
🌙 صیانت از دستاوردهای عبادی و استمرار تقوا پس از ماه مبارک رمضان

🌙 صیانت از دستاوردهای عبادی و استمرار تقوا پس از ماه مبارک رمضان
🌙 صیانت از دستاوردهای عبادی و استمرار تقوا پس از ماه مبارک رمضان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ وَ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ
در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان قرار داریم؛ این سفره با برکت، کمکم داره جمع میشه و منتقل میشه انشاءالله به سال آینده. هیچ سفرهای به اندازهی این سفره، از بعد معنوی و عبادی در طول سال، با برکت نیست. خدای متعال لطف فرمود و برای اصلاح بندگانش، این سفره رو پهن کرد؛ روزهی این ماه رو واجب کرد و به عنوان مسئلهی مهمی که در تقوای انسان مؤثر هست، خدای متعال هم بهش اهمیت داد و واجب و لازم کرد.
این بساطی که خدای متعال به پا کرد، انسان وقتی نگاه میکنه میبینه که فرقش، فرق ماه مبارک رمضان و قبلش برای عمدهی انسانها در همین هست که از خوردن و آشامیدن کم میکنه؛ یعنی یک وعدهی غذایی تقریباً حذف میشه.
این کم شدنِ این وعدهی غذایی، اینقدر مهم و مفید هست، و لازم هست که خدای متعال اینطوری ترجیح دادن و اینطور انجام دادن که این روزهی ماه مبارک رمضان رو برقرار کنن؛ یک ماه در سال، همه واجب باشه روزه بگیرن و با حذف این یک وعدهی غذایی، در خودشون یک معنویتی ایجاد بکنن که بهتر و بیشتر بتونن به تقوا و بندگی خدا نزدیک بشن.
انسان همین مقدار که توجه میکنه، میفهمه که همین حذف یک وعدهی غذا چقدر در رشد معنوی انسان مؤثره؛ و به عکسش، پرخوری و رنگینخوری و متنوعخوری چقدر مؤثره در خراب کردن بعد معنوی انسان. چون تفاوت عمدهی روزهی این ماه با سایر ماهها همینه. یعنی اون چیزی که با روزه قرار داده شده در این ماه، حذف همین یک وعده هست؛ بیش از اون هم چیز زیادی نیست. تفاوت عمده و فاحشش برای انسانها همینه.
خدای متعال خواسته یک ماه رو واجب کرده که همه این کار رو انجام بدن. در روایتی از پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: «إنَّ البَطنَ إذا شَبِعَ طَغى»؛ شکم در بین همهی اعضا و جوارح اینطوریه که وقتی پر میشه، طغیان میکنه؛ وقتی پر میشه، طغیان میکنه. روزه خلاف این جهت هست؛ روزه خالی میکنه شکم رو، کم میکنه. اون یک وعده که حذف میشه، هم برای سلامت دنیای آدم مفید هست و بعد مادی انسان مفید هست، هم برای معنوی. ایشون فرمودند وقتی شکم پر میشه طغیان میکنه؛ یعنی آدم رو به طغیان وادار میکنه. عمدهی گناههای انسان هم یکی از منشاهای مهمش همین پرخوری و زیادخوری هست.
ارتباط مستقیم هم داره روزه با تقوا. از معدود عباداتی هست که خدای متعال قرار داد و واجب کرد، اون رو مستقیم ربطش داد به تقوا. یعنی شما این روزه واجب شد با این همه سختی و زحمت و مشقتش، برای اینکه بهتر و بیشتر تقوا رو مراعات بکنید.
تقوا همون مسئلهایست که در صراط مستقیم هست. خدای متعال مسئلهی مهمی در زندگی پیش پای انسان قرار داده و راه مهمی رو قرار داده به اسم صراط مستقیم. این صراط مستقیم رو هم به عنوان عبودیت و بندگی معرفی کرده؛ یعنی آدم تا مادامی که تو خط بندگی هست، تو صراط مستقیم هست. مادامی که واجبی رو ترک میکنه یا حرامی رو انجام میده، در این صراط قرار نداره.
ملاک بودن در این صراط این نیست که این فرد چقدر کارهای مستحبی انجام میده، چقدر آدم به ظاهر متدینی هست، چقدر تبلیغ فرهنگی و دینی انجام میده؛ اینها هیچکدوم ملاک نیست پیش خدای متعال. پست و مقام ملاک نیست، میزان ثروت ملاک نیست، شهرت ملاک نیست، اعتبار اجتماعی ملاک نیست، شهرت و برخوردار بودن از موقعیت اجتماعی ملاک نیست، پست و مقام ملاک نیست؛ هیچی پیش خدای متعال ملاک نیست، هیچی. اون چیزهایی که ما انسانها بهش ارزش میدیم، پیش خدا هیچ ارزشی نداره.
ما برامون اعتبار اجتماعی یک فرد مهمه؛ این فرد اگر رئیس باشه، رئیسجمهور باشه، نماینده باشه، استاندار باشه، خب یه اعتباری پیش ما داره، پیش خدا هیچ اعتباری نداره. برای خدا هیچ فرقی نمیکنه. ما وقتی مواجهیم با این افراد، خب سعی میکنیم بهشون نزدیک بشیم، پیش اینها یه موقعیتی پیدا کنیم، یه اعتباری پیدا بکنیم، به اون سمت حرکت میکنیم؛ این کارها کارهای غلطیه. خدا هیچکدوم این کارها رو قبول نداره و تایید نمیکنه؛ چون پیش خدا هیچکدوم از این عناوین و شغلها و سمتها و پستها و اعتبارات اجتماعی و شهرتهای اجتماعی هیچ اعتبار پیش خدای متعال نداره؛ اگر نگیم مایهی نقص و ضعف هست اونجا و زمینهی گرفتاری هست، حداقل اینه که اعتباری پیش خدای متعال نداره.
