اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن
صوت کامل سخنرانی
1391/01/03
پست

اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن

⚖️ اتمام حجت الهی بر انسان عاقل

🕌 اهمیت و تکرار نماز در زندگی

📖 تبیین صراط مستقیم توسط خداوند

🕋 عبودیت، مقصود خلقت و کفران نعمت

🧭 صراط مستقیم؛ اصلی‌ترین مسئله انسان

🎓 گام اول: علم و یادگیری صراط مستقیم

📿 رابطه باور به صراط مستقیم و موفقیت انسان

📜 گام دوم: اخذ واجبات و محرمات از فقیه عادل

# 109 / 29 پرسش و پاسخ درباره تقوا، خانواده و اصلاح باورها

اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن

اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن

⚖️ اتمام حجت الهی بر انسان عاقل

🕌 اهمیت و تکرار نماز در زندگی

📖 تبیین صراط مستقیم توسط خداوند

🕋 عبودیت، مقصود خلقت و کفران نعمت

🧭 صراط مستقیم؛ اصلی‌ترین مسئله انسان

🎓 گام اول: علم و یادگیری صراط مستقیم

📿 رابطه باور به صراط مستقیم و موفقیت انسان

📜 گام دوم: اخذ واجبات و محرمات از فقیه عادل

متن

اتمام حجت الهی بر انسان عاقل

انسان نباید عذری در پیشگاه خدا داشته باشد و راه باید کاملاً به رویش بسته باشد. اگر فردا بگوید غافل شدم، نمی‌دانستم یا بلد نبودم، خدای متعال احتجاج می‌کند و می‌فرماید: پس نماز را برای چه می‌خواندی؟ در شبانه‌روز چند نماز می‌خواندی؟ چند بار گفتی «اهدنا الصراط المستقیم»؟ یک بار نپرسیدی صراط مستقیم چیست و چه کار باید بکنیم؟ تو که عاقل بودی؛ خدا با انسان‌های عاقل حرف زده و این تکالیف را قرار داده است. شرط تکلیف، عقل است. برای چه؟ برای اینکه انسان عاقل این مسائل را می‌فهمد.

اهمیت نماز و طلب هدایت در تمام شئون زندگی

چرا نماز این‌قدر در زندگی انسان تکرار می‌شود، آن هم در بهترین وقت‌های آدم؟ صبحِ اولِ صبح باید انسان بلند شود و نماز بخواند؛ از خوابش بگذرد و نماز بخواند. ظهر، در اوج کار و مشغولیت روزمره‌اش، باید کار را رها کند و برود نماز بخواند. عصر که می‌شود، نماز بخواند؛ مغرب می‌شود، اول شب نماز بخواند؛ عشا می‌شود و مقداری از شب می‌گذرد، نماز بخواند. در این نماز هم همین‌طور مدام می‌گوید «اهدنا الصراط المستقیم». انسان عاقل است؛ عقل به آدم می‌گوید فکر کن ببین خدا اینجا چه می‌گوید. صراط مستقیم چیست که این‌قدر اهمیت دارد که باید همیشه آن را بگویید و از خدا بخواهید؟

صراط مستقیم؛ مسیر روشن عبودیت و نفی طاعت شیطان

لذا خدا هیچ بهانه‌ای از این جهت برای کسی باقی نگذاشته است؛ راهی در زندگی هست که باید در آن حرکت کنی و همین راه است که آن مقصود نهایی را تأمین و حاصل می‌کند. بعد هم این صراط را خود خدا توضیح داد و آن را به عهده ما نگذاشت تا هر کس شروع کند به تفسیر نوشتن و زیرش بنویسد صراط مستقیم یعنی این یا صراط مستقیم یعنی آن. خود خدا این کار را انجام داد تا راه بر هر بهانه‌ای بسته شود و کسی نتواند حرف‌های متعدد بزند؛ تا فردا در قیامت دوباره نگوییم: خدایا، ما صراط مستقیم را نمی‌فهمیدیم چیست.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»؛ آیا در دنیا به شما دستور ندادم ای بنی‌آدم که دنبال شیطان نروید و بندگی شیطان را نکنید؟ «وَأَنِ اعْبُدُونِی»؛ بندگی شیطان را نکنید، بندگی من را بکنید، «هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». صراط مستقیمی که همین‌طور صبح و ظهر و شب می‌گویی بریم توش، همین است: «هذا»؛ اشاره به همین نزدیکی دارد. «أن اعبدونی» یعنی بندگی من را بکن؛ این می‌شود صراط مستقیم.

