معارف توحیدی و مقامات امامت در آئینه زیارت جامعه کبیره
صوت کامل سخنرانی
1396/01/12
پست

معارف توحیدی و مقامات امامت در آئینه زیارت جامعه کبیره

1️⃣ 🎯 مقدمه و ابلاغ برنامه توحیدی

2️⃣ 👥 سیره حضرات معصومین و عدم آمادگی جامعه

3️⃣ 🕌 عصر امام رضا (ع) و امام هادی (ع)؛ صدور زیارت جامعه کبیره

4️⃣ 📿 هدایت، نور و تقوا در کلام اهل بیت

5️⃣ 🛣️ محوریت توحید و جایگاه امام به عنوان صراط مستقیم

 

# 113 / راهنمای تقوا: مجموعه پرسش‌های اعتقادی، اخلاقی و عبادی

معارف توحیدی و مقامات امامت در آئینه زیارت جامعه کبیره

معارف توحیدی و مقامات امامت در آئینه زیارت جامعه کبیره

1️⃣ 🎯 مقدمه و ابلاغ برنامه توحیدی

2️⃣ 👥 سیره حضرات معصومین و عدم آمادگی جامعه

3️⃣ 🕌 عصر امام رضا (ع) و امام هادی (ع)؛ صدور زیارت جامعه کبیره

4️⃣ 📿 هدایت، نور و تقوا در کلام اهل بیت

5️⃣ 🛣️ محوریت توحید و جایگاه امام به عنوان صراط مستقیم

 

متن

مقدمه و ابلاغ برنامه توحیدی

پیغمبر اکرم (صلوات‌ الله‌ و‌ سلامه ‌علیه ‌و‌ آله) مبعوث شده‌اند؛ در حالی که مردم گرفتار پرستش غیر خدا بودند. ایشان مأمور شد این برنامه توحیدی را به آن‌ها ابلاغ کند و آنان را از پرستش غیر خدا بیرون بیاورد. با این حال، این زمینه در مردم وجود داشت که دوباره به سمت غیر خدا برگردند؛ حالا آن غیر خدا را یک وقت در قالب بت درست می‌کردند یا در قالب چیزهای دیگر.

لذا برنامه‌ای که ایشان داشتند در سایه تبلیغ دستورات الهی بود. خود خدای متعال در قرآن کریم طوری آیات را تنظیم کرده بود و بعد هم خود ایشان طوری صحبت کردند که مقام و عظمت واقعی ایشان برای عموم واضح و بارز نشد.

سیره حضرات معصومین و عدم آمادگی جامعه

در زمان حضرات معصومین (علیهم ‌السلام) هم که بعد از ایشان آمدند، همین ویژگی جریان داشت؛ چون مردم زمینه و آمادگی نداشتند که برایشان از مقامات و کمالات کسانی مثل حضرات، در آن حدی که واقعیت دارد و قابل فهم [عمیق] است، سخن گفته شود. لذا زیاد از این مسائل گفته نشد؛ چون اگر گفته می‌شد، کم‌کم جایگاه‌ها را جابه‌جا می‌گرفتند و به سمت [غلو و پرستش] این‌ها می‌رفتند.

گاهی پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین می‌فرمود که اگر بیم آن نبود که گروهی تو را در حدی که نباید ببرند، بالا ببرند، راجع به تو چیزهایی به همه می‌گفتم [که فضائلت را عیان کند]؛ اما ترس از اینکه مبادا مردم جابه‌جا بگیرند و بگویند این خداست و این‌ها را ببرند در قلمرو خدای متعال، سبب شد که لذا گفته نشود؛ چون جامعه این زمینه را نداشت.