اون چیزی که پیش خدای متعال اعتبار داره، میزان گوش به حرف خدا دادن و اطاعت فرمان خداست. کی در انجام واجباتش محکمتر، در ترک محرماتش محکمتر و راسختر؟ حالا این فرد هیچ سمت اجتماعیای هم نداره، هیچ شغلی هم نداره، هیچ اعتبار و شهرتی هم نداره، اصلاً بقیه به خرج ورش نمیدارن، اعتباری براش قائل نیستن؛ اینها پیش خدا ملاک نیست. اون چیزی که پیش خدا ملاکه، عمل فرده.
لذا در قیامت، یکی از صفات قیامت «خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ» [است]؛ در قیامت یه عدهای پایین میان، یه عده بالا میرن. کی پایین میاد؟ اونی که در جامعه اعتبار داشت؛ بیشترِ اینها اینطوری میشن در قیامت. اعتبارات و شهرتهای اجتماعی و پست و مقام و ثروت و اینها که اعتبار ساخته برای افراد، اکثر اونهایی که از این راه بالا رفتند، در قیامت پایین میان و زیر دست و پاها قرار میگیرن و ذلیل میشن و کسی دیگه به خرج ورش نمیداره.
مثل همین الان تو دنیا؛ یه کسی یه مسئولیتی داره، رئیسجمهوره، بعد فردا که کارش تموم میشه، از کار برکنار میشه، دیگه اعتباری نداره پیش افراد، کسی کاری باهاش نداره؛ چون اعتبارش به پستش بود، نه به شخصیتش، نه به ایمانش، نه به اخلاق و عقلش. اعتبارش به سمتش بود، فردا که این سمت رفت، دیگه اعتبار نداره. همین اتفاق در قیامت میافته؛ خیلیها بیاعتبار میشن و ساقط میشن.
و بالعکس، عدهی زیادی که اصلاً آدم باورش نمیشد، اینها رفتن بالا. حالا میخواد رفتهگر باشه، میخواد آدم پاییندستی باشه، یک کارمند معمولی باشه، یک کاسب معمولی باشه، هر چی میخواد باشه؛ این رفته بالا، عجب! کجا رفته! اما کسانی بالا بودن، میان پایین. «خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ»؛ اون روز روزیایه که آدمهایی رو از بالا به پایین میاره، آدمهایی رو از پایین و زیردست به بالا میبره. با چه ارج و قرب و احترامی اینها وارد محشر میشن که هیچکسی باورش نمیشه. چرا؟ چون ملاک پیش خدا این چیزهایی نیست که پیش ما ملاک هست.
ملاک پیش خدا میزان تقوای فرده؛ چقدر در انجام واجبات و ترک محرمات و ادامهی این مسیر، این محکم و راسخ هست، به این میزان خدا پیشش اعتبار داره. «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ اونهایی که اولیای خداان، در قیامت هیچ چیزی نمیترسن و از هیچ چیزی نگران و محزون نیستن در قیامت. اون روز که اوج ترس و ناامنیه برای انسانها، همه اون روز میترسن و نگرانن از حساب و کتابشون، اینها در امن و امانان.
اینها کیان؟ «الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ»؛ اینهایی که اول از همه ایمان آوردند و قدم اول به عنوان ایمان رو برداشتند، از کفر دراومدن؛ هیچ کافری اون روز پیشِ خدا اعتبار نداره ولو هر کاری کرده باشه. دومین ویژگیِ اینها «وَکَانُوا یَتَّقُونَ»؛ یعنی مستمراً در طول حیات و زندگیشون تقوا رو رعایت میکردند؛ نه یک روز و دو روز و یک هفته و یک ماه و یک سال. اینها اون چیزی که داشتند، برنامهی ثابت زندگیشون بود، نمیذاشتند چیزی به تقواشون آسیب بزنه؛ نمیرفتن اقدام به کاری بکنن که تقواشون آسیب ببینه ولو قالبِ اون کار موجه باشه. اما وقتی میبینه من ورود بکنم تو این کار و این شغل و این سمت، ولی نمیتونم از عهدهش بربیام یا تقوای من آسیب میبینه، اینها ورود نمیکنند. کاری رو که احساس میکنند از عهدهش نمیتونن بربیان، به عهده نمیگیرند؛ نه اینکه قبول کنه بگه حالا یه کاریش میکنیم، سمت و مسئولیت رو قبول کنه بعد بگه حالا یه جوری درستش میکنیم. اینطوری نمیسیه.
هر کسی میخواد کاری رو به عهده بگیره، از پایینترین کارها تا بالاترین کارها، باید لیاقتش رو داشته باشه، زمینهش رو داشته باشه؛ وقتی نداره، نباید و جایز نیست بپذیره. یک. دو؛ وقتی وارد اون کار میشه باید دینش و تقواش حفظ بشه. و اگر ورود میکنه در محیطی و در موقعیتی و در کاری که تقواش آسیب میبینه، حق نداره ورود کنه؛ ولو به اسم تبلیغ، ولو به اسم کار دینی، فرهنگی، ولو به هر اسمی. وقتی میره تو اون محیط میبینه داره تقواش آسیب میبینه، حق نداره بره.