حقیقت شکر و کفران نعمت در کلام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

و این عبودیت، مقصود خدا از خلقت بوده است. خدا این بساط خلقت را درست کرده و راه انداخته و قصدش همین بوده که انسان‌ها بیایند در این راه؛ در همین صراط مستقیم که عبودیت است. «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»؛ همان «اعبدونی» که صراط مستقیم شد، همان مقصود خلقت است. یعنی تا زمانی که در این صراط هستی، خودِ آن مقصود را تأمین می‌کنی. به محض اینکه گناهی مرتکب شدی، خدا راضی نیست؛ از آن چیزی که مقصود خلقت بود، پایت را بیرون گذاشتی و آن چیزی را که همیشه بنا بود از خدا بخواهی و واردش شوی، کنار گذاشتی.

آن‌وقت آدم دچار کفران نعمت می‌شود. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: فقط کسانی که بندگی خدا را می‌کنند و اهل تقوا هستند، شکر نعمت‌های خدا را به جا می‌آورند و مابقی کفران نعمت می‌کنند. چون خدا نعمت را داده تا خرج بندگی شود؛ چشم، گوش، دست و پا را داده است تا آدم در این راه استفاده کند. اما وقتی آدم چشمش را به زن مردم می‌اندازد و نگاه حرام می‌کند، پایش را از صراط مستقیم بیرون گذاشته است.

پس این مسئله صراط مستقیم، خیلی مسئله مهمی است و اصلی‌ترین مسئله انسان در پیشگاه خدای متعال و از نظر خدای متعال است. این از همه مهم‌تر است که آدم بیاید و در این صراط قرار بگیرد. و چقدر خدا در قرآن کریم زیاد اشاره کرده به این صراط؛ صراطی است که همه انبیاء در آن بوده‌اند. خدا وقتی از این‌ها تعریف می‌کند، می‌فرماید این‌ها کسانی بودند که در صراط مستقیم قرار داشتند: «وَاجْتَبَیْنَاهُمْ وَهَدَیْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ». این ویژگی‌شان بود که همه‌شان در صراط مستقیم بودند. «إِنَّکَ لَعَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛ تو هم در صراط مستقیم هستی ای رسول. همه؛ «إِنَّ رَبِّی عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛ خود خدا می‌گوید من هم اینجا هستم. احاطه و اشراف من بر این‌جا هست و کسانی که بیایند در این صراط، زیر چتر من هستند.

لزوم فراگیری واجبات و تکالیف الهی از فقیه جامع‌الشرایط

این مسئله صراط مستقیم را آیات متعدد خدای متعال بیان می‌کند؛ با ما عاقل‌ها حرف می‌زند که فکر کنیم و بفهمیم این اصلی‌ترین مسئله است. همه برنامه‌های زندگی را باید با این تنظیم کنیم. هر جا تصمیمی، فکری، کاری، عملی یا اعتقادی، منافات دارد با دستورات خدا و صراط مستقیم، باید از آن فاصله بگیریم. در دوراهی‌ها و چندراهی‌های زندگی، باید ببینیم کدام مطابق با صراط مستقیم است، کدام ما را به صراط مستقیم نزدیک‌تر می‌کند، آن را انتخاب کنیم؛ و کدام ما را از صراط مستقیم دور می‌کند؟ بعضی تصمیم‌های آدم در خیلی از مسائل، او را از صراط مستقیم دور می‌کند؛ انسان نباید به آن طرف برود. همه برنامه‌ها باید در این خط باشد و جهت‌دهی‌اش این باشد.

انسان وقتی به مسئله‌ای رسید، باید تطبیق بدهد و یاد بگیرد که خدا چه گفته است، از آن استفاده کند و تصمیم بگیرد. می‌خواهد با این رفیق شود یا با آن رفیق شود؛ در انتخاب رفیق، انتخاب راه، انتخاب شغل، در تصمیم‌های جزئی و تصمیم‌های کلی، باید همه‌ش معیار و ملاکش این مسئله باشد که چه کار و تصمیمی من را به این صراط نزدیک می‌کند یا در این صراط ثابت‌قدم و محکمم می‌کند، تا به آن سمت برود. چرا می‌گویند با رفیق بد نگرد؟ خب دلیلش همین است؛ آدم را از صراط مستقیم دور می‌کند و یواش‌یواش او را از مسیر درمی‌آورد. چرا می‌گویند با رفیق خوب بگرد? چون شما را بیشتر به صراط مستقیم می‌برد، شما را بیشتر آنجا تثبیت می‌کند، بیشتر نگهت می‌داره و مسائل دیگر.

