تجلی توحید در حقیقتِ حمد و نعمتِ شکرگزاری
صوت کامل سخنرانی
پست

تجلی توحید در حقیقتِ حمد و نعمتِ شکرگزاری

 

📜 خطبه‌ی آغازین و معنای حقیقی حمد

🌌 اختصاص حمد به ذات الهی و نفی اصالت از صفات مخلوقات

🗺️ هدایت الهی در آموزش حمد به بندگان

💎 حقیقت شکر و بازگشت نعمت‌ها به منعم حقیقی

🏅 حمد به عنوان مصداق احسان و پاداش محسنین

🕋 نعمت هدایت به دین مبین اسلام و سلوک در راه‌های احسان

⚖️ ملاک‌های حمد مقبول و صادقانه در پیشگاه الهی

تجلی توحید در حقیقتِ حمد و نعمتِ شکرگزاری

تجلی توحید در حقیقتِ حمد و نعمتِ شکرگزاری

 

📜 خطبه‌ی آغازین و معنای حقیقی حمد

🌌 اختصاص حمد به ذات الهی و نفی اصالت از صفات مخلوقات

🗺️ هدایت الهی در آموزش حمد به بندگان

💎 حقیقت شکر و بازگشت نعمت‌ها به منعم حقیقی

🏅 حمد به عنوان مصداق احسان و پاداش محسنین

🕋 نعمت هدایت به دین مبین اسلام و سلوک در راه‌های احسان

⚖️ ملاک‌های حمد مقبول و صادقانه در پیشگاه الهی

متن

خطبه‌ی آغازین و معنای حقیقی حمد

«بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله الذی هدانا لحمده، و جعلنا من اهله لنکون لاحسانه من الشاکرین، و لیجزینا علی ذلک جزاء المحسنین.»

یکی از نعمت‌های بزرگ خدای متعال که امام سجاد (علیه‌السلام) خدا را به خاطر این نعمت حمد می‌کند، خودِ «حمد» است؛ اینکه خدای متعال به ما یاد داده است که خدا را حمد و ستایش کنیم.

حمد در لغت به معنای اظهار صفات خوب و نیکو نسبت به محمود است؛ یعنی نسبت به آن کسی که ما حمدش را می‌کنیم، صفات خوبی را که دارد بیان کنیم. این ثناگویی و ابراز نیکویی‌ها را وقتی آدم به زبان می‌آورد و اظهار می‌کند، به آن «حمد» می‌گویند. فرقی هم نمی‌کند؛ آدم نسبت به هر کسی و هر چیزی، وقتی او را تعریف و تمجید کند، در واقع دارد حمدش را می‌کند.

اختصاص حمد به ذات الهی و نفی اصالت از صفات مخلوقات

در آیه شریفه قرآنی که حمد را به صورت مطلق اختصاص به خدای متعال می‌دهد، این مسئله را بیان می‌کند که همه صفات خوبی که هر مخلوق و هر موجودی دارد، همگی عاریضی و امانتی هستند؛ مال خودِ آن موجود نیست، بلکه از جای دیگری عاریت گرفته شده است. تنها موجود و تنها کسی که هرچه از صفات خوب هست متعلق به خودِ اوست، ذات اقدس خداست.

مابقی مخلوقات، هیچ‌کدام هیچ صفت خوبی را اصالتاً از خودشان ندارند و منبع و منشأ آن صفات، خودشان نیستند. معنای «الحمد لله» دقیقاً همین است؛ یعنی هرچه حمد و ستایش در عالم هست، در حقیقت متعلق به خداست و آن کسی که استحقاق واقعی ستایش را دارد، فقط اوست.

لذا وقتی آدم از کسی تعریفی می‌کند، در حقیقت این تعریف و ثنا متعلق به خداست، نه متعلق به این شخص؛ چرا که این آدم از خودش چیزی ندارد و این صفتی هم که دارد، خدا به او عنایت کرده است. حقیقت امر و واقعیت عالم همین است؛ مابقی تعاریف در مورد دیگران مجاز است. یعنی اگر ما صفت خوبی را برای بقیه موجودات ثابت می‌کنیم، این یک نسبت مجازی است و حقیقی نیست؛ هیچ‌کس هیچ صفت خوبی از خودش ندارد، مگر اینکه خدا به او داده باشد و مبدأ و منشأ تمام این زیبایی‌ها آن‌جاست. لذا این انتساب‌ها، انتسابی مجازی است؛ هرگاه آدم نسبت به مخلوق و شخصی، صفت خوبش را اظهار کند، [در واقع] این حمد متعلق به خداست.