ما هم تقوامون از همه چی مهمتره؛ اما وقتی اینو زیر پا میذاریم برامون مهم نیست، مهم اینه که اون کارمون رو پیش ببریم، خدا هم گرههایی تو کارمون میندازه، مشکلاتی ایجاد میشه و اون کار به نحو احسن انجام نمیشه.
تو این ماه مبارک، خدای متعال همه این برنامه رو به پا کرد که تقوا رو ما مراعات بکنیم، بیشتر وارد صراط مستقیم بشیم، بیشتر عبودیت و بندگی خدا رو تمرین کنیم، تمرین کنیم و ادامه بدیم. این موقعیت ایجاد شده؛ لذا فرصتی شد که انسانها بیشتر سمت خدا برن و عبادت بکنند و معنویت کسب بکنند.
همونطور که پیغمبر اکرم فرمود، به عکسش شیطان در این ماه در غل و زنجیر بود و خیلی عذاب کشید؛ خیلی عذاب میکشه شیطان وقتی سر و کلهی این ماه پیدا میشه. نزدیک ماه رمضان که میشه، شیطان و اعوان و انصارش در مصیبت و غم و اندوه فرو میرن که چرا این ماه داره میاد و دست ما بسته میشه. تو این ماه خب دست اینها بسته هست؛ چون کمتر آدمها گناه میکنند، کمتر به سمت گناه میرند. آمارهای دادگستری بزرگترین شاهد و دلیل بر این مدعاست که میزان پروندههای دادگستری تو این ماه به شدت کم میشه؛ اونهایی که دست در کار دارند میدونن و تصدیق میکنند که مشکلات راحتتر و بهتر بین افراد حل میشه. چرا؟ یک وعده غذا رو حذف کرده قربهً الی الله، یه مقدار از این خوردن کم کرده. عمدهش برای افراد همینه دیگه.
حالا اینهایی که ایمانشون بالاتر [است] رو کاری نداریم؛ برای عمدهی افراد، تفاوت فاحشش حذف یک وعده غذاست. اینطوری میکنه با آدم؛ آدم رو از مادیت محض و هر چه بیشتر فرورفتن تو یه چیزهای بد دور میکنه. هر چه این شکم خالیتر باشه، اثرش بیشتره؛ انسان آمادهی پرواز معنوی و روحی میشه وقتی این شکم بارش سبک میشه.
لذا نسبت به روزه در طول سال تاکید کردند، حتی بعد ماه مبارک؛ تاکید کردند کسانی که میتونن روزه بگیرن. در طول سال ماهی حداقل سه روز، اگه کسی میتونه روزه بگیره، از این فرصت استفاده کنه و نذاره که اون بعد معنوی که در ماه مبارک رمضان ایجاد شد، خیلی آسیب ببینه؛ نذاره زیاد آسیب ببینه. این خیلی مهمه.
شیاطین اواخر ماه مبارک خوشحالان؛ چون داره کمکم سر و کلهی خوردن پیدا میشه، این ماه داره میره و سفرهش داره جمع میشه میره، اینها دارن خوشحال میشن. اون غل و زنجیرها داره باز میشه. با چی؟ با اضافه شدن همین مقدار خوردنی که انسانها با رفتن ماه مبارک اضافه میکنند؛ به همین مقدار، زمینه و اسباب نفوذ شیطان در انسان زیاد میشه. خوردن و شکم پر و زیاد خوردن، اینقدر آسیب داره. پیغمبر اکرم فرمود این شکم رو پرش نکنید؛ وقتی پر میشه، شما رو به طغیان وادار میکنه. میل آدم رو به گناه کردن بیشتر میکنه.
اما ماه مبارک، زمینه و حال و میل انسان نسبت به گناه کم میشه. هر چی از این ماه طی داره میشه و ما جلوتر میریم، معنویت انسانها بیشتر تقویت میشه؛ اون حال روحی و معنویشون، میلشون به گناه کمتر شده. حالا هر چی ماه مبارک تموم میشه به سمت ماههای دیگه داریم حرکت میکنیم و شروع میشه این پرخوری، به همون میزان معنویت انسان میاد پایین، حیوانیت انسان میره بالا و این خطرناک میشه. هر چی حیوانیت در انسان بیشتر میشه، گناه کردن و سمت گناه رفتن برای انسان راحتتر میشه، میل و علاقه و اشتیاقش به این گناه کردن بیشتر میشه؛ این خطر بزرگ هست.
لذا از امام باقر (علیه الصلاه و السلام) روایت شده فرمودند: «الإبقاءُ على العَمَلِ أشَدُّ مِنَ العَمَلِ»؛ آدمها برای انجام کارهای خوب، یک مانع بزرگ دارن به نام شیطان؛ اون اول، تمام تلاشش رو میکنه که نگذاره ما سمت عمل خیر بریم. میخواد خمسش [را] بده، میگه نده، خودت احتیاج داری؛ میخواد نماز بخونه، حال ندارد، میگه بشین حالا بعداً؛ میخواد روزه بگیره، نمیذاره، میگه یه روز دیگه؛ میخواد حقوق مالیش رو بده، میترسونه آدم رو از اینکه کم بشه؛ به گناه میرسه، حال نداره، دلش میخواد انجام بده، انجام میده. اینطوریه؛ استفاده میکنه شیطان از این زمینههایی که در انسان هست، نمیذاره کار خیر انجام بده.
