29 پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها
💬جلسات پرسش و پاسخ
1391/01/03
پست

💬۲۹ پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها

  1. 🎯 تنظیم برنامه زندگی بر اساس اولویت تقوا و صراط مستقیم
  2. 📉 در مواقع تعطیلی جلسات موعظه یا مشکلات شخصی، چطور خود را حفظ کنیم؟
  3. 🌱 مراحل ایمان و نشانه رشد آن در ترک لغویات
  4. ❓ آیا انجام امور لغو، نشانه عدم رشد ایمان است؟
  5. 🌌 معنای قضا و قدر الهی
  6. ⏳ میزان اثرگذاری خیرات برای اموات غیرباتقوا
  7. 👤 آیا خیرات مستحبی به اموات گرفتار و بی‌پناه می‌رسد؟
  8. 🕒 نحوه تقسیم‌بندی زمان برای افراد مجرد
  9. 🛡️ برخورد صحیح در برابر تعریف و تمجید دیگران (خطر عُجب)
  10. 📖 تبیین آیه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ...» در فضای امروز
  11. 📜 منشأ اذن و اجازه برای تربیت اخلاقی و افتا
  12. 🤝 جمع میان احادیث لعن و مسئله وحدت اسلامی
  13. 🛑 حکم لعن کردن شیعیان فاسق و سیاست‌مداران ظالم
  14. ❌ نقد ادعای فقرآور بودن ذکر شریف تهلیل (لا اله الا الله)
  15. ⚖️ راهکار مواجهه با کثرت شک در نماز
  16. 💎 تبیین حدیث و عبارت «المعروف بقدر المعرفه»
  17. 🏠 تعارض میان انتظارات خانواده (پدر و مادر) و همسر
  18. 👶 تعادل در برآورده کردن خواسته‌ها و تنقلات کودکان
  19. 🚪 نحوه برخورد با شلوغی و رفتار بچه‌های مهمان در خانه
  20. 🏛️ نگاهی به مباحث تاریخی؛ انطباق ذوالقرنین بر کوروش
  21. 📿 محوریت تقوای عملی در سیره مرحوم علامه طباطبایی
  22. 📚 راهکارهای حفظ انگیزه و رفع موانع در دوران طلبگی
  23. 🎓 ویژگی‌های استاد موعظه و معیار شناخت علمای ربانی
  24. 🛌 ریشه‌بندی خواب‌های طولانی و ارتباط آن با غفلت
  25. 💍 مرز میان ابراز ناراحتی مشروع و گناه در روابط زوجین
  26. 💔 ریشه‌یابی ناراحتی از بدی دیگران در برابر خوبی ما (مسئله اخلاص)
  27. 🕋 طریق حقیقی رسیدن به مرتبه یقین
# 108 / اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن

29 پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها

💬۲۹ پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها

  1. 🎯 تنظیم برنامه زندگی بر اساس اولویت تقوا و صراط مستقیم
  2. 📉 در مواقع تعطیلی جلسات موعظه یا مشکلات شخصی، چطور خود را حفظ کنیم؟
  3. 🌱 مراحل ایمان و نشانه رشد آن در ترک لغویات
  4. ❓ آیا انجام امور لغو، نشانه عدم رشد ایمان است؟
  5. 🌌 معنای قضا و قدر الهی
  6. ⏳ میزان اثرگذاری خیرات برای اموات غیرباتقوا
  7. 👤 آیا خیرات مستحبی به اموات گرفتار و بی‌پناه می‌رسد؟
  8. 🕒 نحوه تقسیم‌بندی زمان برای افراد مجرد
  9. 🛡️ برخورد صحیح در برابر تعریف و تمجید دیگران (خطر عُجب)
  10. 📖 تبیین آیه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ...» در فضای امروز
  11. 📜 منشأ اذن و اجازه برای تربیت اخلاقی و افتا
  12. 🤝 جمع میان احادیث لعن و مسئله وحدت اسلامی
  13. 🛑 حکم لعن کردن شیعیان فاسق و سیاست‌مداران ظالم
  14. ❌ نقد ادعای فقرآور بودن ذکر شریف تهلیل (لا اله الا الله)
  15. ⚖️ راهکار مواجهه با کثرت شک در نماز
  16. 💎 تبیین حدیث و عبارت «المعروف بقدر المعرفه»
  17. 🏠 تعارض میان انتظارات خانواده (پدر و مادر) و همسر
  18. 👶 تعادل در برآورده کردن خواسته‌ها و تنقلات کودکان
  19. 🚪 نحوه برخورد با شلوغی و رفتار بچه‌های مهمان در خانه
  20. 🏛️ نگاهی به مباحث تاریخی؛ انطباق ذوالقرنین بر کوروش
  21. 📿 محوریت تقوای عملی در سیره مرحوم علامه طباطبایی
  22. 📚 راهکارهای حفظ انگیزه و رفع موانع در دوران طلبگی
  23. 🎓 ویژگی‌های استاد موعظه و معیار شناخت علمای ربانی
  24. 🛌 ریشه‌بندی خواب‌های طولانی و ارتباط آن با غفلت
  25. 💍 مرز میان ابراز ناراحتی مشروع و گناه در روابط زوجین
  26. 💔 ریشه‌یابی ناراحتی از بدی دیگران در برابر خوبی ما (مسئله اخلاص)
  27. 🕋 طریق حقیقی رسیدن به مرتبه یقین

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

تنظیم برنامه زندگی بر اساس اولویت تقوا و صراط مستقیم

1- سوال: در مواقعی که به خاطر تعطیل شدن جلسات موعظه یا وجود مشکلات شخصی، نمی‌توانیم به جلسات افراد با‌تقوا برویم و با توجه به اینکه کارها و رفتار آن‌ها بسیار تأثیرگذار است، در این موارد چطور می‌توانیم خودمان را حفظ کنیم؟

عرض شد که بنا شد شما زندگی را طوری تنظیم کنی که هر چه شما را به صراط مستقیم نزدیک‌تر می‌کند، اولویتش نسبت به کارهای دیگر محفوظ باشد. اگر واقعاً این اهمیت را احساس می‌کنی، خب چرا برنامه زندگی‌ات را خوب تنظیم نکرده‌ای و به این چیزهایی که خودت می‌دانی و می‌فهمی برایت مهم و لازم است، اولویت نداده‌ای؟ وقتی می‌فهمی و عقلت دارد به تو می‌گوید اگر این کار را بکنی بیشتر در مسیر تقوایی و برای تقوا ارزش بیشتری قائلی، خب نگذار چیز دیگری جلوی این را بگیرد. برنامه زندگی‌ات را عوض کن، طور دیگری تنظیم کن و به این امور اولویت بده.

