حسن‌خلق در کلام امام سجاد علیه السلام
صوت کامل سخنرانی
1405/02/28
پست

📊 سه‌پایه‌ای که مؤمن واقعی تولید می‌کند 

💎 اجر خوش‌اخلاقی، معادل اجر روزه‌داری و نمازشب است! 🌙
🌱 بهشتی‌ها با یکی از این دو راه وارد بهشت می‌شوند: «تقوا» و «خوش‌اخلاقی» ✨
🔗 «خوش‌اخلاقی» با «تقوا» ملازمه دارند 
⚖️ هم‌افزایی «تقوا» و «حسن خُلق» 

☀️❄️ خوش‌اخلاقی، کوه‌های یخِ گناهان را آب می‌کند 
🏗️ خوش‌اخلاقی، شهرها را «آباد» می‌کند 
⏳ حُسن خلق، عُمْر را طولانی می‌کند 
🎖️ خداوند به آدم خوش‌اخلاق، مزد رزمندگان را می‌دهد! 
🌻 انس‌گرفتن با مؤمن، آسان و لذت‌بخش است... 
🚫 با یک مَن عسل هم نمی‌شود خورد! 🍯

🔥❄️ از آدمی که گرم نباشد «خیر» در نمی‌آید! 
❌ پیامبر اکرم فخرفروشی را سرکوب کرد! 
🥀 طعنه زدن و به رخ کشیدن؛ آفت حُسن‌خلق 
⚠️ «حمل‌کننده فضولات» به چه چیزی فخر می‌فروشد!

شرح صحیفه سجادیه
حسن خلق ( خوش اخلاقی )

حسن‌خلق در کلام امام سجاد علیه السلام

📊 سه‌پایه‌ای که مؤمن واقعی تولید می‌کند 

💎 اجر خوش‌اخلاقی، معادل اجر روزه‌داری و نمازشب است! 🌙
🌱 بهشتی‌ها با یکی از این دو راه وارد بهشت می‌شوند: «تقوا» و «خوش‌اخلاقی» ✨
🔗 «خوش‌اخلاقی» با «تقوا» ملازمه دارند 
⚖️ هم‌افزایی «تقوا» و «حسن خُلق» 

☀️❄️ خوش‌اخلاقی، کوه‌های یخِ گناهان را آب می‌کند 
🏗️ خوش‌اخلاقی، شهرها را «آباد» می‌کند 
⏳ حُسن خلق، عُمْر را طولانی می‌کند 
🎖️ خداوند به آدم خوش‌اخلاق، مزد رزمندگان را می‌دهد! 
🌻 انس‌گرفتن با مؤمن، آسان و لذت‌بخش است... 
🚫 با یک مَن عسل هم نمی‌شود خورد! 🍯

🔥❄️ از آدمی که گرم نباشد «خیر» در نمی‌آید! 
❌ پیامبر اکرم فخرفروشی را سرکوب کرد! 
🥀 طعنه زدن و به رخ کشیدن؛ آفت حُسن‌خلق 
⚠️ «حمل‌کننده فضولات» به چه چیزی فخر می‌فروشد!

متن

شرح فرازی از دعای مکارم الاخلاق

صحبت در این قسمت از دعای مکارم الاخلاق بود که امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ»؛ خدایا! به من اخلاق حسنه، اخلاق بزرگ و اخلاق عظیم عنایت کن، به من ببخش و من را از فخرفروشی حفظ کن.

داشتیم روایاتی را درباره اخلاق حسنه می‌خوندیم؛ چون اخلاق خیلی مهم هست، لازم هست بیشتر درباره‌اش روایت خوانده بشه تا تذکر و تنبیهی باشه برای همه و از جهات مختلف. همان‌طور که عرض شد، سه پایه مهم برای یک مؤمن وجود دارد؛ یکی در جهت اعتقاد هست و اعتقادات صحیح، یکی اعمال درست که کارهایش درست و مطابق با دین و مطابق با رساله توضیح‌المسائل باشه، و یکی هم اخلاق آدم هست که باید درست بشه. این سه پایه، مؤمن واقعی را تولید می‌کند؛ مؤمن کاملی که هیچ عیب و نقصی در او وجود ندارد و می‌تواند به این نقطه برسه.

پاداش اخلاق حسنه در کلام پیامبر (ص)

از امام صادق (علیه‌السلام) و از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) [صداى صلوات حاضرين] روایت شده که فرمودند: «إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ». می‌دانید یکی از چیزهایی که در دین به عنوان عبادت خیلی رویش تاکید شده، مسئله روزه هست و مسئله نماز شب. الآن جای صحبت در این‌باره نیست و این را می‌دانیم.

