مواظبت بر فرصت‌ها و غنیمت‌های پنج‌گانه عمر
صوت کامل سخنرانی
1397/04/14
پست

📌 یا علی! خَمسٌ قبلَ خَمس (مواظبت بر فرصت‌ها و غنیمت‌های پنج‌گانه عمر)

 

## غنیمت شمردن فرصت‌های ناپایدار زندگی

💪 ### ۱. تندرستی پیش از بیماری (الصِّحَّتَ قَبلَ السُّقمِ)

🌱 ### ۲. جوانی پیش از پیری (الشَّبَابَ قَبلَ الهَرَمِ)

🍃 ### ۳. فراغت پیش از گرفتاری (الفَرَاغَ قَبلَ الشُّغلِ)

🍂 ### ۴. زندگی پیش از مرگ (الحَیَاتَ قَبلَ المَوتِ)

💎 ## یادبودی از نعمت وجودی علمای ربانی

📈 ## ذخیره شدن زمان‌های یاد خدا در آخرت

🌅 ## فرجام کار در روز حسرت

مواظبت بر فرصت‌ها و غنیمت‌های پنج‌گانه عمر

📌 یا علی! خَمسٌ قبلَ خَمس (مواظبت بر فرصت‌ها و غنیمت‌های پنج‌گانه عمر)

 

## غنیمت شمردن فرصت‌های ناپایدار زندگی

💪 ### ۱. تندرستی پیش از بیماری (الصِّحَّتَ قَبلَ السُّقمِ)

🌱 ### ۲. جوانی پیش از پیری (الشَّبَابَ قَبلَ الهَرَمِ)

🍃 ### ۳. فراغت پیش از گرفتاری (الفَرَاغَ قَبلَ الشُّغلِ)

🍂 ### ۴. زندگی پیش از مرگ (الحَیَاتَ قَبلَ المَوتِ)

💎 ## یادبودی از نعمت وجودی علمای ربانی

📈 ## ذخیره شدن زمان‌های یاد خدا در آخرت

🌅 ## فرجام کار در روز حسرت

متن

در روایت هست از پیغمبر اکرم (صلوات الله و سلام علیه و آله) فرمودند که:

«یا علی! خذ صِحَّتَکَ قَبلَ سُقمِک...»

«...وَ شَبَابَکَ قَبلَ هَرَمِک...»

«...وَ فَرَاغَکَ قَبلَ شُغلِک...»

«...وَ حَیَاتَکَ قَبلَ مَوتِک.»

و قد قال لی جبرئیل (علیه السلام): انّ الله یقول:

«کلّ ساعهٍ تذکرنی فیها، فهو لک عندی مدّخرة.»

«و کلّ ساعهٍ لا تذکرنی فیها، فهی منک ضایعة.»

غنیمت شمردن فرصت‌های ناپایدار زندگی

در زندگی فرصت‌هایی برای انسان هست که این‌ها دوام ندارد و از بین می‌رود. در این فرصت‌ها، آدم می‌تواند استفاده بکند؛ این‌ها از بین می‌رود و نمی‌ماند. این فرصت‌ها نعمت‌اند، اما نعمت‌هایی نیستند که تا آخر با آدم بمانند؛ بالاخره از بین می‌روند.

اشکال کار هم در اینجاست که آدم تا در متن این نعمت‌ها و این فرصت‌ها هست، متوجه نیست و قدرشان را نمی‌داند. وقتی آن‌ها را از او می‌گیرند، تازه ملتفت می‌شود؛ ناراحت می‌شود و غصه می‌خورد. می‌گوید: «اگر داشتم، این کار را می‌کردم»؛ ولی خب، دیگر نیست.

دروغ هم هست که می‌گوید اگر داشتم این کار را می‌کردم؛ همیشه این‌هایی که افسوس گذشته را می‌خورند و می‌گویند اگر داشتیم این کارها را می‌کردیم، قاعدتاً و طبیعتاً این‌جور ادعاها واقعیت ندارد؛ اگر [بنای انجامش را] داشت، در همان زمان هم انجام می‌داد. این‌طور نیست که اگر آن فرصت‌ها برگردد، حتماً استفاده کند.

