پیوند ذاتی علم و عمل و اهمیت ملازمت با علما
صوت کامل سخنرانی
1396/10/08
پست

 پیوند ذاتی علم و عمل و حقیقت ملازمت با علما

 

ضرورت عقلی یادگیری احکام الهی📖

ارزش والای تحصیل علوم دینی📚 

ملازمت مستمر با علمای دین🤝 

اهمیت ملازمت در رشد و هدایت حقیقی🌱 

شروط ملازمت حقیقی و دوری از فتنه‌های شیطان🛡️ 

جایگاه «عالمِ عامل» در معارف اسلامی💎 

پیامدهای سنگین بی‌عملی در کلام معصومین (علیهم‌السلام)⚠️

خطر عقب‌افتادگیِ واعظان بی‌عمل🚨

پیوند ذاتی و ناگسستنی علم و عمل🔗

تأثیر شگرف عمل بر فهم عمیق دین📖

حقیقت باور و دوری از شعارزدگی❤️

 

# 117 / مجموعه پرسش و پاسخ های دینی و اخلاقی

پیوند ذاتی علم و عمل و اهمیت ملازمت با علما

 پیوند ذاتی علم و عمل و حقیقت ملازمت با علما

 

ضرورت عقلی یادگیری احکام الهی📖

ارزش والای تحصیل علوم دینی📚 

ملازمت مستمر با علمای دین🤝 

اهمیت ملازمت در رشد و هدایت حقیقی🌱 

شروط ملازمت حقیقی و دوری از فتنه‌های شیطان🛡️ 

جایگاه «عالمِ عامل» در معارف اسلامی💎 

پیامدهای سنگین بی‌عملی در کلام معصومین (علیهم‌السلام)⚠️

خطر عقب‌افتادگیِ واعظان بی‌عمل🚨

پیوند ذاتی و ناگسستنی علم و عمل🔗

تأثیر شگرف عمل بر فهم عمیق دین📖

حقیقت باور و دوری از شعارزدگی❤️

 

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد [صدای صلوات حاضرین] و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله العظمی فی الارضین. و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

ضرورت عقلی یادگیری احکام الهی

عرض شد اولین مسئله‌ای که عقل ما، ما رو به اون هدایت می‌کنه، همین یادگیری دستورات الهیه؛ اینکه آدم وقت بذاره و یاد بگیره.

روایاتی در این باب خونده شد در اهمیت یادگیری دین و هرچی از مسائل دینی که هست. تو اون روایات، دستور دادن که دنبال یادگیری هرچی که مربوط به دینتون هست، باید راه بیفتید. ما هم که می‌گیم عقلتون بهتون می‌گه باید این کارو بکنید.

ارزش والای تحصیل علوم دینی

لذا برای دعوت و تشویق نسبت به این قضیه هم، مسائل خیلی زیادی رو مطرح کردن؛ از ثواب و ارزش چنین کاری، تا اینکه آدم‌ها فکر نکنن وقتی می‌رن دنبال تحصیل علم (علم دینی) ـ یعنی می‌رن مسائل شرعی‌شون و مسائلی رو که اسلام گفته، در هر بعدی که اسلام حرف زده، برن دنبالش و یاد بگیرن ـ فکر نکنن وقتشون رو دارن تلف می‌کنن. بلکه لازم و اصل در علم و یادگیری، همینه؛ نه علوم دیگه. این علم، لازم و واجب هست و آدم‌ها باید دنبالش برن.

ملازمت مستمر با علمای دین

لذا دستور دادن که برید دنبال این علم و ملازم باشید با علمایی که این علم رو دارن؛ دستور به ملازمت دادن. در روایاتی که خونده شد، فرمودن محبوب‌ترین بنده خدا اونیه که اهل تقواست و یه صفت دیگه‌ای هم که داره، اینه که با علما ملازمت داره.

