
بصیرت و مدیریت شیطان در مرزهای دور
آیه شریفه «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» چه ویژگی خاصی را برای اهل تقوا در برخورد با وسوسههای ناگهانی شیطان بیان میکند؟
در این آیه شریفه، خداوند یکی از ویژگیهای آدمِ با تقوا را اینطور میفرماید که اینها وقتی سر و کله شیطان پیدا میشود، [هوشیارند]. ببینید، اتفاقی افتاده، الان آدم آماده است عصبانی شود؛ مسئلهای پیش آمده، آماده است بههم بریزد؛ زمینهای پیش آمده، آماده است گناه کند. حالا هر گناهی؛ این یعنی یواش یواش سر و کله شیطان دارد پیدا میشود. در کوچه و خیابان دارد راه میرود، زمینه «نگاهِ گناه» است. دارد حرف میزند، زمینه حرف غلط و گناه است؛ اهانتی، تندیای، دروغی. اتفاقی افتاده، زمینه عصبانیت هست. مجبوریم و باید این مسئله را تکرار کنیم؛ چون اینها پیش میآید.
۱. تفاوت متقین با دیگران
فرق متقین با بقیه چیست؟ بقیه میروند و میافتند توی دلِ گناه؛ میرود و میرود تا به گناه هم میافتد. متقین نه؛ وقتی احساس میکند اگر از اینور رفتم، به گناه میافتم، وقتی سر و کله شیطان دارد پیدا میشود، زود چشمهایش را باز میکند، زود حواسش را جمع میکند، خودش را جمع میکند و آن زمینه گناه را زود از بین میبرد. مثلاً من با این آقا هر وقت حرف میزنم دعوایمان میشود، تند میشویم، بدفکری و بددهنی و این چیزها پیش میآید؛ خب این [آدم متقی] زود صورتمسئله را پاک میکند و تمامش میکند دیگر.
۲. پاک کردن صورتمسئله
قرآن کریم میفرماید:
وقتی مواجه میشوم با آدمی که از سرِ جهالت، رفتار بدی کرد، حرف تند و بدی زد، اهانتی کرد، اینها هم نمیایستند با او دهانبهدهان شوند؛ فرار میکنند. «قَالُوا سَلَامًا»؛ یک حرف خوبی میزنند، زود تمامش میکنند و رد میشوند و میروند. نمیمانند تا گناه بیاید و بیاید، شیطان بیاید و بیاید و اینها را بغل کند و در آغوش بگیرد. چشمهایش را باز میکند و از تجربهای که دارد استفاده میکند. وقتی سر و کله شیطان پیدا شد:
(به یاد خدا میافتند و ناگهان بینا میشوند.)
اما غیر متقین نه. گوشی را باز میکند، میرود و میرود تا یکوقت زمینهاش هم که پیش آمد، گناهش را هم میکند. توی کوچه و خیابان هم همینجور، با آدمها هم که حرف میزند همینطور. مسئلهای پیش میآید، آماده است عصبانی شود، تند شود؛ همینجور هست تا بیاید. عصبانی هم میشود، توی عصبانیتش هم حرف میزند، خراب میکند و تصمیم میگیرد. اینها مشکل است.
۳. دفع خطر قبل از وقوع
این آیه از آن آیات مهمی است که دارد سیره و روش آدمهای با تقوا را یاد میدهد که اینها اینجوری هستند. مثل الان؛ مثلاً کار عاقلانه چیست؟ ما وقتی مثلاً احتمال میدهیم یکوقت دشمن حمله کند، باید چشمهایمان را خوب باز نگه داریم، غافل نشویم، زمینههایش را از آن «عقبعقبها»، از آن «دوردورها» خلاصه از بین ببریم؛ نه اینکه بنشینیم تا دشمن بیاید بغل گوشمان، بعد حالا دستبهکار شویم. حالا نسبت به دشمن درونیمان هم که شیطان هست، آنهم همینجور است. عقل حکم میکند، میگوید: دشمن را آن عقبها نگهش دار، نگذار بیاید تا لبِ مرزت.