در قرآن کریم، خداوند ادعای همه را در قیامت رد می‌کند. چون در قیامت هم آدم‌ها در آن‌جا، با آن اوضاع و احوالی که ملتفت می‌شوند چقدر فرصت عمل و این نعمت‌ها مهم بوده و چقدر الآن گرفتارند، در آن اوضاع هم می‌گویند: «اگر ما را برگردانی، اصلاح می‌کنیم.» اما خدا می‌فرماید دروغ می‌گویند؛ این فقط یک حرف است که می‌زنند. اگر آن‌ها را برگردانیم، باز هم همان کارهایی را می‌کنند که قبلاً می‌کردند. بله، آدمیزاد این مشکل را دارد.

مواظبت از اعمال صالح و غنیمت‌های پنج‌گانه

یکی از این نعمت‌ها که پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند این است که از این نعمت‌ها استفاده بکنید؛ تا هست و دارید، مواظب باشید از عمل کم نگذارید؛ از عمل صالح کم نگذارید.

۱. تندرستی پیش از بیماری (الصِّحَّتَ قَبلَ السُّقمِ)

یکی از آن‌ها این است که فرمودند: «فصِحَّتَکَ قَبلَ سُقمِک.» همیشه آدم سالم نیست؛ بعضی وقت‌ها مریض می‌شود. وقتی سن بالا می‌رود، مریضی‌هایی به سراغ آدم می‌آید که دیگر خوب نمی‌شود و اصلاح‌شدنی هم نیست. همین‌طور که سن بالا می‌رود و یواش‌یواش محاسن و موهای آدم سفید می‌شود، یواش‌یواش یک سری دردها هم سر و کله‌شان پیدا می‌شود. این یعنی این ساختمانِ [بدن] یواش‌یواش دارد کهنه می‌شود و می‌خواهد بریزد.

دردهایی به سراغ آدم می‌آید که دیگر آدم یواش‌یواش روزه هم نمی‌تواند بگیرد. دردهایی به سراغ آدم می‌آید که یواش‌یواش نماز واجبش را هم به زحمت می‌خواند. دردهایی به سراغ آدم می‌آید که خیلی کارها را دیگر نمی‌تواند بکند. این یکی از این نعمت‌هاست. تا سالمی، قبل از اینکه مریض بشوی — چون بالاخره می‌شوی — قبل از مریضی، قدرش را بدان و مشغول عمل باش. یکی از موانع بزرگ در عبادت و بندگی، مریضی است؛ به‌خصوص برای کسانی که در وقتِ سلامتی استفاده نکردند و حالا دچار مریضی شدند. سن که بالا رفته و آدم مسن و پیر شده، مریضی‌هایی که به سراغش می‌آید دیگر نمی‌گذارد آدم استفاده بکند.

لذا دیگر کاری نمی‌شود کرد؛ ماه رمضان می‌آید و روزه نمی‌تواند بگیرد؛ روزه که نتواند بگیرد، محروم می‌شود و از فواید روزه بازمی‌ماند. قضای آن را هم هرچقدر بدهد، جای خود روزه را نمی‌گیرد. چیزهای دیگر هم همین‌طور؛ یواش‌یواش نماز واجب؛ نماز واجب و نماز مستحب با همین کیفیاتی که هست، مطلوب است و در انسان تأثیر دارد؛ هرچقدر این کیفیت‌ها از آن گرفته بشود، اثرش هم کم می‌شود. مثلاً یواش‌یواش می‌گوید من نمی‌توانم ایستاده نماز بخوانم، باید بنشینم روی صندلی بخوانم. خب، کیفیت آن نمازی را که آدم در حالت سلامتی می‌خواند، این نماز دیگر ندارد و آن اثر مطلوب را هم نخواهد داشت؛ و مابقی مسائل هم به همین ترتیب است.