اهمیت ملازمت در رشد و هدایت حقیقی

بعضی‌ها همیشه در این مسئله می‌گن: «نه، نمی‌دونم، تو که عمل نمی‌کنی نرو» یا «کمش بسه!» این حرفِ این‌هاست؛ حرف اسلام و امام صادق (علیه‌السلام) که روایاتشون رو خوندیم، این نبود. اونا دستور دادن هرچقدر ملازمت بیشتر، بهتر؛ نه اینکه کمش کنید. کمش کنی، می‌خوای با چی پرش کنی؟ این و اون، بهتر از اون عالمی‌ان که دین بلده؟ می‌خوای با این و اون بیشتر بگردی؟ خب، پس لابد می‌خوای یه جای دیگه بری!

لذا کسانی بیشتر موفق شدن، هدایت شدن و جلوتر رفتن که ملازمتشون با علما بیشتر بود.

معمولاً این‌طور نیست که کسی موفق شده باشه تو مسیر هدایت وارد بشه و اون رو به انتها رسونده باشه، اما ملازمت با علما نداشته باشه. همچین چیزی در قالب فرضه؛ واقعیت، همچین چیزی رو تصدیق نمی‌کنه. چون آدم مقدار زیادی از علم رو باید در گفتار اونا بشنوه و یاد بگیره، و مقداری رو هم در اعمالشون یاد بگیره. ملازمت، هر دو بعد رو تو خودش داره؛ نه فقط گفتار. این‌طور نیست که مثلاً فرض کنید آدم بره سی‌دیِ طرف رو بگیره و گوش بده و این چیزا؛ این کافی نیست. با سی‌دی هم کسی به جایی نمی‌رسه؛ اون چیزی که مهمه، ملازمت و معاشرت زیاده.

شروط ملازمت حقیقی و دوری از فتنه‌های شیطان

لذا امام صادق (علیه‌السلام) فرمودن محبوب‌ترین بنده خدا همچین فردیه که گوش به حرف می‌ده، تقوا رو مراعات می‌کنه و با علما ملازمت داره؛ هرچی بهش می‌گن قبول می‌کنه و عمل می‌کنه، جروبحث و مداخله نمی‌کنه. این مسئله، مسئله مهمیه.

البته ملازمت، شرط کافی نیست که بگیم هرکی ملازم شد پس حتماً موفق می‌شه؛ نه. ملازمت اگه پشتش عمل نباشه، فایده‌ای نداره. اما ترکِ ملازمت به اسمِ عمل هم حیله شیطانه. شیاطین جن و شیاطین انس [انسان‌های شیطانی] بالاخره در یکی از این دو بعد ضعیف‌ان و [ملازمت یا عمل رو] می‌ذارن کنار. نباید آدم گولشون رو بخوره؛ هم باید ملازمت داشته باشه و هم عمل. ملازمِ منهای عمل همیشه بوده، عاملِ بدون ملازمت هم بوده؛ اما هر دوتاشون قطعاً به جایی نرسیدن.

جایگاه «عالمِ عامل» در معارف اسلامی

این مسئله‌ای بود که دستور دادن؛ فرمودن باید برید دنبالش، خیلی ارزش داره. این‌قدر ارزش داره که ملائکه در مقابل کسی که راه می‌فته تا چیزهای دینیش رو یاد بگیره، براش استغفار می‌کنن و نسبت به مقام و عظمتش در پیشگاه خدا تواضع می‌کنن. این مسائل هست.

اما یادگیری علم، مرحله اوله و کافی نیست؛ اینکه آدم فقط یاد بگیره. در این مرحله، بازارِ «عالم» و «علامه» شلوغه؛ عالم و علامه زیاد هست، اما «عالمِ عامل»... در اسلام، هرجا می‌گن «عالم»، منظور عالمیه که به علمش عمل می‌کنه. در قرآن کریم و در روایات، وقتی مدحی از عالم می‌کنن، منظور عالمیه که نه فقط علم داره، بلکه عمل می‌کنه.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودن عالم... [ایشان] این آیه شریفه رو تلاوت کردن: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ». فرمودن منظور از عالم، کسیه که عملش، قول و حرفش رو تصدیق می‌کنه؛ یعنی به اون چیزی که می‌گه، خودش عمل کرده باشه. لذا در اسلام، عالمِ به علمِ خالی و کسانی که فقط معروف می‌شن به علم، ارزشی ندارن. عالمی پیش خدا ارزش داره و اسلام بهش می‌گه «عالم» ـ و خدا این صفتِ خشیت رو بر این‌ها بار کرده که این صفت رو دارن که واقعاً نسبت به خدای متعال خشیت دارن ـ که به علمش عمل کنه.

