آسیب‌شناسی مسیر حق و نقش رفتار پیروان در هدایت یا انحراف جامعه
صوت کامل سخنرانی
1391/01/02
پست

🎯 آسیب‌شناسی مسیر حق و نقش رفتار پیروان در هدایت یا انحراف جامعه

👥 رفتار اطرافیان؛ ملاک عمومی جامعه در تشخیص حق و باطل

⚖️ آسیب‌شناسی مسیر حق و سیره انبیای الهی

🛡️وارسی مراقبت اطرافیانِ حق از رفتار و اخلاق خود 

🌱 سیره تربیتی اهل‌بیت (ع) در مواجهه با مخالفان

💔 تبیین حدیث امام صادق (ع) در غربت یاران حقیقی

💎 ملاک‌های رفتار کارگزاران و پیروان دین

📿 نشانه‌های شیعه در کلام امام باقر (ع)

📣 مسئولیت سنگین اهل منبر و خطیبان

آسیب‌شناسی مسیر حق و نقش رفتار پیروان در هدایت یا انحراف جامعه

🎯 آسیب‌شناسی مسیر حق و نقش رفتار پیروان در هدایت یا انحراف جامعه

👥 رفتار اطرافیان؛ ملاک عمومی جامعه در تشخیص حق و باطل

⚖️ آسیب‌شناسی مسیر حق و سیره انبیای الهی

🛡️وارسی مراقبت اطرافیانِ حق از رفتار و اخلاق خود 

🌱 سیره تربیتی اهل‌بیت (ع) در مواجهه با مخالفان

💔 تبیین حدیث امام صادق (ع) در غربت یاران حقیقی

💎 ملاک‌های رفتار کارگزاران و پیروان دین

📿 نشانه‌های شیعه در کلام امام باقر (ع)

📣 مسئولیت سنگین اهل منبر و خطیبان

متن

خطبه آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، والصلاة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین، ابوالقاسم المصطفی محمد [صلوات حاضرین]، و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، واللعنة الله علی اعدائهم اجمعین، من الان الی قیام یوم الدین.

رفتار اطرافیان؛ ملاک عمومی جامعه در تشخیص حق و باطل

یکی از مسائلی که مردم ما [آن را] معیار تشخیص حق و باطل قرار می‌دهند، آدم‌هایی هستند که پیرامون کسی و در خطی حرکت می‌کنند. برای اینکه بفهمند [موضعی] حق است یا باطل، نگاه می‌کنند ببینند کسانی که در آن خط هستند و در آن محدوده می‌چرخند، چه جور آدم‌هایی هستند.

این مسئله‌ای است که آدما دارند و همه هم این‌طورند؛ می‌خواهند بفهمن یک راهی حق است یا باطل، یا یک آدمی درست می‌گوید یا نه، نگاه به اطرافیانش می‌کنند. اطرافیان ملاک و معیار می‌شود؛ همیشه همین بوده و بعد از این هم هست. خیلی از آدم‌هایی هم که الان از دین برمی‌گردند، نگاه می‌کنند به کسانی که در خطِ دین هستند. نگاه می‌کنند به این‌ها و می‌بینند این‌ها چه جور آدم‌هایی هستند. رفتار آن آدم‌ها، اخلاق آن آدم‌ها، کارهای آن آدم‌ها و عقل آن آدم‌ها معیار تشخیص حق و باطل می‌شود. این [مسئله] همیشه بوده، غلط هم هست، اما وجود دارد.

این چیزی است که نمی‌شود بگوییم چون غلط است، پس ما کاری به آن نداریم. اتفاقاً باید کار داشته باشیم؛ چون [مردم] نگاه می‌کنند تا بفهمند این راه درست است یا نه، یا فلان کس حرفش درست است یا نه، یا راهش درست است یا نه، نگاه به همین‌ها می‌کنند. طبیعی هم هست؛ خود ما هم همین‌جوری نگاه می‌کنیم تا ببینیم نتایجش چه چیزی از تویش درآمده است.

آسیب‌شناسی مسیر حق و سیره انبیای الهی

این راه حق و مسیر حق همیشه دچار این مشکل بوده که اکثریت این‌هایی که در این مسیرند، آدم‌هایی هستند که مطابقت با حق ندارند و در حق می‌لنگند. دستورات حق، مطالبات حق، [در همه این‌ها] آدم یک پایش می‌لنگد؛ آدم‌های جدی و پر و پا قرص کم در آن هست. بیشترین چوبی که راه حق می‌خورد، از طریق همین آدم‌هاست؛ همان‌هایی که می‌خواهند آنجا باشند ولی به دستورات و لوازمش پایبند نیستند.