۲. جوانی پیش از پیری (الشَّبَابَ قَبلَ الهَرَمِ)

«وَ فِی الشَّبَابِ قَبلَ الهَرَمِ.» قبل از اینکه پیر بشوید، همین الآن تا جوانید و نیرو و نشاط و قوه‌ی جوانی در آدم هست، عمل کنید. بعد از آن در دوران پیری، هم صفات بد در انسان ریشه‌دار شده و نمی‌گذارد آدم مشغول کارهای صالح بشود؛ هم بر فرض اگر آن کارهای بد را هم نداشته باشد و بخواهد کارهای خوب انجام بدهد، دیگر نمی‌تواند؛ توانش را ندارد. این فرصت هم از دست می‌رود.

۳. فراغت پیش از گرفتاری (الفَرَاغَ قَبلَ الشُّغلِ)

«وَ فِی الفَرَاغِ قَبلَ الشُّغلِ.» قبل از اینکه یک سری مشغولیت‌ها برای آدم پیش بیاید؛ که در آن مشغولیت‌ها، فرصت عبادت از دست آدم می‌رود. یک‌دفعه یک کار پیش می‌آید، یک گرفتاری پیش می‌آید، تا می‌آید این گرفتاری را پشت سر بگذارد، می‌بیند ماه رمضانش رفت؛ می‌بیند فرصت‌هایش رفت؛ یک سری موقعیت‌ها از دستش رفت. الآن که آن گرفتاری‌ها و اشتغالات را نداری، الآن که یک مقدار بارِ آدم نسبت به آینده سبک‌تر است، الآن استفاده بکن؛ وگرنه آن‌وقت دیگر فرصت نیست و نمی‌توانی؛ بخواهی هم نمی‌توانی. یک چیزهایی دست و پای آدم را می‌بندد. همین مشغولیت‌هایی که هر از گاهی به هرکدام از ما سر می‌زند، ذهن و فکر را مشغول می‌کند، اعضا و جوارح را درگیر می‌کند و یک‌دفعه می‌بینی رفت! مقداری از توان، قدرت، وقت و نیروی آدم همه‌اش رفت.

این هم یکی از آن نعمت‌هاست؛ خودِ فراغت و آسودگی، نعمت است. وقتی اشتغال پیش می‌آید، آن نعمت سلب می‌شود. جوانی نعمت است، پیری که پیش می‌آید، آن نعمت سلب می‌شود. سلامتی نعمت است، مریضی که پیش می‌آید، آن نعمت سلب می‌شود.

۴. زندگی پیش از مرگ (الحَیَاتَ قَبلَ المَوتِ)

«وَ فِی الحَیَاتِ قَبلَ المَوتِ.» یک نعمت دیگر، همین حیات و زنده بودن در این دنیاست. تا آدم زنده است، باز هم فرصت دارد یک کارهایی بکند؛ حالا ولو با وجود این گرفتاری‌ها. اما وقتی رفت، دیگر دستش کلاً از دنیا کوتاه می‌شود.

لذا فرصت‌ها و نعمت‌های بزرگی در اختیار ماست. این‌ها چندتا از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین‌هایش بود که ایشون متذکر شدند تا آدم حواسش باشد و از این‌ها استفاده بکند. وگرنه بیش از این‌ها نعمت وجود دارد؛ بیش از این‌ها آدم نعمت‌های بزرگ و کوچک دارد — فرقی نمی‌کند — که خیلی از آن‌ها هم برای آدم نمی‌ماند، از بین می‌رود و تمام می‌شود. این‌ها را فرمودند تا حواستان باشد، وگرنه آدم گرفتار می‌شود. بعداً افسوس می‌خورد و دیگر نمی‌تواند جبران بکند.

یادبودی از نعمت وجودی علمای ربانی

زمانی که مرحوم حاج آقا زنده بودند، ایشان یک نعمت بزرگی بودند. بالاخره هرکسی به فراخور خودش و هرکسی به فراخور همتش، از وجود ایشان استفاده می‌کرد. این هم از آن نعمت‌ها بود. وقتی خدا گرفت، دیگر هرچقدر هم بدوی دنبالش تا یکی مثل او پیدا کنی، پیدا نمی‌شود؛ معلوم نیست دیگر کی پیدا بشود. از آن نعمت‌هاست. گاهی نعمت‌ها معنوی است؛ یک‌وقت خدا از آدم می‌گیرد و بعد دیگر بدیل و جایگزینی ندارد. تا آخر باید بنشینی و افسوس بخوری.