یکی از فضیلت‌های بزرگ، مخصوصاً در بین ائمه و اصحاب ائمه این بود که در بین‌شان دیده می‌شه اصحاب زیادی مقید بودند به روزه‌داریِ زیاد و به تهجد، نماز شب و نوافل؛ خیلی اهمیت می‌دادند و خیلی هم مهم بود. مسئله نافله، مخصوصاً نافله شب و نماز شب، خیلی مسئله مهمی هست.

حالا حضرت می‌فرماید: آن کسی که بتونه اخلاقش رو اخلاق حسنه قرار بده و اخلاقش رو اصلاح کنه، ببینه نقاط ضعف اخلاقیش کجا هست و این‌ها رو ترمیم و درست کنه؛ این همان اجری رو می‌بره و همان مزدی رو می‌بره که آن عابد، آن کسی که اهل روزه در روزها و اهل نماز شب در دل شب هست، می‌بره. آن اجری که او می‌بره را به این شخص هم با اخلاقش می‌دهند.

یک کسی ممکنه دستش از این عبادات و از این چیزها کوتاه باشه، اما اخلاقش رو می‌تونه درست و اصلاح کنه. این هم همان‌طور هست؛ یعنی ما در دین، جمود و تحجر روی یک مسئله خاص به طور خاص نداریم. مهم‌تر از بعضی مسائل و حتی بعضی از عبادات بزرگ، مسئله اخلاق هست. می‌گویند شما اخلاقتان رو درست کنید، آن اجری را که روزه‌دارِ نماز شب‌خوان از روزه مستحبی و از نماز شب می‌بره، خدا به این انسان هم میده. این یک روایت.

اصلی‌ترین راه‌های ورود به بهشت

باز روایت بعدی از امام صادق (علیه‌السلام) از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِیَ الْجَنَّةَ تَقْوَی اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ». امت من، یعنی امت رسول خدا، امت مؤمن و مسلمان؛ بهشتی‌هایی که در بهشت خلاصه‌اش نهایت مستقر می‌شن، اگر شما برید بررسی کنید ببینید این‌ها بیشتر از چه راهی بهشتی شدند، دو تا مسئله هست: یکی تقواست و یکی حسن خلق و اخلاق حسنه.

روایت قبلاً هم از امام رضا (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) خوندیم که دو تا مسئله است. بیشتر بهشتی‌ها وقتی نگاه می‌کنی، از یکی از این دو راه وارد بهشت شدند. بهشتی‌ها یعنی مؤمنین؛ حالا آن که کافره نه، مثلاً کافری که خوش‌اخلاقه؛ نه، آن بحثی نیست. می‌گویند امت من، یعنی مسلمان و مؤمنی که شرط ایمان رو دارد، این بتونه اخلاقش رو درست کند و اخلاقش رو به معنای کامل کلمه، حسن خلق داشته باشد.

این چطور می‌شود؟ بیشتر بهشتی‌ها که نگاه می‌کنی [می‌پرسی]: شما از چه راهی آمدی؟ تقوا. شما از چه راهی آمدی؟ حسن خلق. چرا این‌طور هست؟ چون این‌ها هر کدام ارتباط مستقیم با آن یکی دارد. آن کسی که واقعاً با تقوا باشه، نمی‌شه به این نقطه حسن خلق نرسه و نداشته باشه. نمی‌شه یکی با تقوا باشه اما اخلاقش ایراد داشته باشه؛ جور نمی‌شه و با هم جمع نمی‌شه. یا اخلاقش خیلی خوبه اما تقوا رو زیر پا می‌ذاره؛ آن کسی که تقوا رو زیر پا می‌ذاره و به ایمانش این‌طور آسیب می‌زنه، نمی‌تونه اخلاقش رو هم اصلاح کنه. این دو تا این‌قدر رابطه‌شان مستقیم هست؛ اخلاق و تقوا. به همدیگه کمک می‌کنند، همدیگه رو می‌سازند و همدیگه رو بالا می‌آورند.

تاثیر اخلاق بر محو گناهان و آبادی جامعه

روایت بعدی: «إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ یَمِیثُ الْخَطِیئَةَ کَمَا تَمِیثُ الشَّمْسُ الْجَلِیدَ». خورشید، گرما و نور خورشید چطوری برف را آب می‌کند؟ آن کسی که اخلاقش رو اصلاح کنه، آن هم این‌طوری خدا خطاهایش رو آب می‌کند، ذوب می‌کند و از بین می‌برد. آن نقاط خاص خطای انسان با اخلاق درست اصلاح می‌شود؛ یک رابطه مستقیم دارند. یعنی به انسان کمک می‌کند و آن خطاها را درست و اصلاح می‌کند. این اثر اخلاق هست و این‌قدر اثرش عمیقه.