مرحوم آقاسید محسن امین، صاحب کتاب شریف اعیان الشیعه، در نجف که بود همسایه مرحوم ملا حسینقلی همدانی بود. می‌گفت: «دیدم درِ خانه بغلی ما یک عده از طلاب رفت‌وآمد می‌کنند؛ هر روز یا یک روز در میان طلبه‌ها می‌آیند و می‌روند. سراغ گرفتم اینجا کجاست؟ گفتند خانه فلانی است. من هم رفتم و فهمیدم جلسه موعظه و این برنامه‌ها را دارد. بعد از مدتی، یک کلاس درس برایم پیش آمد که زمانش با این برنامه ایشان منافات داشت. آن کلاس درس را بر این جلسه ترجیح دادم؛ گفتم حالا آن علم و درس است، الان به آن برسم.» چون نوعاً آدم‌ها این‌جوری‌اند و برای همه چیز ارزش بیشتری قائلند تا تقوا. ایشان می‌گفت: «این‌جوری کردیم و آن کلاس را ترجیح دادم. تا آن کلاس تمام شد، فرصت این جلسه هم از دست رفت.» می‌گفتند تا آخر عمرش حسرت می‌خورد که چرا این فرصت بزرگ را از دست داد. بعداً آدم هر چه می‌دود دنبالش، دیگر پیدایش نمی‌کند.

مراحل ایمان و نشانه رشد آن در ترک لغویات

2- سوال: آیا اگر کسی امور لغو را انجام دهد، نشانه این است که ایمانش بالا نرفته و رشد نکرده است؟

ایمان مراحلی دارد و یک‌مرتبه‌ای نیست؛ هر چه بالا برود، باز هم جا دارد که بالاتر برود. در هر مرحله‌ای هم آثار و علائمی دارد که در رفتار و کارهای انسان بارز می‌شود و همه‌ مراحل آن یک‌جور نیست؛ بعضی قدم‌های اول است و بعضی قدم‌های بعدی. یکی از آن مراحل هم همین است که آدم لغو را ترک کند. اگر کسی می‌خواهد به آن‌جا برسد، قدم اولش این است که سفت مواظبت کند بر تقوا، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند؛ اگر به این مسیر ادامه دهد، به آن‌جا هم می‌رسد. ایمانش بالا می‌رود و کم‌کم این لغویات پاک می‌شود؛ دیگر میل، فکر و عملش سمت این‌ها نمی‌رود و کم‌کم از کارهایش حذف می‌شود. «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»؛ اگر می‌خواهید کارهایتان اصلاح و درست شود و بدی‌هایش حذف گردد، تقوا را خوب مراعات کنید. یکی از آثار تقوا همین اصلاح اعمال انسان است؛ در پله اول اصلاح از گناه، و در پله بعدی اصلاح از چیزهای اضافه‌ای که به درد نمی‌خورد. فعلاً این پله اول را باید درست کرد تا به آن مراحل بعدی رسید ان‌شاءالله.

معنای قضا و قدر الهی

3- سوال: قضا و قدر الهی به چه معناست؟

هر برنامه‌ای که خدا پیاده می‌کند، اول در علم الهی آن را حتمی می‌کند. وقتی امری حتمی شد و انجام گرفت، به آن «قضا» می‌گویند. از طرفی، هر اتفاقی که بخواهد بیفتد، یک حد و اندازه‌ای دارد. هر چیزی بخواهد به وجود بیاید و محقق شود، در یک ظرف، موقعیت، حد و اندازه خاصی محقق می‌شود که به آن هم «قدر» می‌گویند.

میزان اثرگذاری خیرات برای اموات غیرباتقوا

4- سوال: خیراتی که برای اموات می‌فرستند، آیا به امواتی که با‌تقوا نبوده‌اند می‌رسد و از عذاب آن‌ها کم می‌کند؟

اثر زیادی ندارد؛ چون آن شخص آن‌جا گیر است و نمازش مانده؛ منتظر است نمازهایی را که قضا کرده و انجام نداده، برایش انجام دهند. تا آن‌ها را انجام ندهند، آن‌جا گیر افتاده است. روزه دارد، خمس دارد، بدهی‌های واجب دارد. این حقوق تا انجام نشود، هر چه شما برایش خرما بدهی، این خرماها به دردش نمی‌خورد؛ می‌گوید: «این‌ها به درد من نمی‌خورد، پایم گیر است و گرفتارم، آن‌ها را بفرستید.» لذا اگر میت شما از این حقوق واجب مالی یا عبادی دارد، این‌ها را برایش ادا کنید؛ این کارها او را از گرفتاری نجات می‌دهد. اما اینکه خرما بدهی یا یاسین بخوانی، نه، استفاده‌اش زیاد نیست و خیلی کم است.

نحوه تقسیم‌بندی زمان برای افراد مجرد

5- سوال: روایتی هست که روز و شبانه‌روز خودتان را به سه قسمت تقسیم کنید و یک موردش را پرداختن به امور خانواده ذکر کرده‌اند؛ کسانی که هنوز تشکیل خانواده نداده‌اند، این قسمت را چطور بگذرانند؟

خب این فرصتی است که به کارهای دیگرشان بیشتر بپردازند؛ مشغولیت علمی و درس بیشتر، درس بخوانند. همین الان تا نرفته‌ای سر زندگی، فرصتی هست که حواست را بیشتر روی درس و تقوا جمع کنی. بعداً اشتغالات زندگی پیش می‌آید و یک مقداری محدودتر می‌شوی. پس اکنون استفاده کن؛ فردا روزی باید آن وقت را تقسیم کنی و یک قسمتش را هم مال آن‌ها بگذاری.

برخورد صحیح در برابر تعریف و تمجید دیگران

6- سوال: در کلاس وقتی استاد از انسان تعریف می‌کند، آدم باید چه‌کار بکند؟

نمی‌شود که خاک بپاشی در چشمش! کسانی که از آدم تعریف می‌کنند، محترمانه و بدون اینکه قصد بدی داشته باشند، دارند جیب [ایمان] آدم را می‌زنند. محترمانه جیب آدم را می‌زنند و این را آدم باید بفهمد؛ چون وقتی تعریف می‌کنند، آدم می‌رود سمت فکرهای بد و آماده می‌شود برای گناهانی مثل عُجب. خطر بزرگی دارد و لذا خیلی بد است.

شما اگر توجهی به این حقیقت بکنی، یواش‌یواش دیگر به این تعریف‌ها اهمیتی نمی‌دهی. اگر آدم تقوا را ادامه دهد، کم‌کم خیلی خودش را بدهکار خداوند می‌داند و از تعریف واقعاً بدش می‌آید. مرحوم امام این‌جوری بود و قلباً بدش می‌آمد از اینکه کسی از او تعریف کند؛ یعنی همان‌طور که یکی می‌خواهد کسی را زجر بدهد، این‌ها هم با تعریف کردن اذیت می‌شدند. چون هم خود آدم می‌داند که چقدر به خداوند بدهکار است و چیزی ندارد، و هم می‌داند آن مقداری را هم که دارد، خدا به او داده و این باور را پیدا کرده است. بنابراین اگر می‌خواهی این تعریف‌ها که همیشه هست، روی دلت اثر نگذارد، گناه نکن و مسیر تقوا را ادامه بده؛ آن‌وقت تعریف‌ها روی تو اثر نمی‌گذارد.

