آثار و فواید تقوا
صوت کامل سخنرانی
1404/11/05
پست

🎧  آثار و فواید تقوا 

✨ تجلّی تفضل الهی برای باتقوایان
💎 تنها حرز تضمینی! 
🔰 شروع فتنه و آزمایش با ایمان‌آوردن، سنت قطعی الٰهی است!
💡 ترویج تقوا در جامعه، تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی
☘️ صبر و تقوای همه‌جانبه، نقش بر آب کنندۀ تمامی نقشه‌های دشمن
🧪 فقط تقوا جامعه را واکسینه می‌کند!
🔸 نسبت عدالت با توسعه اجتماعی
🍁 جامعه‌ای که ابوذرساز نیست...
💫 تقوا عامل نجات از سرگردانی
🥀 اضطراب و استرس میوه‌های گندیده درخت گناه
⚰️ مرگ، اولِ آرامش‌شان است!
⚠️ از رعایت تقوا خجالت نکشیم
🦠 فرقی بین گناهان، در نکبت و مایه بلابودن نيست!
🚨 پذیرش مسئولیت بدون تخصص، از مصادیق بی‌تقوایی
💰 سود چندصددرصدی اسلامی!

🕌 مسجد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
🗓 ۵ بهمن ۱۴۰۴

آثار و فواید تقوا

🎧  آثار و فواید تقوا 

✨ تجلّی تفضل الهی برای باتقوایان
💎 تنها حرز تضمینی! 
🔰 شروع فتنه و آزمایش با ایمان‌آوردن، سنت قطعی الٰهی است!
💡 ترویج تقوا در جامعه، تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی
☘️ صبر و تقوای همه‌جانبه، نقش بر آب کنندۀ تمامی نقشه‌های دشمن
🧪 فقط تقوا جامعه را واکسینه می‌کند!
🔸 نسبت عدالت با توسعه اجتماعی
🍁 جامعه‌ای که ابوذرساز نیست...
💫 تقوا عامل نجات از سرگردانی
🥀 اضطراب و استرس میوه‌های گندیده درخت گناه
⚰️ مرگ، اولِ آرامش‌شان است!
⚠️ از رعایت تقوا خجالت نکشیم
🦠 فرقی بین گناهان، در نکبت و مایه بلابودن نيست!
🚨 پذیرش مسئولیت بدون تخصص، از مصادیق بی‌تقوایی
💰 سود چندصددرصدی اسلامی!

🕌 مسجد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
🗓 ۵ بهمن ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا ونبینا ابوالقاسم المصطفی محمد [صلوات حاضرین: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم]. علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

جایگاه و اهمیت والای تقوا در کلام امیرالمؤمنین (ع)

در توضیح خطبه ۱۹۱ نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند مسئله‌ای که زیاد از بنده شنیدید، سفارش به تقوا است؛ ایشان در این خطبه به بیان اهمیت این مسئله می‌پردازند.

یکی از نکات این است که فرمودند: این تقوا حق خداست بر شما. در واقع، اولین و اصلی‌ترین مسئله‌ای که مطرح است، این است که اگر کسی بخواهد حق خدای متعال را ادا کند، یک راه بیشتر ندارد و آن هم تقوا است. البته حق خدای متعال، آن‌طوری که شایسته ذات مقدسش هست، [توسط ما] ادا نمی‌شود؛ اما خدای متعال خودش مشخص کرده که چه چیزی را به عنوان ادای این حق می‌پذیرد و در ادای حق به چه چیزی رضایت داده است. فرمودند همین تقوا و بندگی خدا، برای کسانی که شاکرِ حق هستند و دنبال ادای آن می‌گردند، بس است.

معنا و امتداد آیه «وَالْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ»

جهت دومی که فرمودند، این عبارت است: «وَالْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ». اینجا ایشان می‌فرمایند وقتی حق و حقوقی بین کسانی برقرار است، یک طرف ذی‌حق است و یک طرف هم کسی است که حق به گردن اوست؛ یعنی حقی از کسی بر کس دیگری ثابت شده است. در میان ما انسان‌ها این‌طور است که وقتی حقِ طرف ادا می‌شود، کار تمام می‌شود، راه به آخر می‌رسد و مسئله به انجام می‌رسد. اما اینجا می‌فرماید خدای متعال این‌طوری قرار داده که شما اگر حقش را ادا کردید، این جریان دوباره امتداد پیدا می‌کند؛ یعنی وقتی شما حق خدا را ادا کردید، یک حق دیگری برای شما بر عهده خدا پیدا می‌شود: «وَالْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ». این باعث می‌شود شما هم حقی به گردن خدا پیدا کنید.

همان‌طور که عرض شد، حقی هم که ما انسان‌ها به گردن خدا داریم چیست؟ همین‌هایی است که خدای متعال تفضلاً بر خودش فرض قرار داده است. یعنی لازم نبوده این سلسله ادامه پیدا کند که وقتی ما حق خدا را ادا کردیم، تازه به گردن خدای متعال هم حقی پیدا کنیم؛ ولی خدای متعال تفضلاً این‌جور قرار داده که اگر کسی حق خدا را ادا کرد، دوباره به گردن خدا حق پیدا می‌کند. آن حق چیست؟ همه آن چیزهایی است که در قرآن کریم، خداوند برای خصوصِ انسان‌های باتقوا وعده داده است.

بررسی آیه «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» و شمول آن

عبارت «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» یک وعده الهی است. خداوند وعده داده و این رابطه، شرط و مشروط است؛ به حساب این شرط، هر جا شرط محقق شد، مشروط هم می‌آید. البته خدا این را به هر کسی وعده نداده است؛ به عموم مؤمنین و مسلمین و انسان‌ها وعده نداده، بلکه این را به خاصه متقین وعده داده است: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». شما تقوا داشته باشید؛ امیرالمؤمنین می‌فرمایند با این تقوایی که ما داشته باشیم، تازه داریم حق خدا را ادا می‌کنیم و کار بزرگی نکردیم. اگر کسی به گردن ما حقی داشته باشد و ما خیلی آدم خوبی باشیم، آن حق را ادا می‌کنیم. حالا وقتی ما تقوا را رعایت کنیم، تازه چکار کرده‌ایم؟ آن حق خدا را ادا کرده‌ایم و کار تمام می‌شود. اما خدای متعال این‌طوری قرار داده که اگر کسی مستمراً این حق من را ادا کند، «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»؛ من هم بر خودم فرض می‌دانم که این کارها را برایش انجام بدهم.

