضرت نوح (علیه‌السلام) و دستور حمد در میان طوفان

◽️ دعای منزل مبارک؛ تقدم حمد بر سایر خواسته‌ها

5️⃣ دعای ورود و خروج صادقانه در امور

◽️ تعلیم آیه «رب ادخلنی مدخل صدق» به پیامبر اکرم (ص)

◽️ هدایت نعمت‌ها به سمت عاقبت‌به‌خیری و دوری از شر

6️⃣ جایگاه و افضلیت ذکر «الحمدلله»

◽️ حمد؛ مفتاح و کلید آغازین کتاب خدا و ذکرهای الهی

◽️ برتری و افضلیت نفسِ حمد بر خودِ نعمت‌های مادی

7️⃣ زبان؛ تجلی‌گاه و مقدمه شکر عملی

◽️ نقش ابراز زبانی در گشایش شکر قلبی و عملی

◽️ مذمت سکوت بیجا و دوری از زبان‌بستگی در برابر نعمت‌ها

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شکر، مصادیق حمد و اهمیت ابراز زبانی نعمت‌ها

موضوع: صوت کامل سخنرانی