
خشم، جنون آنی و شیطنت کودکان
شما فرمودید که ریشه عصبانیت، کمعقلی است. ما هم تصمیم میگیریم که عصبانی نشویم، اما واقعیت این است که شیطنت و اذیتهای بچهها گاهی طاقتفرسا میشود و آدم را از کوره در میبرد. در برابر این رفتار کودکان چه باید کرد؟
در روایات داریم که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند:
یعنی تندی و عصبانیت، شعبه و گونهای از دیوانگی است. این یعنی در لحظه خشم، عقل تعطیل است و «نفس اماره» دارد حکومت میکند. نفس میگوید: «الان که عصبانی هستی، این حرف را بزن؛ بزن تا دلت خنک شود!» اما عقل میگوید: «نزن».
۱. اقتضائات سن کودک
اما در مورد بچهها؛ ببینید، کسی که خربزه میخورد باید پای لرزش هم بنشیند دیگر! اینها بچه هستند؛ بچه که ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ سالش نیست که به او بگویید مؤدب باش، برو این گوشه بنشین و کتاب بخوان. کودک احتیاجش به بازی کردن، شیطنت و این مسائل است. خدا این میل را در وجودش گذاشته تا عقل و جسمش رشد کند. رشد کودک با همین مسائلی است که ما میبینیم و متأسفانه گاهی تحمل نمیکنیم.
۲. مرزهای تنبیه و خشونت
حالا گاهی دعوا و ناراحتی، شاید گناه نباشد؛ اما نباید شدت بگیرد. نباید طوری باشد که آدم دعوا کند و بچه وحشت کند؛ صدایش را طوری بالا ببرد که وحشت بر خانه حاکم شود؛ یا خداینکرده بچه را بزند در حد شدیدی که دیه به آن تعلق بگیرد. خب اینها جایز نیست. تنبیه بدنی آنجایی است که دیگر آخرین مرحله است و به این زودیها هم اصلاً آدم به آن نمیرسد. یعنی پدر و مادری که اصول تربیتی را مراعات کنند، شاید اصلاً کارشان به زدن نرسد. کجا میخواهد به زدن منتهی شود؟ اگر قواعدش را مراعات کنند، نیاز نیست. یک مقدار هم باید سعهصدر را ببریم بالا دیگر؛ اینها دارند رشد میکنند.
۳. خانه یا موزه؟
نکته دیگر اینکه آن چیزهایی را که خطر جدی برای بچهها ایجاد میکند، باید زمینهاش را از جلو دستشان دور کرد. ما خانه را پُر از چیزهایی کردهایم که بچه نمیتواند در آن آزاد باشد. زندگیها هم که حالا شده در آپارتمانهای کوچک؛ نه بچه میتواند بازی کند، نه هیچ کاری میتواند بکند. خب بچه احتیاج دارد به این تحرکها. بعد بچه میخواهد بازی کند، یا مشکل همسایه هست یا مشکل وسایلمان هست که میشکند. میخواهیم بچه را محصور کنیم، خب آسیب میبیند دیگر. باید جبران کنیم و جایگزین کنیم. اگر در خانه امکانش نیست، بیرون از خانه یک وقتی میطلبد که بگذاریم برای این کار تا بچه تخلیه شود.