با این وجود، عدهای موفق میشن کار خیر رو انجام میدن، عبادتش رو انجام میده، روزهش رو میگیره، نمازش رو میخونه، کارهای خیر دیگهش رو انجام میده و با انجام دادن این کارها، آثاری بر اون کارهای خیر بار میشه. روزه میگیریم، به تقوا نزدیکتر میشیم؛ خمس میدیم، اون علقه و چسبندگی انسان به مال دنیا کم میشه؛ صدقه میدیم، همون حالت ایجاد میشه؛ زکات میدیم، همون حالت ایجاد میشه؛ هر کدوم از این کارها رو که انجام میدیم، آثار خودش رو داره، آثار مفید خودش رو.
یکی از برنامههای بعدی شیطان اینه که وقتی نتونست مانع این بشه که کسی کار خیر رو انجام بده، تمام تلاشش رو میکنه که اگه بتونه، این رو از ادامهی این راه باز داره، برش گردونه. تصمیم گرفته که توبه کنه و گرد گناه نچرخه و شروع میکنه در این ماه؛ اما بعداً شیطان تلاشش رو میکنه که این ادامه نتونه بده. تصمیم گرفته حقوق مالیش رو بره ادا کنه؛ اما ممانعت میکنه، نگذاره انسان ادامه بده، آدم رو میبره یه سمتی که کارهای خیرش رو به باد بده و از بین ببره.
یکی از زمینههاش هم همین بعد ماه مبارک هست. اینجا باید خیلی سفت ما جیبمون رو بچسبیم. بعد ماه مبارک، شیطان از غل و زنجیر درمیاد؛ خودش هم قسم خورده، گفته خدایا: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ من کاری با عبادات دیگهشون ندارم؛ شیطان کاری با مستحبات ما خیلی نداره، زیاد ممانعت نمیکنه از اونها، با اونها مشکلی نداره. اینکه ما حتی میبینیم آدمها میرن مکه، مدینه، عربستان، میان میگن اونها چقدر به نمازاشون مقیدان، چقدر اول وقت میخونن، چقدر این کارها رو میکنن، پس چرا ما اینجور نیستیم، طبیعیه؛ بهخاطر اینکه خود شیطان این در روایات هست، به خدای متعال هم در قرآن کریم نقل شده که همینو گفت؛ گفت من با مسائل دیگهی اینها کار ندارم، من با صراط مستقیم کار دارم، من با اون چیزهایی که عبودیت و بندگی توئه، با واجبات و محرمات کار دارم؛ اینها رو من خیلی برام مهمه و اونجایی که اینها میخوان نسبت به این مسائل مهم و اصلی دینشون مقید بشن و ادامه بدن، اون رو من نمیذارم. من دم صراط مستقیم میشینم. صراط مستقیم یعنی واجبات و محرمات، یعنی عبودیت خدا؛ انجام واجب، ترک حرام میشه صراط مستقیم. اونی که موفق میشه این کار رو بکنه، وارد صراط مستقیم شده. با مسائل دیگه خیلی کاری نداره.
اگر ببینه یه آدمی تو صراط مستقیم نیست، گناه میکنه؛ حالا یه آدم تصمیم میگیره قرآن زیاد بخونه، تصمیم میگیره نماز اول وقت بخونه حتی، تصمیم میگیره نماز شب بخونه، تصمیم میگیره فلان کار خیر رو انجام بده؛ با اینها خیلی نگران نمیشه شیطان، خیلی با اینها مشکلی نداره. با چی مشکل داره؟ با اونجایی که ما تصمیم میگیریم دیگه گناه نکنیم، ما وارد خط بندگی خدا بشیم. اینجا کار شیطان مشکل میشه و تمام قواش رو و اعوان و انصارش رو به کار میگره که این کسی که الان تصمیم گرفته بیاد تو صراط مستقیم و دیگه گناه نکنه، اینو به هر نحوی هست جلوش رو بگیره و نذاره وارد این صراط بشه.
اونها تو عربستان نمازشون اول وقت بخونن، شیطان مشکلی نداره، میگه بخونید، هر چی دلتون میخواد بخونید؛ چون کارتون از ریشه خرابه، با اون ریشهی خراب هیچوقت به صراط مستقیم نزدیک هم نخواهید شد. شما که ولایت امیرالمومنین، حب امیرالمومنین ندارید، دیگه نزدیک صراط هم نخواهید شد؛ لذا هر چی میخواهید اول وقت بخونید، کاری نداره، همتش رو متمرکز نمیکنه که اونها رو از نماز اول وقت بازداره. کاری نداره، رهاشون میکنه.
