🎧"عزت" و آسیب‌شناسی آن (شرح صحيفه سجادیه)
صوت کامل سخنرانی
1404/11/20
پست

🎧"عزت" و آسیب‌شناسی آن (شرح صحيفه سجادیه)

💎 دین‌داری مردم، مانع اصلی تجزیه ایران
🇮🇷 یکپارچگی ایران اسلامی، بزرگترین مانع تحقق خاورمیانه جدید
🧪 تجمع ۲۲ دی ماه‌، پادزهر کودتای ۱۸ و ۱۹ دی
🚀 راهپیمایی و آزمایش موشکی، مشت مذاکره‌کنندگان را پر می‌کند
🌲 اراده و ایستادگی ملت‌ها، اصلی‌ترین مؤلفه قدرت آنها
🍂 دشمن را مایوس کنید!
💧 عصاره پیام تلویزیونی رهبری در ۲۰ دی ماه
✅ مؤمن باید "عزیز" باشد!
⚰️ حتی جنازه و قبر مومن هم نزد خدا آبرو دارد ! 
💵 پول، عزت و آبرو نمی‌آورد! 
✨ «ْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً ...»
🔥 ارتکاب گناهان، اسباب حقارت و ذلّت
⛔️ "تکبّر"، اصلی‌ترین "آفت عزت"
🍁"تکبّر"، چاهی جلوی پای عزت‌مندان! 
🌀 خودمان را گم نکنیم! 
🔅#امام_خمینی(ره) عزیزی که متواضع بود!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

# 95 / 🎧 دین‌داری مردم، مانع اصلی تجزیه ایران

🎧"عزت" و آسیب‌شناسی آن (شرح صحيفه سجادیه)

🎧"عزت" و آسیب‌شناسی آن (شرح صحيفه سجادیه)

💎 دین‌داری مردم، مانع اصلی تجزیه ایران
🇮🇷 یکپارچگی ایران اسلامی، بزرگترین مانع تحقق خاورمیانه جدید
🧪 تجمع ۲۲ دی ماه‌، پادزهر کودتای ۱۸ و ۱۹ دی
🚀 راهپیمایی و آزمایش موشکی، مشت مذاکره‌کنندگان را پر می‌کند
🌲 اراده و ایستادگی ملت‌ها، اصلی‌ترین مؤلفه قدرت آنها
🍂 دشمن را مایوس کنید!
💧 عصاره پیام تلویزیونی رهبری در ۲۰ دی ماه
✅ مؤمن باید "عزیز" باشد!
⚰️ حتی جنازه و قبر مومن هم نزد خدا آبرو دارد ! 
💵 پول، عزت و آبرو نمی‌آورد! 
✨ «ْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً ...»
🔥 ارتکاب گناهان، اسباب حقارت و ذلّت
⛔️ "تکبّر"، اصلی‌ترین "آفت عزت"
🍁"تکبّر"، چاهی جلوی پای عزت‌مندان! 
🌀 خودمان را گم نکنیم! 
🔅#امام_خمینی(ره) عزیزی که متواضع بود!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

متن

تحلیل بیانات مقام معظم رهبری و مسئله‌ی یکپارچگی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد [صداى صلوات حاضرين] و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

مقام معظم رهبری امروز در فرمایشات مهمی یک نکته‌ی کلیدی و اساسی فرمودند و به عنوان رهبر جامعه‌ی اسلامی، راهی را نشان دادند که باید در هر موقعیتی، وقتی ایشان آن نکته‌ی کلیدی را مطرح می‌کنند، همه توجه کنند. خطرات مهم و جدی‌ای مملکت ما را تهدید می‌کند؛ این خطرات هم دیگر متوجه حکومت و جمهوری اسلامی نیست، بلکه متوجه اصل یکپارچگی این مملکت است.

آن چیزی که این مملکت را یکپارچه نگه داشته، در اصل دیانت و تدین مردم است. آن چیزی که [دشمنان] به دنبالش هستند تا به عنوان مقصد نهایی به آن برسند، همین تجزیه و تکه‌تکه شدن این مملکت است؛ چون این امر، راه را برای آن خاورمیانه‌ی جدیدی که به مرکزیت و پایتختی اسرائیل است، فراهم می‌کند. تا زمانی که این مملکت یکپارچه است و روی پای خود ایستاده، این مسئله اتفاق نمی‌افتد. همه‌ی قدرت‌هایی که در منطقه به عنوان مقاومت شناخته می‌شوند و در مقابل این مسئله ایستاده‌اند، همگی تکیه‌گاهشان اینجا است. لذا خیلی سال است به این نتیجه رسیده‌اند که این یکپارچگی را از بین ببرند تا در نهایت، این مملکت تکه‌تکه شود. همه‌ی این فتنه‌هایی هم که به پا می‌شود، مقصد نهایی‌اش همین است؛ اینکه ایران تبدیل به ایرانستانی شود که هر تکه‌اش متعلق به یک قوم، قبیله، حکومت و قدرتی باشد؛ شبیه همان چیزی که اکنون در سوریه اتفاق افتاده و وجب‌به‌وجب آن بین عده‌ای تقسیم شده است. اینجا هم می‌خواهند همان اتفاق بیفتد.

