حسن خلق در کلام امام سجاد علیه السلام
صوت کامل سخنرانی
1405/02/21
پست

📖 شرح صحیفه سجادیه دعای مکارم الاخلاق

🎙  حُسن خلق در کلام امام سجاد

❗️ خداوند انسان‌ها را دروغگو نیافریده است!

🌱 خداوند صفات بد را در انسان قرار نداده است

⚖️ رابطه مستقیم خوب و بد بودن اخلاق با ارتقاء و پستی انسان

⭐️ اخلاق‌های بزرگی که انسان را بزرگ می‌کند

🧠 با اخلاق‌های بد، عقل انسان ضعیف می‌شود

🫕 دیگ روی سه‌پایه‌ای که یک پایه‌اش را ندارد قرار نمی‌گیرد!

📜 انک لعلی خلق عظیم؛ ناپیدایی مرز صبر و ظرف پیامبر

📚 معلوم نشد با چه چیزی می‌شد علامه طباطبائی را از کوره به در کرد!

🍃 خیلی چیزها ارزش این را ندارد که ذهنتان را به آن مشغول کنید…

💎 بالاترین مرتبه ایمان، برای کسی است که اخلاق نیکو دارد

⚖️ بافضیلت‌ترین و سنگین‌ترین عمل در ترازوی قیامت

🔑 دروغ، کلید ورود به ارتکاب همه گناهان است

✨ “صدیقین”، بر “شهداء” و “صالحین” مقدم هستند

🌸 “حیاء”، خجالتی‌بودن نیست

🌟 بعد از تقوا، هیچ چیزی به اندازه “حُسن خلق” در قیامت به درد نمی‌خورد

🏠 ملاک خوش‌اخلاقی، خوش‌رفتاری در خانه است!

شرح صحیفه سجادیه
شرح دعای مکارم الاخلاق
حسن خلق ( خوش اخلاقی )
حیا

حسن خلق در کلام امام سجاد علیه السلام

📖 شرح صحیفه سجادیه دعای مکارم الاخلاق

🎙  حُسن خلق در کلام امام سجاد

❗️ خداوند انسان‌ها را دروغگو نیافریده است!

🌱 خداوند صفات بد را در انسان قرار نداده است

⚖️ رابطه مستقیم خوب و بد بودن اخلاق با ارتقاء و پستی انسان

⭐️ اخلاق‌های بزرگی که انسان را بزرگ می‌کند

🧠 با اخلاق‌های بد، عقل انسان ضعیف می‌شود

🫕 دیگ روی سه‌پایه‌ای که یک پایه‌اش را ندارد قرار نمی‌گیرد!

📜 انک لعلی خلق عظیم؛ ناپیدایی مرز صبر و ظرف پیامبر

📚 معلوم نشد با چه چیزی می‌شد علامه طباطبائی را از کوره به در کرد!

🍃 خیلی چیزها ارزش این را ندارد که ذهنتان را به آن مشغول کنید…

💎 بالاترین مرتبه ایمان، برای کسی است که اخلاق نیکو دارد

⚖️ بافضیلت‌ترین و سنگین‌ترین عمل در ترازوی قیامت

🔑 دروغ، کلید ورود به ارتکاب همه گناهان است

✨ “صدیقین”، بر “شهداء” و “صالحین” مقدم هستند

🌸 “حیاء”، خجالتی‌بودن نیست

🌟 بعد از تقوا، هیچ چیزی به اندازه “حُسن خلق” در قیامت به درد نمی‌خورد

🏠 ملاک خوش‌اخلاقی، خوش‌رفتاری در خانه است!

متن

بخش اول: مفهوم «معالی الاخلاق» و کرامت بنی‌آدم

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیّما بقیة الله فی الارضین.

«وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ»

دعای دیگری که امام سجاد (علیه‌السلام) در این قسمت دارند این است که: «خدایا به من هبه کن و عطا فرما، معالی‌ الاخلاق را.» معالی جمع مَعلاة است و معلاة از علوّ می‌آید؛ یعنی اخلاق بلند، اخلاق بزرگ و اخلاق رفیعه؛ اخلاقی که انسان را از پستی و پایین بودن نجات می‌دهد.

خدای متعال انسان را شریف آفریده، به انسان نعمت‌های بزرگ عطا کرده و به او عقل داده است. به واسطه‌ی عقل، انسان را بر سایر موجودات برتری و فضیلت داده و انسان را بزرگ کرده است؛ «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ». ما بنی‌آدم را به واسطه‌ی عقلی که به آن‌ها دادیم، تکریم کردیم و بزرگش داشتیم و تعظیمش کردیم.

ولی متأسفانه انسان است دیگر، گرفتار می‌شود و یواش‌یواش آن چیزهایی را که خدای متعال در عقل و فطرتش قرار داده است و [انسان] آن‌ها را می‌فهمد، فراموش می‌کند. این است که از آن اوجی که خدا خواسته باشد، یواش‌یواش پایین می‌آید. خدا در ابتدا انسان را دروغ‌گو نیافریده است، ولی به تدریج و در اثر شرایطی دروغ‌گو می‌شود. خدا انسان را در یک نقطه‌ی بالایی قرار داده است، اما یواش‌یواش خودش پایین می‌آید؛ حالا به هر دلیلی.