هدایت الهی در آموزش حمد به بندگان

حضرت مى‌فرماید ما حمد می‌کنیم خدایی را که ما را به حمد کردنِ خودش هدایت کرد؛ یعنی خودش راه و رسم حمد را به ما یاد داد. اگر او یاد نمی‌داد، ما هرچه چیزهای خوب در عالم بود به بقیه نسبت می‌دادیم؛ اصلاً باور نداشتیم و متوجه نبودیم که باید این ثناها را به خودش اختصاص دهیم و به او نمی‌دادیم. هرجا صفت خوبی در هر کسی می‌دیدیم، می‌گفتیم مال خودِ اوست و خودش این کمال را دارد.

اما خدای متعال با عبارت «الحمد لله»، این حقیقت را به ما تفهیم کرد که هیچ‌کس و هیچ‌چیزی، صفت خوبی از مالِ خودش ندارد. هرچه هم هست، متعلق به اوست و او به بندگان عنایت کرده است؛ این‌ها عاریضی است که موجودات دارند و اصل و اساسش مال خداست.

«الحمد لله الذی هدانا لحمده و جعلنا من اهله»؛ به واسطه همین مسئله که خدا ما را هدایت کرد تا حمدش را بجا آوریم، ما را اهل حمد کردن قرار داد و ما هم جزو حامدان و ستایش‌گران خدا شدیم. اگر خودش به ما یاد نداده بود، ما قطعاً خدا را حمد نمی‌کردیم. این از آن مسائلی است که اگر خدا یاد نداده بود، انسان‌ها هرگز خودشان نمی‌فهمیدند؛ گرچه حالا هم که یاد داده است، باز [بسیاری] نمی‌فهمند و حقیقتش را درک نمی‌کنند.

حقیقت شکر و بازگشت نعمت‌ها به منعم حقیقی

«لنکون لاحسانه من الشاکرین»؛ حالا فایده این حمد چیست؟ فایده‌اش این است که اقلاً با این حمد کردن، کمترین کاری که ما در مقابل احسان‌های خدا و نعمت‌های مختلفش می‌کنیم، این است که شکرگزار او باشیم؛ چرا که بهترین شکل شکر، همان حمد کردن خداست. یعنی آدم ابراز و اظهار کند که هرچه صفت خوب هست، مال خداست و هر نعمتی هم که هر کسی به ما می‌دهد، در واقع مال خداست. حتی این شخصی هم که برخاسته و این نعمت را به ما می‌دهد، خودِ این عامل و باعثی که او را هل داده تا این کار را در حق ما بکند، خداست.

نه این شخصی که کار را انجام می‌دهد خودش صاحب و مالک این کار است، و نه مبدأ و منشأ حرکتش خودش است؛ بلکه همه‌اش مال خداست. ما این حقایق را در واقع داریم با حمدِ خود بیان و اظهار می‌کنیم تا بهترین شکل شکرگزاری را بجا آورده باشیم. حضرت می‌فرماید که این، حقیقتِ حمد کردن است.

در روایت آمده است: «الحمد رأس الشکر»؛ بهترین راه شکر، حمدِ خداست، به اینکه آدم هرچه خوبی می‌بیند را به حساب خدا بگذارد. شکر یعنی چه؟ شکر یعنی اینکه آدم نعمت را به زبان بیاورد، ابراز و اعلام کند و در عمل نشان دهد که منعم، به او نعمت داده است. حالا ما حتی اگر اشخاص عادی هم چیزی به ما بدهند، می‌آییم و خدا را حمد می‌کنیم؛ یعنی در حقیقت داریم چه می‌گوییم؟ می‌گوییم این کسی که این نعمت را به ما داده، [در واقع] دهنده اصلی خودش نیست، بلکه کس دیگری داده است و نعمت مالِ اوست. هم خودِ این چیزی که بخشیده شده مال اوست و هم مبدأ و منشأ فعلِ این شخص از اوست.