امیرالمؤمنین این مسئله را تعبیر می‌کنند به حقی برای مردمِ باتقوا، برای متقین بر عهده خدا: «وَالْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ». وقتی شما تقوا داشته باشید، این باعث ثبوت حقی می‌شود برای شما بر خدا. آن حق چیست؟ «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ». این جریان همین‌طور ادامه دارد در همه آیاتی که خدا به واسطه تقوا، وعده‌ای داده است. اینجا خدا کار را تمام نکرده که بگوید: «خب وظیفه‌تان بود؛ من این‌همه به شما نعمت دادم، شما را خلق کردم، حالا شما هم حق من این است که بندگی کنید و کار تمام است و دیگر درست می‌شود». نه، خدا کار را تمام نکرده و ادامه داده است؛ گفته شما بندگی کنید، تازه من شروع می‌کنم! تازه شروع می‌کنم به: «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»، «يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا»، «يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»، «يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ»، «يَغْفِرْ لَكُمْ»، «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» و... این‌ها همین‌طور ادامه دارد. شما یک حقی را که من بر شما داشتم ادا کردید، حالا در ادامه‌اش من بر خودم فرض می‌دانم که شمایِ اداکننده این حق را این‌طوری پذیرا باشم.

ضرورت استعانت از پروردگار در مسیر تقوا

این‌ها توضیح داده شد. «وَأَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ وَتَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَی اللَّهِ»؛ شما از خدا کمک بگیرید برای رعایت تقوا. «أُوصِيكُمْ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ»؛ سفارش می‌کنم که از خدا کمک بگیرید در چه چیزی؟ در رعایت تقوا. اگر خدا کمک نکند، نمی‌شود؛ این یک قاعده مسلم است. هیچ انسانی نیست که باتقوا باشد، مگر اینکه به استعانت الهی باتقوا شده باشد. خودش قدم برداشته، اما این توان را، این همت را، این اراده را، این اسباب را، این زمینه را و همه چیز را خدا فراهم کرده است. این انسان فقط کاری که کرده، این کارخانه را راه انداخته و چرخ‌دنده‌ها را به حرکت درآورده است. آدم بی‌تقوا این کار را نمی‌کند؛ آنجایی که باید یک قدم بردارد، برنمی‌دارد. آدم باتقوا آن قدم را برمی‌دارد؛ آن استارت و شروع کار را می‌زند و دیگر بقیه‌اش با خداست.

«أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ وَتَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَی اللَّهِ»؛ شما اگر هم بخواهید حق خدا را ادا کنید و همه آن‌چه را که خدا از خود شما خواسته درست ادا کنید تا کاری که به گردنتان است محقق بشود و این حق آن‌طور که متناسب با ظرفیت شماست ادا بشود، راهش همین تقواست؛ چیز دیگری نیست.

تقوا؛ حصن حصین و سپر بلای امروزِ انسان

تا اینجا یک جهت را مطرح کردند: «إِنَّ التَّقْوَى حَقُّ اللَّهِ عَلَیْكُمْ». چرا من این‌قدر سفارش به تقوا می‌کنم؟ چون تقوا حق خداست. امیرالمؤمنین کار را تمام نمی‌کنند و باز ادامه می‌دهند: «فَإِنَّ التَّقْوَى...»؛ دوباره بیان علت می‌کنند. چرا من این‌قدر تقوا را به شما سفارش می‌کنم؟ چون «فَإِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ». امروز، امروزی که در این دنیا دارید زندگی می‌کنید، اگر دنبال حرز می‌گردید —حرز هم که معلوم است چیست— اگر دنبال جُنّه می‌گردید، دنبال یک حصار محکم، یک حصن حصین و یک سپر بلا می‌گردید، نسبت به چه چیزی؟ نسبت به هر چیزی.

شما دچار مشکلات فردی هستید، درگیر امتحان‌های فردی، اجتماعی، یا سیاسی هستید، مبتلا به انواع و اقسام فتنه‌ها هستید؛ هر فتنه‌ای، هر گرفتاری و در هر جهتی که حساب کنید؛ چه در زندگی فردی و چه اجتماعی. جنبه اجتماعی که می‌آید، می‌تواند فرهنگی باشد، اقتصادی باشد یا سیاسی باشد. ما طلبه‌ها باید روی خیلی از این چیزها فکر کنیم و از درونش مطلب درآوریم. «التَّقْوَى الْحِرْزُ...»؛ وقتی بلاغت می‌خوانیم، می‌گوید این بیان، انحصار درش هست؛ یعنی اگر شما یک دانه حرز و سپر و حصن و محافظ و هر چیز دیگری که از این کلمات بگویی دنبالش می‌گردی، این نیست جز تقوا. کجا؟ «فِی الْیَوْمِ»؛ امروز، امروزی که داریم در این دنیا زندگی می‌کنیم. حالا شما حساب کنید.

رویارویی با فتنه‌ها و نقش تقوا در جهاد فرهنگی و اجتماعی

مشکلات ما از چه جهاتی است؟ فتنه‌هایی که مبتلا به آن می‌شویم از چه جهاتی است؟ هم فرهنگی داریم —تهاجم فرهنگی— هم اقتصادی داریم، هم سیاسی داریم، همه چیز داریم؛ نظامی داریم، هر چه که بگویید. در زندگی شخصی‌مان انواع و اقسام مشکلات و گرفتاری‌ها و تیرهایی از بلا و امتحان هست که به سمت ما نشانه رفته است. قاعده الهی هم هست که همه‌تان را امتحان می‌کنیم و مفتونید. «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»؛ همه‌تان مفتونید. این یک قاعده مسلم است که وقتی گفتید ایمان، فتنه‌هایی متناسب با ایمان می‌آید. خدا تعارف ندارد؛ هر قدم که می‌روی جلو، امتحانات و فتنه‌هایی متناسب با آن هست. گفتید حکومت اسلامی، فتنه‌ها و مصیبت‌هایی لازمه‌اش هست. یا به حکومت طاغوت تن می‌دهید که خب، خیلی از این فتنه‌ها را شاید ندارید، اما نوع دیگری از فتنه‌ها را دارید.

اما وقتی می‌گویید حکومت اسلامی می‌خواهیم، به فتنه‌هایی متناسب با این مبتلا می‌شوید؛ این‌ها مسلم است. دشمن است دیگر؛ تا قبل از حکومت اسلامی خیالش راحت بود و اعلام می‌کرد ایران جزیره امن و ثبات ما در منطقه است. خب، این ایران این‌قدر برای این‌ها جای خوبی بود؛ یک رختخواب نرم و گرم که زیرش هم انواع معادن و ظرفیت‌ها و شرایط بود و مفت می‌بردند. حالا حکومت اسلامی می‌شود و درمی‌افتد با سرِ فتنه، با سر و رأس خط باطل، با رأس کفر، با رأس ظلم. وقتی درمی‌افتد، آن‌ها که آرام نمی‌نشینند؛ آن‌ها هم هر کاری از دستشان بربیاید انجام می‌دهند؛ تهاجم نظامی، تهاجم فرهنگی، تهاجم سیاسی، تهاجم هر چیزی که اسمش را بگذاری. این‌ها همه می‌شود انواع و اقسام تیر بلا که در اثر انتخاب یک راهی به سمت ما نشانه گرفته می‌شود.

خدا می‌فرماید مؤمن می‌شوید، مفتون می‌شوید: «آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ». شما آمدید در خط ایمان، خب مبتلا می‌شوید، مفتون می‌شوید. این تیرهای بلا به سمتتان به حرکت می‌افتد و پرتاب می‌شود. حالا هر چه بیایید جلوتر؛ شما مؤمنینی هستید که ایستاده‌اید و انقلاب کرده‌اید که حکومت طاغوت نباشد و حکومت اسلام باشد؛ و انواع و اقسام مسائل دیگر، حالا چه سیاسی چه غیرسیاسی، هر چه. این‌ها را خدا... این را امیرالمؤمنین می‌فرماید که خب، این‌ها، این تیرهای بلا که از هر سمتی به سمت شما نشانه رفته، یک چیز هست که شما را حفظ می‌کند و آن هم تقوا است. یعنی ما اگر می‌خواهیم جامعه را از تهاجم فرهنگی دشمن حفظ کنیم، راهش این است که تقوا را به هر شکلی که می‌توانیم در جامعه پیاده کنیم؛ تقوا را پیاده کنیم، نه چیزهایی را که خودمان می‌پسندیم و ربطی هم به تقوا ندارد؛ آن‌ها مشکل حل نمی‌کند. نه از راه‌هایی که خلاف تقوا است بخواهیم مردم را دین‌دار کنیم؛ اگر راه و وسیله خلاف تقوا باشد نتیجه نمی‌دهد، هدف هم خلاف تقوا باشد نتیجه نمی‌دهد.

صیانت از حریم خانواده در پرتو تقوا

ما اگر می‌خواهیم خانواده‌مان، زن و بچه‌مان، اقواممان حفظ بشوند از تهاجم دشمن، باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا ایمانشان و تقواشان حفظ بشود. من الان برمی‌دارم زن و بچه را می‌برم یک مجلسی، یک جایی، یک فضایی، یک شرایطی که این‌ها آسیب می‌بینند؛ ایمانشان آسیب می‌بیند، به گناه می‌افتند. همنشینش، محیطی که در آن قرار گرفته، چیزهایی که دارد با چشم می‌بیند و با گوش می‌شنود، این‌ها از سنخ گناه و معصیت است. این دارد آن سپر بلا را از بچه‌هایم دور می‌کند؛ بچه‌هایم را دارم بی‌حفاظ و حصار رها می‌کنم آن وسط. اگر می‌خواهم حفظ بشوند، باید کاری کنم که تقوا اینجا حفظ بشود. در خانه‌ام تقوا را پیاده کنم؛ نگذارم چیزی پیش بیاید، کاری، تصمیمی، راهی، برنامه‌ای، معاشرتی، مجلسی، جایی بروم که این‌ها ایمانشان آسیب ببیند؛ این‌قدر مهم است: «إِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ».

خود خدا در قرآن می‌فرماید همه این دشمن‌هایی که شما دارید —دشمن‌های اسلام در یک کلمه— وقتی چند جای قرآن کریم خدا می‌خواهد یک راهی بدهد که ما جلو این دشمنانی که پشت به پشتِ هم ایستاده‌اند تا اسلام و مسلمان‌ها را نابود کنند چکار کنیم که این‌ها نتوانند بر ما غلبه کنند؟ شرطش را خدا تقوا می‌داند و صبر: «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا». خیلی هم تعبیر آیه مهم است: «لَا يَضُرُّكُمْ شَيْئًا»؛ ما که طلبه‌ایم می‌دانیم یعنی چه. «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا»؛ که خود این صبر زیرمجموعه تقوا است؛ یعنی یکی از دستورات تقوا، صبر است. منتها به خاطر اهمیتش در شرایط جنگ —جنگ با دشمن— صبر از آن چیزهای اصلی تقوا است که مورد نیاز است و خدا جداش می‌کند. می‌گوید صبر کنید، و صبر خالی هم کفایت نمی‌کند، تقوا هم باید داشته باشید. فکر نکنید اینجا صبر کنید اما جاهای دیگر هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید درست می‌شود؛ نه، صبری که کنارش تقوا باشد. تقوا که می‌آید یعنی همه‌جانبه، در هر جهت یا هر بعدی؛ اگر باشد «لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا»؛ هیچ آسیب نمی‌زند، هیچ آسیب. هیچ آسیبی نمی‌زند: «فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ». این همان تفسیر قرآن کریم است که دارد امیرالمؤمنین بیان می‌کند: «إِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ».

بی‌ثمر بودن نسخه‌های بیگانه با تقوا

ما مشکلات داریم؛ مشکلات فردی، در خانواده و بیرون. دوست داریم مبتلا نشویم، حفظ بشویم؛ اگر مبتلا به مشکل هم می‌شویم، به سلامت بیرون بیایم. چون نمی‌تواند کسی بگوید من اصلاً گرفتار نشوم؛ گرفتاری که مال زندگی است، جزء لازمش است. این‌که نمی‌شود. اما به سلامت از این فتنه عبور کردن مهم است. این راهش همینه؛ هر نسخه‌ای پیچیده بشود برای هر حل مشکلی، اگر به تقوا ربطی نداشته باشد نتیجه نمی‌دهد. روانشناس ما، جامعه‌شناس ما، اقتصاددان ما، هر کسی هر نسخه‌ای بپیچد که منافات دارد با تقوا، نمی‌تواند نظام را، نمی‌تواند مملکت را، نمی‌تواند مردم را واکسینه کند؛ نمی‌تواند. «الْحِرْزُ» یعنی واکسینه، هر طور که معنا کنی. «الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ» واکسینه نمی‌کند. چون یک چیز در عالم واقع و واقعیت —این‌طور که امیرالمؤمنین دارد خبر می‌دهد— محافظ و سپر بلا نیست، واکسینه نمی‌کند آدم‌ها را، آن هم تقوا است و لا غیر. هر کار فرهنگی، هر نسخه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هر چیزی در هر جا؛ برای تربیت فرزند، برای خانواده، برای حفظ زندگی، برای جامعه. ذهن را نباید برد در یک جهت خاص؛ هر جهتی که حساب کنی، هر نسخه‌ای پیچیده بشود که منتهی نشود به تقوا، رنگ و بوی این را نداشته باشد، با این منافات داشته باشد، این نتیجه نخواهد داشت. فرق نمی‌کند حالا این نسخه‌پیچ چه کسی باشد، چکار دارد می‌کند، از کجا آمده، آدم متدینی است، آدم درس‌خوانده‌ای است، نه؛ می‌شود همین وضعی که مبتلا هستید. نسخه پشت نسخه بپیچند برای مسائل مختلف، اما جواب نمی‌دهد، درست نمی‌شود. نسخه پیچیده می‌شود مثلاً برای یک برنامه‌ای، روح حاکم بر این برنامه به اعتراف خودشان این است که با عدالت منافات دارد؛ مثلاً یک زمانی من یادم است سال ۸۴ آقایی که از همین برنامه‌نویس‌ها بود، می‌گفت تا سال ۱۴۰۴ —که یعنی الان باشد— اصلاً امکان عدالت نیست؛ ما هیچ نسخه‌ای را نمی‌توانیم با عدالت تنظیم کنیم. وقتی عدالت را بگذاری کنار، یعنی همان حرف‌ها می‌شود که زدند که چرخ‌دنده توسعه، آن‌هایی که ضعیفند باید له بشوند و سرمایه دستِ سرمایه‌دار باشد؛ منافات صریح با آن چیزی که در اسلام هست، در دین هست و با عدلی که اسلام معرفی می‌کند دارد. خب، جواب نمی‌دهد؛ این می‌شود.

ضرورت تقویت بنیادین ایمان در جامعه

حالا نرود ذهنمان باز آنجا؛ بیایم در زندگیمان، بیایم در مسائل مبتلابه خودمان؛ دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، فردی، اجتماعی، همه‌اش. «التَّقْوَى الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ». نسخه می‌خواهیم بپیچیم برای مردم، برای خودمان؛ هر چه بپیچیم که منافات دارد و زاویه دارد با تقوا جواب نمی‌دهد؛ نمی‌شود. واکسینه نمی‌کند، محافظت نمی‌کند. این‌که مقام معظم رهبری بارها تأکید کردند شما اگر می‌خواهید جامعه فلان بشود باید ایمان را در جامعه تقویت کنید؛ ایمان، نه با ابزار غلط. ایمان باید در جامعه رشد کند. اخیراً فرمودند این چیزی که ما داریم ابوذر ساز نیست؛ آن ایمان ابوذری ازش درنمی‌آید؛ این نیست، ایمان است. تقوا هم برای همین است؛ چون اصل و اساس همان‌طور که عرض کردیم ایمان است؛ راه ایمان، رشد ایمان و تقویت ایمان هم یک چیز بیشتر ندارد و آن هم تقوا است؛ یک راه بیشتر ندارد.

حواسمان را باید جمع کنیم. «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»؛ زن و بچه را برنداریم هر جایی ببریم، در هر محیطی قرار بدهیم، با هر کسی معاشرت کنیم و بی‌خیال باشیم که چه کسی دارد چکار می‌کند. این‌ها همه‌اش منافات دارد. آدم باید مراقبت کند، مراقبت؛ که پایه‌های حفظ تقوا مراقبت است. می‌دانید این‌ها همه با هم مفاهیمی است که همه‌اش کنار هم است. بزرگان اخلاق ما این کلمات از زبانشان نمی‌افتاد؛ تقوا، مراقبه، مراقبه، تقوا، یاد خدا، ایمان؛ این‌ها مفاهیم اساسی و اصلی است. نه برای یک آدمی که می‌خواهد یک گوشه بنشیند عبادت کند؛ برای آدمی که می‌خواهد در این دنیا زندگی کند، هم دنیاش را تأمین کند و هم آخرتش. هم دنیا باید آباد باشد هم آخرت؛ نه دنیا خراب باید بشود به خاطر آخرت، نه آخرت باید خراب بشود برای دنیا؛ هر دو باید تأمین باشد. اما راهش، راهش را می‌فرماید همین است: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ». اگر یک منطقه‌ای، یک قریه‌ای پیدا می‌شد که این‌ها همه‌شان باتقوا بودند، برکت از زمین و آسمان به سرشان نازل می‌شد؛ دیگر قحطی و خشکسالی و کم‌آبی و گرانی و هیچی، این‌ها دیگر در کار نبود. یک روستایی، یک شهری، یک منطقه‌ای، یک قریه‌ای بود «لَفَتَحْنَا»؛ «لو» [یعنی اگر]، حالا نمی‌شود متأسفانه؛ ولی اگر بود چه خوب بود. سیاست می‌آید پیش: «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ»؛ مادی می‌آید... در خطبه دیگر امیرالمؤمنین که همین‌جا خواندیم، ایشان فرمود تقوا چه فایده‌ای دارد... «شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ»؛ فرمودند به واسطه تقوا؛ «دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ». مریضی روحی دارید، تقوا؛ مریضی جسمی دارید، تقوا؛ گره افتاده در کار، تقوا؛ مشکل دارید، تقوا؛ به بن‌بست خوردی، تقوا؛ دوراهی پیش آمده، چندراهی پیش می‌آید، نمی‌دانیم این‌ور بروم یا این‌ور بروم، این کار را انجام بدهم یا آن کار را انجام بدهم، از کجا بروم، سرگردان می‌شوی؛ یک چیزی می‌خواهی، یک ابزاری که اصلاً سرگردان نشوی، بهش می‌گویند فرقان: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا». اگر یک چیزی می‌خواهید که سرگردان نشوید و بفهمید آقا این غلط است و این درست، تقوا. هر دری به هر سمتی برویم، از نظر اسلام و امیرالمؤمنین —نه از نظر ماها؛ از نظر ماها، ما حرف‌های خودمان را می‌زنیم— ولی از نظر آن‌ها هیچ چیزی نیست جز تقوا. لذا آن‌ها که استاد این مسیر بودند، در همه این مسائل نسخه‌ای که می‌پیچیدند با این بود و کنار این بود و به هدف این بود و به وسیله این بود، با همه چیزِ این بود. از این جدا نمی‌شد علی. حرف می‌زند، باید حرف بزند از این؛ نمی‌شود جداش کرد. چون فردا هم یگانه راهی که شما را نجات می‌دهد و راحت می‌بردت بهشت، بدون آن دردسرهای قیامت و برزخ و گرفتاری‌ها و مسائلش، همین تقوا است. متقین دیگر چیزی از گرفتاری سرشان نمی‌شود؛ اولِ مرگ، اولِ آسایششان است؛ از این دنیا راحت می‌شوند، از آن به بعد هم راحتند. همه آیاتی که در قرآن هست راجع به آرامش و امنیت متقین است؛ و در روایات هست آرامش و امنیت متقین؛ با سلام و صلوات هم بروند بهشت و تازه آنجا اولِ...

وضوح مسیر تقوا و آسیب‌های اجتماعی گناه

«وَفِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ»؛ حالا تقوا را بخواهد کسی طی کند، خیلی واضح است. واجبات و محرمات و لا غیر؛ این دو تا هست صراط. واجبات خدا را یاد بگیرد انجام بدهد، پایش هم بماند، خجالت نکشد، نترسد، کم نیاورد، مصلحت‌سنجی نکند بی‌جهت؛ گناهان الهی را هم ترک بکند، آن هم همین‌طور. خجالت نکشد، نترسد، پایش بماند. گناه نباید بیاید در جامعه؛ این‌قدر فایده دارد تقوا که به خاطر حفظش امر به معروف و نهی از منکر را گذاشته‌اند که هیچ گناهی نباید در جامعه علنی بشود و جسور بشوند آدم‌ها در انجامش؛ نباید به آن نقطه برسد. گناه خیلی سنگین است؛ دنیاتان را خراب می‌کند، آخرتتان را خراب می‌کند، امنیتتان را از بین می‌برد؛ نهی از منکر مال همین است. نهی از منکرِ الهی؛ محافظت می‌کند از واجبات و محرمات که این‌ها حفظ بشوند و هیچ کسی نتواند واجبی را ترک کند علناً و حرامی را مرتکب بشود علناً.

آن‌وقت حالا می‌فهمی وقتی گناهی در جامعه علنی بشود و جسور بشوند، چقدر جامعه آسیب می‌بیند و دیده است؛ چقدر آسیب دیده که به این نقطه رسیده و چقدر از این به بعد آسیب خواهد دید. دیگر آن جامعه روی خوشِ امنیت را نخواهد دید؛ دیگر آن جامعه روی خوشِ آرامش را نخواهد دید، تا مادامی که هر گناهی... هیچ، فرق هم ندارد. حالا می‌گویی مثلاً این گناه نباشد، می‌گویند آن هم هست؛ آن هم نباشد؛ ظلم نباشد، فلان نباشد، بی‌حجابی هم نباشد، بدحجابی؛ همه‌اش. این‌که بعضی تقسیم می‌کنند گناه‌ها را که این‌ها مهم نیست و آن‌ها مهم‌تر است، این‌ها چیست؛ همه‌اش، همه‌اش نباید باشد. فرق نمی‌کند، در هر سطحی، به هر عنوان. حالا بعضی تا می‌گویی چرا حجاب را رها می‌کنی؟ می‌گویند ظلم در جامعه هست؛ خب باشد، کسی نگفته ظلم باشد خیلی هم خوب است، فقط مشکلمان حجاب است؛ نه، همه‌اش مشکل است، همه‌اش نباید باشد. نهی از منکر هم نسبت به همه‌اش صادق است؛ فرق نمی‌کند، نسبت به همه‌اش سر جای خودش؛ این گناه است، آن هم گناه است؛ این معصیت خداست، آن هم معصیت خداست. کسی هم که مسئولیتی یا لیاقتش را ندارد می‌آید به عهده می‌گیرد معصیت خداست؛ حقوقی هم که می‌گیرد غصبی است، مال حرام است؛ مزایایی هم که بهره‌مند می‌شود، صندلی‌ای را می‌گیرد، پستی را در اختیار می‌گیرد که لیاقتش را ندارد، این هم هست؛ کاری می‌کند ظلم است، سیاستی می‌چیند ظلم است؛ این‌ها هم هست، فرق نمی‌کند. هیچ آدم متقی هیچ حد و مرزی از این چیزها ندارد؛ هر چه از نظر خدا مردود است، مردود است. فرق نمی‌کند، در هر سطحی و هر شرایطی می‌خواهد باشد. سوا نمی‌کنند، تقسیم نمی‌کنند؛ این مهم‌تر است، این کم‌اهمیت‌تر است، این را ولش کنیم حالا فعلاً، آن را بچسبیم؛ همه‌اش با هم پیش می‌رود.

مسلوکها واضح، راه تقوا خیلی واضح است؛ واجبات و محرمات. رساله می‌خواند آدم یاد می‌گیرد؛ هر چه در رساله نبود استفتاء می‌کند، تمام شد.

سودآوری حقیقی و رهایی از خسران در پرتو تقوا

«وَسَالِكُهَا رَابِحٌ»؛ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ. آقا همه‌مان گرفتاریم، خسارت داریم می‌بینیم؛ «لَفِی خُسْرٍ» اصلاً در ظرف خسارت زندگی داریم می‌کنیم؛ خسارت همه وجودمان را گرفته؛ سرمایه‌هامان را داریم از دست می‌دهیم؛ عمرمان را، جوونیمان را، سلامتیمان را؛ دوروبریامان را کم‌وبیش آسیب زده‌ایم از رفتارهای غلطمان، تصمیم‌های غلطمان، کارهای غلطمان. همین‌طور «فی خسر»ـیم. اما یک عده‌ای نه: «ربحت تجارتهم»؛ نه، این‌ها از خسر درآمده‌اند؛ «إِلَّا...» یک عده‌ای هستند از خسر درآمده‌اند. می‌فرماید: «وَسَالِكُهَا رَابِحٌ»؛ کسی که بیفتد در خط تقوا، این دیگر از آن خسارت و خسران درآمده است؛ «رابح» یعنی دارد ربح و سود می‌برد؛ سود می‌برد. عمرش دارد آن هم طی می‌شود، جوانی‌اش هم آن هم دارد از دست می‌رود، سلامتی‌اش را او هم دارد از دست می‌دهد؛ اما عوضش چون در خط تقوا بوده خیلی چیزهای خوب پیش خدا محفوظ نگه داشته شده است. عمر داده، جوانی داده، اما جوانی را به بندگی خدا داده؛ خدا مباهات می‌کند به فرشتگان بر این جوانِ پاک. خب، این می‌شود ربح؛ که به به به به... این جوانی‌اش، مثلاً در این راه خرج شده؛ که اهل عبادت بوده. «أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ» نبوده است؛ که بیاید بعد تهش بگوید انگار جوانی مست بودم، خواب بودم، غافل بودم، نفهمیدم چجوری گذراندم؛ به چه گناهانی گذراندم؛ حالا پیر شدم از کار افتاده شدم نمی‌توانم خیلی آن گناهان را انجام بدهم؛ جوانی چکار که نکردم! «أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ»؛ یعنی مستیِ دوری‌ام از خدا. به باد دادم جوانی را. اما اگر با تقوا باشد، «وَسَالِكُهَا رَابِحٌ»؛ کسی که در خط تقواست، سالکِ مسیر تقوا باشد، این دارد سود می‌برد. این هم کم‌کم پیر می‌شود، این هم کم‌کم مریض می‌شود، این هم کم‌کم این پیری‌ها و مسائلش و گرفتاری‌هاش... اصلاً مسائل زندگی و گرفتاری‌هاش برای این هم پیش می‌آید، اما از دل همه این‌ها سود می‌برد. مریض هم می‌شود سود می‌برد، مصیبت هم می‌بیند سود می‌برد؛ از هر امتحانی و هر فتنه‌ای سود می‌برد: «ربحت تجارتهم».

تقوا؛ ودیعه و امانتی ضایع‌نشدنی نزد خداوند

«وَمُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ شما وقتی تقوا را مراعات می‌کنید، این تقوا مثل یک ودیعه‌ای است و امانتی است که شما پیش خدا می‌گذارید. شما می‌شوید مستودِع، خدا می‌شود مستودَع. تعبیر می‌کند امیرالمؤمنین تقوا را به یک امانت؛ یک کسی که تقوا را زحمت کشیده مراعات کرده، یک امانتی گذاشته پیش خدا؛ همین بندگی مثل امانتی پیش خدا محفوظه که بعداً این امانت را خدا خوب بهش برگرداند به آن چیزهایی که براش در نظر گرفته است. خدا که مستودع این تقوا هست و شما وقتی تقوا داشته باشید گم نمی‌شود، فراموش نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ خدا خوب حفظش می‌کند این امانت را، تام و کامل و البته چند برابر بهت برمی‌گرداند. شما حالا یک کار خوبی کردی هیچ‌کس هم نفهمید؛ آن بزرگوار که بفهمد کافی است، او می‌داند؛ حالا بقیه ندانند. او که می‌داند دیگر یادش هم نمی‌رود، نمک‌نشناسی هم نمی‌کند، لج هم نمی‌کند با ما، خیانت هم نمی‌کند، حافظ است؛ این را امانت گذاشتی پیشش، دارد، برمی‌گرداند بهت چند برابر هم برمی‌گرداند. نگران نباش حالا یک کاری را کردی بعد کسی هم نفهمید شما این کار خیر را کردی؛ نگران نباش، خدا می‌داند، برمی‌گرداند سر وقتش. تقوا گم نمی‌شود؛ سر سوزنی ازش ضایع [نمی‌شود]: «إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا»؛ ما قطعاً مزدِ کسی را که کار خیر انجام می‌دهد ضایع نمی‌کنیم، بهش می‌دهیم. حتی کفار که بهشت نمی‌روند و جهنم می‌روند، خدا مزدِ کارهای خیرشان را در این دنیا و حتی اگر در این دنیا تصفیه نشد، در جهنم بهشان می‌دهد؛ می‌دهد، حتی در جهنم. خیلی‌هاشان را در همین دنیا بهشان می‌دهد، لذاست که کفار خیلی وقت‌ها وضعشان خوب است، بد نیست؛ آب و هواشان، شرایطشان. دارند می‌گویند چرا آن‌ها این‌قدر وضعشان خوب است؟ بعضاً، حالا کلیت هم ندارد. ولی اگر بدهد، خدا در قرآن می‌فرماید اگر شماها خیلی چپ نمی‌کردید که خیلی من بهشان می‌دادم؛ تا شماها خیلی ضعیفید، هی نگاهتون به آن‌هاست که آن‌ها چرا این‌قدر وضعشان خوب است و ما چرا این وضع را داریم؟ خب، متوجه نیستید؛ خب من هم دارم با همان حساب‌کتاب پیش می‌برم کار را. شما هر چه به نفعتان، براتون بمونه برای آخرت بهتر است کارهای خیرتان، که بخواهم مزدش را بدهم. و هر چه از گناهانتان، آثار بدش را در این دنیا بهتان بدهم به نفعتان است، تا بخواهی بروی جهنم اثرش را بچشی؛ به نفعتان است. گناه کردید، کار بد کردید، اینجا بچشی بهتر است تا این‌که بخواهی بروی آن‌ور بچشی. مزد کارهای خوبت هم هر چه آن‌ور بدهم بهتر است؛ آنجا نه عذاب باشد، خیلی هم پرپیمون باشد. اما کفار نه، کفار آن‌ور که بهشت نیست؛ نیست، جهنم است. در جهنم، تا بشود همین‌جا، نشد تهش در جهنم براش جبران می‌کند: «وَمُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ این را امانت گذاشتی پیشش، دارد، برمی‌گرداند بهت، چند برابر هم برمی‌گرداند.

دعای پایانی سخنران

ان‌شاءالله خدای متعال به همه توفیق مرحمت کند؛ بیانات امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همیشه در گوشمان طنین‌انداز باشد، در قلب و جانمان بنشیند و در عملمان خودش را ان‌شاءالله نشان بدهد. پروردگارا به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده -. ما را در صراط مستقیم بمیران -. ما را با اهل صراط مستقیم محشور گردان -. توفیق عمل صالح، عمل با اخلاص، عبادت، بندگی، هر چه از کار خیر که تو می‌پسندی و مطلوب توست به ما عنایت بفرمای -. توفیق استفاده بیشتر و بهتر از این ماه شعبان و ماه رمضان به ما عنایت بفرمای -. اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، ارواح طیبه علما، شهدا، روح حضرت امام غریق رحمت بفرمای -. مشکلات ما برطرف بفرمای -. اسباب حل این مشکلات فراهم بفرمای -. کسانی که به این مردم و این دین خدمت می‌کنند، مخصوصاً مقام معظم رهبری محافظت بفرمای -. ما را قدردان ایشان قرار بده -. ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن -. دشمنانشان اگر قابل هدایت نیستند ریشه‌کن کن -. امر فرج امام عصر تعجیل بفرمای -. ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده -. عاقبت ما ختم به خیر بفرمای -. بالنبی و آله.

گزیده

۱. تنها مسیر ادای حق پروردگار

اولین و اصلی‌ترین مسئله‌ای که مطرح است، این است که اگر کسی بخواهد حق خدای متعال را ادا کند، یک راه بیشتر ندارد و آن هم تقوا است. البته حق خدای متعال، آن‌طوری که شایسته ذات مقدسش هست، ادا نمی‌شود؛ اما خدای متعال خودش مشخص کرده که چه چیزی را به عنوان ادای این حق می‌پذیرد و در ادای حق به چه چیزی رضایت داده است. فرمودند همین تقوا و بندگی خدا، برای کسانی که شاکرِ حق هستند و دنبال ادای آن می‌گردند، بس است. تقوا حق خداست بر شما و ادای این حق، رضایت الهی را به همراه دارد.

۲. وعده الهی؛ حقِ بنده بر خدا

اینجا می‌فرماید خدای متعال این‌طوری قرار داده که شما اگر حقش را ادا کردید، این جریان دوباره امتداد پیدا می‌کند؛ یعنی وقتی شما حق خدا را ادا کردید، یک حق دیگری برای شما بر عهده خدا پیدا می‌شود: «وَالْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ». خدای متعال تفضلاً این‌جور قرار داده که اگر کسی حق خدا را ادا کرد، دوباره به گردن خدا حق پیدا می‌کند. آن حق چیست؟ همه آن چیزهایی است که در قرآن کریم، خداوند برای خصوصِ انسان‌های باتقوا وعده داده است. گفته شما بندگی کنید، تازه من شروع می‌کنم به: «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ».

۳. موتور محرکِ بندگی

«وَأَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ»؛ شما از خدا کمک بگیرید برای رعایت تقوا. اگر خدا کمک نکند، نمی‌شود؛ این یک قاعده مسلم است. هیچ انسانی نیست که باتقوا باشد، مگر اینکه به استعانت الهی باتقوا شده باشد. خودش قدم برداشته، اما این توان را، این همت را، این اراده را، این اسباب را، این زمینه را و همه چیز را خدا فراهم کرده است. این انسان فقط کاری که کرده، این کارخانه را راه انداخته و چرخ‌دنده‌ها را به حرکت درآورده است. آدم باتقوا آن قدم را برمی‌دارد؛ آن استارت و شروع کار را می‌زند و دیگر بقیه‌اش با خداست.

۴. تقوا؛ یگانه سپر بلای امروز

امروزی که در این دنیا دارید زندگی می‌کنید، اگر دنبال یک حصار محکم، یک حصن حصین و یک سپر بلا می‌گردید، نسبت به هر چیزی، این نیست جز تقوا. شما دچار مشکلات فردی هستید، درگیر امتحان‌های اجتماعی، یا سیاسی هستید، مبتلا به انواع و اقسام فتنه‌ها و گرفتاری‌ها هستید. «التَّقْوَى الْحِرْزُ...»؛ وقتی بلاغت می‌خوانیم، می‌گوید این بیان، انحصار درش هست؛ یعنی اگر شما یک دانه حرز و سپر و حصن و محافظ و هر چیز دیگری که از این کلمات بگویی دنبالش می‌گردی، این نیست جز تقوا. تقوا یگانه سپر بلای امروزی است که در آن زندگی می‌کنیم.

۵. خط مقدم حفظ خانواده

ما اگر می‌خواهیم خانواده‌مان، زن و بچه‌مان، اقواممان حفظ بشوند از تهاجم دشمن، باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا ایمان و تقواشان حفظ بشود. اگر زن و بچه را ببرم در یک مجلسی، یک فضایی، یک شرایطی که این‌ها آسیب ببینند و ایمانشان آسیب ببیند، این دارد آن سپر بلا را از بچه‌هایم دور می‌کند؛ بچه‌هایم را دارم بی‌حفاظ و حصار رها می‌کنم آن وسط. در خانه‌ام تقوا را پیاده کنم؛ نگذارم کاری، تصمیمی، معاشرتی یا مجلسی بروم که این‌ها ایمانشان آسیب ببیند؛ این‌قدر مهم است: «إِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَالْجُنَّةُ».

۶. بطلان نسخه‌های بدون تقوا

ما مشکلات فردی، در خانواده و بیرون داریم. اگر مبتلا به مشکل می‌شویم، مهم این است که به سلامت از این فتنه عبور کنیم. هر نسخه‌ای پیچیده بشود برای حل هر مشکلی، اگر به تقوا ربطی نداشته باشد نتیجه نمی‌دهد. روانشناس ما، جامعه‌شناس ما، اقتصاددان ما، هر کسی هر نسخه‌ای بپیچد که با تقوا منافات دارد، نمی‌تواند نظام و مردم را واکسینه کند. هر کار فرهنگی، هر نسخه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی؛ برای تربیت فرزند، برای حفظ زندگی و جامعه؛ هر نسخه‌ای که منتهی نشود به تقوا و با آن زاویه داشته باشد، قطعا نتیجه نخواهد داشت.

۷. هزینه سنگین سکوت در برابر گناه

گناه نباید بیاید در جامعه؛ این‌قدر فایده دارد تقوا که به خاطر حفظش امر به معروف و نهی از منکر را گذاشته‌اند که هیچ گناهی نباید در جامعه علنی بشود و جسور بشوند آدم‌ها در انجامش. گناه خیلی سنگین است؛ دنیاتان را خراب می‌کند، آخرتتان را خراب می‌کند، امنیتتان را از بین می‌برد؛ نهی از منکر مال همین است. نهی از منکرِ الهی محافظت می‌کند از واجبات و محرمات که هیچ‌کس نتواند واجبی را ترک کند علناً و حرامی را مرتکب بشود علناً. وقتی گناهی در جامعه علنی بشود، دیگر آن جامعه روی خوشِ امنیت و آرامش را نخواهد دید.

۸. تجارت پرسودِ عمر

«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ». همه‌مان گرفتاریم؛ اصلاً در ظرف خسارت زندگی داریم می‌کنیم؛ سرمایه‌هامان، عمرمان، جوانی و سلامتیمان را داریم از دست می‌دهیم. اما یک عده‌ای از این خسران درآمده‌اند: «وَسَالِكُهَا رَابِحٌ»؛ کسی که بیفتد در خط تقوا، دارد ربح و سود می‌برد. عمرش دارد طی می‌شود، سلامتی‌اش را هم دارد از دست می‌دهد؛ اما عوضش چون در خط تقوا بوده خیلی چیزهای خوب پیش خدا محفوظ نگه داشته شده است. این آدم هم کم‌کم پیر می‌شود و گرفتاری‌های زندگی برایش پیش می‌آید، اما از دل همه این‌ها سود می‌برد؛ از هر امتحانی و هر فتنه‌ای سود می‌برد.

۹. امانتِ گمشده‌ندار نزد خدا

«وَمُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ وقتی تقوا را مراعات می‌کنید، این تقوا مثل یک ودیعه‌ای است و امانتی است که شما پیش خدا می‌گذارید. همین بندگی مثل امانتی پیش خدا محفوظ است. خدا که مستودع این تقوا هست و شما وقتی تقوا داشته باشید گم نمی‌شود، فراموش نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ خدا خوب حفظش می‌کند این امانت را، تام و کامل و البته چند برابر به تو برمی‌گرداند. نگران نباش حالا یک کار خیری کردی بعد کسی هم نفهمید؛ نگران نباش، خدا می‌داند و برمی‌گرداند سر وقتش. تقوا گم نمی‌شود؛ سر سوزنی از آن ضایع نمی‌گردد و پاداشش محفوظ است.

۱۰. صراط مستقیم؛ بدون مصلحت‌اندیشی

«وَفِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ»؛ تقوا را بخواهد کسی طی کند، خیلی واضح است: واجبات و محرمات و لا غیر. واجبات خدا را یاد بگیرد انجام بدهد، پایش هم بماند، خجالت نکشد، نترسد، کم نیاورد، مصلحت‌سنجی نکند بی‌جهت؛ گناهان الهی را هم ترک بکند، آن هم همین‌طور. خجالت نکشد، نترسد، پایش بماند. هیچ آدم متقی هیچ حد و مرزی از این چیزها ندارد؛ هر چه از نظر خدا مردود است، مردود است. سوا نمی‌کنند، تقسیم نمی‌کنند که این مهم‌تر است، آن کم‌اهمیت‌تر است، این را ولش کنیم فعلاً، آن را بچسبیم؛ همه‌اش باید با هم پیش برود.

فهرست

1️⃣ تقوا؛ حق الهی و راه بندگی

◽️ انحصار ادای حق پروردگار در رعایت تقوا

◽️ پذیرش و رضایت الهی در بندگی شایسته

2️⃣ مفهوم متقابل حق در تعامل بنده و خدا

◽️ ادای حق خدا؛ منشأ ایجاد حق تفضلی بنده بر پروردگار

◽️ تجلی پاداش الهی در وعده «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»

3️⃣ جایگاه استعانت الهی در مسیر بندگی

◽️ ضرورت کمک پروردگار برای تحقق و استمرار تقوا

◽️ نقش بنده در شروع حرکت و تأمین اسباب از سوی خدا

4️⃣ تقوا؛ حصن حصین و سپر بلای امروز

◽️ انحصار محافظت از فتنه‌های فردی و اجتماعی در تقوا

◽️ مواجهه با تهاجم فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دشمن

5️⃣ حفظ حریم خانواده و جامعه در پرتو دین‌داری

◽️ مراقبت از ایمان خانواده در برابر محیط‌ها و مجالس گناه

◽️ پیوند قرآنی صبر و تقوا در بی‌اثر کردن کید دشمنان

6️⃣ بطلان نسخه‌های بشری و وضوح صراط مستقیم

◽️ بی‌ثمر بودن طرح‌های فرهنگی و اقتصادیِ بیگانه با تقوا

◽️ تبیین صراط مستقیم در مرزبندی دقیق واجبات و محرمات

7️⃣ سودآوری حقیقی و امانت‌داری پروردگار

◽️ رهایی سالکِ متقی از خسران و سرمایه‌گذاری ابدی عمر

◽️ ماندگاری اعمال صالح به عنوان ودیعه محفوظ نزد خدا

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

آثار و فواید تقوا

موضوع: صوت کامل سخنرانی