مدیریت سرمایه عمر و بندگی در دعای مکارم‌الاخلاق
صوت کامل سخنرانی
1396/03/20
پست

 

💎 مدیریت سرمایه عمر و بندگی در دعای مکارم‌الاخلاق

 

🛡️ دعای اول: رهایی از مشغولیت‌های مانع و گرفتاری‌های زندگی

⚖️ دعای دوم: صرف عمر در اموری که مورد بازخواست الهی است

🎯 دعای سوم: تمرکز بر مقصد خلقت و فارغ شدن برای عبادت

مرز میان عبادت و لغو (سرمایه‌گذاری حقیقی عمر)

🤝 خواب و نفس روزه‌دار؛ تجارت سودمند با خدا

🤲 عاقبت عمر و دعای پایانی

مدیریت سرمایه عمر و بندگی در دعای مکارم‌الاخلاق

 

💎 مدیریت سرمایه عمر و بندگی در دعای مکارم‌الاخلاق

 

🛡️ دعای اول: رهایی از مشغولیت‌های مانع و گرفتاری‌های زندگی

⚖️ دعای دوم: صرف عمر در اموری که مورد بازخواست الهی است

🎯 دعای سوم: تمرکز بر مقصد خلقت و فارغ شدن برای عبادت

مرز میان عبادت و لغو (سرمایه‌گذاری حقیقی عمر)

🤝 خواب و نفس روزه‌دار؛ تجارت سودمند با خدا

🤲 عاقبت عمر و دعای پایانی

متن

دعای اول: رهایی از مشغولیت‌های مانع و گرفتاری‌های زندگی

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اكْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الِاهْتِمَامُ بِهِ»

گاهی آدم در زندگی، دچار حوادث و گرفتاری‌هایی می‌شود که او را مقداری از آن برنامه‌های اصلی که باید در زندگی داشته باشد، دور می‌کند؛ مشغولیت و گرفتاری‌ای که آدم را از برنامه‌های اصلی‌اش دور می‌کند. ایشون در این دعا از خدای متعال می‌خواهند که «اگه چیزهایی هست که باعث این امر می‌شود، خودت حل‌وفصلش کن و من طوری مشغولِ آن‌ها نشوم که از مسائل مهم‌تر بازبمانم.»؛ این‌که آدم از عبادت بازبماند، از درس‌خواندن بازبماند و از چیزهایی که وظیفه اصلی‌اش است، محروم بشود.

پیش می‌آید گرفتاری‌هایی که آدم وقتی دچارش می‌شود، ضربه می‌خورد؛ از جهت آن مسائل مهمی که باید وقتش صرفِ آن‌ها می‌شده است. این را هم ایشون از خدا می‌خواهند که برطرف کند و خدا کفایت کند؛ چنین چیزی برای آدم پیش نیاید، یا اگر پیش می‌آید، طوری باشد که آدم از آن برنامه اصلی‌اش دور نشود. این نکته را ایشون به آدم می‌فهماند که باید حواسمان باشد که هر چه در زندگی پیش آمد، یک‌وقت اهتمام شما را از مسائل اصلی‌تر از بین نبرد.

[رشته کار] قیچی نشود که به این زودی‌ها دوباره نشود وصلش کرد. اگر هم از این چیزها پیش آمد، باید مراقبت کرد که برنامه‌های اصلی آدم از بین نرفت.

دعای دوم: صرف عمر در اموری که مورد بازخواست الهی است

«وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ»

به جای آن [گرفتاری‌ها]، آدم وقتش، سرمایه‌هایش، جوانی‌اش و عمرش صرف چیزهایی بشود که فردا خدا از آن‌ها حساب‌کتاب می‌کشد؛ صرف چیزهایی بشود که مهم‌تر است و به دردش می‌خورد؛ صرف آن چیزایی بشود که خدا از آن‌ها حساب‌رسی می‌کند. چیزهای مهمی که خدا به آدم داده است؛ در قیامت، نعمت‌های مهم را حساب‌رسی می‌کنند.

آدم باید طوری این‌ها را خرج کند که فردا از پسِ حسابش بربیاید و خوب از آن‌ها استفاده کرده باشد. مثلاً جوانی‌اش را خوب سپری کرده باشد. خب فردا یکی از نعمت‌هایی که خدا می‌پرسد، جوانیِ آدم است؛ این‌که «کجا و در چه راهی خرجش کردی؟». آدم دچار مسائلی نشود که جوانی‌اش بد پیش برود و استفاده کافی را [از آن] نبرد. نه، همین جوانی‌اش، همین عمرش طوری استفاده بشه که فردا آن‌جا جواب محکم داشته باشد، جواب قانع‌کننده داشته باشد، جواب خداپسند داشته باشد که «جوانی‌ام در این راه خرج شد.» و خدا هم بپذیرد.