این شیوه حتی از پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین صادر می‌شد که اگر این مشکل [عدم ظرفیت] نبود، ما چیزهای دیگری هم می‌گفتیم. ولی این مشکل متأسفانه وجود داشت؛ لذا زیاد از خودشان چیزی نگفتند و مطرح کردن این مسائل کم بود. همان مقدار کم هم متناسب با میزان فهم آدم‌ها از مقام این‌ها نبود؛ چون هر کسی در یک حدی از فهم قرار دارد. آن کمالاتی را که این‌ها دارا هستند، مردم عادی نمی‌فهمند؛ چون ظرف ذهن، فکر و فهم ما، یک ظرف محدود و در حد خود ماست، نه بیشتر. لذا اگر کسی در مقام و کمال، بالاتر از این ظرف باشد، ما نمی‌توانیم بفهمیم کجاست. ظرفیت پایین، قابلیت درک و فهم ظرفیت‌های بالا و مسائل بالاتر را ندارد. لذا خیلی از این معارف گفته نشد.

بعد هم در آن دوران، زمینه اصلاً کلاً مهیا نبود که حضرات بتوانند رابطه گسترده‌ای با مردم داشته باشند.

عصر امام رضا (ع) و امام هادی (ع)؛ صدور زیارت جامعه کبیره

تا اینکه زمانه به امام رضا (علیه ‌السلام) رسید؛ در دوره ایشان یک مقداری زمینه‌ای مهیا شد که بحث‌های راجع به امام و مقام و عظمت امام مطرح شود. اما بحث‌های ایشان هم باز در یک حد خاصی بود و از آن جلوتر نمی‌رفت.

سپس نوبت به امام هادی (علیه ‌السلام) رسید. چیزی که از ایشان [در این باب] نقل شد، همین زیارت شریف بود؛ در حالی که هیچ‌کدام از مطالبی که پیش از آن از حضرات راجع به خودشان نقل شده بود، در حد این زیارت نبود. یکی از شیعیان آمد به حضور ایشان و عرض کرد: «یک زیارت جامعه‌ای به من یاد بدهید که هر وقت آمدم و هر کدام از شما را زیارت کردم، بتوانم همان را بخوانم.» ایشان هم این زیارت شریفه و پرمحتوا را انشا فرمودند.

توی این زیارت، مسائل زیادی را ایشان بیان کردند، به بعضی از معارف هم اشاره کردند و رد شدند و بیش از آن دیگر چیزی نگفتند. ولی با این وجود، این معارف باز هم خیلی پایین‌تر از آن حدی بود که خود این‌ها دارا هستند. ایشان این مرحمت را در حق ما کردند و مقدار زیادی از فهم و معرفت ما را در سایه این زیارت نسبت به این بزرگواران بالا بردند. چیزهایی را مطرح کردند که اگر قبل از این دوران مطرح می‌شد، شاید حتی مطرح‌کننده را تکفیر می‌کردند. لذا حضرات به طور عموم خیلی چیزها را نمی‌گفتند؛ این مطالب را به اصحاب خاصی می‌گفتند و بعد هم به آن‌ها تذکر می‌دادند که جایی چیزی نگویید. فقط به آن‌هایی که ظرفیتش را داشتند، می‌گفتند.

به چه کسانی می‌گفتند؟ به آن‌هایی که از لحاظ ایمان امتحان پس داده بودند. فرمودند: «إنَّ أمْرَنا وَ حَدِیثَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لایَحْمِلُهُ إلّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإیمانِ.» آن مسائلی که مربوط به ما هست را فقط این سه دسته می‌توانند تحمل کنند و ظرفیت پذیرش و فهمش را دارند؛ چون اگر ظرف پایین باشد، ولو شما یک واقعیتی را بیان بکنید، آن ظرف تحملش را ندارد، می‌شکند و انکار می‌کند. همیشه همین‌طور است؛ اگر بخواهی در یک ظرف کوچک، محتویات بیشتری بریزی، کار به سرریز شدن و انکار می‌کشد. لذا خیلی‌ها بودند که وقتی راجع به حضرات یک مقداری بیشتر به آن‌ها گفته می‌شد، انکار می‌کردند. حتی از علما بودند کسانی که می‌گفتند درباره این‌ها، گفتن این مطالب غلو است؛ خیلی از مطالبی که در مورد حضرات واقعیت داشت را غلو دانستند، چون ظرف فهم و پذیرشش در آن‌ها نبود.