صفات بد را خدا در انسان قرار نداده، اما یواش‌یواش در اثر شرایطی، [انسان] دچار این صفات و خلقیات بد می‌شود و درجه و رتبه‌اش پایین می‌آید؛ از آن عقل و اعتبار عقلی که خدا به او داد، یواش‌یواش دور می‌شود و تنزل می‌کند. به هر میزان که آدم از فضائل اخلاقی بهره‌مند است، به همان درجه‌ی رفیعه و آن مقام بلند نزدیک‌تر است؛ و به هر اندازه که انسان به اخلاق بد گرایش پیدا می‌کند و اخلاق بد را پیدا می‌کند، یواش‌یواش پایین می‌آید و پست می‌شود.

بخش دوم: وسعت وجودی اخلاق و تفاوت آن با محاسن عادی

معالی اخلاق که اینجا حضرت می‌فرماید، همان مکارم اخلاق و همان اخلاق خوب و پسندیده است، منتها اینجا تعبیر را حضرت به «معالی» می‌برند که از علوّ می‌آید؛ یعنی اخلاق‌های بزرگی که انسان را بزرگ می‌کند، ظرف انسان را وسیع می‌کند و وسعت وجودی انسان را عظیم می‌سازد.

انسان صبرش کم است؛ صبر دارد، ولی کم است. این محاسن اخلاقی یواش‌یواش صبر آدم را وسیع می‌کند؛ انسان می‌تواند به جایی برسد که مشکلات و مصیبت‌های سخت و سنگین بر او عارض بشود، ولی خم به ابرو نیاورد. این [ویژگی] آدم را بزرگ کرده و بالا برده است؛ در نقطه‌ی مقابلش، پایین می‌آید و پست می‌شود. از عقل و از نور عقل و وحی دور می‌شود و به پستی و سیر نزولی گرایش پیدا می‌کند و پایین می‌آید.

این سیر، نزولی می‌شود؛ صبرش کم می‌شود، حوصله‌اش کم می‌شود، اخلاقش تنگ می‌شود، زود از کوره درمی‌رود، زود عصبانی می‌شود، زود تند می‌شود، عجول می‌شود، بداخلاق می‌شود، بدفکر می‌شود، بدبین می‌شود، بددهن می‌شود، بدرأی می‌شود و کلاً بد می‌شود و پایین می‌آید. آن‌وقت هرچه پایین‌تر می‌آید، هم در نظر بقیه، هم در نظر خدا و هم در نظر خداییان رتبه‌اش پایین می‌آید. آدم گناهکار و آدمی که اخلاقش خوب نیست، بالاخره اتفاقاتی [برایش] می‌افتد که این وجودش و این چیزی که در درونش هست، خودش را نشان می‌دهد و پایین می‌آید.

اما یک آدمی که از اخلاق عظیم برخوردار است، خودش هم عظیم می‌شود، خودش هم عظیم می‌شود. در صحنه‌ها و شرایطی که آدم‌ها کم می‌آورند، این کم نمی‌آورد و عظیم می‌شود؛ این خیلی مهم است. لذا امام سجاد (علیه‌السلام) اینجا دعا می‌کند که: «خدایا هَبْ لِی، به من ببخش، به من عطا کن و لطف کن این را به من بده؛ معالی‌ الاخلاق را، آن اخلاق بزرگ، حسنه، کریمه و بزرگ را.»

بخش سوم: اخلاق به عنوان یکی از سه پایه‌ی اصلی دین

اخلاق خیلی مسئله‌ی مهمی است. قبلاً عرض شد ما در دین سه پایه‌ی مهم داریم؛ یکی اعتقاد است، یکی اعمال است و یکی اخلاق، که همه‌اش باید با هم باشد. عقاید درست، در مقابل عقاید غلطی است که آدم کم‌وبیش در مسائل مختلف پیدا می‌کند؛ عقایدی که پایه و اساس ندارد یا غلط است؛ این یک که اعتقادات است.

دو، اعمالش است؛ احکام الهی دربردارنده‌ی اعمال درست ماست. احکامی که در رساله هست را آدم باید بخواند تا اعمال و عباداتش را با آن تطبیق بدهد تا درست بشود. سومین پایه هم اخلاق است؛ این اخلاق جایگاهش خیلی مهم است.

کسی که اعتقاداتش را درست کرده و اعمالش را هم درست کرده، اما اخلاقش مشکل دارد، [مانند] سه پایه‌ای است که یک پایه‌اش می‌لرزد و یک پایه‌اش لنگ است؛ این سه پایه به درد نمی‌خورد، به درد نمی‌خورد. نمی‌شود بگوییم خب حالا دیگ را بگذار روی آن دو پایه!

این سه پایه‌ است؛ درست مثل آن سه پایه‌ای که زیر دیگ و اجاق قرار می‌دهند برای درست کردن غذا. یک مؤمن که می‌خواهد رشد کند و بزرگ بشود، این سه تا را باید با هم داشته باشد. هرکدامش در او ضعیف باشد، از همان‌جا آن پایه شل شده، آسیب دیده و نمی‌تواند به مقصود برسد.

