عبرت تاریخ
صوت کامل سخنرانی
1405/02/20
پست

🔰 تشبیه دوران بدو حکومت امیرالمؤمنین به دوران جاهلیت
🍁 انحطاط و حرکت قهقرایی جامعه اسلامی در دوران خلفاء سه‌گانه
💡 تاریخ، جای عبرت گرفتن از گذشته است
🔅 متقین، حتما "عبرت‌گیر" هستند
❗️ مومنی که دو بار از یک سوراخ گزیده شود، در ایمانش اشکال هست!
💎 متقین به جای اینکه با دیگران بجنگند و آنان را محکوم کنند، تلاش می‌کنند خودشان آن اشکال را نداشته‌باشند
⛔️ اشکال تربیتی والدین، معلمان، اطرافیان را تکرار نکن!
🌆 عامل تکرار تجربه‌های تلخ گذشته، "حبّ دنیا" است!
⚠️ "متقین" حتی در فضای مبهم و غبارآلود هم بی‌گدار به آب نمی‌زنند و "احتیاط" می‌کنند!
🚨 "شبهه" در ذهن مردم روی "لقمه" رفته درحالیمه تنها چیزی که شاملش نمی‌شود ‌"لقمه" است!
📝 قاعده لقمه : «كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلاَلٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ...»
🔥 عدم توجه به تجربه‌های تلخ گذشته، عمر یک ملت را به باد می‌دهد!
💵 "ضعف اوضاع اقتصادی"؛ از عوامل اصلی آسیب‌های فرهنگی و افزایش بزهکاری
📥 تأثیر جدی انتخاب مردم در انتخابات در تمامی مسائل کشور
‼️ انتخاب غلط گاهی باعث می‌شود جایی‌که باید بجنگیم، نجنگیم!
🔗 دین، اقتصاد، مسکن و سفره مردم به انتخابات گره خورده است
🥀 مشکلات ناشی از "انتخاب غلط در انتخابات"، با "دعا" برطرف نمی‌شود و خداوند "اجابت" نمی‌کند!
🔖 "تقوا"؛ تنها نسخه ریشه‌دار اصلاح جامعه و تقابل با تهاجم فرهنگی دشمن

🕌 مسجد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
🗓 ۲۰ فروردین ۱۴۰۵

شرح نهج البلاغه

عبرت تاریخ

🔰 تشبیه دوران بدو حکومت امیرالمؤمنین به دوران جاهلیت
🍁 انحطاط و حرکت قهقرایی جامعه اسلامی در دوران خلفاء سه‌گانه
💡 تاریخ، جای عبرت گرفتن از گذشته است
🔅 متقین، حتما "عبرت‌گیر" هستند
❗️ مومنی که دو بار از یک سوراخ گزیده شود، در ایمانش اشکال هست!
💎 متقین به جای اینکه با دیگران بجنگند و آنان را محکوم کنند، تلاش می‌کنند خودشان آن اشکال را نداشته‌باشند
⛔️ اشکال تربیتی والدین، معلمان، اطرافیان را تکرار نکن!
🌆 عامل تکرار تجربه‌های تلخ گذشته، "حبّ دنیا" است!
⚠️ "متقین" حتی در فضای مبهم و غبارآلود هم بی‌گدار به آب نمی‌زنند و "احتیاط" می‌کنند!
🚨 "شبهه" در ذهن مردم روی "لقمه" رفته درحالیمه تنها چیزی که شاملش نمی‌شود ‌"لقمه" است!
📝 قاعده لقمه : «كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلاَلٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ...»
🔥 عدم توجه به تجربه‌های تلخ گذشته، عمر یک ملت را به باد می‌دهد!
💵 "ضعف اوضاع اقتصادی"؛ از عوامل اصلی آسیب‌های فرهنگی و افزایش بزهکاری
📥 تأثیر جدی انتخاب مردم در انتخابات در تمامی مسائل کشور
‼️ انتخاب غلط گاهی باعث می‌شود جایی‌که باید بجنگیم، نجنگیم!
🔗 دین، اقتصاد، مسکن و سفره مردم به انتخابات گره خورده است
🥀 مشکلات ناشی از "انتخاب غلط در انتخابات"، با "دعا" برطرف نمی‌شود و خداوند "اجابت" نمی‌کند!
🔖 "تقوا"؛ تنها نسخه ریشه‌دار اصلاح جامعه و تقابل با تهاجم فرهنگی دشمن

🕌 مسجد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
🗓 ۲۰ فروردین ۱۴۰۵

متن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ.

[صداى صلوات حاضرين: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ]

وَ عَلَى آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمُنْتَجَبِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ.

تشبیه دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع) به زمان بعثت

صحبت درباره‌ی این خطبه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بود. مسئله‌ی مهمی را در ابتدای رسیدن به حکومت بیان فرمودند و دوران حکومت و شروع حکومتشان را، و شرایطی را که در آن قرار داده شده بودند، به دوران بعثت پیغمبر اکرم تشبیه کردند.

در آن زمان، جاهلیت مردم را فرا گرفته بود. بعثت انبیا، به‌خصوص بعثت پیغمبر اکرم، مسئله‌ای است برای رفع آن جاهلیتی که جامعه را در بر می‌گیرد. در دورانی هم که خلفای سه‌گانه حکومت می‌کردند — که قضایای آن خیلی مفصل است — همین اتفاق افتاده بود؛ یعنی دوباره جامعه‌ی اسلامی به قهقرا برگشت و آن جاهلیت دوباره همه را در بر گرفت. هم حکومت که حکومت اسلامی بود، دچار شرایط و ویژگی‌های حکومت جاهلی شده بود و هم مردم، به عنوان مردمِ جامعه‌ی اسلامی، دچار وضعیت جاهلیت شده بودند. البته این یک بحث مفصلی می‌طلبد که باز در شرایط دیگری ان‌شاءالله عرض خواهد شد.

