
فلسفه رنج و دنیا؛ کارخانه انسانسازی
چرا خداوند دنیا را با سختی و رنج همراه کرده است؟ اگر خدا مهربان است، دلیل وجود این همه دشواری در زندگی چیست؟
خوب دقت کنید... اگر بنا بود هیچ سختی و رنجی در کار نباشد، اینجا دیگر دنیا نمیشد؛ میشد بهشت! اینجا «دارِ امتحان» است. خاصیت دنیا این است که انسانها در دلِ همین سختیهاست که عیارشان مشخص میشود. در این شدائد است که معلوم میشود چه کسی چقدر همت به خرج میدهد، چقدر تلاش میکند و چه چیزهایی واقعاً برایش اهمیت دارد.
۱. کیمیای رنج
این سختی است که انسان را آبدیده میکند. سختی است که انسان را میسازد. شما هیچکس را پیدا نمیکنید که صرفاً با رفاه و آسایش، آدم برجستهای شده باشد. به علمای بزرگ ما نگاه کنید، به شهدای ما و شهدای برجسته ما بنگرید؛ هیچکدام از اینها را نمیبینیم که در ناز و نعمت و رفاه به این جایگاه رسیده باشند.
اگر کسی «کسی» شده است، اگر بعضی علما اینقدر برجستهاند و اگر برخی شهدا تا این حد والا هستند، دلیلش چیست؟ وقتی به زندگیشان نگاه میکنید، میبینید سختیهای زیادی کشیدهاند. با سختی است که انسان، «انسان» میشود. رنج در واقع کوره آزمایش است که ناخالصیها را از بین میبرد.
(که ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم [و زندگی او پر از مشقت و امتحان است]).
بنابراین، رنجهای دنیا نه از سرِ بیمهری خدا، بلکه دقیقاً بهخاطرِ تکامل ماست. همانطور که طلا برای پاک شدن باید در آتش بسوزد، روح انسان نیز برای رسیدن به مراتب عالی، نیازمند عبور از مسیرِ پرفرازونشیبِ ابتلائات است.