لذا اخلاق را خیلی بزرگ داشته‌اند. این‌قدر اخلاق مهم است که پیغمبر اکرم، خاتم‌الانبیاء [صداى صلوات حاضرين] (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، فرمودند من آمدم برای اینکه اخلاقتان را درست کنم. خب اعتقادات هم هست، اعمال هم هست، احکام هم هست، اما: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ». خدا وقتی ایشان را تعظیم می‌کند و می‌خواهد صفت بزرگی به کار ببرد، یکی از جاهایی که می‌خواهد از ایشان تعریف کند اینجاست: «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ». خُلقِت عظیم است؛ یعنی این مرزش خیلی وسیع است.

بخش چهارم: مرزهای بی‌انتهای خلق عظیم در سیره معصومین و بزرگان

آدم‌ها مثلاً تا یک حدی صبر دارند؛ این بنده‌ی خدا تا اینجایی صبر دارد که حالا کسی روی سیم اعصابش راه نرود، فلان حساسیتش را خلاصه برنینگیزد و همسرش فلان حرف را به او نزند؛ تا اینجا صبر دارد، از اینجا به بعد دیگر صبر ندارد و دایره‌اش خیلی تنگ است. با کمترین چیزی که به او می‌گویند، خیلی به او برمی‌خورد و ناراحت می‌شود؛ صبرش تاب می‌شود، تمام می‌شود و کم می‌آورد. این مرزِ صبر خیلی کوتاه و کم است.

دین آمده است و می‌گوید برو این صبر را بیشترش کن و این مرز را ببر عقب‌تر، ببر عقب‌تر، ببر عقب‌تر؛ معلوم نشود تو به چه کلمه‌ای و به چه چیزی از کوره درمی‌روی، معلوم نباشد. به اینجا انسان می‌تواند برسد. خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبایی را، می‌گفتند معلوم نبود ایشان را می‌شود به چه چیزی عصبانی کرد! نمی‌شد. خیلی هم تلاش کردند عده‌ای که ایشان را از کوره به در ببرند؛ چون ایشان آن بعدِ خالیِ حوزه را که فلسفه بود، به آن پرداخته بود و آن میدانِ خالیِ حوزه را پر کرده بود، عده‌ای هم با او مخالف بودند و مشکلاتی داشتند.

خب می‌آمدند سر درس که اذیتش کنند؛ سؤال‌های پرت و پلا، اذیت، تیکه و از این چیزها، ولی ابداً! معلوم نبود این بشر به چه چیزی می‌شود از کوره به درش کرد؛ هیچی. زن و بچه‌اش می‌گویند ما نفهمیدیم این به چه چیزی از کوره درمی‌رود! این‌قدر صبر انسان می‌تواند زیاد بشود و مرزهایش می‌تواند دور بشود و ناپدید بشود که اصلاً معلوم نباشد این به چه چیزی ناراحت می‌شود. عظیم یعنی این؛ یعنی این‌قدر صبرش زیاد است و این‌قدر این بشر بزرگ شده است که هیچ‌کدام از این چیزها نمی‌تواند او را پایین بکشد؛ بزرگ، رفیع و عظیم است. دین آمده است ما را این‌طوری کند که در مقابل همسرمان، در مقابل فرزندانمان و در مقابل حوادث روزگار، سختی‌ها و مشکلات، این‌قدر کم‌طاقت و این‌ها نباشیم.

اخلاق خیلی مهم است؛ «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ». عظیم یعنی این؛ عظیم یعنی معلوم نیست کجایی! کجاست مرز صبر تو که از آنجا برسی، دیگر صبر نداری؟ کجاست؟ پیدا نمی‌شود؛ این می‌شود عظمت و بزرگی. خب به هر اندازه که آدم عظیم بشود، از این چیزهای پایین و پست دور می‌شود و خودش را دور می‌کند. به خیلی چیزها، حرف‌ها و فکرها که آدم‌ها خودشان را خیلی مشغول می‌کنند و خیلی برایشان مهم است که فلانی چه گفت، فلانی چه کرد و چرا این‌جور کرد، در این چیزها و کوچه پس‌کوچه‌های این چیزها غرق نمی‌شود و گم نمی‌شود.

خودش را می‌کشد بالا، خودش را می‌کشد بالا. مهم نیست، مهم نیست؛ این‌ها می‌آید و می‌گذرد. من بخواهم خودم را، فکرم را، ذهنم را و اعصابم را درگیر این کنم که حالا فلانی چه گفت، فلانی منظوریش چه بود، فلانی چرا این کار را کرد و فلانی چرا آن کار را نکرد؛ همین چیزهای [روزمره]، همسرم چرا این‌جوری گفت، بچه‌ام چرا آن‌جوری کرد؛ این چیزهایی که خیلی‌اش بیجاست و خیلی‌اش ارزش ندارد که یک انسانِ بزرگ بخواهد خودش را خرجش کند، نمی‌ارزد.