در زمان حضرات هم همین‌جور بود؛ این‌ها این گرفتاری را داشتند؛ چون اکثریت جامعه سنی بودند و اقلیت، شیعه بودند. حالا این اکثریت می‌دانستند یک اقلیتی هم هستند، دینی دارند، حساب‌کتاب‌هایی هم دارند و خودشان را مسلمان می‌دانند. رفت‌وآمد دارند، خانه امام صادق (علیه‌السلام) می‌روند و می‌آیند، پای منبرهای ایشان می‌نشینند؛ این مسائل هست. برای اینکه بفهمند امام صادق آدم درست‌وحسابی‌ هست یا نه، نگاه به این‌ها می‌کردند. می‌خواستند بفهمند امام صادق چیست و این آقا جعفر بن محمد کیست، نگاه به این‌ها می‌کردند. طبیعی هم بود؛ همیشه در آدما طبیعی است که نگاه به اطرافیان می‌کنند و آن‌ها را محک و معیار قضاوت قرار می‌دهند.

در قضیه‌ای که در جنگ جمل پیش آمد، کسی آمد پیش امیرالمؤمنین و گفت: «من نگاه می‌کنم می‌بینم آن‌ور هم کسانی هستند که آدم‌های سابقه‌دار در اسلامند؛ مگر می‌شود آن‌ها همه یک‌دست کافر [باشند]؟ نه، آن‌ها هم آدم‌های دانه درشت در اسلام زیاد دارند. خب من کدامتان را درست بگویم؟» [به او] گفت [امیرالمؤمنین] که تو داری به آدم‌ها نگاه می‌کنی و این غلط است. این غلط است که آدم‌ها... امیرالمؤمنین فرمودند: «این غلط است؛ باید حق را بشناسی تا اهلش را بشناسی». اما مشکل اینجاست که هیچ‌وقت مردم ملتزم به این مسئله نمی‌شوند. شما هرچند در گوش مردم بخوانی که حق را بشناسید تا اهلش را بشناسید، سرِ وقتش و در امتحانش، راه حق را می‌خواهند با همان اهلش بشناسند. گاهی درست می‌روند و گاهی هم به بیراهه می‌روند.

ضرورت مراقبت اطرافیانِ حق از رفتار و اخلاق خود

لذا حضرات غیر از اینکه به مردم بگویند و به دوروبری‌هایشان بگویند که «نه، باید راه حق را بشناسید» و تکلیف را از دوش دوروبری‌ها بردارند، با خود این دوروبری‌ها حرف می‌زدند. می‌گفتند: «شماهایی که معیار حق قرار گرفته‌اید —به تعبیر بنده— یعنی مردم دارند نگاه به شما می‌کنند. برای اینکه بفهمند ما چه می‌گوییم، نگاه به شما می‌کنند. این هست و همیشه هم هست؛ رفتار شما، اخلاق شما. لذا وقتی می‌آیید و می‌روید، و این برنامه‌ها را دارید، اینجا می‌آیید پیش ما و می‌روید، گول نخورید. حالا زیاد می‌روید و زیاد می‌آیید، گول نخورید؛ به این حرف‌ها نیست. ما قبول نداریم این حرف‌ها را. سرِ ما کلاه نمی‌رود و نمی‌توانید سرِ ما کلاه بگذارید».

اما مشکل اینجاست که مردم گول می‌خورند. نگاه می‌کنند به فلان کار غلط و رفتار غلط شما؛ آن ناخالصی و نادرستی که در رفتار شما هست را [می‌بینند و] می‌گویند: «خب، جعفر بن محمد این‌جوری است؛ این‌ها را او به این‌ها یاد داده است؛ این‌ها از خودش هستند» و می‌گویند نه. لذا فرمودند باید حواستان جمع باشد. حواسی که دور ما می‌چرخید، حواستان باید جمع باشد. درست کار کنید و رفتار و اخلاقتان را درست بکنید. نمی‌خواهد منبر بروید؛ منبر به درد مردم نمی‌خورد، نگاه به شما می‌کنند تا ببینند شما چه جور آدم‌هایی هستید.

آدم‌ها [در حالت عادی] رفتارشان خوب است و درست است. در رفتارِ درست و در حالت عادی همه خوبند، همه الان راحتند و همه آدم‌های خوش‌اخلاقند. امتحان پیش می‌آید و آنجاست که [آدم] خودش را نشان می‌دهد. یک کسی می‌آید به شما تهمت می‌زند، یک کسی می‌آید به شما بد و بیراه می‌گوید؛ شما چه جور برمی‌گردی و با او برخورد می‌کنی؟ اینجاست که می‌شود فهمید [آدم] همه‌کاره است. چون فتنه‌ها و مشکلات همیشه هست، اما مشکل اینجاست که کسانی که ادعای حق دارند، فقط در حد ادعایند؛ در میدان امتحانش آدم می‌بیند نیستند و حرف‌های بعدی را ندارند. یک چیزایی را نباید آدم واردش بشود، واردش می‌شود. به یک کسانی نباید حرف‌هایی مطرح بشود، حرف‌هایی را می‌زنند. به حرف‌هایی نباید ترتیب اثر داده بشود، ترتیب اثر داده می‌شود و خیلی کارهای دیگر و برخوردهایی که همیشه متأسفانه باعث شده مسیر حق بیشترین ضربه را از این اهالی حق بخورد. در امتحانات است که عده‌ای که به این راحتی نمی‌آیند دور حق، چشمشان تیز می‌شود تا ببینند آدم‌ها چه کار می‌کنند.

