شیوه‌ها و آداب شکرگزاری و تفاوت آن با ورطه استدراج
صوت کامل سخنرانی
1391/01/08
پست

📌 شیوه‌ها و آداب شکرگزاری و تفاوت آن با ورطه استدراج

1️⃣ اهمیت ذکر الحمد لله در شکر نعمت

2️⃣ لزوم التفات قلب به نعمت‌ها

3️⃣ آداب آب خوردن و شکر زبانی

4️⃣ تفاوت شکر با ورطه استدراج

شیوه‌ها و آداب شکرگزاری و تفاوت آن با ورطه استدراج

📌 شیوه‌ها و آداب شکرگزاری و تفاوت آن با ورطه استدراج

1️⃣ اهمیت ذکر الحمد لله در شکر نعمت

2️⃣ لزوم التفات قلب به نعمت‌ها

3️⃣ آداب آب خوردن و شکر زبانی

4️⃣ تفاوت شکر با ورطه استدراج

متن

اهمیت ذکر الحمد لله در شکر نعمت

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله و لا حول و لا قوة الا بالله، و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

رسیدیم به این روایت از امام صادق (علیه‌السلام) در باب شکر. فرمودند: «مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ کَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّى شُکْرَهَا»؛ یعنی خدا نعمتی به آدم بدهد، کوچک یا بزرگ، اگر [بنده] بگوید «الحمد لله» و آن را به زبان بیاورد و ابراز کند، شکرش را به‌جا آورده است. [خداوند] خیلی بارش را سنگین نکرده است؛ یک «الحمد لله» بهترین ذکر برای شکر نعمت است.

بعدش هم فرمودند: «مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُکْرَهَا». حالا یک وقت آدم... نعمتی را خدا داده است؛ خب مشکل ما در مواجهه با نعمت‌های خدا چیست؟ غفلت. غفلت از چه؟ از اینکه این، یک نعمتی است [که] می‌توانست نباشد. آدم به نبودش توجه ندارد، به بودنش هم توجه ندارد. این‌همه نعمت‌ها را آدم نمی‌داند چطور بشمارد یا کجا را بگوید.

لزوم التفات قلب به نعمت‌ها

این مشکلِ غفلت هست. حالا فرمودند شما همین‌قدر ملتفت بشوید که فلان چیز که خدا داده، نعمتی است از جانب او. در این حد که به قلبتان همچین مسئله‌ای خطور کند، بگذره، بفهمید و معرفت پیدا کنید. نه همین‌جور مثل ماهی تو آب که دارد شنا می‌کند و ملتفت نیست این آب، چه نعمتی است؛ [فقط] اگر آن را از او بگیرند، ملتفت می‌شود. آدم هم نسبت به نعمت‌ها همین‌جوری است.

گاهی آدم ملتفت می‌شود؛ آن‌وقت که ملتفت می‌شود، می‌گوید همین‌قدر هم که به خاطر ذهنش گذشت که این نعمتی بود و اگر نداشتم چه مشکلاتی پیش می‌آمد، فرمودند شکرش ادا شده است؛ اینکه آدم ملتفت بشود این، نعمتی است از جانب خدا. نعمت بودنش را، این عنوان را ملتفت شود؛ نه میز بودن و نمی‌دانم چی‌چی بودنِ این‌ها را، بلکه به همین خودش نگاه کند؛ که خودش، غیر از اینکه خودش است، نعمت هم هست. آدم اگر ملتفت این معنا بشود، همان‌وقت که ملتفتش می‌شود، دارد شکرش را به‌جا می‌آورد.

آداب آب خوردن و شکر زبانی

بعد فرمودند کافی نیست، یک‌ذره به زبان بیاور و بگو. این را قبلاً عرض کردیم: «إِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ لَیَشْرَبُ الشَّرْبَةَ مِنَ الْمَاءِ فَیُوجِبُ اللَّهُ لَهُ بِهَا الْجَنَّةَ». گاهی در روایات پیش می‌آید، مثلاً می‌گویند یک‌وقت پیش می‌آید که یک کسی یک کاری می‌کند و به خاطر همان کار، خلاصه آن‌جا بهشتی شدنش را امضا می‌کنند. این هم مسئله‌ای از همین دست است.

«ثُمَّ قَالَ»؛ ایشان این را فرمودند، یک‌مقداری درنگ کردند، تأمل کردند، بعد ادامه دادند: چه‌جوری؟ «إِنَّهُ لَیَأْخُذُ الْإِنَاءَ فَیَضَعُهُ عَلَى فِیهِ فَیُسَمِّی ثُمَّ یَشْرَبُ فَیُنَحِّیهِ وَ هُوَ یَشْتَهِیهِ فَیَحْمَدُ...» می‌خواهد آب بخورد، وقتی می‌آید آب بخورد، «بسم الله» می‌گوید، بعد می‌خورد.