حماسه‌ی ۲۲ دی؛ پادزهر فتنه‌ها و کودتاهای دشمن

این کودتاهایی هم که این دو روز شد—آن دو روزِ ۱۸ و ۱۹ دی که کودتاها علیه یکپارچگی این ملت و به تبع آن، برای سقوط این حکومت و تکه‌تکه شدن این مملکت رخ داد—یک کودتای برنامه‌ریزی‌شده بود. زهری بود که ریختند، اما پادزهرش همان ۲۲ دی‌ماه شد که مردم به خیابان‌ها آمدند. بعضی وقت‌ها یک اقداماتی، آثار بسیار مهمی دارد و کسانی که در عرصه‌ی سیاست هستند، این را می‌فهمند و می‌دانند که این اقدام چقدر مهم بوده است. شاید خود ما مردم که راهپیمایی می‌کنیم، متوجه نباشیم که این کار چقدر فایده داشته و چقدر مهم بوده است؛ اما آن‌هایی که دستی بر قضا دارند، در سیاست هستند و با مسائل و تهدیدات آشنایی دارند، می‌دانند که آن روز ۲۲ دی‌ماه که مردم به خیابان آمدند، چقدر اثرش مهم بود و آن خطر بزرگی را که تجزیه‌ی این مملکت بود، فعلاً خنثی کرد.

ضرورت اقتدار و دستِ پر در مذاکرات سیاسی

ولی ما به هر حال گرفتار دشمنی هستیم که خیلی جدی است، پای کار ایستاده و کوتاه هم نمی‌آید؛ این هم خاصیت دشمن است و غیر از این، از او انتظاری نیست. ما باید حواسمان جمع باشد. حالا هرچه مسئولان صلاح بدانند انجام بدهند؛ صلاح در مذاکره باشد یا هرچه هست، آن‌چه را که صلاح می‌دانند انجام بدهند، ولی در خود مذاکره هم وقتی می‌روند، باید با دست پر وارد شوند.

قدرت‌ها وقتی می‌خواهند با هم مذاکره کنند، سعی می‌کنند از قبل زمینه‌هایی فراهم کنند که با دست پر وارد شوند؛ مثلاً آزمایش موشکی می‌کنند یا مردمشان را به خیابان می‌آورند تا به پشتوانه‌ی آن زمینه‌ای که ایجاد کرده‌اند، دستشان در مذاکره پر باشد و تا می‌توانند از دشمن امتیاز بگیرند، نه اینکه مجبور باشند امتیاز بدهند. این فتنه‌ای که شد، این کودتایی که شد، دست این‌ها را یک مقدار خالی کرد؛ اما ۲۲ دی‌ماه دست این‌ها را تا حدودی پر کرد و آن دستِ خالی‌شده را مقداری پر ساخت، ولی هنوز جا دارد.

پیام کلیدی رهبری؛ اراده‌ی ملی و مأیوس کردن دشمن

اینکه مقام معظم رهبری به این شکل که امروز پیام دادند برای حضور مردم پیام بفرستند، در راهپیمایی‌ها اتفاق نمی‌افتاد. ایشان به عنوان کسی که بیشترین اشراف را بر وضعیت مملکت دارند و در دشمن‌شناسی و شناخت نقشه‌های دشمن از قدرت خیلی بزرگی برخوردارند—و خدا به ایشان عنایت خاصی کرده است—آمدند و هشدار دادند که حواستان باشد در این ۲۲ بهمن‌ماه باید حتماً شرکت شود. چرا؟ چون پای مملکت وسط است و اتحاد این ملت اهمیت دارد.

چند جمله‌ای را از بیان ایشان عرض کنم؛ فرمودند: «قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده و ایستادگی ملت‌ها ارتباط پیدا می‌کند. شما به حمدالله در قضایای مختلف ایستادگی را نشان دادید، اراده‌ی خودتان را نشان داده‌اید، باز هم نشان بدهید و دشمن را مأیوس کنید.» لب کلام ایشان و آن نقطه‌ی اصلی مطلب همین‌جاست: «تا دشمن مأیوس نشود، یک ملت در معرض آزار و اذیت قرار می‌گیرد.» دشمن همین است؛ او باید به نقطه‌ای برسد که مأیوس شود، یعنی هرچه زور می‌زند و از هر دری که وارد می‌شود، ناامید شود. اگر خدای نکرده از دری وارد شد و دید اینجا خبری نیست و می‌تواند وارد شود، قطعاً محکم‌تر وارد می‌شود.

لذا عصاره‌ی کلام ایشان و لب مطلبی که بیان کردند، همین تکه است: مأیوس کنید دشمن را. آن کاری را که در ۲۲ دی بود، در ۲۲ بهمن تکمیلش کنید؛ چرا که اگر دشمن مأیوس نشود، این اذیت و آزارها ادامه دارد. ایشان دارند هشدار می‌دهند که این‌ها ادامه خواهد داشت؛ پس باید به نقطه‌ای برسیم که مأیوس شود.

