روزه حقیقی و طهارت اعضا و جوارح (شرح دعای ۴۴ صحیفه سجادیه)
صوت کامل سخنرانی
1396/03/13
پست

روزه حقیقی و طهارت اعضا و جوارح (شرح دعای ۴۴ صحیفه سجادیه)

🛡️ ۱. ضرورت حفظ اعضا و جوارح از گناه و مصرف آن در مسیر رضایت الهی

👂 ۲. دوری از لغو و بی‌فایده در شنوایی

👁️ ۳. کنترل چشم و دوری از غفلت دنیوی و لهو

۴. صیانت از عملکرد دست، پا و شکم

🗣️ ۵. هدایت زبان در مسیر خواست الهی

🏅 ۶. تلاش و زحمت برای کسب ثواب الهی

🛑 ۷. دوری از عقاب الهی

۸. اخلاص در عمل و دوری از ریا و سمعه

۹. سرمایه‌ عمر و خروج از زیان و خسران

روزه حقیقی و طهارت اعضا و جوارح (شرح دعای ۴۴ صحیفه سجادیه)

روزه حقیقی و طهارت اعضا و جوارح (شرح دعای ۴۴ صحیفه سجادیه)

🛡️ ۱. ضرورت حفظ اعضا و جوارح از گناه و مصرف آن در مسیر رضایت الهی

👂 ۲. دوری از لغو و بی‌فایده در شنوایی

👁️ ۳. کنترل چشم و دوری از غفلت دنیوی و لهو

۴. صیانت از عملکرد دست، پا و شکم

🗣️ ۵. هدایت زبان در مسیر خواست الهی

🏅 ۶. تلاش و زحمت برای کسب ثواب الهی

🛑 ۷. دوری از عقاب الهی

۸. اخلاص در عمل و دوری از ریا و سمعه

۹. سرمایه‌ عمر و خروج از زیان و خسران

متن

ضرورت حفظ اعضا و جوارح از گناه و مصرف آن در مسیر رضایت الهی

«وَ أَعِنَّا عَلَى صِیَامِهِ بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیكَ وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا يُرْضِیك»‌

در قسمت بعدی از این دعا، ایشون فرمودند که از خدای متعال طلب کردند خدای متعال توفیق مرحمت کنه تا آدم بتونه روزه این ماه رو بگیره. البته در کنار کارهایی؛ یه سری کارهایی هم کنارش قرار داده شده:

یک: «بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیكَ»؛ اعضا و جوارح رو از گناه محفوظ بدار تا طرف گناه نره.

دو: «وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا يُرْضِیك»؛ اعضا و جوارح رو در این ماه، در هر چیزی که رضایت خدا درش هست خرج کن. این هم درش احراز بشه کاری که من می‌کنم، رضایت خدا درش هست.

دوری از لغو و بی‌فایده در شنوایی

«حَتَّى لَا نُصْغِیَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ»؛ تا جایی که با گوش‌هامون، حتی گوشمون رو به لغو هم نسپریم. لغو یعنی بیهوده و بی‌فایده که هیچ فایده‌ای درش نیست؛ چه فایده دنیوی و چه اخروی. میگه من چنان اعضا و جوارحم رو نسبت به استفاده در اون چیزی که رضایت تو هست به کار بگیرم که حتی گوشم رو به چیزی مثل لغو، که حرام هم نیست، نسپرم.

یه سری حرفایی هست که ممکنه آدم بتونه گوشش رو بهش نسپره. گاهی وقتا آدم مواجه میشه با شنیدنی‌هایی که فایده‌ای هم به حالش نداره؛ نه فایده دنیوی داره و نه فایده اخروی، هیچ فایده خاصی هم نداره. میگه گوشم رو به این‌ها هم ندم.

کنترل چشم و دوری از غفلت دنیوی و لهو

«وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ»؛ چشمم هم همین‌طور؛ چشمم هم به چیزی که درش رضایت خدا نیست، به درد نمیخوره و آدم رو غافل میکنه، نسپرم. لهو یعنی چیزی که آدم رو از خدا غافل می‌کنه. گاهی وقتا آدم چشمش وقتی توی چیزهای دنیایی زیاد به کار گرفته بشه، از خدا زیاد غافل میشه؛ مثل مثلاً تو بازار.

حالا یه وقتی میره تو بازار و رد میشه، چیزی هم نمیخواد بخره و چیز خاصی هم نیست، اما چشمش رو مخصوصاً در تزیینات و مجللات زیاد خرج می‌کنه. چشم که میره طرف یه چیزهایی که خیلی اضافه بر حد ضرورت و نیاز هست، اون وقت قلب آدم هم دنبالش راه میفته. آدم تو ذهنش مرور می‌کنه که «برم این چیز رو بخرم». حالا این چیز، احتیاج خاصی هم بهش نیست و الان هم که نداره مشکل خاصی نداره، اما چون دیده و دلش خواسته، میره دنبالش. به فکرش [میفته] و تو فکرش [میره] که چیکار بکنم این رو به دستش بیارم. چشمم هم به چیزهایی که من رو از تو غافل می‌کنه، نسپرم.

صیانت از عملکرد دست، پا و شکم

«وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَیْدِیَنَا إِلَى مَحْظُورٍ»؛ دستم رو یه وقت به کار حرامی دراز نکنم؛ رشوه‌ای بدم یا بگیرم، یا بزنم یه وقت تو گوش کسی. با دستم کار حرام نکنم.

«وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ»؛ قدمم هم به سمت کار ممنوعی به کار نگیرم و قدم برندارم. جای ممنوعی نباید بودم برم، پافشار نشم که برم.

«وَ حَتَّى لَا تَعِیَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ»؛ شکمم یه وقت از غیر حلال پر نشه و چیز حرامی توش نریزم.

هدایت زبان در مسیر خواست الهی

«وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ»؛ زبونم رو به چیزی که رضایت تو هست و تو خواستی به کار بگیرم. دایره چشم و گوش و زبان رو ایشون خیلی محدود کرد؛ زبونم نچرخه.

حالا زبان یه وقته در یه جاهایی چاره‌ای نیست و آدم مجبوره به کار بگیره؛ در یه جاهایی احتیاج داره و برای تامین احتیاجش اون‌قدر که لازم هست به کار می‌گیره، اما یه جاهایی هم نه، احتیاج نیست زبان به کار گرفته بشه. «وَ Lَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ»؛ هر چیز که تو گفتی من اون رو می‌گم، اون چیزی که تو خواستی من اون رو می‌گم؛ نه چیزهای به درد نخور و بی‌فایده. نسبت به چشم و گوش و زبان، ایشون بردن رو چیزهایی که حتی به دردم نمی‌خوره آدم خرجش نکنه.

تلاش و زحمت برای کسب ثواب الهی

«وَ لَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا يُدْنِی مِنْ ثَوَابِكَ»؛ خودم رو به زحمت نندازم، مگر نسبت به اون چیزهایی که من رو به ثواب و بهره‌ای از جانب تو نزدیک می‌کنه. یعنی وقتی دارم خودم رو خرج می‌کنم، توانم رو، قدرتم رو، بدنم رو و نیروی بدنی‌ام رو خرج می‌کنم، خرج بکنم تو چیزی که باز یه جهتی مربوط به تو داشته باشه. «إِلَّا مَا يُدْنِی مِنْ ثَوَابِكَ»؛ تو این کار که دارم خرج می‌کنم، توش ثواب و بهره‌ای از جانب تو برام داشته باشه؛ تو این‌ها خودم رو به زحمت بندازم.

یه وقت آدم خودش رو به زحمت می‌ندازه و یه کارایی رو به یه زحمتی می‌کنه، اما باز جهت خاصی درش نیست؛ چه برسه به جهت ممنوع.