حمد به عنوان مصداق احسان و پاداش محسنین

«و لیجزینا علی ذلک جزاء المحسنین»؛ از طرفی، این حمد کردن خدا، مصداق یکی از کارهای حسنه و نیکی است که خدا از ما خواسته انجام دهیم و آدم با این حمد، جزو محسنین (نیکوکاران) محسوب می‌شود.

وقتی ما خدا را حمد می‌کنیم و نسبت به نعمت‌هایش با زبانِ حمد شکرگزاری می‌نماییم—یعنی هم حمد می‌کنیم و هم شکر—خدای متعال ما را مستحق آن پاداش و جزایی قرار می‌دهد که به محسنین عنایت می‌کند. ما خدا را به خاطر این همه فایده‌ای که در حمدِ او هست، ستایش می‌کنیم؛ هم او که حمد را به ما یاد داد تا از این فایده‌ها بهره‌مند شویم.

البته این حمد را هم که به ما یاد داد، باز فایده‌اش به جیب خودِ ما می‌رود و برای حالِ خدا فایده‌ای ندارد. حالا اگر همه عالم هم نپذیرند که همه‌چیز مال خداست، فرقی به حال خدا نمی‌کند. اگر هم حمد را به ما یاد داد، هرچه فایده در آن است، دوباره به خودِ ما برمی‌گردد.

سپاس بر نعمت هدایت به دین مبین اسلام و سلوک در راه‌های احسان

«و الحمد لله الذی حبانا بدینه و اختصنا بملته»؛ باز حمد می‌کنیم خدا را که این دینش را به ما عطا کرد و ما جزو کسانی شدیم که این دین اسلام—که بهترینِ دین‌هاست—شامل حالمان شد. ما پیش از این [در عدم] نبودیم و اکنون هم جزو آن دسته از انسان‌هایی نیستیم که هیچ‌وقت صدای دین به گوششان نرسیده یا نمی‌رسد.

«و اختصنا بملته»؛ ما را از میان جمیع انسان‌ها اختصاص داد به اینکه متعبّد به این شریعت و دین باشیم. خیلی‌ها هستند که الان مسلمان نیستند و ما باید خدا را حمد کنیم که جزو آن‌ها نیستیم، بلکه جزو کسانی هستیم که در این خط و مسیر قرار دارند.

«و سبلنا فی سبل احسانه»؛ خدا را حمد می‌کنیم که ما را در راه‌هایی قرار داد که به واسطه ورود به آن راه‌ها، جزو محسنین محسوب می‌شویم و کار حسنه انجام می‌دهیم؛ همان کار نیکی که خدا از ما خواسته است. خدا را شکر می‌کنیم که ما را در این راه‌ها قرار داد. مثلاً ما را در مسیر روزه ماه رمضان انداخته است؛ این توفیق را داده که به ماه رمضان برسیم و روزه گرفتن بر ما واجب شود. این خود یکی از راه‌های احسان خداست؛ از آن راه‌هایی است که وقتی واردش می‌شوی، جزو محسنین به شمار می‌آیی و با انجام دادن آن کار، محسن می‌شوی.

باز خدا را شکر می‌کنند: «و سبلنا فی سبل احسانه»؛ خدایی که ما را رها نکرد و در این راه‌ها وارد نمود، «لنسلکها بمنّه الی رضوانه»؛ تا ما این کارهای حسن و نیکو را انجام دهیم و در نهایت به رضایت پروردگار منتهی شویم. برسیم به آن‌جایی که با انجام این اعمال حسن، جزو کسانی شویم که خدا از آن‌ها راضی است؛ «رضی الله عنهم».

ملاک‌های حمد مقبول و صادقانه در پیشگاه الهی

«حمداً یتقبله منا و یرضی به عنا»؛ حمدی بجا می‌آورم که این حمد، مثل سایر کارهای حسنِ دیگرم، مشمول قبول خدا واقع شود. چون گاهی وقت‌ها آدم خدا را حمد می‌کند اما خدا قبول نمی‌کند؛ چرا که در پشت این حمد، به لوازمی که حمد دارد پایبند نیست. نه در دل باور دارد که چه می‌گوید و نه در عمل نشان می‌دهد به این حرفی که می‌زند پایبند است. آدم اگر راست می‌گوید که همه‌چیز مال خداست، باید خیلی بیش از این‌ها به حرف خدا گوش بدهد؛ اگر واقعاً باور داشته باشد. حقیقتِ حمد همین است؛ محتوای حمد این بود که همه‌چیز مال خداست. و اگر همه‌چیز مال خداست، پس باید به همان میزان هم به حرفش گوش داد.