حالا چه کسی می‌تونه این را درک کنه؟ کسی که دارد. آن که دارد، لمس و تجربه می‌کند؛ می‌بیند من که اخلاقم را سعی کردم حفظ کنم، آن نقاط ضعف، مشکلات و خطاهایم هم یکی‌یکی دارد پوشیده می‌شه، کم می‌شه، خشک می‌شه و ضعیف می‌شه.

باز روایت بعدی از امام صادق (علیه‌السلام): «الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ یَعْمُرَانِ الدِّیَارَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْأَعْمَارِ». دو چیز شهرها رو آباد می‌کنه. آبادی نه اینکه یعنی درخت‌هایش زیاد می‌شود و سرسبز می‌شود؛ شهر آباد، عامر و آباد شده، یعنی یک شهری که آدم‌هایش خیلی خوب باشند، درست باشند و روابط و ارتباطاتی که با هم دارند [صحیح باشد]، ظلم در آن برجسته نباشه. مثلاً شهرهایی که گاهی مشهور می‌شدند به دارالمؤمنین؛ این‌ها یک امتیازات خاصی داشتند و یک زمانی از این شهرها بودند. مثلاً در آن شهر که وارد می‌شدی، خیلی نقاط خاص و مهمی در بین مردمشان بود، اخلاق خاص و خوبی داشتند و سنت‌های خوبی داشتند؛ بعضی شهرها سابقاً معروف بود به دارالمؤمنین.

این‌ها چی می‌شه؟ این‌ها یکی از چیزهایی که مولد این مسئله است و باعث این می‌شود، یکی بِرّ است؛ یعنی کار خیر. آدم‌ها نسبت به هم بنای خیر رساندن داشته باشند و بی‌تفاوت نباشند. این بِرّ، دوطرفه است؛ یعنی من همیشه دارم نسبت به یک کسی و کسانی خیرم رو می‌رسونم. نسبت به همسر، نسبت به فرزندان، پدر و مادر، اقوام و دوستان تا اهالی مسجد، تا همسایه‌ها، تا قوم و خویش یک خیری از من به این‌ها برسه و یک تلاشی بکنم. یکی این، یکی هم حسن خلق. این‌ها هم شهرها رو آباد می‌کنه و هم عمر را طولانی می‌کند؛ عمرها طولانی می‌شه.

حالا این‌ها باز معمولاً رابطه مستقیم دارد. خیلی آدم‌های بااخلاق و خوب، خیلی علمای بزرگ و با تقوا که آدم نگاه می‌کنه در مراجع، در علما یا در آدم‌های معمولی و آدم‌های خوب، می‌بینی این‌ها خیلی وقت‌ها عمرشان طولانی است. این عمر طولانی علت‌هایی دارد؛ آن‌هایش که به ما برمی‌گرده و دست ما هست، یکی‌اش حسن خلقه که حضرت می‌فرماید. حسن خلق عمر رو طولانی می‌کنه. یک مقدار هم آدم تحمل بکنه متوجه می‌شه؛ بالاخره اخلاق بد خیلی خسارت می‌زنه به روح آدم و به اعصاب آدم و طبیعتاً عمر کم می‌شه. اما آن که اخلاقش خوبه، روح و اعصابش آرامش دارد. این روح و اعصاب که آرامش داشته باشه، عمر طولانی‌تر می‌شه.

پاداش هم‌ترازی با مجاهدین راه خدا

باز روایت بعدی می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیُعْطِی الْعَبْدَ مِنَ الثَّوَابِ عَلَی حُسْنِ الْخُلُقِ کَمَا یُعْطِی الْمُجَاهِدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَغْدُو عَلَیْهِ وَ یَرُوحُ». مجاهد، این‌هایی که مشغول جنگند، این‌هایی که الآن پای لانچرها نشستند، این‌هایی که دارند می‌جنگند با دشمن؛ این مجاهدین در راه خدا که شبانه‌روز دارند جهاد می‌کنند، در متن جهاد با آن همه عظمت، حضرت می‌فرماید خدا قطعاً به آن کسی که اخلاق حسنه دارد، همان اجری رو می‌دهد که به مجاهد می‌داده.

منتها کدام مجاهد؟ آن مجاهدی که شبانه‌روز داره جهاد می‌کنه؛ یک چنین اجری، یک چنین چیزی. یک کسی شرایطش نیست و توفیقش رو ندارد بره جهاد کنه در راه خدا؛ خب گفتند حالا شما نمی‌تونی جهاد کنی، اما اخلاقت که می‌تونه خوب باشه، با این اخلاق آن ثواب رو ببر.

