استعانت از صبر و صلوة در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی
صوت کامل سخنرانی
1404/02/16
پست

📖 استعانت از صبر و صلوة در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی

  • 🧠 عقل انسان و ضرورت هدایت الهی

  • 🕋 حقیقت بندگی و بی‌نیازی خدا از طاعت ما

  • 🌪 مفهوم استعانت و عواقب خودمحوری انسان

  • 🛡 تمسک به اسباب الهی در مواجهه با مشکلات

  • 🪵 صبر؛ پای ثابت کارگاه سازندگی انسان

  • 🏭 خلقت و تمثیل کارخانه تولید انسان

  • 🔨 چکش‌خواری انسان در مصائب زندگی

  • 👑 پاداش صابرین و مقام امامت صابران

  • 🌱 ظرفیت بالقوه انسان برای شکیبایی

  • 🧎‍♂️ نماز؛ مکمل صبر در پیوند با پروردگار

  • ⚖️ تسلیم در برابر نظام احسن الهی

  • ⚖️ تفاوت برخورد صابران و بی‌صبران در مواجهه با بلا

استعانت از صبر و صلوة در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی

📖 استعانت از صبر و صلوة در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی

  • 🧠 عقل انسان و ضرورت هدایت الهی

  • 🕋 حقیقت بندگی و بی‌نیازی خدا از طاعت ما

  • 🌪 مفهوم استعانت و عواقب خودمحوری انسان

  • 🛡 تمسک به اسباب الهی در مواجهه با مشکلات

  • 🪵 صبر؛ پای ثابت کارگاه سازندگی انسان

  • 🏭 خلقت و تمثیل کارخانه تولید انسان

  • 🔨 چکش‌خواری انسان در مصائب زندگی

  • 👑 پاداش صابرین و مقام امامت صابران

  • 🌱 ظرفیت بالقوه انسان برای شکیبایی

  • 🧎‍♂️ نماز؛ مکمل صبر در پیوند با پروردگار

  • ⚖️ تسلیم در برابر نظام احسن الهی

  • ⚖️ تفاوت برخورد صابران و بی‌صبران در مواجهه با بلا

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا

ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما

بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ

الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

عقل انسان و ضرورت هدایت الهی

یکی از مسائلی که در قرآن کریم، خدای متعال برای انسان‌ها مطرح فرموده و در زندگی به آن نیاز دارند، مسئله‌ای است که اگر خدای متعال نمی‌گفت، انسان‌ها عقلشان به آن نمی‌رسید و نمی‌توانستند با عقل خود به این مسئله برسند و این درک را پیدا کنند.

این مسئله، موضوع «استعانت» و یاری گرفتن از خداست؛ همان‌طور که در سوره مبارکه حمد (که قبلاً توضیحش عرض شد) خدای متعال به آن اشاره کرده است: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ».

ما دو مسئله مهم و دو نسبت و ارتباط با خدای متعال داریم؛ یکی «نعبد» است؛ یعنی ما بنده هستیم و خدا هم به عنوان کسی است که ما به عنوان بندگان او، باید سرسپرده و مطیع فرمانش باشیم. همه چیز هم در همین بندگی است.

حقیقت بندگی و بی‌نیازی خدا از طاعت ما

همه خیرات دنیا و آخرت، مجموعش را اگر بخواهیم در یک کلمه جمع کنیم که در ذیل خودش و در زیرمجموعه خودش، همه خیرات دنیا و آخرت جمع شده باشد، همین یک کلمه است. عصاره همه ادیان الهی و راه و روش تربیت الهی هم بر همین استوار است: بندگی در مقابل خدای متعال.

بندگی به این معناست که انسان نسبت به خدا این‌طور باشد که هر چه از جانبش آمد، چون و چرا نکند و بگوید چشم، انجام می‌دهم. نهایتاً این خیرش صد در صد به خود فرد می‌رسد و به خدا هزارم درصدی هم خیری نمی‌رسد از این بندگی ما. خدای متعال هیچ سر سوزنی فایده و بهره نمی‌برد از بندگی ما، همان‌طور که از نافرمانی ما هم سر سوزنی آسیبی نمی‌بیند؛ چون هیچ تعلقی، وابستگی و احتیاجی به بندگی ما ندارد. ما بنده باشیم یا نباشیم، او برنامه و کار خودش را دارد و ادامه می‌دهد.

مفهوم استعانت و عواقب خودمحوری انسان

مسئله دیگر «نستعین» است. «نعبد و نستعین». نستعین یعنی کمک خواستن و یاری طلبیدن. این را هم خدا در سوره مبارکه حمد مطرح کرده که نسبت دومی است که ما باید نسبت به خدا داشته باشیم و خیلی هم زیاد باشد؛ یعنی کمک خواستن از خدا در همه چیز، در هر کاری و در هر مسئله‌ای که مربوط به زندگی، دنیا و آخرت ماست؛ باید از خدا کمک بخواهیم.

اگر از خدا کمک نخواهیم، خدا هم یاری‌اش نسبت به ما کم خواهد بود و کمتر می‌شود؛ در نتیجه انسان خیلی جاها به حال خودش واگذار می‌شود. وقتی هم که به حال خودش واگذار شد، دیگر چطور می‌تواند پسِ همه چیز بربیاد و همه مشکلاتش را حل کند؟ این کار عملی نیست.

