فلسفۀ بلاها، خطر علم بدون عمل و غنیمت شمردن فرصت‌ها
صوت کامل سخنرانی
1396/01/22
پست

🎙️ آیه ۸۲ سورۀ مبارکۀ اسراء: فلسفۀ بلاها، خطر علم بدون عمل و غنیمت شمردن فرصت‌ها

 

🕌 ۱. خطبه و آغاز سخن

⚠️ ۲. اثرگذاری کم مواعظ و ریشه آن در گناه

🌊 ۳. مثال تاریخی: تجار حجاز و مواجهه با طوفان دریا

✈️ ۴. غفلت انسان پس از رفع خطر

⛈️ ۵. فلسفه بلاها و حوادث زندگی

📖 ۶. تبدیل اسباب هدایت به اسباب ضلالت و خسارت

⏳ ۷. ضرورت ترجیح عمل بر علم و مغتنم شمردن فرصت‌ها

🌱 ۸. فرجام نیکوی عاملان به علم و دعا

فلسفۀ بلاها، خطر علم بدون عمل و غنیمت شمردن فرصت‌ها

🎙️ آیه ۸۲ سورۀ مبارکۀ اسراء: فلسفۀ بلاها، خطر علم بدون عمل و غنیمت شمردن فرصت‌ها

 

🕌 ۱. خطبه و آغاز سخن

⚠️ ۲. اثرگذاری کم مواعظ و ریشه آن در گناه

🌊 ۳. مثال تاریخی: تجار حجاز و مواجهه با طوفان دریا

✈️ ۴. غفلت انسان پس از رفع خطر

⛈️ ۵. فلسفه بلاها و حوادث زندگی

📖 ۶. تبدیل اسباب هدایت به اسباب ضلالت و خسارت

⏳ ۷. ضرورت ترجیح عمل بر علم و مغتنم شمردن فرصت‌ها

🌱 ۸. فرجام نیکوی عاملان به علم و دعا

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله الاعظم فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

اثرگذاری کم مواعظ و ریشه آن در گناه

یکی از خصلت‌های بدی که آدمیزاد دارد، این است که مواعظ و حرف‌های خوب، کم رویش اثر می‌گذارد؛ چون زمینه خودش را با گناه از بین برده است. لذا به مقداری که آدم گناهکار است و یا مرتکب گناه می‌شود، زمینه هدایت را برای خودش از بین می‌برد.

در این آیاتی که تلاوت شد، محتوای کلی آیات پیرامون همین مسائل می‌چرخید؛ که خدای متعال می‌فرماید ما نسبت به این آدم عزت دادیم، کرامتش دادیم، اما این آدم، کفور و عجول و ظلوم است و این مسائل [را دارد]. هر چه هم توی قرآن کریم از انواع و اقسام مسائل برایش می‌آوریم، عبرت نمی‌گیرد، گوش نمی‌دهد و زیر بار نمی‌رود، جز یک عده قلیل.

مثال تاریخی: تجار حجاز و مواجهه با طوفان دریا

مثلاً خدا برای اینکه بترساندشان از گناه، این‌ها گاهی برای تجارت... خب شبه‌جزیره عربستان و حجاز نزدیک بود به آن دریای سرخ، نزدیک است دیگر؛ یا از پایین، یمن، پایین‌ترش به اقیانوس راه دارد. این‌ها وقتی که به جاهای دورتر می‌رفتند، برای تجارت احتیاج پیدا می‌کردند و از دریا می‌گذشتند. گاهی هم دچار طوفان می‌شدند. وسایل خیلی محکمی هم مثل حالا نداشتند، این مسائل معمول بود.

آنجا زیاد این مسئله را تجربه می‌کردند که دچار طوفان می‌شدند و زمینه بود که زود از بین بروند. این، شرایط خیلی سختی بود؛ مرگ را با چشمانشان می‌دیدند، آن هم مرگ به هوش، با شکلی خیلی وحشتناک و اضطراب‌آمیز. لذا آنجا باور می‌کردند که هیچ کسی کار از دستش برنمی‌آید، فقط خدا.