این‌ها راه گذاشتند در دین ما؛ هیچ‌کسی نگه من شرایطم نیست و امکانش برام نیست برم جهاد کنم در راه خدا. لذا حضرت یک جا فرمود: شما نمی‌تونی خیر مالی به مردم برسونی، اخلاقت رو که می‌تونی خوب کنی با مردم؛ آن را انجام بده. «إنّکم لَن تَسعوا الناسَ بِأَموالِکُم» شما خیر مالی نمی‌توانید به همه برسانید، اما اخلاقی می‌توانید برسانید. من که می‌توانم با تک‌تک آدم‌ها بروم یک احوالی بپرسم، یک اظهار تواضعی داشته باشم، یک سری بزنم، یکی مریض شد احوالش رو بپرسم، یکی مشکلی پیدا کرده بروم حل کنم؛ می‌گه خب این کار رو انجام بده.

آن در بسته شد، آدم نباید بزنه پشت دستش بگه حیف آن در برای من باز نیست؛ بگه خب یک در دیگه رو باز کن. این در را که باز کنی عین همان دره؛ برای من، منی که نمی‌توانم بروم جهاد انجام بدم، منی که پول ندارم این‌قدر که به همه خیرم برسه، خب می‌گه اخلاق که مفته، داری، آن دیگه نه پول می‌خواد، نه رفتن می‌خواد، نه جهاد می‌خواد و این چیزها رو نمی‌خواد، خب اخلاق رو خرج کن؛ هر چه هم بیشتر. هر چه هم دایره نفوذ اخلاق آدم و شمول اخلاق آدم نسبت به عده بیشتری باشه.

یعنی استثناء نداره؛ همین بغل‌دستی‌ام در مسجد، امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید همین بغل‌دستی‌ات که نشسته، حق گردنت دارد. حالا نه آشنایی، نه رفیقی، نه قوم و خویشی، این‌ها [ملاک نیست]. این حقش چیه؟ می‌فرماید خب این را که می‌بینی‌اش در مسجد، اسمش رو بپرس، احوالش رو بپرس؛ نه اینکه همین‌طور غریبانه بشینیم در مسجد کنار هم، غریبانه بیایم و غریبانه هم بریم. اسلام تلاش می‌کنه این مؤمنین تک‌تک با هم گره بخورند، فارغ از ارتباط‌های خویشاوندی و فلان و این چیزها؛ نه، تک‌تک با هم گره بخورند، با هم مچ بشوند، جور بشوند و این‌جور هوای همدیگر را داشته باشند.

ویژگی‌های اجتماعی انسان مؤمن

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: «الْمُؤْمِنُ مَأْلُوفٌ وَ لَا خَیْرَ فِی مَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَفُ». مؤمن یک اخلاق حسنه‌ای دارد، یک نرمی‌ای دارد، یک خوش‌اخلاقی‌ای دارد که آدم‌ها دوست دارند بروند باهاش بشینند، الفت بگیرند، انس بگیرند و باهاش حرف بزنند؛ دوست دارند و کشش دارند. در اخلاق رسول خدا همین‌ها رو نقل کردند؛ همه دوست داشتند بروند بشینند با ایشان حرف بزنند، همه دوست داشتند بروند پیش ایشان بشینند، ارتباط بگیرند و ارتباط خصوصی هم می‌خواستند. لذت می‌بردند از اینکه بشینند با ایشان حرف بزنند و صفا می‌کردند از حرف زدن با ایشان.

«الْمُؤْمِنُ مَأْلُوفٌ» مؤمن یک‌جوریه که آدم‌ها باهاش الفت می‌گیرند؛ سخت و خشن و تند و منقبض نیست. «وَ لَا خَیْرَ فِی مَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَفُ» بعد حضرت می‌فرماید اگر دیدی یک کسی یک‌طوریه که نه خودش با کسی انس می‌گیره و نه میشه باهاش انس گرفت؛ به قول معروف با یک من عسل هم نمی‌شه خوردش، این بدون هیچ خیری ازش در نمی‌آید. هیچ خیری ازش در نمیاد؛ به این امیدی نداشته باش. خیلی جالبه و خیلی عجیبه. این‌ها تاثیر دارد، این حالات و این مسائل، این‌ها روانشناسی الهی است. همین‌جا آن کسی که این اخلاق رو داره، خیری هم ازش [دیده می‌شه]... «لَا خَیْرَ فِی مَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَفُ» کسی که نه می‌تواند با آدم‌ها گرم باشه و نه آدم‌ها می‌توانند باهاش گرم باشند، خیلی چیزی ازش در نمیاد. این از اخلاق حسنه‌.

