
ابعاد ایمان؛ از باور به وعدههای الهی تا استقامت در سختیها
آن ایمانی که انسان را حفظ میکند، همه اینها هست و چیزهای بیشتر. ایمان به خدا، به حرفهای خدا و به وعدههای خدا. ایمان به اینکه اگر ما صبر داشته باشیم، موفق میشویم؛ انشاءالله خدا یاری میکند و پیروز میشویم.
۱. تقابل عقل ناقص با کلام وحی
خداوند متعال در قرآن کریم سخنانی فرموده است. در مواجهه با کلام الهی، انسانها دو دسته میشوند: دستهی اول کسانی هستند که این حرفها را قبول ندارند. زبان حالشان این است که: «خدا بهتر از ما که بلد نبوده؛ ما خودمان بهتر از خدا بلدیم و این کارها (دستورات دین) نتیجه نمیدهد.» اما دستهی دوم کسانی هستند که وقتی خدا حرفی زده، آن را میپذیرند، باور میکنند و قبول دارند.
۲. رمز موفقیت: استقامت و زمان
نکته کلیدی اینجاست: اگر انسان پایِ این حرف بایستد، به تعبیر قرآن کریم «استقامت» کند و صبر داشته باشد، قطعاً نتیجه میگیرد. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
(به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است»، سپس استقامت کردند...)
رسیدن به نتیجه، صبر میخواهد، زمان میبرد و استقامت نیاز دارد. اینطور نیست که بلافاصله حاصل شود؛ ممکن است یک سال، دو سال یا گاهی بیشتر طول بکشد. این همان ایمان است. متأسفانه اکثر افراد در همین مرحلهی صبر کم میآورند. کسی که این مسیر را قبول دارد، ایمانش در حدی است که این حقایق را پذیرفته است.
۳. اگر کسی در این مورد خاص (مثل استقامت) قوی باشد اما مثلاً شیعه نباشد چه؟
ممکن است برخی افراد ایمانشان به حرفهای خدا در قرآن کریم – مثلاً در مورد قانون تلاش و نتیجه – قوی باشد، تجربه کرده باشند و دیده باشند که جواب میدهد. بله، ایمانِ این بخش زیاد است، ولی ایمانشان از جهات دیگر اشکال اساسی دارد.
چیزی که اسلام میخواهد، این است که ایمان از همه جهت سالم باشد. اما آن افراد ممکن است از جهاتی قوت و از جهاتی ضعف داشته باشند. خیلی از آدمها همینطور هستند؛ یک چیزهای خوبی را قبول دارند و یک چیزهایی را قبول ندارند.
۴. حقیقت ایمان: باور به همراه التزام
به «قبول داشتن» و «اعتقاد»، ایمان میگویند. آن بخشهایی را که فرد قبول ندارد، نقطه ضعف اوست و از همانجا آسیب میبیند. بگذارید مثالی در زندگی خانوادگی بزنم. دو خانم را در نظر بگیرید: یکی اعتقاد دارد که: «من هرچه تلاش کنم و با مسائل و مشکلات همسرم بسازم، صبر کنم و حوصله به خرج دهم، به نفع زندگی خودم است.» این باور، یک نوع ایمان است. خانم دیگری چنین اعتقادی ندارد؛ یعنی آن ایمانی که نفر اول داشت را این فرد ندارد.
بنابراین، وقتی میگوییم ایمان، منظورمان این است که انسان اعتقادهای صحیح و باورهای صحیح را داشته باشد و به آنها ملتزم باشد.