

متن
عیوب اخلاقی و نفوذ شیطان
انسان حتماً عیبی در اخلاق، رفتار و حرفهایش دارد؛ کسی نمیتواند به این راحتی ادعا کند که عیبی ندارد. انسان این مسائل را دارد.
از همینجایی که این عیبها وجود دارد، شیطان سوءاستفاده میکند و بالاخره انسان را زمین میزند و گرفتار میسازد. مثلاً انسان کنترلِ زبانش دستِ خودش نیست؛ شیطان از همینجا او را گرفتار میکند. بالاخره یکجایی حرفی را که نباید بزند، میزند.
آدم تندی است و نرمی و ملایمت در او نیست؛ تندخو است. این تندی باعث میشود یکجا گرفتاری پیدا کند؛ دادی میزند یا در اثر این تندی و عصبانیت، اقدامی انجام میدهد. حرفی میزند که به این راحتیها نمیشود جبرانش کرد. در آن لحظه فکر میکند این بهترین کار است، اما وقتی آن کار را انجام میدهد، بعد ملتفت میشود و میبیند این اقدام، آن نتیجهای را که میخواست نداد؛ بلکه برعکس شد و حتی اوضاع بدتر هم شد ، چرا که عقل کار نمیکند.
به هر حال، از همان جاهایی که انسان در اخلاق و رفتارش عیب دارد، شیطان سوءاستفاده میکند. اگر انسان از خودش مراقبت نکند، محافظت نکند و پاسبان خودش نباشد، حتماً یکجا زمین میخورد و بالاخره [از مسیر حق] برمیگردد. ممکن است مدتی زحمت بکشد و فکر کند در خط تقواست، اما چون کاری به نفسش ندارد و مشغول اصلاح آن نیست، روزی برمیگردد . آنوقت، هم خودش از راه برمیگردد و هم بقیه را متهم به همین مسائل میکند. شما خودت نتوانستی، چه کار به بقیه داری؟ بله.
خطر عیبجویی از دیگران
این یک مسئله. مسئلهٔ دیگری که انسان را گرفتار میکند این است که چون متوجه نفسش نیست و حواسش به خودش نیست، به عیبجویی، توجه به دیگران و کشف عیبهای آنان روی میآورد. عیبجویی یکی از گناهان بزرگ است. چرا؟ بهخاطر اینکه یواشیواش انسان را از خودش دور میکند.
عیبجویی یعنی چه؟ عیبی در افراد هست و شما میگردی تا آن را کشف کنی، پیدا کنی و ثابتش کنی. به همان اندازه که انسان مشغول عیبهای بقیه میشود، از عیبهای خودش بازمیماند. همانجا عیب بزرگِ خودت همین است که پیش از برطرف کردن عیب خود، مشغول عیب دیگران شدهای. همین که به عیب بقیه پرداختی، یعنی یک قدم از خودت فاصله گرفتهای؛ بله، درست همانجا زمین خوردهای.
لذا عیبجویی گناه است. اجازه ندادهاند که انسان بنشیند و از بقیه عیبجویی کند؛ این کار نشان میدهد که انسان مشغول اصلاح نفس خود نیست. راحت است و با نفسش کاری ندارد؛ گویی نفسش مشکلی ندارد که بخواهد با آن کلنجار برود و درستش کند و نفس بسیار خوبی دارد! بله.
ضرورت توجه به اصلاح نفس
لذا در روایات بسیاری، بهویژه از امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، این مسئله را گوشزد میکنند که حواستان باشد چشمتان به دنبال عیب دیگران نرود. وقتی رفت، یعنی تو مشغول خودت نیستی. وقتی کسی اینگونه میشود ــ حالا کم یا زیاد ــ و از دیگران کشف عیب میکند، یعنی دقیقاً همانجا قدمِ غلط را برداشته است.
