
مرز میان مدارا و انفعال؛ صبر تا کجا؟
همیشه عرض کردهایم: مدارا، صبر و تحمل در مواجهه با مشکلات به این معنا نیست که اگر راهحلی برای آن مشکلات وجود دارد، انسان آن را رها کند.
۱. مدارا به معنای دست روی دست گذاشتن نیست
خیلی وقتها مشکلاتی برای آدمها به وجود میآید که راهحلی دارد؛ البته منظورم راهحل درست است، نه راه غلط. میشود راهی را رفت و مشکل را حل کرد، ضمن اینکه انسان همزمان مدارا هم میکند؛ یعنی کار را خرابتر نمیکند. باید آن راهحل را هم طی کرد. حال اگر اینجا کسی بگوید: «ولش کن، من دیگر همینطور مینشینم و فقط نگاه میکنم»، در حالی که راه صحیح وجود دارد و باید برود، خدا اینطور نمیپسندد که انسان فقط بنشیند و دست روی دست بگذارد. راه صحیحش را باید رفت.
۲. خطرِ بریدن و آغاز مصیبتها
اما صحبت در جایی است که فعلاً راهحل صحیحی وجود ندارد، یا اگر هم هست، الان نتیجه نمیدهد و اوضاع بدتر میشود. در آنجاها بله، جا دارد که هر چه پیش برویم، صبر کنیم. چرا؟ چون اگر یک جایی کوتاه آمدید (صبر را شکستید) و گفتید: «من از حالا به بعد دیگر میخواهم کنار نیایم»، آنجا آغازِ مشکلات بدتر و مصیبتهای بیشتری است.
۳. دشمنی که آرامش شما را نشانه گرفته است
نقطه شروع این ناآرامیها همانجایی است که شیطان میخواهد. خداوند در قرآن کریم میفرماید که شیطان با شما دشمنی دارد. چه دشمنی عجیبی هم با شما دارد!
(در حقيقت، شيطان دشمن شماست، شما [نيز] او را دشمن گيريد.)
دشمنیاش اینگونه است که اصلاً حاضر نیست ببیند شما آرام هستید. اگر با شوهرت میانهات خوب است، شروع میکند به بههم زدن؛ بالاخره از این در، از آن در وارد میشود. اگر با کس دیگری خوب هستید، با اقوام شوهر خوب هستید، با اقوام خودت خوب هستید، با همسایه خوب هستید، این شیطان تلاش میکند این رابطه را بههم بزند. این کارِ اوست، نیتِ اوست.
۴. صبر، حقیقتی بدون تاریخ انقضا
لذا تحمل و صبر حدی ندارد که بگوییم آنجا دیگر مجاز هستید از کوره در بروید و بیصبری کنید. نه! صبر برای همه جای زندگی است. وقتی قرآن را میخوانید، میبینید خدا درباره صبری که حرف زده، بسیار تأکید داشته است. خیلی باید به این نکته توجه کرد.