اولین قدم این است که آدم این مسائلی را که خدای متعال به عنوان صراط مستقیم مطرح می‌کند و مد نظرش هست، برود یاد بگیرد. واجبات و محرماتی را که خدا قرار داده به عنوان دستور — که رعایت این‌ها صراط مستقیم شده و آدم با رعایت این‌ها وارد صراط مستقیم می‌شود — باید برود خوب یاد بگیرد. اولین قدمش علم و یادگیری است. حالا از چه کسی یاد بگیرد؟ خب، علم این صراط را خدا در قرآن کریم مقدار زیادش را بیان کرده، مقدار زیادش را هم حضرات (علیهم‌السلام) بیان کرده‌اند. ما به دلایلی، با این فاصله‌ای که از آن‌ها داریم، احتیاج داریم به مقدماتی تا آن چیزی را که خدا در قرآن کریم و حضرات در روایات گفته‌اند یاد بگیریم تا بتوانیم صراط مستقیم را بیاموزیم.

یک عده می‌آیند در این کار که اسم‌شان طلبه است؛ یک عده هم نمی‌آیند که طوری نیست و به شغل‌های دیگری مشغولند. اما چه این‌ها و چه آن‌ها، فرقی نمی‌کند؛ همه، مقصد و آن چیزی که خدا از همه خواسته این است؛ فعلاً که نمی‌شود کار را تعطیل کرد. باید همین الان اون مسائل و واجبات و محرماتت را خوب یاد بگیری، هر کسی هستی و در هر شغلی که هستی. طلبه هم که هستی، کارت این است که بعدها خودت این‌کاره بشوی، اما فعلاً آن تکالیف الهی که به گردنت هست را باید بروی یاد بگیری؛ کنار درس‌ها باید رساله بخونی، واجبات و محرمات را یاد بگیری. غیر طلبه هم که هستی همین‌طور، فرقی نمی‌کند؛ همه باید رساله بخوانند. همه باید، چون خودشان نمی‌توانند از قرآن کریم و عترت استفاده کنند و صراط مستقیم را تشخیص دهند، بیفتند دنبال کسی که این صراط را بلد است.

لذا در روایات نسبت به یادگیری علم و علم دین این‌همه حرف زده‌اند: «طلب العلم فریضة على کل مسلم» یا «اطلبوا العلم ولو بالصین»؛ این‌ها همین علم است، علم دین است. علمی است که واجب است، نه همه علوم دیگر. این علمی است که واجب است بر هر مسلمانی برود و یاد بگیرد. تا خود حضرات بودند، از آن‌ها استفاده می‌کردیم؛ حالا که نیستند چه کار بکنیم؟ فرمودند: «لا علم الا من عالم ربانی». باید بروی بگردی دنبال کسی که هم علم دین بلد است و هم خودش خوب به حرف خدا گوش داده و برای خدا ارزش زیادی قائل شده است. فقط کتاب ورق نزده، بلکه این ورق‌هایی را که زده شده، عمل کرده و به عمل رسانده است. ارتباطش را با خدا خیلی خوب کرده، میانه‌اش با خدا خیلی خوب است و خودش اهل گناه نیست. او علم را عمل کرده و میانه‌اش با خدا خوب شده است؛ بچسب به او و ولش نکن و در تمام کارهایت دنبالش برو.

ببین چه چیزی واجب است، چه چیزی حرام، چه چیزی مستحب یا فلان است؛ هر چه هست، از او یاد بگیر، محکم، و صددرصد مطیعش باش. او هم باید اهل تقوا باشد، عادل باشد، حرص و ولع به دنیا نداشته باشد، دنبال شهرت و مقام نباشد، از این مسائل فراری باشد و زهد داشته باشد. این مسائل را باید داشته باشد تا آدمی باشد که آدم ببیند دنبال عمل به دین بوده، عمل کرده و عمل به دین در مورد خودش و در مورد بقیه برایش خیلی مهم است؛ مهم‌تر از مسائل شخصی خودش، بله.