شیطان با کیا کار داره؟ با اونهایی که ولایت امیرالمومنین رو پذیرفتند، با بقیه کاری نداره. کفار؛ قشنگ تو همون راهیایه که خود شیطان خواسته دارن میرند و احتیاجی هم نیست بره مراقبشون باشه، مراقبشون هم نیست. اهل سنتی که ولایت امیرالمومنین [را] زدن کنار؛ کاریشون نداره، میخواد نماز اول وقت بخونه، بخونه، مشکلی نیست. نمیره هی درِ گوشش بشینه بگه نخون؛ چون این از ریشه خرابه کار. لذا رها میکنه و ما میایم میگیم چرا اونها اول وقت نماز میخونن ما نمیخونیم، خب طبیعیه؛ اون کاریش نداره شیطان. علاقه داره، عادت داره، اینطوری بار اومده که نمازاش اول وقت بخونه، مشکلی باهاش نداره؛ با کی مشکل داره؟ با اونی که اومده گفته «أشهد أن علیاً ولی الله»، با این مشکل داره. میگه حالا تو که گفتی أشهد أن علیاً ولی الله، نمیذارم قدم بعدی که تقوا هست رو برداری؛ چون ما شیعیان بعد اینکه ولایت امیرالمومنین [را] پذیرفتیم، قدم بعدیمون تقواست.
لذا امیرالمومنین و بقیهی حضرات وقتی به شیعه میرسیدند، نمیگفتند شیعه حالا شما بیایید برید صرفاً رو ولایت ما کار بکنید، این یه بخشی از کار بود، مهمتر از اون و بیشتر از اون میگفتند برید تقواتون رو حالا درست بکنید، شما که ما رو پذیرفتید، یه قدم اومدید جلو، قدم بعدی نمونید توش. حالا ما گاهی وقتمون رو و عمرمون رو صرف قدمهای قبل میکنیم، متوجه نیستیم حالا به بعدمون مونده، اون از حالا به بعد رو باید درست کرد. لذا از حالا به بعد کم کسی میمونه تو راه؛ صراط مستقیم خلوت میشه، کسی نیست؛ چون عمده مشغولان به قبل صراط و دور و بر صراط. خود صراط، تمام تلاشش رو طرف میکنه که عدهای رو بکشونه تو خط بندگی، اما رو خودش کار نمیکنه. همه رو هل میخواد هل بده تو این صراط، اما خودش بیرون صراط وایساده خیالش هم راحته، مشکلی نیست. اونی میتونه بقیه رو هم ببره تو صراط مستقیم که خودش جلوتر رفته، اونجا راه افتاده، تونسته بفهمه راه رو از چاه و مسائل دیگه رو، اونوقت اون میتونه بقیه رو هم ببره؛ وگرنه ما به اسمی که بقیه رو میخوایم با این طرحها و با این حرفها و با این تبلیغات و اینها میخوایم ببریم و خودمون عقب موندیم، نمیتونیم ببریم، گول داریم میزنیم خودمون رو؛ باید اینو متوجه باشیم. تا نریم خودمون، تا خودمون خدا نکرده مرتکب گناه هستیم، یه کسی رو تو صراط نخواهیم آورد؛ ممکنه اون اطراف معطلش کنیم و فکر کنیم درستش کردیم، اما درستش نخواهیم کرد. خدا به بیان ما، به کلام ما اون قدرت نفوذ رو نمیده که یکی بیاد تو صراط؛ نمیده، میمونه، بیرون میمونه.
لذا باید حواسمون جمع بکنیم، گول نخوریم و شیطان وقتی تو این مسیر مستحکم و محکم وایساده که نذاره ما تقوایی که تو این ماه مبارک به دست آوردیم ادامه پیدا کنه، ما هم به همون اندازه باید محکم باشیم. لذا یک راه هم بیشتر نداره، اون هم ترک معصیت و ادامه دادنِ ترک گناه هست، ادامه بده آدم. نه فقط اصلش، بلکه ادامه دادنش؛ تمام توانمون رو رو این به کار بگیریم که معصیت نکنیم. مثل یه آدمی که بهش هشدار دادن، گفتن شما از این راه داری میری جیببر زیاد هست؛ چیکار میکنه؟ آدمی که میفهمه این راهی که الان بناست طی کنه و بره، از اینجا بره تا سر کوچه، جیببر تو این راه زیاد هست، چیکار میکنه؟
حالا به ما گفتن؛ گفتن ماه مبارک که داره تموم میشه، جیببرا سر و کلهشون داره پیدا میشه. بعد ماه مبارک آزاد شدن، همه اومدن سر پستشون وایسادن؛ آماده، منتظرن که شما که داری میری و این روزهای بعد داره طی میشه، یه جا جیب آدمو بزنن. خب اون آدم که میفهمه جیببر تو راه هست، سفت جیباش رو نگه میداره؛ خیلی مواظبت میکنه؛ هر فکری رو، همتش رو رو چیزهای دیگهای نمیبره، فقط مواظب اینه ازش نگیرن. ما هم باید فقط مواظب باشیم بعد ماه مبارک، خدا نکرده دچار معصیت نشیم.
از تو خونه شروع میشه، با همسر و فرزند؛ بداخلاقی میکردیم، تند میشدیم، داد میزدیم سرشون، دست بلند میکردیم به روشون، حرف بد میزدیم، همونجا جیبمون رو میزنه؛ همونجا زد، رفت. تصمیم بگیریم اگر خدا نکرده یه مقدار تحملمون، صبرمون نسبت به خانواده کم بوده، بیشترش بکنیم، مراقبتمون بیشتر بکنیم؛ از خونه شروع میشه تا بیاد تو جامعه، با افراد آدم سر و کار داره. مردم جامعه چطورن؟ بعضاً عصبانی، تند، عجول، خشن، بداخلاق، گناهکار؛ خب آدم تو یه همچین موقعیت و محیطی قرار میگیره دیگه، همه که اهل تقوا نیستن که. خب چیکار باید کرد؟ آدم باید مراقبت کنه، عقلش رو به کار بیندازه چطور میتونه با افراد جامعه معاشرت کنه که از آسیبشون در امان باشه. هر کسی به نوبهی خودش.