سیره تربیتی اهل‌بیت (ع) در مواجهه با مخالفان

آنجا حضرات آن‌هایی را که هدایت می‌کردند، از آن‌وری‌ها بودند؛ در حالت عادی این‌ها هدایت نمی‌شدند که با راهِ منبر رفتن و در یک جلسه صحبت کردن، بگوید «چشم، ما هدایت شدیم». کجا هدایت می‌شدند؟ سرِ بزنگاه. می‌آمد [پیش] حضرت، مشکوک بود و عرق می‌ریخت و می‌رسید به حضرت، چند تا فحش می‌داد به حضرت و می‌رفت.

ما چه نظری داریم؟ ما می‌گوییم فحش داد، محکم جلویش بایست، فحش‌کشش کن، یک چیزی [بگو که] حواسش برود [و بیاید سر جایش] تا حواسش را جمع کند و دیگر دفعه بعدی تکرار نکند. این روش ماست و عقلای ما این را می‌گویند. اما حضرت نه، این‌جوری نبود. می‌توانست ایشون بگوید فحش بدهند، اما نمی‌داد. صبر می‌کردند، تحمل می‌کردند و تحمل می‌کردند شاید هدایت بشود. ته‌ش هم می‌گفتند: «مشکلت چیست که الان به من چیزی می‌گویی؟ مشکلت چیست؟ پول نداری پول بهت بدهم؟ فلان [چیز را] نداری اونو بگو تا بهت بدهم؛ مشکلت چیست؟»

اصلاح می‌شدند و تربیت می‌شدند. اینجاهاست که عده‌ای از آدما می‌آیند طرف حق، نه در حالت عادی. در حالت عادی که همه خوبند، همه الان راحتند و همه آدم‌های خوش‌اخلاقند. امتحان پیش می‌آید که نباید آدم کارهایی بکند، حرف‌هایی بزند و رفتارهایی بکند، اما می‌کند. درست هیچی را محکم می‌کند و در این‌چنین [حالتی] حق، حق نیست؛ فقط حرفش است و باطل محض است. [مردم می‌گویند] اگر راست می‌گفت، خودش آنجا این‌جوری نمی‌کرد. پس چوب می‌خورد راه حق و همیشه همین‌جور بوده است. راه حق بیشترین ضربه را از اهالی حق خورده، نه از باطلیان.

در مسائل فردی همین‌جور است، در مسائل سیاسی هم همین‌جور است. همیشه بیشترین ضربه‌ای که در مسائل سیاسی ما می‌خوریم، از جانب خودمونی‌هاست؛ خودی‌هاست، نه بیرونی‌ها. آن‌قدر که یک خودی می‌تواند ضربه بزند، بیرونی زورش نمی‌رسد؛ خودی خوب می‌تواند از بین ببرد و آسیب بزند.

تبیین حدیث امام صادق (ع) در غربت یاران حقیقی

در روایت هست مثلاً یک راوی آمده، یک آقایی آمده خدمت امام صادق (علیه‌السلام) و صحبت از این شد که راجع به شما چه می‌گویند آدم‌ها. بعد این [شخص] گفت یک حرف‌هایی می‌شود، مثلاً بین ما و آن‌ها بگو مگو می‌شود و حرف‌هایی می‌شود. تا این حرف‌ها می‌شود، برمی‌گردند می‌گویند: «جعفریٌ خبیثٌ»؛ که [این] جعفری است، منسوب به امام جعفر صادق است، دور او می‌چرخد و آدم خبیثی است. خباثت را پشت این «جعفری خبیث» می‌آورند؛ یعنی منشأ [آن را] همان‌جا [می‌دانند]. که تا ما با این‌ها حرف می‌زنیم، یک‌دفعه گاهی می‌شود این‌جوری می‌گویند و فحش به شما می‌دهند.

بعد امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «یُعَیِّرُکُمُ النَّاسُ بی‌؟» [آیا] می‌خواهند به شما چیز بگویند، به من می‌گویند؟

فقال نعم (عرض کرد: بله آقا)؛ خب ما با شماییم دیگر، می‌گویند جعفری خبیث.