حمدی می‌کنم که این حمد را از ما قبول کند، نه آن حمدی که آدم چیزی بگوید که خودش هم به آن باور ندارد. «و یرضی به عنا»؛ حمدی که از زبانی صادر شود که با ذکر آن، خدا از انسان راضی شود. چرا؟ چون به همان بیانی که عرض کردیم، وقتی حمد می‌کند، در باور و اعتقادش صادق است، در عمل صادق است و در همه جهات و جوانب زندگی‌اش راست می‌گوید که همه‌چیز مال خداست. هم باورش این است و هم عملش این را نشان می‌دهد که این حقیقت را قبول دارد. لذا خدای متعال این‌گونه حمدی را هم قبول می‌کند و هم از آن رضایت می‌دهد.

اما وقتی در پشت حمد این مسائل و باورها نباشد، خدا آن را قبول نمی‌کند؛ درست مثل سایر کارهای حسنِ دیگری که ممکن است آدم انجام دهد ولی خدا از او قبول نکند. ممکن است آدم کار حسنی را انجام دهد، نماز هم بخواند، اما مشمول رضایت خدا واقع نشود. حضرت می‌فرماید من آن حمدی را بجا می‌آورم که پشت‌بند آن، قبول و رضایت پروردگار باشد.

نثار روح مطهر امام سجاد (علیه‌السلام) و همه حضرات معصومین صلوات بفرستید.

 

گزیده

۱. حقیقت معنای حمد و ستایش

حمد به معنای اظهار صفات خوب و نیکو نسبت به محمود است؛ یعنی نسبت به آن کسی که مورد ستایش قرار می‌گیرد، صفات خوبی را که دارد بیان کنیم. این ثناگویی و ابراز نیکویی‌ها را وقتی انسان به زبان می‌آورد و اظهار می‌کند، به آن «حمد» می‌گویند. در این زمینه فرقی هم نمی‌کند؛ انسان نسبت به هر کسی و هر چیزی، وقتی او را تعریف و تمجید کند، در واقع دارد او را حمد می‌کند. یکی از نعمت‌های بزرگ خدای متعال که امام سجاد (علیه‌السلام) خدا را به خاطر آن حمد می‌کند، خودِ نعمتِ «حمد» است؛ یعنی اینکه خدای متعال به انسان‌ها یاد داده است که چگونه خدا را حمد و ستایش کنند.

۲. اختصاص تمام ستایش‌ها به ذات اقدس الهی

در آیات شریفه قرآن که حمد به صورت مطلق به خدای متعال اختصاص داده شده، این مسئله بیان شده است که همه صفات خوبی که هر مخلوق و هر موجودی دارد، همگی عاریضی و امانتی هستند؛ این صفات مال خودِ آن موجود نیست، بلکه از جای دیگری عاریت گرفته شده است. تنها موجود و تنها کسی که هرچه از صفات خوب هست متعلق به خودِ اوست، ذات اقدس خداست. مابقی مخلوقات، هیچ‌کدام هیچ صفت خوبی را اصالتاً از خودشان ندارند و منبع و منشأ آن صفات، خودشان نیستند. معنای «الحمد لله» دقیقاً همین است؛ یعنی هرچه حمد و ستایش در عالم هست، در حقیقت متعلق به خداوند است.

۳. مجازی بودن صفات نیکو در مخلوقات

وقتی انسان از کسی تعریفی می‌کند، در حقیقت این تعریف و ثنا متعلق به خداست، نه متعلق به آن شخص؛ چرا که انسان‌ها از خود چیزی ندارند و این صفتی هم که دارند، خدا به آن‌ها عنایت کرده است. حقیقت امر و واقعیت عالم همین است و مابقی تعاریف در مورد دیگران مجاز است. یعنی اگر ما صفت خوبی را برای بقیه موجودات ثابت می‌کنیم، این یک نسبت مجازی است و حقیقی نیست؛ هیچ‌کس هیچ صفت خوبی از خودش ندارد، مگر اینکه خدا به او داده باشد و مبدأ و منشأ تمام این زیبایی‌ها آن‌جاست. لذا هرگاه انسان صفت خوبِ مخلوقی را اظهار کند، در واقع این حمد متعلق به خداست.