یک کسی هست میبینم من چهار کلمه میخوام با این حرف بزنم، سر تا پاییش گناهه؛ خب این چیکار میکنه آدم؟ چه فکری میکنه؟ یه فکری براش میکنه که دچار اون گرفتاری نشه. فلان مجلس من برم دچار گناه میشم؛ چیکار میکنه؟ یه فکری میکنه، جلوش رو میگیره که گرفتار نشه. فلان موقعیت من گرفتار میشم؛ خب از قبلش پیشبینی میکنه، جلوش رو میگیره؛ نه بگذاره بره تو متن قضیه، بعد اونجا نمیدونه دیگه چجوری از این گرفتاری دربیاد.
پس امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «الإبقاءُ على العَمَلِ أشَدُّ مِنَ العَمَلِ»؛ اینکه شما آثار و نتایج کارهای خیر رو بتونید حفظ بکنید، این سنگینتر و سختتر از اینه که خود عمل رو انجام دادید. مثلِ مرحوم امام فرمود بعد پیروزی انقلاب که حفظ این پیروزی مهمتر از اصلش هست، این واقعیتیست در همهی مسائل مهم که حفظ و ادامهش از اصل کار مهمتره؛ خیلیها شروع میکنند به یک کارهای خیری، اما فکر ادامهش رو نمیکنند؛ ادامهش مهمتره، ادامهش بیشتر برنامه میخواد، ادامهش جدیت بیشتری میخواد، ادامهش سختتره؛ ولو شروعش یه مقداری سختیای داره، یه مقدار برنامه میخواد، اما اون چیز که مهمه اینه که ما اینو ادامه... نگهش داریم همین که تا اینجا آوردیم، اینو حفظش بکنیم. این در همهی مسائل ما هست، چه در مسائل فردیمون، چه در مسائل عمومیمون؛ اینو باید توجه بکنیم، مراقبت کنیم که این شیطان رجیم که دست محکم کرده کمرش رو و همتش رو که نذاره ما وارد صراط مستقیم بشیم، ما وارد خط بندگی خدا بشیم، اینو سرکوبش کنیم، ناامیدش کنیم.
لذا بعد ماه مبارک همت اصلی ما باید رو نسبت به انجام واجباتمون و ادامهش، ترک محرمات و ترک گناه و معصیت و ادامه دادنِش باشه. با بقیه مسائل ما کاری نداره عرض شد. زیادن افرادی که اهل مستحباتی هستند، اما میبینی ظلمش رو هم میکنه، حق مردم رو هم میخوره، گناهش رو هم میکنه. چی میشه یه کسی ممکنه اهل نماز شب هم باشه، اما از این کارها هم آدم ازش میبینه؟ چی میشه یکی ممکنه اهل نماز اول وقت با این همه فضیلت و ارزش، برای نماز شب، برای نماز اول وقت، اما اهل گناه هم هست؛ چون شیطان خیالش راحته. میگه این تا اون کار رو مشغوله و اون ظلم و اون گناه رو مشغوله، این نماز شبا به درد نمیخوره، بخون. هر چی میخوای بخون. از دل اون نماز شبا دچار عجب و غرور هم میشه، گرفتار هم میشه؛ لذا ترسی نداره، با اونها خیلی شیطان کاری نداره، خیلی با اونها مشکلی نداره.
انشاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه و به برکت این ماه بزرگ و مبارک، به برکت این ساعات و ایام و روز جمعه و این ساعات مهم که اوقات استجابت دعاها هست، انشاءالله چند تا دعا میکنیم، همه آمین بگید که به برکت این ماه و این ایام، خدا این دعاهای ما رو اجابت کنه انشاءالله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد؛ پروردگارا به محمد و آل محمد، به ما توفیق بده که در خط بندگی و اطاعت فرمانت، همهی عمرمون رو سپری کنیم انشاءالله. هیچوقت از این راه و از این خط برنگردیم. شیطان رو بر ما مسلط مکن. او رو از ما ناامید کن. نفس امارهی ما رو اصلاح کن. توفیق بندگی در تمام عمر به ما عنایت بفرما. توفیق هر چه بیشتر گوش به حرف تو دادن به ما عنایت بفرما. اموات، گذشتهگان، حقداران، ارواح طیبهی علمای ربانی، ارواح طیبهی شهدا، روح مطهر حضرت امام مشمول رحمتت بفرما. خدمتگزاران به اسلام، به نظام اسلامی، به ملت، به همهی مسلمانها، در رأس آنها رهبر معظم انقلاب محافظت بفرما. ایشان را در انجام امور یاری کن. ما را قدردان این نعمت بزرگ قرار بده. مشکلات مسلمانها، مشکلات جوانان برطرف بفرما. مشکلات ملت ایران برطرف بفرما. مشکلات دولت ایران برطرف بفرما. همه گذشتهگان قرین رحمت بفرما. امر فرج امام عصر (علیه السلام) [را] تسریع بفرمای؛ سلام و تحیت ما به پیشگاه ایشان برسان. ما را مشمول دعای ایشان قرار بده. ما را از اعوان و انصار ایشان در دوران غیبت و حضورشان قرار بده. عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما. اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور و الانابه الی دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت. رب صل علی محمد و آل محمد.