ایشون این را می‌فرماید که ببینید وقت، عمر و سرمایه‌تان را در چه چیزی دارید خرج می‌کنید؛ یعنی در عوضِ آن دارید چه چیزی می‌گیرید؟ چون همه این‌ها را خدا در قیامت حساب‌کتاب می‌کند. شما در عوضِ آن چه داری می‌گیری؟ چقدر وقتت را می‌گذاری روی یک‌سری کارهایی که چیزی هم تهش برایت نیست؟

حالا مثلاً شما می‌خواهی از اخبار خبردار بشوی؛ یک چیزی نصب کردی در گوشی، می‌روی که ببینی چه خبر است، چشم باز می‌کنی می‌بینی یک ساعت، دو ساعت وقتت رفته است. تهش چه چیزی بهت دادند؟ چهار تا خبر اطلاع پیدا کردی. بعدش چی شد؟ تهش چه می‌شود؟ هیچی. بالاخره آدم عمرش را دارد چه‌طور خرج می‌کند؟ در چه راهی؟ چقدر وقتش را می‌گذارد در چیزهایی که خیلی کمتر از این‌ها وقت احتیاج دارد؟ نه این‌قدر که ما داریم برایش وقت می‌گذاریم! به کمتر از این‌ها می‌شود اکتفا کرد؛ اما خب، اگر نفسِ آدم اجازه بدهد، که نمی‌دهد.

دعای سوم: تمرکز بر مقصد خلقت و فارغ شدن برای عبادت

«وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ»

خدایا، ایام زندگی‌ام را طوری قرار بده که خرج آن مقصدی بشود که به خاطرش من را خلق کردی؛ فارغ بشوم از کارهای دیگر. خدا برای چه ما را خلق کرد؟ «لِيَعْبُدُونِ»؛ برای عبودیت، گوش‌به‌حرفِ خدا دادن و خرجِ عبادت کردن، به معنای اعم و اخص کلمه. آدم خودش را خرج این مسئله بکند.

خدایا من را فارغ کن از کارهایی که عبادت نیست؛ اصلاً وقتم را برای آن‌ها نگذار. هیچ کاری که تویش عبادت نیست، [نباشد]؛ عمر من، بیست‌وچهار ساعتِ من در عبادت خرج بشود.

«وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ»؛ من را فارغ کن از چیزهای دیگری که تناسبی با عبادت ندارد و تمام عمر من را در عبادت خرج کن. به من این توفیق را بده که همه عمرم، بیست‌وچهار ساعتِ من در این راه خرج بشود؛ در گوش‌به‌حرف دادنِ تو. یک بیست‌وچهار ساعت، همه بیست‌وچهار ساعت‌های آدم که می‌گذرد، سر تا تهش گوش‌به‌حرفِ خدا دادن تویش باشد؛ چیزی، نقطه سیاه، غلط و بدی تویش قرار نگرفته باشد و چیز خنثایی هم نباشد.

مرز میان عبادت و لغو (سرمایه‌گذاری حقیقی عمر)

ایشون این‌جا فرمود: «من خودم را خرج لغو نکرده باشم.». لغو، خنثی است دیگر؛ نه فایده دارد، نه دنیایی دارد و نه آخرتی؛ هیچ ثمره‌ای ندارد. این را هم ایشون فرمود که نه، لغو هم نه؛ بلکه خرج عبادت بشود.

حالا چه عبادت به معنای اعمّ آن، که درس‌خواندن، کار کردنِ حلال و این مسائل شاملش بشود؛ چه عبادتِ اخص، که مابقی وقت‌ها باید با عبادت اخص پر بشود؛ مثل نماز، قرآن و فلان. خلاصه تمام عمرِ من فارغ بشوم و وقت خالی کنم از چیزهای دیگر و بگذارم برای عبادت، کلاً؛ «فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ».

این چند فقره دعاییِ ایشون، این مطلب را در ذهن ما تزریق می‌کند که حواستان باشد این عمرتان را مفت از دست ندید؛ به بد که هیچ، همین‌طور بی‌فایده و خنثی هم خرج نشود. بیست‌وچهار ساعتِ قبلی‌ات را که برمی‌گردی دوره می‌کنی، چیزش این ویژگی‌های کم، ضعیف و بد را نداشته باشد؛ چیزهای خوب باشد. همه‌اش را وقتی نگاه می‌کنی، به یک نحوی عبادت باشد.