فقال: «ما أقَلَّ، وَاللَّهِ، مَنْ یَتْبَعُ جَعْفَراً مِنْکُمْ!» به خدا قسم آن‌هایی که [حقیقتاً] جعفری باشند، کمند. ما قبول نداریم این حرف‌ها را؛ من شماها را این‌کاره نمی‌دانم؛ تک‌وتوکی از بینتان هست.

به خود انبیا هم می‌گفتند. گفتند دوروبری‌هایت بعضاً یک کارهایی می‌کنند؛ انبیا هم می‌فرمودند: «من که نمی‌توانم این دوروبری‌هایم را طرد کنم، نمی‌توانم ردشان کنم». ما هم از این کارها داریم و ما هم از این... برای این [است که قرآن می‌فرماید]: «مِمَّا یَعْمَلُونَ» (من بیزارم از آنچه انجام می‌دهند)؛ هر کار غلطی می‌کنند، من از آن کارشان و کننده‌اش بَری‌ام و ما بیزاریم.

«ما أقَلَّ، وَاللَّهِ، مَنْ یَتْبَعُ جَعْفَراً»؛ شما با ما ربطی ندارید؛ کَمند آن‌هایی که خوبند و پشت سر منند. «إِنَّما أَصْحابِی مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ»؛ من فقط کسانی را به عنوان اصحابم قبول دارم که ورعشان خیلی محکم است. محکم است یعنی چه؟ نه در حال عادی که سلام علیکم حال شما، و این‌جوری فقط خوبند. آنجا که امتحان پیش می‌آید، خودشان را نشان می‌دهند؛ در متن فتنه خودشان را خوب بلدند جمع کنند و آسیبش کم است. وقتی گرفتاری پیش می‌آید، الان این‌ها بعضی‌ها خیلی آشوب را بیشترش می‌کنند.

«مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَ عَمِلَ لِخالِقِهِ»؛ برای رضای خدا کار می‌کند، برای این کار می‌کند، برای خدا می‌کند؛ نه برای اینکه امشب مصلحت در این است که این کار را بکند. مصلحتی‌ها زیادند. همیشه مصلحت می‌کنند که الان صلاح در این است که شما فلان کار را بکنید. هی همین‌ها کار را خراب می‌کنند. هر وقت پای غیر خدا آمد وسط و اخلاص رفت کنار، گرفتاری‌ها هست؛ همه‌شان مصلحت مصلحت درآوردند. «وَ عَمِلَ لِخالِقِهِ» کاری می‌کند، برای خدا می‌کند؛ چون خدا راضی است، این کار را می‌کند؛ نه اینکه الان مصلحت اقتضا می‌کند من این کار [را بکنم]، این وضعیتی نه، آن وضعیتی نه.

«وَ رَجا ثَوابَهُ»، امید به ثواب خدا دارد، نه این و آن. این و آن چیزی ازشان برنمی‌آید به آدم برسد، تا بخواهد از آن‌ها چیزی برسد.

«فَهؤُلاءِ أَصْحابِی»، من این‌ها را قبول دارم، من این‌ها را قبول دارم. اما چه کار کنیم، مردم شماها را معیار قرار می‌دهند.

ملاک‌های رفتار کارگزاران و پیروان دین

بعد فرمودند که: «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَالْوَرَعِ»، حواستان جمع باشد و خوب تقوا را مراعات کنید.

«وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ»، راست بگویید و دروغ در کارتان نباشد؛ دروغ معلوم می‌شود و خودش را نشان می‌دهد.

«وَ حُسْنِ الْخُلْقِ»، یک جوری باشید که مردم جذب بشوند.

«وَ کُونُوا دُعاةً إِلی أَنْفُسِکُمْ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»، دعوت کنید مردم را به راهتان به این طریقی که دارید می‌روید، اما نه با زبان. با زبان نمی‌آید، نگاه به شما می‌کند. شما خودت چه چیزی هستی؟ چقدر عملت و عقلت پخته است؟ آن‌جوری در می‌آورند [و می‌فهمند]. آدم‌ها این‌جوری‌اند؛ نگاه می‌کنند ببینند چجوری است قضیه. آدم‌ها کسی که هست را از این جهت‌ها [نگاه می‌کنند که] چه جورند. وقتی ببینند یک کسی یک جوری است که همه اخلاقش جذب‌کننده است و عقلش پخته است، خب می‌روند طرفش. این کجا بوده؟ کی بوده؟ کجا درس خوانده؟ کدام شهر بوده؟ پدرش کیست؟ مادرش کیست؟ به این چیزها حساس می‌شوند.

«وَ کُونُوا زَیْناً لَنا وَ لا تَکُونُوا شَیْناً عَلَیْنا»، مایه زینت ما باشید. یک جور باشید که وقتی می‌بینند، بگویند به‌به عجب کسانی دور و برشان هستند. «لا تَکُونُوا شَیْناً عَلَیْنا»، مایه نکبت و خواری ما نباشید. شما یک جور نباشید که ما را منکوب کنند.

نشانه‌های شیعه در کلام امام باقر (ع)

یک روایت دیگری سابقاً عرض شد، مثلاً به جابر —جابر جُعفی— امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمود که فکر نکنید همین قدر که دور ما می‌چرخید کفایت می‌کند؛ درست نیست. «ما شِیعَتُنا إِلّا مَنِ اتَّقَی اللَّهَ وَ أَطاعَهُ»؛ در اطاعت، بندگی و تقوا محکمند و در امتحانات زمین نمی‌خورند.

حالا چجوری بشناسیم؟ «إِلّا بِالتَّواضُعِ»، «وَ ما کانُوا یُعْرَفُونَ إِلّا بِالتَّواضُعِ». یکی از نشانه‌هایشان تواضع است. وارد مجلس می‌شوند، سلام می‌کنند و به همه متواضع می‌شوند و سلام می‌کنند. بعد در همان ورود به مجلس، آن جای بالا را پاخیز نمی‌گیرند و همان دمِ مجلس می‌نشینند. نه اینکه از آن در وارد بشوند و آن بالا را نشانه بگیرند، نه؛ همان دم می‌نشینند. آنجایی که مخصوصاً آدم یک شأنی دارد، آقا بکوب به این شأنت و بنشین همان دم. نه اینکه برود یک جایی قایم بشود؛ تکیه‌گاهی هست، خب بالاخره راه‌ش را بکشد و دمِ مجلس بنشیند. آمدند به آدم یک چیزی گفتند، بپذیرد؛ تواضع این است، همه تواضع. تواضع نیست که کله کج بشود، تواضع در این کارها بروز می‌کند؛ اینجاها.

«وَ التَّخَشُّعِ»، خیلی خاشعند در پیشگاه خدا.

«وَ الْأَمانَةِ»، امانت‌دارند. یک حرفی را می‌زنی، نمی‌رود همه جا پخش کند.

«وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ اللَّهِ»، زیاد یاد خدا می‌کنند، زیاد. این که می‌بینید توی‌شان زیاد است؛ زیاد یاد خدا می‌کنند، آدم را هم زیاد به یاد خدا می‌اندازند. این‌جوری است؛ شیعیان ما این‌هایند و ما این‌ها را قبول داریم. شما هر چه می‌بینید، ما قبول نداریم.

«وَ بِالْبِرِّ بِالْوالِدَیْنِ»، به پدر و مادر احسان می‌کنند؛ بعداً می‌روند و از کار می‌افتند و احتیاج به کمک دارند، می‌روند کمکشان می‌کنند.

«وَ الصَّلاةِ»، زیاد اهل نمازند. نه یک نماز واجبی را فقط بچسبانند و تمامش کنند، نه؛ به نماز اهمیت می‌دهند و یک جایی دارد در کارهای‌شان.

«وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ»، راست می‌گویند؛ بایست پایش که باشی دروغ نمی‌گوید.

«وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ»، به قرآن اهمیت می‌دهند و زیاد تلاوت می‌کنند.

«وَ کَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلّا مِنْ خَیْرٍ»، راجع به مردم به راحتی حرف نمی‌زنند. بگویند هم خوب می‌گویند، بد نمی‌گویند. این همه‌اش بدِ این‌ها را...

«وَ کانُوا أُمَناءَ عَشائِرِهِمْ فِی الْأَشْیاءِ»؛ در قوم و قبیله و طایفه‌شان که نگاه می‌کنی، همه یک امین می‌خواهند بروند سراغش، می‌روند سراغ این‌ها. باید آدمِ امین و موجه [باشد که] قبولش دارند و این‌جوری در طایفه و فامیلش مطرح است. نه یک آدمی که همیشه آشوب به پا می‌کند؛ چون بعضی‌ها هستند این‌جوری‌اند، در قوم و خویش و در هر جایی باشند، همیشه ازشان آشوب متصاعد است و به هم ریختن و به هم می‌ریزند.

مسئولیت سنگین اهل منبر و خطیبان

این مسئله و این مشکلِ راه حق است. همیشه راه حضرات، راه هر کسی که آمد می‌خواهد یک کار [نو] پیدا کند، اهالی حق در حق متأسفانه شُلند. اهل منبرشان زیاد است؛ به جای اینکه بنشینند و یک چیزها را خوب حواسشان را جمع بکنند، نه، دنبالند منبر را خوب جمع بکنند و مطالب را برای گفتن و صحبت خوب جمع بکنند؛ اهمیت نمی‌دهند به چیزهای دیگر. هم بلدید، همه این چیزها را بلدید، اما در عمل هیچ خبری نیست؛ تعطیلِ تعطیل. در منبر خوب پیاده می‌شوند و دیگر [می‌گویند] دستت [در دست] ماهاست. پس‌فردا می‌بینی همان جوان آمده از خط دین بیرون؛ چرا؟ چون این آقای منبری که این بالا نشسته و صحبت می‌کند، فلان کار را ازش دیدم، فلان فحشِ خواهر و مادر را ازش دیدم، فلان رفتار را ازش دیدم.

گاهی مسائلی پیش [می‌آید و] می‌زند بیرون. حالا شما بگو آقا اشتباه کرده که این کار را کرده؛ این جوان خب اشتباه کرده یا نکرده، بالاخره ما دورمان... دورِ راه این‌ها را باید درست کنیم. اگر درست نکنیم، مشکل حل نخواهد شد. با حرف زدن و بی‌توجهی به این مسائل، این گرفتاری‌ها همچنان باقی خواهد ماند.

نثار ارواح طیبه همه آن‌هایی که این چیزها را دارند و داشتند، یک صلوات بفرستید. 

گزیده

۱. ملاک اشتباه جامعه در تشخیص حق و باطل

یکی از مسائلی که مردم آن را معیار تشخیص حق و باطل قرار می‌دهند، آدم‌هایی هستند که پیرامون یک شخص یا در یک خط فکری حرکت می‌کنند. جامعه برای اینکه بفهمد موضعی حق است یا باطل، نگاه می‌کند ببیند کسانی که در آن محدوده می‌چرخند چه جور آدم‌هایی هستند. این مسئله‌ای است که همه دارند؛ می‌خواهند بفهمن یک راهی حق است یا باطل، نگاه به اطرافیانش می‌کنند. اطرافیان ملاک و معیار می‌شود. خیلی از آدم‌هایی هم که از دین برمی‌گردند، نگاه می‌کنند به کسانی که در خطِ دین هستند و می‌بینند آن‌ها چه جور آدم‌هایی هستند. رفتار، اخلاق، کارها و عقل آن آدم‌ها معیار تشخیص حق و باطل می‌شود. این مسئله همیشه بوده، غلط هم هست، اما وجود دارد.

۲. حقیقت مسیر حق و سیره انبیای الهی

مسیر حق همیشه دچار این مشکل بوده که اکثریت این‌هایی که در این مسیرند، آدم‌هایی هستند که مطابقت با حق ندارند و در حق می‌لنگند. در دستورات و مطالبات حق، آدم یک پایش می‌لنگد؛ آدم‌های جدی و پر و پا قرص کم در آن هست. بیشترین چوبی که راه حق می‌خورد، از طریق همین آدم‌هاست؛ همان‌هایی که می‌خواهند آنجا باشند ولی به دستورات و لوازمش پایبند نیستند. در زمان امیرالمؤمنین (ع) کسی آمد و گفت: «مگر می‌شود آن‌ور هم که آدم‌های سابقه‌دار در اسلامند همه یک‌دست کافر باشند؟» حضرت فرمودند: «این غلط است؛ تو داری به آدم‌ها نگاه می‌کنی. باید حق را بشناسی تا اهلش را بشناسی». اما سرِ وقت امتحان، مردم راه حق را با اهلش می‌شناسند.

۳. مسئولیت سنگین و پنهانِ اطرافیان حق

حضرات معصومین با خود دوروبری‌ها حرف می‌زدند و می‌گفتند: «شماهایی که معیار حق قرار گرفته‌اید، یعنی مردم دارند نگاه به شما می‌کنند. برای اینکه بفهمند ما چه می‌گویم، نگاه به شما می‌کنند. این رفتار و اخلاق شما همیشه زیر ذره‌بین است. لذا وقتی می‌آیید و می‌روید، گول نخورید؛ به این حرف‌ها نیست. ما قبول نداریم این حرف‌ها را و نمی‌توانید سرِ ما کلاه بگذارید». اما مشکل اینجاست که مردم گول می‌خورند و نگاه به ناخالصی و نادرستی رفتار شما می‌کنند و آن را به حساب دین می‌گذارند. لذا فرمودند باید حواستان جمع باشد. درست کار کنید و رفتار و اخلاقتان را درست بکنید. منبر رفتن به درد مردم نمی‌خورد، نگاه به شما می‌کنند تا ببینند چه جور آدم‌هایی هستید.

