تولّی و تبرّی
صوت کامل سخنرانی
1396/09/07
پست

🕰️ زمینه‌سازی‌های تاریخی برای مناقب جعلی

🌓 قاعده کلّی در تفکیک نور و ظلمت

⛰️ تحریف در تأویل آیات و واقعه غار

📖 مسئله جمع‌آوری قرآن و حذف حقایق

🌪️ عواقب حذف تأویلات قرآن و ایجاد اختلاف

🎯 نتیجه‌گیری و آثار تاریخی انحراف

تولّی و تبرّی

🕰️ زمینه‌سازی‌های تاریخی برای مناقب جعلی

🌓 قاعده کلّی در تفکیک نور و ظلمت

⛰️ تحریف در تأویل آیات و واقعه غار

📖 مسئله جمع‌آوری قرآن و حذف حقایق

🌪️ عواقب حذف تأویلات قرآن و ایجاد اختلاف

🎯 نتیجه‌گیری و آثار تاریخی انحراف

متن

دو تا مسئله نسبت به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) مطرح هست: یکی بحث تولّی و دومی بحث تبرّی هست. به هر مقدار که نسبت به این‌ها محبتش را آدم باید سعی کند زیاد کند، به همان مقدار باید برائت و تبرّی‌اش را نسبت به دشمن‌های این‌ها زیاد کند.

زمینه‌سازی‌های تاریخی برای مناقب جعلی

یکی از جهاتش این است که سعی کردند بعد از رحلت پیغمبر اکرم، مناقب و فضایلی برای این‌ها [غاصبین] درست کنند در مسائل مختلف، که از این راه یک جای پایی تو دل آدم‌ها و مسلمان‌ها درست کنند برای این‌ها. لذا در مسائل مختلفی نسبت به این‌ها چیزهایی را به عنوان منقبت نقل کردند که زمینه ایجاد بشود عده‌ای بروند طرفِ آن‌ها؛ یا حالا نهایت‌اش، نسبت به آن‌ها دشمنی و آن حالت [انزجار] درشان نباشد.

قاعده کلّی در تفکیک نور و ظلمت

لذا یکی از جهاتی که باب تبرّی باز شد، همین بود؛ یکی از این جهات این بود که هر جا نسبت به این‌ها مواجه شدید با چنین چیزی، بله، یک قاعده کلی دادند:

«إنَّا إِذَا ذُکِرْنَا ذُکِرَ اللهُ، وَإِذَا ذُکِرَ عَدُوُّنَا ذُکِرَ الشَّیْطَانُ»

هر وقت ما باشیم، ما یاد بشویم، اسم ما برده بشود، یاد خدا می‌شود، پای خدا وسط است؛ اما هر جا پای دشمنان ما مطرح هست، اسم آن‌ها مطرح است، یاد آن‌ها می‌شود، همان‌جایی است که شیطان حاضر است، همان‌جا. لذا هیچ وصله خوبی به این‌ها نمی‌چسبد؛ در هیچ کاری، هیچ جهت منقبتی برای این‌ها وجود ندارد.

تحریف در تأویل آیات و واقعه غار

حتی در آیه شریفه که تمسک می‌کنند نسبت به غار:

«إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ...»

در آن آیه‌ای هم که تمسک می‌کنند، این فعل نهی را این‌ها با ملاطفت می‌خوانند:

«إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»

این‌ها می‌گویند اینجا پیغمبر اکرم آرامش می‌دهند، دل‌گرمی می‌دهند؛ این نهی را هم آن‌طورش کرده‌اند و ملاطفت به آن نشان داده‌اند. به هر حال فرمودند عصاره‌اش این است که هیچ وصله خوبی به این‌ها در هیچ مسئله‌ای نمی‌چسبد؛ هیچ.