تو اگر مشغول خودت بودی و نفس امارهات را واقعاً «امّاره» میدیدی و آن را مانند یک گرگ درنده به حساب میآوردی، اصلاً ملتفت دیگران نمیشدی. چرا انسان ملتفت دیگران میشود؟ چون از اینجا غافل میشود. آدم نباید بگذارد نفسش سریع او را وادار به کار غلطی کند و زود توجهش را به عیب دیگران جلب نماید، بله. عیب وجود دارد؛ همه عیب دارند و شما هم داری. آیا عیب خودت اصلاح شده که مشغول دیگران شدهای؟ این درست نیست.
البته این غیر از مسئلهٔ امر به معروف و نهی از منکر است؛ آنجا عیب و گناهی عیان است که کسی مرتکب شده و شما میبینید و باید بروید جلویش را بگیرید و اصلاحش کنید. اما عیبجویی یعنی انسان بنشیند و با فکر و ذهنش، قرائن پیدا کند و کشف کند که فلان شخص این عیب را دارد؛ دنبالش بگردد، از این و آن بپرسد و با این حرفها و مسائل، از دیگران کشف عیب کند. حالا ممکن است آن عیب واقعاً وجود داشته باشد، اما خودِ این کار خطا و قدمِ اول سقوط است .
فضیلت عیبجویی از خود
لذا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «طُوبَی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ»؛ خوشا به حال آن کسی که عیبجوی خودش باشد. میگردد تا عیب خودش را پیدا کند؛ عیبجوی خودش است. بهگونهای عیبهای خودش را جستوجو میکند که «شَغَلَهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ»؛ دیگر حواسش به عیوب دیگران نیست و ملتفت آنها نمیشود. از عیبجویی دیگران بازداشته شده است. نه مانند کسی که حواسش مثل یک دوربین همهجا میچرخد، همه را میبیند و عیبهای همه را کشف میکند الا خودش، و از خود غافل است. این یعنی غفلت واضح؛ بله، آدم نباید بگذارد چنین شود.
علت اینکه عدهای موفق نمیشوند و گرفتار گناه میگردند همین است؛ چرا که نفس امارهٔ خود را رها میکنند. مشغول دیگران میشوند و فردا روزی که چشم باز میکنند، میبینند دیگر خبری [از معنویت] نیست و خودشان عقب افتادهاند؛ بله، چیزی عایدشان نشده است. سالها در مسیر تقوا رفتوآمد داشته، اما بعد بهراحتی آن را کنار گذاشته است. پیشرفتی هم نمیکند؛ صد سال هم که مشغول به تقوا باشد همین است، چون عیبهای اصلی خودش را اصلاح نمیکند. بعد از ده سال چشم باز میکند و میبیند همان است که بود، یا شاید مقداری بدتر هم شده است! بعد میگوید: «آه، نمیدانم چرا پیش نرفتم؛ لابد تقصیر فلانی است!» [خنده سخنران] غافل است و مدام از بقیه کشف عیب میکند، بله.
آدم باید حواسش باشد. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»؛ نفس انسان که در واقع خودِ اوست، اینگونه است؛ میل به بدی دارد و انسان را به آن سمت سوق میدهد. یکی از این بدیها هم همین است که بگوید: «من عیب ندارم» یا «عیب من آنقدرها بزرگ نیست». انسان از عیب خودش راحت عبور میکند، حتی اگر تصدیق کند که عیب دارد. بهآسانی رد میشود، اما عیبهای بقیه در چشمش بزرگ جلوه میکند. نباید اجازه دهیم دچار این حالت شویم.
طبق حدیث: «إنّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَیْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَی نَفْسِهِ»؛ از محبوبترین بندگان خدا در پیشگاه خدای متعال، بندهای است که موفق شده و خدا او را بر نفسش یاری کرده تا نفس خود را اصلاح کند و عیبهایش را برطرف سازد. علائمی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برای چنین فردی بیان میفرمایند، اصلاً با ویژگیهای کسی که مدام از دیگران کشف عیب میکند همخوانی ندارد؛ ایشان مسائل دیگری را مطرح میکنند، بله.