مأیوس بودن دشمن به چه چیزی بستگی دارد؟ فرمودند با اتحادشان است: «ملت متحد ولو به حساب عده و عُده و امکانات ضعیف باشد، نفس این اتحاد دشمن را عقب می‌برد. با اتحاد شماست، با انگیزه‌ی شماست، با قدرت فکر و اراده‌ی شماست، با ایستادگیِ در مقابل وسوسه‌های دشمن است.» مطلب اصلی همین‌جا است. آن جایی که ما متحد باشیم، مثل جنگ ۱۲ روزه که برخلاف پیش‌بینی دشمن، با اتحاد ملت مواجه شد، دشمن زود عقب می‌نشیند، زود درخواست آتش‌بس می‌دهد و زود پس می‌کشد؛ ولو اینکه در جهاتی دستِ برتر را هم داشته باشد. اما اگر احساس کند این ملت دو تکه، چند تکه و چند پاره شده‌اند، چنگ و دندان تیز می‌کند و امیدوار می‌شود. دست آن مذاکره‌کننده‌ها هم باید پر باشد و پر بودن آن، یکی به همین مسئله بستگی دارد. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند تا ما به وقت بتوانیم وظیفه‌مان را تشخیص دهیم و در این شرایط خاص و بحرانی، وظیفه‌مان را ان‌شاءالله بهنگام انجام دهیم. جهت سلامتی ایشان و همه‌ی خدمتگزاران به اسلام صلواتی عنایت کنید [صداى صلوات حاضرين].

شرح دعای مکارم‌الاخلاق؛ حقیقت عزت و اسباب ذلت

در دعای مکارم الاخلاق بودیم؛ امام سجاد (علیه‌السلام) یکی‌یکی فضایل اخلاقی را می‌شمارند و به آن نقطه‌ی ضعف، آفت و مشکلی که کنارش هست، اشاره می‌کنند و یاد می‌دهند. اولی‌اش روزی گسترده و وسعت رزق بود؛ فرمودند خیلی خوب چیزی است، خدایا به من بده، ولی من مثل قارون نشوم و در اثر این ثروت، دچار اشرافی‌گری، تجمل‌گرایی و طغیان نگردم. این مسئله‌ی اول بود.

مسئله‌ی دوم: «وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ‌». دعای دومی که ایشان می‌کنند و از خدا می‌خواهند، عزت است. خدایا به من عزت بده. خیلی مهم است یک انسان، یک جامعه و یک مملکت عزتمند باشند. عزت یعنی انسان در جایگاهی قرار بگیرد که به واسطه‌ی آن جایگاه، موقعیت و شرایط، از آسیب‌هایی که کسانِ خارج از آن جایگاه می‌بینند، مصون بماند؛ عزیز باشد و از چیزهایی که انسان را پست و پایین می‌آورد، دور بماند.

حضرت دعا می‌کنند و از خدا می‌خواهند: خدایا، من یک وقت ذلیل نشوم؛ اتفاقات خواسته یا ناخواسته‌ای پیش نیاید که من به ذلت بیفتم؛ حالا هر چیزی که باشد. اسباب ذلت چیست؟ یکی‌اش گناه است، یکی‌اش آن اخلاق بد است و سایر مسائلی که به نحوی عزت انسان را زیر سوال می‌برد؛ رفتاری، گفتاری، نحوه‌ی عملی یا عکس‌العملی که انسان را در نظر عموم پایین می‌آورد. اینکه خیلی وقت‌ها می‌گویند شما اگر محتاج هم هستید، دستتان را جلوی بقیه بلند نکنید و دست‌درازی نکنید، برای همین است؛ می‌گوید عزّتت را تا همین حد هم باید حفظ کنی و از راه خودش وارد شوی. اینکه می‌گویند جلوی هر کسی نباید رو انداخت و عرض حاجت کرد، یا به هر شکلی نباید عرض حاجت کرد، همه‌اش مسئله‌ی عزت است.

خدای متعال هم برای مؤمنین یک عزت خاصی فراهم کرده و اسبابش را چیده است؛ مؤمن باید عزیز باشد. از زدن حرفی که ارزش انسان را پایین می‌آورد و او را در نظر مردم سبک می‌کند، دوری کن. از رفتاری که باعث تحقیر در میان مردم می‌شود، دوری کن. از کاری که باعث می‌شود ارزش یک انسان به عنوان یک انسان در نظر آدم‌ها پایین بیاید، دوری کن؛ این خیلی مهم است. از چیزهایی که در دین سفارش کرده‌اند، همین است؛ یک مؤمن باید عزیز باشد و هیچ چیزی نباید به او بچسبد که باعث ذلتش شود. خدای متعال برای مؤمن حد و حریم قرار داده تا مخصوصاً عزتش حفظ شود. فرموده است هم خودت عزّتت را حفظ کن، هم بقیه باید عزت همدیگر را حفظ کنند. این گناهان کبیره‌ای که نسبت به مؤمن وضع شده، یک جهت عمده‌اش همین است. مؤمن به خاطر ایمانش عزیز است و پیش خدا ارزش دارد؛ نباید کاری کند، حرفی بزند یا رفتاری داشته باشد که تحقیر شود. نه خودش اسباب حقارت خودش را فراهم کند، نه بقیه حق دارند عزت او را زیر سوال ببرند.