ایشان شرایطی را که آن وقت حاکم بود، به زمان بعثت پیغمبر اکرم تشبیه کردند؛ که آن شرایطی که آنجا بود، الان هم هست. الانی که منِ علی به حکومت رسیده‌ام، عین بعثت خاتم‌الانبیاء می‌ماند؛ در چنین شرایطی من به حکومت رسیده‌ام. امامت من و حکومت من، شرایطش مثل شرایط بعثت پیغمبر اکرم هست.

در چه شرایطی پیغمبر اکرم مبعوث شد؟ مردم دچار چه گرفتاری‌هایی بودند؟ خود ایشان مفصل در نهج‌البلاغه توضیح می‌دهند که حالا ان‌شاءالله وقتی رسیدیم، عرض می‌کنیم. اما شرایط، الان هم به نحو دیگری حاکم است؛ شرایط همان هست. علی که به حکومت می‌رسد، مثل پیغمبر اکرم است که به بعثت می‌رسد؛ همان شرایط هست و اتفاقاتی خواهد افتاد به همان نحو.

اهمیت تقوا و لزوم عبرت‌گیری از تاریخ

آن چیزی که ابتدا به عنوان زمینه مطرح کردند، این بود که شما برگردید آن شرایط را مطالعه کنید؛ ببینید چه اتفاق‌هایی افتاد، چه شرایطی حاکم شد، چه عبرت‌هایی پیش آمد و چه حوادث عبرت‌انگیزی به وجود آمد. شما اگر ادعای تقوا دارید، تقوا آدم را به این سمت می‌کشاند که از حوادث عبرت بگیرد. حوادث تاریخ و شرایط و اوضاع زمان، قابل تکرار هست و از جهاتی تشابه دارد. آن مشابهت ایجاب می‌کند که انسان مطالعه کند، ببیند و عبرت بگیرد تا دوباره دچار آن گرفتاری‌های قبلی نشود.

لذا ایشان اولین خطبه‌ای را که بعد از حکومت بیان فرمودند، این خطبه بود: که من هر چه الان به شما می‌گویم، ضمانتش را به عهده می‌گیرم؛ صحتش را و درستیش را به عهده می‌گیرم و بیان می‌کنم.

چه چیزی را بیان می‌کنند؟ این نکته‌ی مهم را که فرمودند: «إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ، حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ». این جمله در خودش یک چیزی را به صورت مستتر و در لفافه دارد و آن این است: که اگر کسی تقوا داشته باشد، لابد از این است که عبرت‌گیر و عبرت‌پذیر باشد؛ آدم با‌تقوا از ویژگی‌هایش این است و این‌ها با هم ملازمت دارند.

مؤمنی که از یک سوراخ دو بار گزیده می‌شود، در ایمانش اشکال دارد. با‌تقوا یعنی کسی که کارهایش را، فکرش را، اعتقادش را و تصمیمش را مطابق آن‌چه که خدا خواسته، تنظیم می‌کند. آن چیزی را که خدا تنظیم و تعیین کرده، دیگر گزیده شدن در آن نیست؛ گزیده شدن در آن وجود ندارد. حالا اگر کسی از یک جا گزیده شد و بعد دوباره گزیده می‌شود، این آدم در ایمانش، در یک حد قوی‌تر باید شک کند. در تقوایش باید در یک حد قوی‌تر و مهم‌تری شک کند؛ ببیند کجا مشکل دارند که دچار این مشکل شده‌اند و یک تجربه‌ای را، یک تجربه‌ی تلخی را دوباره تکرار کرده‌اند. این تجربه‌ی تلخ در هر چیزی هم می‌تواند باشد.

لذا می‌فرمایند شما اگر تقوا دارید، عبرت بگیرید؛ از گرفتاری‌های گذشته عبرت بگیرید و ببینید گذشته چه به سرتان آمد. حالا این‌ها هم در زندگی فردی است، هم در زندگی اجتماعی و سیاسی؛ فرقی نمی‌کند. این که ما مرتب روی این مسئله تاکید می‌کنیم، به خاطر این است که وقتی انسان ذهنش به سمت مسائل فردی می‌رود، از مسائل عمومی و سیاسی غافل می‌شود و وقتی به سمت مسائل سیاسی می‌رود، از فردی غافل می‌شود؛ در حالی که این یک امر همه‌جانبه است.

انسان باید درست فکر کند و ببینم در زندگی فردی‌اش، در گذشته، خودش یا اطرافیانش یا کسانی که می‌شناسد، از چه سوراخ‌هایی گزیده شده‌اند و چه مشکلاتی برایشان ایجاد شد در اثر کوتاهی‌ها و در اثر تقصیرها. این «مثُلات» که اینجا می‌فرمایند، یعنی همین مشکلات؛ گرفتاری‌هایی که در اثر تقصیرات انسان و کوتاهی انسان برایش حاصل شده است.