غفلت و تمثیل سبد آبکش
باید حواسمان باشد؛ تا به خودمان مهلت و استراحت بدهیم یا به تعبیری «زنگ تفریح» بدهیم، شیطان از همان لحظه استفاده میکند و تمام زحمت انسان را بر باد میدهد. خیلیها خدمت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میرفتند و سخنان ایشان را میشنیدند؛ اما اکثریت آنان چه شدند؟ همانهایی شدند که در تاریخ دیدید. چرا؟ چون هیچوقت مشغول اصلاح عیوب خود نشدند.
به پیامبر میگفتند: «ما تا زمانی که پیش شما هستیم، حالمان خوب است؛ اما وقتی بیرون میرویم، همان آدم سابقیم و رشدی نمیکنیم.» ایشان فرمودند: «چون پر از سوراخ هستید.» شما مانند یک سبد آبکش هستید؛ وقتی داخل حوض میروید پر از آب میشوید، اما وقتی شما را بیرون میآورند، میبینید هیچچیز در سبد نمانده است. چون کارهایی انجام میدهید ــ این کارهای غلط و خلقیات بدتان ــ که وجودتان را سوراخسوراخ کرده است. این سوراخها نمیگذارند چیزی از ایمان یا کارهای خیر برایتان باقی بماند. وقتی از حوض بیرون میآید، خالی شده است. چنین فردی رشد نمیکند و فردا هم خودش و هم دیگران را متهم میسازد که: «بله، همه مثل هم هستند؛ کافر همه را به کیش خود پندارد!» بله، چشمش حقیقت را نمیبیند .
باید حواسمان باشد؛ آن سوراخهای آبکش و آن روزنههای سبد را باید یکییکی پر کنیم. آن سوراخها در واقع همان عیبهای رفتاری و اخلاقی ما و ایرادهایی است که داریم. چقدر میتوانیم قسم بخوریم که مدت زیادی است گناه نکردهایم؟ چقدر میتوانیم ادعا کنیم با آنچه امام سجاد (علیهالسلام) در دعای مکارمالاخلاق ارائه میدهند، مطابقت داریم؟ هر وقت توانستیم به چنین مقامی برسیم، آنگاه کار درست میشود؛ وگرنه تا زمانی که فاصله داریم، باید همچنان مشغول اصلاح خودمان باشیم.
ضرورت خودسازی در جوانی و عواقب غفلت
طبق آیهٔ شریفه: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً»؛ حواستان به خودتان و اهل و عیالتان باشد و خود را از هر چیزی که باعث گرفتاری و عذابتان میشود نجات دهید؛ خودتان را اصلاح کنید. تا جوان هستیم، فرصت داریم این عیوب را برطرف سازیم. وقتی کمی جلوتر میرویم و علممان بیشتر میشود، دیگر برای خودمان «یلی» میشویم و زیر بار حرف کسی نمیرویم؛ تا حرف از خدا میشود میگوییم میفهمیم و بلدیم! آن وقت دیگر راه اصلاح به روی انسان بسته میشود.
اکنون ظرفیت هست، سلامتی هست و فراغت بال، بیش از آینده مهیاست. اگر امروز انسان خودش را به کارهای بیفایده مشغول کند، فردا با بالا رفتن سن، مجبور میشود عمرش را صرف امور ناگزیر زندگی کند و بلا به سرش میآید. آنقدر رشد نکرده است که بتواند بر آن سختیها غلبه کند؛ در نتیجه گرفتار همان چیزهایی میشود که همه ناچار به تحملش هستند، یعنی درد و مریضی. در آن حالِ بیماری نیز توفیق عبادت از او سلب میشود. اما اگر اکنون که توان دارد خوب عبادت کند، فردا حتی اگر گرفتار درد و بیماری هم بشود، از عبادت، توجه و یاد خدا غافل نخواهد شد؛ چرا که پیش از این از فرصتها استفاده کرده و این سرمایه را فراهم آورده است.
قدم اول: متهّم کردن خود و توبه
حواسمان باشد؛ هر زمان عیبی از دیگران کشف کردیم، بدانیم که دقیقاً همانجا قدمِ غلط را گذاشتهایم. ما باید با خودمان منصف باشیم؛ بهراحتی و خیلی زود، همیشه خودمان را متهم کنیم. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند از نشانههای انسان سالک و پویندهٔ راه حق همین است که همیشه خودش را متهم میکند؛ بله، متهم اصلی در تمام مسائل را خودش میداند. او بهراحتی زیر بار [اشتباهاتش] میرود و میپذیرد. اما آن کسی که اینگونه نیست، فقط بقیه را میبیند و در نهایت نیز گرفتار تهمت زدن و گناهان دیگر در قبال دیگران میشود.
