
راز حکمت در وصیتنامه شهدا
بله، نکته دقیقی است. البته منظور «وصیتنامه شهدا» است، نه هر وصیتنامهای. ایشان فرمودند: پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند، یک بار هم مقداری از این وصیتنامه شهدا را بخوانید. اما چرا؟
۱. خلوص در انتهای خط دنیا
زمانی که شهدا به دفاع مقدس و میدان جنگ میرفتند، آنجا چه خبر بود؟ همهاش بیابان بود و به تعبیری «تهِ خط دنیا». هیچچیز از تجملات و زینتهای دنیا آنجا وجود نداشت؛ بحث کشته شدن، مجروح شدن و از بین رفتن بود. چون هیچ تجمل و زینتی از دنیا جلوی چشم اینها نبود، لذا خیلی از دنیا بریده میشدند و روح ایمان در آنها بسیار قوی میشد.
۲. زایش حکمت از دل ایمان
وقتی روحِ ایمان در کسی خیلی تقویت شود، حرفهایش تبدیل به «حرفهای حکیمانه» میشود. دیگر حرفهای بیهوده، چرتوپرت و بیپایه و مبنا در کلامش کم میشود و از بین میرود؛ که البته این میزان حکمت، بستگی به مقدار ایمان فرد دارد.
۳. ره صدساله در یک شب
لذا گاهی میبینید کسی پنجاه سال خدا را عبادت کرده؛ یعنی نماز خوانده، روزه گرفته و مسجد رفته است، اما هنوز از آن حقیقتِ ایمان بهرهای نبرده است. هنوز دل در گروِ دنیا دارد؛ هنوز پست، مقام، پول و اعتبارش برایش مهم است و گاهی دینش را هم خرج اینها میکند. هنوز آن وابستگیها در او هست و گرفتاریهای اخلاقی را دارد. چنین فردی با پنجاه سال عبادت، به یکی از حرفهایی که گاهی بعضی شهدا در اثر آن شرایط خاص به آن میرسیدند، نمیرسد.
به همین دلیل امام فرمودند حرفهای اینها را بخوانید. جوان ۱۸ سالش بوده، اما چنان حرف میزند که یک طلبه در حوزه ممکن است بعد از یک عمر نتواند به این حرفها برسد. یک انسان اهل نماز و روزه ممکن است بعد از یک عمر هنوز نتوانسته باشد به الفبای این حرفها برسد که این جوان، اینقدر حکیمانه و پرمحتوا بیان کرده است. اینجا وقتی انسان این وصیتنامهها را میخواند، احساس شرمندگی میکند که ما چقدر ادعا داریم و آنوقت بعضیها از کجا پیدا شدند، پریدند و رفتند.