ریشه‌یابی مشکلات و پرهیز از فرافکنی

شما برگردید زندگیتان را از گذشته مرور کنید. ببینید در زندگی که انسان داشته، در گذشته چه جاهایی به خاطر تقصیر خودش یا تقصیر افراد، دچار گرفتاری شد؟ در تربیتش، در زندگی مادی‌اش، در تصمیمات اقتصادی که گرفت، در روابطی که داشت، در ارتباط‌هایی که با افراد داشت، حرف‌هایی که گاهی زد، موضع‌گیری‌هایی که گاهی کرد؛ خلاصه همه‌ی این‌ها را مرور کند ببیند کجاهای زندگی‌اش لغزیده، یا دور‌و‌بریاش لغزیده‌اند. مثلاً نگاه می‌کند می‌بیند من در فلان قسمت تربیتم این مشکل را داشتم؛ این مشکل تربیتی من برمی‌گردد به فلان ایرادی که ممکن است معلمم، استادم، یا پدر و مادرم در تربیت داشتند. آدم با‌تقوا زود حواشش را به این می‌برد که این ایراد را دیگر خودش نداشته باشد.

بقیه شروع می‌کنند بقیه را محکوم می‌کنند؛ در دلش و در ذهنش همیشه با همه دارد می‌جنگد. می‌گوید: این مشکل من به خاطر فلانی بود، این مشکل من هم به خاطر فلانی بود، این مشکلم به خاطر بابام بود، این مشکلم به خاطر مادرم بود، این مشکل به خاطر رفیقم بود، این مشکلم به خاطر همسرم بود؛ همه‌اش مشکلات از جانب این و آن است. این با تقوا جور درنمی‌آید. آدم با‌تقوا ذهنش را از این حرف‌ها پاک می‌کند؛ می‌برد روی خودش و می‌نشیند مطالعه می‌کند. می‌گوید: حالا یک جاهایی هم بالاخره یا خودم مقصر بودم یا نبودم و یکی دیگر مقصر بود، خب حالا این تقصیر او را من دوباره تکرار نکنم. اگر پدرم در تربیت من کوتاهی داشت یا اشکالی در روش تربیتی‌اش بود، این را من دیگر نسبت به فرزندم مرتکب نشوم؛ درستش را بروم یاد بگیرم و دوباره مرتکب نشوم. همین؛ نه اینکه بنشیند پدرش را مؤاخذه کند، این غلط است. خیلی هم به پدرت بدهکاری، اما بنشین این راه غلط را اینجا خودت قطع کن.

یا مثلاً رفته در کاری و معامله‌ای، اعتماد کرده و چوبش را هم خورده است و یک سرمایه‌ای از دستش رفته است. همین طور آمد دید این رفته فلان جا سرمایه‌گذاری کرده، آن هم رفته، آن هم رفته، آن هم رفته؛ همه رفته‌اند فلان جا سرمایه‌گذاری کرده‌اند و پولشان را داده‌اند، بعد هم به ناکجا‌آباد ختم شد و گرفتار شدند، ورشکست شدند و مشکلات پیش آمد. خب این عبرت است دیگر؛ دیگر دوباره فردا تکرارش نکن. می‌گوید آدم با‌تقوا این عبرت‌ها را تکرار نمی‌کند.

چه چیزی باعث می‌شود دوباره عبرت تکرار شود؟ بی‌تقوایی. چه چیزی؟ حبّ دنیا. باز می‌گوید: نه، این راه را من می‌دانم، خوب است. بابا! تو دیروز شبیه این راه را رفتی و سرمایه‌ات به باد رفت! دوباره داری به چه چیزی اعتماد می‌کنی و سرمایه را داری به باد می‌دهی؟ یک بار به باد رفت طوری نیست، می‌گوید: اقلاً تجربه‌اش را کردم و عقلم پخته‌تر شد؛ اما چرا دوباره تکرار می‌کنی؟ سه باره تکرار می‌کنی؟ این جمله همین‌ها را می‌فرماید.

در درسم، در زندگی‌ام، در معنویتم، در مادیاتم، در همه چیز زندگی فردی و شخصی‌ام، خیلی جاها ما خودمان یا اطرافیانمان دیده‌ایم دچار گرفتاری‌هایی شده‌اند، در چاله چوله‌هایی افتاده‌اند یا در چاه‌هایی سقوط کرده‌اند؛ این‌ها را باید عبرت بگیرد آدم.

دوری از شبهات و مشتبهات در زندگی

«حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ». می‌فرماید آدم با‌تقوا نه تنها از واضحات و گرفتاری‌های آن عبرت می‌گیرد، بلکه در مشتبهات و مشکوکات و مبهمات هم دست‌و‌پایش را جمع می‌کند.

شما که دیروز دیدی خودت یا اطرافیانت از کجا گرفتار شدند، چرا دوباره می‌روی در کاری که مشکوک و مبهم است و معلوم نیست چیست؟ گره خورده به اقتصاد مملکت، اقتصاد هم اوضاعش خوب نیست، دوباره می‌روی آنجا سرمایه‌گذاری می‌کنی؟ چرا دوباره می‌روی تکرار می‌کنی؟ مشتبهات را هم باید کشید کنار. «حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنِ التَّقَحُّمِ فِی الشُّبُهَاتِ». در جایی که حتی برایش مبهم است و معلوم نیست چه می‌شود، جلو نمی‌رود.