آفت فخرفروشی در اخلاق حسنه

حالا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: خدایا این اخلاق رو به من ببخش، منتها یک آفت دارد. مثل آن قبلی‌ها که هر کدام یک آفتی داشت؛ آفت هم چیه؟ می‌زنه به درخت، می‌زنه به محصول کشاورزی و آن محصول خب از بین می‌ره و نابود می‌شه. عبادت بود، فرمود باید عُجب نباشه؛ فلان، هر چی تک‌تک شمردند. حالا اخلاق حسنه یک آفت ممکنه مبتلا بشه، آن هم می‌فرماید فخر و فخرفروشی.

فخرفروشی یعنی چی؟ یعنی آدم یک صفت خوبی، یک اخلاق خوبی، یک فضیلتی در خودش، در پدرش، در قوم و خویشش، در اجدادش بوده یا هست، این را به رخ بقیه بکشه؛ این را می‌گن فخرفروشی. حالا آن زمان مثلاً افراد به آبا و پدرانشان فخرفروشی می‌کردند؛ مثلاً می‌گفتند من پسر فلانم، فلانم پسر فلان که فلان‌فلان بود. بعد به آن فضائل پدرانشان این می‌آمد به بقیه فخرفروشی می‌کرد.

این را پیغمبر اکرم لگدمال کردند و گفتند: من «أَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لَا فَخْرَ» من سیدِ اولاد بنی‌آدمم ولی هیچ‌وقت نمیام فخرفروشی کنم. فضائل بزرگی خدا به من داده ولی من نمیام این‌ها را به این حالت بیام به رخ شما بکشم؛ فخرفروشی.

اخلاق خوب هم ممکنه این باشه؛ آدم می‌بینه یک کسی بداخلاقه، می‌گه خب حالا الحمد لله ما که اخلاقمون خوبه و طعنه می‌زنه به یک کسی. یا ما خدا رو شکر از این مشکل‌های این‌طوری مثل این نداریم، به عنوان طعنه زدن و به عنوان به رخ کشیدن آن چیزی که دارد؛ نه به عنوان اینکه حالا یک کسی صرفاً داره خدا رو شکر می‌کنه که فلان مشکلو نداره، نه؛ آن شکری یا آن حرفی که توش طعنه است، آن چیزی که توش به رخ کشیدنه، این می‌شه فخر.

می‌گه حالا توفیق خدا داده یک اخلاق خوبی دارید، حالا یک نگاه می‌کنه آدم می‌بیند کمتر کسی اونو داره، این آفتش اینه که آدم یک وقت بخواد این رو منتش رو سر بقیه بذاره، به رخ بکشه و اظهار کنه؛ این هم آفت اخلاقِ بد هست. لذا فرمودند: «آفَةُ الْحَسَبِ الِافْتِخَارُ وَ الْعُجْبُ» آفت فضیلت‌های اخلاقی و آفت فضیلت‌های خانوادگی (که مثلاً پدرش فاضله)، آفت این‌ها افتخاره؛ یعنی همین فخرفروشی، که آن رو به رخ بقیه بکشیم. تو کی هستی؟ من بابام فلانی بوده، تو بابات فلان بوده. شغل پدرش رو مثلاً؛ از لحاظ اجتماعی یک شغل پدر رتبه بالایی دارد، شغل آن پدر هم رتبه پایینی دارد، این شغل پدرش رو به رخ او بکشه، یا مقایسه کنه با پدر او. این مقایسه‌هایی که می‌کنند، این‌هایی هست که آدم از خودش، از حسبش، از نسبش، از ویژگی‌هایش، از اخلاق پدر مادرهایش، از اجدادش، از این‌ها که بوده، می‌آید می‌گه که منتش رو بذاره یا به رخ بکشه یا به قول حالا پز بده؛ این‌ها می‌شه فخر.

حقیقت خلقت انسان و بی‌معنایی تفاخر

و حضرت می‌فرماید: «مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ» بنی‌آدم به چی فخر می‌فروشی؟ خیلی روایت تکرار شده. بنی‌آدم به چی فخر می‌فروشی؟ بعد اینجا آدم رو سبک می‌کند حضرت و می‌آورد پایین: «أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ مَذِرَةٌ» ببین اول چی بودی؛ نطفه‌ای بودی بدبو و گندیده. «...وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ قَذِرَةٌ» تهش هم که یک مرداری می‌شوی که دو سه روز نمی‌شه بمونه، این‌قدر بدبو می‌شی. این وسط چی؟ «...حَامِلُ الْعَذِرَةِ» اینجا هم که حامل عذره‌ای؛ خدا یک‌جور سیستم رو قرار داده که این فضولات انسانی دائم انسان حامل این‌هاست. خدا یک کاری کرده همین‌جا آدم خلاصه‌اش پنچر بشه. می‌گه این وسط هم که دائم حامل این‌هایی و فضولات انسانی رو دائم داری حمل می‌کنی با خودت.