ما خیلی سرمایه‌های بزرگ را خدا بهمان داده و ما را بزرگ کرده است؛ «كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ». خدا چه‌جور بنی‌آدم را بالا می‌برد؟ می‌گوید کرامت یعنی هرچه توش پستی و نقطه‌ی بد و ضعف و پستی هست را از شما دور کردم؛ من شما را خیلی تمیز آفریدم، خیلی خوب آفریدم، به شما عقل دادم، ابزار دادم و وحی دادم؛ یک چیزهایی دادم که همه‌اش بزرگ باشد و همه‌اش بالا باشد، در آن بالا بالاها باشید، نه پایین. «وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ».

بخش پنجم: روایات ائمه (علیهم‌السلام) در اهمیت حسن خلق و مراتب ایمان

یک چند تا هم روایت بخوانیم در باب همین حُسن خُلق و اخلاق پسندیده که از پایه‌های مهم یک انسان مؤمن است. از امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده است: «اِنَّ اَکْمَلَ الْمُؤْمِنِینَ اِیماناً اَحْسَنُهُمْ خُلُقاً». کامل‌ترین ایمان را در بین مؤمنین کسی دارد که از همه اخلاقش برتر و بالاتر است و در مجموعِ اخلاقِ حسنه از همه جلوتر است؛ در همه‌اش. اخلاق و خلق حسن، مجموع خلقیات یک آدم است؛ فقط صرفاً خنده‌رویی نیست. حُسن البِشر و وجه حسن، این یکیش است که آدم رویِ بشّاش، رویِ خوش و لبخند به لب داشته باشد؛ این یکیش است. ولی صبر زیاد و حلم زیاد، این مسائل هم هست. ایمان با حسن خلق با هم است؛ هرچه حسن خلق بیشتر، ایمان بیشتر و هرچه ایمان بیشتر، حسن خلق بیشتر.

از امام سجاد (علیه‌السلام) روایت است: «مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ». در قیامت بافضیلت‌ترین چیزی که در کفه‌ی عمل آدم می‌تواند قرار بگیرد و آن را سنگینش کند، حسن خلق است.

روایت بعدی از امام صادق (علیه‌السلام) است: «أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِیهِ كَمَلَ إِیمَانُهُ». چهار چیز است که هرکسی درونش باشد، ایمانش کامل می‌شود، این چهار تا چیز را؛ «وَ إِنْ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً لَمْ يَنْقُصْهُ ذَلِكَ». اگر از سر تا پایش هم گناه باشد، ضرر نمی‌بیند اگر این چهار تا را داشته باشد؛ این چهار تا را داشته باشد، سر تا پا گناه باشد آسیب نمی‌بیند. حالا چه‌اند این چهار تا؟

بخش ششم: چهار رکن کمال ایمان در کلام امام صادق (علیه‌السلام)

یک، «هُوَ الصِّدْقُ»؛ صداقت، دروغ نباشد در کارش. می‌بینید چقدر دروغ در اسلام قبیح است! هرجا حرف از آن اخلاق‌های درجه‌یک هست که در همه‌ی مکارم اخلاق، بعضی‌ها درجه‌یکان و خیلی بزرگ و خیلی مهم‌اند؛ یعنی آنجاست که حضرت می‌فرماید: «شیعه‌ی ما را می‌خواهید بفهمید کیست، با این‌ها بسنجید.» من در این بیست تا، سی تا، چهل تا اخلاق خوب، وقتی بخواهم بگویم شیعه را با کدام بسنجی تا ببینی این را من دوستش دارم، این ولیّ ماست و این شیعه‌ی ماست، حتماً یکیش صدق است؛ صداقت. دروغ، دروغ خیلی قبیح است، که دیگر می‌گویند همه‌ی گناهان را یک جا جمع کرده‌اند و یک قفلی زده‌اند که کلیدش دروغ است. از دروغ، آدم به هر گناهی می‌افتد، به هر خطایی می‌افتد و به هر مصیبتی مبتلا می‌شود؛ دروغ!

آن‌وقت یکی از آن چهار تا صدق است. خب حضرت می‌فرماید این چهار تا باشد، دیگر سر تا پا آدم گناه باشد مشکل پیش نمی‌آید؛ خب یکیش صدق است، اصلاً صدق در کار باشد و دروغ نباشد، همه‌ی گناهان که رفت! چون یک‌طوری خیلی از گناهان، یا همه‌اش، ربطی به دروغ پیدا می‌کند و یک جایی از کار پیدا می‌شود. بالاخره برای خلاصی از مخمصه می‌خواهد دروغ بگوید، بالاخره برای خیلی از مسائل می‌خواهد دروغ بگوید، دروغ می‌گوید؛ صدق.

آن‌وقت آن چهار دسته‌ای که در صراط مستقیم خدا فرموده هستند: نَبیّین، دو، صِدّیقین؛ این صفت را رویش دست گذاشته خدای متعال. «وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ». از لحاظ ترتیب هم این را بعد از انبیاء گذاشته و مقدم بر شهداء و صالحین قرار داده است. صدّیق یعنی کسی که خیلی راست‌گوست و این دروغ اصلاً ندارد در کارش. چهار دسته در صراط مستقیم هستند؛ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ: نَبیّین (انبیاء)، صدّیقین، شهداء، صالحین. «وَحَسُنَ أُولَٰئِکَ رَفِیقًا». ببین رفیق چقدر راست‌گوست؛ این به درد رفاقت می‌خورد؛ صدق.

دو، «أَدَاءُ الْأَمَانَةِ»؛ امانتداری. امانتداری هم دوباره یکی از آن درجه‌یک‌های یک شیعه است؛ چقدر این امانت‌دار است! حالا چه وسیله‌ای به او بدهیم چقدر امانت‌دار است، چه حرفی پیشش بگذاریم چقدر امانت‌دار است؛ سرّ آدم‌ها و راز آدم‌ها. چقدر امانت‌دار است، امانت. «أَدُّوا الْأَمَانَةَ» به بَرّ یا فاجر؛ خوب باشد یا بد.

سومین هم حیاء؛ حیاء باشد در کار. حیاء یعنی چه؟ یعنی آن حالتی که آدم را از کارهای پست، پایین و سبک، از همه‌ی این‌ها دور می‌کند. آدم باحیاء معلوم است به چه کسی می‌گویند باحیاء. خجالتی نه ها! خجالتی نه؛ خجالتی نقص است برای یک انسان، در دین خجالتی بودن نقص است، حیاء خوب است. حیاء ممکن است یک جاهایی [به کار آید]؛ آدم باحیاست، ولی در انجام وظیفه‌ی شرعی‌اش هیچ خجالت هم نمی‌کشد؛ چون وظیفه‌ی شرعی من است و باید انجامش بدهم، خجالت هم نمی‌کشم. حیاء یعنی یک حالتی که آدم کارهای سبک انجام نمی‌دهد، حرف‌های سبک نمی‌زند و رفتارهای سبک در او نیست؛ این‌ها. خودش را جمع می‌کند از این چیزهای سبک، پست و پایین، نه خجالتی؛ این هم حیاء.

چهارمی هم حُسن‌ الخُلق؛ اخلاق حسنه. اخلاقش خوب است، خیلی خوب است؛ نه زود عصبانی می‌شود، نه زود دلگیر می‌شود، نه بدفکر است، نه بددهن است، نه بدبین است؛ این‌ها را ندارد. این چهار تا باشد حضرت فرمود سر تا پا گناه باشد آسیب نمی‌بیند؛ واسه این‌که چهار تا وقتی یک جا جمع بشود، دیگر گناه توش درنمی‌آید. ما گاهی وقت‌ها روایات که می‌آیند یک چنین تعبیراتی دارند، همین را می‌خواهد بگوید. اصلاً اساس همه‌ی گناهان در یکی از این چهار تاست که زیر پا می‌رود؛ این چهار تا را وقتی با هم داشته باشد آدم، دیگر چه گناهی هست که مرتکب بشود؟ آدم باحیاء، فقط فقط از مردم که حیاء نمی‌کند، از خدا هم حیاء می‌کند. از خدا هم حیاء می‌کند. عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید؛ جمله‌ی مرحوم امام. یک حیاء! عالم محضر خداست، شما پیش خدایی و خجالت باید بکشی؛ در محضر خداییم، خجالت باید بکشیم، حیاء کنیم و معصیت نکنیم؛ این چهار تا.

بخش هفتم: جایگاه فرائض و مراتب حسن خلق در خانواده و جامعه

روایت بعدی که ان‌شاءالله آخریش باشد در این قسمت، از امام صادق (علیه‌السلام) است: «مَا يَقْدَمُ الْمُؤْمِنُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِعَمَلٍ بَعْدَ الْفَرَائِضِ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ أَنْ يَسَعَ النَّاسَ بِخُلُقِهِ». در قیامت بهترین عملی که مؤمن می‌تواند با خودش داشته باشد، واجباتش است؛ فرائضش، هیچی از واجباتش را ترک نکرده باشد، تدارک کرده باشد و مسئله‌ی واجباتش را درست کرده باشد. این بزرگترین چیزی است که در قیامت به درد آدم می‌خورد، همان تقواست؛ هیچی به اندازه‌ی تقوا در قیامت به درد آدم نمی‌خورد، هیچ چی! بعد از آن، حضرت می‌فرماید: حسن خلق آدم، منتها هرچه این دایره‌ی حسن خلق آدم شمولش بیشتر باشد و هرچه خیر آدم در حسن خلقش بیشتر به آدم‌ها برسد؛ نه فقط با رفیق‌هایش خوش‌اخلاق است، اما با زن و بچه‌اش بداخلاق است، نه.