وقتی ایشان تشریف داشتند، من یادم هست که هرکسی به یک نحوی گاهی یک موانعی داشت. گاهی می‌شد این موانع را برطرف کرد، اما برطرف نمی‌کردند. گاهی موانع خودساخته بود؛ گاهی موانع از راه‌های دیگری پیش آمده بود و آدم می‌توانست برطرفش کند؛ گاهی موانع را شیطان می‌ساخت؛ بعضی‌ها را شیطان مانع ایجاد می‌کرد؛ می‌گفت مثلاً: «زیاد هم لازم نیست بروی»، «زیاد هم خودت را وابسته نکن»، «زیاد هم نرو، روی پای خودت بایست.» خب، این‌ها از آن حرف‌های شیطانی بود. بعضی‌ها را همین حرف‌ها نگذاشت استفاده بکنند و از دستشان رفت. این‌ها مسائل مهمی است. این‌ها بعضی چیزها از نعمت‌هاست، مثل همین‌هایی که پیغمبر اکرم شمردند؛ وقتی از دست آدم رفت، معلوم نیست دیگر برگردد و جایگزین ندارد.

بعد یک‌جوری است که در قیامت، آدم این‌قدر افسوس می‌خورد که چرا از آن نعمت استفاده نکرده، که از همان افسوس می‌خواهد بمیرد و قالب تهی کند؛ که چقدر این نعمت بزرگی بود و من کوتاهی کردم. آن مقداری که باید استفاده می‌کردم، نکردم؛ یا شیطان‌های انسی نگذاشتند، یا شیطان‌های جنی نگذاشتند — هرکدام یک‌جوری بهانه شدند — یا خودم همت نکردم که استفاده بکنم. خودم همت نکردم این فرصت‌ها را استفاده کنم و خرج یک کارهایی کردم که الآن می‌بینم آن کارها دیگر نیست؛ این وقتِ من تلف شده و پیش من در قیامت، آن کارهایی که تمام شده و رفته، هیچ ارزشی نداشته است.

ذخیره شدن زمان‌های یاد خدا در آخرت

لذا پیغمبر اکرم در ادامه‌ی این مطلب فرمودند که جبرئیل به من خبر رساند از جانب خدای متعال که این را بدان؛ هر مقدار از عمرت، هر لحظه‌اش، هر ساعتش، وقتت از عمرت را که خرج من کردی و یاد و ذکر من را داشتی، آن پیش من ذخیره شده و محفوظ است؛ نگه‌اش داشته‌ام و به تو پس می‌دهم. اما هر مقدار از عمرت را که در یاد من خرج نکردی و در یک چیزهای دیگری خرج کردی که نباید خرج می‌کردی، یا به دردت نمی‌خورد و مهم نبود، آن‌ها را خودت ضایع کردی و فردا افسوسش را می‌خوری. فردا این ساعات عمر آدم می‌آید جلوی آدم رد می‌شود؛ آدم هر ساعتش را که استفاده کرده، خوشحال می‌شود؛ هر ساعتش را که بد کرده، خیلی افسوس می‌خورد؛ هر ساعتش را هم که استفاده‌ی مناسب نکرده، افسوس می‌خورد که از دست رفت.

در این فرصت‌هایی که خدا به آدم داده، آدم می‌تواند استفاده بکند؛ بعد هم تمام می‌شود. تا می‌آیی چشم بر هم بگذاری، همه‌اش می‌رود و آدم دچار آن گرفتاری‌های پیری می‌شود و از بین می‌رود. لذا باید آدم حواسش جمع باشد. یک مقدار چشم باز بکند ببیند چه نعمت‌هایی خدا به او داده، و چه استفاده‌ای خدا می‌خواهد آدم از این نعمت‌ها بکند. این استفاده را بکند از این نعمت‌ها؛ هر نعمتی خدا به آدم داده، یک استفاده‌ای از او می‌خواهد. استفاده کردیم؟ خوشحالیم و در برابرِ این نعمت، چیز بهتری گرفته‌ایم؛ اگر جوانی را دادیم، چیز بهتری از جوانی از خدا گرفته‌ایم؛ اگر سلامتی را دادیم، چیز بهتری از آن پیش خدا گرفته‌ایم. اما اگر نکردیم، خیلی افسوس می‌خوریم؛ چون کسان دیگری کردند و ما نکردیم و عقب افتادیم. آن‌ها هم مثل ما بودند، اما استفاده کردند و مزدش را می‌گیرند؛ ما نه، همین‌طور از بین بردیم.

