دوقطبی!
صوت کامل سخنرانی
1405/02/27
پست

📘 عناوین شرح نهج‌البلاغه خطبه ۱۶  
🗓 ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

🔁 حوادث تاریخی «تکرارپذیر» هستند  

🛡 «تقوا» اجازه تکرار تجربه‌های تلخ را نمی‌دهد!  

📉 جامعه هرچه از دین فاصله بگیرد، «جاهلیت» بر آن حاکم می‌شود  

📖 «کانَ الناسُ اُمَّةً واحدةً»؛ مردمانی که همه ظالم و تجاوزگر بودند!  

⚖️ پیامبران و ایجاد دوقطبی در جامعه!  

🔍 مردم با سوء اختیار، دوقطبی را رقم می‌زدند...  

💰 دنیاطلبی افراطی انسان‌ها در اوضاع خوشی!  

🌅 روز بعثت انبیاء؛ روز شروع ابتلاءات در جامعه اسلامی  

🔄 روال طبیعی  

💼 هر چه از بیت‌المال به ناحق جابه‌جا شده باشد را برمی‌گردانم  

🌍 کسی با ایرانی که جزیره ثبات بود مشکلی نداشت...  

⚔️ اولین جنگ بین مسلمین در زمان حکومت امام علی علیه‌السلام بود!  

📜 عمده جنگ‌های مسلمانان در طول تاریخ با مسلمانان بود!  

🕊 پیشگویی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها؛ جنگ مسلمان با مسلمان تا ظهور ادامه دارد!  

🧪 با امتحانات بسیار، غربال می‌شوید!  

🌱 ریزش‌ها و رویش‌هایی که در دل ابتلاءات و امتحانات رخ می‌دهد...  

🔥 «فتنه‌ها» در حکومت اسلامی بیشتر می‌شود!  

🏛 تشکیل حکومت اسلامی و ریخته‌شدن خون‌های پاک، مقدمه اجرای دستورات الهی است  

📚 حکومت اسلامی وقتی ارزش دارد که درصدد اجرای احکام الهی باشد  

⏳ غربال‌های همه‌جانبه ادامه دارد...

شرح نهج البلاغه
حکومت اسلامی
دنیا طلبی

دوقطبی!

📘 عناوین شرح نهج‌البلاغه خطبه ۱۶  
🗓 ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

🔁 حوادث تاریخی «تکرارپذیر» هستند  

🛡 «تقوا» اجازه تکرار تجربه‌های تلخ را نمی‌دهد!  

📉 جامعه هرچه از دین فاصله بگیرد، «جاهلیت» بر آن حاکم می‌شود  

📖 «کانَ الناسُ اُمَّةً واحدةً»؛ مردمانی که همه ظالم و تجاوزگر بودند!  

⚖️ پیامبران و ایجاد دوقطبی در جامعه!  

🔍 مردم با سوء اختیار، دوقطبی را رقم می‌زدند...  

💰 دنیاطلبی افراطی انسان‌ها در اوضاع خوشی!  

🌅 روز بعثت انبیاء؛ روز شروع ابتلاءات در جامعه اسلامی  

🔄 روال طبیعی  

💼 هر چه از بیت‌المال به ناحق جابه‌جا شده باشد را برمی‌گردانم  

🌍 کسی با ایرانی که جزیره ثبات بود مشکلی نداشت...  

⚔️ اولین جنگ بین مسلمین در زمان حکومت امام علی علیه‌السلام بود!  

📜 عمده جنگ‌های مسلمانان در طول تاریخ با مسلمانان بود!  

🕊 پیشگویی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها؛ جنگ مسلمان با مسلمان تا ظهور ادامه دارد!  

🧪 با امتحانات بسیار، غربال می‌شوید!  

🌱 ریزش‌ها و رویش‌هایی که در دل ابتلاءات و امتحانات رخ می‌دهد...  

🔥 «فتنه‌ها» در حکومت اسلامی بیشتر می‌شود!  

🏛 تشکیل حکومت اسلامی و ریخته‌شدن خون‌های پاک، مقدمه اجرای دستورات الهی است  

📚 حکومت اسلامی وقتی ارزش دارد که درصدد اجرای احکام الهی باشد  

⏳ غربال‌های همه‌جانبه ادامه دارد...

متن

خطبه شانزدهم نهج‌البلاغه و آغاز خلافت

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد [صلوات حضار] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیت‌الله فی الارضین.

صحبت در خطبه شانزدهم نهج‌البلاغه بود؛ اولین خطبه‌ای هست که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آغاز خلافت، این را انشاء فرمودند.

تقوا؛ مانع تکرار تجربه‌های تلخ گذشته

یک جمله‌ای در ابتدا فرمودند؛ این جمله توضیح داده شد که مسئله مهمی بود. مضمون این جمله این بود که اگر شما تقوا داشته باشید، از حالا به بعد بناست اتفاقاتی بیفتد که مشابهش را سابقاً داشتیم. و چون مشابه این اتفاقات سابقاً بوده و تجربه کردید و با چشم خود دیدید که چه اتفاقاتی افتاد، قاعدتاً اگر تقوا داشته باشید نباید آسیب ببینید؛ ولی خواهید دید. این مطلب اول بود؛ کسی که گذشته را جلو چشمش داشته باشد، تقوا به او اجازه نمی‌دهد که تجربه‌های تلخ را دوباره تکرار کند. این خیلی مسئله مهمی است.