این همان است که عرض شد؛ روایاتی که می‌فرمایند از شبهات [پرهیز کنید]. شبهات در مسائل مختلف زندگی مطرح است، اما حالا متأسفانه بحث شبهه همه‌اش رفته روی لقمه؛ یعنی در همه چیز می‌تواند صادق باشد الا لقمه، اما رفته روی لقمه! این شبهات مسئله‌اش خیلی عظیم، بزرگ و مهم است و تنها جایی را که شامل نمی‌شود، همان لقمه است! اما رفته روی لقمه و ذهنمان از بقیه‌ی جاها دور شده است. شما هر تصمیمی می‌گیرید، هر کاری می‌خواهید انجام دهید در زندگی فردی‌تان، آن‌هایی را که براتون مبهم هم هست، مشکوک هم هست، نروید طرفش. حلالٌ بیّن، حرامٌ بیّن؛ این واضحه غلط است، این واضحه درست است، یک چیزهایی مبهم است. نه لقمه؛ لقمه را که حضرت فرمود حلال است «حتی تعلم انه حرام». لقمه نیست که؛ این مسائلی است در اعتقادیات، در مسائل مهم زندگی، مادی، معنوی، هر چه. در همه‌ی این‌ها، آن جاهایی که مشکوک و مبهم است و برایت معلوم نیست، احتیاط کن. «أَخُوکَ دِینُکَ فَاحْتَطْ لِدِینِکَ». دینت را باید حفظ بکنی. این سیاسات و این مسائل همه به خاطر دین است. همه چیز به خاطر دین است؛ اگر بناست دین قربانی شود، نباید بشود. در مشکوکات و مبهمات، مسائلی پیش می‌آید.

حالا عرض کردیم، هم باید ذهنمان را ببریم در تک‌تک مسائل فردی زندگی‌مان و از عبرت‌ها عبرت بگیریم: «وَ اعْتَبِرُوا بِمَنْ عَصَاهَا». حضرت فرمود این‌هایی که ملتزم به تقوا نیستند، در زندگی‌شان کم گرفتاری ندارند؛ عبرت بگیرد از حال و روزشان. «وَ لَا یَعْبِرَنَّ بِکُمْ مَنْ عَطَاهَا». اما آدم‌های با‌تقوا، غیر از اینکه در واجبات و محرمات محکمند، در مشکوکات و مبهمات هم محتاطند. لذا خیلی کم گرفتار می‌شوند، خیلی کم. این گرفتاری‌هایی که همه می‌روند عمرشان و سرمایه‌هایشان را می‌گذارند در یک راهی که دوست دارد، پنج سال، ده سال عمرش را تلف می‌کند و برمی‌گردد خانه‌ی اولش؛ پس خیلی مبهمات و مشکوکات هست که اهل تقوا به بعضی چیزها دست نمی‌زنند و در بعضی امور ورود نمی‌کنند. نه از روی عافیت‌طلبی — آن که در دین جایی ندارد، در تقوا جایی ندارد — اما در بعضی امور ورود نمی‌کنند. این‌ها همه‌اش علت دارد، حکمت دارد؛ چرا؟ چون «حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ». نمی‌گذارد در مبهمات و مشکوکات [وارد شوی]. وقتی نمی‌دانی نرو جلو، چون می‌افتی در «هَلَکَ مَنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُ»؛ آن وقت نابود می‌شوی. نابود شدنت را دیگر نمی‌توانی جمعش کنی؛ حالا بیایی بگویی: اِ! نمی‌دانستم، حواسم نبود، به فلانی تکیه کردم، نمی‌دانم چیکار کردم. خب باشه، این‌ها که دیگر این سرمایه‌ی به باد رفته را برنمی‌گرداند، این‌ها که درست نمی‌شود. تهش آدم بتواند دل خودش را آرام کند، ولی این‌ها که برنمی‌گردد.

خب این مسائل فردی، تک‌تکش را مطالعه کنیم. نوار زندگی‌مان را برگردانیم عقب، خودمان و اطرافیانمان را مطالعه کنیم؛ نه از جهت اینکه شیطان کمکمان کند و یکی‌یکی از آن دم بگوییم بابام مقصر بود، مادرم مقصر بود، همسرم مقصر بود، معلمم مقصر بود، حکومت مقصر بود، کی مقصر بود؟ نه، مقصریابی این‌طوری نه، این هم راهزن شیطان است. از راهزنی‌های شیطان همین است که یک بار هم که آدم می‌خواهد برگردد گذشته‌اش را مطالعه کند، همه‌اش در افراد گیر می‌کند و گرفتار می‌شود. می‌گوید: نه، نه، نه! برگرد عقب مطالعه کن خودت را، و آن نقاطی را که برای خودت ممکن است پیش بیاید، که از یک سوراخ دیگر دو بار گزیده نشوی.

تأثیرگذاری عمیق انتخاب‌ها در سرنوشت جامعه

این مسائل فردی بود، باز مسائل عمومی هم هست. مسائل عمومی که می‌گوییم، دیگر سیاسی و اجتماعی و هر چه [را شامل می‌شود]. از همه‌ی کارها و نسخه‌ها و برنامه‌ها و تصمیمات و اتفاقاتی که پیش می‌آید، مشابهش را داشته‌ایم قبلاً و احتیاج دیگر به تجربه نیست. این تجربه‌ها یک عمر است؛ یک عمر یک مملکت را به باد می‌دهد، یک عمرِ نود میلیون آدم را به باد می‌دهد. چقدر آسیب‌های اخلاقی دارد؛ این خسارت‌های بزرگی که ما در این سال‌ها می‌دیدیم. آسیب‌های دینی دارد، آسیب‌های مادی دارد، آسیب‌های همه چیز دارد. یعنی وقتی این خسارت‌ها پیش می‌آید در صحنه‌ی عمومی و اجتماعی جامعه، همه چیز جامعه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد؛ دین جامعه به باد می‌رود، بزهکاری زیاد می‌شود، مفاسد زیاد می‌شود. از علت‌های اصلی بروز ناهنجاری‌ها در جامعه و گسترشش و عمیق شدنش، مسائل اقتصادی است که گره خورده با مسائل خاصی که ما بعضاً تجربه کردیم و خب حالا دیگر نیاز به شرح و بسطش هم نیست.