۴. میدان امتحان؛ تجلی‌گاه حقیقتِ آدم‌ها

آدم‌ها در حالت عادی رفتارشان درست است؛ همه خوبند، همه راحتند و همه آدم‌های خوش‌اخلاقند. اما امتحان پیش می‌آید و آنجاست که انسان خودش را نشان می‌دهد. یک کسی می‌آید به شما تهمت می‌زند یا بد و بیراه می‌گوید؛ شما چه جور برمی‌گردی و با او برخورد می‌کنی؟ اینجاست که می‌شود حقیقت را فهمید. فتنه‌ها و مشکلات همیشه هست، اما مشکل اینجاست که کسانی که ادعای حق دارند، فقط در حد ادعایند؛ در میدان امتحانش آدم می‌بیند نیستند و پای کار نمی‌مانند. یک چیزایی را نباید آدم واردش بشود، واردش می‌شود. برخوردهایی که متأسفانه باعث شده مسیر حق بیشترین ضربه را از این اهالی حق بخورد. در امتحانات است که چشم مردم تیز می‌شود تا ببینند آدم‌ها چه کار می‌کنند.

۵. سیره تربیتی و اخلاق کریمانه اهل‌بیت (ع)

آنجا که حضرات کسی را هدایت می‌کردند، سرِ بزنگاه بود. شخص می‌آمد پیش حضرت، چند تا فحش می‌داد و می‌رفت. روش ما چیست؟ ما می‌گوییم فحش داد، محکم جلویش بایست و تکرار کن تا دیگر تکرار نکند. این روش ماست و عقلای ما این را می‌گویند. اما حضرت نه، این‌جوری نبود. می‌توانست بگوید فحش بدهند، اما نمی‌داد. صبر و تحمل می‌کردند شاید هدایت بشود. ته‌ش هم می‌گفتند: «مشکلت چیست که به من چیزی می‌گویی؟ پول نداری پول بهت بدهم؟ مشکلت چیست؟» با این رفتار اصلاح و تربیت می‌شدند. اینجاهاست که عده‌ای می‌آیند طرف حق، نه در حالت عادی. راه حق بیشترین ضربه را از اهالی حق خورده، نه از باطلیان و دشمنان.

۶. خطر بزرگ آسیب‌های درونی و خودی‌ها

در مسائل فردی و در مسائل سیاسی همیشه همین‌جور است. همیشه بیشترین ضربه‌ای که در مسائل سیاسی ما می‌خوریم، از جانب خودمونی‌هاست؛ از خودی‌هاست، نه بیرونی‌ها. آن‌قدر که یک خودی می‌تواند به مسیر ضربه بزند، بیرونی زورش نمی‌رسد. خودی خوب می‌تواند از بین ببرد و آسیب بزند. در روایت هست که تا یاران با مخالفان مگو مگو می‌کردند، آن‌ها می‌گفتند این‌ها جعفری و خبیث هستند و خباثت را به منشأ آن یعنی امام نسبت می‌دادند. امام صادق (ع) فرمودند: «به خدا قسم آن‌هایی که حقیقتاً جعفری باشند، در میان شما بسیار کمند. ما قبول نداریم این حرف‌ها را؛ من شماها را این‌کاره نمی‌دانم؛ تک‌وتوکی از بینتان هست که پایبند واقعی باشند».

۷. ویژگی‌های اصحاب و یاران حقیقی از دیدگاه امام صادق (ع)

امام صادق (ع) فرمودند: «شما با ما ربطی ندارید؛ کَمند آن‌هایی که خوبند و پشت سر منند. من فقط کسانی را به عنوان اصحابم قبول دارم که ورعشان خیلی محکم است». محکم است یعنی چه؟ نه در حال عادی که سلام علیکم حال شما، و این‌جوری فقط خوبند. آنجا که امتحان پیش می‌آید، خودشان را نشان می‌دهند؛ در متن فتنه خودشان را خوب بلدند جمع کنند و آسیبشان کم است. اصحاب حقیقی کسانی هستند که برای رضای خدا کار می‌کنند، برای خدا می‌کنند؛ نه برای اینکه امشب مصلحت در این است که این کار را بکند. مصلحتی‌ها زیادند و هی همین‌ها کار را خراب می‌کنند. هر وقت پای غیر خدا آمد وسط و اخلاص رفت کنار، گرفتاری‌ها شروع می‌شود.

۸. دعوت عملی؛ رسالت اصلی پیروان حق

امام صادق (ع) فرمودند: «علَیکُم بِتَقوَی اللَّهِ وَالوَرَعِ؛ حواستان جمع باشد و خوب تقوا را مراعات کنید. راست بگویید و دروغ در کارتان نباشد؛ دروغ معلوم می‌شود و خودش را نشان می‌دهد. خوش‌اخلاق باشید تا مردم جذب بشوند. و کونوا دُعاةً إِلی أَنْفُسِکُمْ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ؛ دعوت کنید مردم را به راهتان به این طریقی که دارید می‌روید، اما نه با زبان». با زبان نمی‌آید، نگاه به شما می‌کند. شما خودت چه چیزی هستی؟ چقدر عملت و عقلت پخته است؟ وقتی ببینند یک کسی همه اخلاقش جذب‌کننده است و عقلش پخته است، خب می‌روند طرفش. کونوا زَیْناً لَنا وَ لا تَکُونُوا شَیْناً عَلَیْنا؛ مایه زینت ما باشید و مایه نکبت و خواری ما نباشید که ما را منکوب کنند.