تبیین آیه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ...» در فضای امروز

7- سوال: از آیه شریفه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» آیا می‌شود این‌طور استفاده کرد که در مسائل دینی و همچنین در دروس حوزوی، نظرات علمای مختلف را بشنویم و بپرسیم و بهترین را انتخاب کنیم؟

نخیر، این آیه مال اوایل کار است. آن اوایل، پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) حرف‌های جدیدی می‌آورد که مردم تا حالا نظیر این حرف‌ها را با آیات قرآن کریم نشنیده بودند. خدا تشویق کرد که بیایید گوش بدهید، حرف‌های آن‌ها را هم گوش بدهید و ببینید کدام بهتر است. آن سفارش در آن فضا و مرحله بود، نه الان. الان دیگر «احسن» بیان شده است؛ دیگر چه چیزی را می‌خواهی انتخاب کنی؟ مرجعت می‌گوید این کار واجب است، باید بگویی چشم. اینکه شروع کنی ببینی نه، من می‌خواهم ببینم کدام مرجع حرفش قشنگ‌تر است، نمی‌شود؛ این مال آن زمان بود. حالا احسن همه‌اش بیان شده و غیر احسن هم معلوم است. ما بین دو راهی نیستیم، ما می‌خواهیم در صراط مستقیم باشیم. آن‌جا هم احسن مال مرجع تقلید است و هر چه او بگوید، همان احسنه است.

منشأ اذن و اجازه برای تربیت اخلاقی و افتا

8- سوال: در جلسه سابق بیان شد که در سابق این‌جوری نبوده که اساتید اخلاق اجازه رسمی برای تربیت اخلاقی داشته باشند؛ پس اینکه در رساله‌ها آمده مجتهد اعلم با شهادت دو عادل که اهل خبره باشند یا شهادت جمعی از اهل خبره شناخته می‌شود، چیست؟

عادل و اهل خبره که نمی‌آیند به مرجع اجازه بدهند و بگویند پس ما به شما اجازه می‌دهیم شما فتوا بدهید، نه! می‌گوید شما حالا که می‌خواهی ببینی از چه کسی تقلید کنی، برای اینکه او را بفهمی و بشناسی، ببین دو تا عادلی که بلدند شهادت می‌دهند که «ما شهادت می‌دهیم ایشون این‌کاره است»؟ نه اینکه با شهادت‌شان دارند به او اجازه می‌دهند. اجازه‌اش را که از این‌ها نمی‌گیرد. مرجع تقلید هر وقت خودش به این مرحله از علم و عمل رسید که دید می‌تواند احکام دین را استنباط کند و به بقیه یاد بدهد، طوری نیست و اجازه دارد. دین به او اجازه داده، نه این و آن.

این حرف‌ها را حالا درآورده‌اند که می‌گویند هر کس باید از نفر قبلی‌اش اجازه داشته باشد. کی گفته این حرف‌ها را؟ خدا اجازه داده و گفته با این شرایط اجازه داری. اگر این مقدار از علم و عمل را داری، بسم‌الله، بیفت در کار نشر آن. «زکاة العلم نشره» مال این‌هاست؛ مال این‌هایی است که علم پیدا کرده‌اند و علم دین در سینه‌شان جا گرفته و هر چه از دین از آن‌ها بپرسی بلدند. حالا همون دین به این‌ها دستور داده بسم‌الله برو جلو، نباید علم را این گوشه نگه داری، باید پخشش کنی. حضرت دستور داده و اذن داده، نه اینکه این و آن به هم اذن بدهند. این حرف‌ها را کسانی که آشنا نیستند درآورده‌اند.

جمع میان احادیث لعن و مسئله وحدت

10- سوال: احادیثی که دلالت بر لعن می‌کند، چطور با وحدت جمع می‌شود؟ آیا این‌ها با هم منافاتی ندارند؟

نه، خب دارد می‌گوید این‌ها دشمنان اهل‌بیت بودند، از رحمت خدا دورند و مشمول عذابند. شما هم در دلت لعن می‌کنی. آن‌جا که در ظاهر به آن‌ها می‌رسی، سلام علیکم و احوالپرسی است، اما در دل بله، این‌جوری است. خود حضرات چه‌کار می‌کردند؟ امام عسکری (علیه‌السلام) پیغام داد به شیعیان که در نمازهایشان، در تشییع جنازه‌هایشان و در برنامه‌هایشان شرکت کنید و از آن‌ها جدا نباشید. همین بود دیگر. لعن برای این است که آدم در قلب و باورش نسبت به دشمنان بغض داشته باشد؛ جایش در دل است. در عمل نه؛ گفتند نباید کاری بکنید که آن‌ها را تهییج کنید به کارهایی که علیه شما و به ضرر شماست. لعن سر جای خودش در قلب محفوظ است و مودت ظاهری هم به همین معنیِ [مدارا] است. زمان حضرات هم همین‌جور بودند و چیز جدیدی در نیامده است.

11- سوال: اگر تعداد زیادی از اهل سنت به دلیل مشکلاتی که برایشان پیش آمده نیاز به کمک داشته باشند، ما می‌توانیم کمک‌شان بکنیم؟

شما کمک را باید برسانی به حاکم اسلامی؛ ایشان هر جا صلاح بداند مصرف می‌کند. در اهل سنت صلاح بداند مصرف می‌کند، در شیعه صلاح بداند مصرف می‌کند.

12- سوال: لعن کردن شیعیان فاسق، مثل بعضی از سیاست‌مدارانی که به مردم ظلم می‌کنند، شرعاً چه حکمی دارد؟

قبل از شما خدا خودش لعن کرده است؛ «أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ». خدا در قرآن کریم چند دسته را لعن کرده و فرقی نمی‌کند. اما حالا نمی‌خواهد شما پاشی راه بیفتی و زبانت را به این حرف‌ها باز کنی. لعن یعنی همین؛ یعنی خدا دارد اعلام می‌کند که این‌ها از رحمت من بیرون و دورند. به شما هم می‌گوید که شما هم به آن‌ها نزدیک نشوی، از فسق و کار بدشان دوری کنی تا خودت مبتلا نشوی.

نقد ادعای فقرآور بودن ذکر تهلیل

13- سوال: اینکه می‌گویند ذکر شریف تهلیل (لا اله الا الله) فقرآور است، درسته؟

استغفرالله! هر کس این را گفته باید زبان و لب‌هایش را دوخت. پیغمبر اکرم فرمود: بهترین ذکری که من و همه انبیاء می‌گفتیم [لا اله الا الله است]. «وَاذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا»؛ خدا دارد دستور می‌دهد ذکر کثیر بگویید، این چه حرفی است؟ کدام آیه و روایتی این حرف را زده؟ «کتاب‌الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا أبدا»؛ شما هر مقدار به قرآن و عترت تمسک کنید گمراه نمی‌شوید، اما هر مقدار از این حرف‌های من‌درآوردی بگویید و معتقد بشوید، بدانید همان‌جا در متن گمراهی هستید. حالا بیا و بگو اگر «لا اله الا الله» بگویی فقیر می‌شوی و باید استغفار کنیم! با این حرف‌ها پایت را از صراط مستقیم گذاشتی بیرون. خدا می‌گوید ذکر بگو که فقیر شوی؟

راهکار مواجهه با کثرت شک در نماز

14- سوال: کسی که در رکعات نماز خیلی شک می‌کند، استفاده کردن از مهرهایی که در شکیات کمک می‌کند، چطور است؟

خب آن‌جا هم شک می‌کند که آیا پیشانی‌ام درست رفت رویش یا نرفت رویش؟ آدم شکاک که شکش حد یقینی ندارد، همین‌جور در شک جلو می‌رود. مهر شک هم که جلویش بگذاری، آن‌جا هم شک می‌کند که درست رفت رویش؟ بودند و هستند کسانی که با مهر هم مشکل‌شان حل نشد. شما با رساله و تقوا باید مشکلت را حل کنی؛ نمی‌خواهی بکنی، می‌روی پول خرج می‌کنی از بازار مهر می‌خری، در آن مهر هم مشکل پیدا می‌کنی. راه خدا را باید رفت، این راه‌ها مشکل حل نمی‌کند. اگر شکاکی و مشکل داری، ببین رساله چه می‌گوید. طبق رساله عمل نمی‌کنی و نسخه دیگری می‌خواهی، درست نمی‌شود کارت.

