حیا؛ اصل مشترک عقلی و پاسدار کرامت انسانی
صوت کامل سخنرانی
1404/08/30
پست

حیا؛ اصل مشترک عقلی و پاسدار کرامت انسانی

📌 حیا؛ اصل مشترک و عقلی انسان‌ها

🌱 مفهوم حیا و مصادیق آن در زندگی روزمره

⚖️ رابطه مستقیم عقل و حیا و پیامدهای تضعیف آن

جلوه‌ای از حیا در سیره حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت علی (علیه‌السلام)

🌐 تقابل مفهوم حیا با دیدگاه فردگرایی غربی

👥 اهمیت حفظ حریم و حدود در مناسبات اجتماعی

🕌 دغدغه‌های والای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) پیرامون حیا و عفاف

💎 حیا به عنوان ضامن بقای کرامت انسانی

حیا؛ اصل مشترک عقلی و پاسدار کرامت انسانی

حیا؛ اصل مشترک عقلی و پاسدار کرامت انسانی

📌 حیا؛ اصل مشترک و عقلی انسان‌ها

🌱 مفهوم حیا و مصادیق آن در زندگی روزمره

⚖️ رابطه مستقیم عقل و حیا و پیامدهای تضعیف آن

جلوه‌ای از حیا در سیره حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت علی (علیه‌السلام)

🌐 تقابل مفهوم حیا با دیدگاه فردگرایی غربی

👥 اهمیت حفظ حریم و حدود در مناسبات اجتماعی

🕌 دغدغه‌های والای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) پیرامون حیا و عفاف

💎 حیا به عنوان ضامن بقای کرامت انسانی

متن

حیا؛ اصل مشترک و عقلی انسان‌ها

یکی از مسائل مهمی که در بین انسان‌ها مطرح هست و دین هم بر اون صحه گذاشته، مسئله‌ای است به نام حیا. همه انسان‌ها اصل حیا رو قبول دارند و در شرایطی هستند که حد و مرزی در زندگیشون، روابطشون و ارتباطاتی که با افراد دارند، قائلند. این حد و مرزها و حریم نگه‌داشتن‌ها، همان حیاست.

یکی از مسائلی که در زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به چشم می‌خوره، همین مسئله هست. هر کدام از مرد و زن و تک‌تک افراد جامعه، نیاز مبرمی به حیا دارند. حیا از آثار و لوازم عقل هست؛ وقتی خدا به انسان عقل داده، خودِ این عقل انسان رو به سمت مسائلی هدایت می‌کنه. یکی از اون مسائلی که عقلِ، ما رو به سمتش می‌کشه، مسئله حیا هست.

وقتی ما با افراد ارتباط داریم و زندگی می‌کنیم، از داخل خونه و در ارتباط با افراد خانواده گرفته تا سطح جامعه، طبیعی است که نمیشه هر حرفی رو زد، هر چیزی رو گفت و هر رفتاری رو انجام داد. اصل این حالت نشان میده که انسان در زندگیش می‌دونه وقتی با بقیه ارتباط داره، آزاد نیست هرطور که دلش خواست رفتار کنه؛ بلکه محدودیت‌هایی رو طبیعتاً می‌پذیره. هیچ‌کسی به خودش اجازه نمیده که به دستور عقلش، هر طور حرفی رو بزنه، هر کاری رو انجام بده و کاری هم به بقیه نداشته باشه.

این ویژگی در وجود انسان‌ها هست: ملاحظه همدیگه، توجه به همدیگه و مراعات حق همدیگه؛ این‌ها رو خدا در وجود انسان‌ها قرار داده. منتها ممکنه انسانی به سمتی حرکت کنه که دوست نداشته باشه این حد و حدود رو بپذیره و زیر بارش بره، وگرنه اصل این مسئله، یک امر عقلی هست. فارغ از اینکه دین باشه و چیزی راجع به حیا بگه یا نگه، این مسئله به دنبال عقل میاد. چون هر انسانی که خدا بهش عقل داده، این اصل رو تأیید می‌کنه که در رابطه‌اش با انسان‌ها اجازه نداره و نمی‌تونه — اگه بخواد زندگی سالم و خوبی داشته باشه — هرطور دوست داشت زندگی و رفتار کنه. یه سری حرف‌ها رو طبیعتاً نمی‌تونه بزنه و یه سری کارها رو نمی‌تونه انجام بده؛ به خاطر ملاحظه بقیه افراد.

مفهوم حیا و مصادیق آن در زندگی روزمره

حیا یعنی این حالت و اصل این رفتار. در وجود انسان‌ها این هست که مثلاً نسبت به هم‌نوع خودشون، نسبت به بزرگ‌ترِ خودشون و نسبت به کوچک‌ترِ خودشون حریم قائل باشن. حریم یعنی اینکه انسان با توجه به نسبتی که دیگران باهاش دارند، ملاحظاتی رو رعایت کنه. انسان‌ها در رفتارشون با بچه‌ها یه قید و قیودی دارند؛ مادر نسبت به فرزندش یه قیودی رو می‌پذیره و نسبت به بزرگ‌ترش و مادر خودش هم یک قیودی رو رعایت می‌کنه تا بتونه خوب زندگی کنه و در زندگیش با مشکلات کمتری روبرو بشه.

این‌ها توضیحات مفهوم حیا هست. اصلش در عقل انسان‌ها نهادینه شده و وجود داره، ولی گاهی شرایط ممکنه انسان رو به سمتی بکشونه که این حد و مرزها و حقوق رو زیر پا بگذاره. حیا یعنی همین؛ حد و مرز و حقوق یعنی اینکه وقتی در خیابون حرکت می‌کنیم و پشت چراغ قرمز می‌رسیم، طبیعتاً یک دسته‌ای حق عبور دارند و یک دسته‌ای نباید عبور کنند و باید توقف کنند. یا وقتی در صفِ نانوایی قرار می‌گیریم، حق و حدِ هر کسی اون نقطه‌ایه که قرار گرفته و اون نوبتیه که داره. همه انسان‌ها طبیعتاً می‌پذیرند کسی که زودتر اومده، زودتر نوبتش هست. مراعات این حقوق و حدود، حیا نام داره.

یه کسی زودتر وارد یه مجلسی شده، طبیعتاً ممکنه یه جای مناسب‌تری نصیبش بشه و کسی که دیرتر اومده، این حق رو نداره؛ اون که زودتر اومده طبیعتاً جای مناسب‌تر مالِ اونه. اما همین‌جا استثنا می‌خوره؛ ممکنه کسی دچار مشکلی باشه، مسن باشه یا مریضی داشته باشه، باز این‌جا این حق و حد عوض میشه. یعنی اون کسی که حتی زودتر اومده، احساس می‌کنه اون کسی که مسن‌تر یا بزرگ‌تر هست، یا مریضی و مشکلی داره، بهتره این جا و این تکیه‌گاه رو به او بده.

این‌جا انسان ناخودآگاه یه حقی رو احساس می‌کنه؛ اصلاً لازم هم نیست کسی بهش گفته باشه، در وجود همه انسان‌ها این حالت هست که احترامی بذارند به کسی که مسن‌تره یا مشکلی داره، پاشن و جای بهتر رو بهش بدن یا موقعیت بهتری رو براش فراهم کنند. این اصلاً ربطی به دین نداره؛ در همه انسان‌ها نهادینه است. حیا یعنی انسان خودش رو رها نمی‌کنه که سلطان مطلق باشه و هر طور دلش خواست در هر جا عمل کنه و حرف بزنه؛ بلکه یه حد و حقوقی برای بقیه و برای خودش قائل میشه.

خودِ انسان هم حاضر نیست در حالت عادی خودش رو در وضعیتی قرار بده که مورد تمسخر یا اهانت بقیه قرار بگیره. هر کسی برای خودش شخصیتی داره و دوست نداره شخصیتش لکه‌دار یا پایمال بشه. این‌ها رو می‌گن حیا؛ چه نسبت به خودمون و چه نسبت به بقیه مردم. نسبت به خودمون، خودمون رو حفظ می‌کنیم. خیلی وقت‌ها تو خونه، انسان راحته و خیلی رفتارها رو داره یا خیلی حرف‌ها رو می‌زنه؛ ولی بیرون که میاد در مقابل بقیه خودشو حفظ می‌کنه. سعی می‌کنه خوش‌اخلاق، مؤدب، باحوصله و صبور باشه. این‌ها همه‌اش حیاست؛ یعنی انسان یک حریمی برای خودش داره و احساس می‌کنه که نباید این حریم در بین مردم شکسته بشه و تلاش می‌کنه حفظش کنه.

این‌ها منشأش حیاست که خدا به همه انسان‌ها داده؛ انسان بودن کافیه تا این رو داشته باشه. حیا چیزی نیست که دین اومده باشه پایه‌گذاریش کنه، بلکه دین چون در کنار عقل و با عقله، تأییدش می‌کنه و کمک می‌کنه که حفظ بشه. پس اصل حیا یعنی مراعات حدود و حقوقی که انسان برای خودش و بقیه قائله و در ارتباط با دیگران تلاش می‌کنه این‌ها رو حفظ کنه تا شخصیت خودش و بقیه پایمال و لکه‌دار نشه. اون چیزی که در دین هست همینه.

رابطه مستقیم عقل و حیا و پیامدهای تضعیف آن

حیا از آثار عقله. انسان — چه دین‌دار باشه و چه بی‌دین — ویژگی خاصش عاقل بودنه. چون عقل داره، حیا هم داره و این‌ها در وجودش هست؛ کسی تازه نیومده بهش بگه باید حیا داشته باشه. این حیا کمک می‌کنه که عقلِ آدم هم باز تقویت و تثبیت بشه؛ یعنی یه ملازمه‌ای بین این دو تا هست. انسان‌هایی که تلاش می‌کنند حد و حقوق خودشون و بقیه رو مراعات کنند، در این رعایت حق و حدود، تلاش می‌کنند فکر کنند، از عقلشون استفاده کنند، راه رو پیدا کنند و از چاه دوری کنند؛ این عقل ورزیدن باعث پختگی میشه. رابطه مستقیمی بین عقل و حیا هست؛ هرچی انسان عاقل‌تر باشه، حد و حریمی که برای خودش قائل میشه بیشتره و اجازه نمیده این حد و حریمش از بین بره و شخصیتش ضایع بشه یا آسیب ببینه.

همینه که ما در ارتباط با بقیه، خودمون رو حفظ می‌کنیم. تو خونه ممکنه راحت هر جور دلمون می‌خواد باشیم، ولی بیرون که میایم مؤدبیم، باادب حرف می‌زنیم و احترام می‌ذاریم؛ هرچند ممکنه تو خونه واقعمون این‌جوری نباشه ولی ظاهرمون اینه و این از این جهت خیلی چیز خوبیه.

اگه حیا در انسان آسیب ببینه، عقل هم به سرعت دنبالش آسیب می‌بینه. یعنی اگه انسان برای خودش و برای بقیه‌ای که باهاشون ارتباط داره شخصیتی قائل نباشه، احترامی نذاره و حریمی قائل نباشه، اولین چیزی که آسیب می‌بینه عقله و دیگه نمی‌تونه مصلحت و مصالحش رو تشخیص بده. چون وقتی حیا ضعیف میشه، حالت نفسانی، قلدری و حالت‌های خاصِ بد در آدم رشد می‌کنه که آسیب‌زننده و مشکل‌زاست و اجازه نمیده زندگی آدم سر و سامون بگیره.

در زندگیِ بین همسران و بین زن و شوهر، اون چیزی که قوام زندگی بهش بستگی داره، اینه که زن و شوهر با همدیگه بسازند. اگر بخوایم به کسی که تازه زندگی تشکیل داده یا می‌خواد زندگیش حفظ بشه توصیه‌ای کنیم، اینه که باید نسبت به همدیگه سازش داشته باشند؛ یعنی نسبت به یه سری مسائل، حالتِ چشم‌پوشی و اصلاح‌گری داشته باشند، نه اینکه یک کاهی رو کوهی قرار بدن یا از دلِ یک مسئله معمول و عادی، یک بحران درست بکنند. پشتوانه این مسئله دوباره به حیا برمی‌گرده؛ حیا و عقل پشتوانه اصلی در زندگی ماست که من به شرایط طرف مقابلم توجه کنم. این توجهِ به حد و حق طرف مقابل و مراعاتش، میشه حیا. اگر زن و شوهر حواسشون نباشه، اولین چیزی که آسیب می‌بینه همینه و پرده‌های عصمت و حیا پاره میشه؛ نسبت به هم حریمی قائل نمیشن و به ارتباطاتشون آسیب می‌زنند.

جلوه‌ای از حیا در سیره حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت علی (علیه‌السلام)

یکی از مواردی که در زندگی این بزرگواران نقل شده، مربوط به اوایلی هست که از مکه مکرمه به مدینه هجرت کرده بودند. اون زمان وضع مسلمون‌ها، مخصوصاً کسانی که از مکه اومده بودند، خیلی سخت بود و فقر شدیدی داشتند. اون‌ها هم که در مدینه بودند در حد معمول بودند؛ غذاشونو با هم تقسیم می‌کردند اما وسع زیادی نداشتند و گرفتاری سنگینی داشتند. خودِ زندگی امیرالمؤمنین هم همین‌طور بود؛ یعنی گاهی نقل شده این‌ها مثلاً دو سه روز، خیلی چیزی برای خوردن به اون معنا نداشتند و یه چیز بخورونممیری گیرشون می‌آمد. اینکه در سوره انسان تعریف می‌کنه اهل‌بیت سه روز روزه بودند و موقع افطار یه مختصر غذایی هم که داشتند به مسکین و یتیم و اسیر دادند، به خاطر همین شرایط حاد و سخت بود. اون چیزی که گیرشون می‌آمد، در حد یک بخورونمیر بود.

در چنین شرایطی، نقل میشه روزی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گفتند که چیزی هست منزل میل کنیم؟ ایشون بیان کردند که دو روزه به اون معنا چیزی نداریم و اگه چیزی هم بوده، من اینو دادم به بچه‌ها و خودم چیزی نخوردم و نتونستم بهره ببرم. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند که خب یه اشاره‌ای، یه حرفی به من می‌گفتید. ایشون دائم گرفتاری‌های بیرون رو داشتند و وضع همه هم همین بود. حضرت زهرا در این حد هم اشاره نکرده بودند و حرفی نزده بودند. امیرالمؤمنین می‌گن خب یه چیزی، اشاره‌ای به من می‌گفتی که وضع این‌طوره. باز این جمله حضرت زهرا خیلی جالبه، ایشون می‌فرماد: «إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ». فرمودند من از خدا خجالت می‌کشم که تو رو وادار کنم به کاری که می‌دونم الان نمی‌تونی از پسش بربیای و شرایط طوری نیست که بتونی مهیا کنی. می‌گه من از خدا حیا می‌کنم از اینکه از تو که همسرم هستی چیزی بخوام که نتونی انجام بدی و نتیجه‌اش شرمندگی تو پیش زن و بچه‌ات باشه.

این مسئله بین هر دو طرف هست؛ اینکه آدم از طرف مقابلش چیزی بخواد که از عهده‌اش بر نمیاد و عرق شرم به پیشونیش می‌شینه و خجالت‌زده میشه. این حالت همان حیاست؛ مراعات شرایط طرف مقابل در این حد که من ازش چیزی را نخوام و به رو نیارم که الان نمی‌تونه برام تأمین کنه. این توجه و ملاحظه شرایط طرف مقابل، حیا نام داره.

تقابل مفهوم حیا با دیدگاه فردگرایی غربی

شما الان نشستید، یه وقته بغل‌دستی جاتون تنگه؛ انسان در شرایطی که هست، هم شرایط خودش را لحاظ می‌کنه و هم بقیه رو، هم حفظ حریم خودش را می‌کنه و هم دیگران رو. اون چیزی که آدم‌ها را وادار می‌کنه به ملاحظه همدیگه، بهش می‌گن حیا.

نقطه مقابل این مسئله، غرب هست. در مکتب غرب، انسان طوری تربیت میشه که فقط به فکر خودش باشه و هیچ احدی غیر از خودش جایگاهی به اون معنا نداره. واسه همین یکی از آثار فرهنگ غرب، وقتی موجش آدم‌ها رو بگیره، اینه که یکی‌یکی انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت بشن. این بی‌تفاوتی از جامعه شروع میشه؛ مثلاً من نسبت به بقیه در خیابون بی‌تفاوت باشم و برام مهم نباشه این پیرمرد یا آدم مسن رو کمکی بهش برسونم، ملاحظه‌ای نسبت بهش بکنم، نوبت بهش بدم یا جایی همراهیش کنم. اول از جامعه شروع میشه و انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت میشن؛ و نه فقط بی‌تفاوت، بلکه سر هر چیز کمتری با هم دعوا و اختلاف می‌کنند و هر کی فقط می‌خواد حق خودش رو بگیره. ما الان احساس می‌کنیم در جامعه، به سمتی حرکت کردیم که اکثریت افراد می‌خوان ملاحظه‌ای نسبت به همدیگه نداشته باشند و فقط خودخواهانه رفتار کنند.

بعد این مسئله یواش‌یواش میاد تو خونه و زندگی انسان و در ارتباط با اطرافیان، اون‌جا هم همین اتفاق می‌افته و انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت میشن و ملاحظه همدیگه را نمی‌کنند؛ یعنی ابتدا نسبت به اقوام و بعد زن و شوهر نسبت به همدیگه این حالت ملاحظه و حیا رو از دست میدن. در مکتب غرب، فقط انسان خودشه و خودش؛ نه مادر جایگاهی داره و نه پدر، که این‌ها رو یکی‌یکی حریمشون رو شکستند. مثلاً مادر رو از اون قداست درش آوردند و حریمی نداره؛ پدر همین‌طور، فرزند همین‌طور، خانواده و اقوام هم همین‌طور. همه این مفاهیمی که حریمی در بین انسان‌ها داره، تلاش کردند از بینش ببرند؛ چون غرب بر اساس مبانی خودش کار می‌کنه که همان اصالت فرده و هر فردی فقط خودش مهمه و بقیه اهمیت ندارند. چون اهمیت ندارند، باید یواش‌یواش این‌ها رو از بین ببره؛ لذا خانواده رو از اهمیت انداختند، شأن و حریم مادر و زن‌ها رو از بین بردند و زن رو از اون جایگاه ویژه و ممتازی که خدا بهش داده در آوردند. زن جایگاه خاص ممتازی داره اما شأنشو ضایع کردند و حالت کالا و سوءاستفاده براش ایجاد کردند و حریمشو از بین بردند.

اهمیت حفظ حریم و حدود در مناسبات اجتماعی

این‌ها برمی‌گرده به این نقطه که تلاششون اینه حیا و حریم رو از انسان‌ها بگیرند. برای این کار، نگاه می‌کنند ببینند مثلاً در جامعه‌ای مثل جامعه ما، چه چیزهایی حریم خانواده‌ها و حیا رو از بین می‌بره و دقیقاً رو همون‌ها دست می‌گذارند؛ چه چیزی می‌تونه خانواده رو حفظ کنه یا از بین ببره، رو همون تلاش می‌کنند و حریم‌ها رو از بین می‌برند. ما باید حواسمون باشه که در جامعه‌ای که داریم زندگی می‌کنیم، در ارتباط با دیگران این مسئله رو لحاظ کنیم که حیا و حریم از بین نره. حیا یعنی مراعات حدود؛ اگر اون‌ها حریم مادر رو می‌شکنند، ما نشکنیم و تحت تأثیر قرار نگیریم. اون چیزی که با چشممون در فضای مجازی می‌بینیم رو ما اثر می‌ذاره؛ اون‌جایی که حریم مادر و خانواده رو می‌شکنند، حیا رو از بین می‌بره. اون‌جا که حریم زن را می‌شکنند و زن رو به سمت عریانی پیش می‌برند، اثر بد روی انسان داره و این مقدمه اینه که حیا و حد و حدودی که عقل انسان برای هر کسی قرار داده از بین بره و نتیجه‌اش آسیب‌های دیگه‌ست؛ یعنی راهی که اون‌ها رفتند و به پشیمونی خوردند رو ما شروع کنیم به رفتن.

این رو باید حواسمون باشه. حیا معنای وسیعی داره؛ همین‌جا در همین مجلس، حیا یعنی همین مراعات حد و حدود همدیگه. حیا همیشه بحث حجاب نیست، اصلاً یکیش مال حجابه؛ همه آنچه که از حد و حدود در بین انسان‌ها هست و انسان‌ها رو از ارتباطات ناسالم، درگیری و مشکلات جلو‌گیری می‌کنه، اسمش حیاست. دو نفر که مراعات حد یکدیگر رو می‌کنند، با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند؛ اما وقتی این از بین بره، هر کسی فقط حق خودش رو می‌بینه. دعوایی که در خیابون بین دو تا آدم رخ میده، به خاطر اینه که یکیشون حاضر نیست حد خودش رو نگه داره و همه حق رو به خودش میده.

این در زندگی ما، در ارتباط با بچه‌هامون، همسرمون و تک‌تک اعضای خانواده هست. ایمان و حیا کنار هم و مقرونِ با همند؛ اگه حیا از بین بره ایمان آسیب می‌بینه، عقل آسیب می‌بینه و انسان‌ها خودخواه میشن. اگه خودخواهی در جامعه رشد کنه، جامعه به سمت جنگل پیش میره؛ یعنی هر کسی فقط به فکر خودشه و بس، و هیچ حد و حریمی برای دیگری قائل نیست.

یک نمونه‌اش در بحث‌های پوشش هست؛ خدا یه حد و حریم و حیایی برای مرد قرار داده و به مرد اجازه نداده هر پوششی رو داشته باشه، چون عقل انسان این ویژگی رو داره که به خودیِ خود، به انسان اجازه نمیده هر طور دلش خواست باشه و یه حد و حریمی برای خودش و شخصیتش قائله. نسبت به زن هم همین‌طور و نسبت به سایر مسائل هم همین‌طور. اون‌وقت این حیا گاهی اوج می‌گیره.

دغدغه‌های والای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) پیرامون حیا و عفاف

شنیدید حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بعد رحلت پیغمبر اکرم که دچار مصائب و مشکلات بودند، یکی از دغدغه‌هاشون در اون شرایط این بود که می‌فرمودند من می‌بینم اموات وقتی از دنیا می‌روند، روی تخته‌ای قرار می‌دند و بدنشونو جابجا می‌کنند؛ در این حد پارچه‌ای که روش قرار داره، حجم بدن و برجستگی‌ها رو نشون میده. ایشون غمگین بودند از این وضعیت. خودبخود حیا، انسان رو وادار می‌کنه به اینکه اجازه نده همین‌طور در معرض دید و دیدِ بد یا آغشته به افکار بد انسان‌ها قرار بگیره. دغدغه‌شون این بود که این وضعیت رو نمی‌پسندند. بعد اسماء می‌گه من اون‌وقت که حبشه بودم دیده بودم اهالی حبشه برای امواتشون چیزی شبیه تابوت درست کرده بودند و من هم این رو برای شما تهیه می‌کنم؛ توضیح که دادند، نقل می‌کنند حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) این‌جا لبخندی به لبانشون نقش بست که شاید تنها لبخندی بود که بعد رحلت پیغمبر اکرم به چهره ایشون نقش بسته بود؛ از اینکه این مشکل حل شد و دیگه بدنشون نمایان نیست. این حیاست.

یه بخشش در پوششه و بخش اعظمش در روابط انسان‌هاست با همدیگه. اون چیزی که نقطه مقابل فرهنگ غربه، اینه که ما این رو تلاش کنیم حفظ کنیم. حفظ حیا محدودیت‌هایی هم داره که طبیعیه؛ آزادی مطلق نیست، محدودیت‌هایی هست که انسان می‌پذیره تا حیا حفظ بشه و در نهایت اثرش به خود انسان می‌رسه. وقتی انسان حیا را حفظ می‌کنه، عقل و ایمانش رو حفظ می‌کنه، حد و حدود رو حفظ می‌کنه و اجازه نمیده شخصیت خودش در ارتباط با بقیه آسیب ببینه. این اولین فایده‌اش به خود انسان می‌رسه که حریمش بین بقیه حفظ بشه. کسی که خودش برای خودش حریم قائل نباشه، انتظار نباید داشته باشه بقیه براش حریم قائل باشن و به حساب نمیارنش. کسی رو انسان‌ها محترم می‌شمارند و بهش شخصیت می‌دند که احساس کنند خودش برای خودش حد و مرز و حد و حدودی قائله و در هر حرف زدن، ارتباط، پوشش و رفتاری آزاد نیست؛ بلکه برای خودش قید و بند داره و بقیه هم متناسب با این، باهاش رفتار می‌کنند.

حیا به عنوان ضامن بقای کرامت انسانی

ان‌شاءالله خدا به همه‌مون توفیق مرحمت کنه که بتونیم این حیا رو در بین خودمون، نسبت به فرزندانمون و در زندگیمون حفظ کنیم و توجه داشته باشیم اگر این آسیب ببینه، اولین و سنگین‌ترین خسارت‌هاش شامل حال خودمون میشه. بچه‌ای که به پدر و مادرش احترام نمی‌ذاره در شرایطی که باید احترام بذاره، شاید حیاءِ درونش در اثر رفتار غلط پدر و مادر یا در اثر شرایط جامعه آسیب دیده که نمی‌تونه حیا رو نسبت به پدر و مادرش مراعات کنه؛ و بعد افراد جامعه تک‌به‌تک نسبت به همدیگه.

مایه تغییر و دگرگونی در جامعه به سمتی حرکت کرده که اکثریت افراد هیچ ملاحظه‌ای نسبت به همدیگه ندارند و می‌خوان حق فقط با خودشون باشه و دیگری اهمیت نداشته باشه. بعد یواش‌یواش این در خونه و زندگی انسان و در ارتباط با اطرافیان هم اتفاق می‌افته و انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت میشن و ملاحظه همدیگه را نمی‌کنند؛ یعنی ابتدا نسبت به اقوام و بعد زن و شوهر نسبت به همدیگه این حالت ملاحظه و حیا از بین میره. در مکتب غرب، فقط انسان خودشه و خودش؛ نه مادر جایگاهی داره و نه پدر، که این‌ها رو حریمشون رو شکستند. مثلاً مادر رو از اون قداست درش آوردند، پدر همین‌طور، فرزند همین‌طور، خانواده و اقوام هم همین‌طور. همه این مفاهیمی که حریمی داره، تلاش کردند از بینش ببرند؛ چون غرب بر اساس مبانی خودش که همان اصالت فرده کار می‌کنه و هر فردی فقط خودش مهمه و بقیه اهمیت ندارند و باید این‌ها رو از بین بره؛ لذا خانواده رو از اهمیت انداختند، شأن و حریم مادر و زن‌ها رو از بین بردند و زن رو از اون جایگاه ممتازی که خدا بهش داده در آوردند، شأنشو ضایع کردند و حالت کالا و سوءاستفاده براش ایجاد کردند.

این‌ها برمی‌گرده به این نقطه که تلاششون اینه حیا و حریم رو از انسان‌ها بگیرند. برای این کار، نگاه می‌کنند ببینند در جامعه‌ای مثل جامعه ما، چه چیزهایی حریم خانواده‌ها و حیا رو از بین می‌بره و دقیقاً رو همون‌ها دست می‌گذارند؛ چه چیزی می‌تونه خانواده رو حفظ کنه یا از بین ببره، رو همون تلاش می‌کنند. ما باید حواسمون باشه که در جامعه‌ای که داریم زندگی می‌کنیم، در ارتباط با دیگران این مسئله رو لحاظ کنیم که حیا و حریم از بین نره. حیا یعنی مراعات حدود؛ اگر اون‌ها حریم مادر رو می‌شکنند، ما نشکنیم و تحت تأثیر قرار نگیریم. اون چیزی که در فضای مجازی می‌بینیم رو ما اثر می‌ذاره و حیا رو از بین می‌بره. اون‌جا که حریم زن را می‌شکنند و زن رو به سمت عریانی پیش می‌برند، اثر بد روی انسان داره و این مقدمه اینه که حیا و حد و حدودی که عقل انسان قرار داده از بین بره و نتیجه‌اش آسیب‌های دیگه‌ست؛ یعنی راهی که اون‌ها رفتند و به پشیمونی خوردند رو ما شروع کنیم به رفتن.

این رو باید حواسمون باشه. حیا معنای وسیعی داره؛ همین‌جا در همین مجلس، حیا یعنی همین مراعات حد و حدود همدیگه. حیا همیشه بحث حجاب نیست، همه آنچه که از حد و حدود در بین انسان‌ها هست و انسان‌ها رو از ارتباطات ناسالم، درگیری و مشکلات جلو‌گیری می‌کنه، اسمش حیاست. دو نفر که مراعات حد یکدیگر رو می‌کنند، با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند؛ اما وقتی این از بین بره، هر کسی فقط حق خودش رو می‌بینه. دعوایی که در خیابون رخ میده، به خاطر اینه که یکیشون حاضر نیست حد خودش رو نگه داره.

این در زندگی ما، در ارتباط با بچه‌هامون، همسرمون و تک‌تک اعضای خانواده هست. ایمان و حیا کنار هم و مقرونِ با همند؛ اگه حیا از بین بره ایمان آسیب می‌بینه، عقل آسیب می‌بینه و انسان‌ها خودخواه میشن. اگه خودخواهی در جامعه رشد کنه، جامعه به سمت جنگل پیش میره؛ یعنی هر کسی فقط به فکر خودشه و بس، و هیچ حد و حریمی برای دیگری قائل نیست.

یک نمونه‌اش در بحث‌های پوشش هست؛ خدا یه حد و حریم و حیایی برای مرد قرار داده و به مرد اجازه نداده هر پوششی رو داشته باشه، چون عقل انسان این ویژگی رو داره که به خودیِ خود، به انسان اجازه نمیده هر طور دلش خواست باشه و یه حد و حریمی برای خودش و شخصیتش قائله. نسبت به زن هم همین‌طور و نسبت به سایر مسائل هم همین‌طور. اون‌وقت این حیا گاهی اوج می‌گیره.

ایمان و حیا کنار هم و مقرونِ با همند؛ اگه حیا از بین بره ایمان آسیب می‌بینه، عقل آسیب می‌بینه و انسان‌ها خودخواه میشن. اگه خودخواهی در جامعه رشد کنه، جامعه به سمت جنگل پیش میره؛ یعنی هر کسی فقط به فکر خودشه و بس، و هیچ حد و حریمی برای دیگری قائل نیست. ان‌شاءالله خدا به همه‌مون این توفیق را مرحمت کنه، کمک بکنه، یاریمون کنه، بتونیم به حرف‌های خدا خوب گوش بدیم، بتونیم حیا و عفت و حد و حدود نگه داشتن رو بین خودمون و بقیه، کاملاً حفظ بکنیم، به همدیگه احترام بذاریم و شأن و حد و حق همدیگه رو ان‌شاءالله بتونیم حفظ بکنیم.

گزیده

۱. مفهوم حیا و ضرورت آن در روابط اجتماعی

یکی از مسائل مهمی که در بین انسان‌ها مطرح است و دین نیز بر آن صحه گذاشته، مسئله‌ای به نام «حیا» است. همه انسان‌ها اصل حیا را قبول دارند و در شرایطی هستند که حد و مرزی در زندگی، روابط و ارتباطات خود با دیگران قائلند؛ این حد و مرزها و حریم نگه‌داشتن‌ها، همان حیاست. طبیعی است که در سطح جامعه نمی‌توان هر حرفی را زد، هر چیزی را گفت و هر رفتاری را انجام داد. اصل این حالت نشان می‌دهد که انسان در زندگی خود می‌داند وقتی با بقیه ارتباط دارد، آزاد نیست هرطور که دلش خواست رفتار کند؛ بلکه محدودیت‌هایی را طبیعتاً می‌پذیرد. هیچ‌کسی به خود اجازه نمی‌دهد که هر طور حرفی را بزند یا هر کاری را انجام دهد و کاری هم به بقیه نداشته باشد.

۲. حیا؛ هدایت‌گر عقل و ضامن زندگی سالم

حیا از آثار و لوازم عقل است. وقتی خداوند به انسان عقل عنایت کرده، خودِ این عقل انسان را به سمت مسائلی هدایت می‌کند؛ یکی از مسائلی که عقل ما را به سمتش می‌کشد، مسئله حیا است. فارغ از اینکه دین باشد و چیزی راجع به حیا بگوید یا نگوید، این مسئله به دنبال عقل می‌آید؛ چرا که هر انسانی که خداوند به او عقل داده، این اصل را تأیید می‌کند که در رابطه‌اش با انسان‌ها اجازه ندارد — اگر بخواهد زندگی سالم و خوبی داشته باشد — هرطور دوست داشت زندگی و رفتار کند. انسان عاقل برخی حرف‌ها را طبیعتاً نمی‌تواند بر زبان بیاورد و بعضی کارها را نمی‌تواند انجام دهد؛ و این‌ها همه به خاطر ملاحظه بقیه افراد است.

۳. مصادیق حیا در مناسبات و قوانین روزمره

حیا یعنی حد و مرز و حقوق؛ یعنی اینکه وقتی در خیابان حرکت می‌کنیم و پشت چراغ قرمز می‌رسیم، طبیعتاً یک دسته‌ای حق عبور دارند و یک دسته‌ای نباید عبور کنند و باید توقف نمایند. یا وقتی در صفِ نانوایی قرار می‌گیریم، حق و حدِ هر کسی همان نقطه‌ای است که قرار گرفته و آن نوبتی است که دارد. همه انسان‌ها طبیعتاً می‌پذیرند کسی که زودتر آمده، زودتر نوبتش است. مراعات این حقوق و حدود، حیا نام دارد. در یک مجلس نیز اگر کسی زودتر آمده، طبیعتاً جای مناسب‌تر مالِ اوست؛ اما اگر کسی دچار مشکلی باشد، مسن باشد یا مریضی داشته باشد، انسان ناخودآگاه احساس می‌کند بهتر است این جا را به او بدهد. این مراعات، همان حیاست.

۴. حیا؛ پاسدار شخصیت و کرامت انسانی

انسان حاضر نیست در حالت عادی خود را در وضعیتی قرار دهد که مورد تمسخر یا اهانت بقیه قرار گیرد. هر کسی برای خود شخصیتی دارد و دوست ندارد شخصیتش لکه‌دار یا پایمال شود؛ این را حیا می‌گویند. انسان در خانه راحت است و شاید هر حرفی را بزند، ولی بیرون در مقابل بقیه خود را حفظ می‌کند و سعی می‌نماید خوش‌اخلاق، مؤدب، باحوصله و صبور باشد. این‌ها همه‌اش حیاست؛ یعنی انسان یک حریمی برای خود دارد و احساس می‌کند که نباید این حریم در بین مردم شکسته شود و تلاش می‌کند آن را حفظ کند. اصل حیا یعنی مراعات حدود و حقوقی که انسان برای خود و بقیه قائله تا شخصیت‌ها پایمال و لکه‌دار نشود.

۵. ملازمه مستقیم میان عقل و حیا

حیا کمک می‌کند که عقلِ آدم باز تقویت و تثبیت شود؛ یعنی یک ملازمه‌ای بین این دو وجود دارد. انسان‌هایی که تلاش می‌کنند حد و حقوق خود و بقیه را مراعات کنند، در این رعایت حق و حدود، تلاش می‌نمایند فکر کنند، از عقلشان استفاده کنند، راه را پیدا کنند و از چاه دوری گزینند؛ این عقل ورزیدن باعث پختگی انسان می‌شود. رابطه مستقیمی بین عقل و حیا هست؛ هرچی انسان عاقل‌تر باشد، حد و حریمی که برای خود قائل می‌شود بیشتر است و اجازه نمی‌دهد این حد و حریمش از بین بره و شخصیتش ضایع شود یا آسیب ببیند. اگر حیا در انسان آسیب ببیند، عقل هم به سرعت دنبال آن آسیب خواهد دید.

۶. حیا و سازش؛ قوام‌بخش زندگی مشترک

در زندگیِ بین همسران و بین زن و شوهر، آن چیزی که قوام زندگی به آن بستگی دارد، این است که زن و شوهر با همدیگه بسازند. اگر بخواهیم به کسی که تازه زندگی تشکیل داده یا می‌خواهد زندگی‌اش حفظ شود توصیه‌ای کنیم، این است که باید نسبت به همدیگه سازش داشته باشند؛ یعنی نسبت به یک‌سری مسائل، حالتِ چشم‌پوشی و اصلاح‌گری داشته باشند، نه اینکه یک کاهی را کوهی قرار دهند یا از دلِ یک مسئله معمول و عادی، یک بحران درست بکنند. پشتوانه این مسئله دوباره به حیا برمی‌گردد؛ حیا و عقل پشتوانه اصلی در زندگی ماست که به شرایط طرف مقابل توجه کنیم. این توجهِ به حد و حق طرف مقابل و مراعاتش، حیاست.

۷. اوج حیا در کلام حضرت زهرا (س)؛ ملاحظه عزت همسر

روزی امیرالمؤمنین (ع) به حضرت زهرا (س) گفتند: آیا چیزی در منزل هست میل کنیم؟ ایشان بیان کردند: دو روز است چیزی نداریم و اگر چیزی هم بوده، به بچه‌ها داده‌ام و خودم چیزی نخورده‌ام. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: خب یک اشاره‌ای یا حرفی به من می‌گفتید. حضرت زهرا (س) فرمودند: «إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ»؛ من از خدا خجالت می‌کشم که تو را وادار کنم به کاری که می‌دانم الان نمی‌توانی از پسش بربیایی و شرایط طوری نیست که بتوانی مهیا کنی. من حیا می‌کنم از اینکه از تو که همسرم هستی چیزی بخواهم که نتوانی انجام دهی و نتیجه‌اش شرمندگی تو پیش زن و بچه‌ات باشد. این ملاحظه، همان حیاست.

۸. آسیب‌های فردگرایی غربی و از بین رفتن ملاحظه اجتماعی

در مکتب غرب، انسان طوری تربیت می‌شود که فقط به فکر خودش باشد و هیچ احدی غیر از خودش جایگاهی ندارد. یکی از آثار فرهنگ غرب این است که انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت بشوند. این بی‌تفاوتی از جامعه شروع می‌شود؛ مثلاً فرد نسبت به بقیه در خیابان بی‌تفاوت باشد و برایش مهم نباشد که به پیرمرد یا آدم مسن کمکی برساند، نوبتی بدهد یا همراهی‌اش کند. انسان‌ها نسبت به هم بی‌تفاوت می‌شوند و سر هر چیز کوچکی با هم دعوا و اختلاف می‌کنند و هر کس فقط می‌خواهد حق خودش را بگیرد. اکثریت افراد می‌خواهند ملاحظه‌ای نسبت به همدیگه نداشته باشند و فقط خودخواهانه رفتار کنند که این نقطه مقابل حیا است.

۹. حیا؛ مانع خودخواهی و سقوط جامعه به قانون جنگل

ایمان و حیا کنار هم و مقرونِ با هم هستند؛ اگر حیا از بین برود ایمان آسیب می‌بیند، عقل آسیب می‌بیند و انسان‌ها خودخواه می‌شوند. اگر خودخواهی در جامعه رشد کند، جامعه به سمت جنگل پیش می‌رود؛ یعنی هر کسی فقط به فکر خودش است و بس، و هیچ حد و حریمی برای دیگری قائل نیست. دعوایی که در خیابان بین دو تا آدم رخ می‌دهد، به خاطر این است که یکیشون حاضر نیست حد خودش را نگه دارد و همه حق را به خودش می‌دهد. این حیاست که انسان‌ها را از ارتباطات ناسالم، درگیری و مشکلات جلو‌گیری می‌کند. دو نفر که مراعات حد یکدیگر را می‌کنند، با آرامش کنار هم زندگی خواهند کرد.

۱۰. کرامت شخصی؛ بازتابی از حیا و حدود خودساخته

حفظ حیا محدودیت‌هایی هم دارد و آزادی مطلق نیست، اما در نهایت اثرش به خود انسان می‌رسد. وقتی انسان حیا را حفظ می‌کند، عقل، ایمان و حد و حدود خود را حفظ کرده و اجازه نمی‌دهد شخصیتش در ارتباط با بقیه آسیب ببیند. این اولین فایده‌اش به خود انسان می‌رسد که حریمش بین بقیه حفظ شود. کسی که خودش برای خود حریم قائل نباشد، انتظار نباید داشته باشد بقیه براش حریم قائل باشن. انسان‌ها کسی را محترم می‌شمارند و به او شخصیت می‌دهند که احساس کنند خودش برای خود حد و مرز و حد و حدودی قائل است و در هر حرف زدن، ارتباط، پوشش و رفتاری آزاد نیست.

فهرست

1️⃣ مفهوم حیا و ضرورت آن در روابط اجتماعی

◽️ حیا؛ اصل مشترک، عقلی و فطری انسان‌ها

◽️ ضرورت پذیرش حد، مرز و محدودیت در جامعه

2️⃣ رابطه متقابل عقل و حیا

◽️ حیا؛ از آثار، لوازم و هدایت‌گرهای عقل

◽️ تقویت، تثبیت و پختگی عقل در سایه رعایت حدود

3️⃣ مصادیق حیا در مناسبات و قوانین روزمره

◽️ مراعات حقوق دیگران در قوانین اجتماعی و صف‌ها

◽️ حیا در حفظ شخصیت، کرامت و کنترل رفتار خود

4️⃣ حیا و سازش؛ قوام‌بخش زندگی مشترک

◽️ سازش، چشم‌پوشی و اصلاح‌گری؛ راز بقای خانواده

◽️ توجه به حد، حق و مصلحت همسر در سختی‌ها

5️⃣ اوج حیا در سیره حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

◽️ حیا و دغدغه والای ایشان در حفظ عزت شوهر

◽️ دغدغه عفاف و حیا حتی در کیفیت تشییع پیکر

6️⃣ تقابل فرهنگ حیا با تفکر فردگرایی غربی

◽️ آسیب‌های خودخواهی و سقوط جامعه به قانون جنگل

◽️ بی‌تفاوتی اجتماعی و فروپاشی حریم قداست خانواده

7️⃣ حیا؛ ضامن بقا و پاسداری از کرامت انسانی

◽️ حیا و عفاف در پوشش و رفتار مردان و زنان

◽️ خودتنظیم‌گری حدود؛ راز محترم شمرده شدن انسان

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

حیا؛ اصل مشترک عقلی و پاسدار کرامت انسانی

موضوع: صوت کامل سخنرانی