این قدم بعدی است؛ ما که حالا دسترسی به حضرات نداریم، قدم بعدی‌مان این است. یک چنین کسی را که حالا اصطلاحاً می‌گویند مرجع تقلید، با این ویژگی‌ها، باید پیدا کنیم و به او بچسبیم. این‌جا هم شیطان می‌آید می‌نشیند کنارمان، گول‌مان می‌زند و می‌گوید: نه، لازم نیست همه چیز را به این‌ها بگویی چشم! گفتند دیگر، مسخره کردند و گفتند مگه شما فلان حیوانید که همه کارتان تقلیدی باشد؟ بله، این حرفی است که شیطان می‌زند؛ فکر و باوری است که شیطان در ذهن و فکر آدم می‌آورد، چون نفس اماره نمی‌خواهد زیر بار برود. شیطان می‌آید و می‌گوید: نه، حالا همه چیز را هم نمی‌خواهد گوش بدهی. دو تا آیه هم از قرآن پیدا می‌کند که خدا مذمت کرده اهل کتاب را که دنبال بزرگترهاشان رفتند، این را هم ضمیمه‌اش می‌کند و آن‌وقت آدم منحرف می‌شود و از صراط مستقیم فاصله می‌گیرد.

ما موظفیم برای اینکه صراط مستقیم را یاد بگیریم، دنبال چنین کسی باشیم. «لا علم الا من عالم ربانی»؛ یعنی «لا تتعلموا الا من عالم ربانی». علم دین را جز از این‌ها از کسی یاد نگیرید. ذهن، فکر، باور و عمل‌تان را جز به این‌ها دست هیچ کس دیگری ندهید و به اینا محکم بدهید؛ نه یک خط در میان یا دو خط در میان، که یک جا را گوش بدهی و یک جا را گوش ندهی. هر جا را گوش دادی به نفع خودت است و هر جا را گوش ندادی ضرر کردی و بعداً ضررش را هم می‌بینی.

یک روز چشم باز می‌کنی و می‌بینی آن عالم ربانی رفت، اما من هر روز یک شبهه و یک چیزی در گوشِ ذهن و فکرم گذاشتم و دور شدم؛ هر روز تنبلی کردم و دور شدم. یک وقت آدم چشم باز می‌کنه و می‌بیند عمر رفت، این مسائل هم سپری شد و دستش خالی است. باید عبرت بگیریم از امور گذشتهٔ خودمان که به این مسائل دچار شدند؛ ما خودمون مایه عبرت نشویم و از نعمت‌هایی که خدا قرار داده استفاده کنیم.

پس قدم اول این بود که صراط مستقیم را اصلش را بشناسیم و بدانیم اهمیتش چیست و چقدر از نظر خدای متعال مهم است. این‌قدر اهمیت دارد. از حالا وقتی قرآن کریم را مطالعه می‌کنید، توجه کنید به این صراط مستقیم. اصل و اساس این است و به مقدار باور انسان نسبت به این صراط است که آدم‌ها موفق می‌شوند واردش بشوند؛ خیلی‌ها هم بیرونند. به مقدار باور انسان به این صراط است که آدم در دعوت بنده‌های خدا به بندگی خدا، برای این صراط اهمیت قائل است یا اهمیت قائل نیست. این تفاوت روش‌ها و مسلک‌ها در مسائل دینی و به تعبیر بندگی خدا، به خاطر همین است. باور کسانی که راه عبودیت را می‌خواهند بروند و می‌خواهند نشان بدهند، نسبت به صراط مستقیم یکی نیست؛ چون در عمل یکی نیستند. بعضی‌ها بیشتر روی این سرمایه‌گذاری کرده‌اند و ارزش و اهمیتش را بیشتر دیدند، لذا وقتی به حرف‌هایشان نگاه می‌کنی، بیشترین حرفی که می‌زنند از تقوا و ترک گناه است؛ اما بعضی‌ها نه، کمتر و ضعیف‌تر. کم مایه گذاشته روی تقوا؛ چون کم مایه گذاشته، کم باورش شده که تقوا خوب است و هر چیزی را می‌گوید بله. ذهن، فکر و باورت را شلوغ می‌کنند و برای تقوا ارزش کافی قائل نمی‌شوند و آن را در ذهن شما بالا نمی‌برند؛ خیلی مسائل دیگر را کنار تقوا می‌گذارند و از این‌جور مسائل. این نشان می‌دهد آن فرد، اهمیتی را که باید برای تقوا قائل می‌شده، نشده است؛ و باوری را که باید به این مسئله بندگی خدا و عبودیت پیدا می‌کرده، نکرده است. آن‌وقت می‌آید بالای منبر می‌نشیند و می‌گوید که ایمانی که در اثر تقوا برای آدم به دست می‌آید، ایمان عاریتی است! چرا این حرف را می‌زند آدم؟ ایمان عاریتی یعنی یک ایمان متزلزلِ به درد نخور. نه، اگر آدم اهل تقوا باشد و خوب ادامه بدهد، ایمانش خیلی هم ایمان محکم و ریشه‌داری است و فقط همین است؛ جز این هم هیچ راهی نیست. این حرف من هم نیست، تو قرآن کریم خدا خیلی واضح این مسئله را بیان کرده است: اهمیت صراط مستقیم، بندگی و عبودیت خدا.