در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان قرار داریم؛ این سفرهی با برکت، کمکم داره جمع میشه و منتقل میشه به سال آینده. هیچ سفرهای به اندازهی این سفره، از بعد معنوی و عبادی در طول سال، با برکت نیست. خدای متعال لطف فرمود و برای اصلاح بنده گانش، این سفره رو پهن کرد؛ روزهی این ماه رو واجب کرد و به عنوان مسئلهی مهمی که در تقوای انسان مؤثر هست، خدای متعال هم بهش اهمیت داد و واجب و لازم کرد. این بساطی که خدای متعال به پا کرد، انسان وقتی نگاه میکنه میبینه که فرق ماه مبارک رمضان و قبلش برای عمدهی انسانها در همین هست که از خوردن و آشامیدن کم میکنه؛ یعنی یک وعدهی غذایی تقریباً حذف میشه که برکات فراوانی دارد.
تقوا همان مسئلهای است که در صراط مستقیم قرار دارد. خدای متعال مسئلهی مهمی در زندگی پیش پای انسان قرار داده و راه مهمی رو به اسم صراط مستقیم ترسیم کرده است. این صراط مستقیم رو هم به عنوان عبودیت و بندگی معرفی فرمودهاند؛ یعنی آدم تا مادامی که تو خط بندگی هست، تو صراط مستقیم قرار دارد. مادامی که واجبی رو ترک میکنه یا حرامی رو انجام میدهد، در این صراط قرار ندارد. ملاک بودن در این صراط این نیست که این فرد چقدر کارهای مستحبی انجام میدهد، چقدر آدم به ظاهر متدینی هست، چقدر تبلیغ فرهنگی و دینی انجام میدهد؛ اینها هیچکدام ملاک اصلی نیست، بلکه حقیقت در بندگی است.
ملاک اصلی پیش خدای متعال پست و مقام نیست، میزان ثروت ملاک نیست، شهرت ملاک نیست، اعتبار اجتماعی ملاک نیست، شهرت و برخوردار بودن از موقعیت اجتماعی ملاک نیست، پست و مقام ملاک نیست؛ هیچی پیش خدای متعال ملاک نیست، هیچی. اون چیزهایی که ما انسانها بهش ارزش میدهیم، پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. ما برامون اعتبار اجتماعی یک فرد مهمه؛ این فرد اگر رئیس باشه، رئیسجمهور باشه، نماینده باشه، استاندار باشه، خب یه اعتباری پیش ما دارد، اما پیش خدا هیچ اعتباری ندارد. برای خدا هیچ فرقی نمیکنه. پیش خدا هیچکدام از این عناوین و شغلها و سمتها و پستها و اعتبارات اجتماعی و شهرتهای اجتماعی هیچ اعتباری ندارد.
اون چیزی که پیش خدای متعال اعتبار دارد، میزان گوش به حرف خدا دادن و اطاعت فرمان خداست؛ اینکه چه کسی در انجام واجباتش محکمتر، و در ترک محرماتش محکمتر و راسختر است. حالا این فرد هیچ سمت اجتماعیای هم نداشته باشد، هیچ شغلی هم نداشته باشد، هیچ اعتبار و شهرتی هم نداشته باشد، اصلاً بقیه به خرج ورش ندارند و اعتباری براش قائل نباشند؛ اینها پیش خدا ملاک نیست. اون چیزی که پیش خدا ملاک است، عمل فرد است. ملاک پیش خدا میزان تقوای فرده؛ چقدر در انجام واجبات و ترک محرمات و ادامهی این مسیر، محکم و راسخ هست، به همان میزان خدا پیشش اعتبار قائل است.
در قیامت، یکی از صفات برجسته «خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ» است؛ در قیامت یه عدهای پایین میآیند و یه عده بالا میروند. کی پایین میاد؟ اونی که در جامعه اعتبار داشت؛ بیشترِ اینها اینطوری میشوند در قیامت. اعتبارات و شهرتهای اجتماعی و پست و مقام و ثروت و اینها که اعتبار ساخته برای افراد، اکثر اونهایی که از این راه بالا رفتند، در قیامت پایین میآیند و زیر دست و پاها قرار میگیرند و ذلیل میشوند. و بالعکس، عدهی زیادی که اصلاً آدم باورش نمیشد، اینها میروند بالا. حالا میخواهد رفتهگر باشه، میخواهد آدم پاییندستی باشه، یک کارمند معمولی باشه، یک کاسب معمولی باشه؛ این میره بالا. قیامت آدمهایی رو از بالا به پایین میاره و آدمهایی رو از پایین به بالا میبره.
هر کسی میخواهد کاری رو به عهده بگیرد، از پایینترین کارها تا بالاترین کارها، باید لیاقتش رو داشته باشد، زمینهش رو داشته باشد؛ وقتی ندارد، نباید و جایز نیست بپذیرد. دوم اینکه وقتی وارد اون کار میشود باید دینش و تقواش حفظ بشود. و اگر ورود میکنه در محیطی و در موقعیتی و در کاری که تقواش آسیب میبیند، حق ندارد ورود کند؛ ولو به اسم تبلیغ، ولو به اسم کار دینی یا فرهنگی، ولو به هر اسم دیگری. وقتی میره تو اون محیط میبینه داره تقواش آسیب میبیند، حق ندارد بره. ما هم تقوامون از همه چی مهمتره؛ اما وقتی اینو زیر پا میذاریم، کار خراب میشود.