لذا باید آدم حواسش را جمع بکند. خیلی از کارها، اشتغالات و فعالیت‌های آدم غلط و بی‌جاست و دارد خودش را از بین می‌برد. خیلی از آن‌ها هم که حرام است؛ آن‌ها که بماند. اما در بین کارهای حلال هم یک چیزهایی هست که آدم بعداً افسوسش را می‌خورد. سعی کند یواش‌یواش این زمان‌ها را اضافه کند به کارهایی که خوب استفاده کرده است.

یاد خدا را در این روایت، ایشان می‌فرمایند که خدای متعال فرمود اگر آن مقدار وقت‌های عمرت را خرج یاد من کردی و استفاده کردی، می‌ماند و پیش من محفوظ است و به وقتش به کارت می‌اندازم و به دردت می‌خورد؛ آن‌ها را به تو می‌دهم. یکی از مجانی‌ترین چیزها و راحت‌ترین چیزها، همین توجه به خدا و یاد خداست. هرچقدر آدم یادش، ذهن و فکرش را خرج چیزهایی که نباید بکند، افسوس می‌خورد. یک مقداری از یاد و فکر را باید سر یک چیزهایی خرج کرد؛ سر کلاس و درس، سر یک کارهای دیگری که باید انجام داد. اما مابقی‌اش خیلی پرت می‌شود و همین‌طور از بین می‌رود؛ بد استفاده می‌کند آدم و افسوس می‌خورد.

ان‌شاءالله خدای متعال در آن روز حسرت — که خدا در قرآن کریم از آن ترسانده که بترسان این‌ها را از روز حسرت، روزی که کار از کار گذشته و دیگر کاری نمی‌توانند بکنند — ما را دچار آن حسرت نکند؛ از آن‌هایی باشیم که سرمان را بالا بگیریم و خوشحال باشیم از استفاده‌ای که از نعمت‌ها کردیم، و خدا هم از ما راضی باشد.

نثار ارواح طیبه‌ی خاتم‌الانبیاء و همه‌ی حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و همه‌ی شهدا و امام شهدا، صلوات بفرستید.

 

گزیده

۱. حقیقت ناپایداری فرصت‌های زندگی

در زندگی انسان فرصت‌هایی وجود دارد که دوام ندارند و از بین می‌روند. این فرصت‌ها نعمت هستند، اما نعمت‌هایی نیستند که تا آخر با ما بمانند و بالاخره تمام می‌شوند. اشکال کار در اینجاست که آدم تا زمانی که در متن این نعمت‌ها و فرصت‌ها قرار دارد، متوجه ارزش آن‌ها نیست و قدرشان را نمی‌داند. اما درست وقتی که آن‌ها را از او می‌گیرند، تازه ملتفت می‌شود، غصه می‌خورد و با خود می‌گوید: «اگر این فرصت را داشتم، حتماً فلان کار را انجام می‌دادم»؛ دریغ که دیگر آن فرصت از دست رفته است و راه برگشتی وجود ندارد.

۲. توهمِ «اگر فرصت داشتم، انجام می‌دادم»

این ادعا که «اگر فرصت گذشته را داشتم، حتماً کارهای بهتری انجام می‌دادم»، در بیشتر مواقع توهمی بیش نیست. کسانی که مدام افسوس گذشته را می‌خورند و چنین ادعاهایی دارند، عموماً در مواجهه با فرصت مجدد نیز همان مسیر قبلی را طی می‌کنند؛ زیرا اگر بنای انجام دادن کاری را داشتند، در همان زمان که فرصت در اختیارشان بود، آن را انجام می‌دادند. این‌طور نیست که اگر آن زمان‌ها و فرصت‌های سوخته دوباره برگردند، ما حتماً رفتار متفاوتی نشان دهیم و از آن‌ها استفاده بهینه‌تری بکنیم.