اما اگر انسان از خدا یاری طلبید، یا این است که خدا در خصوص آن چیزی که انسان کمک می‌خواهد، بالخصوص همان حاجتش را می‌دهد و در همان چیز یاری‌اش می‌کند، یا به هر نحو دیگری که خیر و مصلحت انسان در آن است، این کار را نسبت به انسان انجام می‌دهد؛ ولو اینکه عقل و فهم انسان به آن نرسد و درک انسان نتواند این را در خودش جا دهد.

نستعین یعنی کمک خواستن از خدا. هیچ‌کسی بدون بندگی به هدف نمی‌رسد، و هیچ‌کسی هم بدون کمک خواستن از خدا و یاری او، به هدف اصلی و اساسی نخواهد رسید. این دو تا، مسائل بسیار مهمی هستند.

تمسک به اسباب الهی در مواجهه با مشکلات

در این آیه شریفه سوره مبارکه بقره، خدا این استعانت را نسبت به دو مسئله مطرح می‌کند. می‌فرماید شما که از من کمک می‌خواهید، حالا دو تا چیز هست که باید به این دو تا متوسل شوید و از این دو تا کمک بگیرید. این دو کار هست و باید انجام بشود. اگر این دو کار را داشته باشید، امید هست به اینکه به نتیجه برسید؛ اما اگر این دو کار نباشد، نتیجه حاصل نمی‌شود. این‌ها چیزهایی است که همه به آن احتیاج دارند.

پس اصلِ استعانت و کمک خواستن از خدا، چیزی نبوده که انسان خودش بتواند آن را بفهمد. این از برکات هدایت الهی است که مثلاً دین را خدا فرستاده تا چیزهایی را که نمی‌توانیم بفهمیم، به ما یاد بدهد؛ یکی از آن‌ها همین مسئله است. پیوند آدم با خدای متعال باید زیاد باشد؛ پناه بردنش به خدا باید زیاد باشد، در همه چیز زندگی‌اش و به‌ویژه در گرفتاری‌ها و مشکلات. پناه بردن باید زیاد باشد و این موضوع در متنِ خودِ مشکل هم مطرح است.

خب، حالا می‌خواهیم به خدا پناه ببریم، با چه چیزی پناه ببریم؟ به چه چیزی چنگ بزنیم؟ چه کاری را برویم الان انجام بدهیم؟ در این مشکل و مصیبت و گرفتاری که هستیم، چه کارهایی وجود دارد؟ چه چیزهایی هست؟ ما حالا به خدا پناه می‌بریم، خدای متعال هم اینجا دو تا مسئله را مشخص کرده و می‌گوید این دو تا را باید حواستان باشد. یعنی قبل از اینکه ما برویم در این فکر که حتماً باید یک نذر و نیاز، ذکر یا فلان دستورالعمل و این‌ها مشکل ما را حل بکند، این دو تا چیز را خدا می‌فرماید؛ به این دو تا باید توجه کنید. ولی ما به این دو تا خیلی توجهی نداریم؛ یعنی می‌خواهیم مشکلاتمان حل بشود، اما نه از این راه، بلکه با چیزهای دیگری!

صبر؛ پای ثابت کارگاه سازندگی انسان

این دو چیز چیست؟ «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ». اولی‌اش صبر است. صبر پای ثابت همه این موقعیت‌هاست؛ در همه این موقعیت‌های خاص زندگی، حالا چه عام و چه خاص آن، که انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که یک مقداری برایش سخت، مشکل و تلخ است و آن را نمی‌پذیرد و نمی‌پسندد؛ در همه چیز زندگی حضور دارد. یکی از چیزهایی که نیاز است، صبر است. یعنی ما هر دری بزنیم و به هر راهی برویم، اینکه بخواهیم بدون صبر مشکل ما حل بشود، انتظاری بی‌جاست و انتظار غلطی است.

اگر بنا بود بدون صبر و در یک لحظه، با یک کاری یا با یک دستورالعملی، آنی مشکل ما حل بشود، خب اصلاً لزومی نداشت آن مشکل ایجاد بشود. اصلاً چرا ایجاد شده که بخواهد آنی برطرف بشود؟ لذا خدای متعال چنین راهی را به طور فراگیر و عمومی باز نکرده است که آدم‌ها آنی مشکلاتشان حل بشود؛ که با یک دستورالعملی، با یک ذکری، با یک کاری یا با یک دعایی، بروند و همه انجام بدهند و مشکلشان حل بشود و بعد هم دین‌داران زیاد بشوند و علاقه‌مندان به دین افزایش پیدا کنند. چرا؟ چون می‌گویند مسلمان‌ها یک کاری بلدند، یک دعایی بلدند یا یک دستورالعملی دارند که هر کس برود آن را انجام بدهد به حاجتش می‌رسد؛ خب کفار هم می‌آمدند و مسلمان می‌شدند، چون مسلمان شدن می‌ارزید!

بله، ولی خدا اصلاً بنایش بر این نیست که انسان‌ها این‌طوری وارد دین و راه دینداری بشوند. دین ما به فهم، عقل و درک واقعیات استوار است. اگر بنا به این چیزها بود، خب اصلاً لزومی نداشت مشکلی وجود داشته باشد. اگر بنا بود مشکلی نباشد، خب انسانی ساخته نمی‌شد؛ و اگر بنا نبود انسانی ساخته بشود، اصلاً خلقت معنایی نداشت. این خلقت به چه درد می‌خورد که هیچ هدفی دیگر در آن نبود؟ چون هدفی در این خلقت هست که خدا این بساط را به پا کرده است؛ بر اساس هدفی است و هدف دارد. آن هدف هم مربوط به ما انسان‌ها و طایفه جن است؛ حالا بیشترش خود انسان‌ها.

بقیه مخلوقات خدا، هدفشان استفاده ماست؛ هدف از خلقتشان استفاده ماست تا ما از بقیه چیزها و همه آنچه خدا آفریده استفاده کنیم. حالا هدف از خلقت ما چیست؟ هدف از خلقت ما یک رشدی است؛ رسیدن به یک نقطه‌ای است، که آن‌هایی که می‌خواهند، پای آن می‌مانند، می‌ایستند، صبر دارند و استقامت دارند، به آن نقطه می‌رسند. آن نقطه چیست؟ حالا فرضاً بگوییم فلان نقطه؛ که واقعیتش چیست را انسان درک نمی‌کند تا زمانی که به آن برسد.

خلقت و تمثیل کارخانه تولید انسان

مثل این است که شما حالا یک بهشت برین یا یک چیز خیلی عالی را دیده‌اید؛ خب شما رفته‌اید و دیده‌اید، بعد حالا می‌خواهید برای یک کسی که ندیده تعریف کنید. یک مقدار چیزهایی می‌گویید، بعد در آخر می‌گویید باید خودت بروی ببینی! من هر چه هم بگم نمی‌توانم اونی که بود را بگویم، باید بروی ببینی؛ تا نبینی معلوم نمی‌شود. خیلی چیزها در همین دنیا هم همین‌جور است؛ ما می‌دانیم وقتی حق مطلب ادا می‌شود که طرف خودش ببیند، نه اینکه ما هی براش تلاش کنیم و توضیح بدهیم. هر چه هم همه چیز را توضیح بدهیم، اونی که هست را نمی‌توانیم درست منتقل کنیم با همه مزایایش و همه خوبی‌هایش.

حالا این‌ها هم همین‌جور است؛ آن هدفی که خدا قرار داده، فقط کسانی که می‌رسند به آن، درکش می‌کنند. بعد هم دیگر یک جوری نیست که بشود نقاشی کرد، کشید، تصویری گرفت و به بقیه نشان داد و توضیح داد؛ نه، هر کس رفت و رسید، رسید؛ نرسید هم نرسید.

خب، چه جوری به آن می‌رسد؟ یک پایه این مسائل، همین گرفتاری‌ها و مشکلات است که صبر می‌خواهد. یعنی اگر از این‌ها نبود، یکی از آن‌هایی که به این هدف‌ها رسیده‌اند، نمی‌رسیدند. آن‌هایی که به این اهداف و به این هدف از خلقت می‌رسند، کسانی هستند که به تدریج در مرور زمان با مسائل مختلفی ساخته شده‌اند، رشد کرده‌ و جلو رفته‌اند.

می‌گویند خب گرفتاری‌ها چیست؟ گرفتاری‌ها همین‌هاست؛ اصلاً کارگاه سازندگی انسان است. خب این کارگاه پرتی هم زیاد دارد و خیلی‌ها ساخته نمی‌شوند در آن. مثل کارگاهی که خیلی چیزهای پرتی دارد؛ چیزهایی که به آن نتیجه‌ای که بنا بوده برسند، نرسیده‌اند و ضایع شده‌اند. ولی خب نمی‌آیند به خاطر اینکه یک عده‌ای یا تعدادی این‌طور شده‌اند، کلاً درش را ببندند؛ چون یک تعدادی هم می‌روند جلو و این کارخانه محصول می‌دهد. محصولاتش هم خیلی ارزشمند است و خیلی می‌ارزد که سر پا بماند.

حالا آن محصولات چه جوری تولید شده است؟ از همین مراحلی که همه طی کردند در این کارخانه. کارخانه‌ها چه جوری هستند؟ همین‌قدر که تلویزیون هم نشان می‌دهد، می‌بینید دیگر. مقداری مثلاً آهن و چی و چی از یک نقطه‌ای شروع می‌کند به حرکت، در این دستگاه‌ها و مراحل مختلف می‌رود، چکش می‌خورد، ضربه می‌خورد، چپ و راست می‌شود، تغییر شکل داده می‌شود، چیزهای مختلفی رویش انجام می‌شود، می‌شود، می‌شود، می‌شود، می‌شود، تا یک اتومبیل مثلاً از توش درمی‌آید؛ این‌طوری. این‌ها همه این مراحلی است که باید طی بشود. اینکه حالا بگوییم خب آخه چه لزومی داشت این‌ها باشد؟ از همان اول این آهن‌ها یک‌دفعه می‌افتاد این‌ور و می‌شد اتومبیل؛ که خب نمی‌شود اتومبیل! راهش و ریلش باید حرکت کند و از این راه، آن تولید می‌شود.

چکش‌خواری انسان در مصائب زندگی

انسان هم همین‌جور است؛ یکی از اسباب سازنده انسان، همان چکش خوردن‌هاست که در مراحلی، انسان با آن مواجه می‌شود. همان سختی‌ها و مشکلات است. حالا به فراخور مجموع مسائلی و شرایطی، انسان‌ها با هم متفاوت هم هستند؛ هر کسی یک سختی‌هایی دارد در زندگی‌اش و مشکلاتی دارد. اینکه حالا دنبال این هم باشد که این‌ها مثلاً کلاً بابش یک روزی بسته خواهد شد که هیچ دیگر نباشد، هم که خب نیست. یک مقداری کم می‌شود، زیاد می‌شود، سبک می‌شود، سنگین می‌شود، پایین و بالا دارد؛ ولی سختی‌ها جزء کار است، مشکلات جزء کار است، از بس که زیاد و مهم است؛ دقیقاً مثل همین کارخانه‌ای که مثال زدیم، که یک قسمتی از کارش همین چکش‌هایی است که می‌خورد. این ضربه‌هایی است، این چیزهایی است که در مراحل مختلف می‌خورد؛ این مسئله هست تا این درست بشود.

به خاطر همین هم خدای متعال در قرآن زیاد حرف از صبر می‌زند. نمی‌گوید بروید یکی را پیدا کنید یک دستورالعمل بدهد، زود مشکلتان کن‌فیکون بشود. خب، پس چی شد؟ انسان بنا بود درست بشود و راهش برایش باز باشد و پیش برود؛ ولی خب این‌جوری است، لذا بیش از هر چیز می‌گوید صبر.

همانی که ما کمتر دوست داریم بشنویم یا به ما راهکار بدهند. مثلاً یک مشکل شدید و سنگینی الان داریم، بعد می‌گویند خب حالا صبر کن، باید صبر داشته باشی؛ تلخ می‌آید. [می‌گوییم:] نه، یک چیزی الان به من بده این مشکلم تموم بشه دیگر، من حال این حرف‌ها را ندارم! نمی‌دهند، چنین چیزی نیست. این اگر باشد هم یک استثنائی است در جاهایی به حکمت و دلیلی؛ از روی قاعده نیست اصلاً.

آن چیزی که سازنده است، صبر است؛ نه آن نوشدارو و آن دارویی که بیایند بدهند به انسان که مثلاً آنی اثر بکند. لذا خدا خیلی از صبر تعریف می‌کند و حرف می‌زند، که صبر داشته باشید؛ صبر خیلی خوب است، صبر خیلی بزرگ است. آن‌ور، با صابرین اصلاً با حساب و کتاب برخورد نمی‌شود. آن‌ها تعیین می‌کنند که خدا به آن‌ها چه بدهد، نه اینکه خدای متعال تعیین کند که چه چیزی باید به شما داده بشود؛ آن‌ها تعیین می‌کنند که خدایا چه به ما بده، بعد دیگر هر چه تعیین کنند خدا به آن‌ها می‌دهد. حساب و کتابی ندارد که مثلاً طبق این قاعده، شما این‌قدر حقتان است؛ خودشان تعیین می‌کنند. این‌هایی که خیلی صبر دارند در این دنیا، این‌ها این‌طوری هستند: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ». در محاسبه اجر صابرین، ما آن روالی را که با بقیه داریم، نداریم. بقیه حساب و کتاب است، دقیق؛ چقدر کار خوب کردی؟ چقدر بد کردی؟ چقدر شد؟ حساب می‌کنیم، چرتکه می‌اندازیم، به همان اندازه و حالا روی قاعده‌ای که گفتیم می‌دهیم. اما صابرین نه؛ شما که صابر بودی، خودت بگو هر چه خواستی، برات می‌نویسیم. چک دست خودت است، می‌دهی. ما نمی‌نویسیم برات چک را ببر چقدر بگیر، خودت بنویس هر چه خواستی بنویس؛ بغیر حساب.

پاداش صابرین و مقام امامت صابران

صبر است دیگر. خب صبر کردند، سخت بوده. این می‌شده یک راهی به این‌ها بدهی که مثلاً همین آنی درست بشود، تموم بشود، حل بشود؟ خب نه، این‌ها راه سخت و سنگینی را طی کردند، خدا هم عادل است و حساب و کتاب دارد. چون این صبر خیلی تلخ است، خیلی سخت است، خیلی مهم است، خدا هم این‌طوری با این‌ها برخورد می‌کند.

اصلاً کلاً بهشتی‌ها این‌طوری هستند. وقتی خدا به مقامات بزرگ اشاره می‌کند، یکی‌اش می‌گوید چون صبور بودند. می‌گوید کیا لیاقت امامت را دارند؟ امام می‌شوند، پیشوا می‌شوند، پیشرو می‌شوند، جلو می‌افتند؛ بقیه پشت سر آن‌ها. آن‌ها دیگر خودشان مأموم امامی نیستند، آن‌ها امامند. چرا؟ «لَمَّا صَبَرُوا»؛ چون این‌ها صبور بودند و صبر داشتند. اگر می‌خواست زود از کوره در برود، زود بزند کاسه و کوزه را خراب بکند که خب، چه امامی؟ کِی می‌خواهد نگاه تو بکند؟ تو خودت گرفتاری آخه! نمی‌شد، صبر می‌خواهد. به بهشتی‌ها [می‌گویند]: «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ». وقتی می‌برند این‌ها را بهشت، آدم‌های بهشتی را، می‌گویند سلام بر شما به خاطر این صبری که شما کردید در دنیا؛ این صبر خیلی مهم است.

صبر در مقابل گناه کردن، صبر در مقابل و نسبت به گوش به حرف خدا بودن؛ گوش به حرف خدا دادن واجباتش صبر می‌خواهد، گناهان نکردنش صبر می‌خواهد، در مشکلات کنار آمدن و بی‌صبری نکردن با آن صبر است. این‌ها همه چیز پایه‌اش صبر است. خیرات و خوبی‌هایی که انسان می‌تواند انجام بدهد صبر می‌خواهد، مستحبات صبر می‌خواهد، کارهای خیر صبر می‌خواهد، همه چیز صبر می‌خواهد.

ظرفیت بالقوه انسان برای شکیبایی

بعد خدا هم اینجا می‌فرماید: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ». صبر؛ شما اگر می‌خواهی، دنبال یک چیز دیگر نگرد، دنبال صبر بگرد. این را روش تلاش کن. بالقوه ظرفیتش را داری، هوچی‌گری نکنی. هوچی‌گری نکنی، می‌توانی؛ می‌کنی، نمی‌توانی. آن چیزی که بالقوه در تو هست، نمی‌آید بارز بشود، نمی‌آید به ظهور برسد. خب طاقت بیار یک ذره، تحمل کن. اینی هم که الان درش هستی، خدا این را هم بهت داده، صبرش را [داده] که بتوانی. برو یک ذره جلوتر.

تا اینجا رسیدی، توقف کردی؛ یعنی انگار یک قدم نمی‌خواهی بروی جلوتر. چاره‌ای نیست باید بروی، این هست. این هست. به خودت وعده بدهی که حالا انشاالله یک دو روز دیگر این هم تموم می‌شود و درست می‌شود؛ حالا گیرم این تموم شد، معلوم نیست بعدش چی می‌شود. لذا بیش از اونی که آدم بخواهد آن‌طوری باشد، باید روی صبرش کار بکند.

بله، همیشه دومین مسئله‌ای که بعد از صبر مطرح است (نه اینکه اینجا بحث این آیه و بحث ما باشد که کنار صبر گذاشتن)، انتظار فرج است؛ یعنی انسان امید به گشایش هم داشته باشد، نه اینکه ناامید باشد. اونی که می‌گوییم بعدش چی، نه اینکه آدم ناامید باشد و بگوید پس بنا نیست هیچ‌وقت گشایشی بشود؛ چرا، هست، ولی اینکه ما دنبال این باشیم که خیلی، یک روزی می‌آید یک بهشت برینی، نیست واقعیتش. حالا سبک می‌شود، سنگین می‌شود، پس می‌رود، پیش می‌آید، یک چیزهایی هست ولی خب دیگر در همین حد.

نماز؛ مکمل صبر در پیوند با پروردگار

راه بهترش صبر است. یک صبر، دو نماز. اصلاً ما چند نفرمان، چند بار شده که توی گرفتاری و مشکلی، مثلاً به همین حالت و وضعیت، یکی صبر را چسبیده باشیم، یکی مثلاً رفته باشیم نماز بخوانیم؟ خدا می‌فرماید از دو تا چیز کمک بگیر؛ یکی صبر، یکی نماز. نماز، نماز. همه می‌گویند نه یک چیز بده همین الان مشکلم حل بشود. نه، خدا می‌گوید دو تا چیز نیاز داری؛ یکی صبر، که آن مربوط به خودت و مشکل است؛ یکی نماز، که بیایی بچسبی به من. بیایی با من حرف بزنی. بیایی با من ارتباط بگیری. اگر با من هم ارتباط نگیری، کم می‌آوری. خدا را اگر آدم نداشته باشد، کم می‌آورد. اگر فقط خودش باشد و مشکل، و بخواهد صبر کند؛ خودش باشد و مسائلش و خدا نباشد این وسط، کم می‌آورد، نمی‌تواند. لذا می‌گوید صبرت را بکن، اما بازم آن کافی نیست، صلات هم می‌خواهی.

در روایات هست، این فقط مال ما نیست‌ها، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در روایات هست که هر وقت مشکلی و گرفتاری پیدا می‌کردند (خب آن‌ها هم مشکل و گرفتاری پیدا می‌کردند؛ مشکل و گرفتاری فقط مال ما نیست که، آن‌ها مصائب و گرفتاری‌هایشان از همه هم سنگین‌تر بود)، در روایات هست یک‌وقت ایشان هم این‌جور می‌شد، دچار این مسائلی می‌شد، نماز می‌خواند؛ دو رکعت نماز آدم می‌خواند.

تسلیم در برابر نظام احسن الهی

خب، بعد حالا بعدش چی می‌شود؟ کن‌فیکون می‌شود که مشکل ما حل بشود؟ نه، معلوم نیست. نگفته که شما حتماً این کار را بکنید. پس این هم همان حرف شد! به جای اینکه مثلاً حالا یک ذکری بگویی، رفتی یک نماز خواندی، بعد هم بگویی من مشکل دارم، پس چرا حل نشد؟

آن کسی که تدبیر کار دستش است، سر قاعده‌اش کار را انجام می‌دهد. فرمون را دست ما نمی‌دهد، دست خودش است. به اون چیزی که نظام احسن هست و بهترین قاعده‌اش است حرکت می‌کند، حالا ما نمی‌دانیم چی به کجاست. می‌گوید این‌ها را انجام بده، این‌ها در انسان فایده و اثری دارد؛ غیر از اونی که حالا من مشکلم چیست و بناست الان حل بشود یا نه. خدا می‌گوید این دو راه را باید بروی، وگرنه اگر این دو راه را نرفتی، مشکلت شدیدتر می‌شود، سخت‌تر می‌شود، سنگین‌تر می‌شود، فشار بیشتر می‌شود و بیشتر کم می‌آوری. این‌ها را باید داشته باشی و انجام بدهی؛ حالا چه فایده‌ای دارد؟ انجام بده تا ببینی.

همه چیز را نباید از اول به آدم بگویند تا آدم انجام بدهد. خیلی چیزها در دین ما مال این‌هایی است که اهل عملند؛ یعنی می‌شنوند این کار خوب است، می‌روند انجام می‌دهند، بعد هم اثرش را می‌بینند. بخواهیم همه چیز را قبلش بگوییم چی می‌شود، نه، این‌جوری نداریم که همه چیز را قبلش بگوییم چی می‌شود. نه، خیلی چیزها اصلاً گفتنی نیست، تازه اگر گفتنی هم باشد نمی‌گویند؛ چون جاش نیست، می‌گویند برو انجام بده تا به نتیجه برسی. «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»؛ از نماز و روزه کمک بگیرید، از نماز و صبر (که حالا تو روایاتی صبر را به روزه هم تطبیق داده‌اند) کمک بگیرید. چه فایده‌ای دارد؟ فایده دارد، مفید است، خیلی فایده دارد. آن‌ها که کردند می‌دانند فایده‌اش چیست.

تفاوت برخورد صابران و بی‌صبران در مواجهه با بلا

این راه مهمی است که انسان برود تا انشاالله بتواند استفاده بهینه داشته باشد از شرایطی که بالاخره بخواهیم و نخواهیم هست. «مصیبة للصابر واحدة». مصیبت مال همه هست، هم آدم صبور هم آدم بی‌صبر. منتها برای آدم صبور مصیبت یک چیز است، خودِ مصیبت؛ «و للمصابة اثنتان»؛ ولی آدم بی‌صبر دو تا مصیبت دارد؛ یکی خود مصیبت، یکی جزع و فزعش و بی‌صبری‌اش. این را چکار کنیم؟ این گاهی بدتر از اصلِ اون گرفتاری‌اش است. این واقعاً گاهی سنگین‌تر و بدتر از اصلِ خودِ اون گرفتاری است. این برای این است که این جزع و فزعه برود، این تیکه دیگر حذف بشود؛ فقط من باشم و خودِ مشکل، نه اون عوارضش، آسیب‌هایش و حواشی‌اش. آن‌ها نباشد انشاالله. خدا به همه‌مون این توفیق و مرحمت را کند که بتوانیم این چیزها را خوب بفهمیم و بعد هم خوب بتوانیم عمل کنیم تا خیرش صد در صد به خودمون و اطرافیان خودمون برسه انشاالله.

نثار ارواح طیبه خاتم انبیا، حضرات معصومین، شهدا، علما، حضرت امام، صلواتی عنایت کنید.

گزیده

۱. حقیقت بندگی و بی‌نیازی خدا از طاعت ما

عصاره همه ادیان الهی و راه و روش تربیت الهی، بندگی در مقابل خدای متعال است. بندگی به این معناست که انسان نسبت به خدا این‌طور باشد که هر چه از جانبش آمد، چون و چرا نکند و بگوید چشم، انجام می‌دهم. نهایتاً این خیرش صد در صد به خود فرد می‌رسد و به خدا هزارم درصدی هم خیری نمی‌رسد از این بندگی ما. خدای متعال هیچ سر سوزنی فایده و بهره نمی‌برد از بندگی ما، همان‌طور که از نافرمانی ما هم سر سوزنی آسیبی نمی‌بیند؛ چون هیچ تعلقی، وابستگی و احتیاجی به بندگی ما ندارد. ما بنده باشیم یا نباشیم، او برنامه و کار خودش را دارد و ادامه می‌دهد.

۲. پناهگاهی به نام استعانت و عواقب خودمحوری

نستعین یعنی کمک خواستن و یاری طلبیدن. این را هم خدا در سوره مبارکه حمد مطرح کرده که نسبت دومی است که ما باید نسبت به خدا داشته باشیم؛ یعنی کمک خواستن از خدا در همه چیز، در هر کاری و در هر مسئله‌ای که مربوط به زندگی، دنیا و آخرت ماست. اگر از خدا کمک نخواهیم، خدا هم یاری‌اش نسبت به ما کمتر می‌شود؛ در نتیجه انسان خیلی جاها به حال خودش واگذار می‌شود. وقتی هم که انسان به حال خودش واگذار شد، دیگر چطور می‌تواند پسِ همه چیز بربیاید و مشکلاتش را حل کند؟ این کار عملی نیست. اما اگر انسان از خدا یاری طلبید، خدا او را یاری می‌کند.

۳. صبر؛ پای ثابت کارگاه سازندگی انسان

«اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ». اولی‌اش صبر است. صبر پای ثابت همه این موقعیت‌هاست؛ در همه این موقعیت‌های خاص زندگی، که انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که یک مقداری برایش سخت، مشکل و تلخ است و آن را نمی‌پذیرد، صبر پای ثابت است. یکی از چیزهایی که نیاز است، صبر است. یعنی ما هر دری بزنیم و به هر راهی برویم، اینکه بخواهیم بدون صبر مشکل ما حل بشود، انتظاری بی‌جاست و انتظار غلطی است. خدای متعال چنین راهی را به طور فراگیر و عمومی باز نکرده است که آدم‌ها آنی و بدون صبر مشکلاتشان حل بشود؛ که با یک دعایی، بروند و مشکلشان حل بشود. دین ما به فهم، عقل و درک واقعیات استوار است.

۴. گرفتاری‌ها؛ کارگاه سازندگی و چکش‌خواری انسان

یک پایه این مسائل، همین گرفتاری‌ها و مشکلات است که صبر می‌خواهد. اگر از این‌ها نبود، یکی از آن‌هایی که به این هدف‌ها رسیده‌اند، نمی‌رسیدند. آن‌هایی که به هدف از خلقت می‌رسند، کسانی هستند که به تدریج در مرور زمان با مسائل مختلفی ساخته شده‌اند، رشد کرده‌ و جلو رفته‌اند. گرفتاری‌ها همین‌هاست؛ اصلاً کارگاه سازندگی انسان است. انسان هم یکی از اسباب سازنده‌اش، همان چکش خوردن‌هاست که در مراحلی، انسان با آن مواجه می‌شود. همان سختی‌ها و مشکلات است. سختی‌ها جزء کار است، مشکلات جزء کار است، از بس که زیاد و مهم است؛ این چکش‌هایی است که می‌خورد. این ضربه‌هایی است که در مراحل مختلف می‌خورد تا انسان درست بشود.

۵. پاداش بی‌حساب صابرین در پیشگاه الهی

با صابرین اصلاً با حساب و کتابِ معمولی برخورد نمی‌شود. آن‌ها تعیین می‌کنند که خدا به آن‌ها چه بدهد، نه اینکه خدای متعال تعیین کند چه چیزی باید به شما داده بشود؛ آن‌ها تعیین می‌کنند که خدایا چه به ما بده، بعد دیگر هر چه تعیین کنند خدا به آن‌ها می‌دهد. حساب و کتابی ندارد که مثلاً طبق این قاعده، شما این‌قدر حقتان است؛ خودشان تعیین می‌کنند. این‌هایی که خیلی صبر دارند در این دنیا، این‌ها این‌طوری هستند: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ». در محاسبه اجر صابرین، ما آن روالی را که با بقیه داریم، نداریم. بقیه حساب و کتاب است، اما صابرین نه؛ بغیر حساب پاداش می‌گیرند.

۶. صبوری؛ شرط لازم برای رسیدن به مقام امامت و پیشوایی

اصلاً کلاً بهشتی‌ها این‌طوری هستند. وقتی خدا به مقامات بزرگ اشاره می‌کند، یکی‌اش می‌گوید چون صبور بودند. می‌گوید کیا لیاقت امامت را دارند؟ امام می‌شوند، پیشوا می‌شوند، پیشرو می‌شوند، جلو می‌افتند؛ بقیه پشت سر آن‌ها حرکت می‌کنند. آن‌ها دیگر خودشان مأموم امامی نیستند، آن‌ها امامند. چرا؟ «لَمَّا صَبَرُوا»؛ چون این‌ها صبور بودند و صبر داشتند. اگر می‌خواست زود از کوره در برود، زود بزند کاسه و کوزه را خراب بکند که خب، چه امامی؟ کِی می‌خواهد نگاه تو بکند؟ تو خودت گرفتاری آخه! نمی‌شد، امامت صبر می‌خواهد. به بهشتی‌ها می‌گویند سلام بر شما به خاطر این صبری که شما کردید در دنیا؛ این صبر خیلی مهم است.

۷. همه‌گیری چالش‌ها و ضرورت تقویت شکیبایی

سختی‌ها و مشکلاتی وجود دارد و انسان‌ها با هم متفاوت هم هستند؛ هر کسی یک سختی‌هایی دارد در زندگی‌اش و مشکلاتی دارد. یک مقداری کم می‌شود، زیاد می‌شود، سبک می‌شود، سنگین می‌شود، پایین و بالا دارد؛ ولی سختی‌ها جزء کار است. به فراخور مجموع مسائلی، باید روی صبر کار کرد. بالقوه ظرفیتش را داری، هوچی‌گری نکنی. هوچی‌گری نکنی، می‌توانی؛ می‌کنی، نمی‌توانی. آن چیزی که بالقوه در تو هست، به ظهور می‌رسد. خب طاقت بیار یک ذره، تحمل کن. اینی هم که الان درش هستی، خدا این را هم بهت داده، صبرش را داده که بتوانی. برو یک ذره جلوتر. تا اینجا رسیدی، توقف نکن؛ باید روی صبر کار کرد.

۸. نماز؛ پناهگاه پیوند با خدا در اوج سختی‌ها

راه بهترش صبر است. یک صبر، دو نماز. اصلاً ما چند بار شده که توی گرفتاری و مشکلی، نماز بخوانیم؟ خدا می‌فرماید از دو تا چیز کمک بگیر؛ یکی صبر، یکی نماز. نماز، نماز. همه می‌گویند نه یک چیز بده همین الان مشکلم حل بشود. نه، خدا می‌گوید دو تا چیز نیاز داری؛ یکی صبر، که آن مربوط به خودت و مشکل است؛ یکی نماز، که بیایی بچسبی به من. بیایی با من حرف بزنی. بیایی با من ارتباط بگیری. اگر با من هم ارتباط نگیری، کم می‌آوری. خدا را اگر آدم نداشته باشد، کم می‌آورد. اگر فقط خودش باشد و مشکل، کم می‌آورد، نمی‌تواند. لذا می‌گوید صلات هم می‌خواهی.

۹. سیره اولیای الهی در پناه‌بردن به صلات و شکیبایی

در روایات هست، این فقط مال ما نیست‌ها، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در روایات هست که هر وقت مشکلی و گرفتاری پیدا می‌کردند (خب آن‌ها هم مشکل و گرفتاری پیدا می‌کردند؛ مصائب و گرفتاری‌هایشان از همه هم سنگین‌تر بود)، در روایات هست یک‌وقت ایشان هم این‌جور می‌شد، دچار این مسائلی می‌شد، نماز می‌خواند؛ دو رکعت نماز آدم می‌خواند. خدا می‌گوید دو تا چیز نیاز داری؛ یکی صبر و یکی نماز، که بیایی با من ارتباط بگیری. آن کسی که تدبیر کار دستش است، سر قاعده‌اش کار را انجام می‌دهد. فرمون را دست ما نمی‌دهد، دست خودش است. به اون چیزی که نظام احسن هست حرکت می‌کند. این‌ها را باید انجام بدهی؛ انجام بده تا ببینی.

۱۰. تفاوت صابران و بی‌صبران؛ بلا یکی و مصیبت دوتا!

این راه مهمی است که انسان برود تا انشاالله بتواند استفاده بهینه داشته باشد از شرایطی که بالاخره هست. «مصیبة للصابر واحدة». مصیبت مال همه هست، هم آدم صبور هم آدم بی‌صبر. منتها برای آدم صبور مصیبت یک چیز است، خودِ مصیبت؛ «و للمصابة اثنتان»؛ ولی آدم بی‌صبر دو تا مصیبت دارد؛ یکی خود مصیبت، یکی جزع و فزعش و بی‌صبری‌اش. این را چکار کنیم؟ این گاهی بدتر از اصلِ اون گرفتاری‌اش است. این واقعاً گاهی سنگین‌تر و بدتر از اصلِ خودِ اون گرفتاری است. این برای این است که این جزع و فزعه برود، این تیکه دیگر حذف بشود؛ فقط من باشم و خودِ مشکل، نه اون آسیب‌هایش و حواشی‌اش.

فهرست

1️⃣ راز استعانت و عجز عقل انسان

◽️ محدودیت عقل بشر در شناخت راه‌های نجات

◽️ تبیین جایگاه آیه شریفه «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»

2️⃣ حقیقت بندگی و بی‌نیازی مطلق الهی

◽️ تسلیم محض در برابر فرمان حق بدون چون و چرا

◽️ بازگشت صددرصدی منافع طاعت به خود انسان

3️⃣ عواقب خودمحوری و واگذاری انسان به خود

◽️ کاهش یاری خداوند در صورت ترک استعانت

◽️ ناتوانی مطلق انسان در حل مشکلات بدون پشتیبانی الهی

4️⃣ دنیا؛ کارگاه سازندگی و چکش‌خواری بشر

◽️ گرفتاری‌ها و مصائب به مثابه ابزار رشد و صیقل انسان

◽️ نفی تفکر حلِ آنی و بدون صبرِ مشکلات

5️⃣ صبر؛ پای ثابت بلاها و شرط امامت

◽️ پاداش بی‌حساب و کتاب صابرین بر اساس آیه قرآن

◽️ شکیبایی؛ معیار اصلی دستیابی به مقام پیشوایی و هدایت

6️⃣ نماز؛ پناهگاه پیوند با خدا در اوج سختی‌ها

◽️ دستور الهی به تمسک هم‌زمان به صبر و صلوة

◽️ سیره امیرالمؤمنین (ع) در پناه‌بردن به نماز هنگام مشکلات

7️⃣ تفاوت صابران و بی‌صبران در مواجهه با بلا

◽️ مصیبتِ تکی برای صابر و مصیبتِ دوبل برای فرد بی‌صبر

◽️ عواقب جزع و فزع و سنگین‌تر شدن بارِ مشکلات

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

استعانت از صبر و صلوة در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی

موضوع: صوت کامل سخنرانی