از امام باقر (علیه الصلاه و السلام) روایت شده که فرمودند: «الإبقاءُ على العَمَلِ أشَدُّ مِنَ العَمَلِ»؛ اینکه شما آثار و نتایج کارهای خیر رو بتونید حفظ بکنید، این سنگینتر و سختتر از اینه که خود عمل رو انجام دادید. روزه میگیریم، به تقوا نزدیکتر میشیم؛ خمس میدیم، علقه انسان به مال دنیا کم میشه؛ صدقه میدیم، همان حالت ایجاد میشه؛ زکات میدیم، همان حالت ایجاد میشه؛ هر کدوم از این کارها رو که انجام میدیم، آثار مفید خودش رو دارد. یکی از برنامههای اصلی شیطان اینه که وقتی نتونست مانع این بشه که کسی کار خیر رو انجام بده، تمام تلاشش رو میکنه که اگه بتونه، این رو از ادامهی این راه باز داره.
خود شیطان در قرآن کریم نقل شده که گفت: من با مسائل دیگهی اینها کار ندارم، من با صراط مستقیم کار دارم، من با اون چیزهایی که عبودیت و بندگی توئه، با واجبات و محرمات کار دارم؛ اینها رو من خیلی برام مهمه و اونجایی که اینها میخواهند نسبت به این مسائل مهم و اصلی دینشون مقید بشوند و ادامه بدهند، اون رو من نمیذارم. من دم صراط مستقیم میشینم. صراط مستقیم یعنی واجبات و محرمات، یعنی عبودیت خدا؛ انجام واجب، ترک حرام میشه صراط مستقیم. اونی که موفق میشه این کار رو بکنه، وارد صراط مستقیم شده. شیطان با اونهایی کار دارد که صراط مستقیم و خط بندگی خدا را برگزیدهاند.
شیطان تمام تلاشش رو میکنه که اگر بتونه، انسان را از ادامهی این راه باز داره. آدم رو میبره یه سمتی که کارهای خیرش رو به باد بده و از بین ببره. یکی از زمینههای اصلیاش همین بعد ماه مبارک هست. اینجا باید خیلی سفت ما جیبمون رو بچسبیم. بعد ماه مبارک، شیطان از غل و زنجیر درمیاد. بعد ماه مبارک آزاد شدند، همه اومدند سر پستشون وایسادند؛ آماده، منتظرند که شما که داری میری، یه جا جیب آدمو بزنند. ما هم باید فقط مواظب باشیم بعد ماه مبارک، خدا نکرده دچار معصیت نشیم. از تو خونه شروع میشه، با همسر و فرزند؛ بداخلاقی میکردیم، تند میشدیم، همانجا جیبمون رو میزنه.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «الإبقاءُ على العَمَلِ أشَدُّ مِنَ العَمَلِ»؛ اینکه شما آثار و نتایج کارهای خیر رو بتونید حفظ بکنید، این سنگینتر و سختتر از اینه که خود عمل رو انجام دادید. اصل کار رو انجام دادید، تلاش کردید زحمت کشیدید، اما اینکه نگهش دارید و حفظش کنید مهمتر از اصل عمله. خیلیها شروع میکنند به یک کارهای خیری، اما فکر ادامهش رو نمیکنند؛ ادامهش مهمتره، ادامهش بیشتر برنامه میخواهد، ادامهش جدیت بیشتری میخواهد، ادامهش سختتره. ولو شروعش یه مقداری سختیای داشته باشد، اما اون چیز که مهمه اینه که ما اینو ادامه بدهیم و نگهش داریم.
◽️ برکتِ معنوی و عبادیِ ماه مبارک در مقایسه با طول سال
◽️ اصلاحِ بندگان و برکاتِ تربیتیِ حذف یک وعده غذایی
◽️ انطباق تقوا بر عبودیت، بندگی و خطِ صراط مستقیم
◽️ اهمیت و اصالتِ واجبات و محرمات نسبت به مستحبات
◽️ بیارزشیِ پست، مقام، ثروت و اعتبارات اجتماعی نزد حقتعالی
◽️ ملاکِ حقیقیِ ارزش انسان بر پایهی تقوا و استمرارِ در عمل
◽️ ویژگی «خافضه و رافعه» بودنِ قیامت در جابهجایی منزلتها
◽️ ذلتِ صاحبان اعتباراتِ دنیوی و رفعتِ صاحبان تقوایِ حقیقی
◽️ ضرورتِ داشتنِ لیاقت، زمینه و صلاحیت برای پذیرش امور
◽️ صیانتِ از دین و تقوا در مواجهه با محیطها و کارهای مختلف
◽️ رهایی شیاطین از غل و زنجیر و تمرکز بر جیببریِ تقوا
◽️ آغاز صیانت از دستاوردهای عبادی از محیط خانواده تا جامعه
◽️ دشواری و اهمیتِ «نگهداری و حفظ عمل» نسبت به اصلِ انجام آن
◽️ ضرورتِ برنامهریزی، جدیت و پیشبینیِ راههای ترکِ معصیت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی