
شتاب در بندگی و آفتِ بهانهتراشی
پرسش: چگونه میتوانیم مصداق دستور قرآنی «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ...» باشیم؟ آیا مسائلی مانند حالت «اِدبار» (سنگینی و بیمیلی روحی) یا نداشتنِ کشش و ظرفیت، میتواند توجیهی برای کم کردن سرعت و استراحت در مسیر بندگی باشد؟
هر کاری که سبب مغفرت و رحمت الهی باشد، مصداق این آیه است که میفرماید:
یعنی بشتابید؛ هر عمل صالح و هر کار خیری را شامل میشود. قرآن میگوید بدوید، سرعت بگیرید؛ شُل و کُند و اینطور چیزها نه!
۱. توهمِ فرصت و حرکت لاکپشتی
نباید اینطور باشد که بگوییم: «خب امشب عبادت کردیم، دیگر فردا صبح مال استراحت است.» وقتِ استراحت خیلی نیست. فردا صبح هم همینجور است، بعدش هم همینطور. ما آنقدر سطحِ استفاده مفید از عمرمان را پایین آوردهایم که وقتی میخواهیم یک برنامه مفید روی آن قرار دهیم، کأنّه میخواهیم معجزه کنیم! نباید اینطور باشد. ما از آنهایی که اهلِ جهاد و تلاش و اجتهاد و کوشش هستند، خیلی عقبیم؛ خیلی با آنها فاصله داریم. آدم باید خودش را با آنها مقایسه کند، نه با وضعیتِ قبلِ خودش که حالا یک حرکت لاکپشتی داشته و اکنون میخواهد یکقدم تندتر برود، فکر کند دارد زلزله میشود! نه آقا؛ شبِ جمعه، شبِ جمعه است؛ صبحِ جمعه هم صبحِ جمعه است؛ هر کدام مالِ خودشان هستند. نباید گفت چون شبِ جمعه بیدار بودیم، صبحِ جمعه را رها کن. این نشان میدهد که آدم آن «مسافر بودن» را جدی نگرفته است. فکر میکند وقت زیاد است، در حالی که وقت کم است. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» (سبک شوید تا ملحق شوید)؛ وقت را کم بشمارید و فرصتها را دریابید.
۲. سوءاستفاده از مفهوم «اِقبال و اِدبار»
بعضیها به اسم «اِقبال و اِدبار» (حالات خوش معنوی و حالات کسالت) دارند سرمایههایشان را به باد میدهند. «اِدبار» گاهی میآید؛ اما موقت است، کم است و باید زود تمامش کرد. نباید آدم بنشیند تا خودِ این حالت تمام شود؛ یکوقت میبینی ۵۰ سال طول میکشد! اینجوری که نمیشود. حضرت فرمودند در زمان ادبار به واجبات اکتفا کنید تا عبور کنید، نه اینکه در آن بمانید. باید تلاش کنی خودت را از ادبار در بیاوری. آن حالت ادبار مالِ یک روز است، دو روز است، نه مالِ شش ماه و یک سال! ما سرمایههایمان را جدی نگرفتهایم؛ خوابیم، خواب! همهاش در کارمان توجیه داریم. اگر آدم با خودش صادق باشد، این چیزها را زود حل میکند و در آن نمیماند.
۳. مشکل در «میل» است نه «توان»
آیا نفسهای مختلف کششِ عبادت زیاد را دارند؟ بله، همه میتوانند؛ منتها به تدریج. شما اگر به همین افراد بگویید الان زیرِ قله این کوه یک گنجِ طلای آنچنانی هست، میروند و کوه را میکنند؛ پس توانش را دارند. چرا چیزهای دیگر (معنویات) را که سادهتر از کندن کوه است نمیخواهند؟ چون «میل» آن نیست. باید چهکار کرد؟ باید بهتدریج زیادش کرد. اگر مداومت باشد، در فاصله ۵ تا ۶ ماه حل میشود و آنچنان زمانی هم نمیبرد.