مسئله جمع‌آوری قرآن و حذف حقایق

حتی در مسئله جمع قرآن هم سعی کردند برای این‌ها مناقب درست بکنند که این‌ها مثلاً این قرآن را جمع کرده‌اند یا چه کسی جمع کرد این‌ها را. در هیچ بعدی هیچ چیزی به این‌ها نمی‌چسبد.

یک خیانت بزرگی هم که کردند همین بود؛ وقتی امیرالمؤمنین (علیه‌ الصلوة و السلام) بعد از پیغمبر اکرم دیدند اوضاع این‌طوری شد، نشستند در منزل و مشغول شدند قرآن کریم را تنظیم کنند، درستش کنند؛ همه آن‌چه که لازم بود و مفید بود در فهم قرآن، همه را در آن بیاورند. ایشان مشغول شدند به این کار؛ هم پیغمبر اکرم به ایشان دستور داده بودند، هم خودشان مصلحت را در همین دیدند. بعد از غسل و کفن و دفن پیغمبر اکرم، دیدند اوضاع این‌جوری شد، مشغول شدند به این کار.

قرآن کریم را آن‌جور که نازل شده بود و همه آن چیزهایی که دخیل بود در فهمش، ایشان جمع کردند، آماده کردند، آوردند عرضه کردند؛ ولی خیانت بزرگی که این‌ها کردند، نگذاشتند آن [قرآنِ مصحّح و کامل] بیاید. و وقتی آن نیامد، دستشان خالی بود؛ به این و آن متوسل شدند که بشینید یک چیزی درست کنیم با هم!

بالاخره نمی‌شود ما خودمان داریم می‌گوییم: «حسبنا کتاب الله»، بعد خودمان هم نداریم! خودمان هم اینجا هیچ‌کاره‌ایم! لذا یک عده‌ای را درست کردند که این‌ها بنشینند یک قرآنی تنظیم کنند که مثلاً آن چیزهایی که در شأن امیرالمؤمنین هست، آیاتش باشد اما شأن نزول‌هایش نباشد، اسم ایشان نباشد.

عواقب حذف تأویلات قرآن و ایجاد اختلاف

قرآن آیاتش عوض نشد، از حیث محتوای خودش عوض نشد؛ اما آن چیزهایی که امیرالمؤمنین از شأن نزول و این مسائل در آن آورده بودند، آن‌ها را حذف کردند. گفتند صلاح در همین است که آن‌ها نباشد چون زیاد است؛ خیلی آیات متعدد اسم ایشان بود، اسم حضرات بود. البته نه به عنوان متن قرآن و ظاهر قرآن، به عنوان متن و تأویل قرآن. متن همین بود، همینی که دست ما هست و حجت خداست بر ما؛ اما به عنوان تأویل و حاشیه -خلاصه‌اش- آن‌ها را که امیرالمؤمنین داشت، این‌ها خیانت بزرگی که کردند، نگذاشتند بیاید و گفتند: «حسبنا کتاب الله». کدام کتاب‌الله؟ همین، فقط متنش. هیچ‌کس هم دیگر حق ندارد حدیثی نقل بکند؛ چون در حدیث‌ها هم زیاد هست که پیغمبر اکرم راجع به این مسائل فرموده بود و راجع به امیرالمؤمنین بود. آن باب را هم بستند که فقط همین چیزی که از متن قرآن ما می‌بینیم کافی است.

حالا به همین هم که نگاه بکنی، این‌ها باز ایراد پیدا می‌کند کارشان. «حسبنا کتاب الله»، خب باشد، «حسبنا کتاب الله»؛ اما آیاتی از قرآن کریم که نسبت به مودّت ذی‌القربی حرف می‌زند را چکارش می‌کنی؟ شما که همان‌جا گذاشتی زیر پا؛ و چیزهای مختلف.