۹. نشانه‌های جامعه نخبگانی و شیعه واقعی

امام باقر (ع) می‌فرمود که فکر نکنید همین قدر که دور ما می‌چرخید کفایت می‌کند؛ درست نیست. شیعه ما نیست مگر کسی که تقوا داشته باشد و خدا را اطاعت کند. شیعیان شناخته نمی‌شوند مگر به تواضع، تخشع، امانت‌داری و کثرت ذکر خدا. زیاد یاد خدا می‌کنند و آدم را هم زیاد به یاد خدا می‌اندازند. به پدر و مادر احسان می‌کنند و زمانی که از کار می‌افتند کمکشان می‌کنند. زیاد اهل نمازند و به آن اهمیت می‌دهند. راست‌گو هستند، دروغ نمی‌گویند و به قرآن اهمیت می‌دهند و زیاد تلاوت می‌کنند. راجع به مردم به راحتی حرف نمی‌زنند و اگر بگویند هم خوب می‌گویند. در طایفه‌شان امین و موجه هستند، نه آدمی که همیشه آشوب به پا می‌کند.

۱۰. آسیب بزرگ خطیبانِ بی‌عمل و منبرهای بی‌اثر

این مشکلِ راه حق است؛ اهالی حق در حق متأسفانه شُلند. اهل منبرشان زیاد است؛ به جای اینکه بنشینند و یک چیزها را خوب حواسشان را جمع بکنند، نه، دنبالند منبر را خوب جمع بکنند و مطالب را برای گفتن خوب جمع بکنند؛ اهمیت نمی‌دهند به چیزهای دیگر. همه این چیزها را بلدید، اما در عمل هیچ خبری نیست؛ تعطیلِ تعطیل. پس‌فردا می‌بینی همان جوان از خط دین بیرون آمده است؛ چرا؟ چون از این آقای منبری که این بالا نشسته و صحبت می‌کند، فلان کار و فلان رفتار نادرست را دیدم. حالا شما بگو اشتباه کرده؛ این جوان بالاخره از راه به در می‌شود. اگر دورِ راه این‌ها را درست نکنیم، با بی‌توجهی به این مسائل، این گرفتاری‌ها همچنان باقی خواهد ماند.

فهرست

1️⃣ معیار جامعه در سنجش حق و باطل

◽️ ارزیابی اشتباه جریان‌ها بر اساس رفتار اطرافیان

◽️ بازگشت از دین به دلیل عملکرد نادرست دین‌داران

2️⃣ حقانیت مسیر و ملاک حقیقی شناخت

◽️ سیره انبیای الهی در مواجهه با همراهان سست‌اراده

◽️ قاعده امیرالمؤمنین (ع): «شناخت اهل حق از طریق شناخت خودِ حق»

3️⃣ مسئولیت سنگین و پنهانِ پیروان

◽️ قرار گرفتن رفتار کارگزاران در زیر ذره‌بین جامعه

◽️ اولویت اصلاح عمل و اخلاق فردی بر سخنوری و منبر

4️⃣ میدان امتحان و تجلی اخلاص

◽️ آشکار شدن حقیقت انسان‌ها در هنگام فتنه و سختی‌ها

◽️ چالش مصلحت‌گرایی و ضرورت حفظ اخلاص در عمل

5️⃣ سیره تربیتی و کریمانه معصومین (ع)

◽️ هدایتگری اهل‌بیت (ع) در بزنگاه‌ها با حلم و بردباری

◽️ آسیب‌های درونی و ضربه‌های سهمگین خودی‌ها به مسیر حق

6️⃣ ویژگی‌ها و نشانه‌های شیعه واقعی

◽️ آراستگی به تواضع، امانت‌داری، تقوا و یاد پروردگار

◽️ نیکی به پدر و مادر، پایبندی به نماز و صدق حدیث

7️⃣ آسیب‌شناسی خطیبانِ بی‌عمل

◽️ چالش سخنوران بی‌عمل و منبرهای بی‌اثر در جامعه

◽️ ضرورت اصلاح رفتار متولیان برای جلوگیری از انحراف جوانان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

آسیب‌شناسی مسیر حق و نقش رفتار پیروان در هدایت یا انحراف جامعه

موضوع: صوت کامل سخنرانی