پس قدم اول این بود که بشناسیم و بفهمیم اهمیت این صراط مستقیم رو، و ببینیم چه کسانی در این صراط هستند، چه کسانی بیرون این صراطند، جایش کجاست و اهمیتش از نظر خدا چقدر است. قدم دوم این است که برویم حالا مسائلی را که در صراط مستقیم مطرح و اصل است — که عبارت است از واجبات و محرمات — از مرجع تقلید عادل, فقیه عادل و با تقوا اخذ کنیم و یاد بگیریم. ببینیم او چه کاری را می‌گوید درست است و چه کاری را می‌گوید غلط است. خودمون دخالت نکنیم و بنده باشیم. خود این کارها به ما نیومده که بخواهیم خودمان دخالت بدهیم و نظر بدهیم. هر چه بنده‌تر، بهتر؛ نفعش هم به حال خودمان است. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند صراط مستقیم رو بعد از اینکه شناختیم و رفتیم یاد گرفتیم، از همه مهم‌تر موفق بشویم که عمل کنیم تا به انتهای این صراط برسیم؛ چون راهی است و هر راهی یک انتهایی دارد. انتهای این صراط، بله.

ربّ صلّ علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. شرط تکلیف و اتمام حجت الهی

انسان نباید عذری در پیشگاه خدا داشته باشد و راه باید کاملاً به رویش بسته باشد. اگر فردا بگوید غافل شدم، نمی‌دانستم یا بلد نبودم، خدای متعال احتجاج می‌کند و می‌فرماید: پس نماز را برای چه می‌خواندی؟ در شبانه‌روز چند نماز می‌خواندی؟ چند بار گفتی «اهدنا الصراط المستقیم»؟ یک بار نپرسیدی صراط مستقیم چیست و چه کار باید بکنیم؟ تو که عاقل بودی؛ خدا با انسان‌های عاقل حرف زده و این تکالیف را قرار داده است. شرط تکلیف، عقل است. برای چه؟ برای اینکه انسان عاقل این مسائل را می‌فهمد و خدا هیچ بهانه‌ای از این جهت برای کسی باقی نذاشته است.

۲. نماز؛ یادآوری مداوم مسیر هدایت

نماز چرا در زندگی انسان این‌قدر تکرار می‌شود، آن هم در بهترین وقت‌های آدم؟ صبحِ اولِ صبح باید انسان بلند شود و از خوابش بگذره و نماز بخواند. ظهر، در اوج کار و مشغولیت روزمره‌اش، باید کار را رها کند و برود نماز بخواند. عصر که می‌شود، نماز بخواند؛ مغرب می‌شود، اول شب نماز بخواند؛ عشا می‌شود و مقداری از شب می‌گذره، نماز بخواند. در این نماز هم همین‌طور مدام می‌گوید «اهدنا الصراط المستقیم». انسان عاقل است و عقل به آدم می‌گوید فکر کن ببین خدا اینجا چه می‌گوید. صراط مستقیم چیست که این‌قدر اهمیت دارد که باید همیشه آن را از خدا بخواهید؟

۳. بندگی؛ مقصود اصلی خلقت انسان

این عبودیت، مقصود خدا از خلقت بوده است. خدا این بساط خلقت را درست کرده و راه انداخته و قصدش همین بوده که انسان‌ها بیایند در این راه؛ در همین صراط مستقیم که عبودیت است. «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»؛ همان «اعبدونی» که صراط مستقیم شد، همان مقصود خلقت است. یعنی تا زمانی که در این صراط هستی، خودِ آن مقصود را تأمین می‌کنی. به محض اینکه گناهی مرتکب شدی، خدا راضی نیست؛ از آن چیزی که مقصود خلقت بود، پایت را بیرون گذاشتی و آن چیزی را که همیشه بنا بود از خدا بخوای و واردش شوی، کنار گذاشتی.

۴. حقیقت شکر و کفران نعمت در نگاه علی (ع)

انسان با خروج از صراط مستقیم دچار کفران نعمت می‌شود. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: فقط کسانی که بندگی خدا را می‌کنند و اهل تقوا هستند، شکر نعمت‌های خدا را به جا می‌آورند و مابقی کفران نعمت می‌کنند. چون خدا نعمت را داده تا خرج بندگی شود؛ چشم، گوش، دست و پا را داده است تا آدم در این راه استفاده کند. اما وقتی آدم چشمش را به زن مردم می‌اندازد و نگاه حرام می‌کند، پایش را از صراط مستقیم بیرون گذاشته است. پس این مسئله صراط مستقیم، خیلی مسئله مهمی است و اصلی‌ترین مسئله انسان در پیشگاه خدای متعال و از نظر خدای متعال است.

۵. صراط مستقیم؛ شاخص تنظیم برنامه‌های زندگی

مسئله صراط مستقیم، اصلی‌ترین مسئله است؛ همه برنامه‌های زندگی را باید با این تنظیم کنیم. هر جا تصمیمی، فکری، کاری، عملی یا اعتقادی، منافات دارد با دستورات خدا و صراط مستقیم، باید از آن فاصله بگیریم. در دوراهی‌ها و چندراهی‌های زندگی، باید ببینیم کدام مطابق با صراط مستقیم است، کدام ما را به صراط مستقیم نزدیک‌تر می‌کند، آن را انتخاب کنیم؛ و کدام ما را از صراط مستقیم دور می‌کند؟ بعضی تصمیم‌های آدم در خیلی از مسائل، او را از صراط مستقیم دور می‌کند؛ انسان نباید به آن طرف برود. همه برنامه‌ها باید در این خط باشد و جهت‌دهی‌اش این باشد.

۶. لزوم آموختن تکالیف و واجبات الهی

اولین قدم این است که آدم این مسائلی را که خدای متعال به عنوان صراط مستقیم مطرح می‌کند و مد نظرش هست، برود یاد بگیرد. واجبات و محرماتی را که خدا قرار داده به عنوان دستور — که رعایت این‌ها صراط مستقیم شده و آدم با رعایت این‌ها وارد صراط مستقیم می‌شود — باید برود خوب یاد بگیرد. اولین قدمش علم و یادگیری است. حالا از چه کسی یاد بگیرد؟ علم این صراط را خدا در قرآن کریم مقدار زیادش را بیان کرده، مقدار زیادش را هم حضرات (علیهم‌السلام) بیان کرده‌اند. ما به دلایلی، با این فاصله‌ای که از آن‌ها داریم، احتیاج داریم به مقدماتی تا آن را یاد بگیریم.

۷. ضرورت پیروی از علمای ربانی در عصر غیبت

همه باید، چون خودشان نمی‌توانند از قرآن کریم و عترت استفاده کنند و صراط مستقیم را تشخیص دهند، بیفتند دنبال کسی که این صراط را بلد است. در روایات فرمودند: «لا علم الا من عالم ربانی». باید بروی بگردی دنبال کسی که هم علم دین بلد است و هم خودش خوب به حرف خدا گوش داده و برای خدا ارزش زیادی قائل شده است. فقط کتاب ورق نزده، بلکه این ورق‌هایی را که زده شده، عمل کرده و به عمل رسونده است. ارتباطش را با خدا خیلی خوب کرده، میانه‌اش با خدا خیلی خوب است و خودش اهل گناه نیست. او علم را عمل کرده و بچسب به او.

۸. تقوا؛ راه اصلاح اعمال و دوری از لغویات

ایمان مراحلی دارد و یک مرتبه نیست؛ هر چه بره بالا بازم باید بره بالا و در هر مرحله‌ای آثاری دارد. یکی از آن مراحل هم همین است که آدم لغوو ترک کند. اگر می‌خواهد به آن‌جا برسد، قدم اولش این است که سفت مواظبت کند روی تقوا، واجبات را انجام بدهد و محرمات را ترک کند. «إْن تَتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»؛ اگر می‌خواهید کاراتون اصلاح بشه و درست بشه و بدی‌هاش حذف بشه، تقوا را خوب مراعات کنید. یکی از آثار تقوا همین است؛ اصلاح می‌شود اعمال انسان. در پله اول از گناه، در پله بعدی از چیزهای اضافی.

۹. ریشه انحرافات؛ عدم تطبیق اشخاص با تقوا

آن‌هایی که بعد چندین سال آدم فهمیده خراب بودند و دچار انحراف شدند، این نبود که همان تهش خراب شدند، نه؛ از قبل هم نشانه‌هاش بود. منتها آدم‌هایی که دوروبرشان بودند تقوا را با این تطبیق نداده بودند؛ این را، تقوا را با این تطبیق داده بودند فقط. ببینند عین، ببینند هر کاری که کرد، هر چی این می‌گه، نه. شما تقوا را یاد بگیرید، بندگی خدا؛ مشغول بشیم می‌بینیم کی در عمل بیشتر مواظبت می‌کند به این و در باور و صحبت هم بیشتر به این دعوت می‌کند. این‌ها معلوم می‌شود دیگر.

۱۰. بندگی مخلصانه و قطع امید از غیر خدا

در تقوا، خدا به آدم اخلاص یاد می‌دهد. می‌گوید کاری که می‌کنی بده به خدا. نماز می‌خوانی بده به خدا، صدقه می‌دهی بده به خدا. نه اینکه صدقه بدهی که اِ! خوشش بیاد از شما، بگوید دستت درد نکنه؛ این صدقه نیست. پولو دادی همین‌جور دستش، هیچ عبادتی نکردی. بنابراین، این حالت نشان از این می‌دهد که آدم تقواش درست نیست هنوز. تصمیم بگیر تقوا را مراعات کنی، درست؛ این‌ها را هم یواش‌یواش در تقوات تمرین می‌کنی، خواهی کرد. بعد کم‌کم از این و اون امیدت را می‌بری، می‌دهی به خدا و توقع هم نداری.

فهرست

1️⃣ شرط تکلیف الهی و اتمام حجت بر انسان

◽️ عقل؛ ملاک گفتگوی خداوند و بطلان بهانه‌های آدمی

◽️ تکرار شبانه‌روزی نماز و طلب مداوم هدایت

2️⃣ تبیین مسیر صراط مستقیم توسط خداوند

◽️ بسته‌شدن راه تفاسیر به رأی و ادعاهای متعدد

◽️ هدایت عاقلان به مسیر روشن عبودیت در قرآن

3️⃣ عبودیت؛ مقصود خلقت و ملاک شکر نعمت

◽️ انحراف از هدف آفرینش با ارتکاب گناه

◽️ کلام امیرالمؤمنین (ع) در تبیین حقیقت شکر و تقوا

4️⃣ صراط مستقیم؛ شاخص تنظیم برنامه‌های زندگی

◽️ لزوم دوری از برنامه‌ها و تصمیمات منافی با مسیر حق

◽️ معیار انتخاب رفیق، راه و شغل در دوراهی‌های زندگی

5️⃣ گام اول؛ علم‌افزایی و فراگیری واجبات و محرمات

◽️ لزوم خروج از غفلت از طریق یادگیری احکام الهی

◽️ ضرورت تلمذ و پیروی مطلق از علمای ربانی

6️⃣ امتحان الهی و پایداری در برابر ناگواری‌های دنیا

◽️ سنت حتمی قضا و قدر و ابتلای دائمی انسان

◽️ لزوم حفظ تقوا و صبر در مواجهه با مصیبت‌ها و سختی‌ها

7️⃣ اثر تقوا در اصلاح اعمال و دوری از لغویات

◽️ مراحل تکامل ایمان و رسیدن به مرتبه یقین

◽️ دوری مخلصانه از گناه و رهایی از بند تعاریف دنیوی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

اتمام حجت الهی، حقیقت صراط مستقیم و راه‌های دستیابی به آن

موضوع: صوت کامل سخنرانی