شما ببینید این مؤمن که از دنیا هم می‌رود، خدا به جنازه‌ی این مؤمن هم عزت داده و از کارهایی که باعث تحقیر یا سبک شدنش شود، جلوگیری کرده است. با عزت، محترمانه و بدون توهین، همین جنازه باید غسل داده شود، کفن شود، نماز بر آن خوانده شود و دفن گردد. تا جایی که می‌گویند نبش قبر او هم اگر مستلزم توهین به او باشد، جایز نیست؛ یعنی هر رفتاری که حتی قبر مؤمن را مورد اهانت قرار دهد و به او توهین شود، ممنوع است. خدای متعال این‌قدر برای عزت یک مؤمن راه باز کرده، راه نشان داده و علائم مشخص کرده است که جنازه و قبر مؤمن هم که دیگر در اختیار خودش نیست، خدای متعال اینجا وارد شده و احکامی قرار داده است. وقتی به این احکام نگاه می‌کنیم، می‌بینیم این مؤمنِ از دنیا رفته، این‌قدر پیش خدا آبرو دارد که این نعش بی‌روح هم باید عزتمندانه به خاک سپرده شود و بعد هم عزتمندانه باقی بماند؛ چه رسد به زنده‌اش که چقدر مهم‌تر است.

حالا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: خدایا، مرا عزیز کن. شرایط روزگار و خودم جوری پیش نرود و خودم کاری نکنم که خودم را سبک و تحقیر کنم و در نظر بقیه بی‌آبرو سازم. آن چیزهایی هم که دست من نیست، پیش نیاید؛ بالاخره «أَعِزَّنِی». خدایا مرا عزیز کن. عزت معلوم است چیست؛ یک دعای بسیار خوب است که یاد داده‌اند. عزت هم به وسیله‌ی خدا و در دست خدا است. عزت را آدم نمی‌تواند با تکلف و به زور برای خود ایجاد کند؛ خدای متعال اسبابی قرار داده و فرموده است که از این راه‌ها باید وارد شوید. همه‌اش هم در دین بیان شده است. اصلش هم برمی‌گردد به گناهان و اخلاق بد؛ این دوتا بزرگ‌ترین عامل ذلت انسانند. یعنی هرچه که اسباب ذلت را معمولاً برای فرد مهیا می‌کند، برمی‌گردد به همین چیزها. ممکن است کسی فقیر هم باشد، اما آبرومند و عزیز باشد؛ این نیست که پول عزت بیاورد. ممکن است فقیر باشد، اما آبرومند باشد؛ همان فقیر را خدا به او یاد داده است که چه کار کند تا در عین فقر، آبرویش حفظ شود. همه را خدا به آن‌ها یاد داده است.

کبر و تکبر؛ آفت بزرگ عزتمندی

«وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ‌». این عزت یک آفتی دارد؛ آفتش را امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید کِبر و تکبر است. تکبر هم که معلوم است چیست؛ اینکه آدم یک امتیاز ویژه‌ای برای خودش نسبت به بقیه قائل باشد و یک جایگاه خاصی برای خودش در مقایسه با دیگران ببیند؛ بقیه را به حساب نیاورد و خودش را از بقیه بالاتر بداند؛ یک سر و گردن، یا چند سر و گردن بالاتر ببیند؛ حالا به هر دلیلی. پولدارتر است، خودش را بالاتر می‌داند؛ سمت و شغلی دارد، خودش را بالاتر می‌داند؛ حسب و نسبی دارد، قبیله‌ای، قوم و خویشی یا کسی را دارد، خودش را برتر می‌بیند. انواع و اقسام چیزهایی که اسباب عزت برای آدم می‌شوند—ولو عزت ظاهری و ولو این عزت دنیایی—این‌ها پیش می‌آیند، ولی پشت بندش آن آفتی که آدم را گرفتار می‌کند، تکبر است.

خیلی‌ها را دیده‌ایم که قبل از این، وضعشان معمولی بود، سمتی نداشتند و شغلی نداشتند، اما به محضی که یک مقدار چرخ روزگار چرخید و دنیا به آن‌ها رو کرد—مثلاً وضعشان خوب شد، پولدار شدند یا شغل و سمتی پیدا کردند—دیگر خودشان را گم کردند، کلاً گم کردند؛ این آفتش است، آفت عزت است. دارد یاد می‌دهد که به هر جایی اگر رسیدیم و به هر نقطه‌ای دست یافتیم—معلوم نیست تا ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، کدام‌یک از ما در چه جایگاهی قرار گرفته یا نگرفته‌ایم—خدا ان‌شاءالله اسباب عزت را برای همه‌ی مؤمنین فراهم کند، اما وقتی فراهم شد، اینجا یک چاهی جلوی پای انسان کنده می‌شود و قرار می‌گیرد که همان تکبر است.

شما که تا دیروز مال این مردم بودی و با این مردم بودی، چرا امروز که شدی رئیس فلان اداره، خودت را گم کردی؟ امتیاز ویژه، خط ویژه، موقعیت خاص؛ این‌ها را [دین] نمی‌پسندد، این‌ها غلط است. اگر از سر تکبر در انسان باشد، خطاست و گناه کبیره است. شما از این مردم بودی، با این مردم بودی و این مردم شما را به این جایگاه رساندند؛ چرا خودت را گم می‌کنی؟ چرا وقتی یک وجب بالاتر می‌روی، به اندازه‌ی ده‌ها متر برای خودت ارزش قائل می‌شوی؟ چرا انسان این‌جوری است؟ خب این‌طوری است. مکارم الاخلاق یعنی همین؛ یعنی یاد می‌دهد من که اینجا نشسته‌ام، اگر فردا هر عنوانی به من دادند، هر موقعیتی داشتم، یا همین الان هر امتیاز و موقعیتی دارم، حواسم را جمع کنم؛ من هرچه دارم که مال خود من نیست، اسبابش را بالاخره خدا فراهم کرد، این مردم مرا آوردند، این مردم به من رای دادند، این مردم پشت من ایستادند تا من بالا آمدم. همه‌ی اعتبارم به خداست و به سبب این مردم و به وسیله‌ی این مردم است؛ پس چرا غایب می‌شوند؟ چرا نایاب می‌شوند؟ چرا دسترسی مشکل می‌شود؟ چرا دیگر نمی‌شود حرف زد؟ چرا دیگر نمی‌شود نقد کرد؟ چرا اصلاً نمی‌شود طرف را دید؟ این غلط است، این خیلی غلط است. «وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ‌». خدایا، من عزیز بشوم، اما عزیزِ متکبر نه، بلکه عزیزِ متواضع.

امام خمینی (ره)؛ نمونه‌ی بارز عزت و تواضع

خدا رحمت کند مرحوم امام را [رضوان الله تعالی علیه]. خدا به ایشان اسباب عزت را داد، اما هیچ‌وقت هیچ حرفی، رفتاری یا چیزی که از آن بربیاید که دیگر خودش را گم کرده یا خودش را گرفته است، وجود نداشت. هر وقت هر موفقیتی بود، هر حرفی بود، خدا بود و مردم بودند؛ خدا بود و مردم بودند، خدا بود و مردم بودند. این امام با آن عزتش، خودش این جوان‌ها را زنده کرد؛ این جوان‌هایی که در زمان پهلوی، در خیلی از این کاباره‌ها، خانه‌های فساد و گرفتاری‌ها بعضاً حضور داشتند. این‌ها با یک دم مسیحایی ایشان زنده شدند، خدا عنایت کرد و این‌ها زنده گشتند. جنگ شد، این‌ها آمدند و به جبهه رفتند، از جانشان مایه گذاشتند، روحانی شدند و بالا رفتند. ایشان آمد و پیش این‌ها ابراز کرد: «من وقتی شماها را می‌بینم غبطه می‌خورم؛ من وقتی این چهره‌های نورانی شما را می‌بینم غبطه می‌خورم.» این چهره‌های نورانی، نورانیت‌شان از کجا آمده بود؟ بالاخره ایشان هم دخیل بود در این مسئله، اما هیچ‌چیزی برای خودش نمی‌دید؛ همه چیز خدا بود و مردم. مال خدا بود، «خرمشهر را خدا آزاد کرد». همه چیز با خدا بود و همه چیز مال این ملت بود، مال این مردم بود. هیچ حرفی [از سر غرور] نزد؛ آنجا هم که لازم نبود حرفی بزنند، حرف زد و گفت: «من دو رکعت نماز برای خدا نخوندم؛ دو رکعت نماز وقتی من نگاه می‌کنم به خودم و درون خودم مطالعه می‌کنم، می‌بینم من دو رکعت نماز برای خدا هم نخوندم.» این‌طوری خودش را آورد پایین، پایین، پایین. نگفت «من آنم که چه کار کردم»؛ هیچ‌چیزی از او برنیامد، هیچ‌چیزی از او برنیامد که ذره‌ای از هوای نفس، منیت و تکبر در وجود نورانی ایشان باشد. این است؛ عزیزِ متواضع، عزیزِ مقتدر، عزیزِ مظلوم، عزیزِ با همه‌ی صفات خوب. عزیز بود و همه برایش جان می‌دادند؛ همه برایش جان می‌دادند، اما خودش را گم نکرد. ما از این نمونه‌ها داشته‌ایم و داریم. در مقابل، نمونه‌های دیگر را هم زیاد داریم که هنوز به هیچ‌جا نرسیده، دیگر خود را گم کرد و گم شد.

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید دعا کنیم، دست به دعا برداریم: خدایا ما را عزیز کن، اما هیچ‌وقت دچار آفت بزرگ تکبر نشیم. این آویزه گوشمان باشد؛ اگر امروزی در موقعیتی هستم یا فردایی در موقعیتی قرار بگیرم، بدانم همه‌اش مال خداست، برای خداست، باید در راه خدا باشد، و همه‌اش مال این مردم است؛ خدا خواسته و برای این مردم است، از این مردم است، با این مردم است، در این مردم است. از این دوتا نباید انسان جدا شود؛ اگر از این دوتا جدا شد، می‌شود وضعیت مستکبرینی که خدا به زمین‌شان زد و آن‌ها را خوار و ذلیل کرد. ان‌شاءالله خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند؛ به ما عزت بدهد، به ما آبرو بدهد، ولی به ما کمک کند که هیچ‌وقت دچار آفت بزرگ تکبر نشویم.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را در صراط مستقیم بمیران. مشکلات ما را برطرف بفرما. اموات، گذشتگان، حق‌داران، پدران و مادران ما را غریق رحمت بفرما. ارواح طیبه‌ی علما، شهدا، روح حضرت امام را غریق رحمت بفرما. خدمتگزاران به اسلام، خدمتگزاران به این مردم را در هر لباسی که هستند، مخصوصاً مقام معظم رهبری، محافظت بفرما. ما را قدردان نعمت‌هایت قرار بده. مقام معظم رهبری را محافظت بفرما و ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده. دشمنان ما را شرشان را به خودشان برگردان. در امر فرج امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) تعجیل بفرما و عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

۱. هدف نهایی فتنه‌ها: تجزیه و تکه‌تکه شدن ایران

خطرات مهم و جدی‌ای مملکت ما را تهدید می‌کند که متوجه اصل یکپارچگی این مملکت است. آن‌چه دشمنان به دنبالش هستند تا به عنوان مقصد نهایی به آن برسند، همین تجزیه و تکه‌تکه شدن این مملکت است؛ چون این امر، راه را برای آن خاورمیانه‌ی جدیدی که به مرکزیت و پایتختی اسرائیل است، فراهم می‌کند. تا زمانی که این مملکت یکپارچه است و روی پای خود ایستاده، این مسئله اتفاق نمی‌افتد. همه‌ی قدرت‌هایی که در منطقه به عنوان مقاومت شناخته می‌شوند و در مقابل این مسئله ایستاده‌اند، همگی تکیه‌گاهشان اینجا است. لذا خیلی سال است به این نتیجه رسیده‌اند که این یکپارچگی را از بین ببرند تا در نهایت، این مملکت تکه‌تکه شود. همه‌ی این فتنه‌هایی هم که به پا می‌شود، مقصد نهایی‌اش همین است؛ اینکه ایران تبدیل به ایرانستانی شود که هر تکه‌اش متعلق به یک قوم، قبیله، حکومت و قدرتی باشد.

۲. ۲۲ دی‌ماه؛ پادزهر مردمی در برابر کودتای تجزیه

این کودتاهایی که رخ داد، علیه یکپارچگی این ملت و به تبع آن، برای سقوط این حکومت و تکه‌تکه شدن این مملکت بود؛ یک کودتای برنامه‌ریزی‌شده که برنامه‌اش ریخته شده بود. زهری بود که ریختند، اما پادزهرش همان ۲۲ دی‌ماه شد که مردم به خیابان‌ها آمدند. بعضی وقت‌ها یک اقدامات و حرکاتی، آثار بسیار مهمی دارد و کسانی که در عرصه‌ی سیاست هستند، این را می‌فهمند و می‌دانند که این اقدام چقدر مهم بوده است. شاید خود ما مردم که راهپیمایی می‌کنیم، متوجه نباشیم که این کار چقدر فایده داشته و چقدر مهم بوده است؛ اما آن‌هایی که در سیاست هستند و با تهدیدات آشنایی دارند، می‌دانند که آن روز ۲۲ دی‌ماه که مردم به خیابان آمدند، چقدر اثرش مهم بود و آن خطر بزرگی را که تجزیه‌ی این مملکت بود، فعلاً خنثی کرد.

۳. ضرورت اقتدار و دستِ پر در مذاکرات سیاسی

ما به هر حال گرفتار دشمنی هستیم که خیلی جدی است، پای کار ایستاده و کوتاه هم نمی‌آید؛ این هم خاصیت دشمن است و غیر از این، از او انتظاری نیست. ما باید حواسمان جمع باشد. حالا هرچه مسئولان صلاح بدانند انجام بدهند؛ صلاح در مذاکره باشد یا هرچه هست، آن‌چه را که صلاح می‌دانند انجام بدهند، ولی در خود مذاکره هم وقتی می‌روند، باید با دست پر وارد شوند. قدرت‌ها وقتی می‌خواهند با هم مذاکره کنند، سعی می‌کنند از قبل زمینه‌هایی فراهم کنند که با دست پر وارد شوند؛ مثلاً آزمایش موشکی می‌کنند یا مردمشان را به خیابان می‌آورند تا به پشتوانه‌ی آن زمینه‌ای که ایجاد کردهند، دستشان در مذاکره پر باشد و تا می‌توانند از دشمن امتیاز بگیرند، نه اینکه مجبور باشند امتیاز بدهند. این فتنه‌ای که شد، دست این‌ها را یک مقدار خالی کرد؛ اما ۲۲ دی‌ماه دست این‌ها را تا حدودی پر کرد.

۴. اراده و ایستادگی ملت؛ پایه‌ی اصلی قدرت ملی

مقام معظم رهبری فرمودند: «قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده و ایستادگی ملت‌ها ارتباط پیدا می‌کند. شما به حمدالله در قضایای مختلف ایستادگی را نشان دادید، اراده‌ی خودتان را نشان داده‌اید، باز هم نشان بدهید و دشمن را مأیوس کنید.» لب کلام ایشان و آن نقطه‌ی اصلی مطلب همین‌جاست که تا دشمن مأیوس نشود، یک ملت در معرض آزار و اذیت قرار می‌گیرد. دشمن همین است؛ او باید به نقطه‌ای برسد که مأیوس شود، یعنی هرچه زور می‌زند و از هر دری که وارد می‌شود، ناامید شود. اگر خدای نکرده از دری وارد شد و دید اینجا خبری نیست و می‌تواند وارد شود، قطعاً محکم‌تر وارد می‌شود. لذا عصاره‌ی کلام ایشان و لب مطلبی که بیان کردند، همین تکه است: مأیوس کنید دشمن را.

۵. اتحاد ملی؛ تنها راه عقب راندن دشمن

مأیوس بودن دشمن به چه چیزی بستگی دارد؟ مقام معظم رهبری فرمودند با اتحادشان است: «ملت متحد ولو به حساب عده و عُده و امکانات ضعیف باشد، نفس این اتحاد دشمن را عقب می‌برد. با اتحاد شماست، با انگیزه‌ی شماست، با قدرت فکر و اراده‌ی شماست، با ایستادگیِ در مقابل وسوسه‌های دشمن است.» مطلب اصلی همین‌جا است. آن جایی که ما متحد باشیم، مثل جنگ ۱۲ روزه که برخلاف پیش‌بینی دشمن، با اتحاد ملت مواجه شد، دشمن زود عقب می‌نشیند، زود درخواست آتش‌بس می‌دهد و زود پس می‌کشد؛ ولو اینکه در جهاتی دستِ برتر را هم داشته باشد. اما اگر احساس کند این ملت دو تکه، چند تکه و چند پاره شده‌اند، چنگ و دندان تیز می‌کند و امیدوار می‌شود. دست آن مذاکره‌کننده‌ها هم باید پر باشد و پر بودن آن، به همین مسئله بستگی دارد.

۶. دیانت و تدین؛ ستون حفظ یکپارچگی ایران

خطرات مهم و جدی‌ای مملکت ما را تهدید می‌کند. این خطرات متوجه اصل یکپارچگی این مملکت است. آن چیزی که این مملکت را یکپارچه نگه داشته، در اصل دیانت و تدین مردم است. آن چیزی که دشمنان به دنبالش هستند تا به عنوان مقصد نهایی به آن برسند، همین تجزیه و تکه‌تکه شدن این مملکت است؛ چون این امر، راه را برای آن خاورمیانه‌ی جدیدی که به مرکزیت و پایتختی اسرائیل است، فراهم می‌کند. تا زمانی که این مملکت یکپارچه است و روی پای خود ایستاده، این مسئله اتفاق نمی‌افتد. همه‌ی قدرت‌هایی که در منطقه به عنوان مقاومت شناخته می‌شوند و در مقابل این مسئله ایستاده‌اند، همگی تکیه‌گاهشان اینجا است. لذا خیلی سال است به این نتیجه رسیده‌اند که این یکپارچگی را از بین ببرند تا در نهایت، این مملکت تکه‌تکه شود.

۷. حقیقت عزت در معارف اسلامی و دعای مکارم‌الاخلاق

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم الاخلاق می‌فرمایند: «وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ‌». دعایی که ایشان می‌کنند و از خدا می‌خواهند، عزت است. خدایا به من عزت بده. خیلی مهم است یک انسان، یک جامعه و یک مملکت عزتمند باشند. عزت یعنی انسان در جایگاهی قرار بگیرد که به واسطه‌ی آن جایگاه، موقعیت و شرایط، از آسیب‌هایی که کسانِ خارج از آن جایگاه می‌بینند، مصون بماند؛ عزیز باشد و از چیزهایی که انسان را پست و پایین می‌آورد، دور بماند. حضرت دعا می‌کنند و از خدا می‌خواهند: خدایا، من یک وقت ذلیل نشوم؛ اتفاقات خواسته یا ناخواسته‌ای پیش نیاید که من به ذلت بیفتم. اسباب ذلت چیست؟ یکی‌اش گناه است، یکی‌اش آن اخلاق بد است و سایر مسائلی که به نحوی عزت انسان را زیر سوال می‌برد و انسان را در نظر عموم پایین می‌آورد.

۸. حریم عزت مؤمن؛ از زندگی تا حرمت قبر و جنازه

خدای متعال برای مؤمنین یک عزت خاصی فراهم کرده و اسبابش را چیده است؛ مؤمن باید عزیز باشد. از زدن حرفی که ارزش انسان را پایین می‌آورد و او را در نظر مردم سبک می‌کند، دوری کن. از رفتاری که باعث تحقیر در میان مردم می‌شود، دوری کن. خدای متعال برای مؤمن حد و حریم قرار داده تا مخصوصاً عزتش حفظ شود. فرموده است هم خودت عزّتت را حفظ کن، هم بقیه باید عزت همدیگر را حفظ کنند. شما ببینید این مؤمن که از دنیا هم می‌رود، خدا به جنازه‌ی این مؤمن هم عزت داده و از کارهایی که باعث تحقیر یا سبک شدنش شود، جلوگیری کرده است. با عزت، محترمانه و بدون توهین، همین جنازه باید غسل داده شود، کفن شود، نماز بر آن خوانده شود و دفن گردد. تا جایی که می‌گویند نبش قبر او هم اگر مستلزم توهین به او باشد، جایز نیست.