پس این جمله‌ی بسیار حکیمانه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، جا دارد آدم زیاد رویش، زیاد تکرارش کند، زیاد مرور کند و زیاد مصداق‌یابی کند در زندگی‌اش؛ در هر قسمت و بعدی از زندگی‌اش ببیند چیست که دیگر تکرار نشود. دیگر من اتفاق غلط گذشته را تکرار نکنم؛ نسبت به همسرم، نسبت به فرزندانم، نسبت به اطرافیانم، و نسبت به تصمیمات عمومی که در جامعه هست.

ما جامعه‌مان مبتلا می‌شود به مسئله‌ی مهمی مثل انتخابات. خب، گاهی یک چیزی رو شاید واضح نیست، معلوم نیست و نیاز به تجربه هست در جامعه. خب تجربه می‌کنند، تجربه کردیم، باز می‌کنیم، باز می‌کنیم، باز می‌کنیم، تجربه می‌کنیم. می‌بینیم چقدر یک انتخاب در همه چیز کشور و مملکت تأثیر دارد؛ همه چیز، از مسائل دینی گرفته، مسائل مادی، اقتصادی، سفره‌مان، مسکنمان، سیاست داخلی‌مان، سیاست خارجی‌مان، جنگمان، صلحمان، مذاکره‌مان، آتش‌بستمان، همه چیزمان در یک انتخاب تأثیر دارد. وقتی یک انتخابی صورت بگیرد، دیگر فردا هر شرایطی پیش بیاید، آن انتخاب است که تأثیر جدی و اساسی دارد در جامعه؛ آن تعیین می‌کند ما الان چطوری بجنگیم، اصلاً بجنگیم یا نجنگیم. آن انتخاب تأثیر دارد. ممکن است آنجایی که جایش است بجنگیم، نگذارد بجنگیم؛ صلح و آتش‌بس داشته باشیم یا نداشته باشیم، ممکن است آنجایی که جایش نیست تحمیل کند. انتخاب می‌شود؛ ممکن است آنجایی که جایش هست نگذارد، هر چیزی ممکن است.

مسکن است، سفره‌ی مردم است، همه چیز است. این را باید همیشه به آن توجه کنیم، وگرنه جامعه‌ای و ملتی که از یک سوراخ چند بار گزیده می‌شود، دیگر در این جهت رها می‌شود و واگذار می‌شود به خودش. آن‌چه که از عواقب یک انتخاب و انتخاب‌ها به سر یک کشور می‌آید، دیگر هیچ دعایی هم نمی‌تواند برطرفش کند. نمی‌شود، هیچ چیزی نمی‌شود؛ به حسب خود همان روایاتی که فرمودند، که آنجایی که شما باید چشمتان را باز کنید، چند دو تا چشم دیگر هم قرض بگیرید، چهار چشمی نگاه کنید و دقت کنید و نکنید، دیگر هر اتفاقی که پیش بیاید خودتی و خودت. حالا هر چه دست به دعا بلند کند آدم بگوید خدایا تو درستش کن؛ خدای متعال هم می‌گوید خب من راهش را بهت نشون دادم، راهش نرفتی خودت خراب کردی، من درستش کنم؟ نمی‌کند. لذا می‌شود «مَنْ لَا تُسْتَجَابُ دَعْوَتُهُ»؛ می‌شویم جزو آن‌هایی که هر چه دعا می‌کند، ندا می‌کند، حرف می‌زند با خدا، خدا اجابتش نمی‌کند. می‌گوید آنجا من راه بهت نشان دادم، عبرت بگیر.

«إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ». این همان از یک سوراخ دو بار گزیده نشدن است. کسی که رفت افتاد در چاله، کسی که از یک سوراخی دو بار گزیده شد، این «ان من صرح له العبر» یعنی همین. از یک سوراخ وقتی یک بار گزیده شدی، «حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ»؛ تقوا نگه‌اش می‌دارد. «حجزته التقوی»، نمی‌گوید «عن تقحّم» دوباره یک چنین چیزی، «عن تقحم الشبهات». واضحات که هیچی؛ آنجایی که دیگر واضح است، دیگر چه جور نشان بدهد که غلط است این کار، این تصمیم، چون تجربه‌اش را کرده‌ای. تجربه‌اش را وقتی کرده‌ای واضحه، بیّن الغیّ است. آن غلط بودنش واضح است، دیگر نیاز به دلیل ندارد، برهان نمی‌خواهد، دلیل نمی‌خواهد؛ شما تجربه کردی، دیدی طرف مقابلت هیچ چی سرش نمی‌شود. این که بیّن الغیّ است و غلط بودنش واضح است، این که بماند؛ در مشتبه هم که نمی‌دانی صحنه چه جوری است و این‌ها، حواست باید جمع باشد. «حَجَزَ» یعنی «مَنَعَ»، تقوا منعش می‌کند، نگه‌اش می‌دارد. «حَجَزَتْهُ التَّقْوَى». تقوا این‌قدر مهم است، این‌قدر.

تقوا؛ تنها نسخه‌ی اصلاح فرد و جامعه

این که خدای متعال این‌قدر از تقوا حرف می‌زند در قرآن، پیغمبر اکرم، امیرالمؤمنین و اولیاء الهی، و آن‌هایی که این مسئله باورشون شده — نه آن‌هایی که این مسئله لقلقه‌ی زبانشان است و یک گوشه‌ای جایش می‌دهند — چون می‌دانند تنها نسخه‌ای که جامعه را درست می‌کند، فرد را درست می‌کند، همه چیو درست می‌کند، همین است. هیچ چی دیگه‌ای هم جواب نمی‌دهد. یعنی هر کاری وقتی می‌خواهد انجام شود در جامعه، فرهنگی، فلان؛ مخصوصاً مسائل فرهنگی، این وقتی این چارچوب تقوا به آن حاکم نباشد، هیچ نتیجه‌ای نمی‌دهد. یک نتیجه‌های احساسی موقت می‌دهد ها، ولی نتیجه نمی‌دهد. ما هر چه باید بتوانیم تقوا را در جامعه پیاده کنیم. ما تهاجم فرهنگی دشمن را، وقتی می‌توانیم جلویش را بگیریم که تقوا را بیشتر پیاده کنیم. مشکلات عمومی‌مان را، اقتصادی‌مان را وقتی می‌توانیم جلویش را خوب بگیریم و حلش کنیم، با تقوا [ممکن] است.

الان می‌گویند صرفه‌جویی؛ آدم با‌تقوا هیچ وقت نیازی به توصیه به صرفه‌جویی ندارد، صرفه‌جو هست. آدم با‌تقوا هیچ وقت نیاز به دوربین پلیس ندارد، خودش پلیس درونی دارد. اما آدم رها و آزاد، بر هوای نفسش و مدار هوای نفسش می‌چرخد. اگر آدم‌ها با‌تقوا بودند، اگر یک جامعه‌ای همه با‌تقوا بودند، هیچ پلیس نمی‌خواست، دوربین نمی‌خواست، دادگستری نمی‌خواست؛ این‌ها احتیاجش خیلی کم و ناچیز بود. این‌ها نیست، این مال اونیه که نمی‌خواهد تقوا داشته باشد، باید شلاق بالا سرش نگه داری، باید جریمه بگذاری، دوربین بگذاری. آدم با‌تقوا احتیاج ندارد به این چیزها، بهش بگی صرفه‌جویی کن. مگه مرحوم امام نبود نقل می‌کنند از یک اتاق می‌خواست بیاید بیرون لامپ خاموش می‌کرد؟ این لیوان آبش وقتی یک مقدارش خورده شده بود و نصفش مانده بود، رویش دستمال می‌گذاشت، بعد استفاده می‌کرد. چیزی‌اش نمی‌بینیم که، چون تقوا نیست.

اگر تقوا باشد، نه در واضحات، که در مشتبهات هم آدم همین‌جور است؛ احتیاط دارد در حرف زدنش، در کارهایش. صرفه‌جو است، تبذیر ندارد، ریخت‌و‌پاش ندارد. روی مال مردم حساس است؛ ما در خانه‌ی مستأجری نشسته‌ایم، اجازه ندارم هر کاری را با این خانه انجام بدهم، هر بلایی را سر این خانه خواستم دربیارم. حق‌الناس در نظر آدم عظیم است؛ این‌ها جواب دارد فردا، باید جواب بدهی، مو را از ماست می‌کشند، در حق‌الناس مخصوصاً. نمی‌ارزد آدم خودش را به خاطر این چیزها معطل کند.

«حجزته التقوی» از چه چیزی؟ از نه فقط واضحات — آن چیزهای غلطی که واضحه غلط بودنش — بلکه در مشتبهات و مشکوکات و مبهمات حفظ می‌کند خودش را، زود حرف نمی‌زند، می‌گذارد ببیند یا آن کسی که باید حرف بزند، بزند من ازش تبعیت کنم، «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ»، یا اگر بناست من حرف بزنم، خب یک مقدار صبر کنم، یک مقدار صبر کنم گرد‌و‌غبار بنشیند، فضا واضح شود، بعد حرف بزنم. چیزی را که مطمئن نیست نمی‌گوید، چیزی را که مطمئن نیست، همین عدم اطمینانش را به زبان می‌آورد که مطمئن نیستم؛ این‌ها گفته شده است. این مسئله مهم است.

بعد دوباره در ادامه که ایشان اشاره می‌کنند شرایط الانتان مثل شرایط بعثت است، باز دوباره برمی‌گردند به تقوا؛ که دوباره اگر بخواهید بدانید چجوری جامعه حفظ می‌شود و می‌شود اصلاحش کرد، وقتی منِ علی بخواهم در حکومت بمانم، باز دوباره آن مستمسک و آن وسیله‌ی مهمی که به درد می‌خورد، تقواست. ان‌شاءالله خدا به همه‌مون توفیق مرحمت کند، این توفیق بزرگ را بدهد که این کلام الهی را و این کلام علوی را ان‌شاءالله باور کنیم و بتوانیم در زندگی‌مان به نحو صحیح پیاده بکنیم.

دعای پایانی

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.

در این صراط ثابت‌قدم بدار.

در این صراط بمیران.

ارواح طیبه‌ی علما، شهدا، حق‌داران، پدران، مادران، علمای ربانی، شهدا، امام شهدا، امام بزرگوارمان، امام شهیدمان، همه را غریق رحمت بفرما.

مشکلات این مملکت حل بفرما.

اسباب حل این مشکلات فراهم بفرما.

امر فرج امام عصر تعجیل بفرما.

ما را از اعوان و انصارشان قرار بده.

خدمتگزاران به این مردم در هر لباس و موقعیتی، مخصوصاً مقام معظم رهبری محافظت بفرما.

عاقبت ما، امر ما ختم به خیر بفرما.

بِالنَّبِیِّ وَ آلِهِ.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

گزیده

۱. تقوا؛ مانع سقوط در شبهات و تکرار خطاهای گذشته

«إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ، حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ»

این جمله در خودش یک حقیقت را به صورت مستتر دارد: اگر کسی تقوا داشته باشد، لابد باید عبرت‌گیر و عبرت‌پذیر باشد؛ آدم با‌تقوا از ویژگی‌هایش این است و این‌ها با هم ملازمت دارند. مؤمنی که از یک سوراخ دو بار گزیده می‌شود، در ایمانش اشکال دارد. با‌تقوا یعنی کسی که کارهایش را، فکرش را، اعتقادش را و تصمیمش را مطابق آن‌چه که خدا خواسته، تنظیم می‌کند. آن چیزی را که خدا تنظیم و تعیین کرده، دیگر گزیده شدن در آن نیست. حالا اگر کسی از یک جا گزیده شد و بعد دوباره گزیده می‌شود، این آدم در تقوایش باید در یک حد قوی‌تر و مهم‌تری شک کند؛ ببیند کجا مشکل دارند که دچار این مشکل شده‌اند و یک تجربه‌ی تلخی را دوباره تکرار کرده‌اند.

۲. فلسفه تاریخ؛ تکرارپذیری حوادث و لزوم عبرت‌گیری

شما اگر ادعای تقوا دارید، تقوا آدم را به این سمت می‌کشاند که از حوادث عبرت بگیرد. حوادث تاریخ و شرایط و اوضاع زمان، قابل تکرار هست و از جهاتی تشابه دارد. آن مشابهت ایجاب می‌کند که انسان مطالعه کند، ببیند و عبرت بگیرد تا دوباره دچار آن گرفتاری‌های قبلی نشود. لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) اولین خطبه‌ای را که بعد از حکومت بیان فرمودند، این خطبه بود. می‌فرمایند شما اگر تقوا دارید، عبرت بگیرید؛ از گرفتاری‌های گذشته عبرت بگیرید و ببینید گذشته چه به سرتان آمد. حالا این‌ها هم در زندگی فردی است، هم در زندگی اجتماعی و سیاسی؛ فرقی نمی‌کند. انسان باید درست فکر کند و ببیند در گذشته، خودش یا اطرافیانش یا کسانی که می‌شناسد، از چه سوراخ‌هایی گزیده شده‌اند و چه مشکلاتی برایشان ایجاد شد.

۳. خودارزیابی صادقانه؛ تفاوت با‌تقوایان با اهل فرافکنی

آدم با‌تقوا ذهنش را از متهم کردن بقیه پاک می‌کند؛ می‌برد روی خودش و می‌نشیند مطالعه می‌کند. می‌گوید: حالا یک جاهایی هم بالاخره یا خودم مقصر بودم یا نبودم و یکی دیگر مقصر بود، خب حالا این تقصیر او را من دوباره تکرار نکنم. بقیه شروع می‌کنند بقیه را محکوم می‌کنند؛ در دلش و در ذهنش همیشه با همه دارد می‌جنگد. می‌گوید: این مشکل من به خاطر فلانی، بابام، مادرم، رفیقم یا همسرم بود؛ همه‌اش مشکلات از جانب این و آن است. این با تقوا جور درنمی‌آید. اگر پدرم در تربیت من کوتاهی داشت یا اشکالی در روش تربیتی‌اش بود، این را من دیگر نسبت به فرزندم مرتکب نشوم؛ درستش را بروم یاد بگیرم و دوباره مرتکب نشوم. همین؛ نه اینکه بنشیند پدرش را مؤاخذه کند، این غلط است.

۴. عبرت اقتصادی؛ پرهیز از تکرار تجربه‌های تلخ ورشکستگی

رفته در کاری و معامله‌ای، اعتماد کرده و چوبش را هم خورده است و یک سرمایه‌ای از دستش رفته است. همین طور آمد دید این رفته فلان جا سرمایه‌گذاری کرده، آن هم رفته، آن هم رفته؛ همه رفته‌اند فلان جا سرمایه‌گذاری کرده‌اند و پولشان را داده‌اند، بعد هم به ناکجا‌آباد ختم شد و گرفتار شدند، ورشکست شدند و مشکلات پیش آمد. خب این عبرت است دیگر؛ دیگر دوباره فردا تکرارش نکن. آدم با‌تقوا این عبرت‌ها را تکرار نمی‌کند. چه چیزی باعث می‌شود دوباره عبرت تکرار شود؟ بی‌تقوایی و حبّ دنیا. باز می‌گوید: نه، این راه را من می‌دانم، خوب است. بابا! تو دیروز شبیه این راه را رفتی و سرمایه‌ات به باد رفت! دوباره داری به چه چیزی اعتماد می‌کنی و سرمایه را داری به باد می‌دهی؟

۵. نگاه همه‌جانبه؛ پیوند ناگسستنی مسائل فردی، اجتماعی و سیاسی

این که ما مرتب روی این مسئله تاکید می‌کنیم، به خاطر این است که وقتی انسان ذهنش به سمت مسائل فردی می‌رود، از مسائل عمومی و سیاسی غافل می‌شود و وقتی به سمت مسائل سیاسی می‌رود، از مسائل فردی غافل می‌شود؛ در حالی که این یک امر همه‌جانبه است. از علت‌های اصلی بروز ناهنجاری‌ها در جامعه و گسترشش و عمیق شدنش، مسائل اقتصادی است که گره خورده با مسائل خاصی که ما بعضاً تجربه کردیم. وقتی این خسارت‌ها پیش می‌آید در صحنه‌ی عمومی و اجتماعی جامعه، همه چیز جامعه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد؛ دین جامعه به باد می‌رود، بزهکاری زیاد می‌شود و مفاسد زیاد می‌شود. پس این جمله‌ی بسیار حکیمانه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، جا دارد آدم زیاد رویش، زیاد تکرارش کند، زیاد مرور کند و زیاد مصداق‌یابی کند.

۶. مسئولیت انتخاب؛ تأثیر عمیق تصمیمات ما بر سرنوشت کشور

ما جامعه‌مان مبتلا می‌شود به مسئله‌ی مهمی مثل انتخابات. می‌بینیم چقدر یک انتخاب در همه چیز کشور و مملکت تأثیر دارد؛ همه چیز، از مسائل دینی گرفته، مسائل مادی، اقتصادی، سفره‌مان، مسکنمان، سیاست داخلی‌مان، سیاست خارجی‌مان، جنگمان، صلحمان، مذاکره‌مان و آتش‌بستمان، همه چیزمان در یک انتخاب تأثیر دارد. وقتی یک انتخابی صورت بگیرد، دیگر فردا هر شرایطی پیش بیاید، آن انتخاب است که تأثیر جدی و اساسی دارد در جامعه؛ آن تعیین می‌کند. مسکن است، سفره‌ی مردم است، همه چیز است. این را باید همیشه به آن توجه کنیم، وگرنه جامعه‌ای و ملتی که از یک سوراخ چند بار گزیده می‌شود، دیگر در این جهت رها می‌شود و واگذار می‌شود به خودش. آن‌چه که از عواقب انتخاب‌ها به سر یک کشور می‌آید، دیگر هیچ دعایی هم نمی‌تواند برطرفش کند.

۷. پلیس درونی؛ تقوا به عنوان تنها راهکار ریشه‌ای اصلاح جامعه

خدای متعال می‌دانند تنها نسخه‌ای که جامعه را درست می‌کند، فرد را درست می‌کند، همه چیو درست می‌کند، همین تقوا است. هیچ چی دیگه‌ای هم جواب نمی‌دهد. یعنی هر کاری وقتی می‌خواهد انجام شود در جامعه، فرهنگی، فلان؛ مخصوصاً مسائل فرهنگی، این وقتی این چارچوب تقوا به آن حاکم نباشد، هیچ نتیجه‌ای نمی‌دهد. یک نتیجه‌های احساسی موقت می‌دهد، ولی نتیجه نمی‌دهد. آدم با‌تقوا هیچ وقت نیاز به دوربین پلیس ندارد، خودش پلیس درونی دارد. اما آدم رها و آزاد، بر هوای نفسش و مدار هوای نفسش می‌چرخد. اگر آدم‌ها با‌تقوا بودند، اگر یک جامعه‌ای همه با‌تقوا بودند، هیچ پلیس نمی‌خواست، دوربین نمی‌خواست، دادگستری نمی‌خواست؛ این‌ها احتیاجش خیلی کم و ناچیز بود. آدم با‌تقوا احتیاج ندارد به این چیزا که به او بگویی صرفه‌جویی کن.

فهرست

1️⃣ تشبیه دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع) به زمان بعثت

◽️ بازگشت جامعه‌ی اسلامی به قهقرا و تجدید اوضاع جاهلیت

◽️ شباهت کامل شرایط امامت علی (ع) با دوران بعثت خاتم‌الانبیاء

2️⃣ اهمیت تقوا و لزوم عبرت‌گیری از تاریخ

◽️ حرکت با‌تقوایان به سمت مطالعه، تدبر و عبرت‌پذیری از حوادث گذشته

◽️ ملاک ایمان حقیقی و گزیده نشدنِ مؤمن از یک سوراخ

3️⃣ ریشه‌یابی صادقانه‌ی مشکلات و پرهیز از فرافکنی

◽️ بازگشت به خود، بررسی تقصیرات فردی و اصلاح خطاهای تربیتی

◽️ نقد روحیه محکوم کردن دیگران و گریز از مسئولیت‌ها

4️⃣ عبرت‌های اقتصادی در آیینه تقوا

◽️ ورشکستگی، سرمایه‌گذاری‌های کورکورانه و عواقب اعتمادهای بی‌جا

◽️ بی‌تقوایی و حبّ دنیا به عنوان ریشه‌های اصلی تکرار تجربه‌های تلخ

5️⃣ پیوند همه‌جانبه‌ی مسائل فردی، اجتماعی و سیاسی

◽️ هشدار نسبت به غفلت از مسائل عمومی به بهانه‌ی امور فردی

◽️ تحت‌الشعاع قرار گرفتن دین و اخلاق جامعه در اثر خسارت‌های اقتصادی

6️⃣ مسئولیت انتخاب و سرنوشت جامعه در انتخابات

◽️ تأثیر عمیق، جدی و اساسی انتخاب‌ها بر کل مقدرات، معیشت و سیاست کشور

◽️ رها شدنِ ملتِ عبرت‌ناپذیر به حال خود و بی‌اثر شدنِ دعاها

7️⃣ تقوا؛ تنها نسخه‌ی اصلاح ریشه‌ای فرد و جامعه

◽️ بی‌اثری نتایج احساسی و موقت در کارهای فرهنگیِ بدون تقوا

◽️ بی‌نیازیِ آدمِ با‌تقوا از دوربین پلیس، شلاق، جریمه و توصیه‌های صرفه‌جویی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

عبرت تاریخ

موضوع: صوت کامل سخنرانی