۳. هشدار قرآن درباره ادعاهای دروغین در قیامت

خداوند متعال در قرآن کریم، ادعای انسان‌ها را در روز قیامت رد می‌کند. در آن‌جا، هنگامی که آدم‌ها با اوضاع و احوال سخت مواجه می‌شوند و تازه ملتفت می‌گردند که فرصت عمل در دنیا چقدر مهم بوده و اکنون چقدر گرفتارند، به خدا التماس می‌کنند و می‌گویند: «ما را به دنیا بازگردان تا رفتارهایمان را اصلاح کنیم.» اما خداوند صراحتاً می‌فرماید که این‌ها دروغ می‌گویند و این ادعا فقط حرفی است که به زبان می‌آورند؛ چرا که اگر بازگردانده شوند، باز همان کارهایی را می‌کنند که قبلاً انجام می‌دادند.

۴. قدردانی از تندرستی، پیش از فرارسیدن بیماری

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «تندرستی خود را پیش از فرارسیدن بیماری غنیمت بشمارید.» انسان همیشه سالم نمی‌ماند و با بالا رفتن سن، مریضی‌هایی به سراغ او می‌آید که دیگر به آسانی اصلاح‌شدنی نیستند. سفید شدن موها و بروز دردهای مختلف، نشانه‌ای است از این‌که ساختمان بدن رو به فرسودگی می‌رود. تا زمانی که در سلامت کامل به سر می‌برید، پیش از آن‌که مریضی مانع شما شود، قدر این نعمت بزرگ را بدانید و با تمام توان، مشغول انجام دادن کارهای شایسته و اعمال صالح در زندگی خود باشید.

۵. محدودیت‌های گریزناپذیر دوران مریضی و پیری

یکی از موانع بزرگ در مسیر بندگی و انجام کارهای نیک، مریضی است؛ به‌خصوص برای کسانی که در دوران سلامتی از وقت خود استفاده نکردند و ناگهان دچار بیماری شدند. وقتی سن بالا می‌رود و مریضی به سراغ انسان می‌آید، دیگر توانایی‌های سابق از بین می‌رود؛ برای مثال، فرد دیگر نمی‌تواند روزه بگیرد یا حتی نماز واجبش را با کیفیتِ دوران سلامتی بخواند. وقتی مجبور شوید نماز را نشسته روی صندلی بخوانید، آن نماز دیگر کیفیت و اثر مطلوب دوران نشاط و سلامتی را نخواهد داشت.

۶. ارزش بی‌تکرار نشاط و قوای جوانی

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «جوانی خود را پیش از فرارسیدن دوران پیری غنیمت بدانید.» پیش از آن‌که گرد پیری بر چهره شما بنشیند، همین حالا که نشاط، نیرو و قوه‌ی جوانی در وجودتان موج می‌زند، عمل کنید. در دوران پیری، از یک سو صفات ناپسند در وجود انسان ریشه‌دار می‌شوند و مانع کارهای صالح می‌گردند، و از سوی دیگر، حتی اگر انسان بخواهد کارهای خوب انجام دهد، دیگر رمق و توان بدنی لازم را برای آن ندارد و این فرصت طلایی برای همیشه از دست می‌رود.

۷. غنیمت شمردن فراغت، پیش از هجوم گرفتاری‌ها

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «آسودگی و فراغت خود را پیش از گرفتار شدن غنیمت بشمارید.» گاهی یک گرفتاری یا مشغله ناگهانی پیش می‌آید و تمام فرصت‌های معنوی انسان را با خود می‌برد؛ به طوری که تا به خود می‌آیید، می‌بینید ماه رمضان یا دیگر فرصت‌های طلایی زندگی از دست رفته‌اند. اکنون که دغدغه‌های کمتری دارید و بار زندگی‌تان سبک‌تر است، از این فراغت بهره ببرید؛ وگرنه در آینده دلمشغولی‌هایی پدید می‌آیند که ذهن، فکر و اعضای بدن شما را کاملاً درگیر کرده و فرصت عمل را می‌سوزانند.