دوری از عقاب الهی

«وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِی يَقِی مِنْ عِقَابِكَ»؛ فقط سراغ چیزهایی برم و دنبال چیزهایی باشم و کارهایی باشم که من رو از عقاب تو دور می‌کنه. یعنی نرم تو کاری که پشت بند اون کار، تازه گرفتار عقابش بشم.

یه وقت باز آدم خودش رو زحمت می‌ندازه به کاری، و خودش رو خرج کاری می‌کنه یا کسایی می‌کنه که بعدش پشتش عقاب هم داره از جانب خدا. میره زیر چتری و پرچمی سینه می‌زنه که تازه فردا باید جواب هم بده.

اخلاص در عمل و دوری از ریا و سمعه

«ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِكَ كُلَّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَائِینَ وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعِینَ، لَا نُشْرِکَ فِیهِ أَحَدَاً دُونَکَ وَ لَا نَبْتَغِی فِیهِ مُرَادَاً سِوَاکَ»؛ بعد همه کارهایی که من می‌کنم، یه وقت توش ریا نباشه. هر کاری از این کارهایی که دارم می‌کنم در مورد چشم و گوش و دست و پا، که بنا شد تو ممنوع و تو لغو خرج نشه، این‌ها یه وقت توش ریا نباشه و سمعه نباشه. آخه ریا در منظر و مرآی آدماست که ببینند و سمعه مربوط به گوشه که به گوششون برسه. این چیزها مد نظرم نباشه که بگم حالا یه جور کارها رو بکنم.

«خَلِّصْ ذَلِكَ كُلَّهُ»؛ همه این کارهایی که من گفتم توفیق بده من انجام بدم، همه رو خالص کن و اخلاص داشته باشم؛ فقط به خاطر خودت بکنم. «لَا نُشْرِکَ فِیهِ أَحَدَاً دُونَکَ»؛ کسی دیگه‌ای رو غیر از تو شریک نکنم تو این کارهام و تو بهره‌ای از این کارهام. «وَ لَا نَبْتَغِی فِیهِ مُرَادَاً سِوَاکَ»؛ فقط امیدم به تو باشه، نه اینکه با این کارها چشم و امید به کسی دیگه‌ای و چیز دیگه‌ای بسته باشه. چشمم به این نباشه که با این کارها حتماً فلان چیز رو خدا بهم بده یا فلان کار. این‌ها نه؛ فقط مال خدا. از بابت اینکه این‌ها نعمت‌هاییه که خدا داده و خواسته ما نه تو حرام، بلکه تو به درد نخور هم خرجشون نکنیم.

سرمایه‌ عمر و خروج از زیان و خسران

چون سرمایه‌مونه این‌ها. با این سرمایه داریم جمع می‌کنیم برای خودمون سود. سود در چیه؟ در حرام ضرره، در بی‌فایده هم سود نیست. خدا می‌خواد ما سود ببریم و بهره ببریم. چشممون، گوشمون، دست و پا تو چیزهایی خرج بشه که بهره‌ای ازش آدم ببره؛ این‌جوری آدم از خسر و زیان، خسران و زیان درمیاد.

«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ»؛ یعنی این؛ یعنی آدم‌ها این‌جوری‌اند که دائم دارند ضرر می‌بینند؛ چون یا تو ممنوع خرج می‌کنند همه سرمایه‌هاشون رو یا تو به درد نخور خرج می‌کنند که باز هم داره ضرر می‌کنه، چون داره این‌ها هدر میره تو چیزی که به هیچ دردی نمی‌خوره.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه همه اعضا و جوارحمون رو خرج کنیم برای خود خدا، در اون چیزی که رضایت خدا درش هست. ان‌شاءالله. و صلی الله علی محمد و آله محمد.

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. هدف روزه‌داری؛ مصرف اعضا و جوارح در مسیر رضایت الهی

«وَ أَعِنَّا عَلَى صِیَامِهِ بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیكَ وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا يُرْضِیك»‌

خدای متعال توفیق مرحمت کند تا انسان بتواند روزه این ماه را بگیرد؛ اما در کنار آن، باید کارهایی انجام داد: اول اینکه اعضا و جوارح را از گناه محفوظ بدارد تا طرف گناه نروند. دوم اینکه اعضا و جوارح خود را در این ماه، در هر چیزی که رضایت خدا در آن است خرج کند. باید در انسان احراز بشود کاری که انجام می‌دهد، رضایت خدا در آن هست.

۲. صیانت از شنوایی؛ حریم گوش و دوری از شنیدنی‌های بی‌فایده

«حَتَّى لَا نُصْغِیَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ»

انسان باید تا جایی مراقبت کند که با گوش‌هایش، حتی گوش خود را به لغو هم نسپارد. لغو یعنی امر بیهوده و بی‌فایده که هیچ فایده‌ای در آن نیست؛ چه فایده دنیوی و چه اخروی. انسان باید چنان اعضا و جوارحش را نسبت به استفاده در آن چیزی که رضایت خدا است به کار بگیرد که حتی گوشش را به چیزی مثل لغو، که حرام هم نیست، نسپارد. گاهی وقت‌ها انسان مواجه می‌شود با شنیدنی‌هایی که فایده‌ای هم به حالش ندارد؛ نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی. انسان نباید گوشش را به این‌ها بدهد.

۳. مراقبت از چشم؛ دوری از غفلت بازار و تجملات دنیا

«وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ»

چشم انسان نباید به چیزی که در آن رضایت خدا نیست، به درد نمی‌خورد و آدم را غافل می‌کند، سپرده شود. لهو یعنی چیزی که انسان را از خدا غافل می‌کند. گاهی وقت‌ها چشم انسان وقتی توی چیزهای دنیایی زیاد به کار گرفته بشود، از خدا زیاد غافل می‌شود؛ مثل مثلاً در بازار. حالا یک وقتی انسان به بازار می‌رود و رد می‌شود، چیزی هم نمی‌خواهد بخرد، اما چشمش را مخصوصاً در تزیینات و مجللات زیاد خرج می‌کند. چشم که به طرف چیزهایی برود که خیلی اضافه بر حد ضرورت و نیاز است، آن وقت قلب انسان هم دنبالش راه می‌افتد.

۴. زنجیره غفلت؛ چگونه دیدن چشم، قلب و فکر را درگیر می‌کند؟

وقتی چشم به طرف چیزهایی برود که خیلی اضافه بر حد ضرورت و نیاز است، آن وقت قلب انسان هم دنبالش راه می‌افتد. انسان در ذهنش مرور می‌کند که «برم این چیز را بخرم». حالا آن چیز، احتیاج خاصی هم به آن نیست و الان هم که ندارد مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود، اما چون دیده و دلش خواسته است، دنبالش می‌رود. به فکرش می‌افتد و در فکرش می‌رود که چطور این را به دست بیاورد. انسان باید مراقبت کند و چشمش را به چیزهایی که او را از خدا غافل می‌کند، نسپارد.

۵. طهارت عملکرد؛ صیانت از مرزهای دست، پا و شکم

«وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَیْدِیَنَا إِلَى مَحْظُورٍ وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ وَ حَتَّى لَا تَعِیَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ»

انسان باید مراقبت کند دستش را یک وقت به کار حرامی دراز نکند؛ رشوه‌ای بدهد یا بگیرد، یا با دستش کار حرامی انجام دهد. قدمش را هم به سمت کار ممنوعی به کار نگیرد و قدم برندارد. به جای ممنوعی که نباید باشد، نرود و پافشاری نکند که برود. شکم انسان هم یک وقت نباید از غیر حلال پر بشود و چیز حرامی در آن وارد کند.

۶. مدیریت زبان؛ هدایت سخن در دایره خواست الهی

«وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ»

انسان باید زبانش را به چیزی که رضایت خدا است و او خواسته، به کار بگیرد. دایره چشم و گوش و زبان خیلی محدود است؛ زبان نباید بیهوده بچرخد. حالا زبان یک وقت در یک جاهایی چاره‌ای نیست و انسان مجبور است آن را به کار بگیرد؛ برای تامین احتیاجش اون‌قدر که لازم هست به کار می‌گیرد، اما یک جاهایی هم احتیاج نیست زبان به کار گرفته بشود. انسان باید هر چیزی را که خدا گفته است بگوید، آن چیزی را که او خواسته بگوید؛ نه چیزهای به درد نخور و بی‌فایده.

۷. سرمایه‌گذاری عمر؛ تلاش و زحمت فقط برای ثواب و دفع عقاب

«وَ لَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا يُدْنِی مِنْ ثَوَابِكَ وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِی يَقِی مِنْ عِقَابِكَ»

انسان نباید خودش را به زحمت بیندازد، مگر نسبت به آن چیزهایی که او را به ثواب و بهره‌ای از جانب خدا نزدیک می‌کند. یعنی وقتی دارد خودش، توانش، قدرتش و نیروی بدنی‌اش را خرج می‌کند، در چیزی خرج کند که جهتی مربوط به خدا داشته باشد و توأم با ثواب و بهره الهی باشد. از طرفی، فقط سراغ چیزهایی برود و دنبال کارهایی باشد که او را از عقاب دور می‌کند؛ نه اینکه در کاری وارد شود که پشت بند آن، تازه گرفتار عقاب بشود.

۸. تجارت حقیقی؛ خروج از خسران با سودِ طاعت

«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ»

اعضا و جوارح، سرمایه انسان هستند. با این سرمایه باید برای خودمان سود جمع کنیم. سود در چیست؟ در حرام ضرر است، در بی‌فایده هم سود نیست. خدا می‌خواهد ما سود ببریم و بهره ببریم. چشم، گوش، دست و پای ما باید در چیزهایی خرج بشود که انسان از آن‌ها بهره‌ای ببرد؛ این‌جوری انسان از خسران و زیان درمیاید. آدم‌ها این‌جوری‌اند که دائم دارند ضرر می‌بینند؛ چون یا در امور ممنوع خرج می‌کنند همه سرمایه‌هایشان را یا در امور به درد نخور خرج می‌کنند که باز هم ضرر است، چون این سرمایه‌ها دارد در چیزی که به هیچ دردی نمی‌خورد هدر می‌رود.

فهرست

1️⃣ روزه حقیقی و طهارت جوارح

◽️ مفهوم صیانت از اعضا و جوارح در برابر معاصی

◽️ ملاک احراز رضایت الهی در عملکرد انسان

2️⃣ حریم شنوایی و دوری از لغو

◽️ اجتناب از استماع امور بیهوده و بی‌فایده

◽️ مرز میان شنیدنی‌های حرام و امور لغو

3️⃣ کنترل چشم و آسیب‌شناسی غفلت

◽️ پرهیز از نگاه به مَظاهرِ لَهو و تجملات بازار

◽️ رابطه دیدنِ زیاده از نیاز با درگیری قلب و فکر

4️⃣ صیانت از عملکرد دست، پا و شکم

◽️ دوری از محظورات عملی همچون رشوه و تعدی

◽️ پایداری در عدم ورود به جایگاه‌های ممنوع و لقمه غیرحلال

5️⃣ مدیریت زبان و دایره سخن

◽️ هدایت گفتار در چارچوب خواست و رضایت خدا

◽️ پرهیز از کلام بی‌فایده و سخنان به درد نخور

6️⃣ سرمایه‌گذاری عمر در مسیر ثواب و دفع عقاب

◽️ تحمل زحمت و تکلف تنها برای طاعات ثواب‌آور

◽️ هوشیاری در عدم ورود به امورِ پدیدآورنده عقاب الهی

7️⃣ خلوصِ عمل و حقیقتِ تجارتِ عمر

◽️ پاک‌سازی طاعات از ریاءِ مرائین و سُمعه مسمعین

◽️ نجات سرمایه وجودی از خُسران با کسب سودِ طاعت

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

روزه حقیقی و طهارت اعضا و جوارح (شرح دعای ۴۴ صحیفه سجادیه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی