🎧 تقوا و اخلاقِ انتخابات (شرح نهج‌البلاغة)
صوت کامل سخنرانی
1404/11/10
پست

🎧 تقوا و اخلاقِ انتخابات (شرح نهج‌البلاغة)

💫 "علی‌اکبر"؛ ستاره‌ای ناشناخته
💎 توصیف سیدالشهداء درباره علی‌اکبر، پرمغزتر از صدها جلد کتاب!
✨ نزدیک‌ترین فرد به پیامبر در اخلاق نبوی 
🥀 سنگین‌ترین مصیبت سیدالشهداء در کربلا 
❗️ گاهی نَفَس‌کشیدن ضرر دارد! 
🩸 امتحانِ "انتخاب"، قتلگاه ایمان انسان‌ها
❌ آبروی شیعیان، خط قرمز خداوند متعال
⛔️ خدا اجازه هتک و بی‌احترامی به جنازه مومن را هم نمی‌دهد! 
⚠️ کسی که مشغول کار خیر است بیشتر حواسش به شیطان باشد
🌑 گاهی در امتحان انتخابات ایمان شخص خاکستر می‌شود!
🔥 آتش بیار معرکه نباشیم! 
🤝 تو برای وصل کردن آمدی، نِی برای فصل‌کردن آمدی! 
🗣 شیطان از زبانت سخن نگوید ... 
‼️ بی‌تقوایی، مصداق بارز "نمک‌نشناس‌بودن" 
👂🏻اینجا باید گوشِت رو تیز کنی! 
🏺 فوت کوزه‌گری زیارت در کلام آیت‌الله خوشوقت 
🍁 میزبانی که از بیشترِ زائران دلخور است! 
💵 به بازار کِسادِ تقوا رونق بده! 
🔆 خدا گناهان گذشته‌ی باتقوایان را پاک نمی‌کند بلکه...

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

# 93 / 💎 فوت کوزه‌گری زیارت!

🎧 تقوا و اخلاقِ انتخابات (شرح نهج‌البلاغة)

🎧 تقوا و اخلاقِ انتخابات (شرح نهج‌البلاغة)

💫 "علی‌اکبر"؛ ستاره‌ای ناشناخته
💎 توصیف سیدالشهداء درباره علی‌اکبر، پرمغزتر از صدها جلد کتاب!
✨ نزدیک‌ترین فرد به پیامبر در اخلاق نبوی 
🥀 سنگین‌ترین مصیبت سیدالشهداء در کربلا 
❗️ گاهی نَفَس‌کشیدن ضرر دارد! 
🩸 امتحانِ "انتخاب"، قتلگاه ایمان انسان‌ها
❌ آبروی شیعیان، خط قرمز خداوند متعال
⛔️ خدا اجازه هتک و بی‌احترامی به جنازه مومن را هم نمی‌دهد! 
⚠️ کسی که مشغول کار خیر است بیشتر حواسش به شیطان باشد
🌑 گاهی در امتحان انتخابات ایمان شخص خاکستر می‌شود!
🔥 آتش بیار معرکه نباشیم! 
🤝 تو برای وصل کردن آمدی، نِی برای فصل‌کردن آمدی! 
🗣 شیطان از زبانت سخن نگوید ... 
‼️ بی‌تقوایی، مصداق بارز "نمک‌نشناس‌بودن" 
👂🏻اینجا باید گوشِت رو تیز کنی! 
🏺 فوت کوزه‌گری زیارت در کلام آیت‌الله خوشوقت 
🍁 میزبانی که از بیشترِ زائران دلخور است! 
💵 به بازار کِسادِ تقوا رونق بده! 
🔆 خدا گناهان گذشته‌ی باتقوایان را پاک نمی‌کند بلکه...

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین.

محدودیت تاریخی در بهره‌مندی از معارف اهل بیت (ع)

متأسفانه بعد از رحلت پیغمبر اکرم، اتفاقاتی که پیش آمد و درِ خانه اهل بیت که بسته شد، شرایط و اوضاع به سمتی پیش رفت که وجود اهل بیت (علیهم‌ الصلاة و السلام) در کمترین حد از استفاده قرار گرفت. ما نعمت وجود اهل بیت را تقریباً با آن ظرفیت عظیمی که داشتند، از دست دادیم.

لذا جز امیرالمؤمنین (علیه‌ الصلاة و السلام) که چند صباحی در حکومت بودند و به واسطه این حکومت‌شان مطالب و خطبه‌هایی در نهج‌البلاغه و امثال آن به ما رسیده، از سایر اهل بیت (علیهم‌ السلام) آن‌طور که باید، استفاده نشد؛ جز یک برهه‌ای که دوباره شرایط برای امام صادق (علیه‌ السلام) فراهم شد که این هم باز یک دوره مختصری بود. در مجموع متأسفانه از این باب، آن‌طور که باید استفاده نشد.

وجود مبارکی مثل امام حسین (علیه‌ السلام) که ده سال امامت داشتند، مجموعاً آن‌چه از ایشان به دست ما رسیده، حجم زیادی ندارد؛ مطالب زیادی از ایشان نقل نشده و عمده بروز شخصیت امام حسین (علیه‌ السلام) در همین حدود نصف روز عاشورا بود.

جایگاه حضرت علی‌اکبر (ع) و حجاب غفلت بشر

اگر امام حسین (علیه‌ السلام) را به یک خورشید تابان تشبیه کنیم، امثال جناب علی‌اکبر (علیه‌ السلام) مثل ستاره‌هایی می‌مانند که آن‌ها هم نور دارند و وجودشان منشأ و منبع نور بود؛ اما خود این خورشید که امام حسین (علیه‌ السلام) بود، بشر یک ابر غلیظ و تیره و سنگینی جلوی آن کشید و نگذاشت این خورشید آن‌قدر که اقتضای وجودش است نورافشانی کند و بشر از آن استفاده ببرد. آن خورشید که امام حسین (علیه‌ السلام) بود، وضعیتش این‌طور شد.

متأسفانه ما مطلب زیادی از امام حسین (علیه‌ السلام) جز همین مقدار عاشورا نداریم؛ مطالب کم است و مفصل نیست. ده سال امامت، ولی این‌قدر محدود و کم. ستاره‌ای مثل حضرت علی‌اکبر هم همین‌طور؛ متأسفانه این‌ها شخصیت‌های بزرگی بودند. انسان‌های خیلی بزرگی بودند که در زیر چتر و در سایه امام حسین [قرار داشتند] و متأسفانه به دلیل اصلی‌اش که لیاقت نداشتن بشر بود، از این‌ها آن‌طور که باید استفاده نشد.

لذا درباره حضرت علی‌اکبر اگر جمله‌ای گفته بشود، هیچ‌کسی نمی‌تواند حرفی بزند جز خود امام حسین (علیه‌ الصلاة و السلام)؛ جمله ایشان را هم همه شنیده‌ایم که در روز عاشورا، یک جمله درباره ایشان فرمودند که این جمله از صدها جلد کتاب که در فضیلت کسی نوشته بشود، بالاتر است. گاهی درباره بعضی اصحاب اهل بیت و کسانی که در سایه این‌ها بودند، ما روایات زیادی نداریم و مثلاً یک روایت درباره آن شخص داریم؛ اما همین یک روایت، از صدها جلد کتاب در فضیلت و منقبت یک فرد که بخواهد نوشته بشود، بالاتر است.

تبیین عبارت «أشبه الناس برسول الله»

آن جمله هم همین بود که هرچه روی آن کار و به آن توجه بشود، جا دارد. وقتی ایشان را روانه میدان کردند، بیانی دارند راجع به جناب علی‌اکبر که راجع به هیچ‌کس چنین بیانی نیست و از این بیان، مقام و جایگاه ایشان خیلی واضح می‌شود؛ که فرمودند: «این جوان، خدایا تو شاهد باش کسی را دارم می‌فرستم به میدان که أشبهُ الناس هست خَلقاً و خُلقاً و نطقاً برسولِک.»

در حساب اهل بیت همه حرف‌ها جداست؛ اما در غیر اهل بیت و در بین انسان‌ها، اگر می‌خواستیم کسی را پیدا کنیم که از همه به رسول‌الله نزدیک‌تر و از همه جلوتر باشد، [جناب علی‌اکبر بود]؛ هم از ویژگی‌های ظاهری و شکل و قیافه، و هم از لحاظ خلق و خو که مسئله اصلی همین‌جاست. ویژگی‌های ظاهری‌اش همان «خلقاً» است، و «منطقاً» یعنی نطق و حرف زدن علی‌اکبر هم مثل رسول‌الله بود.

از این‌ها بالاتر آن «خُلقاً» است؛ خلق یعنی تمام آن‌چه که علی‌اکبر از صفات و ویژگی‌ها داشت. در بین غیرمعصومین و در بین انسان‌ها، هیچ‌کسی این رتبه و این جایگاه را نداشت که ایشان داشت. ما کنار امام حسن و کنار امام حسین، اصحاب و اهل بیت را زیاد می‌بینیم؛ اشخاص دیگری از اهل بیت کنار این بزرگواران هستند، ولی هیچ‌کسی این تعبیر را ندارد و این جایگاه، خیلی جایگاه بزرگی است. خدایا تو شاهد باش من کسی را می‌فرستم که از این جلوتر و از این شبیه‌تر به رسول خدا نبود.

جایگاه رسول خدا خیلی جایگاه بزرگ و ممتازی است و همه اهل بیت نسبت به ایشون اظهار تواضع می‌کردند. در روایت هست وقتی اسم رسول‌الله می‌آمد، امام صادق (علیه‌ السلام) رنگ‌شان عوض می‌شد. همه حضرات جایگاه خاصی را برای رسول خدا قائل بودند. ما متأسفانه نسبت به رسول‌الله کم‌توجهیم و این مسئله [برای ما] کم‌اهمیت شده یا بوده است؛ به هر حال.

امام حسین می‌فرمایند این جوان از همه نزدیک‌تر بود؛ یعنی حساب معصومین را همیشه کنار می‌گذاریم (امام حسین و امام سجاد را کنار بگذاریم)، در بین کسانی که جزء ائمه معصومین نبودند، هیچ‌کسی به این رتبه نرسیده بود که «أشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً» بشود به رسول‌الله. خلق و منطق یعنی ویژگی‌های ظاهری؛ ممکنه کسی بگوید این‌ها را خدا به ایشان عنایت کرده بود، که چه جای خوبی هم عنایت کرده بود خدا. کلام و نطق ایشان هم مثل رسول‌الله بود؛ اما از این بالاتر، این خلق است که خیلی مهم است. آدم باید به عمق این مسئله برود که «أشبه الناس خلقاً» به رسول‌الله ایشان بود.

مصیبت جناب علی‌اکبر (ع) و اشتیاق اهل بیت به دیدار پیامبر (ص)

«کُنّا إذا اشتَقنا إلی نَبیِّک نَظَرنا إلَیه»؛ ما اهل بیت خیلی مشتاق رؤیت جمال پیغمبر اکرم هستیم. اهل بیت جایگاه خاصی برای پیغمبر اکرم قائلند، نگاه خاصی به ایشان دارند و امتیاز ویژه‌ای [برای ایشان] مایلند. امیرالمؤمنین که ما شیعیانشان هستیم و افتخارمان شیعه ایشان بودن است، به ایشان توجه و ارادت دارند؛ اما وقتی تعبیر «عبد» را در مقابل رسول خدا به کار می‌برند، همه‌چیز در آن هست و باید از این بفهمیم که چه خبر است.

یک چنین جوانی به جایی رسیده که امام حسین (علیه‌ السلام) شهادت می‌دهد در بین همه انسان‌ها، هیچ‌کسی از این جلوتر نبود در شباهت به پیغمبر اکرم در اخلاق. مجموع اخلاقش را که زیر و رو می‌کنیم، «أشبه الناس خلقاً» به رسول‌الله یک چنین جوانی بود.

لذا بعضی معتقدند سنگین‌ترین مصیبت عاشورا بر امام حسین (علیه‌ السلام)، مصیبت ایشان بود. بعضی این را می‌گویند و بی‌راه و بی‌جا هم نمی‌گویند؛ از هر جهت شاید سنگین‌ترین مصیبت، مصیبت جناب علی‌اکبر بود بر امام حسین (علیه‌ السلام)؛ به ملاک همین جایگاهی که ایشان نسبت به رسول خدا داشت. در بین همه انسان‌ها هیچ‌کسی در مقام شباهت به پیغمبر اکرم که برترین بنده خدا هست، به مقام جناب علی‌اکبر نرسیده بود. این شهادت امام حسین است و همین جمله کفایت می‌کند تا متوجه بشویم مقام ایشان چیست.

ان‌شاءالله خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند، ما هم در عمل و در اخلاق به جایی برسیم که اگر امام عصر (علیه‌ الصلاة و السلام) بخواهند راجع به ما قضاوت کنند، یک چنین تعابیری درباره ما به کار ببرند؛ تأیید کنند و امضا کنند. جناب عبدالعظیم حسنی یک انسان بود و جزء معصومین که نبود؛ یک فقیه و یک راوی حدیث بود، ولی به جایی رسید که حضرت ابراز کرد: «أنتَ ولیُّنا حقّاً»؛ مهر زد که تو، تو واقعاً [ولی ما هستی]. بقیه ادعا دارند، اما تو واقعاً ولی ما هستی و واقعاً دنباله‌روی ما هستی. این مهر به پای کارنامه ایشان خورد: «أنت ولینا حقاً». ان‌شاءالله خدا به همه‌مان این توفیق را مرحمت کند. نثار روح مطهر ایشان صلواتی عنایت بفرمایید.

اهمیت تقوا و امتحانات زندگی

بحث در خطبه ۱۹۱ نهج‌البلاغه و درباره تقوا بود. عرض شد امیرالمؤمنین خیلی راجع به تقوا حرف می‌زدند؛ چون خیلی نیاز است و خیلی به درد می‌خورد. در همه زندگی به درد می‌خورد که انسان حواشش باشد حرف خدا زیر پا نرود. زبان‌مان را کنترل کنیم، رفتارمان را کنترل کنیم و مواظبت کنیم.

امیرالمؤمنین می‌فرماید من خیلی شما را سفارش به تقوا می‌کنم، باز هم می‌کنم، باز هم می‌کنم؛ خیلی حرف می‌زنم از این و خیلی این را از من می‌شنوید، چون نیاز دارید. در همه عرصه‌ها مسئله تقوا نیاز است. امتحانات، ابتلاآت و مسائلی پیش می‌آید که نیاز و لازم است؛ در زندگی محتاجیم به آن. فرمودند این تقوا، اگر انسان با تقوا باشد، سود می‌برد از این زندگی و الا همه‌اش زیان و همه‌اش ضرر است. نفس که انسان می‌کشد، زیان و ضرر دارد.

به‌خصوص مثلاً ما در مسجد در شرایطی هستیم که الحمدلله زمینه‌ای فراهم شده تا کسانی از طرف نمازگزاران انتخاب بشوند به عنوان هیئت امنا. این هم مثلاً یک امتحان است. امتحان همیشه اسمش وقتی می‌آید، ذهن نروَد روی این‌که امتحان یعنی یک مصیبتی، یک فتنه‌ای یا یک آن‌چنان چیزی؛ نه. ما الان در این مسجد مبتلا هستیم به امتحانِ انتخاب کسانی برای این مسئولیت و برای این سمت. امتحان است.

در این امتحان، مثل امتحان‌هایی که پیش می‌آید و همه مبتلا می‌شویم، یک نوعی از حضور انسان‌ها هست، یک نوعی از رأی‌گیری هست و این مسائل وجود دارد. مثل انتخابات‌هایی که پیش می‌آید؛ انتخابات ریاست‌جمهوری پیش می‌آید، مجلس می‌آید. این‌جا دوباره قتلگاه ایمان است. یعنی خیلی‌ها همین‌جا ایمان‌شان آسیب می‌بیند و نابود می‌شود؛ چه کسانی که وارد می‌شوند در این عرصه، و چه کسانی که وارد نمی‌شوند و می‌خواهند انتخاب کنند و رأی بدهند.

لزوم صیانت از آبرو و ایمان در امور خیریه

مسئله تقوا یعنی این‌که الان ما حواسمان باشد آخرت‌مان را به دنیای بقیه به باد نددیم. یک کسی می‌خواهد بیاید رئیس‌جمهور بشود، یک کسی می‌خواهد نماینده و وکیل مجلس بشود، یکی می‌خواهد چکاره بشود؛ من می‌آیم در شرایطی قرار می‌گیرم و این زبان شروع می‌کند به کار کردن؛ حرف می‌زنم، مطلب می‌گویم، چیزی می‌گویم. خدای نکرده این‌جا امتحان است؛ امتحان دقیقاً یعنی همین. امتحان‌های ما این‌جا همین است.

مسجد بیت‌الله، خانه خدا، محل عبادت، مستحب و این‌ها؛ نباید این مستحب و این کار خیر به ایمان‌مان آسیب بزند. نباید آمدن و پرداختن به یک کاری که واجب هم نیست و مستحب است، کاری بکند که ما خدای نکرده مدیون بشویم.

جلسه قبل هم عرض شد، آبروی مؤمن مهم است؛ این واضح هم هست و همه هم می‌دانند. مؤمن هم یعنی همه ماهایی که این‌جا نشسته‌ایم؛ مؤمن یعنی شیعه امیرالمؤمنین (علیه‌ الصلاة و السلام). شیعه یعنی کسی که دوازده امام را به امامت قبول دارد. آبروی این [مؤمن] خیلی مهم است. غیبتش حرام است؛ حرف پشت سرش بزنیم که راضی نیست، حرام است. تهمت به او حرام است؛ یک چیزی نگفته، بگوییم گفته؛ یک کاری نکرده، بگوییم کرده؛ حرام است. توهین به او حرام است. رفتاری با او داشته باشیم که سبک بشود یا تحقیر بشود، حرام است.

ما شیعیان امیرالمؤمنین، سرمایه مشترکی بین‌مان هست که باید خیلی ما را به هم نزدیک کند، پشت هم باشیم و هوای هم را داشته باشیم؛ که آن، ایمان و محبت و ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌ السلام) است. این خیلی مهم است. در هر کسی این ایمان باشد، خیلی پیش خدا ارزش دارد، هرچند پیش ما ممکنه ارزش خیلی زیادی نداشته باشد. این ایمان مهم است. این مؤمن ولو ممکنه گرفتار منکراتی هم باشد و گناه هم بکند، اما به خاطر این ایمانش، این محبتش به امیرالمؤمنین و این ولایت امیرالمؤمنین ارزش دارد پیش خدا؛ تا جایی که از کعبه بردنش بالاتر، که می‌دانیم.

خدا روی این مؤمن حساس است؛ روی مؤمن، روی آبرویش و روی عزتش حساس است. خیلی باید حواس جمع باشد کلامی، مطلبی یا چیزی بگوییم که خدای نکرده غیبت بشود. غیبت چیست؟ یک چیزی که خوش ندارد ما به بقیه بگوییم؛ دوست ندارد ما بگوییم. تهمت؛ این‌ها چیزهایی است که در روایات فرمودند وقتی این‌ها پیش بیاید، جنگ با خداست. این جنگ با خداست، این یعنی ایمان رفت و تمام شد؛ هیچی نمی‌ماند و آب شد. می‌گوید اگر مؤمنی به برادر مؤمنش تهمتی بزند، این ایمان مثل نمک در آب حل می‌شود؛ تمام شد، نمک در آب تمام می‌شود و چیز دیگری نمی‌ماند.

تک‌تکِ [مؤمنین] عزت دارند پیش خدا، آبرو داریم پیش خدا، حرمت داریم پیش خدا. خدا روی ما حساب خاصی باز کرده است. خدا احترام خاصی به تک‌تک مؤمنین گذاشته است. می‌گوید این تا زنده است، از بزرگترین کبائر گناهان، مربوط به این است که توهین به او بشود، بی‌حرمتی بشود، غیبتش بشود، تهمت به او زده بشود یا جسارتی به او بشود. تا زنده است این‌طور خدا حریمش را نگه داشته؛ بعد هم که از دنیا می‌رود، می‌گویند نباید این جنازه‌اش روی زمین بماند؛ باید با احترام غسل داده بشود، با احترام کفن بشود، با احترام نماز خوانده بشود. در این کارها یک وقت مسئله‌ای پیش نیاید که به همین جنازه این مؤمن هم بی‌احترامی بشود. به همین جنازه این مؤمن بی‌احترامی نشود. خیلی باید حواس‌ها جمع باشد؛ هرچه هست، حرمت این مؤمن نباید [از بین] برود. این مؤمن، شیعه امیرالمؤمنین (علیه‌ السلام) است.

هشدار نسبت به وسوسه‌های شیطان در کارهای نیک

حالا مسئله‌ای پیش می‌آید که این می‌شود قتلگاه ایمان. ما به خاطر یک مسئله‌ای، یک امتحانی، یک اتفاقی، خدای نکرده... این در طول همه انتخابات‌ها هست، چه مسجد باشد، چه مملکت باشد. حرفی می‌زنیم راجع به کسی که این را نگفته، این حرف را نزده، این کار را نکرده؛ خدای نکرده چیزی می‌گوییم که کسی پایین می‌آید و اتهامی به او می‌خورد. این‌ها را باید خیلی مراقبت کرد.

فرمودند شما وقتی در کار خیری مشغولی، بیشتر باید حواستان به شیطان رجیم باشد؛ چون آن‌جایی که نتوانسته شما را از کار خیری باز دارد، تلاش می‌کند در خودِ انجام این کار خیر جیب ما را بزند؛ وسط همین کار خیر جیب ما را بزند.

این را باید توجه کرد، مواظبت کرد و آخرت‌مان را به دنیای کسی به باد ندیم. حرفی را بی‌پایه و مبنا نزنیم، حرفی را بدون مستند نزنیم، اصلاً خیلی حرف‌ها را نزنیم و مراقبت کنیم که ان‌شاءالله پیش نیاید.

امیرالمؤمنین می‌فرماید این تقوا که یکی از شئونش همین هست (این امتحاناتی که پیش می‌آید، این گناهانی که در یک شرایطی زمینه‌اش و خدای نکرده سفره‌اش پهن می‌شود)، این تقوا چیزی است که همه به آن محتاج بودند و همه به آن احتیاج دارند؛ مال شما هم نیست، همه امت‌های قبلی، خدا سفارش مشترکی که داشته به این‌ها، یکی از اصلی‌ترینش همین تقوا بود که آقا من را بنده باشید، مواظب باشید کار و چیزی که خدا ناپسند می‌داند انجام ندهید. «لِحاجَتِهِم إلَیها غَداً»؛ فردای قیامت این تقواست که به درد شما می‌خورد.

یک جمله قبل‌تر عرض شد، امیرالمؤمنین فرمود تنها راهی که در قیامت شما را نجات می‌دهد تقواست. «فِی الیَوم الحِرز وَ الجُنّة»؛ یک چیزی که این دنیا به دردتون بخورد تقواست و تنها چیزی که آن دنیا به دردتان خیلی می‌خورد و خیلی از آن کار می‌آید، تقواست. این‌قدر به درد می‌خورد که همه امت‌ها را خدا سفارش به تقوا کرده؛ «لحاجتهم إلیها غداً»؛ فردا همه محتاجیم به این تقوا.

آن‌جا دیگر من رفتم مسجد و من نماز مستحب خواندم و این‌ها دست ما را نمی‌گیرد؛ آن چیزی که دست ما را می‌گیرد تقواست. آن‌جا که گناهی پیش آمد نکردم، آن‌جا که آبروی مؤمن پیش آمد حفظش کردم و نگذاشتم این آبرویش برود. نگذاشتم این آبرویش برود، نگذاشتم حرفی زده بشود، دو‌دلی ایجاد بشود، تفرقه ایجاد بشود و از هم فاصله بگیرند.

ضرورت اصلاح ذات‌البین و اطفاء نائره فتنه

امام سجاد در مکارم‌ الاخلاق (که اخلاق یاد می‌دهد و حضرت علی‌اکبر أشبه الناس خلقاً به رسول‌الله بود)، می‌فرماید: «اصلاح ذات البین»؛ این سفارش امیرالمؤمنین است، قرآن کریم است، امام سجاد است. یعنی اصلاً یک کاری کنیم همه هر روز به هم نزدیک‌تر بشوند. «إطفاء النائرة»؛ همه‌مون آتش‌نشان باشیم. اطفاء حریق یعنی چه؟ یک فتنه‌ای، یک ناراحتی‌ای، یک دلخوری‌ای، یک حرفی، حدیثی بین دو تا برادر مؤمن پیش آمده است؛ من کارم اطفاء حریق باشد، نه این‌که بروم یک طرف آتش را روشن‌ترش کنم، نه این‌که بروم بنزین بریزم توی این آتش. «إطفاء النائرة»؛ نائره یعنی همین آتش فتنه و اختلاف و ناراحتی و دلخوری که بین دو تا مؤمن پیش می‌آید. این یک آتشی است؛ حضرت می‌فرماید این آتش است، نائر. «إطفاء نائرة»؛ اطفاء حریق کنم، من آب باشم روی آتش. من این‌قدر وجودم مبارک باشد که هر جا می‌روم آتش را می‌خوابانم؛ دو تا مؤمن را به هم نزدیک می‌کنم، نه این‌که دو نفر را از هم دور کنم. حرف یک نفری را ببرم پیش یک نفر دیگر، این از دست آن ناراحت بشود؛ این نمامی است. لعنت کرده خدا نمام را؛ یعنی کسی که حرفی از کسی برمی‌دارد می‌برد پیش یکی دیگر می‌زند و این دو تا را از هم دور می‌کند و فاصله می‌دهد؛ فلانی راجع به تو این را می‌گفت و آن را می‌گفت. این، این شیطانه؛ این هیچ‌چیزش الهی نیست.

تمام انبیاء (خدا رحمت کند مرحوم امام [رضوان‌ الله‌ تعالی‌ علیه] را) می‌فرمود: «همه ۱۲۴ هزار پیغمبر را یک جا جمع کنید یک عمر با هم زندگی کنند، سر سوزنی با هم اختلاف ندارند.» هیچی؛ کمترین چیزی که این‌ها از هم دور بشوند ندارند.

بالاخره حقٌ و باطلٌ؛ یا حق است یا باطل. ما نباید خدای نکرده کار باطل انجام بدهیم. هر کلامی هر چیزی که بربیاید از آن، وقتی این گفته می‌شود، دو تا مؤمن از هم دور می‌شوند؛ این شیطانی است. این شیطان رجیم و اعوان و انصارش دمیده بر زبان این فرد. مؤمنین خیلی باید [مراقب باشند]؛ «أصلِحوا بَینَ أخَوَیکُم إنَّمَا المُؤمِنونَ إخوَة»؛ مؤمنین برادرند. وقتی خدا می‌فرماید برادری، یعنی هوای هم را داشته باش؛ دو تا داداش، دو تا داداش که خیلی پشت همند. «و أصلحوا بین اخویکم»؛ نباید یک وقت یک دو تا داداشی از هم فاصله گرفته باشند. من آتش‌خاموش‌کن باشم، نه آتش‌بیار معرکه.

معنای حقیقی شکر و کمیِ تعداد متقین

بعد حضرت می‌فرماید این تقوا که این‌قدر منِ علی می‌گویم، هر شب هم می‌گویم، هر شب هم می‌گویم (که به علی امیرالمؤمنین گفتند چرا شما این‌قدر راجع به تقوا حرف می‌زنید؟ که ایشان چند تا خطبه خواندند و فرمودند به این دلیل من این‌قدر از تقوا حرف می‌زنم؛ یکی‌اش همین خطبه است)، بعد می‌فرماید: «فَمَا أقَلَّ مَن قَبِلَهَا»؛ متأسفانه این تقوا که این‌قدر همه به آن محتاجند، خیلی کمند این‌ها که زیر بارش بروند؛ زیاد نیستند.

این‌قدر خدا می‌گوید، این‌قدر رسول خدا گفت، این‌قدر منِ علی دارم می‌گویم، کم می‌روند زیر بارش؛ چون نمی‌خواهد آدم قیچی کند، نمی‌خواهد محدود کند خودش را. حرف را راحت بزنیم؛ خب این حرف را که من بزنم، بعد چه؟ بعدش دیگر نمی‌توانم جمعش کنم. اگر خدای نکرده یک آتشی روشن شد، این سوختگی‌هایش را دیگر نمیشود درستش کرد؛ باید خرابش کرد و از بینش برد. عوارض و آثارش سنگین است، نمیشود. «رُبَّ کَلِمَةٍ جَلَبَت نِقمَةً وَ سَلَبَت نِعمَةً»؛ کم نیست کلمه‌ای، حرفی آدم می‌زند، نعمتی را خدا به خاطر آن کلمه‌ای و حرفی که زد، از انسان می‌گیرد و گرفتار می‌کند انسان را. خیلی وقت‌ها نمی‌تواند آن عوارضش را جمع کند.

من یک حرفی زدم راجع به یک کسی که غلط بود، اشتباه بود؛ این‌قدر حساس است خدا. می‌فرماید وقتی یک کسی خبری می‌آورد، مخصوصاً اگر آدم درست حسابی عادلی باشد، خب؛ اما اگر حالا معلوم نیست، مجهول است، حالا هرچه، یا دیگر بدتر از آن، یک وقت گناه داری می‌بینی، خب: «إن جاءَکُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ fَتَبَیَّنوا»؛ وقتی یک حرف آمد، تبیّن کنید، تحقیق کنید، بررسی کنید. آدم برود از منشأ و مبدأش اصلاً ببیند چنین چیزی هست، نیست. «فَمَا أقَلَّ مَن قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقّاً»؛ متقین کمند. «أولئِکَ الأقَلّونَ عَدَداً»؛ این متقین خیلی کمند.

متقین یعنی چکاره‌اند؟ خیلی مفاتیح می‌خوانند؟ نه؛ یعنی خیلی مقیدند به واجبات و محرمات. واجب و حرام، همین. گناه نمی‌کنند، واجبات را هم خوب انجام می‌دهند. این‌ها را امیرالمؤمنین دارد می‌فرماید: «اولئک الاقلّون عدداً»؛ این‌ها کمند. نه این‌که نگاه بکنیم بگوییم متقی یعنی کسی که مثلاً همه‌اش دارد نماز می‌خواند، همه‌اش دارد عبادت می‌کند؛ نه، متقی یعنی واجب و حرام. تقوا یعنی انجام واجب، ترک گناه. امیرالمؤمنین دارد می‌فرماید: «اولئک الاقلّون عدداً وَ هُم أهلُ صِفَةِ اللهِ سُبحانَهُ إذ یَقولُ وَ قَلیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّکور»؛ این آیه قرآن که خدا می‌فرماید کمی از بنده‌های منند که شکورند، قدرشناسند، نمک‌شناسند، امیرالمؤمنین می‌فرماید این شکور که خیلی اهل شکرند، این‌ها متقینند، کم هم هستند؛ که خود خدا می‌فرماید قلیل، کمی از بنده‌های من شکورند.

امیرالمؤمنین می‌فرماید این بنده‌های شکور همان متقینند، که با تقوا حق شکر خدا را خوب ادا کردند، نه با حرف. طرف خوشحال می‌شود، می‌گوید صد هزار مرتبه خدا را شکر؛ بعد هم یک وقت یک گناهی پیش می‌آید انجام میدهد. خب این که منافات دارد با هم. خدا که گول نمی‌خورد. علی می‌فرماید، امیرالمؤمنین (علیه‌ السلام) می‌فرماید این شکور همان متقینند. شکر به تقواست. شکور متقی است، یعنی آن کسی که حواشش جمع است؛ من چه می‌گویم، چیکار می‌کنم، چه کاری نکنم. «وَ قَلیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّکور».