۸. حیات دنیا؛ آخرین فرصت برای عمل

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «فرصت زندگی را پیش از فرا رسیدن مرگ غنیمت بشمارید.» زندگی و نفس کشیدن در این دنیا، بزرگ‌ترین نعمتی است که در اختیار داریم. تا زمانی که انسان زنده است و نفس می‌کشد، حتی با وجود تمام مشکلات و گرفتاری‌ها، هنوز فرصت دارد که گذشته را جبران کند و کارهای بزرگی انجام دهد. اما به محض این‌که مرگ فرا برسد و پرونده زندگی بسته شود، دست انسان کلاً از این دنیا کوتاه می‌گردد و دیگر هیچ راهی برای تدارک و جبران نخواهد داشت.

۹. جاودانگی زمان‌هایی که وقفِ یاد خدا می‌شوند

پیامبر اکرم (ص) در روایتی قدسی می‌فرمایند که خداوند متعال فرمود: «هر مقدار از عمر و هر ساعتی از زندگی‌ات را که خرج یاد من کردی، آن را پیش خود ذخیره و محفوظ نگه می‌دارم و به تو بازمی‌گردانم. اما هر مقدار از عمرت را که در راهی غیر از یاد من خرج کردی، آن را ضایع کرده‌ای و فردا افسوسش را خواهی خورد.» فردا در قیامت، تمام ساعات عمر از جلوی چشم انسان رد می‌شوند؛ فرد برای ساعت‌های بیهوده و تباه‌شده، حسرت بزرگی خواهد خورد.

۱۰. حسرت بزرگ در روزی که کار از کار گذشته است

یکی از آسان‌ترین و در عین حال ارزشمندترین کارها، توجه قلب به خدا و یاد اوست. اگر در برابر نعمتی که خدا به ما داده، چیزی بهتر از آن را به دست نیاوریم، زیان‌کاریم. اگر جوانی، سلامتی و عمرمان را بدهیم، باید در ازای آن خشنودی خدا و توشه‌ای ارزشمند بگیریم. ان‌شاءالله که خداوند ما را در «روز حسرت» — روزی که کار از کار گذشته و دیگر کاری از دست کسی ساخته نیست — دچار پشیمانی نکند و ما را از کسانی قرار دهد که با سربلندی به گذشته خود می‌نگرند.

فهرست

1️⃣ ناپایداری فرصت‌های زندگی

◽️ حقیقتِ غفلت انسان در متن نعمت‌ها و زمان حال

◽️ توهمِ جبران گذشته و ادعاهای دروغین در قیامت

2️⃣ مواظبت از اعمال صالح و غنیمت تندرستی

◽️ سلامت جسم؛ مانع بزرگ بندگی در دوران بیماری

◽️ فرسودگی تدریجی ساختمان بدن با افزایش سن

3️⃣ ارزش بی‌تکرار نشاط جوانی

◽️ غنیمت شمردن قوای بدنی پیش از فرارسیدن پیری

◽️ ریشه‌دار شدن صفات ناپسند و کاهش رمق عبادی

4️⃣ آسودگی و فراغت پیش از گرفتاری‌ها

◽️ هجوم دغدغه‌های ناگهانی و سوختن فرصت‌های طلایی

◽️ ضرورت بهره‌مندی از زمان حال پیش از سنگین شدن بار زندگی

5️⃣ حیات دنیا؛ آخرین مرز عمل

◽️ زنده بودن؛ بزرگ‌ترین فرصت برای تدارک و اصلاح گذشته

◽️ بسته شدن همیشگی پرونده عمل با فرارسیدن مرگ

6️⃣ یاد خدا؛ تنها سرمایه‌ی جاودان عمر

◽️ ابدیتِ زمان‌های وقف‌شده برای ذکر الهی در دیوان آخرت

◽️ حسرت بزرگ قیامت برای ساعاتِ تباه‌شده در غیر مسیر حق

7️⃣ فرجام کار در روز حسرت

◽️ ضرورتِ معامله‌ی جوانی و سلامتی با خشنودی پروردگار

◽️ دوری از ندامتِ گریزناپذیر در روزی که کار از کار گذشته است

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

مواظبت بر فرصت‌ها و غنیمت‌های پنج‌گانه عمر

موضوع: صوت کامل سخنرانی