تبیین عبارت «المعروف بقدر المعرفه»

15- سوال: یک عبارتی را نوشته‌اند که شاید یک مقدار هم ناقص باشد، توضیحش را می‌خواهند: «المعروف بقدر المعرفه».

روایت است؛ بله، روایتی نقل شده و این تیکه، قسمتی از آن روایت است. در روایت هست فردی آمد پیش امام حسین (علیه‌السلام) و گفت: «من یک دیه‌ای را تقبل کرده‌ام اما نمی‌توانم پرداخت کنم. گفتم می‌روم پیش آن کسی که از همه کریم‌تر است و گشتم شما را پیدا کردم.» حضرت فرمودند: «المعروف بقدر المعرفه»؛ اگر می‌خواهی من پرداخت کنم، یک چیزهایی باید بفهمم ببینم بلدی و معرفت داری یا نه. فرمودند چند تا سوال از تو می‌کنم، اگر جواب دادی به تو می‌دهم. دو سه تا سوال از این فرد کردند و هر دو سه تا را خوب جواب داد؛ از مسائل دین بود. حضرت هم دیه را به او دادند و هم انگشترشان را به او دادند و گفتند: «آن پول را ببر خرج دیه کن، این انگشتر را هم خرج زندگی خودت بکن.» آن‌جا در ضمنش ایشان فرمودند معروف به قدر معرفت است؛ یعنی اگر می‌خواهی به تو مال بدهم، ببینم چقدر معرفت داری و چقدر از دین بلدی، به آن مقدار به تو می‌دهم. فرمودند سه سوال می‌پرسم، هر کدام را جواب دادی یک‌سومش را می‌دهم؛ یک سوال جواب دادی یک‌سوم، دو سوال دو‌سوم، سه سوال همه‌اش را می‌دهم، که او هم هر سه را جواب داد. «بقدر المعرفه» یعنی این.

تعارض میان انتظارات خانواده و همسر

16- سوال: بعضی وقت‌ها توقعات خانواده مثل پدر، مادر، خواهر و برادر را که برآورده می‌کنیم، باعث ایجاد مشکل با همسرمان می‌شود. بعضی وقت‌ها توقعات آن‌ها هم به‌جاست ولی باز هم همسر ناراحت می‌شود، راهکار چیست؟

شما خوب و مناسب همسرتان را توجیه نکرده‌اید. هم باید ایشان را توجیه کنید و هم باید برای ایشان از جهاتی و با کارهایی این مسائل را جبران بکنید.

تعادل در برآورده کردن خواسته‌های کودکان

17- سوال: برای خرج کردن برای بچه‌ها وقتی که خوراکی‌ها و تنقلاتی می‌خواهند، چقدر باید سخت‌گیری بکنیم؟

کودک نباید عادت کند که هر وقت یک داد زد، شما می‌دوی می‌روی یک چیز برایش می‌خری. عادت نکند و فکر نکند با داد و بیداد می‌تواند هر چه می‌خواهد به دست بیاورد. از آن‌ور سخت‌گیری هم نکنید به هیچ وجه؛ گاهی کج‌دار و مریز رفتار کنید. نباید بچه راهی پیدا کند؛ گاهی بچه می‌فهمد و تشخیص می‌دهد که با داد و بیداد کردن می‌تواند به آن چیزی که می‌خواهد برسد و این راه را یاد می‌گیرد. شما نباید جوری برخورد کنید که راه خاصی پیدا کند؛ گاهی خودت تهیه کن، گاهی او گفت تهیه کن، حالت‌های مختلف داشته باشد.

نحوه برخورد با شلوغی بچه‌های مهمان

18- سوال: اینکه بعضی وقت‌ها مهمان‌هایی به خانه ما می‌آیند که بچه‌های شلوغی دارند و بعضی از پدر و مادرها هم بچه‌ها را کنترل نمی‌کنند، با توجه به اینکه آن‌ها مهمان هستند، رفتار ما با آن‌ها چطور باید باشد؟

تحمل باید بکنی. قبل از اینکه بیایند، شما یک‌سری وسایل و اسبابی که داری و احساس می‌کنی این بچه‌ها می‌آیند و خراب می‌کنند، از دسترس‌شان خارج کن. اگر هم فرصت داشتی، یک زمینه مشغولیتی برایشان مهیا کن که مثلاً وقتی می‌آیند مشغول به آن کار یا بازی بشوند؛ این کارها را باید بکنی. ولی باز هم این‌طور تمام نمی‌شود که احساس کنی راهی هست که این بچه از آن شلوغی دربیاید و برود بنشیند یک گوشه مفاتیح بخواند، نمی‌شود! بچه بچه‌ است و این‌ها جزء برنامه‌اش است.

نگاهی به مباحث تاریخی؛ ذوالقرنین و کوروش

19- سوال: از یکی از علمای ربانی سابق که از دنیا رفته نقل می‌کنند که کوروش را همان ذوالقرنین می‌دانستند.

این مسائل، علمی و تاریخی است؛ در مسائل تاریخی نه می‌شود کسی را مؤاخذه کرد و نه می‌شود صددرصد حق را به کسی داد. به نقل تاریخ، مرحوم آقای طباطبایی از قرائنی که پیدا می‌کنند، ارجحیت می‌دهند که ظاهراً این بوده است؛ حالا بماند. خدای متعال در قرآن نگفته کوروش، گفته ذوالقرنین و همین کافی است. همان که خدا می‌گوید بس است؛ اگر لازم بود، به جای آن می‌گفت «یسئلونک عن کوروش». وقتی نمی‌گوید، خودت را اذیت نکن که به بیراهه نروی. همان که خدا می‌گوید کافی است.

محوریت تقوا در سیره مرحوم علامه طباطبایی

20- سوال: از مرحوم آقای طباطبایی می‌گویند زیاد این شعر را می‌شنیدند که می‌خواندند: «کاروان رفت و...»

ایشان خیلی دعوت می‌کرد به تقوا و به ترک گناه. شاگرد علمی زیاد داشت ولی شاگرد عملی کم داشت؛ چون قدم اول این بود و کمتر موفق بودند به این مسئله. خیلی ایشان این را می‌گفتند. قدم اولش همین تقوا بود؛ هر کس این را خوب مراعات می‌کرد، برایش وقت می‌گذاشت و براش برنامه داشت؛ هر کس این را مراعات نمی‌کرد، نه، کارهای دیگر مطرح بود. لذا اول این مسئله را باید درست کنیم تا بعد ببینیم حالا کارهای دیگر ایشان چه بود.

