
نفوذ کلام معلم و هنر تسخیر دلها
این کار مصداق «نهی از منکر» است؛ البته نهی از منکر با شرایط، راهها و مراتب خاص خودش. گاهی اوقات یک معلم خوب میتواند از راه مناسبی وارد شود، حرف بزند و ارتباط برقرار کند. اگر از سر دلسوزی با دانشآموز حرف بزند و نصیحتش کند، گاهی مؤثر واقع میشود. معلم اگر بتواند دلهای اینها را جذب کند، آنوقت میتواند به آنها سمت و سو بدهد و خیلی چیزها را منتقل کند.
۱. جذب دلها با وقار و ایمان
البته توجه داشته باشید که دلِ اینها با کارهای جلف و سبک به دست نمیآید. در انسان باید آرامش و ایمانی باشد تا اثر بگذارد. همه انسانها که از فطرت الهی برخوردارند، وقتی با این آرامش و اطمینان مواجه میشوند، اصطلاحاً «نَم میگیرند»، اثر میپذیرند و تحت تأثیر قرار میگیرند؛ حالا به فراخور ظرفیت خودشان، یکی کمتر و یکی بیشتر. اتفاقاً همین بچهها چون روحشان سالمتر است، این ارتباطها با آنها راحتتر برقرار میشود.
۲. جادوی کلامِ برخاسته از ایمان
اگر انسان ایمان خودش را تقویت کرده باشد، میتواند اثرگذار باشد. حتی اگر طرف مقابل بچهای باشد که خیلی هم آسیب دیده است، حرفی که یک انسان باایمان به او بزند، بیشتر اثر دارد تا حرفی که ناشی از ایمان نیست. خداوند در حرفی که منشأ آن ایمان باشد، اثر خاصی قرار میدهد؛ چه برای بچه و چه برای بزرگسال.
این یک واقعیت دینی، الهی و ایمانی است. همهچیز در گروِ خدا و ارتباط با خداست. اگر این ایمان باشد، همانهایی که زمینهاش را دارند میآیند و جذب میشوند.
۳. صبر در نتیجهگیری
آن کسی هم که زمینهاش را دارد یا ندارد، گاهی حرفی که آدم میزند روی او تأثیر دارد؛ ممکن است الان گوش ندهد، اما یک روزی شاید همین حرفِ شما تلنگری در ذهنش بشود و خودش را اصلاح کند. بعضیها تأثیرپذیریشان مالِ چند سال دیگر است؛ الان نیست. الان یک چیزی میگویید و میبینید عوض نشد و هیچ کاری هم نکرد؛ اما شاید چند سال دیگر یادِ حرف شما بیفتد و اثر بگیرد. بودهاند و هستند کسانی که اینگونه تغییر کردهاند.