این بزرگواران هم این نکته را ملاحظه کردند. بیشترین چیزی که [در باب مقامات امام] گفته شد، در همین زیارت جامعه کبیره گفته شد؛ این هم نه در آن حدی که واقعیت خود حضرات است، بلکه خیلی پایین‌تر و در حدی که جامعه آن روز بتواند بفهمد و انکار نکند. فرمودند: «درباره ما هر چه خوبی در هر حدی که می‌خواهید می‌توانید بگید، اما باید مواظب باشید این را بفهمید و مراعات کنید که ما عبد و مخلوق خدا و بنده خداییم.» هر چه ما داریم خدا به ما داده است و از خودمان چیزی نداریم. هر چه لازم بوده برای هدایت، خدا به این‌ها عنایت می‌کند و چیزی هم فروگذار نمی‌کند. در علم هیچ کمبودی ندارند و هر چه لازم هست، به آن‌ها داده شده است. هر چه برای هدایت خلق لازم است را خدا در ظرف این‌ها ریخته است. ما تا چه حد می‌توانیم بفهمیم؟ همین حدی که برایمان گفته‌اند؛ بیش از آن را نمی‌توانیم درک کنیم.

هدایت، نور و تقوا در کلام اهل بیت

ایشان مطالبی را بیان کردند که در این زیارت جامعه کبیره آمده است. زیارت جامعه هم هست؛ یعنی هر کسی مشرف شود، آن‌چه را که برای شناخت این بزرگواران لازم است، ایشان ولو اشارتاً بیان کرده و از آن عبور فرموده‌اند. آن فقرات عمده‌ای که مربوط به خودشان می‌شود، در افزایش معرفت و شناخت ما نسبت به آن‌ها بسیار مؤثر است.

البته فقره‌ای هم دارد که مربوط به خود ما می‌شود؛ قاعدتاً از هر انسان بسیار خوب و والامقامی، وقتی مردم با او مرتبط می‌شوند، حرف و نصیحت می‌خواهند. ایشان از بیان این قسمت هم فروگذار نکرده‌اند و این را هم در قالب یک جمله مختصر بیان فرموده‌اند؛ اینکه اولاً بدانید هر چه ما می‌گوییم، اسباب هدایت و مایه رشد شماست. در حرف‌های ما هیچ عیب، ایراد و نقصی نیست. هیچ جهت ظلمت، عیب و ایرادی در سخنان ما وجود ندارد؛ «کلامکم نور و امرکم رشد». ما هر چه به شما می‌گوییم انجام دهید، همان اسباب رشد و هدایت شما را در هر زمینه‌ای فراهم می‌کند.

و در ادامه: «و وصیتکم التقوی». اگر از ما سفارش، وصیت و حرفی برای گوشزد کردن بخواهید، ما به تبع خدای متعال، شما را دعوت می‌کنیم به تقوا؛ اینکه خوب گوش به فرمان خدا بدهید و مواظب باشید. ما را هم خدا نصب کرده است برای اینکه شما را به سمت خودش و بندگی خدا هدایت کنیم.

محوریت توحید و جایگاه امام به عنوان صراط مستقیم

در این زیارت جامعه کبیره، متن زیارت نشان می‌دهد کسی این معارف را انشا کرده که عبد کامل خدا بوده است. هیچ جا به خودشان اصالت نمی‌دهند؛ هر جا کمالی را نقل می‌کنند، آن را به خدای متعال متصل می‌کنند و همه‌چیز در محور خداست. هر جای آن را که می‌خوانی، تعابیری چون «الدُّعاةِ إلَی اللهِ، وَ الأدِلّاءِ عَلَی مَرْضاتِ اللهِ، وَ الْمُسْتَقِرِّینَ فِی أمْرِ اللهِ، وَ التّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللهِ» به چشم می‌خورد. یعنی ما تمام محبتمان را خرج خدا کرده‌ایم، به صورت کامل و تام؛ و چیزی برای کس دیگری باقی نگذاشته‌ایم. در محبت به خدا و فراهم کردن اسباب محبت الهی، هیچ‌چیز کم نگذاشته‌ایم. همه‌چیز مال اوست و همه‌چیز مال خداست.

هر کس همین زیارت را خوب بفهمد، متوجه می‌شود که جهت‌گیری این بزرگواران کاملاً به سمت خداست. بعد هم در وصفشان این‌گونه می‌گوید: «أنْتُمُ الصِّراطُ الْأقْوَمُ». شما پل و راه هستید؛ هدف و مقصد نیستید. هر صراطی یک هدف و مقصدی دارد؛ خودِ راه موضوعیت مستقل ندارد. ممکن است تنها راه باشد، اما اساس و آن چیزی که اصل است، همان مقصد است. لذا تصریح می‌کنند که «أنْتُمُ الصِّراطُ الْأقْوَمُ»؛ شما راه هستید، راه بندگی خدا. این راه را هر کس بخواهد یاد بگیرد، باید بیاید و از طریق شما عبور کند تا به مقصد برسد.

تنها راه هم شما هستید و غیر از شما هیچ راه دیگری وجود ندارد. هیچ راه دیگری آن قوام و استقامتی را که باید داشته باشد تا بتواند عابر را روی خودش نگه دارد و به مقصد برساند، ندارد؛ «أنتم الصراط الأقوم». همه‌چیز و مقصد نهایی، خدا و بندگی خداست. این‌ها هم جایگاه خودشان را نسبت به خدا بیان کرده‌اند که شما امام هستید؛ و وظیفه امام، رساندن آدم‌ها به یک مقصد دیگر است. خودتان مقصد و منتهای کار نیستید. باید همه از پل شما به خدای متعال مرتبط شوند و ایمانشان به خدا بالاتر برود.

خود این‌ها هم همچنان ایمانشان در حال بالاتر رفتن است. تا زمانی که خدا خداست، امثال این بزرگواران در بالا بردن ایمان و معرفتشان نسبت به خدا مشغول هستند؛ چون این مسیر حد و نهایتی ندارد. لذا معرفت ما هم نسبت به خدا، حد و نهایتی برایش قابل تصور نیست.

دعا و پایانی همراه با صلوات

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند تا به این وصیت ایشان، که همان وصیت به تقوا، بندگی و گوش سپردن به فرمان خدا بود، عمل کنیم؛ چرا که این بزرگواران زحمت‌ها کشیدند، اذیت‌ها شدند و به خاطر هدایت ما، همه گونه گرفتاری نصیبشان شد. خدا توفیق بدهد ما لااقل بتوانیم حق این‌ها را ادا کنیم، ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبه همه‌شان، مخصوصاً روح مطهر امام هادی (علیه ‌السلام) که این زیارت پرمحتوا و مؤثر در بالا رفتن معرفت ما را انشا فرمودند، صلوات بفرستید.

 

گزیده

۱. هدف بعثت و چالش بازگشت به جاهلیت

مأموریت توحیدی پیامبر (ص) و چالش نفوذ جاهلیت

پیغمبر اکرم (صلوات‌ الله‌ و‌ سلامه ‌علیه ‌و‌ آله) مبعوث شده‌اند، در حالی که مردم گرفتار پرستش غیر خدا بودند. ایشان مأمور شد این برنامه توحیدی را به آن‌ها ابلاغ کند و آنان را از پرستش غیر خدا بیرون بیاورد. با این حال، این زمینه در مردم وجود داشت که دوباره به سمت غیر خدا برگردند؛ حالا آن غیر خدا را یک وقت در قالب بت درست می‌کردند یا در قالب چیزهای دیگر. لذا برنامه‌ای که ایشان داشتند در سایه تبلیغ دستورات الهی بود. خود خدای متعال در قرآن کریم طوری آیات را تنظیم کرده بود و بعد هم خود ایشان طوری صحبت کردند که مقام و عظمت واقعی ایشان برای عموم واضح و بارز نشد.

۲. مدارا با عقول مردم و پنهان ماندن مقامات اهل بیت

علت پنهان ماندن مقامات واقعی حضرات معصومین (ع)

در زمان حضرات معصومین (علیهم ‌السلام) که بعد از پیامبر آمدند، همین ویژگی جریان داشت؛ چون مردم زمینه و آمادگی نداشتند که برایشان از مقامات و کمالات کسانی مثل حضرات، در آن حدی که واقعیت دارد و قابل فهم است، سخن گفته شود. لذا زیاد از این مسائل گفته نشد؛ چون اگر گفته می‌شد، کم‌کم جایگاه‌ها را جابه‌جا می‌گرفتند و به سمت غلو و پرستش این‌ها می‌رفتند. این شیوه حتی از پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین صادر می‌شد که اگر این مشکل عدم ظرفیت جامعه نبود، ما چیزهای دیگری هم می‌گفتیم. ولی این مشکل متأسفانه وجود داشت؛ لذا زیاد از خودشان چیزی نگفتند.

۳. ظرفیت محدود ذهن انسان در درک کمالات الهی

تناسب ظرف معارف با ظرفیت عقلانی انسان

معارف بیان‌شده از سوی معصومین، متناسب با میزان فهم آدم‌ها بود؛ چون هر کسی در یک حدی از فهم قرار دارد. آن کمالاتی را که این‌ها دارا هستند، مردم عادی نمی‌فهمند؛ چون ظرف ذهن، فکر و فهم ما، یک ظرف محدود و در حد خود ماست، نه بیشتر. لذا اگر کسی در مقام و کمال، بالاتر از این ظرف باشد، ما نمی‌توانیم بفهمیم کجاست. ظرفیت پایین، قابلیت درک و فهم ظرفیت‌های بالا و مسائل بالاتر را ندارد. لذا خیلی از این معارف در آن دوران گفته نشد؛ چرا که زمینه اصلاً کلاً مهیا نبود که حضرات بتوانند رابطه گسترده‌ای با مردم داشته باشند.

۴. تجلی کمال معارف امامت در زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره؛ اوج تجلی معارف امامت

در دوره امام رضا (علیه‌السلام) زمینه‌ای مهیا شد که بحث‌های راجع به امام مطرح شود؛ اما این بحث‌ها از یک حد خاصی جلوتر نمی‌رفت. سپس نوبت به امام هادی (علیه‌السلام) رسید و زیارت شریف جامعه کبیره از ایشان نقل شد؛ در حالی که هیچ‌کدام از مطالبی که پیش از آن از حضرات راجع به خودشان نقل شده بود، در حد این زیارت نبود. یکی از شیعیان از ایشان زیارتی جامع خواست و ایشان این زیارت پرمحتوا را انشا فرمودند. ایشان مقدار زیادی از فهم و معرفت ما را در سایه این زیارت نسبت به این بزرگواران بالا بردند و چیزهایی را مطرح کردند که اگر قبل از این دوران مطرح می‌شد، شاید حتی مطرح‌کننده را تکفیر می‌کردند.