لذا پشت‌بند علم، مسئله عمل رو آوردن. اگه علم باشه و عمل نباشه، کار خیلی خطرناک می‌شه. علم باید باشه، اما پشت‌بندش هم آدم نباید کار رو رها کنه. نه می‌شه از علم زد و بگیم علم یاد نمی‌گیریم (چون در این صورت پیش خدا محکوم می‌شیم)، و نه می‌شه علم رو یاد گرفت و عمل نکرد. باید هم یاد گرفت و هم عمل کرد.

پیامدهای سنگین بی‌عملی در کلام معصومین (علیهم‌السلام)

امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاة والسلام) از قول پیغمبر اکرم (صلوات‌الله وسلامه علیه و آله) فرمودن که ایشون این‌جور فرمودن: «الْعُلَمَاءُ رَجُلَانِ»؛ ما دو دسته عالم داریم: «رَجُلٌ عَالِمٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ»؛ مردی که علم داره و به علمش عمل کرده، این نجات پیدا می‌کنه. «وَ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ»؛ اما عالمی که علم داره ولی به علمش عمل نمی‌کنه، این از بین می‌ره و هلاک می‌شه. «وَ إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَیَتَأَذَّوْنَ مِنْ رِیحِ الْعَالِمِ التَّارِكِ لِعِلْمِهِ»؛ جهنمی‌ها یکی از عذاب‌هاشون هم‌نشینی با اون عالمیه که تارکِ عمل بوده؛ مضاف بر اون عذاب‌هایی که دارن، از بوی بدِ عالمی که تو جهنم افتاده و به علمش عمل نکرده هم اذیت می‌شن.

«وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النَّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَى اللَّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطَاعَ اللَّهِ فَأَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ...»؛ در بین جهنمی‌ها، بیشترین حسرت مال کیه؟ مال اونیه که یه روزی دستِ یکی رو گرفت، برد و هدایتش کرد؛ اون شخص هدایت شد، رفت بالا و وارد بهشت شد، اما این [داعی] خودش جا موند! بیشترین حسرت در جهنم و بین جهنمی‌ها، مال همچین کسیه. این آدم خیلی افسوس و حسرت می‌خوره و مضاف بر عذابِ کارهاش، از این موضوع بیشتر اذیت می‌شه؛ نگاه می‌کنه می‌بینه: «اِ! یه روزی من این رو آوردم تو خط هدایت، من باهاش حرف زدم و هدایتش کردم، من کشوندمش این‌ور، اما حالا اون رفته نشسته تو بهشت و من این‌جام!» بدترین حسرت همینه. «...وَ أَدْخَلَ الدَّاعِيَ النَّارَ بِتَرْکِهِ عِلْمَهُ وَ اتِّبَاعِهِ الْهَوَى وَ طُولِ الْأَمَلِ»؛ [خدا] اون هدایت‌شده رو وارد بهشت می‌کنه، اما خودِ دعوت‌کننده رو به خاطر ترکِ عمل به علمش، پیروی از هوای نفس و آرزوهای دراز، وارد آتش می‌کنه.

خطر عقب‌افتادگیِ واعظان بی‌عمل

آدم یه وقت سعی می‌کنه عده‌ای رو هدایت کنه، بکشونه تو راه هدایت، کتاب بده، باهاشون حرف بزنه، مجلس خوب ببره و هر کار دیگه‌ای بکنه؛ اما باید حواسش باشه یه وقت خودش عقب نیفته. به کرات دیدیم کسانی رو که این‌طور بودن؛ خودشون واعظ و واسطه هدایت عده‌ای بودن اما خودشون عقب افتادن. اونایی که این‌ها کشوندنشون تو خط هدایت، رفتن جلو و جلوتر، و این‌ها یواش‌یواش رفتن عقب و عقب‌تر؛ بعد هم خداحافظ شما! رفتن که رفتن... آدم از راه بیرون می‌ره. کم‌کم همین که عده‌ای رو میاره تو راه، یه وقت شیطان گولش می‌زنه؛ کم‌کم فکر می‌کنه بله، خودش دیگه مشکلش حله. نه! همینی رو که شما میاری، فکر نکن تا آخر شما آوردیش؛ اون گوش میده و حتی از شما هم جلو می‌زنه. اون‌وقت شما در قیامت می‌بینی اون چه اوضاعی داره و شما چه اوضاعی داری؛ چقدر حسرت می‌خوره آدم!