به چی‌ات افتخار می‌کنی؟ به چی‌ات فخرفروشی می‌کنی؟ مبدأت آن بوده، به آن سبک و سیاق که خدا برای اینکه باد آدم را خالی کند، این‌طوری قرار داده. تهش هم که اونه، وسطش هم که اینه؛ پس دیگه چی‌اش می‌مونه که آدم بهش افتخار بکنه؟ لذا همین رو توجه داده حضرت و می‌گه همین رو توجه کنید؛ اگر یک وقت کسی گرفتار آفت فخر هست، این دیگه پنچر شد.

اسلام این فخرفروشی به پدران و شغل و نسب را از بین برد؛ کسی آمد شمرد، نُه تا از اجدادش رو پیش پیغمبر اکرم [و] گفت من فلانی‌ام، پسر فلانی، پسر فلانی که حالا این فلانی‌ها همه معروف بودند، یک یلی بودند، کسی بودند. این‌ها رو گفت به همین حالت فخرفروشی؛ حضرت فرمود تو دهمی‌شونی، همه‌تون در جهنم. نه تا رو شمرد گفت تو دهمی‌شونی «فِی النَّارِ» همه‌تون، ده تاتونم در آتیشید. تو به خاطر همین فخرت و همین فخرفروشی، آن‌ها هم به خاطر هر مشکلی که داشتند از کفرشان و از همین اخلاق تو رو اگر داشتند، همه‌تون در جهنمید.

این‌ها رو اسلام از بین برد، فرمود یک مسئله هست عامل فضیلت، آن هم تقواست؛ لاغیر، تقوا. شغل و نسب و حسب و سمت و موقعیت اجتماعی این‌ها نیست. ممکنه اینی که در کوچه داره جارو می‌کنه و خرج براش نداریم [یعنی جدی نمی‌گیریمش]، یک آدم با تقوایی باشه که در قیامت می‌بینی با خدم و حشم از آن بالا دارند می‌آورندش.

«خافِضَةٌ رافِعَةٌ» سوره واقعه که می‌خونیم یعنی این؛ در قیامت یک عده‌ای که توی دنیا کسی به خرجشان ور نمی‌داشت، آنجا می‌برند بالا؛ همه برن کنار، راه باز کنید، اعلی‌حضرت داره تشریف می‌آورد ببرتش بهشت. این کیه؟ اِ... این همین مثلاً فرضاً کارگر شهرداری بود دیگه. با چه تشریفاتی دارند می‌برندش بهشت! این همین خادم بود، این همین فلانی بود، این همینی بود که اصلاً ما به خرجش ور نمی‌داشتیم و فکر می‌کردیم چون شغلش خدمتکاریه، حق داریم بهش... ازش طلبکار هم باشیم؛ این همین بود حالا چه با عظمت هم دارند می‌برند!

رافعه یعنی این، خافضه هم یعنی یک کسانی اینجا خیلی بزرگند، تشریفات دارند، شأنی دارند، شعونی دارند، بالایند، با تشریفات می‌آیند و می‌روند، شخصیت‌هایی دارند؛ اما آنجا زیر دست و پا گم و گورند و له می‌شن، این‌جوری. این را از بین برد اسلام، این حسب‌ها و نسب‌ها و افتخار به این‌ها رو؛ گفت یک چیز فقط عامل اصلی شرافت پیش خداست، آن هم تقوا؛ تقوا بیشتر، «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». ان‌شاءالله خدای متعال به همه ما توفیق به دست آوردن اخلاق حسنه و حفظ‌مان از آفت بدِ فخر و عجب عنایت بفرماید.

دعای پایانی

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما رو در صراط مستقیم قرار بده، در صراط مستقیم بمیران، در صراط مستقیم محشور گردان. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما، اموات و گذشتگان و حق‌داران را غریق رحمت بفرما، مقام معظم رهبری را محافظت بفرما، مشکلات ما را برطرف بفرما. بالنبی و آله. 

