
مرز یأس و بیداری در مصیبتها
برخی از اطرافیان ما به خاطر فوتهای پیدرپی نزدیکان، نسبت به زندگی بدبین و ناامید شدهاند؛ به طوری که امور روزمرهشان مختل شده و میگویند: «در این دنیا قرار نیست آب خوش از گلویمان پایین برود.» آیا این حد از یأس و بیتوجهی به زندگی مطلوب است؟
اشکالی ندارد؛ منتها این حالت باید به «اصلاح آخرت» کمک کند. اتفاقاً خوب است؛ اصلاً میخواهند که انسان به همین حالت و دیدگاه برسد. البته نباید اسمش را یأس مطلق گذاشت؛ اگر منظور «یأس از دنیا» است، بله درست است؛ چون واقعیتِ بودن در دنیا همین است و هیچچیز در آن (به معنای ماندگاری و ثبات) واقعی نیست.
مدیریتِ بیرغبتی
اما در مورد اینکه کارهایشان مختل شده، باید این حالت را کنترل و مدیریت کرد. اگر منظور ترکِ کارهای بیخود و بیفایده است، بله؛ خیلی از کارها و مشغولیتهای فکری و وقتیِ ما بیفایده است و اگر ترک شود خوب است.
اگر انسان بتواند از این حالت استفاده کند و در آن سمتِ درست حرکت نماید، بسیار خوب است؛ ولی معمولاً افراد نه به آن سمت حرکت میکنند و نه بلدند؛ ضمن اینکه این حالت دوام هم ندارد، تمام میشود و موقتی است... شما خیلی نگران نباشید و جدی نگیرید.