نتیجه‌گیری و آثار تاریخی انحراف

خیانت بزرگی در حق قرآن کریم کردند، در حق اسلام کردند، در حق مسلمان‌ها کردند؛ که فرمودند اگر قرآن آن‌جوری که نازل شده بود با همان شرایط و شأن نزول‌هایش، اگر آن بود و گذاشته بودند آن قرآن که امیرالمؤمنین تنظیم کرده بود بیاید، هیچ دو تا مسلمانی با هم اختلاف نمی‌کردند. این خشت کج کار گذاشته شد، تا حالایِ حالا که ما همه‌اش داریم خودِ مسلمان‌ها با هم می‌جنگیم. همیشه خودِ مسلمان‌ها... بیشترین جنگ در منطقه مسلمان‌ها بین خودِ مسلمان‌هاست؛ در طول تاریخ نوعاً این‌طوری بوده و بین خودِ این‌ها بوده، به خاطر همین مسئله.

لذا همان‌طوری که تولّی هست، تبرّی هم مهم است؛ که آدم ذره‌ای میل پیدا نکند، ذره‌ای طرفِ این‌ها نرود. این یک ذره به همان کمش نمی‌ماند، هی اضافه می‌شود.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند در دنیا و آخرت کنار اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشیم، مطیع‌شان باشیم و نسبت به دشمنان‌شان هم در تبرّی عقب نمانیم ان‌شاءالله.

ربّ صلّ علی محمد و آل محمد.

 

گزیده

۱. موازنه محبت و برائت در مکتب اهل‌بیت (ع)

دو مسئله اساسی نسبت به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) مطرح است: یکی بحث «تولّی» و دیگری بحث «تبرّی». به هر میزان که انسان باید سعی کند محبت خود را نسبت به این بزرگواران افزون سازد، به همان مقدار نیز باید برائت و تبرّی خود را نسبت به دشمنان آنان افزایش دهد. اهمیت این موضوع به حدی است که تبرّی، مکمل و قوام‌بخشِ تولّی به شمار می‌رود. بر این اساس، مؤمن واقعی کسی است که در کنار تقویت پیوند عاطفی و ولایی با خاندان رسالت، مرزبندی روشن و دقیقی با جبهه باطل و معاندان ایشان داشته باشد؛ چرا که رشد معنوی و اخلاص در بندگی، بدون برائت از تاریکی حاصل نخواهد شد.

۲. قاعده طلایی تشخیص نور از ظلمت

در معارف خاندان وحی، قاعده‌ای کلی و بنیادین برای تمایز جبهه حق و باطل وجود دارد که می‌فرماید: «إنَّا إِذَا ذُکِرْنَا ذُکِرَ اللهُ، وَإِذَا ذُکِرَ عَدُوُّنَا ذُکِرَ الشَّیْطَانُ»؛ هر گاه نام ما برده و یاد ما زنده شود، در حقیقت یاد خدا زنده شده است و پای پروردگار در میان است؛ اما هر کجا پای دشمنان ما مطرح گردد و یاد آنان زنده شود، همان‌جایی است که شیطان حاضر است. بر اساس این معیار صریح، هیچ وصله خیری به دشمنان اهل‌بیت (ع) نمی‌چسبد و در هیچ کار و رفتاری از آن‌ها، جهت منقبتی وجود ندارد. این قاعده، ملاک دقیقی برای تفکیک نور از ظلمت و هدایت از گمراهی است.

۳. پشت‌پرده فضیلت‌سازی‌های جعلی در تاریخ

یکی از جریان‌های خطرناک تاریخی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، تلاش برای ساختن مناقب و فضایل جعلی برای غاصبان حقِ ولایت بود. آن‌ها کوشیدند در مسائل مختلف، فضیلت‌های ساختگی بتراشند تا از این طریق، جای پایی در دل مردم و جامعه اسلامی برای خود درست کنند. در واقع، بسیاری از فضایل نقل‌شده برای این افراد، با هدف ایجاد زمینه برای گرایش توده‌ها به سمت آنان و کاهش انزجار و دشمنی نسبت به غاصبان طراحی شد. این فضیلت‌سازی‌های ساختگی، انحرافی بزرگ بود که تلاش کرد چهره‌های فاقد صلاحیت را در پوششی مقدّس به جامعه معرفی کند تا مسیر رهبری امت منحرف گردد.