«وَ أَدْخَلَ الدَّاعِيَ النَّارَ بِتَرْکِهِ عِلْمَهُ»؛ چرا؟ چون خب، خودت می‌دونستی، پس چرا عمل نکردی؟ چرا تکبر کردی؟ حالا این‌ها رو که آوردی و بردی تو خط هدایت، دیگه باید بسپاری به خدا؛ نه اینکه تا آخر دنبالشون راه بیفتی و هی بگی من تو رو هدایت کردم و همش گوشه ذهنت این رو نگه داری؛ نه. «بِتَرْکِهِ عِلْمَهُ وَ اتِّبَاعِهِ الْهَوَى وَ طُولِ الْأَمَلِ»؛ چرا؟ چون علمی رو که داشت رها کرد و دنبال هوای نفسش رفت؛ دنبال گناه رفت و گناه کرد. گناه که شوخی سرش نمی‌شه؛ شیطان که با کسی تعارف نداره!

پیوند ذاتی و ناگسستنی علم و عمل

عن ابی عبدالله (علیه‌السلام) قال: «الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ»؛ علم و عمل با هم‌ان، تفکیک‌پذیر نیستن؛ ممکنه شما تو ذهنت این‌ها رو جدا کنی، اما حضرت دارن خبر می‌دن که این‌ها با هم‌ان. می‌گن باید علم رو با عمل مقرون کنید. «فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ»؛ هر وقت چیزی رو یاد گرفتی، بهش عمل کن؛ نذار علمش زمین بمونه و همین‌جور گوشه ذهنت خاک بخوره.

«وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ»؛ وقتی می‌خوای کاری رو انجام بدی، قبلش یادش بگیر؛ درست و غلطش رو بفهم و ببین چیه، نه اینکه اول انجام بدی و بعد بری بپرسی! اول ببین این کار درسته؟ این تصمیم درسته؟ یا فقط داری همین‌جور از پیش خودت عمل می‌کنی؟ خب زیاده دیگه؛ آدم‌ها نوعاً فقط با عقلِ خودشون زندگی می‌کنن، با عقل خودشون بنده خدا هستن. هرچی رو عقلشون خوب بدونه، می‌گن خوبه و هرچی رو بد بدونه، می‌گن بده و گناهه. نه! آدم باید ببینه اون‌جا [در شرع] چی می‌گن; اونا چیو گناه می‌دونن، چیو واجب می‌دونن، چیو گناه نمی‌دونن و چه تصمیمی رو درست یا نادرست می‌دونن. می‌خوای کاری انجام بدی و عملی بکنی، قبلش برو یاد بگیر.

«وَ الْعِلْمُ یَهْتِفُ بِالْعَمَلِ»؛ علم دعوت می‌کنه و شما رو هل می‌ده سمت عمل. تو علم، مسائلی رو که از دین می‌گن، به شما می‌گن باید بهشون عمل کنید. خلاصه، علم به دنبال عمله؛ نگاه می‌کنه ببینه شما عمل می‌کنی یا نه؛ اگه عمل کردی، خب می‌مونه: «فَإِنْ أَجَابَهُ [أَقَامَ‌]»؛ علم مستقر می‌شه و آدم فایده این علم رو باور می‌کنه. «وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ»؛ اما اگه به چیزایی که بلدی عمل نکردی، علم از پیشت می‌ره.