خب، فرمودند مستحب است در آب خوردن چه‌کار کنیم؟ سه جرعه [خوردن] مستحب است؛ آدم آب را یک‌دفعه سر نکشد. مستحب است آن را سه تیکه کند که این خودش فوایدی دارد.

«بسم الله» می‌گوید، می‌خورد یک جرعه، بعد آن را دور می‌کند «وَ هُوَ یَشْتَهِیهِ» در حالی که هنوز آب می‌خواهد و تشنه‌اش است و سیرِ کامل نشده و فقط یک جرعه خورده است؛ «فَیَحْمَدُ» همین یک جرعه را که خورد، خدا را حمد می‌کند. «ثُمَّ یَعُودُ فَیَشْرَبُ ثُمَّ یُنَحِّیهِ» دوباره یک جرعه دیگر می‌خورد، بعد فاصله می‌دهد، «فَیَحْمَدُ» خدا را حمد می‌کند. «ثُمَّ یَعُودُ فَیَشْرَبُ» جرعه سوم را [می‌خورد]، «ثُمَّ یُنَحِّیهِ فَیَحْمَدُ» جرعه سوم را هم که کامل خورد و سیر شد و تمام که شد، خدا را حمد می‌کند. «فَیُوجِبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا الْجَنَّةَ».

در این مقدار که سه جرعه آب خورد، به هر جرعه‌اش خدا را حمد کرد. آدم وقتی شاکر بودنش شدت بگیرد و زیاد بشود، عادت بکند، اهمیت بدهد و انجام بدهد، گاهی در این حد سرایت می‌کند؛ در این حد که اگر آبش را سه جرعه خورد، سه تا حمد می‌کند خدا را؛ چون دوست دارد و علاقه دارد. این کار را که می‌کند، «فَیُوجِبُ اللَّهُ لَهُ بِهَا الْجَنَّةَ»؛ همین کار باعث می‌شود خدا بهشتی بودنش را امضا کند. خب، کسی که این‌قدر اهمیت می‌دهد، پیداست یک خبرهایی هست.

تفاوت شکر با ورطه استدراج

عمر بن یزید می‌گوید به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: ما هر دعایی می‌کنیم خدا می‌دهد؛ «إِنِّی سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرْزُقَنِی مَالًا فَرَزَقَنِی وَ إِنِّی سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَنِی وَلَداً فَرَزَقَنِی وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی دَاراً فَرَزَقَنِی»؛ هرچه خواستیم داد. بعد این بنده خدا ترسیده است. چرا؟ چون یک مسئله‌ای داریم در قرآن کریم به نام استدراج.

استدراج یعنی اینکه آدم همین‌جور گناه می‌کند، خدا هم به او هی نعمت می‌دهد و چوبی نمی‌خورد. این خطر دارد. فرمودند این خطرناک است. اگر یک‌وقت می‌بینید گناهی می‌کنید و گناهانی می‌کنید و توبه نمی‌کنید، و همین‌جور هم همه‌چیز الحمد لله مهیاست و خدا دارد می‌دهد و هیچ گرفتاری ندارید، و چه بسا دعا می‌کنید و یک چیزی می‌خواهید و بهتان می‌دهد، این‌جا گفتند یک‌مقدار بترسید. به خاطر همین است که احتمالاً خدا دارد قدم‌های آخر را — به اصطلاح ما — برمی‌دارد برای اینکه پدرِ [آدم] را دربیاورد. حالا فعلاً می‌دهد، می‌دهد تا بعد یک‌جایی آدم را گرفتار کند. این را می‌گویند استدراج: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ * وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ». خدای متعال این‌ها را مصداق کید و مکر خودش می‌داند؛ که می‌دهد و سرِ طرف را گرم می‌کند تا یک‌دفعه... تقصیر خودِ [بنده] است؛ گناه می‌کند و هی ادامه می‌دهد، از حلم خدا سوءاستفاده می‌کند، از ستاریت خدا سوءاستفاده می‌کند و همین‌جور هی گناه می‌کند و توبه نمی‌کند، همین‌جور هم خدا می‌دهد. این خطرناک است.

این بنده خدا هم خب ترسیده بود؛ گفت ما هرچه خواستیم، خانه و ماشین و پول و هرچه خواستیم، خدا بهمون داده است، «وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ یَکُونَ ذَلِکَ اسْتِدْرَاجاً»؛ ترسیدم. این را به امام صادق عرض کرد. ایشان فرمودند: «أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلَا»؛ اگر این‌هایی را که خدا بهت می‌دهد، سپاسگزاری کنی و خدا را حمد کنی، نه، استدراج نیست. اما اگر می‌دهد و حمد نمی‌کنی، چرا. به گناهت ادامه می‌دهی، همین‌جور هم خدا دارد می‌دهد و حمد هم نمی‌کنی خدا را. حمدِ خدا شکرش به‌جا نمی‌آید؛ این آره، استدراج است و این مفهوم را دارد. استدراج این حالتی است.

نتیجه‌گیری و توصیه پایانی

لذا آن‌وقت که خدا به آدم نعمت می‌دهد، همین‌جوری می‌تواند این مشکل را حل کند؛ حمد کند. حمد بکند، آن‌وقت مسئله دیگر ان‌شاء‌الله حل می‌شود. فعلاً بحثِ روایاتمان درباره حمد و شکر است. ان‌شاء‌الله همت کنیم نسبت به این قضیه بیشتر عمل کنید، بیشتر توجه کنید؛ در ذکرِ حمد خدا و شکر خدا، که ان‌شاء‌الله خدا نعمت‌هایش را بهمون بیشتر کند. و صلی الله علی محمد و آله.

گزیده

۱. ارزش بی‌انتها در ذکری کوتاه

امام صادق (علیه‌السلام) در باب شکر فرمودند: خداوند نعمتی به عبد می‌دهد، کوچک یا بزرگ؛ اگر او بگوید «الحمد لله»، شکر آن را به‌جا آورده است. خداوند بار بنده را سنگین نکرده است؛ یک «الحمد لله» بهترین ذکر برای شکر نعمت است. روایت است که من انعم الله علیه بنعمة فعرفها بقلبه فقد ادی شکرها؛ یعنی اگر کسی نعمتی را که خدا به او داده است با قلب خود بشناسد، شکر آن را به‌جا آورده است. مشکل ما در مواجهه با نعمت‌های الهی غفلت است. غفلت از اینکه این‌ها نعمتی هستند که می‌توانستند نباشند؛ اما ما نه به بودنش توجه داریم و نه به نبودنش.

۲. رهایی از غفلت با شناخت حقیقت نعمت

مشکل اصلی ما غفلت است. باید ملتفت شویم فلان چیزی که خدا به ما عطا کرده، نعمتی از جانب اوست. این توجه باید در حدی باشد که به قلب خطور کند، بگذرد و انسان آن را بفهمد و معرفت پیدا کند؛ نه مانند ماهی در آب که شنا می‌کند و ملتفت نیست این آب چه نعمتی است، تا زمانی که آن را از او بگیرند. انسان نیز نسبت به نعمت‌ها همین‌گونه است. گاهی که التفات حاصل می‌شود، همین‌قدر که در ذهن بگذرد این نعمتی بود که اگر نداشتم چه مشکلاتی پیش می‌آمد، شکر آن ادا شده است. اینکه بدانیم این‌ها نعمتی از جانب خداست.

۳. نگاه توحیدی به داشته‌ها

انسان باید نعمت بودنِ داشته‌هایش را ملتفت شود و این عنوان را درک کند؛ نه فقط عنوانِ ظاهری و مادی آن‌ها را. باید به خودِ نعمت نگاه کرد که غیر از ماهیت دنیوی‌اش، نعمتی از جانب پروردگار است. اگر انسان ملتفت این معنا بشود، در همان لحظه که التفات در قلبش حاصل می‌گردد، در حال به‌جا آوردن شکر الهی است. اما نباید به شکر قلبی بسنده کرد؛ بلکه باید آن را به زبان آورد و ابراز نمود. در روایات آمده است که گاهی انسان کار کوچکی انجام می‌دهد و به خاطر همان، بهشتی شدنش امضا می‌شود.

۴. درس شکرگزاری در جزئی‌ترین عادات

در روایت آمده است که فردی از شما جرعه‌ای آب می‌نوشد و خداوند به سبب آن، بهشت را بر او واجب می‌کند. مستحب است در هنگام آب خوردن، سه جرعه نوشیده شود و آب یک‌باره سر کشیده نشود که این امر فواید بسیاری دارد. ابتدا «بسم الله» می‌گوید و یک جرعه می‌نوشد، سپس آن را دور می‌کند در حالی که هنوز میل به آب دارد و سیر نشده است؛ در این حال خدا را حمد می‌کند. دوباره جرعه‌ای دیگر می‌نوشد، فاصله می‌دهد و حمد می‌گوید. در جرعه سوم نیز کاملاً سیراب می‌شود و خدا را حمد می‌کند.

۵. تجلی شکر در فزونی طاعت

وقتی بنده سه جرعه آب می‌نوشد و به هر جرعه‌اش خدا را حمد می‌کند، خداوند عزوجل به سبب آن، بهشت را بر او واجب می‌گرداند. زمانی که روحیه شاکر بودن در انسان شدت بگیرد، زیاد شود، به آن عادت کند، اهمیت بدهد و آن را انجام دهد، این روحیه در تمام ابعاد زندگی‌اش سرایت می‌کند. تا جایی که حتی برای نوشیدن سه جرعه آب، سه مرتبه پروردگار را حمد می‌کند؛ چرا که به این کار علاقه و توجه دارد. کسی که این‌قدر به شکرگزاری اهمیت می‌دهد، پیداست که در جان او خبرهایی است.

۶. هشداری درباره ورطه استدراج

عمر بن یزید به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: ما هر دعایی از مال و فرزند و خانه که می‌کنیم، خدا به ما عطا می‌کند؛ از این رو ترسیده‌ام که مبادا این‌ها «استدراج» باشد. استدراج یعنی انسان گناه می‌کند و توبه نمی‌کند، اما خداوند تندتند به او نعمت می‌دهد و عقوبتی نمی‌بیند. این بسیار خطرناک است. اگر می‌بینید گناه می‌کنید اما همه‌چیز مهیاست و خدا خواسته شما را می‌دهد، باید ترسید. احتمالاً خداوند دارد مقدمات را برمی‌دارد تا ناگهان عقوبت کند. خدا این را مصداق مکر و کید خود دانسته که سرِ طرف را گرم می‌کند.

۷. حمد الهی؛ سد محکم در برابر مکر دنیا

بنده گناه می‌کند و از حلم و ستاریت خدا سوءاستفاده می‌نماید و توبه هم نمی‌کند، اما نعمت‌ها همچنان می‌رسند؛ این حالت بسیار خطرناک است. امام صادق (علیه‌السلام) در پاسخ به این هراس فرمودند: «أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلَا»؛ به خدا سوگند اگر همراه با این نعمت‌ها، سپاسگزار باشی و خدا را حمد کنی، استدراج نیست. اما اگر نعمت می‌رسد و حمد نمی‌کنی، بله استدراج است. اگر به گناه ادامه دهی و حمد نکنی، شکر به‌جا نیامده است. انسان با حمد و شکر می‌تواند این مشکل را حل کند و نعمت‌ها را افزون سازد.

فهرست

1️⃣ حقیقت شکر و ارزش ذکر الحمد لله

◽️ کفایت ذکر «الحمد لله» برای ادای شکر نعمت‌های کوچک و بزرگ

◽️ شکر قلبی و حقیقت شناخت نعمت در پیشگاه الهی

2️⃣ ریشه‌یابی غفلت انسان در مواجهه با نعمت‌ها

◽️ غفلت از اصل وجود نعمت و احتمالِ نبودن آن

◽️ تشبیه انسان غافل به ماهیِ غوطه‌ور در آب

3️⃣ ضرورت التفات قلب و توجه به حقیقت داشته‌ها

◽️ خطور نعمت بودنِ داشته‌ها در قلب و کسب معرفت نسبت به آن‌ها

◽️ التفات به ماهیت نعمتیِ اشیاء، فراتر از عناوین ظاهری و مادی

4️⃣ تجلی شکر در جزئی‌ترین عادات (آداب نوشیدن آب)

◽️ ابراز زبانى شکر و صدور حکم بهشتی شدن به سبب کار کوچک

◽️ سنت نوشیدن آب در سه جرعه و همراهی هر جرعه با حمد الهی

5️⃣ سرایت روحیه شکرگزاری به تمام ابعاد زندگی

◽️ نهادینه شدن عادت شکر و تکرار حمد در اثر اهمیت دادن به نعمت

◽️ پیوند شکرگزاری مداوم با عنایت ویژه و پاداش بهشتی خداوند

6️⃣ هشدار درباره سنت استدراج و فریب دنیا

◽️ استدراج؛ استمرار گناه بنده و فزونی هم‌زمان نعمت‌های الهی

◽️ سوءاستفاده از حلم و ستاریت خدا و ورطه مکر و کید الهی

7️⃣ حمد الهی؛ سد محکم در برابر ورطه استدراج

◽️ مصونیت از استدراج در صورت همراهی نعمت‌ها با حمد و سپاسگزاری

◽️ ضرورت توبه و حل مشکلات معنوی از طریق شکر و حمد پروردگار

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شیوه‌ها و آداب شکرگزاری و تفاوت آن با ورطه استدراج

موضوع: صوت کامل سخنرانی