چرخه تاریخی دین‌داری و انحراف بشر

حالا چرا این را فرمودند؟ فرمودند که: «أَلَا وَ إِنَّ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ»؛ الآن شما مبتلا شدید به وضعیتی که مشابه وضعیت زمان بعثت است.

وضعیت زمان بعثت چگونه است؟ این‌طوری است؛ این نکته را باید توجه داشت. همیشه در طول تاریخ این‌طوری شد که روال بشر این‌گونه بود که با اینکه دین و دین‌داری مسئله‌ای بود که از همان ابتدایی که زمینه‌اش در بشر — یعنی فرزندان آدم ابوالبشر — ایجاد شد، دین هم عرضه شد. یعنی اولین پیغمبر خدا، خود حضرت آدم بود. آن وقتی که زمینه ایجاد شد و یک مقدار قابل توجهی از نسل و اولاد ایشان آمدند و قابلیت تکلیف را داشتند، متناسب با شرایطشان و وضعیتشان خدا مکلفشان کرد و پیغمبری به نام آدم (علیه‌السلام) دین را به آن‌ها عرضه کرد. منتهی وقتی تاریخ مطالعه می‌شود و وضعیت بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد، به تدریج منحرف شدند و از آن دین فاصله گرفتند.

این خیلی تاریخ مفصلی هم دارد که چه اتفاقاتی افتاد که این فرزندان آدم که با دین حیاتشان را شروع کردند، به بی‌دینی گرایش پیدا کردند و به آن سمت کشیده شدند. جامعه بشری رفت به سمت بی‌دینی؛ و وقتی دین از جامعه برود بیرون، عرصه که خالی نمی‌ماند، آن چیزی که می‌ماند، اخلاق بد است، صفات بد است و جاهلیت است که حاکم می‌شود. همین‌طور هم که تاریخ را مطالعه کنیم همین‌جور بود؛ هرچه جاهلیت و مصادیق جاهلیت در زندگی بشر بیشتر می‌شد، دین بیشتر فاصله می‌گرفت، و هرچه از دین بیشتر فاصله می‌گرفتند، جاهلیت و اخلاق جاهلی در زندگی بشری گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شد. جاهلیت هم یعنی همه صفات بد، که حالا به تناسب شرایط جامعه بروز می‌کند.

مصادیق جاهلیت و یکدستی در گمراهی

این جاهلیت زمان پیغمبر اکرم هم که ایشان مبعوث شدند چه بود؟ می‌دانیم مثلاً همه به هم ظلم می‌کردند، با هم می‌جنگیدند، دخترانشان را زنده به گور می‌کردند و صفات بدی از این دست که به آن‌ها مبتلا شده بودند و این تعبیر می‌شود به جاهلیت. بشر از ابتدا این وضع را نداشت ولی مبتلا شد و یواش‌یواش به این وضع کشیده شد. از ابتدا دین‌مدار بود، یکدست دیندار بودند، ولی یواش‌یواش کشیده شدند به این سمت و از دین‌داری فاصله گرفتند تا جایی رسیدند که یکدست بی‌دین شدند؛ تقریباً این‌طوری شده بود. یکدست همه ظالم بودند، یکدست همه غارتگر بودند، یکدست همه تجاوزگر بودند؛ این وضعیت بشر بود که دچارش می‌شد.

لذا در آیاتی داریم: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً»؛ مردم یکدست بودند. این «أُمَّةً وَاحِدَةً» یکدست در چه چیزی بودند؟ اینجا مسئله است که در چه چیزی یکدست شده بودند؛ بعد از آن زمانی که از آدم (علیه‌السلام) سپری شد و گذشت. مردم یکدست شده بودند آدم‌هایی با این صفات؛ غارتگر، متجاوز، ظالم و صفاتی این‌طوری. «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً» در این صفات بد؛ همه یکدست بودند.

بعثت انبیاء و دو قطبیِ ناگزیرِ حق و باطل

بنای خلقت هم که به این نبود؛ خدا بشر را خلق نکرده بود که برسد به بی‌دینی و انحراف و مشکلات این‌طوری. بنای خلقت هدف داشت، هدف هم بندگی بود و این بندگی هم توسط انبیاء چارچوبش عرضه می‌شد؛ بنا نبود خدا بشر را رها کند. در آن مقطع [مردم] یکدست بودند در ظلم و تجاوز و بی‌دینی و همه این چیزها، ولی خدا که نمی‌خواست این‌ها این‌طور باشند، لذا انبیاء را می‌فرستاد. بعد از مدتی یکی‌یکی پیغمبران می‌آمدند — گاهی هم فترتی حاصل می‌شد و مسائل پیرامونی هم داشت — تا پیغمبری می‌آمد. این پیغمبر که می‌آمد، مردم دو دسته می‌شدند و از آن یکدستیِ در ظلم و تجاوز و بی‌دینی درمی‌آمدند.

طبیعی است وقتی پیغمبر می‌آید و دعوت می‌کند به توحید، دعوت می‌کند به عدل، به قسط، مردم هم دو دسته می‌شوند؛ یک دسته می‌گویند بله می‌پذیریم و لبیک می‌گویند، یک دسته هم نمی‌پذیرند. این یک دو قطبی است که پیش می‌آید و باید هم پیش بیاید. تقصیر کیست؟ تقصیر پیغمبر است؟ تقصیر خداست؟ نه، واضحه. بشر که بنا نبوده مثل حیوان رها بشود هرجور دلش خواست زندگی کند؛ اینکه هرطور دلم می‌خواهد زندگی کنم که نیست. بشر باید زندگی انسانی داشته باشد نه زندگی حیوانی. وقتی از بعثت و تعلیمات انبیاء فاصله می‌گیرند، به سمت حیوانی شدن فرو می‌روند.

دنیاطلبی؛ ریشه سقوط جوامع در آسایش

اصلاً جامعه بشری این‌طوری است؛ وقتی اوضاع خیلی خوب است، نه جنگی هست، نه مشکلاتی هست، متأسفانه گرایش بشر این‌گونه می‌شود که می‌رود به سمت چیزهای بد و چیزهای نامناسب؛ دنیاخواهی، دنیا و حب دنیا و مظاهر حب دنیا بیشتر حاکم می‌شود. اینکه گاهی بعضی‌ها می‌گویند یا فکر می‌کنند که شاید ایام جنگ و دفاع مقدس، مردم روحیات بهتری گاهاً داشتند و بعدش که از جنگ فاصله گرفتیم یک آسیب‌هایی دیدیم، بی‌راه هم گفته نمی‌شود؛ هرچند جنگ چیز مطلوبی نیست، اما بشر متأسفانه این‌طوری است. این نقص و عیب را دارد که وقتی اوضاع خوب و آرام است، گرایشش می‌رود به سمت دنیا و دنیاطلبی، و «حب الدنیا رأس کل خطیئة»؛ این دنیاطلبی افراطی منشأ و منبع همه خطاها می‌شود.

این اتفاق هم می‌افتاد؛ بعد از اینکه یک پیغمبری می‌آمد، تمام که می‌شد و یک مدت زمانی که می‌گذشت، ابناء بشر به آن سمت می‌رفتند. زمان بعثت پیغمبر اکرم هم همین‌طور شده بودند همه؛ قبلش، قبلش چهار تا پیغمبر اولوالعزم بودند، این همه انبیاء بودند، ۱۲۴ هزار پیغمبر و وصیِ پیغمبر و مبلغ و این چیزها بودند که آخرینش شد پیغمبر اکرم. آن دوره شده بود جاهلیت. مگه این‌ها ابراهیم ندیده بودند؟ مگه این‌ها موسی ندیده بودند؟ مگه این‌ها عیسی ندیده بودند؟ دیده بودند؛ پس چه شده بود که جاهل شده بودند و یکدست دوباره به جاهلیت برگشته بودند؟

خدا هم که نمی‌خواست که ما حیوان زندگی کنیم، هدف داشت. آن هدف هم با بعثت انبیاء محقق می‌شد. به فاصله‌ای که لازم و مناسب بود، خدا پیغمبری را مبعوث می‌کرد؛ وقتی می‌آمد، دو قطبی ایجاد می‌شد. بنا نبوده بشر رها باشد، باید دستورات الهی و چارچوب به او عرضه بشود. یک عده می‌پذیرند، یک عده نمی‌پذیرند. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً»؛ ما راه را نشان می‌دهیم، حالا یا می‌پذیرد و می‌رود تو راه، یا نمی‌پذیرد و می‌رود آن‌طرف، ولی می‌شوند دو دسته. اینجا طبیعیِ کار بود؛ به سوء اختیار انسان‌ها، یک دو قطبی ایجاد می‌شد. وگرنه خدای ارحم‌الراحمین که نمی‌خواست مردم اختلاف کنند، ولی مردم به سوء اختیارشان... اما مصلحت اینکه دین باید عرضه بشود از هر چیزی مهم‌تر بود، وگرنه بنا نبود که اینجا بشود جنگل.

زمان بعثت هم همین اتفاق بود، بعثت انبیاء هم همه همین‌طور بود. «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً» فی... در چه چیزی امت واحده بودند؟ در همه این گرفتاری‌ها و مصیبت‌هایی که بشر به خاطر فاصله گرفتن از تعالیم انبیاء مبتلا می‌شد. «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ» الی آخر آیه شریفه و امثال آیات که اشاره می‌کند که بعد پیغمبر می‌آمد، دستور را می‌آورد، یک عده می‌پذیرفتند و یک عده هم نمی‌پذیرفتند. غربال شروع می‌شد، امتحانات شروع می‌شد. وقتی بعثت انبیاء می‌شود، وقتی حکومت عدل الهی می‌خواهد بیاید اقامه بشود، طبیعی است؛ بساط انواع و اقسام فتنه‌ها و مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها در اثر سوء اختیار آدم‌هایی که نمی‌خواهند زیر بار بعثت انبیاء بروند، پهن می‌شود.

معیار حاکمیت عدل و آغاز امتحان‌های بزرگ

لذا هر وقت پیغمبری می‌آمده، اولِ فتنه‌ها و مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی بوده که از این ناحیه بشر دچارش می‌شده. تا قبلش همه یکدست غارتگر بودند؛ امیرالمؤمنین می‌فرماید شما گروه عرب و طایفه عرب، آب لجن می‌خوردید، بین سوسمارها زندگی می‌کردید، دخترانتان را می‌کشتید، فلان بودید، فلان بودید، فلان بودید؛ پیغمبر رحمت آمد شما را از این وضع نجات بدهد. با این همه صفات خوب که در ایشان دیدید و تو حرف‌هایش دیدید، حالا یک عده‌تان حاضر نشدید زیر بارش بروید و به همان زندگی سوسماری و لجن‌زاری راضی بودید؛ حاضر نشدید خودتان را از این منجلاب بکشید بیرون. این تقصیر پیغمبر و خدا نیست، تقصیر خودتان است.