گزیده

۱. سه پایه اصلی دین‌داری مؤمن

اعتقادات صحیح، اعمال درست و اخلاق

سه پایه مهم برای یک مؤمن وجود دارد؛ یکی در جهت اعتقاد هست و اعتقادات صحیح، یکی اعمال درست که کارهایش درست و مطابق با دین و مطابق با رساله توضیح‌المسائل باشد، و یکی هم اخلاق آدم هست که باید درست بشود. این سه پایه، مؤمن واقعی را تولید می‌کند؛ مؤمن کاملی که هیچ عیب و نقصی در او وجود ندارد و می‌تواند به این نقطه عالی برسد.

۲. پاداش شگفت‌انگیز اخلاق حسنه

برابری پاداش اخلاق با روزه‌داری و نماز شب

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند: «إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ». آن کسی که بتواند اخلاقش را اخلاق حسنه قرار بدهد و آن را اصلاح کند، ببینید نقاط ضعف اخلاقی‌اش کجا هست و این‌ها را ترمیم و درست کند؛ این همان اجری را می‌برد و همان مزدی را می‌برد که آن عابد، آن کسی که اهل روزه در روزها و اهل نماز شب در دل شب هست، می‌برد. آن اجری که او می‌برد را به این شخص هم با اخلاقش می‌دهند.

۳. اخلاق؛ راه میان‌بر عبادات

جبران کوتاهی دست از عبادات با حسن خلق

یک کسی ممکن است دستش از این عبادات و از این چیزها کوتاه باشد، اما اخلاقش را می‌تواند درست و اصلاح کند. این هم همان‌طور هست؛ یعنی ما در دین، جمود و تحجر روی یک مسئله خاص به طور خاص نداریم. مهم‌تر از بعضی مسائل و حتی بعضی از عبادات بزرگ، مسئله اخلاق هست. می‌گویند شما اخلاقتان را درست کنید، آن اجری را که روزه‌دارِ نماز شب‌خوان از روزه مستحبی و از نماز شب می‌برد، خدا به این انسان هم می‌دهد.

۴. شاه‌کلیدهای ورود به بهشت

تقوای الهی و حسن خلق؛ بیشترین اسباب بهشتی شدن

از رسول خدا (ص) روایت شده است: «أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِیَ الْجَنَّةَ تَقْوَی اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ». امت من، یعنی امت مؤمن و مسلمان؛ بهشتی‌هایی که در بهشت مستقر می‌شوند، اگر شما بروید بررسی کنید ببینید این‌ها بیشتر از چه راهی بهشتی شدند، دو تا مسئله هست: یکی تقواست و یکی حسن خلق و اخلاق حسنه. بیشتر بهشتی‌ها وقتی نگاه می‌کنی، از یکی از این دو راه وارد بهشت شدند.

۵. رابطه مستقیم تقوا و اخلاق

پیوند ناگسستنی ایمان، تقوا و اخلاق حسنه

آن کسی که واقعاً با تقوا باشد، نمی‌شود به این نقطه حسن خلق نرسد و آن را نداشته باشد. نمی‌شود یکی با تقوا باشد اما اخلاقش ایراد داشته باشد؛ جور نمی‌شود و با هم جمع نمی‌شود. یا اخلاقش خیلی خوب است اما تقوا را زیر پا می‌گذارد؛ آن کسی که تقوا را زیر پا می‌گذارد و به ایمانش این‌طور آسیب می‌زند، نمی‌تواند اخلاقش را هم اصلاح کند. این دو تا این‌قدر رابطه‌شان مستقیم هست؛ اخلاق و تقوا به همدیگر کمک می‌کنند، همدیگر را می‌سازند و همدیگر را بالا می‌آورند.

۶. معجزه اخلاق در محو گناهان

ذوب شدن خطاهای انسان در گرمای اخلاق درست

در روایت آمده است: «إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ یَمِیثُ الْخَطِیئَةَ کَمَا تَمِیثُ الشَّمْسُ الْجَلِیدَ». خورشید، گرما و نور خورشید چطوری برف را آب می‌کند؟ آن کسی که اخلاقش را اصلاح کند، آن هم این‌طوری خدا خطاهایش را آب می‌کند، ذوب می‌کند و از بین می‌برد. آن نقاط خاص خطای انسان با اخلاق درست اصلاح می‌شود؛ یک رابطه مستقیم دارند. یعنی به انسان کمک می‌کند و آن خطاها را درست و اصلاح می‌کند. این اثر اخلاق هست و این‌قدر اثرش عمیق است.

۷. آبادانی جامعه در گرو کار خیر و اخلاق

آبادی شهرها و طولانی شدن عمرها با بِرّ و حسن خلق

از امام صادق (ع) روایت شده است: «الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ یَعْمُرَانِ الدِّیَارَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْأَعْمَارِ». دو چیز شهرها را آباد می‌کند و عمر را طولانی می‌سازد. یکی بِرّ است؛ یعنی کار خیر، اینکه آدم‌ها نسبت به هم بنای خیر رساندن داشته باشند و بی‌تفاوت نباشند. این بِرّ، دوطرفه است؛ یعنی من همیشه دارم نسبت به یک کسی و کسانی خیرم را می‌رسانم؛ از همسر و فرزندان گرفته تا همسایه‌ها و اهالی جامعه. یکی این، یکی هم حسن خلق.

۸. حقیقت انسان مؤمن؛ اهل انس و الفت

نرمی و گشاده‌رویی، نشانه مؤمن واقعی

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «الْمُؤْمِنُ مَأْلُوفٌ وَ لَا خَیْرَ فِی مَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَفُ». مؤمن یک اخلاق حسنه‌ای دارد، یک نرمی‌ای دارد، یک خوش‌اخلاقی‌ای دارد که آدم‌ها دوست دارند بروند با او بنشینند، الفت بگیرند، انس بگیرند و با او حرف بزنند؛ دوست دارند و کشش دارند. مؤمن یک‌جوری است که آدم‌ها با او الفت می‌گیرند؛ سخت و خشن و تند و منقبض نیست. اگر دیدی یک کسی یک‌طوری است که نه خودش با کسی انس می‌گیرد و نه می‌شود با او انس گرفت، بدون هیچ خیری از او در نمی‌آید.

۹. آفت فخرفروشی و پز دادن

تباه شدن فضیلت‌های اخلاقی با منت گذاشتن و به رخ کشیدن

اخلاق حسنه یک آفت ممکن است مبتلا بشود، آن هم فخر و فخرفروشی است. فخرفروشی یعنی آدم یک صفت خوبی، یک اخلاق خوبی، یک فضیلتی در خودش، در پدرش یا در اجدادش بوده یا هست، این را به رخ بقیه بکشد. فرمودند: «آفَةُ الْحَسَبِ الِافْتِخَارُ وَ الْعُجْبُ» آفت فضیلت‌های اخلاقی و آفت فضیلت‌های خانوادگی افتخار است؛ یعنی همین فخرفروشی که آن را به رخ بقیه بکشیم و به قول معروف پز بدهیم؛ این‌ها می‌شود فخر.

۱۰. معیار واقعی شرافت انسان

تقوا؛ تنها ملاک ارزشمندی و برتری نزد خداوند

اسلام این فخرفروشی به پدران و شغل و نسب را از بین برد؛ فرمود یک مسئله هست عامل فضیلت، آن هم تقواست؛ لاغیر، تقوا. شغل و نسب و حسب و سمت و موقعیت اجتماعی این‌ها نیست. گفت یک چیز فقط عامل اصلی شرافت پیش خداست، آن هم تقوا؛ تقوا بیشتر، «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». ان‌شاءالله خدای متعال به همه ما توفیق به دست آوردن اخلاق حسنه و حفظ‌مان از آفت بدِ فخر و عجب عنایت بفرماید.

فهرست

1️⃣ جایگاه اخلاق در مسیر کمال

◽️ اخلاق؛ یکی از سه پایه اصلی مؤمن

◽️ ضرورت تذکر و تنبیه در مباحث اخلاقی

2️⃣ پاداش شگفت‌انگیز حسن خلق

◽️ برابری ثواب اخلاق با روزه و نماز شب

◽️ حسن خلق؛ عامل اصلی ورود به بهشت

3️⃣ تقوا و اخلاق؛ پیوند ناگسستنی

◽️ ارتباط مستقیم تقوا با سلامت اخلاق

◽️ نقش مکمل تقوا و اخلاق در تعالی روح

4️⃣ اثرات اعجازگونه اخلاق نیکو

◽️ ذوب شدن خطاها در پرتو رفتار نیکو

◽️ عمران شهرها و افزایش طول عمر

5️⃣ ثوابی هم‌سنگِ جهاد در راه خدا

◽️ جایگاه ویژه اخلاق در فقدان توفیق جهاد

◽️ مسئولیت مؤمنان در برابر یکدیگر

6️⃣ الفت و انس؛ ویژگی بارز مؤمن

◽️ مؤمن؛ مألوف و اهل معاشرت

◽️ نشانه‌های فردی که خیری در او نیست

7️⃣ فخرفروشی؛ آفت نابودکننده اخلاق

◽️ آسیبِ فخر به فضایل اخلاقی

◽️ ضرورت دوری از منت و به رخ کشیدن‌

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

حسن‌خلق در کلام امام سجاد علیه السلام

موضوع: صوت کامل سخنرانی