۴. نعمتِ آموزشِ حمد از سوی پروردگار

خدای متعال ما را به حمد کردنِ خودش هدایت کرد؛ یعنی خودش راه و رسم حمد را به ما یاد داد. اگر او یاد نمی‌داد، ما هرچه چیزهای خوب در عالم بود را به بقیه نسبت می‌دادیم و اصلاً متوجه نبودیم که باید این ثناها را به خودش اختصاص دهیم. هرجا صفت خوبی در هر کسی می‌دیدیم، می‌گفتیم مال خودِ اوست و خودش این کمال را دارد. اما خدای متعال با عبارت «الحمد لله»، این حقیقت را به ما تفهیم کرد که هیچ‌کس و هیچ‌چیزی، صفت خوبی از مالِ خودش ندارد. هرچه هم هست، متعلق به اوست و او به بندگان عنایت کرده است؛ این‌ها عاریضی است و اصل و اساسش مال خداست.

۵. حقیقتِ شکر و منعم حقیقی عالم

بهترین شکل شکر، همان حمد کردن خداست؛ یعنی انسان ابراز و اظهار کند که هرچه صفت خوب هست، مال خداست و هر نعمتی هم که هر کسی به ما می‌دهد، در واقع مال خداست. حتی آن شخصی هم که برخاسته و این نعمت را به ما می‌دهد، خودِ این عامل و باعثی که او را ترغیب کرده تا این کار را در حق ما بکند، خداست. نه این شخصی که کار را انجام می‌دهد خودش صاحب و مالک این کار است، و نه مبدأ و منشأ حرکتش خودش است؛ بلکه همه‌اش مال خداست. ما این حقایق را در واقع با حمدِ خود بیان و اظهار می‌کنیم تا بهترین شکل شکرگزاری را بجا آورده باشیم.

۶. مفهوم روایتِ «الحمدُ رأسُ الشّکر»

در روایات شریف آمده است که «الحمد رأس الشکر»؛ یعنی بهترین راه شکرگزاری، حمدِ خداوند است، به این صورت که انسان هرچه خوبی می‌بیند را به حساب خدا بگذارد. شکر به این معناست که انسان نعمت را به زبان بیاورد، ابراز و اعلام کند و در عمل نشان دهد که منعم، به او نعمت داده است. حالا ما حتی اگر اشخاص عادی هم چیزی به ما بدهند، می‌آییم و خدا را حمد می‌کنیم؛ یعنی در حقیقت داریم می‌گوییم این کسی که این نعمت را به ما داده، در واقع دهنده اصلی خودش نیست، بلکه کس دیگری داده است و نعمت مالِ اوست. هم خودِ آن چیز و هم منشأ فعلِ آن شخص از اوست.

۷. بازگشت فوایدِ حمد و ثنا به خودِ انسان

این حمد کردن خدا، مصداق یکی از کارهای حسنه و نیکی است که خدا از ما خواسته انجام دهیم و انسان با این حمد، جزو محسنین محسوب می‌شود. وقتی ما خدا را حمد می‌کنیم و نسبت به نعمت‌هایش با زبانِ حمد شکرگزاری می‌نماییم، خدای متعال ما را مستحق آن پاداش و جزایی قرار می‌دهد که به محسنین عنایت می‌کند. البته این حمد را هم که خداوند به ما یاد داد، باز فایده‌اش به خودِ ما می‌رسد و برای خدا فایده‌ای ندارد. اگر همه عالم هم نپذیرند که همه‌چیز مال خداست، فرقی به حال خدا نمی‌کند. هرچه فایده در حمد است، دوباره به خودِ انسان برمی‌گردد.