هنر و ملاک، داخل خانه است. خیلی‌ها هستند بیرون خوش‌اخلاق‌اند، اما داخل خانه... چون داخل خانه آنجا دیگر یک اتفاقاتی افتاده و دیگر آدم راحت است دیگر، هرجور می‌خواهد هست؛ آنجا ملاک است. لذا ملاک را گذاشته‌اند در داخل خانه؛ آنجا چه خبر است؟ آن‌ها، اهل و عیال من که امانت خدایند در دست من، نسبت به من چه قضاوتی دارند؟ می‌گویند این خوش‌اخلاق بود یا بداخلاق بود؟ این چه‌جور آدمی بود؟ آن‌وقت عذاب قبر و مسائل سخت حساب‌رسی قیامت دارد، آن چیزی که نسبت به اهل و عیال هست. این حسن خلق فرد، همه‌ی افراد را دربرمی‌گیرد؛ هم بیرون از خانه، هم درون خانه، هم رفیقش و هم غیر رفیقش. بعضی‌ها فقط با قوم و خویششان خوب‌اند و با بقیه جور نیستند، با همسایه‌اش خوب است و با آن یکی جور نیست؛ نه، با همه؛ «أَنْ يَسَعَ النَّاسَ بِخُلُقِهِ». به همه، خیرِ خُلق عظیمش از لحاظ اخلاق برسد. حالا روایات در این بحث زیاد است، به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

بخش هشتم: دعای پایانی

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را در صراط مستقیم بمیران. به ما توفیق عبادت، بندگی، ترک معصیت، عمل صالح، عمل با اخلاص، خدمت به مردم، عبادت، تهجد و اخلاق حسنه کرامت بفرما. مشکلات مادی و معنوی ما و مردم ما را برطرف بفرما. اسباب حل این مشکلات را فراهم بفرما.

خدمت‌گزاران به ملت، به این مردم و به دین، هرکس در هر جایی، در هر لباسی و در هر موقعیتی خدمت می‌کند، خدایا همه‌شان را یاری بفرما. مقام معظم رهبری را محافظت بفرما. امواتمان، گذشته‌هایمان، حق‌دارانمان، ارواح طیبه‌ی علمای ربانی، ارواح طیبه‌ی شهداء، روح مطهر امام کبیر و امام شهید، همه را غریق رحمت بفرما.

امر فرج امام عصر را تعجیل بفرما. ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

۱. مفهوم «معالی الاخلاق» و وسعت وجودی انسان

اخلاق بزرگی که ظرف وجود را وسیع می‌کند

«معالی اخلاق» همان مکارم اخلاق، اخلاق خوب و پسندیده است؛ منتها در اینجا تعبیر به «معالی» شده که از علوّ می‌آید. معالی اخلاق یعنی اخلاق‌های بزرگی که انسان را بزرگ می‌کند، ظرف وجودی انسان را وسیع می‌سازد و وسعت وجود او را عظیم می‌نماید. انسان صبر دارد، ولی صبر او کم است؛ این محاسن اخلاقی یواش‌یواش صبر آدم را وسیع می‌کند. انسان می‌تواند به جایی برسد که مشکلات و مصیبت‌های سخت و سنگین بر او عارض بشود، ولی خم به ابرو نیاورد. این ویژگی، آدم را بزرگ کرده و بالا برده است. در نقطه‌ی مقابل، انسان پایین می‌آید و پست می‌شود، از عقل و از نور عقل و وحی دور می‌گردد و به پستی و سیر نزولی گرایش پیدا می‌کند.

۲. کرامت الهی و خطر سقوط تدریجی انسان

سقوط تدریجی انسان از اوج کرامت به پستی

خدای متعال انسان را شریف آفریده، به او نعمت‌های بزرگ عطا کرده و عقل داده است. به واسطه‌ی عقل، انسان را بر سایر موجودات برتری و فضیلت داده و او را بزرگ کرده است؛ «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ». ما بنی‌آدم را به واسطه‌ی عقلی که به آن‌ها دادیم، تکریم و تعظیم کردیم. ولی متأسفانه انسان گرفتار می‌شود و یواش‌یواش آن چیزهایی را که خدای متعال در عقل و فطرتش قرار داده است و آن‌ها را می‌فهمد، فراموش می‌کند. این است که از آن اوجِ خواسته‌ی خدا، یواش‌یواش پایین می‌آید. خدا در ابتدا انسان را دروغ‌گو نیافریده است، ولی به تدریج و در اثر شرایطی دروغ‌گو می‌شود. خدا انسان را در یک نقطه‌ی بالایی قرار داده است، اما خودش پایین می‌آید.

۳. اخلاق؛ پایه‌ی لرزان یا استوار دین‌داری

بدون اخلاق، پایه‌های دین‌داری کامل نیست

ما در دین سه پایه‌ی مهم داریم؛ یکی اعتقاد است، یکی اعمال است و یکی اخلاق، که همه‌اش باید با هم باشد. عقاید درست، در مقابل عقاید غلط است. دوم اعمال است؛ احکام الهی دربردارنده‌ی اعمال درست ماست که باید اعمال و عبادات را با آن تطبیق داد. سومین پایه هم اخلاق است که جایگاهش خیلی مهم است. کسی که اعتقادات و اعمالش را درست کرده، اما اخلاقش مشکل دارد، مانند سه پایه‌ای است که یک پایه‌اش می‌لرزد و یک پایه‌اش لنگ است؛ این سه پایه به درد نمی‌خورد. درست مثل آن سه پایه‌ای که زیر دیگ قرار می‌دهند برای درست کردن غذا. یک مؤمن که می‌خواهد رشد کند، باید این سه تا را با هم داشته باشد.

۴. فلسفه بعثت و مرزهای وسیع خُلق عظیم

پیامبر (ص) مبعوث شد تا اخلاق انسان را کامل کند

این‌قدر اخلاق مهم است که پیغمبر اکرم، خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، فرمودند: من آمدم برای اینکه اخلاقتان را درست کنم؛ «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ». خدا وقتی ایشان را تعظیم می‌کند و می‌خواهد صفت بزرگی به کار ببرد، یکی از جاهایی که می‌خواهد از ایشان تعریف کند اینجاست: «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ». خُلقِت عظیم است؛ یعنی این مرزش خیلی وسیع است. آدم‌ها مثلاً تا یک حدی صبر دارند؛ این بنده‌ی خدا تا اینجایی صبر دارد که کسی روی سیم اعصابش راه نرود و همسرش فلان حرف را به او نزند؛ تا اینجا صبر دارد، از اینجا به بعد دیگر صبر ندارد و دایره‌اش خیلی تنگ است. با کمترین چیزی، صبرش تمام می‌شود و کم می‌آورد.

۵. مرز بی‌انتهای صبر در سیره‌ی بزرگان

صبر ناپدیدشده؛ اوج عظمت و بزرگی یک انسان

دین آمده است و می‌گوید برو این صبر را بیشترش کن و این مرز را ببر عقب‌تر؛ معلوم نشود تو به چه کلمه‌ای و به چه چیزی از کوره درمی‌روی، معلوم نباشد. به اینجا انسان می‌تواند برسد. درباره‌ی مرحوم علامه طباطبایی می‌گفتند معلوم نبود ایشان را می‌شود به چه چیزی عصبانی کرد؛ نمی‌شد! خیلی هم تلاش کردند عده‌ای که ایشان را از کوره به در ببرند، ولی ابداً. معلوم نبود این بشر به چه چیزی می‌شود از کوره به درش کرد. این‌قدر صبر انسان می‌تواند زیاد بشود و مرزهایش ناپدید بشود که اصلاً معلوم نباشد به چه چیزی ناراحت می‌شود. عظیم یعنی این؛ یعنی این‌قدر این بشر بزرگ شده است که هیچ‌کدام از این چیزها نمی‌تواند او را پایین بکشد.

۶. غرق نشدن در کوچه پس‌کوچه‌های حرف مردم

انسان بزرگ، ذهن و اعصاب خود را خرج امور بی‌ارزش نمی‌کند

به هر اندازه که آدم عظیم بشود، از این چیزهای پایین و پست دور می‌شود و خودش را دور می‌کند. به خیلی چیزها، حرف‌ها و فکرها که آدم‌ها خودشان را خیلی مشغول می‌کنند و خیلی برایشان مهم است که فلانی چه گفت، فلانی چه کرد و چرا این‌جور کرد، در این چیزها و کوچه پس‌کوچه‌های این چیزها غرق نمی‌شود و گم نمی‌شود. خودش را می‌کشد بالا. مهم نیست، این‌ها می‌آید و می‌گذرد. من بخواهم خودم را، فکرم را، ذهنم را و اعصابم را درگیر این کنم که حالا فلانی چه گفت، فلانی منظوریش چه بود، همسرم چرا این‌جوری گفت، بچه‌ام چرا آن‌جوری کرد؛ این چیزهایی که خیلی‌اش بیجاست و ارزش ندارد که یک انسانِ بزرگ بخواهد خودش را خرجش کند، نمی‌ارزد.

۷. دروغ؛ کلید تمام گناه‌ها و خطاهای انسانی

با صداقت و دوری از دروغ، ریشه‌ی گناهان را خشک کنید

می‌بینید چقدر دروغ در اسلام قبیح است! هرجا حرف از اخلاق‌های درجه‌یک است، حتماً یکیش صدق و صداقت است. دروغ خیلی قبیح است، که می‌گویند همه‌ی گناهان را یک جا جمع کرده‌اند و یک قفلی زده‌اند که کلیدش دروغ است. از دروغ، آدم به هر گناهی می‌افتد، به هر خطایی می‌افتد و به هر مصیبتی مبتلا می‌شود. اگر صدق در کار باشد و دروغ نباشد، همه‌ی گناهان می‌رود؛ چون خیلی از گناهان، ربطی به دروغ پیدا می‌کند و یک جایی از کار پیدا می‌شود. بالاخره برای خلاصی از مخمصه یا برای خیلی از مسائل می‌خواهد دروغ بگوید. صدیق یعنی کسی که خیلی راست‌گوست و دروغ اصلاً در کارش وجود ندارد.

