
مرز باریک شکر و خودپسندی
اگر احساس کنیم که تغییر کردهایم و آدم خوبی شدهایم، آیا این احساسِ رضایت نشانه «عُجب» و خودپسندی است؟
این مسئله دو حالت دارد؛ بستگی دارد نگاه شما به این تغییر چگونه باشد.
۱. انتساب به خدا (شکر)
یک وقت آدم میگوید: «نه، من خودم این کار را کردم؛ همه چیزش را خودم درست کردم و به خودم بود.» این یک حالت است. اما یک وقت نه، انسان این خوبی و تغییر را به خدا ربط میدهد. اگر این تغییر را به خدا نسبت داد، مصداق این ذکر شریف میشود که:
(خدایا! هر نعمتی که در دست ماست، از جانب توست).
یعنی باور انسان این است که خدایا! ما هرچه نعمت داریم، چه نعمت مادی و چه نعمت معنوی، هرچه که داریم، تو دادهای؛ خدا کمک کرده و خدا اسبابش را فراهم کرده است. اگر نگاه این باشد، این احساس نهتنها بد نیست، بلکه خیلی هم خوب است و عین شکرگزاری است. در واقع این خودآگاهی معنوی است که به تواضع بیشتر ختم میشود.
۲. تکیه بر خود (عُجب)
اما یک وقت هست که فرد میگوید: «نه! این منِ خودم هستم؛ کس دیگری نبوده است. خودم تلاش کردم، زحمت کشیدم و خودم به دست آوردم.» اینجا بله؛ این خطرناک است. این همان نقطه آغاز عُجب و انحراف است. وقتی انسان توفیقات الهی را نادیده بگیرد و همه چیز را به قدرتِ محدود خود گره بزند، دچار منیت شده و این حالت مایه سقوط او خواهد بود.