خواب و نفس روزه‌دار؛ تجارت سودمند با خدا

خب درباره ماه رمضان پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود خوابیدنتان هم عبادت است، نفستان هم تسبیح است؛ این‌ها هست درباره این [ماه]. همه‌اش پر می‌شود؛ به شرطی که آدم خودش این نفسی را که تسبیح است، این وقت‌هایی را که این حالت در آدم هست، خرج گناه که هیچ، خرج لغو هم نکند؛ خرج یک چیز به دردبخور بکند. آن‌وقت این مصداق محقق می‌شود در این قسمت دعاییِ ایشون.

این‌ها ما را از این پایین بودن، همتِ پایین و کم‌ارزش بودن می‌کِشد بالا؛ که آدم همه‌چیزش را مفت از دست ندهد. اگر دارد نفس می‌کشد، عمرش دارد طی می‌شود، این‌ها را در عوضش چیزهای خوب از خدا بگیرد.

هر چه پیش می‌رویم، سنّ‌مان می‌رود بالاتر، گرفتاری‌هایمان هم بعضی‌هایش بیشتر می‌شود، مریضی‌هایمان هم بیشتر می‌شود؛ مسائل جور دیگری پیش می‌آید که شرایط جسمی و روحی‌مان هم دیگر این شرایط جوانی تویش نیست. آدم ببیند دارد در عوضِ این چیزهایی که دارد خرج می‌کند، چه چیزی از خدا می‌گیرد؟

هر چه رفت پیش، خدا می‌ماند. عمر من دارد می‌رود؛ اما اگر در عوض، در بندگی خدا خرج بشود، در چیزهای خوب خرج بشود، یعنی عمر را دادم و یک چیزی باقی گرفتم؛ یک چیزی که پیش خدا ماندگار است، گرفتم و ذخیره کردم. اما اگر این‌ها تویش نباشد، حتی اگر به بطالت، لغو، بیهودگی و بد بگذرد، نه؛ این بهترین سرمایه را دادم و هیچی نگرفتم، هیچی پیش خدا نبردم.

این است که می‌گویند یک عده در این‌جا زیان می‌کنند و تجارتشان زیان‌آور است؛ چون بهترین سرمایه را می‌دهند و هیچی پیش خدا گیرشان نمی‌آید. یک عده سود می‌کنند؛ «رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ»؛ سودبخش است. چرا؟ سودش به این است که آن که می‌دهد، یک چیز خیلی بهتر می‌گیرد. عمر را که این‌قدر سرمایه مهم و خوبی است می‌دهد، اما بهتر از عمر را می‌گیرد؛ عبادت را می‌گیرد که پیش خدا می‌ماند. یک چیز ماندگار پیش خدا؛ عبادت خالصانه پیش خدا، آن می‌ماند. عمر خیلی سرمایه مهمی است، این را می‌دهد اما چیزِ بهتر [می‌گیرد]. عمر یک سرمایه‌ای است که تمام‌شدنی و از بین‌رفتنی است؛ اما در عوض، آن را می‌دهد و [حقایق ماندگار] را از خدا می‌گیرد. این می‌شود تجارت سودبخش. عکسش هم می‌شود زیان‌آور؛ که این عمر را که این‌قدر سرمایه مهمی است بدهی و هیچی دیگر از جایش نگیری؛ هیچی دیگر جایش نگیری.

عاقبت عمر و دعای پایانی

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند همه سرمایه‌هایمان، عقلمان، عمرمان، جوانی‌مان، سلامتمان، امنیتمان و هر چه از این چیزها را که تویش غرقیم، برایمان حفظ بکند و در عوض، بهتر از این‌ها را به ما بدهد.

«وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»

گزیده

۱. حفظ برنامه‌های اصلی در طوفان گرفتاری‌ها

گاهی انسان در زندگی، دچار حوادث و گرفتاری‌هایی می‌شود که او را از برنامه‌های اصلی و اهدافی که باید داشته باشد، دور می‌سازد. این گرفتاری‌ها و مشغولیت‌ها، سدی در برابر مسیر اصلی زندگی ایجاد می‌کنند. در این میان، باید از خدای متعال بخواهیم که اگر موانعی وجود دارد، خودش آن‌ها را حل‌وفصل کند تا طوری مشغولِ مسائل فرعی نشویم که از امور مهم‌تر بازبمانیم؛ اموری همچون عبادت، تحصیل و وظایف اصلی زندگی. نباید بگذاریم رشته کار چنان قیچی شود که به این زودی‌ها دوباره نتوان آن را وصل کرد. اگر هم مشکلی پیش آمد، باید مراقبت کنیم تا برنامه‌های اصلی زندگی‌مان از بین نرود.