۸. حیا؛ والاترین عامل حفظ وقار و دوری از کارهای سبک

حیا، ویژگی ارزشمندی که مانع رفتارهای سبک می‌شود

یکی از ارکان، حیاء است؛ حیاء باشد در کار. حیاء یعنی چه؟ یعنی آن حالتی که آدم را از کارهای پست، پایین و سبک، از همه‌ی این‌ها دور می‌کند. آدم باحیاء معلوم است به چه کسی می‌گویند. خجالتی نه؛ خجالتی نقص است برای یک انسان و در دین خجالتی بودن نقص است، حیاء خوب است. حیاء ممکن است یک جاهایی به کار آید؛ آدم باحیاست، ولی در انجام وظیفه‌ی شرعی‌اش هیچ خجالت هم نمی‌کشد؛ چون وظیفه‌ی شرعی اوست و باید انجامش بدهد. حیاء یعنی یک حالتی که آدم کارهای سبک انجام نمی‌دهد، حرف‌های سبک نمی‌زند و رفتارهای سبک در او نیست. خودش را جمع می‌کند از این چیزهای سبک، پست و پایین، نه خجالتی؛ این هم حیاء.

۹. ملاک اصلی اخلاق؛ رفتار انسان در داخل خانه است

خوش‌اخلاقی بیرون از خانه هنر نیست، ملاک داخل خانه است

هنر و ملاک اخلاق، داخل خانه است. خیلی‌ها هستند بیرون خوش‌اخلاق‌اند، اما داخل خانه [بداخلاقند]؛ چون داخل خانه آنجا دیگر یک اتفاقاتی افتاده و دیگر آدم راحت است و هرجور می‌خواهد هست. لذا ملاک را گذاشته‌اند در داخل خانه؛ آنجا چه خبر است؟ آن‌ها، اهل و عیال من که امانت خدایند در دست من، نسبت به من چه قضاوتی دارند؟ می‌گویند این خوش‌اخلاق بود یا بداخلاق بود؟ این چه‌جور آدمی بود؟ آن‌وقت عذاب قبر و مسائل سخت حساب‌رسی قیامت دارد، آن چیزی که نسبت به اهل و عیال هست. این حسن خلق فرد، همه‌ی افراد را دربرمی‌گیرد؛ هم بیرون از خانه، هم درون خانه، هم رفیقش و هم غیر رفیقش.

۱۰. بالاترین اعمال در قیامت؛ واجبات و حسن خلق

پس از انجام فرائض، هیچ عملی محبوب‌تر از حسن خلق نیست

در قیامت بهترین عملی که مؤمن می‌تواند با خودش داشته باشد، واجباتش و فرائضش است؛ اینکه هیچی از واجباتش را ترک نکرده باشد، تدارک کرده باشد و مسئله‌ی واجباتش را درست کرده باشد. این بزرگترین چیزی است که در قیامت به درد آدم می‌خورد، همان تقواست؛ هیچی به اندازه‌ی تقوا در قیامت به درد آدم نمی‌خورد، هیچ چی! بعد از آن، حضرت می‌فرماید: حسن خلق آدم. منتها هرچه این دایره‌ی حسن خلق آدم شمولش بیشتر باشد و هرچه خیر آدم در حسن خلقش بیشتر به آدم‌ها برسد؛ یعنی حسن خلق فرد، همه‌ی افراد را دربربگیرد؛ هم بیرون از خانه، هم درون خانه، هم رفیقش و هم غیر رفیقش. به همه، خیرِ خُلق عظیمش برسد.

فهرست

1️⃣ مفهوم «معالی‌الاخلاق» و کرامت بنی‌آدم

◽️ معنای لغوی معالی و نجات انسان از پستی

◽️ کرامت عقلانی انسان و خطر سقوط تدریجی

2️⃣ وسعت وجودی اخلاق و محاسن آن

◽️ ظرفیت‌سازی اخلاق برای گسترش صبر در مصائب

◽️ پیامدهای نزول رتبه و ابتلا به خلقیات بد

3️⃣ اخلاق؛ یکی از سه پایه‌ اصلی دین‌داری

◽️ تلازم و پیوستگی اعتقادات، اعمال و اخلاق

◽️ تمثیل سه پایه و آسیب‌شناسی دین‌داریِ بدون اخلاق

4️⃣ جایگاه اخلاق در فلسفه بعثت و سیره‌ی بزرگان

◽️ اتمام مکارم اخلاق؛ هدف غایی بعثت پیامبر اکرم (ص)

◽️ مرز بی‌انتهای صبر و تجلی خلق عظیم در سیره‌ی علامه طباطبایی

5️⃣ رذیلت دروغ و ارکان کمال ایمان

◽️ دروغ؛ کلید و ریشه‌ی تمام گناهان و خطاهای انسانی

◽️ ارکان چهارگانه‌ی کمال ایمان (صدق، اداء امانت، حیا و حسن خلق)

6️⃣ ملاک‌های اصیل سنجش اخلاق در خانواده و جامعه

◽️ داخل خانه؛ شاقول و ملاک اصلی خوش‌اخلاقی انسان

◽️ دایره‌ی شمول حسن خلق نسبت به اهل عیال و عموم جامعه

7️⃣ محبوب‌ترین اعمال در پیشگاه الهی

◽️ تقوا و فرائض؛ بزرگ‌ترین توشه‌ی انسان در قیامت

◽️ حسن خلق؛ برترین عملِ پس از واجبات در محشر

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

حسن خلق در کلام امام سجاد علیه السلام

موضوع: صوت کامل سخنرانی