پیغمبر اکرم که آمد این اتفاق افتاد، پیغمبران قبلی هم که می‌آمدند این اتفاق می‌افتاد و شروع می‌شد. گروه عرب یک عده مشرکین بودند، یک عده منافقین بودند، یک عده اهل کتاب بودند؛ اهل کتاب خودشان چند دسته می‌شدند و متفاوت می‌شدند؛ حالا یک عده زیر بار می‌رفتند از اهل کتاب و از کفار، یک عده هم زیر بار نمی‌رفتند. جنگ‌ها شروع می‌شد؛ جنگ بدر، احد، خندق، خیبر، فلان فلان فلان فلان. پدر در مقابل پسر، برادر در مقابل برادر، این اتفاق‌ها می‌افتاد.

این خاصیت دعوت انبیاء است که طبیعی و لازمه‌اش این هست؛ حکومت عدل الهی هم این [گونه است]. این اتفاق با بعثت پیغمبر افتاد؛ بعد که پیغمبر اکرم از دنیا رفت، دیگر این اتفاق‌ها نیفتاد و جامعه یکدست دوباره به جاهلیت برگشت، وقتی که حکومت خلفاء حاکم شد. چون حاکمیت دیگر حاکمیت الهی و عادل نبود، لذا حکومت وقتی حکومت الهی نباشد، تن می‌دهد به هر راه غلطی. طبیعتاً زمان خلفاء این اتفاق افتاد. این روال طبیعی‌اش است، توجه کنید؛ روال طبیعی‌اش است که وقتی خلفاء آمدند، چون حکومت الهی نیست و دنبال عدل نیست، به هر چیزی تن می‌دهد. لذا در زمان این سه تا خلیفه‌ای که آمدند، این مشکلات به آن شدت دیگر نبود و نداشتیم. خلیفه یک چیزی می‌پسندید، یک مسئله‌ای خلاصه‌اش به میلش و خوشایندش بود، اجرا می‌کرد؛ نه دنبال عدل بود، نه خودش را برای عدل به زحمت می‌انداخت، نه با ظلم می‌خواست به آن معنا بجنگد؛ هیچ‌کدام از این مسائل نبود. طبیعیِ کار را می‌خواهم توجه کنید همه، که چرا امیرالمؤمنین این‌طوری می‌فرماید.

قاطعیت علوی در بازگرداندن حقوق بیت‌المال

می‌فرماید امروزی که من نشستم روی این منبر و شما با من بیعت کردید، همان روزی است که پیغمبر اکرم اعلام بعثت و رسالت کرد؛ از آنجا امتحاناتتان شروع شد. این امتحانات بود، وقتی که دیگر ایشان از دنیا رفت آن امتحان بزرگ پیش آمد و شما ایشان را گذاشتید کنار و یکدست پشت کردید به ما اهل‌بیت؛ یکدست شدید دوباره تو همان راهی که خلفاء براتون چیدند. اما دوباره منِ علی که می‌آیم می‌نشینم، اولِ امتحان است؛ چون من که حالا می‌نشینم، به شمایی که این‌قدر زحمت کشیدی من را به حکومت رساندی می‌گویم خب آن اضافاتی که خلیفه سوم بهت داد، رد کن بیاید. دست نمی‌کنم تو جیب بیت‌المال که یک چیز اضافه‌ای بهت بدهم؛ آن چیزی هم که داری، ازت می‌گیرم. لذا تو همین خطبه و در همین موقع ایشان اعلام کرد: هرچه از بیت‌المال که دادند و به ناحق دادند، می‌گیرم؛ ولو مهر زن‌ها شده باشد، ولو کجا رفته باشد، همه را می‌گیرم.

عده‌ای بودند کمک کردند تا ایشون اصلاً به خلافت رسیدند؛ همان اول ایشان پا کرد تو کفش این‌ها که بده بیاید، این اضافاتی که خلیفه سوم بهت داده، خلیفه دوم داده و به ناحق بوده، بده بیاید. حکومت الهی و حکومتی که دنبال عدل است، این است. مثل ما؛ قبل انقلاب، جزیره ثبات آمریکا بودیم، کسی کاری با کسی نداشت. اسرائیل هم که آمد تشکیل شد، ما جزو اولین کشورهای منطقه بودیم که پذیرفتیم و تأیید کردیم و مشکلی نبود؛ به نظم جهانی هم تن دادیم و به هرچه هم حاکم می‌شد تو قواعد و قوانین، تن دادیم و می‌دادیم. چرا؟ چون حکومت دنبال قسط و عدل و حکومت الهی و دعوت انبیاء نبود؛ حکومت با آن چیزی که مصلحت و منافع شخصی‌اش می‌طلبید، به همان اساس پیش می‌رفت.

این سرّ این نکته است که امیرالمؤمنین می‌فرماید: «أَلَا وَ إِنَّ بَلِیَّتَکُمْ» — این‌ها توجه داشته بشود — «أَلَا وَ إِنَّ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ». روز بعثت انبیاء روز شروع ابتلاءات این‌سنخیِ بشر است. منِ علی هم که اینجا الآن امروز نشستم و با این هجومی که آمدید با من بیعت کردید، از فردا نقل و نبات بهت نمی‌دهم؛ از فردا عدل بناست حاکم بشود.

سنت الهی در غربالگری و دگرگونی جوامع

لذا شروع شد؛ اولین جنگ در بین مسلمین در زمان امیرالمؤمنین ایجاد شد. حالا خلفاء بودند، هیچ مسلمون‌ها با هم جنگی هم نداشتند؛ چون هرکس هرچه می‌خواست به او می‌دادند. هر حاکمی، استاندارى، فرماندهى، بخشدارى، کسی، سابقه‌داری، حرفی داشت، چیزی می‌خواست، پولی می‌خواست، سمتی می‌خواست، امارتی می‌خواست، به او می‌دادند و کار راحت بود. این‌ها خیلی مصداق هم دارد تو تاریخ خلفای سه‌گانه ما؛ خیلی مصداق دارد. دادند؛ ولی وقتی ایشان می‌آید رو کار، دیگر نمی‌دهد؛ می‌گوید اونی هم که داری باید بدهی بیاید، اون هم که هست و گرفتی به ناحق، باید بدهی بیاید. یکی‌یکی، یکی‌یکی.

«وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ» — این جمله معروف — «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً»؛ همان‌طور که بعد از بعثت انبیاء «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ»؛ این اتفاق‌ها می‌افتاد یکی‌یکی که مخلوط می‌شوید. این‌قدر امتحان پیش می‌آید و به هم می‌زنند؛ تشبیه می‌کند به یک آشی که داری تو یک دیگی می‌پزی و همه‌چی می‌ریزی توش و مخلوط می‌کنی. امتحانات آن‌چنان می‌آید که همه با هم مخلوط می‌شوند، مخلوط می‌شوند و غربال می‌شوند؛ این دیگ به جوش می‌آید و وقتی دارد جوش می‌آید، محتویاتش زیر و رو می‌شود. یا با ملاقه هم می‌زنند زیر و روش می‌کنند، یا خودش که جوش می‌آید زیر و رو می‌شود، یا غربال می‌شوید؛ تعبیرهای مختلفی به کار می‌برند. «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً» مخلوط می‌شوید «وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً». پایین و بالا می‌روید، بعد غربال می‌شوید «وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ». مثل آن دیگی که دارد به جوش می‌آید یا دارند همش می‌زنند زیر و رو می‌شود، این اتفاق‌ها می‌افتاد.

«حَتَّی یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ»؛ این‌قدر پایین و بالا داریم و ریزش و رویش دارید که یک کسی که قبلاً آدم معمولی بود، حالا افتاد جلو، و یک کسی که جلو بود، عقب افتاد. حالا ما بعد انقلاب خودمان هم این [وضعیت را داریم]؛ این‌ها حکمت‌هایش است، این‌ها علت‌هایش است که چرا وقتی حکومت اسلامی تشکیل می‌شود، این اتفاق‌ها می‌افتد و ما این‌قدر دچار فتنه‌ها هستیم و این‌قدر فتنه‌ها دامنگیر ما هست؛ برای این است. «حَتَّی یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ»؛ یک کسایی آمدند بالا، باید بروند پایین؛ همه‌تان را می‌زنم و پایین و بالاتان می‌کنم. یک کسایی بی‌جهت و بدون لیاقت و شایستگی رفتند بالا، باید بیایند پایین؛ یک عده‌ای خیلی کاردرست بودند، پایین بودند و عقب افتادند، باید بروند بالا. به حق اگر بخواهد پیاده بشود، این مسائل هست.

«وَ لَیَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ کَانُوا قَصَّرُوا وَ لَیُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ کَانُوا سَبَقُوا» [کَمَا سَبَقُوا]. یک کسایی عقب افتادند، عقب بودند، جلو می‌افتند؛ یک کسایی جلو بودند، عقب می‌افتند. حالا به هر نحوی که معنا کنیم همه‌اش درسته و فرقی نمی‌کند. یک کسی مثل مالک تا اینجا حرفی ازش خیلی نیست، از اینجا به بعد گل می‌کند و می‌آید بالا؛ یکی هم خب مثل زبیر، می‌رود عقب. جلو بود، می‌رود عقب؛ او عقب بود، می‌آید جلو. امتحانات پیش می‌آید؛ یکی به امارت، یکی به مال، یکی به پست، یکی به فرزند، یکی به خودش، شخصیتش، علمش، این چیزهایش همه گول می‌خورید و پس و پیش می‌شوید؛ دیگر رویش ننوشته که کی چه کاره می‌شود. ممکنه این آقایی که امروز دارید ازش این‌قدر بد و بیراه بهش می‌گویید، فردا شهید هم بشود؛ آن آقایی که خیلی رو سرتان می‌گذارید و براش تبلیغ هم می‌کنید، فردا از همه عقب می‌افتد و می‌رود تو اون‌ورِ آب. همه‌چیز ممکنه؛ چون این‌ها مسیرِ اجرای حق و عدل است، که اصلِ بعثت و دعوت انبیاء هم عدله، مسئله عدله. این می‌خواهد پیاده بشود، این مسائل هست؛ کسانی جلویش می‌ایستند، کسانی که موجه هم گاهی هستند. پس و پیش می‌شوید، از حالا به بعد.