۴. تلاشی نافرجام برای تطهیر تاریخ (ماجرای غار)

نمونه‌ای از تحریف‌ها در تاریخ اسلام، تلاش برای تفسیرِ دگرگون‌شده از آیه شریفه غار است؛ آنجا که می‌فرماید: «إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا». جریان تحریف تلاش می‌کند این فعلِ نهی («لا تحزن») را به گونه‌ای با ملاطفت تعبیر کند تا نشان دهد پیامبر اکرم (ص) در حال آرامش دادن و دل‌گرمی بخشیدن به همراه خود بوده‌اند. این نوعی تلاش برای تطهیر تاریخ و ساختن منقبت از یک نهی صریح است. در واقع، با بررسی دقیق حقایق روشن می‌شود که هیچ فضیلت واقعی به این جریان‌ها نمی‌چسبد و تلاش برای مهربانانه جلوه دادنِ این هشدارها، راه به جایی نمی‌برد.

۵. سرنوشت مصحف جامع و حقیقی امیرالمؤمنین (ع)

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، امیرالمؤمنین (ع) با مشاهده انحرافات، در منزل نشستند و به تنظیم و تدوین نسخه جامع قرآن کریم مشغول شدند؛ مصحفی که علاوه بر متن وحی، حاوی تمامِ شأن نزول‌ها، تأویلات و هر آن چیزی بود که برای فهم عمیق کلام الهی ضرورت داشت. این اقدام به دستور پیامبر (ص) و برای حفظ حقیقت دین انجام شد. اما بزرگ‌ترین خیانتی که صورت گرفت این بود که نگذاشتند آن مصحف جامع عرضه شود و به دست امت برسد. با کنار زدن آن نسخه کامل، دست جامعه از فهم اصیل وحی خالی ماند و آنان ناچار شدند برای پر کردن این خلاء، به منابع دیگر متوسل شوند.

۶. ریشه‌یابی اختلافات تاریخی در امت اسلامی

خیانت بزرگی که در حق قرآن، اسلام و امت اسلامی صورت گرفت، مانع شدن از انتشار قرآن تنظیم‌شده توسط امیرالمؤمنین (ع) بود. اگر آن قرآن با همان کیفیت نزول، همراه با شرایط و شأن نزول‌هایش ارائه می‌شد و غاصبان اجازه می‌دادند جامعه از آن بهره‌مند گردد، هیچ‌گاه میان مسلمانان اختلافی رخ نمی‌داد. خشت کجی که در آن مقطع تاریخی بنا نهاده شد، عامل اصلی تفرقه‌های ادامه‌دار تا به امروز است. ثمره تلخ آن ممانعت، این است که امروزه شاهد جنگ و ستیز میان خودِ مسلمانان در طول تاریخ هستیم؛ تفرقه‌ای پایدار که ریشه در محروم کردن امت از حقیقتِ محضِ کلام الهی دارد.

۷. به نام قرآن، به کام تحریف تأویلات

جریان انحراف با شعار «حسبنا کتاب الله»، قرآن را بدون تأویل و شأن نزول‌هایش به جامعه ارائه کرد. هرچند آیات قرآن از نظر متنی تغییر نکرد و این متن موجود، حجت خدا بر ماست، اما آن‌ها شأن نزول‌ها و تأویلاتی را که امیرالمؤمنین (ع) ثبت کرده بودند و نام و جایگاه معصومین (ع) را آشکار می‌ساخت، به طور کامل حذف کردند. آنان مصلحت خود را در حذف این حقایق دیدند؛ چرا که آیات متعددی به صورت مستقیم یا در مقام تأویل، نام و مناقب اهل‌بیت (ع) را در بر داشت. با این حذفیات، قرآن را از تفسیری که روشنگر راه هدایت بود، تهی ساختند تا قدرت خود را حفظ کنند.

۸. انسداد باب حدیث و پیامدهای شعار «حسبنا کتاب الله»

عاملان انحراف پس از ادعای «حسبنا کتاب الله»، نه تنها تفسیر جامع قرآن را کنار زدند، بلکه باب نقل احادیث پیامبر اکرم (ص) را نیز مسدود کردند. دلیل این تصمیم، فراوانی احادیثی بود که از زبان پیامبر (ص) در بیان شأن و جایگاه والای امیرالمؤمنین (ع) و خاندان وحی صادر شده بود. آن‌ها با بستن مسیر نقل روایات، تلاش کردند یاد و فضایل امام را از حافظه تاریخی جامعه پاک کنند تا تنها متنِ بدونِ شرحِ قرآن باقی بماند. اما با تمام این تدابیر، آیاتی همچون آیه «مودت ذی‌القربی» همچنان گواهی روشن بر بطلان ادعاها و نادیده گرفتن دستورات الهی توسط آنان است.

۹. تبرّی؛ حصار ایمن در برابر انحراف عقیدتی

همان‌گونه که مِهر و تولّای معصومین (علیهم‌السلام) اساس ایمان است، بیزاری و تبرّی از دشمنان ایشان نیز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. انسان مؤمن باید مراقب باشد که حتی به اندازه ذره‌ای به سمت جریان باطل و دشمنان اهل‌بیت تمایل پیدا نکند؛ چرا که این تمایل اندک، به همان حد باقی نمی‌ماند و به مرور زمان توسعه یافته و ایمان انسان را به نابودی می‌کشاند. تبرّی، حصار ایمنی است که مرزهای عقیدتی مؤمن را در برابر نفوذ جریان‌های انحرافی حفظ می‌کند. آرزوی ما این است که خداوند توفیق دهد تا در دنیا و آخرت، مطیع محض اهل‌بیت (ع) باشیم و در برائت از دشمنانشان قدمی عقب ننشینیم.

فهرست

1️⃣ تلازم تولّی و تبرّی در مکتب اهل‌بیت (ع)

◽️ توازن عمیق میان محبت به خاندان وحی و بیزاری از دشمنان آنان

◽️ تبرّی به عنوان مکمل حیاتی و دژ ایمنیِ تولّی

2️⃣ قاعده طلایی تمایز جبهه حق و باطل

◽️ تحلیل حدیث شریف «إِذَا ذُکِرْنَا ذُکِرَ اللهُ» و ردیابی حضور شیطان

◽️ مرزبندی مطلق میان نور و ظلمت و ردّ هرگونه منقبت جعلی

3️⃣ جریان تاریخیِ فضیلت‌سازی‌های ساختگی

◽️ تلاش برای مشروعیت‌سازی جبهه غصب پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

◽️ نفوذ در قلوب توده‌ها با انتساب مناقب دروغین و ساختگی

4️⃣ تحریف در تأویل آیات الهی و واقعه غار

◽️ خوانش ملاطفت‌آمیز و وارونه از فعلِ نهیِ «لَا تَحْزَنْ»

◽️ نقد تلاش‌های تاریخی برای تطهیر جبهه باطل و جعل فضیلت

5️⃣ مصحف جامع امیرالمؤمنین (ع) و خیانت غصب آن

◽️ تدوین قرآن همراه با شأن نزول‌ها، تأویلات حقیقی و حواشی وحی

◽️ ممانعت غاصبان از انتشار نسخه کامل و عواقب شعار «حَسْبُنَا کِتَابُ الله»

6️⃣ ریشه‌یابی اختلافات پایدار در امت اسلامی

◽️ محرومیت جامعه از فهم اصیل وحی و پیامدهای انسداد باب حدیث

◽️ خشتِ کجِ غصبِ مصحفِ امام و تداوم تفرقه‌ها و جنگ‌ها میان مسلمانان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

تولّی و تبرّی

موضوع: صوت کامل سخنرانی