تأثیر شگرف عمل بر فهم عمیق دین

وقتی آدم یه چیزی رو یاد گرفت و بهش عمل کرد، در سایه عمل، فایده اون رو هم یاد می‌گیره و می‌فهمه؛ چون کسی که عمل کنه، فایده‌اش نصیبش می‌شه. آثار اعمال مالِ خودِ عمله؛ وقتی آدم عمل رو انجام می‌ده و اون کارِ خیر رو می‌کنه، تازه می‌فهمه چه فایده‌ای داره. اینکه از بیرون بشینی و بگی این عمل این‌قدر فایده داره، فایده چندانی به حال آدم نداره و آدم رو تکون نمی‌ده. باید آدم عمل کنه تا فایده‌اش رو ببینه، کم و کیفش رو بفهمه، چاله چوله‌هاش رو بشناسه و ببینه چطور باید عمل کرد. لذا یکی از پایه‌های اصلی فقاهت و فهمِ دین هم، عمله.

نمی‌شه کسی فقیه باشه اما در عمل مشکل داشته باشه. اگه در عمل کم گذاشته باشه، قطعاً حتی در فهمِ دینش هم تأثیر می‌ذاره؛ یه چیزایی رو اصلاً نمی‌فهمه چه‌جوریه، عملش به چیه و فایده‌اش چیه. فقط همین‌طور ممکنه خط‌به‌خط بخونه و بره، اما فایده‌اش رو عمیقاً درک نمی‌کنه.

علم فقط در سایه عمل برای آدم ماندگار می‌شه. هرچی رو آدم عمل بکنه، براش می‌مونه؛ اما هرچی رو که فقط یاد گرفته باشه و عمل نکنه، دو هفته بعدش اصلاً یادش می‌ره.

اعمال صالحه همینه؛ گفتن خودتون رو با اعمال صالحه و اخلاق خوب و این چیزها تطبیق بدید. هر مقدارش رو که ندارید، به عمل برسونید؛ هر مقدارش هم که هست، خب چون عمل کردید مستقر شده و با این علم و خلق‌وخو آشنایید. اما یه چیزایی رو نه...

حقیقت باور و دوری از شعارزدگی

اسلام می‌گه گناه نکنید؛ وقتی آدم گوش به این حرف می‌ده، فایده گناه نکردن رو با تمام وجود می‌فهمه. لذا چرا اکثراً دعوت به تقوا و ترک گناه نمی‌کنن یا دعوتشون ضعیفه؟ چون اکثراً روی این قضیه سرمایه‌گذاری عملی نمی‌کنن؛ چون عمل نمی‌کنن، فایده‌اش رو نمی‌بینن و چون فایده‌اش رو نمی‌بینن، دعوت هم نمی‌کنن. خب آدم از چیزی که فایده‌اش رو ندیده، چطور دعوت بکنه؟ هر کسی به اون چیزی دعوت می‌کنه که خودش روش همت کرده، براش مهم بوده، از نون شب براش واجب‌تر بوده و سرمایه‌اش رو روی اون گذاشته؛ حالا هر کسی به فراخور خودش.

لذا وقتی به علم عمل کردی، به باور می‌رسی. وقتی خودت باور کردی، بقیه رو هم به همون باور و به سمت همون چیزی که باور داری می‌کشی. اما اگه عمل نکنی و باور نداشته باشی، فردا روزی اون حرفی رو که خدا گفته به مردم بزن، نمی‌زنی؛ می‌گی: «حالا این که فلان است، این که دیگه تکراری شده، حالا فقط این نیست که، فقط این که مشکل آدم رو حل نمی‌کنه...» از این حرف‌ها آدم می‌زنه.

چرا اونایی که ایمانشون رفت بالا و اهل عمل بودن، این‌قدر نسبت به ترک گناه دعوت می‌کردن؟ چون می‌دیدن هرچی هست تو همینه؛ خودشون عمل کرده بودن و دیده بودن. مابقی چرا این‌طور نیستن؟ چون عمل نکرده، سرمایه‌اش رو روی این کار نذاشته. چون عمل نکرده، ارزشش براش روشن نشده و در ذهنش بالا نرفته و باورش نکرده. وقتی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماین تقوا رو امامِ امور خودتون و در رأس همه کارهاتون قرار بدید، اون رو بالا ببرید و هیچی رو هم‌رتبه اون قرار ندید، این رو کی باور می‌کنه؟ آدم تا عمل نکنه، باور نمی‌کنه؛ اونی که عمل کنه، باور می‌کنه. باور فقط از همین‌جا درست می‌شه: فقط با عمل.

هرچقدر هم آدم کتاب ورق بزنه، تأثیری در باورش نداره. اگه قرار بود مشکل با کتاب حل بشه، تا حالا شده بود. اگر این‌طور بود، الان به شما می‌گفتم شروع کن کتاب اخلاق بخون و تا یک سال دیگه عوض شو! خب خیلی‌ها می‌خونن، پس چرا عوض نمی‌شن؟ کتاب خوندن به‌تنهایی مشکل آدم رو حل نمی‌کنه؛ فقط یاد گرفتن و شنیدن، مشکل رو حل نمی‌کنه. اون‌جایی که آدم تصمیم می‌گیره و عمل می‌کنه و بنا رو بر این می‌ذاره که هرچی یاد گرفته رو نذاره گوشه ذهنش خاک بخوره بلکه در عملش بارز بشه، این علم برای آدم می‌مونه، باورش می‌کنه و فایده‌اش رو می‌فهمه.

از همین‌جاست که آدم‌ها نسبت به باورِ حرف‌های خدا متفاوت می‌شن. بعضی‌ها حرف‌های خدا و خودِ خدا و صفاتش رو کم باور دارن، اما حرف‌های خودشون و این و اون رو بیشتر باور دارن! بعضی‌ها هم نه; براشون همه‌چیز خداست، حرف حرفِ خداست، فعل فعلِ خداست و همه‌چیز رو از خدا می‌بینن. این باور در ذهن و قلب آدم بالا می‌ره.

فرجام سخن و دعای پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه؛ یه وقت از اونایی نباشیم که اومدیم حوزه و فردا روزی چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم فقط کلی علم تو این ذهن تلمبار کردیم و مصداق این آیه شدیم: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ...». مثل حمار می‌شیم که صد من بار روی دوشش گذاشتن؛ خدا عالم بی‌عمل رو در قرآن کریم مثل حمار دونسته؛ خری که کلی کتاب و بار روش سوار کردن، اما خودش بهره‌ای نمی‌بره. «...يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ...». بعد هم کارِ آدمِ بی‌عمل به تکذیب آیات خدا می‌رسه و کم‌کم می‌گه: «نه، این حرف‌ها فقط حرفه...»؛ بله، بی‌عملی آدم رو به این‌جا می‌کشونه. ان‌شاءالله به واسطه عمل، جزو این گروه قرار نگیریم.

نثار ارواح طیبه همه کسانی که به دستورات خدا عمل کردند و عمل می‌کنند، مخصوصاً همه حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و همه شهدا و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.

 

گزیده

۱. اهمیت آموختن دستورات الهی

نخستین مسئله‌ای که عقل، انسان را به آن هدایت می‌کند، یادگیری دستورات الهی است؛ اینکه انسان وقت بگذارد و آن‌ها را بیاموزد. در روایات نیز بر اهمیت یادگیری دین و مسائل مربوط به آن تأکید شده و دستور داده‌اند که باید در مسیر یادگیری هر آنچه به دین مربوط است، حرکت کنید. عقل نیز به انسان می‌گوید که باید این کار را انجام دهد. برای دعوت و تشویق نسبت به این موضوع، ثواب و ارزش والایی مطرح شده است تا انسان‌ها تصور نکنند وقتی در مسیر تحصیل علم دینی و یادگیری مسائل شرعی قدم برمی‌دارند، وقت خود را تلف می‌کنند. بلکه اصل و لازم در یادگیری، همین علم است و انسان باید به دنبال آن برود.

۲. ضرورت همراهی و ملازمت مستمر با علما

دستور داده‌اند که به دنبال علم بروید و با علمایی که این علم را دارند، ملازمت داشته باشید. در روایات آمده است که محبوب‌ترین بنده خدا کسی است که تقواپیشه بوده و با علما ملازمت داشته باشد. برخی می‌گویند: «تو که عمل نمی‌کنی، نرو» یا «کمش کافی است»؛ اما حرف اسلام و امام صادق (علیه‌السلام) این نیست. ایشان دستور داده‌اند هرچقدر ملازمت بیشتر باشد، بهتر است. ملازمت با علما نقش اساسی در هدایت دارد. معمولاً این‌طور نیست که کسی در مسیر هدایت موفق شود و آن را به انتها برساند، اما با علما ملازمت نداشته باشد؛ چرا که انسان بخش زیادی از علم را در گفتار و بخش دیگر را در رفتار علما یاد می‌گیرد.

۳. آفت ملازمتِ بدون عمل و فتنه‌های شیطان

ملازمت با علما، شرط کافی برای موفقیت نیست؛ زیرا ملازمت اگر بدون عمل باشد، فایده‌ای ندارد. اما از سوی دیگر، ترکِ ملازمت به اسمِ عمل نیز از حیله‌های شیطان است. شیاطین جن و انس، انسان را فریب می‌دهند تا یکی از این دو بعد (علم یا عمل) را رها کند. انسان نباید فریب آن‌ها را بخورد؛ بلکه هم باید ملازمت داشته باشد و هم عمل کند. ملازمِ بدون عمل و عاملِ بدون ملازمت، هیچ‌کدام به مقصد نمی‌رسند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند محبوب‌ترین بنده خدا کسی است که گوش به حرف می‌سپارد، تقوا را مراعات می‌کند، با علما ملازمت دارد، دستورات را می‌پذیرد، عمل می‌کند و از جروبحث دوری می‌جوید.

۴. حقیقتِ «عالم واقعی» در کلام امام صادق (ع)

در اسلام، هرجا سخن از «عالم» مطرح می‌شود، منظور عالمی است که به علم خود عمل می‌کند. امام صادق (علیه‌السلام) با تلاوت آیه شریفه «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» فرمودند: منظور از عالم، کسی است که عمل او، قول و حرفش را تصدیق کند؛ یعنی به آنچه می‌گوید، خود عمل کرده باشد. بنابراین در اسلام، علمِ بدون عمل و کسانی که فقط معروف به علم هستند، ارزشی ندارند. عالمی پیش خدا ارزش دارد که به علمش عمل کند و خداوند صفت خشیت و خداترسی واقعی را تنها بر این گروه بار کرده است. اگر علم باشد اما عمل نباشد، کار بسیار خطرناک می‌شود؛ چرا که باید هم یاد گرفت و هم عمل کرد.

۵. حسرت بزرگِ مبلّغ بی عمل در روز قیامت

پیامبر اکرم (صلوات‌الله علیه) می‌فرمایند پشیمان‌ترین و حسرت‌زده‌ترین فرد در آتش دوزخ، کسی است که بنده‌ای را به سوی خدا دعوت کند و او دعوت را بپذیرد، اطاعت کند و وارد بهشت شود، اما خودِ دعوت‌کننده به خاطر ترکِ عمل، پیروی از هوای نفس و آرزوهای دراز، وارد آتش گردد. او در قیامت نگاه می‌کند و می‌بیند کسی که با دعوت او هدایت شده بود، در بهشت مستقر است ولی خودش در جهنم گرفتار شده! این بدترین حسرت است. انسان گاهی عده‌ای را هدایت می‌کند، کتاب می‌دهد و راهنمایی می‌کند؛ اما باید مراقب باشد که خودش عقب نیفتد. مبلّغ بدون عمل، در قیامت بیشترین حسرت را خواهد خورد.

۶. پیوند ناگسستنی علم و عمل

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «علم و عمل به یکدیگر پیوسته‌اند.» این دو تفکیک‌پذیر نیستند. هرگاه چیزی را یاد گرفتی، باید به آن عمل کنی و اجازه ندهی علمِ تو گوشه ذهنت خاک بخورد. همچنین، وقتی می‌خواهی کاری را انجام دهی، باید پیش از آن، علمش را یاد بگیری؛ درست و غلطش را بفهمی، نه اینکه ابتدا انجام دهی و سپس بپرسی. عقل انسان به‌تنهایی برای تشخیص کافی نیست؛ انسان باید ببیند شرع چه چیزی را گناه، چه چیزی را واجب و چه تصمیمی را درست می‌داند. بنابراین، پیش از هر عملی باید علمِ آن را بیاموزید، چرا که علم، انسان را به سمت عمل فرامی‌خواند.

۷. راز ماندگاری علم و فهم عمیق دین

علم تنها در سایه عمل برای انسان ماندگار می‌شود. هرچه را عمل کنید، برای شما باقی می‌ماند و هرچه را که فقط یاد بگیرید و به آن عمل نکنید، پس از مدتی فراموش خواهید کرد. آثار اعمال، متعلق به خودِ عمل است؛ وقتی کار خیری را انجام می‌دهید، تازه فایده آن را درک می‌کنید. شنیدن فایده‌ها از بیرون، انسان را دگرگون نمی‌سازد؛ بلکه باید وارد میدان عمل شد. حتی یکی از پایه‌های اصلی فهم عمیق دین و فقاهت، عمل است. کسی که در عمل کوتاهی کند، در فهم دینش نیز دچار مشکل می‌شود و حقیقتِ بسیاری از امور را درک نخواهد کرد.

۸. از علمِ تلمبارشده تا مَثَل حمار

باید مراقب باشیم که تلمبار کردن علم در ذهن، ما را مصداق این آیه شریفه قرار ندهد: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً». خداوند در قرآن کریم، عالمِ بی‌عمل را به حماری تشبیه کرده است که کتاب‌های زیادی را بر پشت خود حمل می‌کند، اما خودش بهره‌ای از آن‌ها نمی‌برد. سرانجامِ بی‌عملی، به تکذیب آیات الهی منجر می‌شود. ان‌شاءالله به واسطه عمل به دانسته‌هایمان، جزو این گروه قرار نگیریم. خواندن و شنیدنِ صرف، مشکل انسان را حل نمی‌کند؛ بلکه تصمیم بر عمل به دانسته‌ها و آشکار شدن آن در رفتار است که علم را ماندگار و نافع می‌سازد.

فهرست

1️⃣ ضرورت عقلی یادگیری احکام الهی

◽️ عقل؛ راهنمای انسان در آموختن تکالیف دین

◽️ ارزش، ثواب و جایگاه تحصیل علوم دینی

2️⃣ لزوم ملازمت و همراهی با علما

◽️ ملازمت مستمر؛ شرط اساسی رشد و هدایت

◽️ بهره‌گیری هم‌زمان از گفتار و رفتار علمای ربانی

3️⃣ آفت ملازمت منهای عمل و فتنه‌های شیطانی

◽️ ملازمت بدون عمل؛ فریب و حیله بزرگ شیطان

◽️ تسلیم بودن در برابر فرامین و پرهیز از مجادله

4️⃣ حقیقت مفهوم «عالم واقعی» در معارف اسلامی

◽️ عالمِ عامل؛ تصدیقِ گفتار در آینه رفتار

◽️ بی‌ارزشیِ علمِ بی‌خشیت و بی‌ثمر در پیشگاه خدا

5️⃣ عاقبت سنگین بی‌عملی و حسرت بزرگ روز قیامت

◽️ هلاکت عالمِ بی‌عمل و عذابِ سخت دوزخیان

◽️ حسرت بزرگِ مبلّغان بی‌عمل و سقوطِ راهنمایانِ بی‌راهه

6️⃣ پیوند ذاتی علم و عمل و آثار آن بر فهم دین

◽️ همراهی ناگسستنی علم و عمل در مسیر بندگی

◽️ نقش بی‌بدیل عمل در ماندگاری دانش و تعمیق فهم دین

7️⃣ حقیقت باور قلبى و دوری از تلمبار علم

◽️ دستیابی به باور واقعی در سایه تقوا و ترک گناه

◽️ گذر از علمِ تلمبارشده و دوری از مَثَلِ حمار

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

پیوند ذاتی علم و عمل و اهمیت ملازمت با علما

موضوع: صوت کامل سخنرانی