راهکارهای حفظ انگیزه و رفع موانع در دوران طلبگی

21- سوال: در وقتی که عوامل بی‌انگیزی از جمله تسلط نداشتن استاد (یعنی نداشتن استاد مسلط مؤمن)، نداشتن رفیق مؤمن و سازگار، و تحصیل در مدرسه‌ای که پر از اشکال است برای آدم پیش می‌آید، آدم چطور می‌تواند همتش را کم نکند در راه طلبگی؟

خب بعضی از این‌ها تقصیر خود شماست؛ یک مقداری از این مشکلات اگر تقوا می‌داشتی حل می‌شد. شما تقوا داشته باشی، رفیق خوب هم پیدا می‌شود. شما این را مراعات کن تا خوب‌ها بخواهند با تو باشند؛ وقتی مراعات نمی‌کنی، آن‌ها هم نمی‌خواهند با تو باشند. یک سری‌اش این است؛ بعضی‌اش هم خب باید اقدام بکنید، اقدامی که می‌شود انجام داد و درست هست.

در انتخاب استاد، اگر قبل از کلاس اختیاری است، درست انتخاب کن و دقت داشته باش. خیلی از طلبه‌ها عجولند؛ یک جلسه می‌روند پای یک درس می‌نشینند و زود قضاوت می‌کنند؛ زیاد این‌جور هستند. یک جلسه، دو جلسه می‌رود پای درس یک استاد می‌نشیند و زود قضاوت می‌کند. این در طول زندگی برای طلاب مشکل‌ساز است و استادهای خوبی را این‌جوری از دست می‌دهند چون عجولند. نه، یک مقدار صبر کن، امتحان کن و ببین. بعضی چیزها دست خود شماست که قبلش خوب راهش را طی نکرده‌ای و مبتلا شده‌ای به یک استاد ضعیف. بعضی‌اش هم خب دیگر دست شما نیست؛ مثلاً می‌شود با مدرسه صحبت کرد که کلاس آدم عوض شود یا استاد بهتری بیاورند.

اگر هم این راه‌ها نیست، طوری نیست؛ همه کسان و همه افراد مثل شما بودند و هستند. هر کسی معمولاً به استاد ضعیف یا یک شرایط خاص برخورده است. شما باید سعی کنی آن ضعف استاد را از راهی جبران کنی؛ مثلاً ببینی فلان استاد در درس دادنش از این بُعد ضعیف است، این بُعدش چه‌جوری می‌شود جبران شود؟ خود آدم باید دلش برای کار خودش بسوزد در این مسئله. همین‌طور بخواهی بنشینی که هر سال بهترین استادها و بهترین شرایط برای شما پیش بیاید، پیش نخواهد آمد. شما خودت باید ایجاد کنی و نقص را خودت از راهی جبران کنی. عقلش را به کار می‌اندازد آدم تا ببیند نقص این استاد و این کلاس را با چه‌ کاری می‌تواند جبران کند؛ با مطالعه شرحی می‌تواند، با کلاس دیگری کنارش می‌تواند، ببیند، بله، راه هست. این‌کاره و این‌جوری باید باشی؛ بخواهی همه شرایط مساعد فراهم باشد، آن نمی‌شود و هیچ‌وقت نخواهد شد.

ویژگی‌های استاد موعظه و معیار شناخت علمای ربانی

22- سوال: شرایط استادی که به مجلس موعظه او می‌خواهیم برویم چیست؟

عرض شد کسی که می‌خواهی به مجلسش بروی، باید دین را بلد باشد؛ ننشیند حرف خودش را به شما بزند یا افتخارهای خودش را بخواهد به شما بگوید. صریح و واضح دستور خدا را به شما بگوید؛ حرف‌های خدا، مواعظ خدا و مواعظ حضرات را از آن‌ها بگوید؛ این‌ها ویژگی برجسته‌اش است. طوری باشد که وقتی می‌روی، میل و رغبتت به بندگی و تقوا زیاد شود و رفتنت در این خط بیشتر بشود. خدا و حضرات در نظرت بالاتر بروند از اینی که هست؛ بندگی خدا بالاتر برود، نه خود این شخصی که اینجا نشسته است. آن‌ها باید بالا بروند، نه این شخص. دین را باید بلد باشد، اهل عمل هم باید باشد و اهل گناه نباید باشد. همه این چیزها هست که عرض شد؛ این‌ها باید باشد تا بشود از او استفاده کرد. آدم احتیاج دارد به موعظه و باید چنین استادی پیدا کند.

23- سوال: شناخت کامل افرادی مثل علمای ربانی بسیار سخت است و بعضی از علما بعد از چندین سال مشخص شده که انتخاب درستی نبوده‌اند و دچار انحراف شده‌اند، ما چطور می‌توانیم اطمینان کنیم؟

چرا سخت است؟ شما تقوا را مراعات کن و گوش به حرف شیطان و وسواس‌های شیطان نده، پیدا می‌کنی؛ همین است دیگر. باید نگاه کنی ببینی کجا و برای چه کسی بندگی خدا مهم است؟ شما دنبال بندگی هستی یا نیستی؟ اول این را معلوم کن. استاد باید این راه را خوب فهمیده باشد و برایش مهم باشد این بندگی، این صراط مستقیم و این تقوا. باید حرف‌های خدا برایش خیلی برجسته باشد؛ این مسائل مهم است. اگر خودت اهل تقوا باشی، خدا روزی‌ات می‌کند؛ نباشی نه، روزی هم بشود استفاده نمی‌کنی. بنابراین، تصمیم بگیر ان‌شاءالله که گناه نکنی؛ خدا یکی از کارهایی که برایت مهیا می‌کند همین مسائل است.

آن‌هایی هم که بعد از چندین سال آدم فهمیده خراب بوده‌اند، این نبود که همان آخر کار خراب شده باشند، نه؛ از قبل هم نشانه‌هایش بود. منتها آدم‌هایی که دوروبرشان بودند، رفتار آن‌ها را با تقوا تطبیق نداده بودند، بلکه تقوا را فقط با رفتار آن شخص تطبیق داده بودند؛ یعنی می‌دیدند هر کاری که کرد و هر چه گفت را قبول می‌کردند، نه. شما خودِ تقوا و بندگی خدا را یاد بگیرید و مشغول بشوید؛ می‌بینید چه کسی در عمل بیشتر مواظبت می‌کند به این، و در باور و صحبت هم بیشتر به این دعوت می‌کند. این‌ها معلوم می‌شود.