۵. راز پنهان‌داری معارف الهی از نااهلان

شرط مواجهه با معارف عمیق اهل بیت (ع)

حضرات به طور عموم خیلی چیزها را نمی‌گفتند؛ این مطالب را به اصحاب خاصی می‌گفتند و بعد هم به آن‌ها تذکر می‌دادند که جایی چیزی نگویید. فقط به آن‌هایی که ظرفیتش را داشتند و از لحاظ ایمان امتحان پس داده بودند، می‌گفتند. فرمودند: «إنَّ أمْرَنا وَ حَدِیثَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لایَحْمِلُهُ إلّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإیمانِ.» آن مسائلی که مربوط به ما هست را فقط این سه دسته می‌توانند تحمل کنند؛ چون اگر ظرف پایین باشد، ولو شما یک واقعیتی را بیان بکنید، آن ظرف تحملش را ندارد، می‌شکند و انکار می‌کند. اگر بخواهی در یک ظرف کوچک، محتویات بیشتری بریزی، کار به انکار می‌کشد.

۶. مرز دقیق میان کمالات امامت و بندگى خدا

مرز میان امامت و بندگی؛ ما بندگان مخلوق خداییم

بیشترین چیزی که در باب مقامات امام گفته شد، در همین زیارت جامعه کبیره است؛ این هم نه در آن حدی که واقعیت خود حضرات است، بلکه در حدی است که جامعه بتواند بفهمد و انکار نکند. فرمودند: درباره ما هر چه خوبی در هر حدی که می‌خواهید می‌توانید بگویید، اما باید مواظب باشید این را بفهمید و مراعات کنید که ما عبد و مخلوق خدا و بنده خداییم. هر چه ما داریم خدا به ما داده است و از خودمان چیزی نداریم. هر چه برای هدایت خلق لازم است را خدا در ظرف این‌ها ریخته است. ما تا چه حد می‌توانیم بفهمیم؟ همین حدی که برایمان گفته‌اند؛ بیش از آن را نمی‌توانیم درک کنیم.

۷. سخن امام؛ سرچشمه نور و مایه رشد انسان

کلامکم نور و امرکم رشد؛ حقیقت سخن معصوم

بدانید هر چه ما می‌گوییم، اسباب هدایت و مایه رشد شماست. در حرف‌های ما هیچ عیب، ایراد و نقصی نیست. هیچ جهت ظلمت، عیب و ایرادی در سخنان ما وجود ندارد؛ «کلامکم نور و امرکم رشد». ما هر چه به شما می‌گوییم انجام دهید، همان اسباب رشد و هدایت شما را در هر زمینه‌ای فراهم می‌کند. و در ادامه فرمودند: «و وصیتکم التقوی». اگر از ما سفارش، وصیت و حرفی برای گوشزد کردن بخواهید، ما به تبع خدای متعال، شما را دعوت می‌کنیم به تقوا؛ اینکه خوب گوش به فرمان خدا بدهید و مواظب باشید. ما را هم خدا نصب کرده است برای اینکه شما را به سمت خودش و بندگی خدا هدایت کنیم.

۸. بندگی خالصانه؛ جوهره معارف اهل بیت (ع)

تجلی توحید و بندگی خالصانه در زیارت جامعه کبیره

در زیارت جامعه کبیره، متن زیارت نشان می‌دهد کسی این معارف را انشا کرده که عبد کامل خدا بوده است. هیچ جا به خودشان اصالت نمی‌دهند؛ هر جا کمالی را نقل می‌کنند، آن را به خدای متعال متصل می‌کنند و همه‌چیز در محور خداست. هر جای آن را که می‌خوانی، تعابیری چون «الدُّعاةِ إلَی اللهِ، وَ الأدِلّاءِ عَلَی مَرْضاتِ اللهِ، وَ الْمُسْتَقِرِّینَ فِی أمْرِ اللهِ، وَ التّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللهِ» به چشم می‌خورد. یعنی ما تمام محبتمان را خرج خدا کرده‌ایم، به صورت کامل و تام؛ و چیزی برای کس دیگری باقی نگذاشته‌ایم. در محبت به خدا و فراهم کردن اسباب محبت الهی، هیچ‌چیز کم نگذاشته‌ایم. همه‌چیز مال خداست.