۲. پرسش بزرگ فردا؛ جوانی خود را در چه راهی خرج کردیم؟

شایسته است وقت، سرمایه‌ها، جوانی و عمر انسان صرف اموری شود که فردا در پیشگاه الهی درباره آن‌ها حساب‌کتاب و حساب‌رسی وجود دارد. ما باید نعماتی را که خداوند به ما ارزانی داشته است، به گونه‌ای خرج کنیم که فردا بتوانیم پاسخ‌گوی آن باشیم. جوانی یکی از بزرگ‌ترین نعماتی است که فردا از آن سؤال خواهد شد که در چه راهی سپری شده است. نباید بگذاریم جوانی‌مان بیهوده تباه شود؛ بلکه باید آن را چنان به کار بگیریم که فردا پاسخی محکم، قانع‌کننده و خداپسند داشته باشیم و بتوانیم بگوییم جوانی ما در مسیر طاعت تو سپری شد و خداوند نیز آن را از ما بپذیرد.

۳. ارزیابی سود و زیان عمر؛ در ازای وقت خود چه می‌گیریم؟

باید به دقت بنگریم که وقت، عمر و سرمایه خود را در چه راهی خرج می‌کنیم و در عوض آن، چه چیزی به دست می‌آوریم؛ چرا که خداوند در قیامت نسبت به تک‌تک این موارد حساب‌کتاب خواهد کرد. انسان نباید ساعت‌ها از وقت ارزشمند خود را بی‌هدف صرف کارهای بیهوده و فرعی کند؛ کارهایی که در نهایت هیچ ثمره مادی و معنوی برای او به همراه ندارند. عمر ما چه‌طور و در چه راهی سپری می‌شود؟ چقدر از زمان خود را به اموری اختصاص می‌دهیم که ارزش چندانی ندارند؟ برای کارهای فرعی می‌توان به حداقل‌ها اکتفا کرد، مشروط بر آن‌که نفس سرکش انسان بگذارد و سد راه او نشود.

۴. زیستن در مسیر هدف خلقت؛ فارغ شدن برای بندگی

خداوند انسان را برای عبودیت، گوش‌به‌حرفِ او دادن و عبادت به معنای اعم و اخص کلمه خلق کرده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». بنابراین، شایسته است از پروردگار بخواهیم ایام زندگی ما را طوری قرار دهد که صرفاً در مسیر همین مقصد اصلی خلقت خرج شود و از کارهای بیهوده دیگر فارغ شویم. باید از کارهایی که رنگ و بوی بندگی ندارند فاصله بگیریم تا بیست‌وچهار ساعتِ شبانه‌روز ما در مسیر طاعت الهی سپری شود. توفیق بزرگی است که تمام لحظات زندگی انسان، از ابتدا تا انتها، با گوش‌به‌حرفِ خدا بودن سپری شود و هیچ نقطه تاریک، غلط و بی‌فایده‌ای در کارنامه او باقی نماند.

۵. مرز میان عبادت و لغو؛ ارزش‌گذاری لحظه‌های زندگی

انسان نباید خود و سرمایه عمرش را خرج «لغو» کند. لغو امری خنثی است که نه فایده دنیوی دارد و نه پاداش آخرتی؛ هیچ ثمره‌ای در پی نخواهد داشت. در مقابل، تمام لحظات ما باید خرج عبادت شود؛ چه عبادت به معنای اعم آن مانند تحصیل علم و کار و تلاش حلال، و چه عبادت به معنای اخص آن مانند نماز و تلاوت قرآن. این حقیقت به ما یادآور می‌شود که نباید عمر خود را مفت از دست بدهیم. حتی کارهای خنثی و بی‌فایده نیز نباید جایگزین برنامه‌های اصلی شوند. وقتی بیست‌وچهار ساعت گذشته خود را مرور می‌کنیم، باید سرشار از امور ارزشمند و جلوه‌ای از بندگی باشد.

۶. خواب و نفس روزه‌دار؛ فرصتی برای تجارت معنوی

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) درباره ماه مبارک رمضان می‌فرمایند خواب شما در این ماه عبادت و نفس‌هایتان تسبیح است. این نشان می‌دهد که خداوند چگونه تمام لحظات انسان را ارزشمند می‌سازد. اما شرط بهره‌مندی از این فرصت بی‌نظیر آن است که انسان این سرمایه‌های معنوی را خرج گناه و امور لغو و بیهوده نکند، بلکه آن‌ها را در مسیر کارهای سودمند به کار گیرد. این نگاه متعالی، انسان را از سستی، همت پایین و بی‌ارزش بودن نجات می‌دهد تا سرمایه عمر خود را بیهوده هدر ندهد. اگر نفس می‌کشیم و عمرمان سپری می‌شود، باید در ازای آن، بهترین‌ها را از پروردگار خود دریافت کنیم.

۷. گذر عمر و تغییر شرایط؛ چه توشه‌ای ذخیره می‌کنیم؟

هر چه به جلو حرکت می‌کنیم، سن ما بالاتر می‌رود، گرفتاری‌ها افزایش می‌یابد و بیماری‌ها و ناتوانی‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهند. شرایط روحی و جسمی انسان تغییر می‌کند و دیگر نشاط دوران جوانی باقی نمی‌ماند. در این میان، باید از خود بپرسیم در ازای این سرمایه‌ای که دارد خرج می‌شود، چه توشه‌ای از خدا می‌گیریم؟ عمر ما در حال سپری شدن است؛ اما اگر این مسیر در راه بندگی و کارهای نیکو باشد، یعنی عمر خود را داده‌ایم و حقیقتی ماندگار و ذخیره‌ای ارزشمند نزد خداوند کسب کرده‌ایم. اما اگر زندگی به بطالت و بیهودگی بگذرد، بهترین سرمایه را از دست داده و هیچ چیز به دست نیاورده‌ایم.

۸. بازندگان و برندگان حقیقی در بازار دنیا

در بازار دنیا گروهی زیان می‌کنند و تجارتشان بی‌ثمر است؛ چرا که ارزشمندترین سرمایه، یعنی عمر خود را می‌دهند ولی در پیشگاه الهی هیچ پاداشی به دست نمی‌آورند. در مقابل، گروهی دیگر سود می‌کنند و تجارتشان پربرکت است: «رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ». علت این موفقیت آن است که آن‌ها در ازای دادن سرمایه فانی عمر، حقیقتی بسیار والاتر و ماندگارتر یعنی عبادت خالصانه را دریافت می‌کنند. عمر سرمایه‌ای گذرا و ازبین‌رفتنی است، اما معامله با خدا آن را ابدی می‌سازد. سپری کردن عمر بدون دریافت جایگزینی ارزشمند، بزرگ‌ترین خسران است، در حالی که معامله معنوی با پروردگار، تجارتی سودبخش و بی‌زوال خواهد بود.

فهرست

1️⃣ پیامد گرفتاری‌های زندگی بر برنامه‌های اصلی

◽️ مانع‌تراشی حوادث در مسیر اهداف و وظایف اصلی زندگی

◽️ ضرورت کفایت الهی و مراقبت از گسسته شدن رشته برنامه‌ها

2️⃣ مسئولیت انسان در قبال مصرف نعمت عمر

◽️ بازخواست و حساب‌رسی الهی از نعمت جوانی و سرمایه‌های زندگی

◽️ لزوم آماده‌سازی پاسخ محکم، قانع‌کننده و خداپسند برای فردای قیامت

3️⃣ ضرورت ارزیابی سود و زیان مشغولیت‌ها

◽️ سنجش دستاورد حقیقی انسان در ازای صرف وقت و عمر

◽️ پرهیز از اتلاف وقت در کارهای فرعی و اخبار بی‌ثمر

4️⃣ تمرکز بر مقصد آفرینش و حقیقت بندگی

◽️ فارغ ساختن زمان برای عبودیت و تحقق هدف خلقت («لیعبدون»)

◽️ تلاش برای جریان یافتن طاعت الهی در تمام ۲۴ ساعت شبانه‌روز

5️⃣ مرزبندی میان کارآمدی معنوی و بیهودگی (لغو)

◽️ پرهیز از خرج کردن سرمایه جان در امور خنثی و بی‌ثمر (لغو)

◽️ تعریف عبادت در دو قلمرو عام (تلاش حلال و تحصیل) و اخص (نماز و قرآن)

6️⃣ فرصت‌های استثنایی معامله با پروردگار

◽️ تسبیح بودن نفس‌ها و عبادت بودن خواب در ماه‌های خاص (رمضان)

◽️ ارتقای همت انسان و پرهیز از تنزل به سطح رفتارهای کم‌ارزش

7️⃣ تجارت سودبخش و زیان‌آور در بازار دنیا

◽️ زیان‌کاران بزرگ؛ از دست دادن سرمایه ناب عمر بدون کسب دستاورد ماندگار

◽️ سوداگران حقیقی («ربحت تجارتهم»)؛ معاوضه عمر فانی با بندگی ابدی و ذخیره آخرت

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

مدیریت سرمایه عمر و بندگی در دعای مکارم‌الاخلاق

موضوع: صوت کامل سخنرانی