ریشه‌یابی بی‌خوابی‌های طولانی و معنای غفلت

24- سوال: جلسه قبل فرمودید که هفت ساعت خواب کافی است. از طرف خانم‌ها پرسیدند که ۱۱ ساعت خواب دارند، آیا از غافلان محسوب می‌شوند؟

نه، بدن گاهی بیشتر احتیاج دارد به خواب. این‌ها شاید مشکلی دارند یا ایرادی در کار خودشان است. مثلاً این‌هایی که صبح زود کلاً یک‌سر تا پیش از ظهر خوابند، این‌ها خب دچار عوارض بدی می‌شوند. مثلاً نماز صبح را خوانده و نخونده خوابیده تا ساعت ۱۰ و ۱۱ صبح؛ مستمراً این حالت در کار آدم باشد، خیلی آسیب می‌بیند؛ یعنی خوابش این‌طور خوب نیست. آن خوابِ بین‌الطلوعین برای بدن اثر منفی دارد. این‌ها را گاهی وقت‌ها عیب آدم از این‌جور مسائل است. بعضی‌ها هم طبع‌شان طوری است که بیشتر احتیاج به خواب دارند، اما نه ۱۱ ساعت؛ هیچ‌کسی این‌طور نیست. این ربطی به غفلت ندارد. غفلت آن است که آدم دچار گناه بشه؛ گناه نباید بکند. آدمی که گناه‌کار است، خوابش بیشتر باشد بهتر هم هست، حالا کمتر گناه کند! از فواید ماه رمضان همین است دیگر؛ آدم بیشتر خواب می‌رود و کمتر گناه می‌کند که از آثار روزه همین است؛ بدن خسته می‌شود، بی‌حس‌وحال می‌شود و خوابش زیاد می‌شود. خب پیغمبر اکرم فرمود خواب‌تان هم عبادت است و طوری نیست.

مرز میان ابراز ناراحتی مشروع و گناه در روابط زوجین

25- سوال: ابراز ناراحتی نسبت به همسر، در چه صورتی گناه هست؟

تا چطور ابراز کنی؛ شکلش مهم است. چطوری ابراز ناراحتی می‌کنی؟ سرزنش‌اش می‌کنی؟ توبیخ‌اش می‌کنی؟ سرکوفت می‌زنی به او؟ دعوایش می‌کنی؟ داد می‌کشی سرش؟ طلبکاری می‌کنی از او؟ چه‌کار می‌کنی با او؟ این کارها را بکنی، بله، جایز نیست. اما با زبان خوش و خوب با او حرف می‌زنی، یک گوشه کناری آروم می‌گویی، آن طوری نیست. آن عصبانی شدنی که داد می‌زنی، بله [گناه است].

ریشه‌یابی ناراحتی از بدی دیگران در برابر خوبی ما

26- سوال: ما هر چه خوبی به دیگران می‌کنیم، دیگران بدی به ما می‌کنند و خیلی ناراحتیم؛ ما هم باید بدی کنیم؟

بله، شما هم باید بدی کنید. خوب است؟ همین نتیجه را می‌خواستی بگیری؟ نبود دیگر، عرض شد؛ بعضی وقت‌ها چیزهایی و عواملی هست که نگذارد آدم برود در صراط مستقیم، یکی‌اش همین است. آدم کار خیر می‌کند، اما چون ایمانش ضعیف است، آن را به خدا نمی‌دهد، بلکه به آدم‌ها می‌دهد. توقع دارد من الان برای کسی کاری کردم، او هم حتماً در ازایش کاری کند؛ خب این اول خودت مشکل داری. کار خیر را باید بدهی به خدا، نه اینکه بدهی به این و آن؛ از این و آن چیزی در نمی‌آید. چون امیدت را بسته‌ای به این و آن، این‌ها هم به تو چیزی نمی‌دهند. همین هم هست؛ «خاب الوافدون علی غیرک». هر کسی کاری را برای بقیه کرد و امیدش را به بقیه بست، ضرر کرد. هر کسی امید و توجهش را داد به بقیه، ضرر کرد. امتحان کرده‌ای؟ باز هم می‌توانی بکنی. نیار امیدت را به بقیه، ببین چه به تو می‌دهند و چه از دست‌شان برمی‌آید.

در تقوا، خدا به آدم اخلاص یاد می‌دهد؛ می‌گوید کاری که می‌کنی بده به خدا. نماز می‌خوانی بده به خدا، صدقه می‌دهی بده به خدا. صدقه رکنش قصد قربتت است دیگر، نه اینکه صدقه بدهی که خوشش بیاید از شما و بگوید دستت درد نکند؛ این صدقه نیست. پولت را همین‌جور داده‌ای دستش و هیچ عبادتی نکرده‌ای. بنابراین، این حالت نشان از این می‌دهد که آدم تقوایش درست نیست هنوز. تصمیم بگیر تقوا را مراعات کنی درست؛ این‌ها را هم یواش‌یواش در تقوایت تمرین می‌کنی و خواهی کرد. بعد کم‌کم از این و آن امیدت را می‌بری و می‌دهی به خدا و توقعی هم نداری.

مگر حضرات این همه ظلم دیدند از مردم، در حق‌شان چه‌کار کردند؟ انبیاء مگر مردم برایشان چه‌کار می‌کردند؟ جز این بود که فقط کتک می‌خوردند و کشته می‌شدند و این‌ها؟ توقع نداشتند. «مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ»؛ من توقع ندارم و هیچ‌چی ازتون نمی‌خواهم. ما این‌قدر فاصله داریم با آن‌ها؛ توقع داریم و چشم‌مان به این است که نسبت به کاری که کردیم بقیه هم کاری بکنند، این‌قدر ضعیفیم. انبیاء آن کارهای بزرگ را برای خود مردم و اصلاح مردم می‌کردند و هیچ‌چی هم نمی‌خواستند؛ هیچ هم مأیوس نمی‌شدند و هیچ‌وقت هم به خدا شکایت نمی‌کردند که خدایا من این همه برایشان زحمت می‌کشم، هیچی به من نمی‌دهند مثلاً.

معنای واژگان «ثلة» و «قلیل» در سوره واقعه

27- سوال: در صورتی که در سوره واقعه برای سابقین این عبارت آمده که «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ» و برای اصحاب یمین آمده که «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِینَ»، منظور از قلیل من الآخرین چیست؟

یعنی چه آن‌هایی که در اولند و چه آن‌هایی که در آخر، همه مسلمان‌ها و همه کسانی که در این خطند، عده کمی‌شان جزو سابقونند و عده کمی‌شان جزو اصحاب یمینند. «ثُله» هم یعنی قلیل؛ هم‌معنای قلیل است یعنی کمی، زیاد نیستند. در میان همه آدم‌هایی که مسلمان شدند، همه جزو سابقون نیستند و همه جزو اصحاب الیمین نیستند. یا در آن‌ها، یا در کل مردم اگر باز حساب بکنی و در کل انسان‌ها هم بسنجی، همیشه سابقون و اصحاب یمین کمند. عبارت‌ها عوض می‌شود دیگر. در بلاغت گفته‌اند گاهی عبارت‌ها و کلمات عوض می‌شود که به یک معناست و این بهتر است؛ حالا می‌خواهد کمی را بگوید، می‌گوید قلیل، ثله. اینکه چهار بار پشت‌سرهم بگوید ثله ثله، از آن جهت سبک و سیاقش جالب نیست.

تنظیم وقت میان فراگیری دروس و حقوق خانواده

28- سوال: جلسه قبل فرمودید که هفته‌ای دو بار خانواده را به مسجد ببرند کافی است؟

به هر حال به شرایط و موقعیت آدم بستگی دارد؛ بعضی‌ها مسجد از آن‌ها دور است، بعضی‌ها نزدیک‌تر است. نزدیک‌تر است می‌توانی بیشتر برو؛ هر چه مسجد بیشتر بروی بهتر است.

سوال: در این ایام حالا در پاییز و زمستان که روزها کوتاه‌تر است، اگر برنامه‌ای در سیرمان این‌طور باشد که تا شب درس بخوانیم و بعد که به خانه می‌رویم دیگر کتاب نبریم، این‌طور مناسب است؟

خب طبیعتاً در خانه نمی‌شود جلو آن‌ها، در آن وقتی که آن‌ها احتیاج دارند، جلویشان کتاب باز کرد. روز مال همین است دیگر. در روز آدم برود از اول صبح، مشغول به کارهای بیرونش بشود، درسش بشود و کارهایش را تمام کند؛ شب می‌آید خانه، وقت بگذارد. بعضی وقت‌ها مثل شب‌های زمستان که طولانی است، وقت زیاد هست و موقعیتش هم پیش می‌آید آخر شب یا وسط شب؛ یک موقعیتی که آن‌ها آن وقتی را که لازم داشتند، آدم برایشان تأمین کرده است. حالا مشکلی هم نیست، آن‌وقت می‌تواند به کارش مشغول شود و شما هم به این مسئله مشغول شوی یک مقدار. این دیگر باید با عقل ببینی چه‌کار کنی. بیشتر این کالاها و کارها مال روز است و شب مال آنجاست [خانواده].

طریق رسیدن به مرتبه یقین

29- سوال: چطور می‌توانیم به یقین برسیم؟

«وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»؛ ان‌شاءالله بندگی خدا بکن. قدم بعدی بعد از تقوا و ایمان که بالا می‌رود، این است که آدم باور می‌کند خدا هست و خیلی کارها از او می‌آید. راهش این است به حرف خدا چشم بگویی و گوش کنی. اگر هی چشم گفتی و گوش کردی؛ گفت این کار حرام است نکردی، گفت این کار واجب است کردی، کم‌کم باورت به خود خدا بالا می‌رود. بعد باور می‌کنی و به یقین می‌رسی که خدا هست و این صفات خوب را هم دارد و این همه کار خوب هم از او برمی‌آید. دیگر امیدت را به این و آن نمی‌بندی، صفات بد از تو دور می‌شود و بیشتر میل و رغبتت به بندگی و تقوا زیاد می‌شود و به یقین نزدیک می‌شوی ان‌شاءالله. خدا ان‌شاءالله توفیق مرحمت کند با ادامه تقوا برسیم به یقین.

[ربّ صلِّ علی محمد و آل محمد]

گزیده

۱. تنظیم برنامه زندگی بر مدار صراط مستقیم

بنا بر این است که شما زندگی خود را طوری تنظیم کنید که هر چه شما را به صراط مستقیم نزدیک‌تر می‌کند، اولویتش نسبت به کارهای دیگر محفوظ باشد. اگر واقعاً این اهمیت را احساس می‌کنید، چرا برنامه زندگی‌تان را خوب تنظیم نکرده‌اید؟ چرا به چیزهایی که خودتان می‌دانید برایتان مهم و لازم است، اولویت نداده‌اید؟ وقتی عقلتان می‌گوید اگر این کار را بکنید بیشتر در مسیر تقوایید و برای آن ارزش قائلی، نگذارید چیز دیگری جلوی آن را بگیرد. برنامه زندگی‌تان را عوض کنید، طور دیگری تنظیم کنید و به این امور اولویت دهید. آدم هرچه می‌دود دنبال فرصت‌های از دست رفته، دیگر پیدایشان نمی‌کند.

۲. پله اول در مسیر رشد ایمان؛ ترک لغویات

ایمان مراحلی دارد و یک‌مرتبه‌ای نیست؛ هر چه بالا برود، باز هم جا دارد که بالاتر برود. در هر مرحله‌ای هم آثار و علائمی دارد که در رفتار انسان بارز می‌شود. یکی از آن مراحل، این است که آدم امور لغو را ترک کند. اگر کسی می‌خواهد به آن‌جا برسد، قدم اولش این است که سفت مواظبت کند بر تقوا، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند. اگر به این مسیر ادامه دهد، ایمانش بالا می‌رود و کم‌کم این لغویات پاک می‌شود؛ دیگر میل و فکرش سمت این‌ها نمی‌رود. طبق آیه قرآن، اگر می‌خواهید کارهایتان اصلاح شود و بدی‌هایش حذف گردد، تقوا را خوب مراعات کنید.

۳. حقیقت قضا و قدر الهی

هر برنامه‌ای که خدا پیاده می‌کند، اول در علم الهی آن را حتمی می‌کند. وقتی امری حتمی شد و محقق گردید، به آن «قضا» می‌گویند. از طرفی، هر اتفاقی که بخواهد بیفتد، یک حد و اندازه‌ای دارد. هر چیزی بخواهد به وجود بیاید و محقق شود، در یک ظرف، موقعیت، حد و اندازه خاصی محقق می‌شود که به آن هم «قدر» می‌گویند. قضا یعنی حتمیت یافتن فعل الهی و قدر یعنی هندسه، اندازه‌گیری و قالب مشخصی که آن پدیده در ظرف آن به وجود می‌آید.

۴. بالاترین اولویت برای اموات؛ ادای دیون و واجبات

خیرات مستحبی مثل پخش خرما اثر زیادی برای امواتی که گرفتارند ندارد؛ چون آن شخص آن‌جا گیر است و نمازش مانده؛ منتظر است نماز و روزه‌هایی را که قضا کرده، برایش انجام دهند. تا آن‌ها را انجام ندهند، آن‌جا گیر افتاده است. روزه، خمس و بدهی‌های واجب دارد. این حقوق تا انجام نشود، هر چه شما برایش خرما بدهی، می‌گوید: «پایم گیر است و گرفتارم، آن‌ها را بفرستید.» لذا اگر میت شما حقوق واجب مالی یا عبادی دارد، این‌ها را برایش ادا کنید؛ این کارها او را از گرفتاری نجات می‌دهد. قرائت یاسین و خرما دادن، بدون ادای واجبات استفاده‌اش خیلی کم است.

۵. غنیمت شمردن دوران تجرد برای بندگی

دوران تجرد فرصتی است که به کارهای دیگرتان بیشتر بپردازید؛ به مشغولیت علمی و درس بیشتر؛ درس بخوانید. همین الان تا نرفته‌اید سر زندگی مشترک، فرصتی هست که حواستان را بیشتر روی درس و تقوا جمع کنید. بعداً اشتغالات زندگی پیش می‌آید و یک مقداری محدودتر می‌شوید. پس اکنون از این فرصت استفاده کنید؛ فردا روزی که خانواده تشکیل دادید، باید آن وقت را تقسیم کنید و یک قسمتش را هم مال آن‌ها بگذارید. پس تا فرصت هست، حواستان را روی بندگی جمع کنید.

۶. خطر بزرگ تعریف و تمجید دیگران؛ عُجب و غرور

کسانی که از آدم تعریف می‌کنند، محترمانه و بدون اینکه قصد بدی داشته باشند، دارند جیب ایمان آدم را می‌زنند. این را آدم باید بفهمد؛ چون وقتی تعریف می‌کنند، آدم می‌رود سمت فکرهای بد و آماده می‌شود برای گناهانی مثل عُجب. خطر بزرگی دارد و لذا خیلی بد است. شما اگر توجهی به این حقیقت بکنید، یواش‌یواش دیگر به این تعریف‌ها اهمیتی نمی‌دهید. اگر آدم تقوا را ادامه دهد، کم‌کم خیلی خودش را بدهکار خداوند می‌داند و از تعریف واقعاً بدش می‌آید. مرحوم امام قلباً بدش می‌آمد از اینکه کسی از او تعریف کند.

۷. تفاوت فضای نزول قرآن با تکالیف امروز

آیه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» مال اوایل کار است. آن اوایل، پیامبر اکرم حرف‌های جدیدی می‌آورد که مردم تا حالا نظیر این حرف‌ها را نشنیده بودند. خدا تشویق کرد که بیایید گوش بدهید، حرف‌های آن‌ها را هم گوش بدهید و ببینید کدام بهتر است. آن سفارش در آن فضا و مرحله بود، نه الان. الان دیگر «احسن» بیان شده است. مرجعت می‌گوید این کار واجب است، باید بگویی چشم. اینکه شروع کنی ببینی کدام مرجع حرفش قشنگ‌تر است، نمی‌شود. حالا احسن همه‌اش بیان شده و غیر احسن هم معلوم است. ما در صراط مستقیم می‌خواهیم باشیم و آن‌جا هم احسن مال مرجع تقلید است.

۸. ملاک اذن در دین؛ علم و عمل، نه اعتبارات بشری

مرجع تقلید هر وقت خودش به این مرحله از علم و عمل رسید که دید می‌تواند احکام دین را استنباط کند و به بقیه یاد بدهد، اجازه دارد. دین به او اجازه داده، نه این و آن. این حرف‌ها را حالا درآورده‌اند که می‌گویند هر کس باید از نفر قبلی‌اش اجازه داشته باشد. خدا اجازه داده و گفته با این شرایط اجازه داری. اگر این مقدار از علم و عمل را داری، بسم‌الله، بیفت در کار نشر آن. «زکاة العلم نشره» مال این‌هاست؛ مال این‌هایی است که علم دین در سینه‌شان جا گرفته است. حضرت دستور داده و اذن داده، نه اینکه این و آن به هم اذن بدهند.

۹. جمع میان بغض قلبی با ظالم و مدارای اجتماعی

احادیث لعن با مسئله وحدت منافاتی ندارند. لعن برای این است که آدم در قلب و باورش نسبت به دشمنان و ظالمان بغض داشته باشد؛ جایش در دل است. در عمل نه؛ گفتند نباید کاری بکنید که آن‌ها را تهییج کنید به کارهایی که علیه شما و به ضرر شماست. لعن سر جای خودش در قلب محفوظ است و مدارا در ظاهر هم به همین معنی است. خود حضرات چه‌کار می‌کردند؟ امام عسکری (ع) پیغام داد به شیعیان که در نمازهایشان، در تشییع جنازه‌هایشان و در برنامه‌هایشان شرکت کنید و از آن‌ها جدا نباشید.

۱۰. ذکر شریف لا اله الا الله و نفی بدعت‌ها

اینکه می‌گویند ذکر شریف تهلیل (لا اله الا الله) فقرآور است، حرف درستی نیست. پیغمبر اکرم فرمود: بهترین ذکری که من و همه انبیاء می‌گفتیم لا اله الا الله است. خدا دارد دستور می‌دهد ذکر کثیر بگویید، این چه حرفی است؟ کدام آیه و روایتی این حرف را زده؟ طبق حدیث ثقلین، شما هر مقدار به قرآن و عترت تمسک کنید گمراه نمی‌شوید، اما هر مقدار از این حرف‌های من‌درآوردی بگویید و معتقد بشوید، بدانید همان‌جا در متن گمراهی هستید. با این حرف‌ها پایتان را از صراط مستقیم می‌گذارید بیرون. خدا می‌گوید ذکر بگو که فقیر شوی؟

۱۱. ریشه ناراحتی از بدی دیگران؛ ضعف در اخلاص

اینکه ما هر چه خوبی به دیگران می‌کنیم، دیگران بدی می‌کنند و ناراحت می‌شویم، نشان می‌دهد کار خیر را برای خدا انجام نداده‌ایم، بلکه به آدم‌ها داده‌ایم. توقع داریم چون کاری کردیم، او هم حتماً در ازایش کاری کند؛ خب این اول خودت مشکل داری. کار خیر را باید بدهی به خدا، نه اینکه بدهی به این و آن؛ از این و آن چیزی در نمی‌آید. هر کسی امید و توجهش را داد به بقیه، ضرر کرد. در تقوا، خدا به آدم اخلاص یاد می‌دهد؛ می‌گوید کاری که می‌کنی بده به خدا. این حالت که توقع جبران داریم، نشان از این می‌دهد که آدم تقوایش درست نیست هنوز.

۱۲. طریق حقیقی رسیدن به مرتبه یقین

چطور می‌توانیم به یقین برسیم؟ قرآن می‌فرماید: «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»؛ بندگی خدا را بکنید. قدم بعدی بعد از تقوا و ایمان که بالا می‌رود، این است که آدم باور می‌کند خدا هست و خیلی کارها از او می‌آید. راهش این است به حرف خدا چشم بگویید و گوش کنید. اگر هی چشم گفتید و گوش کردید؛ گفت این کار حرام است نکردید، گفت این کار واجب است کردید، کم‌کم باورتان به خود خدا بالا می‌رود. بعد باور می‌کنید و به یقین می‌رسید که خدا هست. صفات بد از تو دور می‌شود و بیشتر میل و رغبتت به بندگی زیاد می‌شود.

فهرست

1️⃣ برنامه‌ریزی زندگی و صراط مستقیم

◽️ اولویت‌بخشی به امور تقوایی و هدایت الهی

◽️ ضرورت غنیمت شمردن فرصت‌ها و حسرتِ از دست دادن آن‌ها

2️⃣ مراحل ایمان و نشانه‌های رشد آن

◽️ ترک لغویات و امور بیهوده در پله‌های اولیه تقوا

◽️ معنای قضا و قدر الهی در پهنه علم و هندسه تکوین

3️⃣ حقوق عبادی و تعاملات خانوادگی

◽️ اولویت ادای واجبات و دیون اموات بر خیرات مستحبی

◽️ بهره‌گیری از فرصت تجرد و تنظیم وقت میان درس و خانواده

4️⃣ آفات اخلاقی و معیارهای سلوک دینی

◽️ خطرات نفسانی تعریف و تمجید دیگران و ابتلای به عُجب

◽️ تبیین آیه تبعیت از «احسن» و جایگاه تقلید در صراط مستقیم

5️⃣ ملاک‌های راهبری اخلاقی و احکام کاربردی

◽️ تبیین منشأ اذن استنباط و نفی اذن‌های من‌درآوردی

◽️ جمع میان بغض قلبی با ظالمان و مدارای ظاهری اجتماعی

6️⃣ اصلاح باورها و راهکارهای عبادی

◽️ رد ادعای فقرآور بودن ذکر تهلیل بر اساس کتاب و عترت

◽️ راهکار مواجهه با کثرت شک در نماز بر اساس احکام رساله

7️⃣ اخلاص در عمل و حقیقت یقین

◽️ ریشه‌یابی انتظاراتِ متقابل از دیگران و ضرورت اخلاص

◽️ بندگی مستمر؛ تنها طریق رسیدن به مرتبه یقین

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

29 پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها

موضوع: 💬جلسات پرسش و پاسخ