انشاءالله خداوند به ما کمک کند تا هرچه زودتر از شر این نفس اماره نجات یابیم تا ما را گرفتار نسازد؛ وگرنه فردا روزی فرا میرسد که میبینیم عدهای [از مسیر] برگشته و به راه دیگری رفتهاند، بله. جهت شادی ارواح طیبهٔ جمیع حضرات معصومین (علیهمالسلام)، شهدای گرانقدر و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.
گزیده
۱. نقطه نفوذ شیطان و عیوب اخلاقی
انسان حتماً عیبی در اخلاق، رفتار و سخنان خود دارد؛ هیچکس نمیتواند به این راحتی ادعا کند که عیبی ندارد. از همینجایی که این عیبها وجود دارند، شیطان سوءاستفاده میکند، انسان را زمین میزند و گرفتار میسازد. مثلاً انسان کنترلِ زبانش دستِ خودش نیست و شیطان از همینجا او را گرفتار میکند؛ بالاخره یکجایی حرفی را که نباید بزند، میزند. یا انسان تندخو است و ملایمت در او نیست؛ این تندی باعث میشود یکجا گرفتاری پیدا کند، دادی بزند یا اقدامی انجام دهد و حرفی بزند که به این راحتیها قابل جبران نیست. در آن لحظه فکر میکند این بهترین کار است، اما وقتی آن کار را انجام میدهد، بعد ملتفت میشود و میبیند برعکس شد و اوضاع بدتر گردید.
۲. ضرورت پاسبانی از خود در مسیر تقوا
از همان جاهایی که انسان در اخلاق و رفتارش عیب دارد، شیطان سوءاستفاده میکند. اگر انسان از خودش مراقبت نکند، محافظت نکند و پاسبان خودش نباشد، حتماً یکجا زمین میخورد و بالاخره از مسیر حق برمیگردد. ممکن است کسی مدتی زحمت بکشد و فکر کند در خط تقواست، اما چون کاری به نفس خود ندارد و مشغول اصلاح آن نیست، روزی برمیگردد. آنوقت، هم خودش از راه برمیگردد و هم بقیه را متهم به همین مسائل میکند. در حالی که باید به خود بگوییم: «تو خودت نتوانستی مسیر را ادامه دهی، چه کار به بقیه داری؟» انسان باید همواره مراقب و نگهبان ورودیهای قلب و رفتار خود باشد تا از مسیر خارج نشود.
۳. عیبجویی؛ گامی به سوی غفلت از خویشتن
مسئلهٔ دیگری که انسان را گرفتار میکند این است که چون متوجه نفس خود نیست و حواسش به خودش نیست، به عیبجویی، توجه به دیگران و کشف عیبهای آنان روی میآورد. عیبجویی یکی از گناهان بزرگ است؛ چرا که یواشیواش انسان را از خودش دور میکند. عیبجویی یعنی عیبی در افراد هست و شما میگردی تا آن را کشف، پیدا و ثابت کنی. به همان اندازه که انسان مشغول عیبهای بقیه میشود، از عیبهای خودش بازمیماند. همانجا عیب بزرگِ خودت همین است که پیش از برطرف کردن عیب خود، مشغول عیب دیگران شدهای. همین که به عیب بقیه پرداختی، یعنی یک قدم از خودت فاصله گرفتهای و درست همانجا زمین خوردهای.
۴. تفاوت عیبجویی با امر به معروف و نهی از منکر
عیبجویی گناه است؛ چرا که نشان میدهد انسان مشغول اصلاح نفس خود نیست و گویی نفسش مشکلی ندارد که بخواهد با آن کلنجار برود. البته این مسئله غیر از امر به معروف و نهی از منکر است؛ آنجا عیب و گناه عیانی وجود دارد که کسی مرتکب شده و شما با دیدن آن، باید بروید جلویش را بگیرید و اصلاحش کنید. اما عیبجویی یعنی انسان بنشیند و با فکر و ذهنش، قرائن پیدا کند و کشف کند که فلان شخص چه عیبی دارد؛ دنبال آن بگردد، از این و آن بپرسد و با این حرفها و مسائل، از دیگران کشف عیب کند. حالا ممکن است آن عیب واقعاً وجود داشته باشد، اما خودِ این تفحص خطا و قدمِ اول سقوط است.
۵. سعادت در عیبجویی از خود است
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «طُوبَی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ»؛ خوشا به حال آن کسی که عیبجوی خودش باشد. میگردد تا عیب خودش را پیدا کند و بهگونهای عیبهای خودش را جستوجو میکند که دیگر حواسش به عیوب دیگران نیست و ملتفت آنها نمیشود. او از عیبجویی دیگران بازداشته شده است؛ نه مانند کسی که حواسش مثل یک دوربین همهجا میچرخد، همه را میبیند و عیبهای همه را کشف میکند الا خودش، و از خود غافل است. علت اینکه عدهای موفق نمیشوند و گرفتار گناه میگردند همین است؛ چرا که نفس امارهٔ خود را رها میکنند و مشغول دیگران میشوند و فردا روزی که چشم باز میکنند، میبینند عقب افتادهاند و چیزی عایدشان نشده است.
۶. نفس اماره و توجیه عیوب خویشتن
انسان باید بسیار حواسش را جمع کند. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»؛ نفس انسان میل به بدی دارد و او را به آن سمت سوق میدهد. یکی از این بدیها هم همین است که بگوید: «من عیب ندارم» یا «عیب من آنقدرها بزرگ نیست». انسان از عیب خودش راحت عبور میکند، حتی اگر تصدیق کند که عیب دارد. بهآسانی از آن رد میشود، اما عیبهای بقیه در چشم او بسیار بزرگ جلوه میکند. نباید اجازه دهیم دچار این حالت شویم. طبق احادیث، از محبوبترین بندگان خدا در پیشگاه خدای متعال، بندهای است که موفق شده و خدا او را بر نفسش یاری کرده است تا نفس خود را اصلاح کند و عیبهایش را برطرف سازد.
۷. تمثیل تکاندهندهٔ سبد آبکش و اعمال ما
تا به خودمان مهلت و استراحت بدهیم یا به تعبیری زنگ تفریح بدهیم، شیطان از همان لحظه استفاده میکند و تمام زحمت انسان را بر باد میدهد. اصحاب به پیامبر (ص) میگفتند: «ما تا زمانی که پیش شما هستیم، حالمان خوب است؛ اما وقتی بیرون میرویم، رشدی نمیکنیم.» ایشان فرمودند: «چون پر از سوراخ هستید؛ شما مانند یک سبد آبکش هستید که وقتی داخل حوض میروید پر از آب میشوید، اما وقتی شما را بیرون میآورند، میبینید هیچچیز در سبد نمانده است.» کارهای غلط و خلقیات بد، وجود انسان را سوراخسوراخ میکند و نمیگذارد چیزی از ایمان یا کارهای خیر برای او باقی بماند و در نهایت همه چیز تخلیه میشود.
۸. سوراخهای آبکش؛ عیبهای اخلاقی و رفتاری
باید حواسمان باشد؛ آن سوراخهای آبکش و آن روزنههای سبد را باید یکییکی پر کنیم. آن سوراخها در واقع همان عیبهای رفتاری و اخلاقی ما و ایرادهایی است که داریم. چقدر میتوانیم ادعا کنیم با آنچه امام سجاد (علیهالسلام) در دعای مکارمالاخلاق ارائه میدهند، مطابقت داریم؟ هر وقت توانستیم به چنین مقامی برسیم، آنگاه کار درست میشود؛ وگرنه تا زمانی که فاصله داریم، باید همچنان مشغول اصلاح خودمان باشیم. طبق آیهٔ شریفه: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً»؛ حواستان به خودتان و خانوادهتان باشد و خود را از هر چیزی که باعث گرفتاری و عذابتان میشود نجات دهید و خودتان را اصلاح کنید.
۹. غنیمت شمردن فرصت جوانی برای خودسازی
تا جوان هستیم، فرصت داریم عیوب خود را برطرف سازیم. وقتی کمی جلوتر میرویم و علممان بیشتر میشود، دیگر برای خودمان یلی میشویم و زیر بار حرف کسی نمیرویم؛ تا حرف از خدا میشود میگوییم میفهمیم و بلدیم! آن وقت دیگر راه اصلاح به روی انسان بسته میشود. اکنون که ظرفیت، سلامتی و فراغت بال مهیاست باید اقدام کرد. اگر امروز انسان خودش را به کارهای بیفایده مشغول کند، فردا با بالا رفتن سن، مجبور میشود عمرش را صرف امور ناگزیر زندگی کند و بلا به سرش میآید. در آن حالِ بیماری نیز توفیق عبادت از او سلب میشود؛ اما اگر اکنون خوب عبادت کند، فردا در بیماری نیز از یاد خدا غافل نخواهد شد.
۱۰. متهم کردن خود؛ اولین نشانهٔ سلوک
هر زمان عیبی از دیگران کشف کردیم، بدانیم که دقیقاً همانجا قدمِ غلط را گذاشتهایم. ما باید با خودمان منصف باشیم؛ بهراحتی و خیلی زود، همیشه خودمان را متهم کنیم. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند از نشانههای انسان سالک و پویندهٔ راه حق همین است که همیشه خودش را متهم میکند؛ بله، متهم اصلی در تمام مسائل را خودش میداند. او بهراحتی زیر بار اشتباهاتش میرود و آنها را میپذیرد. اما آن کسی که اینگونه نیست، فقط بقیه را میبیند و در نهایت نیز گرفتار تهمت زدن و گناهان دیگر در قبال دیگران میشود. انشاءالله خداوند به ما کمک کند تا هرچه زودتر از شر این نفس اماره نجات یابیم.
فهرست
1️⃣ نقطهٔ نفوذ شیطان در انسان
◽️ عیوب پنهان در اخلاق و تندخوییهای بیکنترل
◽️ فرصتطلبی شیطان از ضعفهای رفتاری و زبانی
2️⃣ مراقبت از خود و خطر سقوط از مسیر
◽️ ضرورت پاسبانی و نگهبانی دائم از نفس
◽️ پیامد رها کردن خودسازی و متهم کردن دیگران
3️⃣ آسیبشناسی عیبجویی و تجسس
◽️ فاصله گرفتن از خویشتن با تمرکز بر عیوب مردم
◽️ تمایز عیبجویی شخصی با وظیفهٔ امر به معروف
4️⃣ حقیقت عیبجویی از خویش و سلوک اخلاقی
◽️ فضیلت و برکتِ مشغول شدن به اصلاح عیبهای خود
◽️ غفلت دوربینوار از نفس و توجیه عیوب خویشتن
5️⃣ تمثیل آبکش و حقیقت اعمال انسان
◽️ خلقیات بد و سوراخسوراخ شدن سبد ایمان
◽️ تخلیهٔ تدریجی توشهٔ معنوی و دستِ خالی ماندن
6️⃣ غنیمت شمردن فرصتِ جوانی برای خودسازی
◽️ انسداد راههای اصلاح با تکبر علمی در سنین بالا
◽️ اندوختن سرمایهٔ توفیقِ عبادت پیش از فرارسیدن بیماری
7️⃣ متهم کردن نفس؛ نخستین گام توبه
◽️ انصاف با خود و پذیرش مسئولیتِ خطاهای فردی
◽️ رهایی از شر نفس اماره و نجات از اتهامزنی به بقیه
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
- 🔸اخلاق فردی
- 🔸اخلاق اجتماعی
- 🔸خانواده
📲 شناسه در شبکههای اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir
اصلاح نفس و مراقبت از عیوب خویشتن
موضوع: صوت کامل سخنرانی