وجوب گوش فرا دادن به معارف تقوا

بعد امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فَأهتِعوا بِأسمَاعِکُم إلَیها»؛ هر وقت صحبت از تقوا می‌شود، خوب گوش بدهید. «أهتعوا» یعنی وقتی یک چیزی را کسی دارد می‌گوید، آدم گوشش را تیز می‌کند ببیند چه می‌گوید. تو هم‌همه، تو صحبت که با همدیگر دارند می‌کنند، یک‌دفعه‌ای یک کسی نزدیک ما نشسته یک چیزی دارد می‌گوید، ما همین‌طور ممکنه داریم حرف یکی دیگر را می‌شنویم یا با یکی حرف می‌زنیم، گوش‌مان را تیز می‌کنیم ببینیم او دارد چه می‌گوید؛ این را می‌گویند «إهتاع». امیرالمؤمنین می‌فرماید هر وقت صحبت از تقوا می‌شود، این‌طوری گوش بدهید. این‌طوری گوش بدهید، گوش‌تان را وقف کنید، بسپارید به حرف از تقوا؛ چون این را باید بگویند، بگویند، بشنویم، بشنویم تا شاید این موتورمان راه بیفتد. با یک بار و دو بار هم نمیشود؛ لذا به امام جمعه واجب کردند آقای امام جمعه شما که می‌خواهی هفته‌ای یک بار برای این مردم خطبه بخوانی، این مردم جمع می‌شوند پشت سر شما نماز جمعه می‌خوانند، در دو تا خطبه واجبه سفارش به تقوا کنی، واجب. به مأموم هم واجب کردند که وقتی دارد امام جمعه خطبه می‌خواند گوش بدهد؛ این یکی از واجبات نماز جمعه است. که وقتی امام جمعه دارد حرف می‌زند، باید مستمعین گوش بدهند، نه این‌که پاشود دو رکعت نماز بخواند، نه با بغل‌دستی‌اش حرف بزند، گوش بدهد. به او هم واجب کردند از تقوا باید حرف بزنی حتماً؛ این باید باشد. می‌فرماید: «أهتعوا بأسماعکم إلیها»؛ وقتی جایی دارد کسی از تقوا حرف می‌زند، سکوت؛ گوش بدهید ببینید دارد چه می‌گوید.

«وَ أَلِزُّوا بِجِدِّکُم عَلَیها»؛ این همت‌تان را، جدیت‌تان را الان که می‌خواهد ماه مبارک رمضان برسد، بگذارید روی تقوا. الان که می‌خواهیم برویم زیارت مشهد، بگذارید روی تقوا. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله خوشوقت [أعلی الله مقامه] را؛ وقتی یک کسی می‌آمد به ایشان می‌گفت آقا ما می‌خواهیم برویم کربلا، ما می‌خواهیم برویم مکه، ما می‌خواهیم برویم مشهد، چیکار کنم؟ می‌فرمود از همین الان تصمیم بگیر دیگر گناه نکنی. اگر همین تصمیم را بگیری و تقوا را مراعات کنی، می‌روی آن‌جا، حضرت خیلی هم ازت راضی است. اما اگر گناه کردی، این همه زحمت می‌کشی می‌روی تا آن‌جا، از این‌که زحمت کشیدی آمدی، حضرت خوشحال است، زحمت کشیدی آمدی، پذیرایی می‌کنند؛ اما از این گناهت ناراحت است، دلخور است. پذیرایی می‌کند اما مثل یک میزبانئی است که دلخور است. با کمال کرم پذیرایی می‌کند اما دلخور است. می‌گوید شما که این همه زحمت کشیدی، رنج کشیدی، اربعین آمدی، مشهد آمدی، عمره رفتی، چیکار کردی، حواست باشد تقوا را خوب مراعات کنی. خدا رحمت کند ایشان را، یاد می‌داد؛ فوت کوزه‌گری زیارت را یاد می‌داد. فوت کوزه‌گری این نیست که من الان می‌روم بروم مشهد حتماً آن زیارت را بخوانم یا آن زیارت را بخوانم یا آن ذکر را بگویم یا آن ذکر را بگویم؛ آن‌ها را که انجام می‌دهند آدم را، به حمدالله مشغولند، بالاخره خوب است، خدا آن‌ها را گذاشته اختیاری هست؛ اما مرد میدانِ این کم است، آن‌جا مرد میدانش زیاد است، این‌جا کم است؛ که یک کسی از حالا تصمیم بگیرد، من الان خدا بهم توفیق داده می‌خواهم بروم کربلا، گناه نکنم؛ چون امام حسین از همه، آن چیزی که از همه‌چیز بیشتر بدش می‌آمد، گناه است. حالا من می‌روم بروم در این مسیر رفت و برگشت کربلا، گاهی هم خدای نکرده از من سر بزند. لذا می‌فرماید: «ألزّوا بجدّکم علیها»؛ جدیت‌تان را بگذارید محکم روی تقوا. ماه رمضان دارد می‌آید چیکار کنم؟ امیرالمؤمنین از پیغمبر اکرم پرسید، پیغمبر فرمود ماه رمضان بهترین کار تقواست. تقوا بهترین کار [است]؛ شما هم جدیتت را بگذار روی این. در روایاتی داریم می‌فرماید به این مضمون: «بازار تقوا کساد است، شما از آن‌هایی باش که مشتری‌اش هستی.» بازارش کساد است، همین «قلیل من عبادی»، کساد است. به آن توجه کن، شما جزو‌اش باش. شما این بازار خدا که این‌قدر کساد است متأسفانه، شما جزو مشتری‌هایش باش.

تبدیل سیئات به حسنات در پرتو تقوا

«ألزّوا بجدّکم علیها وَ اعتاضوها مِن کُلِّ سَلَفٍ خَلَفاً»؛ گذشته را چیکار کنیم؟ این‌جا سؤال پیش می‌آید؛ خب گذشته‌مان که خیلی هدر رفته است. امیرالمؤمنین می‌فرماید جایگزینش اگر بکنید و از حالا به بعد تقوا را مراعات کنید، خدا درستش می‌کند. از هر گذشته‌ای، اگر می‌خواهید یک چیز خوبی جایگزین کنید که درستش کند، تقواست. وقتی آدم شروع کرد به تقوا، خدا در قرآن می‌فرماید تمام گناهان‌تان را تبدیل به حسنه می‌کند. «اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات»؛ آدم‌هایی که توبه کردند و تصمیم گرفتند دیگر گناه نکنند، خدا تمام گناهان‌شان را تبدیل به حسنه می‌کند؛ نه این‌که پاک کند و... پاک می‌کند جایش حسنه می‌نویسد. این این‌طوری خدا ارحم‌الراحمینه، پذیرایی می‌کند. می‌گوید بیایید، بیایید به سمت من، من آن گذشته‌تان را درستش می‌کنم. بله، جزئی تقواست؛ نماز قضا، نمازی که قضا شده باید قضا کنیم، حق‌الناسی که خوردیم باید ادا کنیم؛ می‌گوید این‌ها را انجام بده، من درستش می‌کنم. بقیه‌اش با من، چند برابر، مضاعف، حسنات، تبدیل گناه به حسنه. «و اعتاضوها من کل سلف خلفاً»؛ ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند، در همه امتحانات زندگی‌مان، در همه شرایط، در هر موقعیتی، وضعیتی و شرایطی که هستیم بتوانیم این ندای الهی که «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله» هست را بتوانیم خوب انجام بدهیم که در قیامت شهادت بدهند به این‌که این از آن کسانی بود که لبیک گفت به این ندای الهی.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده. --- ما را در این صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. --- ما را در این صراط بمیران. --- مشکلات ما، مشکلات دنیایی، مشکلات مادی، معنوی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، همه را برطرف بفرمای. --- اسباب حل‌شان زودتر فراهم بفرمای. --- شر دشمنان ما به خودشان برگردان. --- دوستان ما، خدمت‌گزاران به این مردم، همه را یاری کن. --- جبهه مقاومت رو یاری کن. --- ما را از فتن آخرالزمان، در این فتنه‌ها محفوظ بدار. --- اموات و گذشتگان و حق‌داران ما غریق رحمت بفرمای. --- ارواح طیبه علماء و شهداء، روح مطهر حضرت امام غریق رحمت بفرمای. --- مقام معظم رهبری محافظت بفرمای. --- ما را قدردان نعمت ایشون قرار بده. --- دشمنان‌شان اگر قابل هدایت نیستند، ریشه‌کن بفرمای. --- امر فرج امام عصر تعجیل بفرمای. --- ما را از اعوان و انصار ایشون قرار بده. --- عاقبت امر ما ختم به خیر بفرمای. --- بالنبی و آله.

_

گزیده

۱. خورشید پنهان؛ محرومیت بشر از معارف حسینی

اگر امام حسین (علیه‌السلام) را به یک خورشید تابان تشبیه کنیم، امثال جناب علی‌اکبر (علیه‌السلام) مثل ستاره‌هایی می‌مانند که آن‌ها هم نور دارند و وجودشان منشأ و منبع نور بود؛ اما خود این خورشید که امام حسین (علیه‌السلام) بود، بشر یک ابر غلیظ و تیره و سنگینی جلوی آن کشید و نگذاشت این خورشید آن‌قدر که اقتضای وجودش است نورافشانی کند و بشر از آن استفاده ببرد. متأسفانه ما مطلب زیادی از امام حسین (علیه‌السلام) جز همین مقدار عاشورا نداریم؛ مطالب کم است و مفصل نیست. ده سال امامت، ولی این‌قدر محدود و کم. متأسفانه به دلیل اصلی‌اش که لیاقت نداشتن بشر بود، از این بزرگواران آن‌طور که باید استفاده نشد.

۲. برترین فضیلت؛ اوج شباهت به فرستاده خدا

درباره حضرت علی‌اکبر (علیه‌السلام) امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا جمله‌ای فرمودند که این جمله از صدها جلد کتاب که در فضیلت کسی نوشته بشود، بالاتر است؛ فرمودند: «این جوان، خدایا تو شاهد باش کسی را دارم می‌فرستم به میدان که أشبهُ الناس هست خَلقاً و خُلقاً و نطقاً برسولِک.» در بین غیرمعصومین و در بین انسان‌ها، هیچ‌کسی این رتبه و این جایگاه را نداشت که ایشان داشت؛ هم از ویژگی‌های ظاهری و شکل و قیافه، و هم از لحاظ خلق و خو که مسئله اصلی همین‌جاست. کلام و نطق ایشان هم مثل رسول‌الله بود؛ اما از این‌ها بالاتر، این خلق است که خیلی مهم است.

۳. سنگین‌ترین داغ؛ مصیبت جناب علی‌اکبر (ع)

«کُنّا إذا اشتَقنا إلی نَبیِّک نَظَرنا إلَیه»؛ ما اهل بیت خیلی مشتاق رؤیت جمال پیغمبر اکرم هستیم. حالا یک چنین جوانی به جایی رسیده که امام حسین (علیه‌السلام) شهادت می‌دهد در بین همه انسان‌ها، هیچ‌کسی از این جلوتر نبود در شباهت به پیغمبر اکرم در اخلاق. مجموع اخلاقش را که زیر و رو می‌کنیم، «أشبه الناس خلقاً» به رسول‌الله یک چنین جوانی بود. لذا بعضی معتقدند سنگین‌ترین مصیبت عاشورا بر امام حسین (علیه‌السلام)، مصیبت ایشان بود. بعضی این را می‌گویند و بی‌راه و بی‌جا هم نمی‌گویند؛ از هر جهت شاید سنگین‌ترین مصیبت، مصیبت جناب علی‌اکبر بود بر امام حسین (علیه‌السلام)؛ به ملاک همین جایگاهی که ایشان نسبت به رسول خدا داشت.

۴. قتلگاه ایمان؛ امتحان زبان در روزهای انتخابات

در امتحانات و مسائلی که در زندگی پیش می‌آید، به مسئله تقوا محتاجیم. به عنوان مثال، در انتخابات‌ها و رای‌گیری‌ها، این‌جا دوباره قتلگاه ایمان است. یعنی خیلی‌ها همین‌جا ایمان‌شان آسیب می‌بیند و نابود می‌شود؛ چه کسانی که وارد می‌شوند در این عرصه، و چه کسانی که می‌خواهند انتخاب کنند و رأی بدهند. مسئله تقوا یعنی این‌که الان ما حواسمان باشد آخرت‌مان را به دنیای بقیه به باد نددیم. من می‌آیم در شرایطی قرار می‌گیرم و این زبان شروع می‌کند به کار کردن؛ حرف می‌زنم، مطلب می‌گویم، چیزی می‌گویم. خدای نکرده این‌جا امتحان است؛ امتحان دقیقاً یعنی همین. نباید این کارها به ایمان‌مان آسیب بزند.

۵. سرمایه مشترک؛ حرمت سنگین آبروی مؤمن

آبروی مؤمن مهم است؛ مؤمن یعنی شیعه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام). آبروی این مؤمن خیلی مهم است. غیبتش حرام است؛ حرف پشت سرش بزنیم که راضی نیست، حرام است. تهمت به او حرام است؛ یک چیزی نگفته، بگوییم گفته؛ یک کاری نکرده، بگوییم کرده؛ حرام است. توهین به او حرام است. رفتاری با او داشته باشیم که سبک بشود یا تحقیر بشود، حرام است. سرمایه مشترکی بین‌مان هست که باید خیلی ما را به هم نزدیک کند، پشت هم باشیم و هوای هم را داشته باشیم؛ که آن، ایمان و محبت و ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. این در هر کسی باشد، خیلی پیش خدا ارزش دارد.

۶. شبیخون شیطان؛ جیب‌بری در وسط کار خیر!

خدا روی مؤمن، روی آبرویش و روی عزتش حساس است. خیلی باید حواس‌ها جمع باشد کلامی، مطلبی یا چیزی بگوییم که خدای نکرده غیبت یا تهمت بشود؛ وقتی این‌ها پیش بیاید، جنگ با خداست. می‌گوید اگر مؤمنی به برادر مؤمنش تهمتی بزند، این ایمان مثل نمک در آب حل می‌شود؛ تمام شد و چیز دیگری نمی‌ماند. فرموده‌اند شما وقتی در کار خیری مشغولی، بیشتر باید حواستان به شیطان رجیم باشد؛ چون آن‌جایی که نتوانسته شما را از کار خیری باز دارد، تلاش می‌کند در خودِ انجام این کار خیر جیب ما را بزند؛ یعنی درست وسط همین کار خیر جیب ما را بزند.

۷. همه‌ با هم آتش‌نشان باشیم؛ رسالت اصلاح ذات‌البین

امام سجاد (علیه‌السلام) در مکارم‌ الاخلاق می‌فرماید: «اصلاح ذات البین»؛ یعنی کاری کنیم همه هر روز به هم نزدیک‌تر بشوند. «إطفاء النائرة»؛ همه‌مان آتش‌نشان باشیم. اطفاء حریق یعنی چه؟ یک فتنه‌ای، یک ناراحتی‌ای، یک دلخوری‌ای بین دو تا برادر مؤمن پیش آمده است؛ من کارم اطفاء حریق باشد، نه این‌که بروم یک طرف آتش را روشن‌ترش کنم، یا بنزین بریزم توی این آتش. نائره یعنی همین آتش فتنه و اختلاف که بین دو تا مؤمن پیش می‌آید. من آب باشم روی آتش. من این‌قدر وجودم مبارک باشد که هر جا می‌روم آتش را می‌خوابانم؛ دو تا مؤمن را به هم نزدیک می‌کنم، نه این‌که دو نفر را از هم دور کنم.

۸. فوت کوزه‌گری زیارت؛ تصمیم بر ترک گناه

مرحوم آیت‌الله خوشوقت می‌فرمود از همین الان که می‌خواهی به زیارت بروی، تصمیم بگیر دیگر گناه نکنی. اگر همین تصمیم را بگیری و تقوا را مراعات کنی، می‌روی آن‌جا و حضرت خیلی هم از تو راضی است. اما اگر گناه کردی، این همه زحمت می‌کشی می‌روی، از این‌که زحمت کشیدی آمدی حضرت خوشحال است، اما از این گناهت ناراحت و دلخور است. با کمال کرم پذیرایی می‌کند اما دلخور است. فوت کوزه‌گری زیارت این نیست که حتماً فلان زیارت یا فلان ذکر را بگویی؛ فوت کوزه‌گری این است که یک کسی از حالا تصمیم بگیرد گناه نکند؛ چون امام از همه‌چیز بیشتر از گناه بدش می‌آید.

فهرست

1️⃣ محدودیت‌های تاریخی در نشر معارف اهل‌بیت (ع)

◽️ انسداد مسیر هدایت پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

◽️ حجم محدود روایات مکتوب از دوران امامت امام حسین (ع)

2️⃣ جایگاه ممتاز و رفیع حضرت علی‌اکبر (ع)

◽️ حجاب غفلت بشر و محرومیت از نورافشانی خورشید امامت

◽️ تبیین تعبیر بی‌نظیر «أشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و نطقاً برسولِک»

3️⃣ مقام اخلاقی و مصیبت جانکاه عاشورا

◽️ اوج اشتیاق اهل‌بیت (ع) به دیدار جمال پیامبر اکرم (ص)

◽️ سنگینی بی‌مانند مصیبت حضرت علی‌اکبر (ع) بر امام حسین (ع)

4️⃣ تقوا؛ تنها سپر نجات در امتحانات زندگی

◽️ تبیین خطبه ۱۹۱ نهج‌البلاغه و ضرورت همیشگی خداترسی

◽️ لزوم صیانت از ایمان و زبان در مواجهه با امتحانات اجتماعی

5️⃣ حرمت آبرو و مرزبانی از عزت مؤمن

◽️ خطر نابودی ایمان با غیبت، تهمت و تحقیر شیعیان

◽️ شبیخون و وسوسه‌های شیطان رجیم در میانه کارهای خیر

6️⃣ رسالت اجتماعی مؤمنان در اصلاح جامعه

◽️ ضرورت «اصلاح ذات‌البین» و اطفاء آتش فتنه‌ها و اختلافات

◽️ برادری و هم‌گرایی مؤمنان در پرتو ولایت امیرالمؤمنین (ع)

7️⃣ حقیقت شکر و فوت‌ کوزه‌گری زیارت

◽️ تبیین معنای واقعی شکر در قرآن از طریق ترک گناه

◽️ عزم بر تقوا؛ شرط اصلی قبولی زیارت و ورود به ماه رمضان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تقوا و اخلاقِ انتخابات (شرح نهج‌البلاغة)

موضوع: صوت کامل سخنرانی