۹. کبر و تکبر؛ آفت بزرگ مسئولیت و عزتمندی

عزت یک آفتی دارد؛ آفتش کِبر و تکبر است. تکبر یعنی اینکه آدم یک امتیاز ویژه‌ای برای خودش نسبت به بقیه قائل باشد و یک جایگاه خاصی برای خودش در مقایسه با دیگران ببینید؛ بقیه را به حساب نیاورد و خودش را از بقیه بالاتر بداند. انواع و اقسام چیزهایی که اسباب عزت ظاهری و دنیایی می‌شوند، پیش می‌آیند، ولی پشت بندش آن آفتی که آدم را گرفتار می‌کند، تکبر است. خیلی‌ها را دیده‌ایم که به محضی که یک مقدار چرخ روزگار چرخید و دنیا به آن‌ها رو کرد—مثلاً وضعشان خوب شد، پولدار شدند یا شغل و سمتی پیدا کردند—دیگر خودشان را گم کردند. شما که تا دیروز مال این مردم بودی و با این مردم بودی، چرا امروز که شدی مسئول، خودت را گم کردی؟ اگر از سر تکبر در انسان باشد، خطاست و گناه کبیره است.

۱۰. مکتب امام خمینی (ره)؛ اوج خدامحوری و تواضع در برابر مردم

مرحوم امام [رضوان الله تعالی علیه] کسی بود که خدا به ایشان اسباب عزت را داد، اما هیچ‌وقت هیچ حرفی، رفتاری یا چیزی که از آن بربیاید که خودش را گرفته است، وجود نداشت. هر وقت هر موفقیتی بود، خدا بود و مردم بودند. مال خدا بود، فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». همه چیز با خدا بود و همه چیز مال این ملت بود، مال این مردم بود. هیچ حرفی از سر غرور نزد؛ آنجا هم که لازم نبود حرفی بزنند، گفت: «من دو رکعت نماز وقتی نگاه می‌کنم به خودم و درون خودم مطالعه می‌کنم، می‌بینم من دو رکعت نماز برای خدا هم نخوندم.» این‌طوری خودش را آورد پایین. نگفت «من آنم که چه کار کردم»؛ هیچ‌چیزی از او برنیامد که ذره‌ای از هوای نفس، منیت و تکبر در وجود نورانی ایشان باشد. این است؛ عزیزِ متواضع و مقتدر.

فهرست

1️⃣ طرح دشمن برای تجزیه و تضعیف ایران

◽️ تهدید اصل یکپارچگی مملکت و تلاش برای تحقق خاورمیانه‌ی جدید

◽️ هدف نهایی فتنه‌ها: تبدیل ایران به ایرانستان و تقطیع قومیتی

2️⃣ حماسه‌ی مردمی ۲۲ دی؛ پادزهر فتنه‌ها

◽️ خنثی‌سازی کودتای تجزیه با حضور بهنگام مردم در خیابان‌ها

◽️ نقش حیاتی و پشتوانه‌ی امنیتیِ اقدامات و راهپیمایی‌های مردمی

3️⃣ ضرورت اقتدار و دستِ پر در مذاکرات سیاسی

◽️ ایستادگی در برابر دشمنِ جدی و پای کار

◽️ ایجاد زمینه‌های اقتدار ملی برای کسب امتیاز در مذاکرات

4️⃣ اراده و اتحاد ملی؛ پایه‌های مأیوس‌سازی دشمن

◽️ اراده و ایستادگی ملت؛ پایه‌ی اصلی قدرت ملی فراتر از ابزار نظامی

◽️ نفسِ اتحاد ملی به عنوان عامل اصلی عقب‌نشینی و ناامیدی دشمن

5️⃣ حقیقت عزت و اسباب ذلت در معارف اسلامی

◽️ تعریف عزت: قرارگیری در جایگاه مصونیت از آسیب‌ها و پستی‌ها

◽️ گناه، اخلاق بد و عرضِ حاجت به خلق به عنوان اسباب ذلت

6️⃣ حفظ حریم و عزت مؤمن در احکام الهی

◽️ لزوم دوری از گفتار و رفتار تحقیرآمیز و سبک‌کننده در جامعه

◽️ تجلی عزت الهی در احکام محترمانه‌ی غسل، کفن و تدفین مؤمن

7️⃣ کبر و تکبر؛ آفت بزرگ عزتمندی و مسئولیت

◽️ تکبر و خودگم‌کردگی به هنگام تغییر وضع مالی یا کسب سمت و شغل

◽️ درس تواضع و خدامحوری در مکتب و سیره عملی امام خمینی (ره)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧"عزت" و آسیب‌شناسی آن (شرح صحيفه سجادیه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی