
راز عنایات خاص الهی
گاهی شنیده میشود که برخی افراد با وجود اینکه در زندگی آدمهای درستی نبودهاند، با انجام یک کارِ بهظاهر کوچک (مثلاً آب دادن به یک حیوان تشنه) ناگهان ورق زندگیشان برگشته و درهای رحمت و عنایات خاصی به رویشان باز شده است. آیا این افراد ویژگی خاصی داشتهاند یا علت این اتفاق چیست؟
این یک قاعده کلی نیست، اما معمولاً مربوط به مواردی است که نوعِ آدمها در آن موقعیت خاص، آن کار را انجام نمیدهند. آن فرد در آن لحظه یک مجاهده بزرگ با نفس کرده و کار خاص و خداپسندی انجام داده که معمولاً انسانها در آن شرایط انجام نمیدهند. نیتش هم خوب بوده و صرفاً هدفش کمک به آن موجود بوده است.
۱. تفاوت اخلاص و نمایش
کار او مثل کسانی نبوده که بعد از شنیدن این قضایا، به طمع اینکه دری به رویشان باز شود، غذا بدهند یا کاری کنند. نقل میکنند بعضی از خلفا شنیده بودند امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در رکوع انگشتر به فقیر داد و آیه در شأن ایشان نازل شد:
آن خلیفه با خود گفت: «خب من هم میدهم، کاری ندارد!» صحنهسازی و تنظیم کرد که فقیری بیاید و بگیرد. اینطوری که نمیشود! آن اخلاصی که حضرت داشت کجا و این نمایش کجا؟ تو که آن حال را نداری، تو داری فیلم بازی میکنی و نمایش میدهی؛ خدا که با نمایش سرش کلاه نمیرود.
۲. ارزشِ عملِ بدونِ چشمداشت
آن افراد مورد نظر شما، در شرایطی بودند که هیچ انگیزه دیگری در کار نبود. مثلاً با وجود احتیاج شدیدِ خود، حاضر شد آن آب یا غذا را به فرد نیازمند یا آن حیوان بدهد. داستانش را هم نخوانده بود که بعد بابی از معرفت به رویش باز شود یا مشهور و معروف گردد؛ این محاسبات را نکرده بود. این کار را خالصانه انجام داد و رفت.
۳. بندگی؛ راهِ تضمین شده
گاهی اینطور میشود و عنایت خاصی میرسد، اما ما نباید به دنبال این چیزها باشیم؛ چون راه را گم میکنیم. خدا یک راه برایمان قرار داده و اسمش را گذاشته «بندگی».
فرموده این بندگی را شما صددرصد داشته باشید، همهچیز در آن هست. چرا میخواهید منتظر باشید تا یک اتفاق عجیب پیش بیاید یا بابی باز شود که معلوم نیست برای همه اتفاق بیفتد؟ این راهِ بندگی برای همه باز است و از همهچیز هم بهتر و خداپسندتر است.