صدق کلام امیرالمؤمنین و علم غیب الهی

«وَ اللَّهِ مَا کَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا کَذَبْتُ کِذْبَةً» [وَ لَا کُذِبْتُ کِذْبَةً]؛ هرکدامش هم باشد صحیح است و طوری نیست. از این رو می‌فرماید: همه آن چیزی هم که باید بهتان بگویم، می‌گویم و خواهم گفت؛ هیچ دروغی هم تو کلامم نیست. «وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْیَوْمِ»؛ به من خبر داد پیغمبر اکرم به این ابتلاءات و چنین روزی؛ که ما روایاتش هم داریم که پیغمبر اکرم چه چیزهایی را برای ایشان بیان کردند، چه چیزهایی را یاد دادند به ایشان و توجه دادند به ایشان، که این اتفاق‌ها بعد رحلت می‌افتاد، تا کجا؟ تا امروز. این امروزی که یک اتفاقاتی می‌افتاد و بعد، همه را به من خبرش را پیغمبر اکرم داد.

این مسئله اصلی است؛ یعنی این جهت را باید توجه کرد تا این خطبه هم درست معنا بشود، آن‌وقت این دو دستگی و دو قطبی که طبیعتاً در سایه آمدن حکومت اسلامی، اجرای حکومت الهی و برپا کردن دستورات اسلام تو جامعه پیاده می‌شود، بفهمیم جهتش چیست و علتش چیست. خب طبیعی است مسئله هم هست؛ هر دو قطبی، بارِ منفی ندارد و هر دو قطبی مذموم نیست. آنجایی که انبیاء می‌آمدند، بشر را از یکدستیِ جاهلیت می‌خواست خارج بکند، باید هم خارج بکند. نباید کسانی مثل سلمان و ابوذر و مقداد تو آن یکدستیِ جاهلیت بمانند، این‌ها باید نجات پیدا کنند. خب یک عده هم به سوء اختیارشان نمی‌خواهند؛ خب نمی‌خواهند، تقصیر آن‌هاست.

فلسفه حکومت اسلامی و تداوم غربال‌ها تا ظهور

اما حکم، حکمِ خداست؛ وقتی می‌آید پیاده بشود، می‌خواهد اجرا بشود، باید اجرا بشود. اونی که زیر بار نمی‌رود باید تنبیه بشود، او باید آگاه بشود، تنبه داده بشود؛ و اگر نشد، کار سخت‌تر و سنگین‌تر می‌شود. وگرنه تقصیر این نیست که می‌خواهد حکم خدا را اجرا کند؛ اصلاً خلقت بناش بر این بود، فلسفه حکومت اسلامی اجرای احکام الهی است. حکومت اسلامی که به نقطه‌ای برسد که نتواند احکام الهی را اجرا کند، دیگر از آن فلسفه‌اش خارج شده و تهی شده؛ دیگر آن نیست.

ذی‌المقدمه و مقدمه داریم؛ تشکیل حکومت اسلامی، مقدمه است. این همه خون داده می‌شود، این همه مصیبت، تلخی، سختی، که حکومت اسلامی برگزار بشود و برپا بشود، که چه؟ این مقدمه تازه برپا بشود؛ برای یک ذی‌المقدمه‌ای که او اجرای دستورات خداست. هیچ چیزی فی‌نفسه ارزش ندارد، جز در این راستا. حکومت امیرالمؤمنین می‌فرمودند وقتی ارزش دارد که در این راستا باشد، در راستای عدل باشد؛ وگرنه به اندازه آن آب بینیِ یک بز هم ارزش نداشت حکومت. لذا باید توجه کنیم؛ ما می‌خواهیم حکومت اسلامی، می‌خواستند حکومت اسلامی برپا بشود که احکام الهی برپا بشود، به حسب شرایط و مصلحت؛ اما این احکام الهی بیاید قربانیِ مقدمه بشود؟ نه، این درست نیست.

خب این طبیعیِ کار است، روال به این سمت پیش می‌رود و همیشه هم همین‌طور بوده؛ از بعثت انبیاء این مسئله بود تا بعد هم همین هست. حکومت اگر حکومتِ طاغوت باشد، نه، مثل حکومت خلفای سه‌گانه، مشکلی نیست؛ همه یکدست با هم می‌سازند و می‌روند؛ اما وقتی حکومت می‌شود الهی، این‌طور [دچار فتنه] می‌شود. انقلاب ما هم قضیه‌اش همین است، ابتلاءاتش را هم دارد؛ این ابتلاءات هم تا کجا هست؟ تا همین بیان که فرمودند و روایاتی که در این زمینه هست که این غربال شدن ادامه پیدا می‌کند که همه زیر و رو بشوند، همه آن چیزی که در درون دارند بریزند بیرون؛ کم‌صبرها کم می‌آورند، کم‌طاقت‌ها کم می‌آورند، دنیاطلب‌ها کم می‌آورند، دنبال منافع خاص هستند کم می‌آورند؛ تا آنجا ادامه پیدا می‌کند. سختی‌هایی که ما در طی این دوران باهاش مواجه بودیم و خواهیم بود؛ این غربال ادامه دارد به انواع و اقسام شکل‌ها؛ از جنگ و فشار و تحریم و اقتصاد و همه‌چیز، تمومی هم ندارد.

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند که واقعیت و حکمتِ خیلی مسائل را در روالِ اجرای دین و حکومتِ دینی درست متوجه بشویم تا خدای نکرده در موقع امتحان، آن موضع حق و جبهه حق را گم نکنیم.

نثار ارواح طیبه همه انبیاء، خاصه خاتم انبیاء صلوات‌الله و سلام علیه و همه حضرات معصومین صلوات‌الله و سلام علیهم و همه شهدای خط تشیع، علمای ربانی و روح مطهر امامین انقلاب، صلواتی بفرمایید.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد»

گزیده

۱. تقوا؛ تنها مانع تکرار تجربه‌های تلخ گذشته

مضمون این جمله این بود که اگر شما تقوا داشته باشید، از حالا به بعد بناست اتفاقاتی بیفتد که مشابهش را سابقاً داشتیم. و چون مشابه این اتفاقات سابقاً بوده و تجربه کردید و با چشم خود دیدید که چه اتفاقاتی افتاد، قاعدتاً اگر تقوا داشته باشید نباید آسیب ببینید؛ ولی خواهید دید. کسی که گذشته را جلو چشمش داشته باشد، تقوا به او اجازه نمی‌دهد که تجربه‌های تلخ را دوباره تکرار کند. این خیلی مسئله مهمی است. همیشه در طول تاریخ این‌طوری شد که به تدریج منحرف شدند و از دین فاصله گرفتند. وقتی دین از جامعه برود بیرون، عرصه که خالی نمی‌ماند، آن چیزی که می‌ماند، اخلاق بد است، صفات بد است و جاهلیت است که حاکم می‌شود.

۲. ریشه سقوط جوامع در دوران آسایش و رفاه

اصلاً جامعه بشری این‌طوری است؛ وقتی اوضاع خیلی خوب است، نه جنگی هست، نه مشکلاتی هست، متأسفانه گرایش بشر این‌گونه می‌شود که می‌رود به سمت چیزهای بد و چیزهای نامناسب؛ دنیاخواهی، دنیا و حب دنیا و مظاهر حب دنیا بیشتر حاکم می‌شود. اینکه گاهی بعضی‌ها می‌گویند یا فکر می‌کنند که شاید ایام جنگ و دفاع مقدس، مردم روحیات بهتری گاهاً داشتند و بعدش که از جنگ فاصله گرفتیم یک آسیب‌هایی دیدیم، بی‌راه هم گفته نمی‌شود؛ هرچند جنگ چیز مطلوبی نیست، اما بشر متأسفانه این‌طوری است. این نقص و عیب را دارد که وقتی اوضاع خوب و آرام است، گرایشش می‌رود به سمت دنیا و دنیاطلبی، و «حب الدنیا رأس کل خطیئة»؛ این دنیاطلبی افراطی منشأ و منبع همه خطاها می‌شود.

۳. بعثت انبیاء و دو قطبیِ ناگزیرِ حق و باطل

بنای خلقت هدف داشت، هدف هم بندگی بود و این بندگی هم توسط انبیاء چارچوبش عرضه می‌شد؛ بنا نبود خدا بشر را رها کند. پیغمبر که می‌آمد، مردم دو دسته می‌شدند و از آن یکدستیِ در ظلم و تجاوز و بی‌دینی درمی‌آمدند. طبیعی است وقتی پیغمبر می‌آید و دعوت می‌کند به توحید، دعوت می‌کند به عدل، به قسط، مردم هم دو دسته می‌شوند؛ یک دسته می‌گویند بله می‌پذیریم و لبیک می‌گویند، یک دسته هم نمی‌پذیرند. این یک دو قطبی است که پیش می‌آید و باید هم پیش بیاید. تقصیر کیست؟ تقصیر پیغمبر است؟ تقصیر خداست؟ نه، واضحه. بشر باید زندگی انسانی داشته باشد نه زندگی حیوانی. وقتی از بعثت و تعلیمات انبیاء فاصله می‌گیرند، به سمت حیوانی شدن فرو می‌روند.

۴. قاطعیت علوی در بازگرداندن حقوق بیت‌المال

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آغاز خلافت فرمودند: امروزی که من نشستم روی این منبر و شما با من بیعت کردید، همان روزی است که پیغمبر اکرم اعلام بعثت و رسالت کرد؛ از آنجا امتحاناتتان شروع شد. به شمایی که این‌قدر زحمت کشیدی من را به حکومت رساندی می‌گویم خب آن اضافاتی که خلیفه سوم بهت داد، رد کن بیاید. دست نمی‌کنم تو جیب بیت‌المال که یک چیز اضافه‌ای بهت بدهم؛ آن چیزی هم که داری، ازت می‌گیرم. هرچه از بیت‌المال که دادند و به ناحق دادند، می‌گیرم؛ ولو مهر زن‌ها شده باشد، ولو کجا رفته باشد، همه را می‌گیرم. حکومت الهی و حکومتی که دنبال عدل است، این است. از فردا نقل و نبات بهت نمی‌دهم؛ از فردا عدل بناست حاکم بشود.

۵. سنت الهی در غربالگری و دگرگونی جوامع

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ»؛ این اتفاق‌ها می‌افتد که مخلوط می‌شوید. امتحانات آن‌چنان می‌آید که همه با هم مخلوط می‌شوند و غربال می‌شوند؛ محتویاتش زیر و رو می‌شود. «حَتَّی یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ»؛ این‌قدر پایین و بالا داریم و ریزش و رویش دارید که یک کسی که قبلاً آدم معمولی بود، حالا افتاد جلو، و یک کسی که جلو بود، عقب افتاد. یک کسایی بی‌جهت و بدون لیاقت و شایستگی رفتند بالا، باید بیایند پایین؛ یک عده‌ای خیلی کاردرست بودند، پایین بودند و عقب افتادند، باید بروند بالا. به حق اگر بخواهد پیاده بشود، این مسائل هست.

۶. لغزش خواص در امتحانات و فتنه جوامع

«وَ لَیَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ کَانُوا قَصَّرُوا وَ لَیُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ کَانُوا سَبَقُوا». یک کسایی عقب افتادند، عقب بودند، جلو می‌افتند؛ یک کسایی جلو بودند، عقب می‌افتند. امتحانات پیش می‌آید؛ یکی به امارت، یکی به مال، یکی به پست، یکی به فرزند، یکی به خودش، شخصیتش، علمش، این چیزهایش همه گول می‌خورید و پس و پیش می‌شوید؛ دیگر رویش ننوشته که کی چه کاره می‌شود. ممکنه این آقایی که امروز دارید ازش این‌قدر بد و بیراه بهش می‌گویید، فردا شهید هم بشود؛ آن آقایی که خیلی رو سرتان می‌گذارید و براش تبلیغ هم می‌کنید، فردا از همه عقب می‌افتد و می‌رود تو اون‌ورِ آب. همه‌چیز ممکنه؛ چون این‌ها مسیرِ اجرای حق و عدل است، که اصلِ بعثت و دعوت انبیاء هم عدله.

۷. فلسفه و هدف اصلی تشکیل حکومت اسلامی

حکم، حکمِ خداست؛ وقتی می‌آید پیاده بشود، می‌خواهد اجرا بشود، باید اجرا بشود. اصلاً خلقت بناش بر این بود، فلسفه حکومت اسلامی اجرای احکام الهی است. حکومت اسلامی که به نقطه‌ای برسد که نتواند احکام الهی را اجرا کند، دیگر از آن فلسفه‌اش خارج شده و تهی شده؛ دیگر آن نیست. ذی‌المقدمه و مقدمه داریم؛ تشکیل حکومت اسلامی، مقدمه است. این همه خون داده می‌شود، این همه مصیبت، تلخی، سختی، که حکومت اسلامی برگزار بشود و برپا بشود، برای یک ذی‌المقدمه‌ای است که او اجرای دستورات خداست. هیچ چیزی فی‌نفسه ارزش ندارد، جز در این راستا. حکومت امیرالمؤمنین می‌فرمودند وقتی ارزش دارد که در این راستا باشد، در راستای عدل باشد؛ وگرنه ارزش ندارد.

۸. پایداری در غربالگری‌های اقتصادی و فتنه‌های زمانه

انقلاب ما هم قضیه‌اش همین است، ابتلاءاتش را هم دارد؛ این غربال شدن ادامه پیدا می‌کند که همه زیر و رو بشوند، همه آن چیزی که در درون دارند بریزند بیرون؛ کم‌صبرها کم می‌آورند، کم‌طاقت‌ها کم می‌آورند، دنیاطلب‌ها کم می‌آورند، دنبال منافع خاص هستند کم می‌آورند؛ تا آنجا ادامه پیدا می‌کند. سختی‌هایی که ما در طی این دوران باهاش مواجه بودیم و خواهیم بود؛ این غربال ادامه دارد به انواع و اقسام شکل‌ها؛ از جنگ و فشار و تحریم و اقتصاد و همه‌چیز، تمومی هم ندارد. ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند که واقعیت و حکمتِ خیلی مسائل را در روالِ اجرای دین و حکومتِ دینی درست متوجه بشویم تا در موقع امتحان، جبهه حق را گم نکنیم.

فهرست

1️⃣ آغاز خلافت و تبیین تقوا

◽️ خطبه شانزدهم نهج‌البلاغه؛ نخستین کلام علوی در آغاز خلافت

◽️ تقوا؛ تنها مانع تکرار تجربه‌های تلخ گذشته

2️⃣ سیر تاریخی جوامع و انحراف از دین

◽️ آغاز خلقت با دین‌داری و انحراف تدریجی فرزندان آدم

◽️ حاکمیت اخلاق جاهلی در پی دوری از تعالیم الهی

3️⃣ فلسفه بعثت انبیاء و مرزبندی حق و باطل

◽️ یکدستی جوامع در گمراهی و ضرورت انگیزش پیامبران

◽️ تشکیل ناگزیر دو قطبیِ توحید و کفر و دعوت به قسط

4️⃣ دنیاطلبی؛ ریشه سقوط جوامع در دوران آسایش

◽️ آفات رفاه و دنیازدگی افراطی در زمان صلح و آرامش

◽️ «حب الدنیا رأس کل خطیئة»؛ منشأ سقوط و انحراف بشر

5️⃣ حاکمیت عدل علوی و قاطعیت در برابر باطل

◽️ برابری روز نخست خلافت با روز بعثت پیامبر اکرم (ص)

◽️ قاطعیت در بازگرداندن اموال غارت‌شده از بیت‌المال

6️⃣ سنت تغییرناپذیر الهی در غربالگری و فتنه جوامع

◽️ «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً»؛ درهم‌آمیختن، امتحان و غربال انسان‌ها

◽️ دگرگونی در مراتب اجتماعی؛ سقوط سابقون و صعود مستضعفون

7️⃣ فلسفه تشکیل حکومت اسلامی و پایداری در ابتلاءات

◽️ تشکیل حکومت؛ مقدمه‌ای برای اقامه احکام و قسط الهی

◽️ استمرار فتنه‌ها و سختی‌های اقتصادی تا خروج دنیاطلبان و کم‌صبران

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

دوقطبی!

موضوع: صوت کامل سخنرانی