۹. امام؛ شاهراه استوار بندگی و هدایت

انتم الصراط الأقوم؛ امام راه است، نه مقصد

هر کس زیارت جامعه را خوب بفهمد، متوجه می‌شود که جهت‌گیری این بزرگواران کاملاً به سمت خداست. در وصفشان این‌گونه می‌گوید: «أنْتُمُ الصِّراطُ الْأقْوَمُ». شما پل و راه هستید؛ هدف و مقصد نیستید. هر صراطی یک هدف و مقصدی دارد؛ خودِ راه موضوعیت مستقل ندارد. ممکن است تنها راه باشد، اما اساس و آن چیزی که اصل است، همان مقصد است. لذا تصریح می‌کنند که «أنْتُمُ الصِّراطُ الْأقْوَمُ»؛ شما راه هستید، راه بندگی خدا. این راه را هر کس بخواهد یاد بگیرد، باید بیاید و از طریق شما عبور کند تا به مقصد برسد. تنها راه هم شما هستید و غیر از شما هیچ راه دیگری وجود ندارد.

۱۰. حقیقت امامت؛ رساندن خلق به مقصد توحید

نقش امامت در رساندن انسان به مقصد نهایی

همه‌چیز و مقصد نهایی، خدا و بندگی خداست. این‌ها هم جایگاه خودشان را نسبت به خدا بیان کرده‌اند که شما امام هستید؛ و وظیفه امام، رساندن آدم‌ها به یک مقصد دیگر است. خودتان مقصد و منتهای کار نیستید. باید همه از پل شما به خدای متعال مرتبط شوند و ایمانشان به خدا بالاتر برود. خود این‌ها هم همچنان ایمانشان در حال بالاتر رفتن است. تا زمانی که خدا خداست، امثال این بزرگواران در بالا بردن ایمان و معرفتشان نسبت به خدا مشغول هستند؛ چون این مسیر حد و نهایتی ندارد. لذا معرفت ما هم نسبت به خدا، حد و نهایتی برایش قابل تصور نیست.

فهرست

1️⃣ هدف بعثت و چالش نفوذ جاهلیت

◽️ مأموریت توحیدی پیامبر اکرم (ص) در ابلاغ برنامه الهی

◽️ چالش بازگشت جامعه به سنت‌های غیرخدایی و بت‌پرستی

2️⃣ مدارا با عقول و پنهان ماندن مقامات معصومین (ع)

◽️ سنجش معارف با میزان آمادگی، ظرفیت و فهم مردم

◽️ پیشگیری از غلو، انحراف و جابه‌جایی جایگاه‌های الهی

3️⃣ ظرفیت محدود ذهن در درک کمالات امامت

◽️ محدودیت ظرف ذهن و فکر انسان در برابر کمالات معصوم

◽️ عدم آمادگی و مهیا نبودن زمینه‌های اجتماعی در عصر حضرات

4️⃣ تجلی معارف امامت در زیارت جامعه کبیره

◽️ زمینه‌سازی معارف در عصر امام رضا (ع) و امام هادی (ع)

◽️ آموزش معارف عمیق امامت به اصحاب خاص و امتحان‌پس‌داده

5️⃣ مرز دقیق میان کمالات امامت و بندگی خدا

◽️ تاکید بر مقام مخلوق، بندگی و عبودیت کامل حضرات

◽️ اعطای تام و تمام علوم و اسباب هدایت از سوی خدای متعال

6️⃣ حقیقت سخن معصوم؛ سرچشمه نور و تقوا

◽️ کلام معصوم؛ مایه هدایت، کلام نور و امر رشد

◽️ وصیت به تقوا و دعوت به بندگی خدای متعال

7️⃣ امام؛ شاهراه استوار بندگی و مقصد توحید

◽️ امام به عنوان «صراط اقوم» و پل ارتباطی با خداوند

◽️ نفی موضوعیت مستقل امام و رساندن خلق به مقصد نهایی توحید

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

معارف توحیدی و مقامات امامت در آئینه زیارت جامعه کبیره

موضوع: صوت کامل سخنرانی