غفلت انسان پس از رفع خطر

آنجا در آن شرایط وقتی [چنین وضعیتی] برای آدم پیش می‌آید، خیلی توجه به خدا زیاد می‌شود. الان هم مثلاً این‌ها که تو هواپیمایند، می‌روند این‌ور و آن‌ور، یک‌وقت گفتند که این‌جوری می‌شوند؛ وقتی یک‌دفعه یک خطری پیش بیاید. همان‌طور این پرواز و رفتن و نشستن و پاشدن، احساس می‌کنند یک خطری پیش می‌آید، خیلی همه مشغول ذکر و یاد خدا می‌شوند، همه؛ صدایشان به دعا بلند می‌شود.

اما پایشان را که از پله‌ها گذاشتند پایین، همون آدم قبلی‌اند؛ فرقی نمی‌کند. خدای متعال این را به کرات می‌زند به سر آدم و توبیخ می‌کند آدم را؛ که تو چرا این‌جوری؟ وقتی خودت در آن شرایط باور داری که من هستم و می‌توانم نجاتت بدهم و این‌همه پیش می‌آید و نجاتت می‌دهم، چرا دوباره همان‌وقت که نجات پیدا کردی، سر خودت را می‌اندازی پایین و می‌روی دنبال کارت؟ هیچ نمی‌گویی کی بود من را نجات داد؟ کی بود کمکم کرد؟ همان آدمِ کفور که بودی، هستی، مستمراً.

فلسفه بلاها و حوادث زندگی

لذا خدای متعال مرتب مسائلی، حوادثی پیش می‌آورد که آدم‌ها غرق نشوند تو غفلت. یک شرایطی تو زندگی هر کسی خدا پیش می‌آورد که به حسب آن شرایط، در حال عادی کسی نمی‌تواند راحت مشکلش را حل بکند. آدم احساس می‌کند که خود خدا فقط باید الان این کار را بکند و این مشکل را حل بکند. این را خدا پیش می‌آورد تو زندگی برای آدم، که غرق نشود در غفلت.

در قرآن کریم هم از همین‌ها خدا استفاده می‌کند که مواظب باشید از یاد خدا خیلی فاصله نگیرید. اگر از یاد خدا و توجه به خدا آدم فاصله گرفت و غرق شد تو هر چیزی (در زندگی دنیا، در شغل، در درس) اگر این‌ها تنه زد به یاد خدا و یاد خدا را کم‌رنگ کرد آنجایی که جایش است، خطرناک می‌شود. آدم هم می‌شود جزو زمره همان آدم‌های ظلوم و کفور که خدا خیلی بد می‌گوید از این آدم‌ها.

تبدیل اسباب هدایت به اسباب ضلالت و خسارت

بعد دیگر اسباب هدایت هم برای آدم، اسباب ضلالت می‌شود. آدم خدای نکرده اگر به حرف خدا گوش ندهد... خب خدا اسباب هدایت ایجاد می‌کند برای آدم؛ قرآن کریم [آمده]، انبیا آمدند، در طول زندگی هم پیش می‌آید؛ آدم مواجه می‌شود با کتاب خوبی، مواجه می‌شود با رفیق خوبی، مواجه می‌شود با استاد خوبی، مواجه می‌شود با... به هر حال یک چیز خوبی مواجه می‌شود از این اسباب هدایتی که هر کسی تو زندگی برایش پیش می‌آید که بهتر بشود.

اگر آدم مرتکب گناه بشود، این اسباب هدایت می‌شود اسباب ضلالت و گمراهی‌اش؛ برعکس نتیجه می‌دهد، بدتر می‌شود آدم. باب هدایت را خدا باز کرده، آدم با فکرهای شیطانی، با تهمت، با فکرهای غلط و بد، با حرف‌های غلط، با باورهای غلط، این باب را می‌بندد و از بین می‌برد.

خدای متعال در عینی که می‌فرماید قرآن کریم اسباب شفا و رحمت و هدایتِ همه است، اسباب شفا برای مؤمنین و این‌هاست، در عین حال می‌فرماید اسبابِ خسارت و ضرر هم هست برای کسانی که زیر بار حرف نمی‌روند. آن‌هایی که مرتکب ظلم بشوند، قرآن کریم سبب خسارت بیشترشان می‌شود. هر چه این حرف‌های خدا، حرف‌های آمیخته با هدایت به آدم برسد و آدم گوش ندهد، این اسبابِ خسارت آدم می‌شود.

نمی‌شود که گفت گوش نمی‌دهیم یا یاد نمی‌گیریم که بارمان سنگین نشود. این را نمی‌شود گفت، خدا این را نمی‌پذیره؛ که آدم بگوید من یاد نمی‌گیرم که خدا بارم سنگین نشود. باید یاد بگیرد و پشتش عمل بکند، و الا اگر عمل نکرد، همان چیزهایی که یاد گرفته، در قیامت می‌آید جلو چشمش؛ که من را یاد گرفتی، ولم کردی. من همان علمی‌ام که داشتی و مهجورش کردی، به عمل نرساندی.

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ» خساراً. این قرآن، برای آدم‌هایی که مرتکب ظلم بشوند، هر چه می‌گذرد خسارت این‌ها را بالاتر می‌برد. گوش نمی‌دهند، هر دستوری می‌رسد، هر چیزی که هست از مسائل هدایت، گوش نمی‌دهند، زیر بار نمی‌روند، آن، وبالشان می‌شود. چاره‌ای هم ندارند، نمی‌شود یاد نگیرند؛ باید یاد بگیرد ولی پشتش عمل بکند.

ضرورت ترجیح عمل بر علم و مغتنم شمردن فرصت‌ها

لذا خطرِ کم گذاشتن آدم در عمل خیلی زیاد است؛ چون کمتر آدم‌ها میل دارند به این مسئله. تو قشر ما مثلاً بیشتر میل دارند به تحصیل علم. تحصیل علم هم عبادته در حد خودش، اما در حد خودش؛ نه جلو بزند از بعدِ عمل. اگر از بعدِ عمل جلو زد و مسائل عملی را در آدم ضعیف کرد... الان نزدیک ماه رمضان است، آدم باید شروع کند یک‌مقداری به مسائل عملی بیشتر زحمت بکشد که از ماه رمضان بیشتر استفاده بکند. اما این [کار را] نکرد، گفت بعداً، ضرر می‌کند؛ چون بعداً معلوم نیست دیگر این شرایطی که الان هست، باشد. فردا معلوم نیست بشود روزه گرفت.

فرداهایی که پیش می‌آید ان‌شاءالله، معلوم نیست دیگر بشود عبادت کرد، نماز خواند، نماز شب خواند. این کارها را معلوم نیست دیگر بعداً، با گرفتاری‌هایی که بعداً برای هر کسی پیش می‌آید، بتواند ادامه بدهد. لذا همین الان تا فرصت هست، «اِغتَنِمِ الفُرَص، فإنّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب»؛ فرصت‌ها را غنیمت بشمارید چون مثل ابر می‌گذرد. همینی که الان تویش هستید، بعداً حسرتش را آدم می‌خورد؛ همینی که همین الان تویش است آدم، بعداً دچار...

فرجام نیکوی عاملان به علم و دعا

مگر کسانی که این را درست به کار بردند؛ هر مقداری از عمرشان و عباداتشان می‌گذرد، استفاده می‌کنند، ایمان می‌رود بالاتر. اگر ایمان برود بالاتر و بیفتد رو غلتکِ افزایش، آن‌وقت دیگر حسرت آن قبل را نمی‌خورد؛ چون قبلش را، آن چیزی که باید ازش به دست می‌آورد، آورده است. دیگر چه حسرتی؟ از حالا به بعد هم آن چیزی که باید انجام بدهد، می‌دهد و سالم و خوب تحویل خدا می‌دهد.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند، این مواعظ خدای متعال در قرآن کریم و مواعظ زیادی که در همین سوره مبارکه خدا کرده است، به گوشمان فرو برود. ربّ صلّ علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. ریشه بی‌اثری مواعظ در انسان

یکی از خصلت‌های بدی که آدمیزاد دارد، این است که مواعظ و حرف‌های خوب، کم رویش اثر می‌گذارد؛ چرا که زمینه هدایت را با گناه از بین برده است. لذا به هر مقداری که انسان مرتکب گناه می‌شود، زمینه هدایت را برای خودش نابود می‌کند. در آیاتی که تلاوت شد نیز محتوای کلی پیرامون همین مسائل می‌چرخید؛ خدای متعال می‌فرماید ما به این آدم عزت و کرامت دادیم، اما او کفور، عجول و ظلوم است. هر چه هم در قرآن کریم از انواع و اقسام مسائل برایش شاهد می‌آوریم، عبرت نمی‌گیرد، گوش نمی‌دهد و زیر بار نمی‌رود، جز یک عده قلیل که حقیقت را پذیرا می‌شوند.

۲. حقیقت توحید در اوج اضطراب

انسان‌ها در سختی‌ها و طوفان‌های زندگی، وقتی وسایل محکمی ندارند و مرگ را با چشمانشان می‌بینند، آن هم مرگی در حال هوشیاری با شکلی وحشتناک و اضطراب‌آمیز، آنجا باور می‌کنند که هیچ کسی کار از دستش برنمی‌آید، جز خدا. در آن شرایطِ سخت، وقتی چنین وضعیتی برای آدم پیش می‌آید، خیلی توجه به خدا زیاد می‌شود. الان هم مثلاً کسانی که در هواپیما هستند، وقتی یک‌دفعه خطری پیش بیاید، احساس می‌کنند که حادثه‌ای در شرف وقوع است؛ آن زمان است که همگی مشغول ذکر و یاد خدا می‌شوند و صدایشان به دعا بلند می‌شود. اما افسوس که این توجه، پایدار نمی‌ماند.

۳. توبیخ الهی و فراموشی پس از نجات

خدای متعال انسان را به کرات توبیخ می‌کند که تو چرا این‌جوری هستی؟ وقتی خودت در آن شرایطِ سخت باور داری که من هستم و می‌توانم نجاتت بدهم، و این‌همه پیش می‌آید و نجاتت می‌دهم، چرا دوباره همان‌وقت که نجات پیدا کردی، سر خودت را می‌اندازی پایین و می‌روی دنبال کارت؟ هیچ نمی‌گویی کی بود من را نجات داد و کی بود کمکم کرد؟ همان آدمِ کفوری که قبل از حادثه بودی، مستمراً هستی. پای انسان که از پله‌های خطر پایین می‌آید، دوباره همان آدم قبلی می‌شود و فرقی نمی‌کند؛ این فراموشی بعد از نجات، مایه توبیخ الهی است.

۴. فلسفه بلاها و غفلت‌زدایی از زندگی

خدای متعال مرتب مسائلی و حوادثی پیش می‌آورد تا آدم‌ها در غفلت غرق نشوند. یک شرایطی در زندگی هر کسی خدا پیش می‌آورد که به حسب آن شرایط، در حالت عادی هیچ‌کس نمی‌تواند راحت مشکلش را حل بکند. در این هنگام، انسان احساس می‌کند که فقط خودِ خدای متعال باید اکنون این کار را بکند و این مشکل را حل بنماید. این را خدا پیش می‌آورد در زندگی برای آدم، که غرق نشود در غفلت. مواظب باشید از یاد خدا خیلی فاصله نگیرید؛ اگر از یاد و توجه به خدا فاصله گرفتید و غرق شدید در هر چیزی، خطرناک می‌شود.

۵. وقتی اسباب هدایت، مایه خسارت می‌شود!

اگر انسان به حرف خدا گوش ندهد، اسباب هدایت برای او تبدیل به اسباب ضلالت می‌شود. خدای متعال اسباب هدایت را ایجاد می‌کند؛ قرآن کریم آمده، انبیا آمدند و در طول زندگی هم پیش می‌آید که آدم مواجه می‌شود با کتاب خوبی، رفیق خوبی یا استاد خوبی، که بهتر بشود. اما اگر آدم مرتکب گناه بشود، این اسباب هدایت می‌شود اسباب ضلالت و گمراهی‌اش و برعکس نتیجه می‌دهد. قرآن کریم اسباب شفا و رحمت برای مؤمنین است، در عین حال اسبابِ خسارت و ضرر هم هست برای کسانی که زیر بار حرف حق نمی‌روند.