۸. نعمتِ بی بدیلِ هدایت به اسلام

حمد می‌کنیم خدا را که این دینش را به ما عطا کرد و ما جزو کسانی شدیم که این دین اسلام—که بهترینِ دین‌هاست—شامل حالمان شد. ما جزو آن دسته از انسان‌هایی نیستیم که هیچ‌وقت صدای دین به گوششان نرسیده یا نمی‌رسد. خداوند ما را از میان جمیع انسان‌ها اختصاص داد به اینکه متعبّد به این شریعت و دین باشیم. خیلی‌ها هستند که اکنون مسلمان نیستند و ما باید خدا را حمد کنیم که جزو آن‌ها نیستیم، بلکه جزو کسانی هستیم که در این خط و مسیر الهی قرار گرفته‌اند. خدا را حمد می‌کنیم که ما را رها نکرد و در این راه‌ها وارد نمود.

۹. ملاکِ پذیرش و قبولِ حمد در پیشگاه خدا

گاهی وقت‌ها انسان خدا را حمد می‌کند اما خدا قبول نمی‌کند؛ چرا که در پشت این حمد، به لوازمی که حمد دارد پایبند نیست. نه در دل باور دارد که چه می‌گوید و نه در عمل نشان می‌دهد به این حرفی که می‌زند پایبند است. انسان اگر راست می‌گوید که همه‌چیز مال خداست، باید خیلی بیش از این‌ها به حرف خدا گوش بدهد؛ اگر واقعاً باور داشته باشد. حقیقتِ حمد همین است؛ محتوای حمد این است که همه‌چیز مال خداست. و اگر همه‌چیز مال خداست، پس باید به همان میزان هم به حرف و دستورات او گوش فرا داد تا مشمول قبول واقع شود.

۱۰. حمدِ صادقانه؛ راه رسیدن به رضوان الهی

حمدی مقبول است که از زبانی صادر شود که با ذکر آن، خدا از انسان راضی شود. وقتی انسان حمد می‌کند، باید در باور و اعتقادش صادق باشد، در عمل صادق باشد و در همه جهات و جوانب زندگی‌اش راست بگوید که همه‌چیز مال خداست. هم باورش این باشد و هم عملش این را نشان دهد که این حقیقت را قبول دارد. لذا خدای متعال این‌گونه حمدی را هم قبول می‌کند و هم از آن رضایت می‌دهد. اما وقتی در پشت حمد این مسائل و باورها نباشد، خدا آن را قبول نمی‌کند؛ درست مثل سایر کارهای حسنی که ممکن است انسان انجام دهد ولی مشمول رضایت خدا واقع نشود.

فهرست

1️⃣ معناشناسی حمد و ارزش هدایت الهی

◽️ مفهوم ثناگویی و ابراز صفات نیکوی محمود

◽️ حمد به عنوان نعمتی بزرگ و بی بدیل از سوی پروردگار

2️⃣ انحصارِ ذاتیِ ستایش در «الحمد لله»

◽️ عاریضی بودن صفات نیکو در مخلوقات عالم

◽️ اختصاص مطلق و حقیقیِ تمام حمدها به ذات اقدس الهی

3️⃣ نعمتِ آموزشِ حمد و تفهیم کمالات

◽️ نقش هدایت الهی در آموختن راه و رسم ستایش

◽️ تفهیم منشأ اصلی زیبایی‌ها و نفی اصالت از کمالات مخلوقات

4️⃣ حقیقت شکرگزاری و شهود منعم حقیقی

◽️ تبیین روایت «الحمد رأس الشکر» در ابراز زبان و عمل

◽️ شهود اراده و فضل الهی در واسطه‌های نعمات دنیوی

5️⃣ جایگاه ستایش در سلوک محسنین

◽️ حمد به عنوان مصداق کار حسنه و مایه استحقاق پاداش

◽️ بازگشت تمام فواید و آثار حمد به بندگان

6️⃣ سپاس بر نعمت اسلام و هدایت به رضوان

◽️ شکرگزاری بر توفیقِ اختصاصیِ تشرف به دین مبین اسلام

◽️ سلوک در راه‌های احسان و روزه ماه رمضان جهت نیل به رضای الهی

7️⃣ ملاک‌های پذیرش و قبولِ حمد

◽️ ضرورت پایبندی به لوازم حمد در دل و عمل

◽️ صدق و طهارت زبان؛ شرط دست‌یابی به رضوان پروردگار

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

تجلی توحید در حقیقتِ حمد و نعمتِ شکرگزاری

موضوع: صوت کامل سخنرانی