۶. خطر بزرگ داناییِ بدون عمل

نمی‌شود گفت گوش نمی‌دهیم یا یاد نمی‌گیریم تا بارمان سنگین نشود؛ خدا این را نمی‌پذیرد که بگوئیم من یاد نمی‌گیرم تا خدا بارم را سنگین نکند. انسان باید یاد بگیرد و پشت بندِ آن عمل بکند. و الا اگر عمل نکرد، همان چیزهایی که یاد گرفته است، در قیامت می‌آید جلو چشمش که: «من را یاد گرفتی و ولم کردی؛ من همان علمی هستم که داشتی و مهجورش کردی و به عمل نرساندی.» قرآن برای کسانی که مرتکب ظلم بشوند، هر چه می‌گذرد خسارتشان را بالاتر می‌برد. چاره‌ای نیست، باید یاد گرفت ولی پشتش عمل نمود.

۷. غنیمت شمردن فرصت‌ها پیش از حسرت

الان که فرصت هست، «اِغتَنِمِ الفُرَص، فإنّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب»؛ فرصت‌ها را غنیمت بشمارید چون مثل ابر می‌گذرد. همینی که الان تویش هستید، بعداً حسرتش را آدم می‌خورد. فردا معلوم نیست بشود روزه گرفت؛ فرداهایی که پیش می‌آید، معلوم نیست دیگر بشود عبادت کرد، نماز خواند، یا نماز شب خواند. معلوم نیست بعداً با گرفتاری‌هایی که برای هر کسی پیش می‌آید، بتوان این کارها را ادامه داد. لذا همین الان تا فرصت هست باید اقدام کرد؛ چرا که همین شرایطی را که امروز در آن هستیم، فردا مایه حسرت ما خواهد شد.

۸. غلتکِ افزایش ایمان و فرجام نیکو

کسانی که فرصت‌ها را درست به کار بردند، هر مقداری از عمرشان و عباداتشان که می‌گذرد، استفاده می‌کنند و ایمانشان بالاتر می‌رود. اگر ایمان انسان بالا برود و بیفتد روی غلتکِ افزایش، آن‌وقت دیگر حسرت گذشته را نمی‌خورد؛ چون در گذشته، آن چیزی را که باید به دست می‌آورد، آورده است. از حالا به بعد هم آن چیزی را که باید انجام بدهد، انجام می‌دهد و کارنامه خود را سالم و خوب تحویل خدا می‌دهد. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند این مواعظ در قرآن کریم به گوش همه ما فرو برود.

فهرست

1️⃣ ریشه بی‌اثری مواعظ در انسان

◽️ گناه؛ عامل نابودی زمینه هدایت پذیری

◽️ خصلت‌های منفی انسان؛ نافرمانی و عبرت نگرفتن عده کثیر

2️⃣ حقیقت توحید در طوفان‌های زندگی

◽️ اوج اضطراب و شهود مرگ؛ بستر درک عجز انسان

◽️ توجه همگانی به یاد خدا در لحظات خطر و بلا

3️⃣ غفلت‌زدگی بشر پس از رفع خطر

◽️ فراموشیِ عهد و بازگشت به رفتارهای پیشین

◽️ توبیخ الهی؛ استمرار در روحیه کفران و ناسپاسی

4️⃣ فلسفه ابتلا و حوادث ناگهانی

◽️ حوادث زندگی؛ ابزار غفلت‌زدایی خدای متعال

◽️ غرق شدن در امور دنیا؛ عامل دوری از یاد خدا

5️⃣ تبدیل اسباب هدایت به اسباب ضلالت

◽️ قرآن و انبیا؛ حجت‌های الهی و اسباب شفا برای مؤمنین

◽️ گناه و ظلم؛ عامل تبدیل هدایت به مایه خسارت بیشتر

6️⃣ ضرورت عمل به علم و غنیمت شمردن فرصت‌ها

◽️ علم بدون عمل؛ مایه مواخذه و حجتی علیه انسان در قیامت

◽️ غنیمت شمردن فرصت‌ها؛ پیش از فرا رسیدن گرفتاری‌ها و حسرت‌ها

7️⃣ حرکت بر مدار افزایش ایمان

◽️ قرار گرفتن در مسیر غلتکِ افزایش ایمان و فرجام نیکو

◽️ تسلیم کارنامه سالم به محضر الهی و فرورفتن مواعظ در گوش جان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

فلسفۀ بلاها، خطر علم بدون عمل و غنیمت شمردن فرصت‌ها

موضوع: صوت کامل سخنرانی